جلیلی: کوچک شدن دولت هدف مردمی‌سازی اقتصاد بود، دولت نباید بنگاه داری کند!

“یاران ما ” که از “ده مهر” رک‌تر است به روشنی می‌گوید که باید به جلیلی رای داد. شگفتی در این است که نه رئیسی خط اقتصادی به سود لایه‌های پایینی جامعه داشته است و نه جلیلی دارد. هر دو دست پرورده آموزش‌گاه نئولیبرالیسم هستند. رئیسی کارگزار و پیاده کننده دو برنامه بزرگ نئولیبرالیستی ولی فقیه به نام “مولد سازی” و “جهش تولید” بوده است.

“ده مهر” به جای دیدن داده‌ها و فاکت‌های روشن، در پیله پنداربافانه خود رئیسی دیگری برای خود ساخته است که با آمار و سخنان سرکردگان خود جمهوری اسلامی در تضاد آشکار است.

“اعتماد” چندین هفته پیش از مرگ رئیسی نوشته بود که “دولت رییسی با این شعار بر سر کار آمد که مشکلات اقتصادی نه به تحریم‌ها که به بی‌کفایتی مدیریتی باز می‌گردد و قیمت مرغ و گوشت ربطی به تحریم‌ها ندارد”.

به گزارش “تسنیم” آیت الله مکارم شیرازی تنها یک هفته پیش از مرگ رئیسی گفت که “مردم از گرانی فوق العاده، رنج می‌برند”.

به گزارش “شرق” چند روز پیش از مرگ رئیسی  آیت‌الله جوادی‌آملی به دولت گفت: “ما مردان بزرگی هستیم، [..] کشور نیز دارای سرمایه های عظیم خدادادی است، لذا در شأن مردم ایران نیست که کمیته امدادی و با “گرانی” اداره شوند.”

بگذارید ببینیم که ایسنا، ۲۳ام خرداد امسال در باره‌ی دید اقتصادی جلیلی چه می‌نویسد. جلیلی می‌گوید:

ارتقای بهره وری و کوچک شدن دولت هدف مردمی‌سازی اقتصاد بود. دولت نباید بنگاه داری کند بلکه بنگاه داری را باید به مردم واگذار کند و دولت نقش نظارتی داشته باشد نه اجرایی.

آیا کسی است که نداند ” کوچک شدن دولت”، “دولت نباید بنگاه داری کند”، “دولت نقش نظارتی داشته باشد نه اجرایی” در اقتصاد سیاسی چه معنای دارد؟

همه‌ی این سخن‌ها از شعارهای سه دهه نئولیبرالیسم در جهان بوده‌است. جلیلی یکی از واپس‌گراترین و خشک مغزترین نامزدهای رییس جمهوری است.




پزشکیان: هر دولتی باید برنامه هفتم توسعه را بر مبنای سیاست‌های کلی ابلاغی از سوی رهبر انقلاب اجرایی کند

می‌نویسند که پزشکیان پاک، راست‌گو، ساده‌زی و پاک‌دست است. گیریم همه‌ی این ویژگی‌های نیک او درست باشد، ولی باید ویژگی‌های رییس جمهور آینده را با چشم طبقاتی بررسی کرد. این ویژگی‌های اخلاقی با ارزش در کجا و چه هنگام به سود مردم و کشور بکار گرفته شده‌است؟ آیا پاکی او، او را واداشت که با ناپاکان بجنگد؟ آیا پاک‌دستی او، او را به پهنه جنگ علیه دزدان سرمایه مردم فرستاد؟

یک سیاست‌مدار باید پای‌گاه طبقاتی خود را آن چنان سازمان‌دهی کند که برای سرکوب “ناپاکان”، “دزدان” و “دروغ‌گویان” بسیج شود. آیا ما نمونه‌ای از انجام این گونه کارها از سوی پزشکیان داریم؟

باید از دل‌بستگان او پرسید که کارنامه سیاسی او چه و چگونه است؟ چه دست‌آوردهایی برای آزادی، برابری هنگام وزیری و دستیار وزیری، هنگام پنج دوره مجلس‌نشینی برای توده‌های رنج و زنان آزادی‌خواه فراهم کرده‌است؟ مهر و نشان ۳۰ ساله او در سیاست جمهوری اسلامی، گاهی هم در جای‌گاه‌های بالایی مانند وزیری چیست؟ بهای دارو در زمان وزارت او چگونه بوده‌است؟ شمار کلیه− و خون‌فروشان تا چه اندازه کاهش یافته‌بود؟

اگر او آزادی‌خواه و خواهان کاهش شکاف طبقاتی است پس چرا در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری، می‌گوید:

«سیاست‌های کلی مقام معظم رهبری مشخص است و هر دولتی که روی کار می‌آید باید برنامه هفتم توسعه را بر مبنای سیاست‌های کلی ابلاغی از سوی رهبر انقلاب اجرایی کند».

چه کسی است که نداند که برنامه‌ی هفتم توسعه یک برنامه علیه طبقه‌های پایینی و به سود بورژوازی است؟ ماده های ۱۵، ۱۶ و ۱۷ پیش‌‌نویس قانون برنامۀ پنج سالۀ هفتم توسعه حقوق کارگران را زیر پا می گذارند. مادۀ ۶۶ این لایحه می‌گوید که سن بازنشستگی را باید افزایش داد و شرایط دریافت آن را دشوارتر کرد. 

او چرا از هم اکنون، کار رییس جمهوری را فراتر از سرسپردگی به ولی فقیه نمی‌داند؟!




بدرود رفیق ایرج زارع

رزمندهٔ استوار سنگر حزب تودهٔ ایران، کارگر توده‌ای و مترجم پرکار، رفیق “ایرج زارع” به‌دنبال یک دوره بیماری، در شهر فرانکفورت، جهان را بدرود گفت و یاران و دوستان و رفقایش را در اندوهی عمیق برجای گذاشت.

رفیق “ایرج زارع” در سال ۱۳۳۷ در شهر بهبهان به‌دنیا آمد. در جوانی از طریق بستگانش با اندیشه‌های حزب طبقهٔ کارگر ایران- حزب تودهٔ ایران- آشنا شد و در بحبوحهٔ انقلاب به‌ صف حزب پیوست. در سال ۱۳۵۹ در کارخانه‌های سیمان و فیات کارگری کرد. او گزارش‌هایی درباره وضعیت کار و معیشت کارگران در محل اشتغالش تهیه می‌کرد که در روزنامهٔ “اتحاد” منتشر می‌شد. رفیق ایرج در سال ۱۳۵۸ با رفیق جان‌باختهٔ قهرمان “هدایت معلم”- عضو کمیتهٔ مرکزی حزب و از پیشکسوتان جنبش کارگری و سندیکایی ایران- آشنا شد و از طریق او در ارتباط با سندیکای فلزکاران قرار گرفت. در همین سال‌ها به‌دلیل فعالیت مؤثرش بین کارگران تضییق‌‌هایی نسبت به او اعمال می‌شد.

رفیق “ایرج زارع” پس از یورش به حزب تودهٔ ایران به فعالیت مخفی روی آورد. پس از سپری کردن شش ماه در شرایط مخفی به‌دلیل نداشتن امنیت جانی ناچار به‌ترک میهن گردید.

رفیق ایرج  پس از ورود به آلمان غربی آن زمان، با رهنمود حزب در دفتر متعلق به حزب ما در نشر و توزیع مطبوعات حزبی به‌فعالیت پرداخت. بسیاری از مقاله‌های برگردان شده به‌فارسی رفیق در مطبوعات حزبی با نام یا بدون نام انتشار یافته‌اند و از سوی علاقه‌مندان به تحلیل‌های عمیق و روشنگرانه در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی و ادبی به‌گرمی استقبال شده‌اند.

فضیلت، شهامت اخلاقی، و پای‌بندی ایرج زارع به آرمان‌های والای انسانی و دفاع خلل‌ناپذیرش از مبارزهٔ زحمتکشان ایران احترام و ستایش همگان را نسبت به او برمی‌انگیخت.

حزب تودهٔ ایران درگذشت رفیق ایرج زارع را به خانواده، بستگان، دوستان، اعضا، و هواداران حزب تسلیت می‌گوید.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!