تلاش ترکیه برای جانشینی جمهوری اسلامی در خاورمیانه

رقابت ترکیه با جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین بخش  ژئوپولتیک خاورمیانه شده‌است. هر دو کشو، نیروهای بزرگی در خاورمیانه هستند که در راستای پرتوان کردن جای‌گاه خود در خاورمیانه و حتا فراتر از آن، تلاش‌های بسیاری انجام داده‌اند. این رقابت به ویژه در زمینه‌های نظامی، اقتصادی، انرژی و سیاسی در کشورهای هم‌مرز و درگیری‌های آن دیده می‌شود.

پس از واژگونی رژیم اسد در سوریه جمهوری اسلامی حس می‌کند که از سوی ترکیه از پشت خنجر خورده‌است. هنگامی که به بررسی کنش‌های ترکیه در خاورمیانه می‌پردازیم در می‌یابیم که این حس بی‌دلیل نیست.

نامه نیوز نوشت: «آیا روابط ایران و ترکیه رو به تنش است؟ نشانه‌ها برای پاسخ مثبت به این سوال، بسیار است».  

«نقش ترکیه در تحولات اخیر سوریه نیز سبب شده که تقابل بین ایران و ترکیه بیشتر شود. ترکیه در گروه حامیان تحریرالشام قرار گرفت تا این گروه به سرعتی خارج از تصور، دمشق را فتح کند».

پیش از این آقای خامنه‌ای سرپوشیده و ولایتی رای‌زن او به آشکار از نقش ترکیه سخن گفتند. خامنه‌ای گفت «یک دولت همسایه سوریه نقش آشکاری را در تحولات سوریه ایفا کرده، و الان هم این کار را می‌کند. ولی مراکز توطئه و اتاق فرمان اصلی در آمریکا و رژیم صهیونیستی است.» علی‌اکبر ولایتی، به تسنیم گفت «متأسفانه ترکیه چندی است که ابزار دست آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است»

به گفته چاغاتای جبه، پژوهش‌گر در باره‌ی هم‌کاری ترکیه با سوریه به المانیتور:«ترکیه در درازمدت موقعیت منحصربه‌فردی برای کمک دارد، چرا که در آموزش و تجهیز ارتش‌ها در کشورهایی مانند آذربایجان، لیبی و سومالی موفقیت‌های چشمگیری داشته است. چنین همکاری دوجانبه‌ای می‌تواند نفوذ جمهوری اسلامی ایران در لبنان را کاهش دهد و راه را برای یک ائتلاف قدرتمند در شرق مدیترانه به رهبری ترکیه و سوریه هموار کند




ژئوپولتیک ترکیه: درگیری نظامی و استراتژی‌ قهرآمیز

یکی از برجسته‌ترین استراتژی‌های کاربرد شیوه «سخت» ترکیه، درگیر شدن این کشور در کشورهای همسایه مانند سوریه، عراق و لیبی بوده‌است. از سال ۲۰۱۶، ترکیه چندین یورش جنگی در شمال سوریه مانند سپر فرات، شاخه زیتون و بهار صلح انجام داده‌است. بخش بزرگی از لیبی زیر فرمان‌دهی دست‌نشاندگان ترکیه است که با کمک جنگ‌افزارهای ترکیه بالا آمده‌اند. در ماه گذشته ترکیه با پشتیبانی جنگی، سیاسی به تحریم الشام رژیم سوریه را واژگون کرده است و دست‌نشاندگان خود را به جای ان کاشته‌است.

افزون  بر سوریه، ترکیه در لیبی نیز از نیروهای جنگی خود برای جاه‌خواهی‌های خود سود برده‌است. در سال ۲۰۱۹، ترکیه با پشتیبانی جنگی از دولت وفاق ملی (GNU) در طرابلس آن را  در برابر نیروهای ژنرال خلیفه حفتر که از کشورهایی مانند مصر و امارات پشتیبانی می‌شدند، نیرومند کرد. ترکیه با جنگ‌افزارهایی مانند پهپادها، آموزش جنگی هواداران خود و فرستادن نیروهای جنگی جای پای استواری در لیبی فراهم کرده‌است و هم‌چنین با پیمان‌های دریایی با دولت لیبی، به سرچشمه‌های انرژی در دریای مدیترانه دست‌رسی یافته‌است.

ترکیه هم‌چنین هم‌کاری‌های جنگی خود را با کشورهایی مانند آذربایجان پرتوان‌تر کرده‌است. در جنگ قره‌باغ ۲۰۲۰، ترکیه با دادن  پهپادها، توپ‌خانه و کمک‌های تاکتیکی دیگر به پشتیبانی از  آذربایجان پرداخت. این هم‌کاری جای‌گاه ترکیه را در قفقاز جنوبی استوار  کرده و آن را به یک بازی‌گر کلیدی در امنیت آن دگرگون کرده‌است.

خرید سیستم دفاع موشکی S-400 از روسیه در سال ۲۰۱۷ نمونه دیگری از استراتژی‌های «سخت» ترکیه است. با این تصمیم ترکیه به ایالات متحده و  ناتو نشان داد که برای پاسبانی از منافع بورژوازی بومی خود دست به هر کاری خواهد زد و به  افزایش استقلال سیاسی خود پرداخت.

در کنار توان جنگی، ترکیه با شیوه‌های «نرم» مانند فرهنگی، دینی، دیپلماتیک و اقتصادی ابزاری برای دست‌یابی به هدف‌های ژئوپولتیکی خود پیدا کرده است.




جاه طلبی ژئوپولتیک ترکیه

گسترش جاه‌خواهی ژئوپولتیکی ترکیه در آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه، بازارهای نوینی برای دادوستد و سرمایه‌گذاری فراهم می‌آورد. شرکت‌های بزرگ ترکیه در بخش‌هایی مانند انرژی، ساخت‌وساز و بانک‌داری از این استراتژی‌ها بهره‌مند می‌شوند. شرکت‌های ترکیه‌ای در بخش انرژی، چه در تجدیدپذیر و چه در سوخت‌های فسیلی، از این استراتژی‌ها سود می‌برند. درگیری جنگی  ترکیه در سوریه، عراق و لیبی برای شرکت‌های ترکیه‌ای که در  بازسازی و سرمایه‌گذاری در اقتصادهای پسا‌درگیری درگیر می شوند سودهای فراوانی فراهم می‌کند. نمایندگان سیاسی بورژوازی در حاکمیت ترکیه، به‌ویژه آن‌هایی که با حزب عدالت و توسعه و اردوغان هم‌راستا هستند، از سیاست‌های خارجی ترکیه در راستای استواری جای‌گاه خود هم در درون و هم در پهنه  بین‌المللی بهره‌مند می‌شوند. این سیاست‌مداران مانند خود اردوغان با ملی‌گرای دروغین، با اسلام‌گرایی فریب‌کارانه جای خود را در درون دل‌های مردم زخم خورده از امپریالیسم و صهیونیسم در خاورمیانه باز می‌کنند. این کارها هم‌چنین به نیرومندی اقتصادی و سیاست‌های ترکیه می‌انجامد.

طبقه کارگر و تنگ‌دستان ترکیه از بازندگان ملی‌گرایی و گسترش‌خواهی و جاه‌خواهی حاکمیت ترکیه هستند. طبقه‌های رنج‌بر نه تنها از درگیری های جنگی  و سیاست‌های خارجی ترکیه سودی نمی‌برند، بل‌که هزینه‌های این جنگ‌افروزی با  کاهش سرمایه‌گذاری در برنامه‌های اجتماعی و کاهش خدمات اجتماعی، بر دوش آن‌ها می‌افتد.

ترکیه زیر رهبری رئیس‌جمهور اردوغان، به دنبال بازسازی امپراتوری عثمانی رفته‌است و برای همین به بازسازی جای‌گاه خود به ویژه در خاورمیانه روی آورده است. اردوغان بارها گفته‌است که «هر کاری برای برآورده شدن رویای ترکیه بزرگ انجام خواهیم داد». این کشور مانند همه‌ی کشورهای جهان برای دست‌یابی به هدف‌های استراتژیک خود هم از شیوه‌های «سخت» و هم از شیوه های «نرم» سود می‌جوید. ترکیه می‌خواهد که با کاربرد این دو روش، به هدف‌های  ژئوپولتیکی خود نزدیک‌تر شود و جای‌گاه خود را در خاورمیانه و  در یک جهان در روند دگرگونی پایدار کند.




کوبا علیرغم تحریم های ضد انسانی امپریالیسم امریکا راه سوسیالیستی را ادامه می دهد

بر اساس آمار رسمی، به دنبال سیاست‌های ایالات متحده، کوبا از اول مارس 2023 تا 29 فوریه 2024 زیان‌هایی به مبلغ 5.56 میلیارد دلار متحمل شد.

در طول شش دهه، خسارات ناشی از این محاصره، که هر ساله از سوی اکثریت کشورهای سازمان ملل متحد محکوم می‌شود، با در نظر گرفتن تغییرات ارزش دلار در برابر طلا در بازار بین‌المللی، بیش از 1.499 تریلیون دلار بوده است.

ادامه راه سوسیالیستی و راه فیدل کاسترو در کوبا نشان‌دهنده یک تلاش مستمر برای حفظ اصول انقلاب کوبا و ایجاد یک جامعه عادلانه و بدون طبقات است. فیدل کاسترو در طول دوران رهبری خود بر کوبا، با تأکید بر استقلال ملی، عدالت اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم، به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای پرداخت. پس از او، دولت کوبا همچنان بر اصول سوسیالیستی خود تأکید دارد و تلاش می‌کند با وجود چالش‌ها و فشارهای بین‌المللی، مسیر خود را در جهت بهبود زندگی مردم و حفظ انقلاب ادامه دهد. سیاست‌های اجتماعی، بهداشت و آموزش رایگان، و تکیه بر خودکفایی اقتصادی از جمله ارکان اصلی این راه بوده‌اند.

میگل دیاز-کانل رئیس‌جمهور کشور، نوشت که فیدل، مانند خوسه  مارتی ، در هر ایده‌ی درست و در هر عمل انقلاب حضور دارد و در قلب مردم جای دارد. میگل دیاز-کانل افزود: ” هرکس که می‌گوید که او در میان ما نیست، دروغ می‌گوید. فیدل در میان ما زنده است. حتی در میان کودکانی که بعد از مرگ او به دنیا آمده‌اند.”

مجلس ملی قدرت مردم نیز پیامی از رئیس خود، استبان لازو، منتشر کرد که در آن آمده است: بهترین تجلیل از آرمان‌ها و کارهای فیدل، عملی کردن روزانه اصول “مفهوم انقلاب” او است.




کدام طبقه از استراتژی ژئوپولتیکی ترکیه بهره‌مند می‌شود؟

سیاست خارجی ترکیه، زیر رهبری اردوغان، هم‌واره به دنبال گسترش بازارها و واژگونی دیگر رژیم‌ها در خاورمیانه بوده‌است که منافع طبقه فرمان‌روا را فراهم می‌کند. یکی از پایه‌های بنیادی سیاست‌های خارجی ترکیه، فراهم کردن سرچشمه‌های انرژی برای بورژوازی صنعتی و زیرساختارهای خود است. درگیری نظامی و دیپلماسی ترکیه در  دریای مدیترانه شرقی و خاورمیانه، به‌ویژه درگیری با یونان و قبرس در باره مرزهای دریایی، کمک و دست داشتن در واژگونی قذافی در لیبی و اسد در سوریه به هدف دست‌رسی به نفت و گاز است. این استراتژی‌ها به بورژوازی ترکیه کمک می‌کند که به سرچشمه‌های انرژی نوین دست یابد.

ترکیه تلاش می‌کند که با کشورهایی مانند آذربایجان، قطر و لیبی دوستی  نزدیک‌تری داشته باشد. این اتحادها به ترکیه کمک می‌کند  که به بازارها و سرمایه‌گذاری در بخش‌های گوناگون  کشورها دست یابد. یکی از بزرگ‌ترین برندگان جنگ‌افروزی ترکیه، بورژوازی نظامی و صنعت جنگی این کشور است. شرکت‌های ترکیه‌ای مانند آسلسان، راکِتسان و صنعت هوایی ترکیه (TAI) که دوستی نزدیکی با دولت دارند، سودهای فراوانی از پیمان‌های نظامی و فروش جنگ‌افزار به کشورهای گوناگون بهره‌مند می‌شوند. دولت ترکیه با افزایش نظامی‌گری، صنعت نظامی ترکیه را به یکی از فروشندگان بزرگ جنگ‌افزار در خاورمیانه دگرگون کند. این جاه‌خواهی‌ها به نفع بورژوازی، پیمان‌کاران دفاعی و نمایندگان سیاسی است، و نه به سود مردم.  

بخش نظامی-صنعتی ترکیه نقش مهمی در استراتژی‌های ژئوپولتیکی دولت دارد. افزایش هزینه‌های نظامی و تولید جنگ‌افزارها نیاز به کاربرد آن در برون و درون مرزها، برای نمونه در سوریه، لیبی و علیه کُردهای ترکیه دارد. جنگ‌افروزی به پیمان‌کاران جنگی و شرکت‌های تولید جنگ‌افزارها کمک می‌کند تا با فروش جنگ‌افزارها به کشورها به سود هنگفتی دست یابند. ژئوپولتیک کنونی ترکیه به سود بورژوازی نظامی آن است. لایه‌های دیگر بورژوازی ترکیه، که فرمان‌دهی انحصارها و شرکت‌های  چندملیتی را در دست خود دارد، از سیاست‌های خارجی دولت بیش‌ترین بهره‌برداری را می‌کنند.




تحریم های ضدانسانی امپریالیسم امریکا علیه سوسیالیسم کوبا

تحریم‌های اقتصادی و محاصره اقتصادی آمریکا علیه کوبا، یکی از نمونه‌های بارز سیاست‌های امپریالیستی است که تأثیرات منفی عمیقی بر زندگی مردم این کشور داشته است. این تحریم‌ها که به بهانه‌های سیاسی اعمال شده‌اند، نه تنها به اقتصاد کوبا آسیب می‌زنند، بلکه به شدت به حقوق بشر و شرایط معیشتی مردم کوبا لطمه وارد کرده‌اند. کشورهای مختلف و سازمان‌های بین‌المللی همواره از پایان دادن به این تحریم‌ها حمایت کرده‌اند.

به‌ویژه در شرایطی که کوبا درگیر بحران‌های اقتصادی و مشکلات ناشی از بیماری‌ها و تحریم‌های بین‌المللی است، این تحریم‌ها تنها فشار بیشتری بر مردم وارد می‌کنند. مجمع عمومی سازمان ملل نیز هر ساله با اکثریت قاطع خواستار لغو این تحریم‌ها می‌شود.

چندین کشور و سازمان بین‌المللی خواهان برداشتن محاصره اقتصادی علیه کوبا هستند. این کشورها و گروه‌ها به دلیل اثرات منفی این تحریم‌ها بر مردم کوبا و روابط بین‌المللی به ویژه در زمینه‌های اقتصادی و انسانی، خواستار لغو آن هستند.

 بیشتر کشورهای آمریکای لاتین از جمله ونزوئلا، مکزیک، بولیوی و نیکاراگوئه از حامیان اصلی کوبا هستند و همواره در مجامع بین‌المللی از لغو تحریم‌ها علیه این کشور حمایت کرده‌اند.جامعه کشورهای کارائیب (CARICOM): کشورهای عضو این سازمان مانند جمهوری دومینیکن، سنت کیتس و نویس، باربادوس و دیگر کشورهای کارائیب به طور مداوم خواستار پایان دادن به تحریم‌های کوبا شده‌اند. اتحادیه اروپا خواستار عادی‌سازی روابط و پایان دادن به تحریم‌ها هست. اگرچه برخی کشورهای اروپایی همچنان در برخی زمینه‌ها از سیاست‌های تحریمی آمریکا پیروی می‌کنند.

بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز در حمایت از کوبا، به خصوص به دلیل همکاری‌های گذشته در مبارزه با استعمار و کمک‌های بشردوستانه، خواهان لغو تحریم‌ها بوده‌اند.

سیاست‌های امپریالیستی آمریکا باید پایان یابد تا مردم کوبا بتوانند در صلح و رفاه زندگی کنند و ارتباطات انسانی و اقتصادی در سطح جهانی بهتر و موثرتر برقرار شود.




شورش‌های خشمگین و سرکش مردم و عدم وجود شرایط ذهنی انقلاب

اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی انرژی، تولید و تورم، مایه افزایش تنگ‌دستی و نابرابری در جامعه شده‌است. این شرایط بیش‌ترین زیان را به لایه‌های پایینی که زیر ستم طبقاتی و زنان که زیر ستم چندگانه زندگی را می‌گذرانند، می‌رساند.

در کنار این بحران‌ها، چالش‌های زیست‌محیطی که جمهوری اسلامی با بی‌برنامگی خود آفریده‌است نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده‌است. آلودگی هوا، به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی، پیامدهای منفی بر تن‌درستی مردم دارد و مایه بیماری‌های تنفسی و قلبی، افزایش مرگ‌ومیر، و کاهش کیفیت زندگی می‌شود.

آلودگی گسترده دست‌گاه فرمان‌روایی جمهوری اسلامی به دزدی، دوست‌بازی و رانت‌خواری چالش‌های اقتصادی را بزرگ‌تر و گسترده‌تر کرده‌است. پوسیدگی، آلودگی و بدکاری دست‌گاه فرمان‌روایی دولتی و غیردولتی دزدی‌های کلان آفریده‌است که نمونه‌های آشکار آن شرکت معدن گل‌گوهر سیرجان و چای دبش است که باور به به‌بودی دست‌گاه فرمان‌دهی و نبرد با آلودگی از سوی نهادهای قضایی جمهوری اسلامی را یک رویای بی‌پایه می‌کند. این دزدی‌ها نه تنها نابرابری‌های اجتماعی و شکاف طبقاتی را افزایش می‌دهند، بل‌که به روند پیش‌رفت اقتصادی و رفاه اجتماعی نیز زیان می‌رسانند.

همان‌گونه که می‌بینیم شرایط عینی برای انقلاب در ایران فراهم است. حاکمیت جمهوری اسلامی دیگر توان چاره‌جویی بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را ندارد. اقتصاد کشور به آن اندازه بحرانی است که مردم دیگر نه می‌توانند و نه می‌خواهند در چنین شرایطی زندگی کنند.

شرایط ذهنی انقلاب هنوز آماده نیست. نبود یک اپوزیسیون هم‌آهنگ و سازمان‌یافته، به ویژه از “چپ”، جلوی آمادگی شرایط شایسته ذهنی را می‌گیرد. این شرایط نشان می‌دهد که مردم ما از یک سوی خواهان دگرگونی‌های بنیانی و بنیادی هستند، ولی از سوی دیگر، نبود نیروی سیاسی “چپ” یگانه و نیرومند برای به دست‌گیری رهبری این جنبش، خیزش خودجوش مردم را به شورش‌های خشمگین و سرکش می‌کشاند که هیچ‌گاه بدون شرایط شایسته ذهنی انقلاب، به یک انقلاب سازمان‌یافته و با برنامه فرارویی نمی‌کند.




آلودگی هوا و آب و پیامدهای آن بر تن‌درستی مردم

علیرضا رئیسی، دست‌یار وزیر بهداشت، گفت که در سال گذشته دست‌‌کم ۴۰ هزار ایرانی به‌دلیل آلودگی هوا جان باخته‌اند که در هم سنجی با سال ۱۴۰۱، ۱۲ درصد افزایش داشته‌است.

تجارت‌نیوز در گزارشی با نام «بازگشت بنزین پتروشیمی به چرخه سوخت»، نوشت که کم‌بود بنزین دلیل روی آوردن سردم‌داران به تولید بنزین پتروشیمی است «که از آلاینده‌ترین انواع بنزین است».

سران دولتی می‌گویند ریشه  ۶۰ درصد آلودگی هوا در ایران، را باید در خودروها یافت. بهره‌جویی از بنزین پتروشیمی آلوده، پیاده  نشدن قانون هوای پاک، بهره‌جویی نیروگاه‌ها از مازوت و گازوئیل و تولید خودروهای بی‌کیفیت ایرانی و کاربرد خودروهای فرسوده را می‌توان اصلی‌ترین سرچشمه‌های آلودگی هوا دانست.

گزارش‌ها، در دی‌ماه ۱۴۰۳، کیفیت هوای تهران را برای تن‌درستی زیان‌بخش دانستند. در برخی از شهرها مانند اسلام‌شهر شناسه (شاخص) آلودگی هوا به ۵۰۰ رسید که نشان‌دهنده شرایط  بسیار خطرناک برای تن‌درستی  انسان‌ است.

دکتر آرمان سورانی، جراح مغز و اعصاب، هشدار داده‌است که آلودگی هوا می‌تواند به افزایش تومورهای مغزی، افسردگی، اسکیزوفرنی و حتا پارکینسون بینجامد.

یکی دیگر از چالش‌هایی که تن‌درستی مردم را به خطر می اندازد، آلودگی آب است. رودخانه ارس که زیست‌گاه بیش از ۳۰ گونه ماهی و یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های آبی در شمال غرب ایران است، به دلیل سدسازی‌های نابخردانه، شکار و ماهی‌گیری غیرقانونی و آلودگی‌های صنعتی آسیب دیده‌است. این رودخانه به دلیل نزدیکی به نیروگاه‌های اتمی ارمنستان به مواد رادیواکتیو و فلزهای سنگین مانند سرب، آرسنیک و نیکل آلوده شده‌است.

به گزارش رکنا، به دلیل ماهی‌گیری بیش از اندازه، ساخت سدها و آلودگی‌های زیست‌محیطی، گونه‌های ارزشمند جانوری کاهش یافته است. شمار گونه‌های مهم دیگر مانند زردپر، ماش، سوف و سفید رودخانه‌ای کاهش یافته.

فرشید شکرخدایی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی،  هشدار داد که آب‌گیری سدهای ترکیه چالش‌های خواهد آفرید که مردم استان‌های اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی را به کوچ  وادار می‌کند.