نکته های ناروشن بودجه پزشکیان

پیش‌بینی دولت افزایش  ۴۱ درصدی درآمدهای نفتی است. کارشناسان افزایش درآمد نفت را به دلیل شرایط کنونی خاورمیانه و خطر رییس جمهور شدن ترامپ دشوار می دانند.

با این همه، باور باید بر این باشد که این افزایش درآمد نفت باید کسری بودجه دولت را کم‌تر کند. دولت پیش بینی می کند که نرخ ارزهایی مانند یورو ۶۱ درصد افزایش خواهد یافت؛ یعنی یک شکاف ۲۰ درصدی میان افزایش درآمد نفتی و رشد نرخ ارز هست که درآمدهای نفتی واقعی را در بودجه سال آینده کاهش می‌دهد.

پرسش‌های بی‌پاسخی نیز در باره‌ی بهای بنزین و افزایش درآمد دولت نیز هنوز در گردش است. پزشکیان گفت که مصرف بنزین امسال ۴۰ درصد بالاتر از سال ۹۸ است. او گفت که هر لیتر بنزین تا ۴۰ هزار تومان هزینه دارد، ولی بنزین یارانه‌ای هر لیتر  به ۱۵۰۰ تومان به فروش می‌رسد.

پزشکیان در در شهریور ماه ۱۴۰۳ گفته بود: «من (به عنوان دولت) پول گندم، پول دارو و پول نهاده و حقوق بازنشسته‌ها را ندارم، اما بنزین دلار ۵۰ تومان را می‌فروشم ۱۰تومان. کدام منطقی این را از ما قبول می‌کند؟»

ایشان بدون این که نشان دهد که مردم چگونه می‌توانند این بهای افزوده را بردوش کشند و یا مصرف بنزین را کم کنند، با زیرکی بهای بنزین را با دارو، گندم و دست‌مزد بازنشستگان گره می‌زند.  

البته، افزایش ۴۰ در صدی مصرف بنزین در ۵ سال برای محیط زیست ویران کننده‌است. نباید مردم را با این کار سرزنش کرد. نبود یک زیرساختار فراگیر رفت‌وآمد مردم و کالاها، مانند جاده‌های خوب، اتوبوس‌های شهری و برون‌شهری فراوان، شایسته و تندرو، قطار آراسته و سازمند از دلیل‌های بنیانی این افزایش کاربرد بنزین است.

کم کردن مصرف بنزین نیاز به برنامه‌ریزی درازمدت و سرمایه گذاری هنگفت در زیرساختارها و آموزش فرهنگی در باره‌ی خوی دادن مردم به کاربری از اتوبوس و قطارها دارد.




حقیقت را باید گفت

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” باید دلیری گفتن حقیقتی را که با داستان‌های ساختگی بورژوازی سازگار نیست را داشته‌باشند. آن‌ها باید بگویند که جنگ در اوکراین ریشه در گسترش سالانه ناتو به سوی مرزهای روسیه دارد؛ ریشه در تصمیم دولت ویکتور یانوکوویچ (Viktor Yanukovych) به دوری از اتحادیه اروپا و دوستی با روسیه دارد. کمونیست‌های اوکراین رفراندوم را پیش‌نهاد کرده‌بودند، ولی از آن جلوگیری شد. سربازان فاشیست رئیس جمهور برگزیده را بیرون راندند و یک دولت کودتا را برپا کردند که حزب کمونیست را ممنوع کرد. 

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” باید بگویند که اسلواکی و مجارستان عضو اتحادیه اروپا و همسایه‌شان صربستان خواهان دوستی با روسیه و پایان دادن به جنگ اوکراین هستند.

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” باید بگویند که ریشه همه‌ی چالش‌های خاورمیانه را باید در سرکوب بیش از هفتاد سال خلق فلسطین از سوی بورژوازی صهیونیسم یافت. کُشتار سال های ۱۹۴۸-۴۹ فلسطینی‌ها و نکبت فلسطین؛ جنگ کانال سوئز سال ۱۹۵۶؛ جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷؛ جنگ یوم کیپور سال ۱۹۷۳؛ جنگ لبنان سال ۱۹۸۲؛ همه‌ی این جنگ‌ها را اسراییل علیه خلق عرب، پیش از ۷ام اکتبر ۲۰۲۳ انجام داده است.

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ” نباید زیر فشار هوچی‌گری و باج‌گیری امپریالیسم که از برگ برنده “ضدیهودی” ،  “هوادار تروریست” و “هوادار پوتین” بودن برای بیرون راندن هر گزارشی که با داستان کلان آن‌ها هم‌خوانی ندارد، سود می‌جویند، از گفتن حقیقت سر باز زنند.

دیدن جوانانی که در غرب در راه‌پیمایی علیه کُشتار فاشیستی اسراییل در غزه شرکت می‌کنند، دانه امید را در دل‌ها می‌کارد.  شاید جنگ غزه دیگر جوانان غرب را مانند دوران جنگ ویتنام بیدار کند و آن‌ها با جنبشی بزرگ علیه نظم جهانی امپریالیستی بر پایه غارت و سرکوب بپا خیزند. این جنبش نوچه، ما را به آینده امیدوار می‌کند.




صلح‌خواهی سازمان‌های پیش‌رو و  ”چپ”

از زمان زایش جنبش کمونیستی، کمونیست‌ها علیه جنگ جنگیده‌اند. ما در همه زمینه‌ها درگیر نبرد طبقاتی هستیم، ولی نبرد بزرگ ما هم اکنون، نبرد با جنگ‌ها است. نبرد علیه جنگ یک نبرد طبقاتی است. جنگ‌ها برای منافع طبقه فرمان‌روای بورژوازی به راه می‌افتند– لایه‌های پایینی، کارگران تنها گوشت دم توپ هستند. برای بورژوازی، هم جنگ‌افزارسازی، هم جنگ و هم بازسازی پس از آن سودآور است، ولی برای طبقه کارگر و رنج‌بران برابر با از دست دادن زندگی و کاهش رفاه است.

هنگامی که از جت‌های جنگنده بمب انداخته و موشک شلیک می‌شود، تنها هدف‌های جنگی نابود نمی‌شوند، بل‌که بسیاری از کودکان، زنان و مردانی که ارتشی نیستند نیز کُشته یا زخمی می‌شوند. یورش ناتو به رهبری امپریالیسم امریکا به عراق، تنها در سه هفته ۶۰۰۰ مردم بی‌گناه را کُشت. در جنگ‌هایی که ناتو از سال ۲۰۰۱ آغاز کرد، بیش از ۱۰۰.۰۰۰  غیرنظامی کُشته شدند.

جنگ‌ها جهان را غیرانسانی می‌کنند. برای این‌که سربازان جان خود را به خطر بیندازند و با وجدان آسوده بکُشند و نابود کنند، باید یاد بگیرند که دشمن را ددمنش و غیرانسانی بدانند. برای همین، در همه جنگ‌ها تجاوز جنسی گسترده انجام می‌شود.

جنگ هم تهی‌دستان و تنگ‌دستان و هم محیط زیست را نابود و ویران می‌کند. کشورها نیاز به نیروی کار در بخش‌های تولیدی، رفاهی و بهداشت دارند، ولی در زمان جنگ، به جای آن جوانان برای کُشته و زخمی شدن به جنگ فرستاده می‌شوند.

اگر می‌خواهیم در باره‌ی دگرگونی‌های آب و هوایی، در نبرد برای عدالت اجتماعی پیروز شویم، باید جلوی جنگ‌ها را بگیریم. تا زمانی که جنگ است، همه‌ی سرمایه کشورها را می‌مکد.

جهان نیاز آنی به سرمایه‌گزاری به روی برنامه‌های آب و هوایی و به‌بود زندگی مردم و سیستم بهداشتی، آموزشی و سال‌مندان دارد، ولی پول دولت‌ها هزینه جنگ‌های نابود کننده آب و هوا می‌شود.




پول نفت و گاز سال آینده به کجا می رود؟

فروش نفت، گاز و فرآورده‌های نفتی، ۲.۱۰۷ میلیون میلیارد تومان است.

همه‌ی در آمد نفت به دست دولت نمی‌رسد، بلکه  ۱۴.۵ درصد درآمد نفتی به شرکت ملی نفت، ۳۷.۵ درصد به خزانه دولت  و ۴۸ درصد به صندوق توسعه ملی واریز می‌شود.

با این همه، ۱۱۹۶ هزار میلیون تومانی  (همت) که به دولت می رسد باید دوباره پخش شود؛ ۵۰۹ هزار میلیارد تومان به دولت؛ ۵۶۱ هزار میلیارد تومان به نیروهای مسلح و ۱۲۶ هزار میلیارد تومان به “سهم سایر مصوبات طرح‌های خاص” می‌رسد.

با این همه، کسری بودجه سال ۱۴۰۴، مانند امسال بالا خواهد بود. برخی از کارشناسان کسری بودجه را تا ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومان می‌دانند. دولت برای حل این کسری بودجه به فروش ۷۰۰ هزار میلیارد تومان اوراق بدهی، برداشت ۵۴۰ هزار میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی و وام  از بانک مرکزی می‌پردازد.  البته ۴۷۰ همت از این پول پرداخت اصل و سود اوراق بدهی سال‌های پیش است، یعنی خود وام برای سال آینده ۲۳۰ همت است.

با  نرخ برابری یورو ۵۰ هزار تومان  دولت  ۱۰ میلیارد و ۸۲۰ میلیون یورو از صندوق توسعه ملی وام می گیرد. قانون بودجه خود جمهوری اسلامی می گوید که، دولت باید سالیانه ۴۸ درصد از درآمدهای ناشی از صادرات نفت را به صندوق توسعه ملی واریز کند. برای سال ۱۴۰۴ اما دولت‌ تنها ۲۰ درصد از درآمد را به حساب صندوق توسعه ملی واریز می‌کند.

این وام باید هر سال بازپرداخت شود. این بازپرداخت هنگفت تنها می‌تواند که با کاستن از هزینه دولت در بخش آموزش و بهداشت و رفاه عمومی تهیه شود. همه‌ی این راه چاره ها تورم را افزایش خواهد داد.

   قابل توجه اینکه، شرکت نفت، صندوق توسعه ملی و نیروهای مسلح زیر نظر ولی فقیه هستند. به زبان دیگر، ۸۰ درصد پول نفت و گاز زیر نظر ولی فقیه دخل و خرج می شود.




خطر جنگ‌ هسته‌ای

جهان به آرمان‌هایی که نیهون هیدانکیو برای آن تلاش می‌کند، نیاز دارد. بازماندگان کُشته‌شدگان  ژاپنی نیرو و تکانه خستگی‌ناپذیری در جنبش جهانی بوده‌اند که پس از بمباران های سال ۱۹۴۵ پای به دنیا گذاشت. در آینده خیلی نزدیک بازمانده ای از بمباران هیروشیما و ناکازاکی در جهان نیست که از آن یورش ددمنشانه بگوید. بنابراین وظیفه به یاد داشتن کشتار ددمنشانه امپریالیسم امریکا در پایان جنگ و هشدار در باره‌ی بازی با جنگ افزارهای هسته‌ای نیاز به تلاش بیشتری دارد.

نُه کشور دارای جنگ‌افزارهای هسته‌ای – ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسراییل – در روند نوسازی جنگ افزارهای هسته‌ای خود هستند. هم‌زمان، چندین کشور دیگر در آرزوی ساختن آن هستند و یا در این روند گام گذاشته‌اند.

از آنجایی که چین و روسیه امروز هم‌کاری استراتژیک نزدیک با هم دارند، امپریالیسم غرب جهان را به سوی یک هم‌آوردی  خطرناک هسته‌ای می کشاند. به گفته سیپری، جنگ‌افزارهای هسته‌ای چین در یک سال از ۴۱۰  کلاهک به ۵۰۰  کلاهک افزایش یافته‌است.

روند کنونی  پیمان جلوگیری از گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای سازمان ملل متحد را به چالش می‌کشد. هم‌زمان، خود را از پیمان بازدید از جنگ افزارهای هسته‌ای روسیه کنار کشید.

در سال ۲۰۱۸، ترامپ امپریالیسم امریکا ایالات متحده را از پیمان  ۱۹۸۷ INF که ایالات متحده و روسیه را از داشتن موشک‌های هسته‌ای میان برد زمینی باز می‌داشت  بیرون کشید. و اندکی پس از درگیری اوکراین در سال ۲۰۲۲،  روسیه خود را از پیمان آغازنو  (New START)که مرز شمار موشک‌های هسته‌ای قاره‌پیما آماده شلیک ایالات متحده و روسیه را به ۱۵۵۰ گذاشته بود بیرون کشید.

جهان در روند دگرگونی تندی است. جنگ هسته‌ای دیگر یک پندار نیست، بل‌که پس از بحران کوبا در سال ۱۹۶۲ ، هیچ‌گاه مانند امروز خطر آن تا به این اندازه بزرگ نبوده‌است.




راست نژادپرست اروپا پشتیبان اسراییل است و ددمنش‌ترین کُشتارهای اسراییل را پاک‌شویی می‌کند

امپریالیسم و صهیونیسم توانستند که با گول زدن مردم ، یهودستیزی را تنها سرشت فاشیسم بخوانند. ولی فاشیسم چیزی فرای پاسبانی  از منافع سرمایه با تکیه بر ناسیونالیسم، “پاکی نژادی” و “ارزش های غربی” نیست.

اردوگاه راست تندرو با بورژوازی صهیونیسم هم‌سانی  ایدئولوژیک دارد. راست نژادپرست و رژیم فاشیستی اسراییل برای پاسبانی از سرمایه‌داری و سرکردگی جهانی امپریالیسم ، برای توده‌ها دشمن پنداری (مسلمانان) می‌سازند، تا توده‌ها، مسلمانان هم طبقه خود را دشمن بدانند و نه سرمایه را. ضد کمونیسم هم یکی دیگر از ویژگی مشترک راست نژادپرست و رژیم فاشیستی اسراییل است.

اسرائیل با راست تندرو و نژادپرست اروپا دوستی بسیار نزدیکی دارد. بسیاری از حزب‌های راست تندرو گرایش‌های فاشیستی دارند. بنیان‌گذار حزب آزادی آنتون راینتالر که در انتخابات اتریش پیروز شد، بریگاد پیشوا بود. راست تندرو ایتالیا از سوی حزب فاشیست و افسر بریگادهای سیاه، جورجیو آلمیرانته پایه‌گذاری شد. وکس (Vox) اسپانیایی ستایش برای ژنرال فرانکو را پنهان نمی‌کند.

رهبر حزب نژادپرست  Vox اسپانیا ، سانتیاگو آباسکال، در سال گذشته دو بار از اسراییل بازدید کرده‌است. نتانیاهو او را دوست بزرگ اسراییل خواند. حزب راست تندرو چگا پرتغال، کُشتار  تل آویو را «دفاع از خود» خواند و خواستار برکناری آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد به دلیل « ضد اسراییلی» بودن او شد. جورجیا ملونی، رئیس دولت ایتالیا مسلمانان را دلیل جنگ غزه خواند.

راست تندرو آلمان (AfD) نیز در کنار اسراییل ایستاده‌است. این حزب خواستار پایان دادن به بودجه آژانس سازمان ملل برای کمک به پناهندگان فلسطینی است. این حزب می‌گوید که  حماس نه تنها ضد دولت  اسراییل بلکه ضد غرب هم است، زیرا اسراییل بخشی از غرب است. کانال هفت اسراییل پیروزی این حزب را «به سود اسراییل» خواند. آویگدور لیبرمن، نماینده مجلس و عضو پیشین  دولت اسراییل ، چپ فرانسه را یهودستیز نامید و گفت که پیروزی لوپن به سود اسراییل است.




امپریالیسم برای امنیت خود (پاسبانی از منافع خود) امنیت همه‌ی جهان را به خطر انداخته‌است

ناتو به سرپرستی امپریالیسم امریکا اوکراین، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و کره جنوبی را دوستان خود می‌داند و ان‌ها را علیه روسیه و چین بسیج می‌کند. امپریالیسم سخن از امنیت جهانی می‌گوید، ولی آیا امنیت جهانی نباید دربرگیرنده امنیت همه ی کشورهای جهان باشد؟ امپریالیسم برای امنیت خود (پاسبانی از منافع خود) امنیت همه‌ی جهان را به خطر انداخته‌است. ایالات متحده، هم با  کمک ناتو و هم با پایگاه‌های جنگی، به دنبال منافع خود است تا برتری  جهانی خود را نگه داشته باشد.  منافع امپریالیسم امریکا حتا بر منافع اروپاییان هم برتری دارد. کشورهای عضو ناتو هرگز برابر نبوده‌اند، چارچوب نهادی، سیاسی و نظامی ناتو برای سرسپردگی سرمایه‌داری اروپا از ایالات متحده برنامه‌ریزی و پیاده شده‌ است.

همان‌گونه که دیدیم بی‌گمان جایزه نوبل صلح برای دوری از انتقاد از اسراییل به هواداران جهان آزاد از جنگ‌افزارهای اتمی داده‌شده‌است. با این همه، تردیدی نیست که هر گونه جنگی، تنها به سود امپریالیست‌ها و انحصارهای جنگ‌افزارسازی است و برای پاسبانی از سرکردگی جهانی امپریالیسم، آتش آن در گوشه و کنار جهان برافروخته می‌شود.

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ”‌ همیشه هوادار صلح بوده‌اند و نبرد برای جلوگیری از هر گونه جنگی، چه هسته‌ای و چه غیرهسته‌ای، را جدا از نبرد طبقاتی نمی‌دانند. تردیدی نیست که فرودستان بهای جنگ  را می‌پردازند و فرزندانشان خوراک توپ می‌شوند، و فرادستان از جنگ سود می‌برند.

برای جنگ‌افروزی، امپریالیسم نیاز به هم‌راهی مردم و پذیرش داستان خود از سوی آن‌ها دارد و در این راه از هیچ کوششی برای بستن دهان حقیقت گویان سر باز نمی‌زند.




جانگ روایت ها

خواست آتش بس و صلح، منافع اقتصادی و سیاسی انحصارهای بزرگ جنگ‌افزارسازی و دولت‌های امپریالیستی را به خطر می‌اندازد. برای همین، ما یک نبرد ایدئولوژیک بر سر بازگفت‌ها، داستان‌ها، گفتارها می‌بینیم.

داستان غرب در باره ی اوکراین این است که با یورش بی‌دلیل روس‌ها این جنگ آغاز شد. آن‌ها می‌گویند که روس‌ها می‌توانند برگردند به خانه و جنگ را پایان دهند. داستان غرب در باره غزه این است که با یورش حماس به غیرنظامیان در ۷ اکتبر جنگ آغاز شد؛ اسراییل حق دارد از خود دفاع کند؛ حماس یک سازمان تروریستی است؛ حماس باید از ریشه کنده شود، سپس جنگ پایان یابد.

در همه‌ی این داستان‌ها غرب، به رهبری ایالات متحده، انسان‌های خوب هستند، که برای دموکراسی باید با آدم‌های بد بجنگند؛ و بزرگ‌ترین وظیفه سیاست‌مداران خوب و درست کار غربی سرنگونی دیکتاتوری چین و روسیه است که می‌خواهند نظم جهانی را بر هم بزنند.

غرب با داستان‌سازی‌های گوناگون چنان هیولایی از پوتین ساخت که گویا نمی‌توان با او در باره‌ی چیزی گفت‌وگو کرد. غرب به مردم خود این گونه می‌گوید که ناسازگاری‌ها را نمی‌توان با گفت‌وگو با کسانی که با او ناسازگار هستند حل کرد.

کسی بدون آتش بس نمی‌تواند به جنگ پایان دهد، ولی غرب با بازگویی داستان‌های اسراییل به مردم خود می‌گوید که آتش بس به سود حماس است و تا نابودی حماس از صلح سخن نگویید. همه می‌دانند که بدون یک پیمانی که هر دو سوی یک درگیری بتوانند با آن زندگی کنند، صلح پایدار پدید نخواهد آمد. با این همه، غرب نه تنها برای پیاده کردن راه حل دو دولتی به اسراییل فشار نمی‌آورد، بل‌که به بازگویی داستان‌های اسراییل فلسطینی‌ها را سزاوار دموکراسی و حق داشتن یک کشور مستقل نمی‌داند.

ولی غرب با گفتن این که با پوتین یا حماس نمی‌شود گفت‌وگو کرد، خواهان پذیرش هیچ پیش‌نهاد  برای گفت‌گو و صلح نیست.