اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی

اگر کسانی هنوز بر این باور هستند که خط اقتصادی حاکمیت جمهوری اسلامی، سرمایه‌داری- نئولیبرالیستی نیست، باید سخنان وزیر جهاد کشاورزی را بخوانند.

به گزارش مشرق ۶ مهر، وزیر جهاد کشاورزی غلامرضا نوری قزلجه گفت: «رییس‌جمهور و هیات دولت بر واگذاری امور به بخش خصوصی مصمم است و سپردن اقتصاد به دست مردم و خروج از اقتصاد دولتی مطابق با سیاست‌های کلی نظام ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی را سرلوحه کار خود قرار داده است».

اقتصاد جمهوری اسلامی سال‌ها است که با پیاده کردن آموزه نئولیبرالیستی و پندهای نهادهای نئولیبرالیستی جهانی، مانند بانک‌جهانی پول رهبری می‌شود. اگر چه برنامه‌ریزان بزرگ این اقتصاد کارگرکُش، در اتاق بازرگانی نشسته‌اند، ولی هیچ لایه‌ای از بورژوازی انگلی در دست‌گاه فرمان‌روایی جمهوری اسلامی، خواهان یک اقتصاد مستقل و ملی نیست.

دیدگاه‌های اقتصادی همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی کم و بیش با هم یک‌سان است. اگر کسی به مردم بگوید که در میان آن‌ها هستند کسانی که به یک اقتصاد ملی و مردمی با عدالت اجتماعی باور دارند، خاک به چشم مردم پاشیدن است. هنگام شنیدن زمزمه‌هایی از  خرده‌گیری از اقتصاد نئولیبرالیستی، نباید از یاد برد که همه‌ی لایه‌های بورژوازی انگلی،مانند همان سخنانی که آقای جلیلی در گفت‌وگوهای زمان انتخابات رییس جمهوری گفته بود، به دنبال کوچک کردن دولت و سپردن اقتصاد به دست “مردم” هستند. برخی‌ها مردم‌فریبانه از آزادسازی بهای ارز، برداشتن یارانه‌ها یا هم‌سازی نکردن دست‌مزدها با تورم انتقاد می کنند، ولی سخنی از اقتصاد کلان نئولیبرالیستی نمی‌گویند و یا از سازمان‌دهی مستقل کارگران  در  سنديکاها پشتیبانی نمی‌کنند. دید مشترک بورژوازی انگلی بر این است که یک اقتصاد تک‌کالایی با فروش نفت به بیرون و خرید کالاهای بنجل و بی‌ارزش و فروش آن در درون، یک اقتصاد انگلی و غیرتولیدی داشته باشد.   




مبارزه دائمی “چپ” برای آزادی

”چپ”ها از پایه‌گذاران و رزمندگان راه آزادی بوده‌اند؛ آن‌ها آزاداندیشی سکولار و رها از دین را به هم میهنان ما به ارمغان داده‌اند.”چپ”ها در برابر این پدر و پسر ستم‌کار و رژیم ولایت فقیه ایستادند و اندک لیبرال‌هایی که در برابر محمدرضا و خمینی ایستادگی کردند، با نرم‌خویی زندان‌بانان روبرو بودند.

لیبرالیسم اصلاح‌خواه امروز مانند آقایان سروش، خاتمی، زیبا کلام، عبدی، زیدآبادی، خانم فائزه رفسنجانی ووو هنوز رنگ و بوی اسلامی دارد و آن‌ها نتوانستند و یا نخواستند که بند ناف خود را از پایه‌های ایدیولوژیک نظام اسلامی ببرند. همه‌ی آن‌ها کم و بیش در آزادی‌کُشی و آزادی‌خواهان‌کُشی دست داشته‌اند. سروش آفریننده انقلاب فرهنگی و سرکوب دانشجویان بود؛ فائزه رفسنجانی هنگام کُشتار زنجیره‌ای نماینده مجلس و پدرش رییس جمهور بود. آزادی‌خواهی لیبرال‌ها هیچ‌گاه دربرگیرنده حقوق دموکراتیک نبوده است. آن‌ها با مقوله‌هایی مانند حق داشتن سندیکا، حق کار، حق خانه برای کارگران بیگانه هستند.

لیبرال‌های برون‌مرزی که در زیر چتر آقای رضا پهلوی گرد هم آمد‌ه‌اند، نه تنها پیشینه آزاداندیشی ندارند، بل‌که در کُشتار آزادی‌خواهان و آزاداندیشان دست داشته‌اند.

آن دسته از لیبرال‌هایی که با این دو اردوگاه لیبرالیستی اصلاح‌خواهان و شاهنشاهی‌خواهان پیوند ندارند و به دنبال پاک‌شویی نظام ددمنشانه بهره کشی سرمایه‌داری هم نیستند، نمی‌توانند با نیش‌کینه و با دشمنی با ”چپ” برخورد کنند. زیرا آن‌ها می‌دانند که ”چپ” بزرگترین و پیگیرترین گردان آزادی خواه تاریخ میهن ما بوده‌است و بیش‌ترین کُشته را در این راه داده است.

آری، ”چپ”ها آزادی‌خواه بوده اند و هستند، ولی آن‌ها برای این هم می‌جنگند که گواراهایی‌های  زندگی در دسترس همگان باشد. آن‌ها هم  راه رفتن زیر آسمان باز، گل چیدن در باغچه، نوازش گوش‌ها با آواز پرندگان و خش خش برگ درختان را دوست داشتند و دارند، ولی چون که زیبایی را، دارایی را، زندگی را برای همگان می‌خواهند، چاره‌ای سوای نبرد برای فراهم کردن زمینه‌های انسانی کردن جامعه نمی‌بینند.




نبرد توده‌ای‌ها برای بهروزی خلق!

هنگام مرگ نیز به پیمانی که با خلق بستند، وفادار ماندند و از کوره‌ی آزمایش‌های گوناگون هم‌چون سیاوش تابناک و پاک از آتش‌ها گذشتند.

تن وارطان را پاره‌پاره و دست‌هایش را بی‌ناخن کردند، ولی همان‌گونه که شاملو می‌گوید: «وارطان سخن نگفت؛ سرافراز، دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت…چو خورشید از تیرگی درآمد و در خون نشست و رفت».

پس از زمان کوتاهی، دژخیمان محمدرضا، مرتضی کیوان، شاعر توده‌ای، شاعری که آموزگار بسیاری از شاعران بود را، در زندان قصر تیرباران کردند. او با سربلندی نوشت: «درد و رنج و تازیان چند روزی بیش نیست/  رازدار خلق اگر باشی همیشه زنده ای». 

چند سالی پس از آن، دشمنان آزادی فرزند دیگر خلق، روزبه را به تیر بستند. ولی همان‌گونه که طبری می‌گوید: “لرزید دل خصم چو از چوبه اعدام بشنید غریو سخن پر شر و شورش”، “بی مایه شد عربده” دژخیمان “نزد نهیبش، بی جلوه شد طنطنه” شکنجه گران پیش غرورش. به جای خاموشی “تابنده بر اطراف وطن منبع نورش”.  

ما هرگز توان پرداخت بدهی، به چنین مردان یل و زنان دلاوری را که جان را در راه برابری، برادری و آزادی داده اند، را نخواهیم داشت.

رومن رولان می‌گوید که ” قهرمان کسی است که آنچه را که می تواند انجام می دهد.” و این مردان و زنان از خودگذشته، بیش‌تر از ان چه که در توان یک انسان است، برای آزادی و برابری انجام داده‌اند.

طبری درباره‌ی این قهرمانان می‌نویسد: “رفقای شهید ما در بازجویی و دادرسی و به ویژه در بازپسین مرحله حیات و در آستانه اعدام قهرمانی شگرفی از خود بروز دادند. ایران از این قهرمانی تکان خورد. جهان از این قهرمانی آگاه شد. فرزندان مزدک و بابک، حیدر‌عمو‌اوغلی و ارانی، نشان دادند که روح مقاومت و عنادِ انقلابی در ایران نمرده است، کماکان در پرتویی نیرومند در تجلی است.”




“چپ” راستگرا در کنار بورژوازی انگلی بر ضد طبقه کارگر

دو دسته “چپ” اگر چه با دلیل‌های گوناگون، خواهان آشتی طبقاتی و فراموشی سیاست مستقل طبقاتی “چپ” هستند. یک دسته، بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی را نجات دهنده سرنوشت مردم و میهن ما می‌داند و می‌خواهد که “چپ”  برای زنده ماندن زیر سایه این لایه‌های انگلی جای خوش کند و دسته دیگر، بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی را به‌ترین گزینه کنونی برای چاره‌سازی چالش‌های بی شمار ما می‌داند.  

روشن است که این دو دسته، با این که دوست‌دار لایه‌های گوناگون بورژوازی هستند، ولی هر دو سرکردگی بورژوازی را می پذیرند؛ یکی ضدامریکا در کنار جمهوری اسلامی و دیگر با دوستان امریکا برای اصلاح  جمهوری اسلامی می ایستد.

هیچ روند انتخاباتی در جمهوری اسلامی سرنوشت مردم ما را دگرگون نخواهد کرد و تنها می توان در این جا و آن جا به بزک‌سازی چهره زشت آن کمک کند.

راستش این است که مردم نمی‌خواهند مانند گذشته بدون نان، کار، خانه و آزادی زندگی کنند و حاکمیت هم نمی‌تواند دیگر مانند گذشته فرمان‌روایی کند. هنگامی که شرایط عینی انقلاب تا به این اندازه فراهم است؛ سفارش “چپ”های هوادار جمهوری اسلامی برای ایستادن زیر چتر یک لایه از بورژوازی انگلی، پشت کردن به طبقه کارگر و دیگر رنج‌بران و آزادی‌خواهان است.

یک نیروی راستین ”چپ” نباید برای نابودی دست‌گاه سرمایه‌داری- دینی جمهوری اسلامی با امپریالیسم هم سو شود؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید برای رسیدن به آزادی به دنبال ”اصلاح‌خواهان”  هوادار سرمایه‌داری رود؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید با “ضد امپریالیستی” خواندن گنده گویی حاکمیت در باره ی امریکا، زیر پرچم لایه‌ای از بورژوازی انگلی بایستد. ”چپ” انقلابی باید با خط مستقل خود در برابر امپریالیسم و بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی بایستد.

اگر “چپ” با یگانگی، هم‌گامی و با یک خط مستقل طبقاتی گام در این نبرد نگذارد، بدون هیچ تردیدی رهبری جنبش را به هواداران امپریالیسم می‌سپارد.




یک بار برای همیشه باید به بازی “بد و بدتر” پایان داد

بازی سیاسی حاکمیت با مردم و آرزوهایشان پس از بیش از چهل سال، به گلیم رنگ و رو باخته می‌ماند. کم‌تر کسی دیگر به “دمکراسی‌بازی” و نمایش “بد و بدتر” حاکمیت باور دارد.

بورژوازی انگلی با واکاوی شرایط درون‌مرزی و هم‌سنگی نیروهای جهانی برآورد می‌کند که چه لایه‌ی از آن برای رییس جمهوری سودمند است. برای همین حاکمیت گاهی نمایندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و مالی و گاهی هم نمایندگان سیاسی بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی را برای پاسبانی از منافع مشترک طبقه بورژوازی در پست رییس جمهوری شایسته می داند.

روزنامه هم‌میهن چاپ تهران در روز دوشنبه ۲۱ خرداد، نوشت که حسین بیات، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلا درباره نقش «فضای سیاسی غالب» بر تصمیم‌گیری‌های شورای نگهبان گفت: « نظر شورای نگهبان همان نظر «نظام سیاسی» حاکم است: «در برخی دوره‌ها نظام سیاسی در مواجهه با مسائل بین‌المللی دچار مشکلاتی شده و ترجیح داده که سکان قوه مجریه به دست افراد عملگرا، معتدل و اهل گفت‌وگو و معامله با غرب قرار گیرد. گاهی هم تشخیص داده که باید چهره‌ای بر سر کار بیاید که با غرب زاویه جدی داشته باشد.»

حتا آقای نگهدار که از روراست‌ترین “چپ” هوادار جمهوری اسلامی است، در باره‌ی انتخابات به روشنی می‌نویسد: 

«هر کس رئیس جمهور چهاردهم شود تغییر مهمی در بالا، در ساختار حکومت یا سیاست راهبردی آن رخ نخواهد داد.» «بنا به تجارب دولت خاتمی و دولت روحانی، کاملا قابل پیش بینی است که هرگاه پزشگیان پیروز شود اختیاراتی بیش از بقیه دولت های جمهوری اسلامی نخواهد داشت. تصمیم سازی های استراتژیک و حیاتی برای کشور در جای دیگر صورت خواهد گرفت. تا ساختار قدرت در ایران به گونه ای هست که هست، انتظار این نیست که حالا با آمدن دولت پزشگیان راه حل مشکلات اساسی کشور گشوده شود.»




بورژوازی تجاری هسته اصلی اصولگرایان

هسته بنیانی “اصول‌گرایان” حزب موتلفه اسلامی است. از نام‌داران گذشته این دسته می‌توان از جلال‌الدین فارسی، لاجوردی، عسکراولادی و پرورش نام برد. این دسته در دهه‌های گذشته از ناطق نوری، احمدی‌نژاد، ولایتی و رئیسی پشتیبانی کرد. هم اکنون باهنر، بادامچیان، میرسلیم، شجونی و محسن رفیقدوست از چهره های برجسته آن هستند.

کنش‌های تجاری این دسته در بازار بر همگان آشکار است. پس از انقلاب میان حزب توده‌ی ایران و نماینده سیاسی بورژوازی تجاری، آقای عسگر اولادی درگیر ایدولوژیک، به ویژه در باره‌ی ملی کردن بازرگانی خارجی بود. هیات موتلفه می خواهد تا دست بخش خصوصی را در رهبری بازرگانی و اقتصاد کشور باز بگذارد. این دسته یکی از واپس‌گراترین تفسیر اقتصادی- اجتماعی را از اسلام دارد؛ اسلامی که هم ضدکارگر است و هم ضدزن.

بورژوازی تجاری هنگامی که زیر تحریم غرب است، سودورزی خود را با دادوستد با چین و با خرید جنگ‌افزار از جمهوری دموکراتیک به دست می آورد.

“ده مهر” می نویسد: «این نیروها همان هواداران «خط ضدامپریالیستی و خلقی امام» هستند که بر اثر تحولات مثبت جهانی و منطقه‌ای، […] می‌کوشند تا انقلاب ایران را به ریل اصلی آن بازگردانند».

رفیق عمویی در “صبر تلخ” در باره ی «مؤتلفه اسلامی» می گوید: “برای ما مشخص شد که در واقع آن جناح افراطی بیشتر به آقای خمینی نزدیک است. با گذشت زمان دیدیم که […] در واقع  «مؤتلفه اسلامی»  مشاور اصلی و تعیین کننده دادستانها و… شد. ” (ص ۴۶۵)

 “ این نشان میدهد که واقعا بازار و این لایه متحجر روحانیتی که سالیان دراز متکی بر اقتصاد بازار بوده […] استخوانبندی این نظام را تشکیل میداده، در تحلیل نهایی این برنده قضیه است! “(ص ۷۵۴)

“ده مهر” باید پاسخ دهد که “جناح افراطی” “لایه متحجر روحانیت که سالیان دراز متکی بر اقتصاد بازار بوده” در چه هنگامی با چه جهش کوانتومی “ضدامپریالیستی و خلقی” شده‌است؟




پزشکیان خدمتگزار نظام و ارادتمند رئیسی

پزشکیان چگونه توانست در دست‌گاهی به این آلودگی، با این همه دزدی، با این همه کشتار تاکنون در سیاست زنده بماند؟ چگونه است که شورای نگهبان نامزدی روحانی برای مجلس، لاریجانی، احمدی‌نژاد رییس جمهور دو دوره را نمی پذیرد، ولی پزشکیان از سوراخ باریک سوزن همان شورا گذر می‌کند؟

در بهترین شرایط می‌توان گفت که حاکمیت او را مانند مار بی نیش، برای خود بی‌خطر می‌داند.

روزنامه کیهان در باره ی «مسعود پزشکیان» نوشت:

«آقای پزشکیان به درستی خود را خدمتگزار نظام و انقلاب می‌داند و در تشییع رئیسی از ارادت خود به آن شهید گفت.»

پزشکیان به روشنی نشان داده‌است که او در برابر ولی فقیه سرسپردگی را می‌پذیرد که راست‌ترین سیاست در میان ”اصلاح خواهان” هست.

افزون بر این، بخش میانه ”اصلاح‌خواهان” سال‌ها است که با نمایاندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و بورژوازی مالی بده و بستان دارد. در دو دوره رییس جمهوری آقای روحانی، ”اصلاح‌خواهان” میانه‌رو به او رای دادند و هم اکنون نیز نمایندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و بورژوازی مالی مانند آقای ظریف، وزیر خارجه پیشین و محسن هاشمی به پزشکیان رای خواهند داد. اگر کسی بر این باور است که بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی و نمایندگان سیاسی آن‌ها مانند کارگزاران و حزب اعتدال و توسعه از روی نادانی و ندانستن منافع طبقاتی خود به او رای می دهند، پس باید دوباره دانش سیاست را بیاموزد.

بنیان‌گذاران حزب اعتدال و توسعه  که هم اکنون می خواهند به پزشکیان رای بدهند، در برگیرنده محمدباقر نوبخت، فاطمه هاشمی رفسنجانی، سید حسین موسویان و زهرا پیشگاهی‌فرد و رهبری ایدولوژیک آن ها آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی بود.  سید حسین موسویان، همان سفیر پیشین جمهوری اسلامی در آلمان است که پای وزیر سازمان امنیت آن زمان، فلاحیان را به اروپا باز کرد تا ترور میکونوس را انجام دهد و نیز فریدون فرخزاد را بکُشد.




اصولگرایان: کسی رئیس‌جمهور شود که رهبری را خون به دل  نکند

برنامه قالیباف چیست؟ رییس ستاد قالیباف «نیکزاد» می‌گوید: «نگذارید کسی رئیس‌جمهور شود که خون به دل رهبری کرد». یعنی از پیش روشن است که برنامه قالیباف چیزی فرای چاکری برای ولی فقیه نیست.

روزنامه هم میهن در شماره ۲۴ام خرداد نوشت “آقای قالیباف! بانی وضع موجود خود شمایید؛ وعده چه چیزی را می‌دهید؟” قالیباف رییس مجلس بر این باور بود که با “مدیریت جهادی و انقلابی” بهای هر کیلو گوشت مرغ را به زیر ۹ هزار تومان می‌رساند که امروز بهای هر کیلو فیله مرغ نزدیک به ۲۰۰ هزار تومان است.

گزینش قالیباف به رییس جمهوری دست‌آوردی فرای دنبال کردن شرایط غم انگیز کنونی و گماشته بودن ولی فقیه برای مردم ندارد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یکی دیگر از این نامزدها که مانند رئیسی پیشینه‌ای تاریک در کُشتار آزادی‌خواهان دارد، پورمحمدی در باره‌ی سیاست خارجی می‌گوید: مذاکره من با صدام حسین با پشتوانه قدرت ملی و هوشمندی و تکنیک مذاکراتی انجام شد، پس می‌شود که با دشمنان بزرگ نیز از موضع قدرت و با توانایی و هوشمندی مذاکره کرد.

پورمحمدی گفت: میدان و دیپلماسی همدیگر را تکمیل می‌کنند و به جاهای تعیین‌کننده و تاثیرگذار می‌رسند.

 آیا کسی است که نداند که “هوشمندی و تکنیک مذاکراتی”، “میدان و دیپلماسی همدیگر را تکمیل می‌کنند” در سیاست خارجی چه معنایی دارد؟

پورمحمدی با نمونه آوردن از صدام آشکارا می‌گوید که برای گفت‌وگو و سازش با امریکا او به‌ترین گزینه است.

همان‌گونه که می‌بینیم برنامه بورژوازی نظامی و بورژوازی تجاری که در سخن‌رانی های پنج نماینده سیاسی آن بازتاب یافته است چیزی فرای دنبال کردن شرایط ناگوار اقتصاد کنونی با شیوه نئولیبرالیستی و در زمان شایسته گفت‌وگوی “دلیرانه” با امپریالیست‌ها برای پیاده کردن برجام و رهایی از تحریم نیست