جنبش ملی- دموکراتیک: رقابت قدرتهای بزرگ منطقه خاورمیانه

درگیری ها و بی ثباتی در خاورمیانه با سطوح نسبتا بالای فقر، توزیع نابرابر ثروت، نهادهای سیاسی که اغلب در نتیجه جنگ یا حکومت استبدادی طولانی مدت و فساد ضعیف شدند، بعلاوه ناهمگونی مذهبی و قومی زمینه هایی به وجود می آورد که امپریالیسم و دیکتاتوری های خلیج فارس از آن سوءاستفاده می کنند.

امپریالیسم به شکاف های ژئوپلیتیک خاورمیانه برای بی ثبات کردن این منطقه دامن می زند. غرب اعراب را در برابر غیرعربها، سنی ها را در برابر شیعه، غربگرایان را در برابر ضد غرب، کشورهای نفت خیز را در برابر کشورهای فقیر، و طرفداران وضع موجود را در برابر قدرت های تجدیدنظرطلب قرار میدهد.

حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و  خیزش های عربی در سال ۲۰۱۱  رویدادهایی هستند که عمیق ترین و گسترده ترین تأثیرات را بر دگرگونی نظم منطقه ای داشته اند.  

در  سوریه، عراق و سینا در مصر جنگ داخلی تمامیت ارضی را به چالش کشید. در جاهای دیگر مانند لیبی و یمن، بسیاری از جناح ها و مراکز قدرت در تلاش های خود برای استفاده از روند بازسازی نهادهای دولتی به عنوان ابزاری برای تضمین کنترل قدرت و اقتدار به ضرر رقبای خود موفق شدند.

افول نسبی مصر و خنثی شدن سوریه و عراق مرکز ثقل منطقه را به سمت خلیج فارس سوق داده است. به گفته مارک لینچ از “حمایت برای صلح بین المللی”، رویدادهایی که پس از قیام های عربی در سال ۲۰۱۱  رخ داد، فروپاشی نظم کهن را تأیید کرد و شرایط را برای توازن قدرت جدیدی فراهم کرد.

حضور حداقل پنج کشور به عنوان قدرت های منطقه ای – عربستان سعودی، مصر، اسرائیل، ایران و ترکیه – به رقابت ها تا حد جنگ میدان داده است. منابع نفتی جاه طلبی کشورهای کوچکتر خلیج فارس، مثل قطر و امارات متحده عربی، را تقویت کرده است.




جنبش ملی- دموکراتیک: سخنی با چپ ها در مورد نقش دوگانه جمهوری اسلامی

نباید هیچ شکی برای افراد مترقی جهان به خصوص چپ برای مبارزه در راه سرنگونی نظم جهانی کنونی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا وجود داشته باشد. نیروهای مترقی اگر از درک نقش فعلی این دو کشور در ایجاد یک جهان چند قطبی عاجز باشند در عمل در کنار غرب و در اردوگاه امپریالیسم ایستاده اند.

همینطور نیروهای چپ باید بین نقش جهانی جمهوری اسلامی و حاکمیت بورژوازی در سرکوب آزادی‌خواهانه و استثمار شدید طبقه کارگر و پایمال کردن حقوق ابتدایی صنفی آن تمایز قائل شوند.  حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت وحشی سرمایه داری است که بر خلاف دولتهای سرمایه داری غربی نه تنها در آن مردم، خلقها، اقلیت های دینی، جنسی و جنسیتی و طبقه کارگر هیچ حقوقی ندارند بلکه سه قوه از هم جدا نیستند و فساد، رشوه خواری، پارتی بازی، رانت خواری اساس این حکومت را تشکیل داده است. نه تنها وظیفه هر کمونیست بلکه وظیفه هر نیرو و فرد مترقی است که در سرنگونی چنین نظام کثیفی سعی و تلاش کند.  

ولی همین جمهوری اسلامی در صحنه جهانی به دلایلی با هژمونی جهانی امریکا مخالف است. یکی از دلایل این نقش وجود نیروهای نظامی خیلی قوی در جمهوری اسلامی است که در تمام عرصه های جمهوری اسلامی نفوذ کرده اند و در عمل قوه مجریه، قوه قضاییه و قوه مقننه را در دست خود دارند. حیات این نظامیان به جو متشنج در منطقه وابسته است.  تشنج تا در مرز جنگ ولی همزمان اجتناب از جنگی که موجب نابودی شود. این دسته نظامیان خیلی سعی کردند که موجودیت خود را به امریکا بقبولانند ولی امریکا با توجه به سیاست تسلیم کامل تمام کشورها، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را در ردیف نیروهایی نمیداند که حاضر به تسلیم کامل باشند.




جنبش ملی- دموکراتیک: تلاش امپریالیسم امریکا برای ایزوله کردن چین

امریکا سعی میکند تا چین را از طرق مختلف، با ایجاد ناتوی آسیایی با شرکت ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین  محاصره کند . امپریالیسم آمریکا حاضر است که با هزاران روش ارتباط کشورهای آسیایی را با چین قطع کند، تا برنامه جاده ابریشم چین که برای مبادله کالا بدون دخالت امریکا و وابستگی به شبکه ارتباطی زمینی، هوایی و دریایی غرب برنامه ریزی شده است به تمامی به مرحله اجرا نرسد.  

از طرف دیگر امریکا سعی می کند که از طریق اوکراین کنترل  دریای سیاه را هم در دست خود گیرد. امپریالیست‌های غرب به رهبری آمریکا با حرکت به سوی مرزهای روسیه و ایجاد پایگاه‌های نظامی در اطراف آن به دنبال تجزیه اوروسیا و سلطه بر آن هستند. جنگ روسیه علیه ناتو در اوکراین را باید به عنوان اولین جنگ برای تاسیس  یک نظم چند قطبی تحلیل کرد.

روسیه و چین با همکاری برزیل و هندوستان در مقابل هژمونی آمریکا و اروپا، سازمان شانگهای و اتحادیه بریکس را تاسیس کردند.       این حقیقت که کشورهای سرمایه داری مثل ایران، مصر، اتیوپی، عربستان سعودی و امارات عضو آن شده اند و به جز ویتنام و کوبای سوسیالیستی ۳۲  کشور سرمایه داری مانند پاکستان، ترکیه، تایلند، اندونزی، بنگلادش ووو خواهان عضویت در ان هستند به وضوح نشانگر تمایل بورژوازی کشورهای ”جنوب” به مقابله با هژمونی غرب است.

همانطور که روسیه و چین از هر شکافی در گردان امپریالیسم استفاده می کنند امریکا هم تمام تلاش خود را مصروف شکاف انداختن بین چین و روسیه می کند. بعضی از سیاستمداران غربی به وضوح میگویند که اگر چین راه خود را از روسیه جدا کند از لطف غرب بهره مند خواهد شد.

نقشه کشی برای جنگ در تایوان، جنگ فعلی در اوکراین و حمله وحشیانه اسرائیل به خلق های منطقه، همه برای تثبیت و حفاظت از هژمونی امریکا در جهان طراحی شده است.




نیروهای راست هوادار امپریالیسم، اسراییل را برای حمله به ایران تشویق می کنند!

سیاست “چپ”ها در برابر درگیری میان اسراییل و جمهوری اسلامی با راست‌ها یک‌سان نیست. راست‌های هوادار امپریالیسم، به اسراییل برای یورش به میهن ما انگیزه می‌دهند که تا شاید کلاهی از این نمد برای خود بسازند. میهن‌فروشی آن ها به دلیل نداشتن باور به نیروی مردم برای سرنگونی حاکمیت سرمایه‌داری- ولایی جمهوری اسلامی است. ما خواهان یورش ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیستی به میهن خود نیستیم. با همه‌ی دشمنی هایی که ما با جمهوری اسلامی داریم، نباید فراموش شود که جمهوری اسلامی به دلیل‌های فراوانی که گفته شد، خواهان پرهیز از جنگ رودررو با اسراییل است.  “چپ” باید در برابر جنگ خواهان بایستد، بدون آن‌که آن را بهانه ایستادن زیر چتر یک لایه بورژوازی انگلی کند.

آن‌هایی که به نام “چپ” برای کُشته شدن حسن نصرالله از سوی ارتش فاشیستی اسراییل دست می‌زنند، فراموش می‌کنند که حزب الله با همه‌ی واپسگری‌های ایدیولوژیک خود، در برابر یورش اسراییل به فلسطینی‌ها ایستاده‌است و با نیروهای کمونیستی فلسطین و لبنان در این باره هم‌کاری می کند.

نباید از یاد برد که ریشه همه‌ی چالش‌های خاورمیانه را باید در سرکوب بیش از هفتاد سال خلق فلسطین از سوی بورژوازی صهیونیسم یافت. تردیدی نیست که جمهوری اسلامی برای نیرومند کردن جای‌گاه ژئوپلتیک خود در خاورمیانه، به ویژه بورژوازی نظامی آن برای زنده ماندن، به تنش با اسراییل نیاز دارد، ولی نباید فراموش شود که چالش فلسطین بسیار زودتر از زایش جمهوری اسلامی گریبان‌گیر مردم خاورمیانه شده‌بود. 

کُشتار سال های ۱۹۴۸-۴۹ فلسطینی‌ها و نکبت فلسطین؛ جنگ کانال سوئز سال ۱۹۵۶؛ جنگ شش روزه سال  ۱۹۶۷؛ جنگ  یوم کیپور سال ۱۹۷۳؛ جنگ لبنان سال ۱۹۸۲؛ همه‌ی این جنگ‌ها را اسراییل علیه خلق عرب، پیش از نیروهای جانشینی جمهوری اسلامی در این جا و ان جا، آغاز کرده‌بود.




با سرکوب توده ها، جمهوری اسلامی در جنگ با اسراییل تنها ماند!

حاکمیت جمهوری اسلامی هم‌واره هنگامی که زیر فشار خرد کننده‌ی خواست‌های مردمی است، دست به  سرکوب برخی از خواست‌ها و و بازکردن آرام سوپاپ‌ها در جاهای دیگر و سازش با غرب می‌زند.

همان‌گونه که نشان داده ایم، دست‌گاه فرمان‌روایی جمهوری اسلامی با روی کار آوردن پزشکیان به دنبال یک سازش بزرگ با غرب، برای برداشتن تحریم ها بوده‌است. اسراییل نزدیکی دوباره جمهوری اسلامی به غرب را خطر بزرگی برای خود می‌داند و به همین دلیل با یورش‌های تروریستی خود می خواهد که جمهوری اسلامی را به مرداب جنگ با خود بکشاند.

جمهوری اسلامی به خوبی می‌داند که برایند رویارویی با اسراییل، حتا اگر اسراییل از ۹۰ کلاهک هسته‌ای خود سود نجوید، شکست است.  جمهوری اسلامی این را هم به خوبی می‌داند که حتا اگر جنگ به درازا بکشد، نابود خواهد شد، چرا که با سرکوب خواست‌های آزادی خواهانه لایه‌های میانی و با بهره‌کشی ددمنشانه از طبقه کارگر و ندادن حق سازماندهی مستقل به آن‌ها، فشار اقتصادی کمرشکن به تنگ‌دستان و تهی‌دستان که پیامد ناگوار پیاده‌کردن اقتصاد سرمایه‌داری- نئولیبرالیستی است، پشتوانه مردمی ندارد، تا بتواند در یک جنگ دراز با ارتش آدمکُش کشوری که دارای پیشرفته‌ترین صنعت نظامی است و تا مغز استخوان در دست‌گاه امنیتی جمهوری اسلامی رخنه کرده است، ایستادگی کند.




هم‌گرایی لایه‌های گوناگون بورژوازی

هم‌گرایی لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی برای گزینش پزشکیان به رییس جمهوری را می‌توان از زبان روزنامه “اعتماد” به خوبی برداشت کرد.

محمدمهاجری و فیاض‌زاهد در یادداشتی مشترک که روزنامه اعتماد پخش شده است می نویسند: «انتخاب پزشکیان یک ضرورت و اجماع بین‌الطرفینی ارزیابی می‌شود. او می‌تواند دریچه‌های بسته شده را بگشاید. هم نمادی از میانه‌روی باشد هم مدیری هماهنگ با رهبری. اما می‌تواند نقطه التقای این دو جریان تضعیف شده باشد. یعنی هم رای ناطق را داشته باشد هم رای خاتمی را. از آن مهم‌تر اینکه سپاه پاسداران و بیت رهبری را از سلامت و صداقت خود مطمئن گرداند».

هم‌آهنگی و هم‌گرایی کنونی میان لایه‌های بورژوازی در هم‌سنجی با چنددهه گذشته  بی‌همانند است. پاسداران دولت را ارجمند می‌شمارند و اصلاح‌خواهان “رهبری” را گرامی می‌دارند. به گزارش همشهری آنلاین، سردار محمدرضا نقدی معاون هماهنگ کننده سپاه در گفت‌وگو با مهر گفت: «این اقدام‌های دولت خیلی خوب است و ما از دولتمان به دلیل اتخاذ این مواضع راضی هستیم، چرا که به خوبی وارد میدان دیپلماسی شدند و این میدان را خوب هدایت کردند».

به گزارش مشرق، علی ربیعی در توئیتر نوشت: «به نظر من، بیان خطبه امروز رهبر انقلاب به ویژه این گزاره «ما در انجام این وظیفه نه تعلل می‌کنیم، نه شتاب‌زده عمل می‌کنیم؛ آن وظیفه در وقت خود انجام می‌گیرد و انجام هم گرفت و در آینده هم اگر لازم شد باز انجام خواهدشد.» در این شرایط، با انسجام ملی پشت رهبری بایستیم و ایستادن جلوتر از رهبری ممنوع!»

به گزارش مشرق، علی ربیعی به دلیل این وفاداری به ولی فقیه «دستیار اجتماعی رئیس جمهور» شد.

غلامرضا صادقیان سردبیر روزنامه جوان نوشت: «اصلاح‌طلبانی هم نوشتند که آخرین نماز جمعه آنان، نماز هاشمی در ۸۸ بود ولی حالا دیگر آخرین نیست! »

همان‌گونه که می‌بینیم لایه‌های گوناگون بورژوازی به “هم‌دیگر نان قرض می‌دهند” و به ستایش هم‌دیگر می‌پردازند.




بورژوازی صهیونیسم برنامه رژیم ولایت فقیه برای سازش با غرب را خراب کرده است

هیچ تردیدی نیست که پزشکیان نامزد برگزیده حاکمیت جمهوری اسلامی در انتخابات مهندسی شده‌بوده‌است. یکی از  دلیل‌های بنیادی آن، امید به او برای راه‌گشایی سازش با غرب بود. هم‌زمان او سیاست‌مدار گوش به فرمانی است که دیدگاه ویژه‌ای ندارد، بل‌که بازتاب دهنده دید سازش میان لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی است.   

سخن‌رانی پزشکیان در سازمان ملل، نشان‌گر سیاست سازش همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی برای نزدیکی به غرب بود؛ سیاستی که نشان از ترس و شکست داشت.

اسراییل در ماه آوریل، کنسولگری ایران در دمشق سوریه را بمب‌گذاری کرد و ژنرال ارشد محمدرضا زاهدی را کُشت؛ اسماعیل هنیه، یکی از رهبران حماس را در  تهران ترور کرد؛ سپس، حسن نصرالله، دبیر کل دیرینه جنبش حزب الله لبنان، و ژنرال ایرانی عباس نیلفوشان را در بیروت کُشت. پرتاب ۲۰۰ موشک بالستیک در پاسخ به این یورش‌های بسیار سخت اسراییل به ایران در ماه‌های گذشته ، یک پاسخ نمادین بوده است.۲۰۰ موشک بالستیک حتا نتوانستند یک سرباز اسراییلی را زخمی کند.

اکنون، بنیامین نتانیاهو، زمان را شایسته  می‌بیند که تا چوب توی چرخ تنش‌زدایی جمهوری اسلامی با غرب بگذارد و امریکا را به جنگ با ایران بکشاند. نتانیاهو با کُشتن رهبران نظامی ایران و اسماعیل هنیه، رهبر حماس در خاک ایران، و هم‌چنین یورش به حزب الله در لبنان  می‌خواهد شور جنگ رودررو را در سردم‌داران جمهوری اسلامی برانگیزد.

گاردین می‌نویسد که جمهوری اسلامی خواهان تنش‌زدایی با غرب و برداشتن تحریم‌ها است. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه دولت چهاردهم، دیدارهایی با همتاهای اروپایی خود مانند آنالنا بائربوک، وزیر امور خارجه آلمان و دیوید لامی، وزیر امور خارجه بریتانیا داشت تا زمینه برگشت اروپا را برای  رایزنی‌ها در باره‌ی برنامه هسته‌ای را  فراهم کند. ولی  کُشته شدن سیدحسن نصرالله، رهبر حزب الله از سوی اسراییل با پشتیبانی ایالات متحده، تنش‌زدایی جمهوری اسلامی با غرب را با چالش‌های فراوانی روبرو کرده‌است.




گرانی کمر تنگ‌دستان را شکسته است

به سرکار آوردن یک اصلاح‌خواه دل‌بسته به ولی‌فقیه، برای باز کردن راه سازش با امریکا بوده است و نه برای باز کردن سپهر سیاسی میهن. دولت پزشکیان حتا پیش از استوار کردن پایه‌های خود به دنبال بدتر کردن شرایط زندگی رنج‌بران و تنگ‌دستان رفته‌است و سیاست گران‌سازی بنزین، نان، شیر، گوشت و دیگر کالاهایی که تنگ‌دستان برای زنده ماندن به آن‌ها نیاز دارند، را در پیش گرفته‌است. 

گرانی و تورم افسار گریخته کمر تنگ‌دستان را زیر فشار هزینه‌های روزانه شکسته‌است. به گزارش اقتصاد  نیوز ۱۲ مهر، بهای هر کیلو مرغ کشتار در بازار به ۸۸،۱۳۳ ؛ بهای هر کیلو مرغ زنده در بازار ۶۳،۹۲۸؛ بهای هر کیلو گوشت منجمد گوساله به  ۲۹۰  هزار تومان؛ بهای هر کیلو بوقلمون کشتار به  ۱۲۰  هزار تومان تومان؛ بهای هر کیلو دام در کشتارگاه به ۶۲۰  هزار تومان؛  بهای هر کیلو دام زنده به  ۳۰۰  هزار تومان؛ بهای هر کیلو گوشت شترمرغ کشتار به ۳۷۰  هزار تومان افزایش یافته است. بهای  شیر خام ۲۰ درصد و بهای فراورده‌های شیری مانند ماست، شیر پاستوریزه، دوغ، پنیر، خامه و کره تا ۲۵ درصد افزایش یافته‌است.

به گزارش اقتصاد۱۰۰، با گفت‌وگو با یک کنشگر کارگری می نویسد: «متاسفانه بیشتر قیمت‌ها صعودی است و کالاهای مهم سبد معیشت خانوار هم تغییر داشته است، در چنین حالتی نمی‌توان انتظار داشت دستمزد هزینه‌های زندگی را جبران کند. میانگین هزینه ماهانه سبد معیشت خانوار کارگری را ۲۵ میلیون تومان در ماه است.  وقتی یک کارگر ۱۲ تا ۱۳ میلیون تومان در ماه حقوق می‌گیرد، چگونه می‌خواهیم برای او مزد منطقه‌ای درنظر بگیریم و دستمزدها را منطقه‌ای کنیم؟»