«میانگین زرین» یا رابطه ی دیالکتیکی؟

سخن روز شماره ۴۴/۹۸
۱۱ آبان ۱۳۹۸– ۲ نوامبر

رفیق عزیزی جویا شده است که چرا «میانگین زرین» به عنوان شیوه ی لوبی ایسم تعریف شده است؟

برای بررسی اسلوب کار لوبی ایسم در
نظامِ سرمایه داری که درباره ی آن مقاله هایی در توده‌ای ها انتشار یافته است، اول
اسلوب کارکرد اندیشه ی دیالکتیکی، منطق دیالکتیکی را مورد توجه قرار دهیم

هدف اسلوب دیالکتیک ماتریالیستی در
بررسی پدیده ی نشناخته،
درک مضمون آن است. از این رو باید کلیت
ساختار و کارکرد پدیده درک شود.
باید با بررسی جزٔهای پدیده، رابطه میان آن‌ها و سوخت و
سازشان با محیط پیرامون شناخته شود
.
از این طریق درک مضمون تاریخی پدیده ی در حال تغییر و شدن
ممکن
می‌شود
. اندیشه از زیر رنگین کمان عبور می‌کند و به قله ی استه تیک منطق دیالکتیکی
دست می‌یابد.

ولی برای طی روند شناخت دیالکتیکی از پدیده ناشناخته باید
از کجا آغاز کرد؟
از مهم‌ترین جزٔ پدیده! اما مهم‌ترین جزٔ کدام جزٔ است؟
بدین ترتیب روشن می‌شود که آغاز بررسی با تحلیل یک جز،
آغازی موقتی است. از این رو می‌توان با هر
جزئی بررسی را آعاز نمود.
تنها
اجازه نیست نقطه ی آغاز را مطلق گرانه مهم‌ترین جز ارزیابی کرد. شخصیت انسان بدون
شناخت کارکرد مغز او ممکن نیست. ولی شناخت مغز او، تنها یک جز است از کل شخصیت
انسان که هدف استراتژیک شناخت از هموزاپینس زاپینس
را
تشکیل می دهد
. شناخت موجودی بیو- پسیکو- سوسیال!

برداشت مارکسیستی از نبرد طبقاتی، به
معنای درک روند ژرفش آن در جریان رشد تضاد اصلی در جامعه ی سرمایه داری است.
این هدف، هدفمند است، در چارچوب یک
استراتژی تعریف شده حرکت می‌کند
. این هدف ولی هدف از پیش تعیین شده، به معنای هدفی
تلئولوژیک و مبتنی بر سرنوشت نیست.
یک
امکان است
. امکانی
که انسان آگاه باید با نبرد سخت کوش و هوشمندانه خود آن را به واقعیت بدل سازد.

برای نمونه در انقلاب بزرگ بهمن ۵۷ مردم
میهن ما که حزب توده ایران آن را
«انقلاب
ملی- دمکراتیک» تعریف
می کند، هدف استراتژیک تعمیق
انقلاب از مرحله سیاسی – فاز نخست – به مرحله تغییرات اقتصادی
اجتماعی
تعریف شده است. پیش
شرط تحقق نوسازی جامعه – فاز سوم -، تثبیت حاکمیت
انقلابی در فاز دوم انقلاب ۵۷ است. حزب توده ایران تمامی کوشش خود را برای
تحقق بخشیدن به این استراتژی
به حرکت
درآورد و کلیه نیروی خود و هواداران خود را در این سو به کار گرفت
. موفقیت
این سیاست علمی در خدمت استراتژی تعیین شده، آنچنان عظیم و سترک بود که دشمن
طبقاتی جز
با سرکوب خونین جنبش توده‌ای نمی‌توانست از تعمیق
انقلاب به فاز تغییرات بنیادین و نوسازی اقتصادی اجتماعی ممانعت کند
. بررسی
شرایط و توطئه ها
ی رنگارنگ و .. های
مشابه که به پیروزی مشترک ارتجاع داخلی و خارجی علیه سیاست هوشمندانه حزب توده
ایران انجامید، وظیفه ی این سطور نیست. تنها باید خاطرنشان ساخت که فقط با توجه
به
هدف استراژیک حزب توده ایران در سال‌ها
می‌توان درباره ی کلیت
استراتژیک مبارزه ی حزب اظهار نظر نمود
. چیزی
به آن افزود و یا از آن کاست
!

برخلاف منطقِ چنین اسلوب دیالکتیکی متکی
بر جامعه شناسی ماتریالیسم دیالکتیک، اسلوب جستجوی «
میانگین زرین» از نظر متدولوژیک، یک شیوه ی مکانیکی و از نظر فلسفی مبتنی
است
بر ذهن گرایی که در برداشت «تکثر حقیقت» حرکت می‌کند.
اندیشه ی ذهن گرا –
مانند کارل پوپر – موضع فرد
اندیویدم را از این رو با واژه ٬٬دمکراتیک٬٬ تعریف می‌کند و آن را «عین دمکراسی»
قلمداد می سازد، زیرا ساختار طبقاتی جامعه را نفی می‌کند. از این طریق رشد و تغییر
در روند ترقی خواهانه ی جامعه را نفی می‌کند. فرد و تکثر و بی همتایی فرد را مطلق
می‌کند.

در چنین شرایطی اندیشه ی ذهن گرا برای
حل و فصل تقابل ها میان فردها در جامعه سرمایه داری، به جستجوی مکانیکی «
میانگین زرین» می‌رود تا همه را
٬٬راضی٬٬ کند
. هدف استراتژیک را از مد نظر دور می‌دارد. هدف استراتژیکی که باید به آن با
شرکت تکثرها- فردهای بی همتا
در نبردی
هدفمند دست یافت
. آن را به «حقیقت» بدل ساخت! اندیشه ذهن گرا حقیقت واحد عینی
را که در توجه به
«کلیت» روند ترقی خواهانه رشد جامعه ی بشری قابل
شناخت است،
با حقیقتِ ذهنی زاویه ی دید هر فرد- اندیودیوم
تاخت می‌زند.
به جستجوی مثقال هایی می‌رود
که باید در
«میانگین زرینی» جمع نمود که همه را شاد
و راضی سازد.
چنین برداشت و شیوه ی کارکرد، مضمون اسلوب
لوبی ایسم در جامعه سرمایه داری ٬٬دمکراتیک٬٬ است
!




نبرد توده‌ای ها در زندان کلیتی یک پارچه

سخن روز شماره ۳۷
(۲۰ مهر ۱۳۹۸ – ۱۲ اکتبر ۲۰۱۹)

متاسفانه رهبری کنونی حزب توده ایران که بقول رفیق علی خاوری «از بد حادثه مسئولیت» خطیر رهبری حزب طبقه کارگر ایران را به دست گرفته است، با سیاست در ظاهر قهرمانانه ی ٬٬قهر کردن انقلابی٬٬ از رفقای زنده ی رهبری حزب در ایران که در چنگال دشمن طبقاتی گرفتار بودند و هستند، خواستار ارایه یک گزارش دقیق و مسئولانه توسط آنان از وقایع گذشته در زندان نشد.

این تنها اسلوب کارکرد تحقیات مسئولانه در این صحنه از زندگی و تاریخ مبارزات توده ای ها در زندان های ج ا است که می تواند با هم نوایی با شیوه فعالیت نظری حزب توده ایران بر پایه دیالکتیک ماتریالیستی، نتایح قابل اعتمادی را برای نگارش تاریخ نبرد توده ای ها در این صحنه ارایه دهد.

چنین شیوه ای باید اکنون نیز پایه و اساس شناخت از رفقایی باشد که به زندان می افتند و آزاد می شوند.

به پیشنهاد نگارنده به نشست پلنوم نوزدهم کمیته ی مرکزی حزب توده ایران در شب برگزاری کنفرانس ملی که در کابل برگزار شد، مصوبه ای در زمینه ی گزارش خواهی از توده‌ای های زندانی و مبارزات آن‌ها در زندان به اتفاق آرا به تصویب نشست رسید. در این مصوبه که با آرای هم ی شرکت کنندگان در نشست به تصویب رسید، تصمیم گیری درباره ی عضویت این رفقا در حزب به بررسی و ارزیابی نتایج تحقیقات به دست آمده موکول شده است.

رفیق عزیز حمید صفری نیز به این مصوبه رأی مثبت داد. گرچه روزهای بعد در جریان کنفرانس ملی، با نشان دادن عکس زنده یاد احسان طبری که لابلای ورق های دفترچه دستی‌اش قرار داده بود، سنگ پایه نقض مصوبه کمیته ی مرکزی حزب توده ایران را گذاشت.

با سخنان شفاف و صریح رفیق عزیز علی عمویی، عضو هیئت سیاسی کمیته ی مرکزی که یکی از متهمین به «تسلیم شدن»ها می باشد، بی پایه و اساس بودن اتهامات اینچنانی به رفقای رهبری باری دیگر به اثبات می رسد.

پیش تر زنده یاد نورالدین کیانوری، دبیر اول وقت کمیته ی مرکزی نیز در نامه ی به خامنه ای خبر آویزان کردن ٬٬قپانی٬٬ همسرش مریم را که در آن تاریخ بانویی هفتاد ساله بود، افشا کرده است.

اکنون برخی ها بی توجه به این مصوبه در پلنوم نوزدهم کمیته ی مرکزی حزب توده ایران می کوشند با ایجاد دسته بندی در رهبری حزب توده ایران در دوران انقلاب بهمن و مبارزات در زندان، پاره پاره کردن حزب توده ایران را در این صحنه هم به جلو برانند.

این رفقا می کوشند به ذم خود با در برابر هم قرار دادن «مقاومت» و «تسلیم شدن» رفقای رهبری در این دوران به سیاست خطرناک و ضد توده ای پاره پاره کردن حزب توده ایران ادامه دهند.

تاریخ نبرد توده ای ها در زندان های ج ا که هر رفیقی تحت شرایط خاصی که در آن قرار داشت به پیش برده است، روندی یک پارچه را تشکیل می دهد. بی تردید، زمان روشنی های لازم را بر این نبرد خواهد تاباند و نشان خواهد داد که گردان آگاه پیش آهنگان طبقه ی کارگر ایران به تعهد و پیمان خود پایبند بوده و هست.

اشعار زندان احسان طبری نشان این پایداری و مقاومت قهرمانانه تاریخی هستند. رفقای مشغول پاره پاره کردن حزب توده ها با زبونی بر روی این اشعار سرپوش سکوت گذاشته اند.

بی خبران از نگرش مارکسیستی به کلیت پدیده، نمی خواهند کلیت واقعیت نبرد توده ای ها را در زندان ج ا به عنوان یک روند یک پارچه، در عین تفاوت های در آن، مورد توجه قرار دهند. بدین ترتیب این رفقا به نفی یک پارچگی تاریخ حزب توده ایران می پردازند. با انتخاب دوآلیستی «خوب» و «بد» به پاره پاره کردن حزب توده ایران می پردازند.

این بی خبران به پندار ضد دیالکتیکی پناه می‌برند که می پندارد، تاریخ هستی و نبرد حزب توده ایران یک روند یکپارچه نیست که تنها با شناخت کلیه ی لحظه‌ها و سویه ها و فراز و نشیب های آن، تاریخ نویسی انقلابی را به ثمر و سرانجام می‌رساند.

همین اندیشه غیردیالکتیکی نزد طیف چپ سردرگم ایران نیز آن را از شناخت تاریخ تغییر ناپذیر چپ در ایران بازمی دارد که بخش عمده ی آن تاریخ مبارزات حزب توده ایران است. موضع ضد توده‌ای که من در نشستی باری دیگر با آن روبرو شدم، خواستار آنست که ٬٬در مسجد را از بن بکند و به دور اندازد٬٬.

برخلاف اندیشه ی ذهنگرا که برای «متافیزیک» ریشه ی ذهنی قایل است، «متافیزیک ماتریالیستی» که هانس هینس هولس، فیلسوف آلمانی بر پایه ی تئوری انعکاس توضیح می‌دهد و مستدل می سازد، مبتنی است برزمینه ی ماتریالیستی برای اندیشه «ترانس سندال» (اندیشه ی متعالی برتر از حواس) نزد انسان. متافیزیک ذهنگرا نزد هگل و دیگران، اجباراً به مفهوم «خدا» ختم می‌شود که «عقل کل» است که ذهن ساخته‌ ی انسان است. هولس نادرستی این برداشت را ناشی از بی توجهی به کلیت پدیده که در حال شدن است می داند، می‌گوید که «افق اشپکولاتیف [مبتنی بر حدس و گمان] نزد برداشت ترانس سندال .. ناشی از بی توجهی به کلیت ..» در پدیده است.

آن طور که هولس تصریح می کند، برخلاف برداشت ذهن گرایانه و ضد دیالکتیکی، می توان «مدل برداشت متافیزیکی» را با توجه به کلیت یکپارچه واقعیت توضیح داد. «متافیزیک که بازتابی است [اشپکولاتیف از اندیشه ی] در ذهن، در‌واقع دیگر یک متافیزیک به معنای معمولی آن نیست، بلکه بازتابی از بازتاب واقعیت مادی است». از واقعیت اندیشه در مغز ما.

تنها با شناخت کلیت واقعیت ماتریالیستی، «متافیزیک» ذهنگرا به بازتابی ماتریالیسم دیالکتیکی تبدیل می‌شود و امکان شناخت همه ی جانبه را از پدیده ممکن ومضمون آن را قابل درک می‌سازد.

(نظرات هولس به نقل از ولفگانگ یانسن، فیلسوف و تاریخ و زبان‌شناس آلمانی در مقاله ی «چرا متافیزیک در چارچوب فلسفه ی مارکسیستی؟» – دفترهای مارکسیستی ۵/۲۰۱۹).

اندیشه غیر دیالکتیکی نزد بی خبران نیز می‌کوشد با نقض تئوری «انعکاس- بازتاب- آینه»، به ذم خود، به هدف پاره پاره کردن حزب توده ایران برسد. در ذهن ذهنگرای خود به دوآلیسم «خوب» و «بد» پناه می‌برد و به توضیح واقعیت معلول که در ذهن ساخته است می پرازد و آن را به حساب تاریخ مبارزات حزب توده ایران در زندان های ج ا می‌گذارد.

آندیشه ی «دوآلیستی» با ریشه ی مذهبی خود در برداشت ماتریالیسم قدیمی (فویرباخ) با شیوه ی نظاره‌گر ظاهربین می‌تواند تنها شکل پدیده و بروز خارجی آن را به کمک دستگاه حواس خود دریابد، مضمون پدیده را درک نمی‌کند.

تقسیم رهبری حزب توده ایران در دوران انقلاب بهمن، همانند قراردادن رهبری در برابر بدنه ی حزب که برخی از رفقا به آن پناه می برند، در خدمت تاریخ نگاری انقلابی نیست. تاریخ نویسی دشمن طبقاتی است، در خدمت منافع طبقات حاکم است و بس!

از این رو نیز بی خبران قادر نیستند فداکاری رهبری حزب را برای نجات جان توده ای های دربند، که زنده یاد کیانوری آن را در رساله ی سال ۱۳۷۳ متذکر می شود، به عنوان سویه ای فعال و آگاهانه در روند نبرد توده ای ها در زندان دریابند.

 

این مضمون را زنده یاد احسان طبری در شعر «گریز» خاطرنشان می سازد:

… ترا گریزان می خواهم ای غزال تیز پایم، از جنگل چنگال وحوش نامیمون، ترا رمیده می خواهم، از مرداب نفرت بار و دل انگیز، من رحم ها را بارور می خواهم، به همان سان که دست ها را در کار، و مغزها را در اندشهٔ مدام.

نه صیاد بوده ام، نی خوی صیادی در خود نهاده ام. پس ای غزال گریز پایم بگریز، بگریز.

چه آسان این بی خردانِ فاقدِ شناختِ اندیشه ی سترگِ دیالکتیک ماتریالیستی، در کنار دشمن طبقاتی و خائنینی از قماش پرتوی ها قرار می گیرند!

پیمان (به آنان که رنج می کشند)

بی تفاوت نخواهم زیست، به رنج هاتان، به دردهاتان، به خانه های سرد و حقیرتان، به دست های از فقر بسته تان، به گناه بی گناه کودکان یتم تان و اشک های پنهان و آشکار همسران تان، بی تفاوت نخواهم زیست …

به رنج هاتان سوگند، به زحم هاتان سوگند، سوگند به خانه های سرد و حقیرتان، سوگند به کودکان تان، که از تکه نانی شاد می شوند، سوگند به آرزوهای پاکتان، من هرگز بی تفاوت نخواهم زیست.

اط، شعر زندان

به نقل از کتاب دیالکتیک اشعار زندان احسان طبری که در توده ای ها نیز انتشار یافته است.

 




مصاحبه با رفیق عمویی در باره شکنجه در زندان: آیا شما با همسر امام رابطه دارید؟

به تازگی یک مصاحبه از رفیق عمویی بازانتشار یافته است. می گویند که دیرتر بهتر از هرگز است. همچنین داوری نیز در باره روشنگری رفیق عزیز عمویی در باره ان چه که بر او و دیگر رفیقان ما در زندان رفته است نیز روا است.

پخش این افشاگری در زمانی که رژیم باردیگر از حقه های نخ نما شده و کهنه برای لجن پراکنی به سوی پیکارگران جنبش کارگری سود می جوید کار بسیار باارزش و برجسته ای است. 

این سخنان که اکنون بر زبان رانده می شوند، نشانی از روند ژرفش نبرد طبقاتی در ایران هستند. نشان این واقعیت است که مدعیان، از میان آن‌ ٬٬چپ٬٬های زیاده رو و گزاف گو، به نا حق بر این بودند که رفیقان لاور ما گویا شکسته بودند. و به آرمان خود پشت کرده و تن به مصاحبه داده بودند.

اطلاعی در دست نیست که آیا رفیق عمویی در سفر چند سال پیش خود به خارج از کشور دیداری با مسئولان حزب توده ایران داشته است؟ آیا رهبری حزب از او خواسته است گزارشی درباره آنچه که در زندان به روان و جان رفیقان ما گذشته بود به حزب طبقه ی کارگر ارایه کند؟

این وظیفه ی کمونیستی در برابر هر رفیق توده‌ای قرار دارد که در گزارشی مبسوط سرنوشت تاریخ مبارزات توده‌ای ها را برای نسل های جدید باقی بگذارد. تاریخ مبارزه جویانه ی حزب توده ایران بدینگونه نگاشته می شود.

اگر شرایط عمل به این وظیفه کمونیستی در آن تاریخ ایجاد شده بود، می توانست در برائت آن ها و سنگینی وزن حزب در درون جنبش تاثیر بسزایی داشته باشد. با همه ی اینها “دیرتر بهتر از هرگز است” و هنوز هم این روشنگری می تواند پایه های سست رژیم را لرزان کند.

امید است که رفیق عمویی به صورت مقتضی نبرد آغاز شده را به پیش ببرد.




چه جایگزینی برای نئولیبرالیسم می خواهیم؟

سخن روز شماره ۳۶
(۱۴ مهر ۱۳۹۸ – ۶ اکتبر ۲۰۱۹)

رفیق توده‌ای عزیز

حق با شماست مقاله ی مورد بحث در نامه مردم «اقتصاد نئولیبرالی را به شدت محکوم می‌کند»، آن طور که شما می نویسید. ولی جایگزین مورد نظر طبقه ی کارگر را برای آن ارایه نمی‌دهد.

«تناقض»ی که شما در جستجوی آن در نوشته من با مضمون مقاله ی نامه مردم هستید، در این کمبود و نارسایی کارکردِ نابخشودنیِ حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران تبلور می یابد! حزب توده ایران تنها حزبی در ایران است که قادر است جایگزین ملیدمکراتیک را برای اقتصاد سیاسی نئولیبرال ارایه دهد، ولی به وظیفه خود عمل نمی‌کند!

بخش اپورتونیست در رهبری حزب توده ایران می‌خواهد با انتقاد به نئولیبرالیسم سر و ته قضیه را هم بیاورد. وظیفه حزب طبقه کارگر را در جامعه ی طبقاتی سرمایه داری حاکم در ایران با انتقاد به نئولیبرالیسم به پایان برساند. سکوت پیگیر این بخش از رهبری درباره ی اقتصاد سیاسی سرمایه داری به عنوان عامل اصلی بحران اقتصادیسیاسیاجتماعی در ایران و سکوت سمج گونه ی آن در ارایه جایگزینی رهایی بخش – صرفنظر از آنکه بتوان به آن امروز و یا فردا تحقق بخشید ، نشانه‌های بی تردید برای برداشت اپورتونیستی حاکم بر سرنوشت حزب طبقه ی کارگر ایران است.

در ایران کارگران به خاطر محکوم کردن اقتصاد نئولیبرالی به زندان می روند، به تخته شلاق بسته می شوند، شکنجه می‌بینند و کشته می‌شوند. ژرفش نبرد طبقاتی در ایران مساله ی جایگزین برای سرمایه داری حاکم را مطرح ساخته است. مبارزات دمکراتیکمطالباتی طبقه کارگر و دیگر لایه‌های زیر ستم، که پیگیرانه ادامه می‌یابد، سرشت رهایی بخش مبارزات دمکراتیک را قابل شناخت ساخته است. دورنمای سوسیالیستی را قابل شناخت ساخته است. این شرایط تغییر یافته در نبرد طبقاتی ولی بازتابی در سیاست این رفقا ندارد!

اپورتونیست ها کلمه‌ای در باره ی دورنمای رهایی بخش جایگزین ملیدمکراتیک نمی گویند!؟ مگر در نشست های بین‌المللی با احزاب برادر. در چنین نشست ها است که محتاطانه از سوسیالیسم صحبتی به میان آورده می‌شود. در چنین نشست ها نیز حتی یک بار از جایگزین با سمت گیری سوسیالیستی برای خروج ایران از بحران اقتصادیاجتماعی سخنی گفته نمی‌شود.

این رفقا که انگشت در جهان میچرخانند تا «قرمطی» بیابند و مداوم در جستجوی کمبودها در سیاست سترگ حزب توده ایران در دوران انقلاب هستند، سخنی درباره ی جایگزین برای ایران ندارند. کوچکترین واکنشی نسبت به مضمون نوشتاری که عنوان آن بسیار گویاست از خود نشان نمی‌دهند. شما هم متأسفانه نظرتان را درباره ی مضمون رساله ی چپ انقلابی و «کدام آلترناتیو» برای ایران ابراز نکردید!

هنگامی که من خطاب به رفیق شالگونی در سمینار پیش گفته خاطر نشان ساختم که کلمه‌ای درباره ی موضوع سمینار که «آلترناتیو برای ایران» است در رساله ی او ذکر نشده است و اضافه کردم که در «گزارش سیاسی هیئت اجرائی سازمان به کنگره ۲۴ سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)» نیز کلمه‌ای درباره ی جایگزین طرح نشده است، لااقل خواستار دریافت نوشتار شد و پس از دریافت، نوشت که پس از مطالعه نظر خواهد داد! رهبری اپورتونیست حاکم بر سرنوشت حزب توده ایران حتی در سطح این چپ سردرگم نیز سخنی برای گفتن ندارد!

مبارزات کارگری در ایران در سال‌های اخیر و زیر سلطه ی امنیتیقضایی دیکتاتوری نظام سرمایه داری با سازماندهی گردان های مختلف در محل و بی تردید در آینده در سراسر کشور، به راه انقلابی خود ادامه خواهد داد. در این تردیدی نباید داشت. این دستاورد مبارزات حزب توده ایران در طول هستی انقلابی آن است. بدین ترتیب، وعده ی سرخرمن مقاله ی نامه مردم که پس از گذار از دیکتاتوری کارگران گویا به حقوق صنفی خود دست خواهند یافت، در کلیت آن، انتزاع و وعده‌ای توخالی است و برای کارگران مزاحی بی مزه و رنگ باخته است.

هنگامی که اپورتونیسم راست می‌کوشد با چنین وعده‌هایی، ضرورت تبدیل شدن مبارزات طبقه کارگر را به عنوان گردان کمکی و عقبه ی ارتش بورژوازی توجیه کند و آن را در صف مبارزه برای «آزادی» ردیف کند، از منافع طبقه ی کارگر ایران که شعار «نان، کار، آزادی» را مطرح می‌سازد دفاع نمی‌کند!

وظیفه ی حزب طبقه کارگر ایران دفاع از منافع طبقه کارگر ایران است به عنوان تنها نیروی انقلابی که از منافع کل جامعه در دوران ملیدمکراتیک انقلاب دفاع می‌کند. تفهیم چنین برداشتی به توده های مردم وظیفه ی عاجل حزب توده ایران است.

رفیق عزیز توده‌ای نشان دادن انطباق منافع طبقه کارگر و کل خلق در دوران کنونی، محک شناخت سیاست انقلابی توده‌ای از سیاست اپورتونیسم غیرتوده ای است.

آنچه که مقاله های نامه مردم، کم و بیش موفق با «محکوم کردن اقتصاد نئولیبرالی» دنبال می‌کنند، سرسوزنی فراتر از مخالفت نمایندگان عاقل بورژوازی به اقتصاد سیاسی نئولیبرال نیست. آن‌ها خواستار یک «سرمایه داری خوب» هستند. لطفن کتاب پرمضمون و نظرگیر عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز را با دقت مطالعه کنید که فرشاد مؤمنی نگاشته است. ارزیابی از آن در توده‌ای ها انجام شد. این ارزیابی را می‌توان بدون کم و کاست درباره ی نظرات رهبری اپورتونیست در حزب توده ایران نیز ارایه داد. از این روست که پیامد سیاست و کارکرد این رفقای گرامی که در پشت شعار درست جبهه ضد دیکتاتوری پنهان شده اند، ولی سیاست طبقاتی و مستقل حزب توده ایران را تعطیل نموده اند، راندن جنبش توده‌ای به کناره ی شط خروشان نبرد طبقاتی است. حزب توده ایران را به زائده‌ای در جبهه ی بورژوازی اصلاح طلب ایران بدل ساخته اند. سیاست انحرافی ای که نمونه‌های دیگر آن را گروه‌هایی از قبیل ٬٬راه توده٬٬ دزدیده شده نیز دنبال می‌کند.

این رفقای اپورتونیست نمی‌خواهند که طبقه کارگر به محور و تکانه ی نبرد برای آزادی خواهی بدل شود. توصیه می‌کنند که به «جنبش آزادی خواهی بپوندد»! تبدیل شدن طبقه ی کارگر به ستون فقرات جبهه ی آزادی خواهی و ضد دیکتاتوری، موجب آن می‌شود که مبارزان بلافاصله با هفت چکمه ی آهنین و هفت عصای آهنین به جستجوی جایگزین رهایی بخش بروند و رفته اند! شعار «نان، کار، آزادی» نشان جستجوی این جایگزین، نشان نبرد برای جایگزین فراتر از نظام سرمایه داری است!

ژرفش نبرد طبقاتی در ایران سرشت رهایی بخش مبارزات دمکراتیک را برای توده‌ای ها و توده های زحمت قابل شناخت ساخته است. جامعه در تب و تاب یافتن جایگزینی انقلابی برای کلـیت شرایط حاکم بر میهن همه ی ایرانی هاست. جایگزینی با جهت گیری سوسیالیستی! اقتصاد سیاسی جایگزین در درون نظام سرمایه داری وجود ندارد.

رهبری اپورتونیست حاکم بر سرنوشت حزب طبقه ی کارگر ایران، نه تنها سخنی و برنامه‌ای برای چنین جایگزین مردمی و ملی در مرحله ی ملیدمکراتیک انقلاب که به آن اذعان دارد، ندارد. بلکه با سماجت عصبی به سکوت خود ادامه می‌دهد. تعمیقِ مبارزات طبقه ی کارگر که توانسته است راه تجهیز و سازماندهی خود و توده ها را در زیر ضربات جابرانه و جنایتکارانه ی ارتجاع بیاموزد، پاسخ شایسته به اپورتونیست ها داده است و خواهد داد. پاسخی که جدا از کارکرد شما و من به عنوان یک توده‌ای ادامه خواهد یافت!

تراژدی تاریخی از چنین مضمونی برخوردار است: در حالی که هنگامه گذار «از دروازهٔ شهرهای ناگشوده» فرا رسیده است، بخش اپورتونیست در رهبری حزب توده ایران، حزب طبقه ی کارگر ایران را به عقبه ی مفلوک ارتش بورژوازی بدل می‌سازد!




جبهه ضد دیکتاتوری در مرحله ملی- دمکراتیک کنونی تاکتیک و یا استراتژی؟

مقاله ی شماره ۲۲ / ۱۳۹۸
(۷ مهر ۱۳۹۸ – ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹)

تحقق بخشیدن به وظایف دو گانه ی ملی- دمکراتیک در مرحله ی کنونی نیاز به تسخیر سنگر اول در یک نبرد طولانی دارد. سنگری که رژیم دیکتاتوری ولایی در پشت آن قرار دارد و آن را به ابزار انجام وظیفه ی خود برای حفظ سلطه ی نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی بدل نموده است.

چرا مبارزه ی ضد دیکتاتوری برای حزب توده ایران، مبارزه‌ای تاکتیکی و همزمان استراتژیک است؟ زیرا روند رشد انقلاب در پیش، قابل پیش‌بینی نیست! سرعت توسعه و عمق روند انقلابی و طول زمانی که به آن نیاز است، عنصرهایی هستند که حزب توده ایران را بر آن می دارد، سیاستی واقع‌بینانه و در عین حال با نگاه به دورنمای نبرد را دنبال بکند. از این رو حزب طبقه کارگر ایران دارای یک برنامه حداقل و یک برنامه حداکثر است.

برنامه حداقل، شرکت همه جانبه حزب توده ایران در نبرد روزانه لایه‌های مختلف اجتماعی برای تغییرات دمکراتیک در جامعه است. حزب توده ایران هنگامی که شاه بختیار را به جای ازهاری به نخست وزیری گماشت، نه تنها مخالفتی نکرد، بلکه همراه توده های مردم ٬٬سوت هم زد٬٬! هنگامی که بختیار شاه را به فردوگاه رساند، وضع بر همین منوال بود. تناسب قوا امکان های بزرگ تری را در آن شرایط در اختیار حزب توده ایران نمی گذاشت. ولی حزب توده ایران برنامه ی حداکثر خود را برای مرحله ی ملی- دمکراتیک انقلاب کنار نگذاشت، کنار نگذاشته بود. تناسب قوای حاکم، رهبری انقلاب را به خرده بورژوازی سپرد، ولی حزب توده ایران مبارزه برای برقراری هژمونی طبقه کارگر را در انقلاب ملی- دمکراتیک ترک نکرد! برعکس با خواست برپایی جبهه متحد خلق و نشان دادن ضرورت ایجاد شدن آن برای مرحله کنونی نبرد طبقاتی در ایران، حزب توده ایران به نبرد طبقاتی برای دستیابی به برنامه حداکثر خود عمل نمود.

حزب توده ایران با ارزیابی از جبهه ضد دیکتاتوری به مثابه ی تاکتیک برای تسخیر سنگر اول در انقلاب ملی- دمکراتیک، همزمان هشدار می‌داد که ما با روند انقلابی ای روبرو هستیم که تنها با تحقق بخشیده شدن به برنامه حداکثرِ ضروریِ عینی، انقلاب به ثمر خواهد رسید.

دنبال کردن راه رشد غیرسرمایه داری که آن روزها مانند امروز موضع واقع‌بینانه ی حزب توده ایران را تشکیل می‌داد و می دهد، توانست تاثیرهای مثبت خود را در اصول قانون اساسی بیرون آمده از دل انقلاب بهمن ۵۷ مردم میهن ما بگذارد. دنبال نمودن این هدف در شرایط کنونی صد برابر واقع‌بینانه تر است.

در شرایط سلطه ی اقتصاد جهانی شده ی امپریالیستی، جز از طریق خروج از این سیستم، هیچ شانس و امکانی برای رشد و توسعه ی دمکراتیک- مردمی و ملی- استقلال طلبانه برای کشورهای جهان جنوب وجود ندارد. بدون پاره نمودن همه ی بندی های وابستگی نواستعماری به امپریالیسم، راه دیگری برای دستیابی به استقلال ملی و حق حاکمیت ملی وجود ندارد. نبرد رهایی بخش و مبارزه برای استقلال واقعی اقتصادی- سیاسی- اجتماعی برای کشورهای جنوب به امر مرگ و زندگی بدل شده است. فیدل کاسترو این شعار را بارها مطرح نموده است. این ارزیابی نه تنها ارزیابی واقع بینانه ای است، بلکه امروز صد بار واقع‌بینانه تر است از سال ۵۷ در انقلاب بهمن. جمهوری خلق چین نیز هنوز برای پایان بخشیدن و قطع بدون بازگشت هر نوع وابستگی نواستعماری به اقتصاد امپریالستی می رزمد!

از این روست که گرچه برای تسخیر سنگر اول و گذار از دیکتاتوری، حزب توده ایران به ویژه با توجه به تناسب قوای کنونی، برای تحقق یافتن برنامه ی حداقل ممکن مبارزه می کند، ولی لحظه‌ای از وظیفه خود که نشان دادن دورنمای تغییرات ضد سرمایه داری است کوتاهی نمی کند. به سخنی دیگر، برنامه حداکثر خودر پنهان نمی سازد؛ آن را برجسته می سازد؛ توجه به آن را جلب و کوشش برای دسترسی به آن را برای توده ها مستدل می سازد.

برنامه ی تاکتیکی ٬٬جبهه ی گسترده ی ضد دیکتاتوری٬٬ که وظیفه ی تسخیر سنگر اول را در نبرد برای گذار از شرایط کنونی تشکیل می دهد، تنها آن هنگام در خدمت هدف استراتژیک قرار خواهد داشت، که نقش کمکی هدف تاکتیکی برای دستیابی به هدف استراتژیک برای توده های میلیونی زحمتکشان توضیح داده شود و درستی آن به ثبوت رسانده شود.

حزب توده ایران تنها حزب طبقاتی در ایران است که با ایجاد پیوند منطقی میان مبارزه ی دمکراتیک- مطالباتی و مبارزه برای دورنمای ترقی خواهانه تغییرات بنیادین به تجهیز و سازماندهی نیرویی زحمتکشان همت گذاشته است که بدون مبارزه ی آگاه و جانفشانانه و فداکارانه آن، باری دیگر رهبری انقلاب آینده مانند انقلاب بهمن به دست لایه‌های ناپیگیر و متزلزل خواهد افتاد. از این روست که ما ضمن مبارزه برای جبهه ضد دیکتاتوری و پیروزی آن حتی در سطح حداقل، مبارزه ی روشنگرانه و سیاسی- کارکردی خود را همزمان برای تقویت جنبش کارگری به کار می گیریم.

رابطه و بهم پیوندی تاکتیک و استراتژی از سرشت روندگونه بودن مبارزه ناشی می شود. جدایی مکانیکی آن دو، در خدمت به سرانجام رساندن وظایف مرحله ی ملی دمکراتیک انقلاب نیست. تجربه ی تلخ شکست انقلاب بهمن ۵۷ مردم میهن ما در تأیید این ارزیابی قرار دارد. آموزش از این شکست، مبارزه ی همزمان برای برنامه ی حداقل و حداکثر است. نباید فراموش نمود که چگونگی رشد روند انقلابی را نمی‌توان پیش‌بینی نمود.

خوشبختانه جنبش کارگری در ایران که در آن لایه‌های بسیاری از زحمتکشان شرکت فعال دارند و به سوی سراسری و یک پارچگی در حال رشد است، با ایجاد پیوندِ عینی میان مبارزه ی دمکراتیک- مطالباتی با مبارزه ی سیاسی- ترقی خواهانه، سطح والای آگاهی طبقاتی خود را نشان داده است، و می‌رود به عنصر اصلی نبرد طبقاتی- انقلابی در ایران بدل گردد. حزب توده ایران برخود می بالد که مصوبه ششمین کنگره آن به طور عینی در جامعه تحقق می‌یابد و به روند ژرفش نبرد طبقاتی در ایران مهر و نشان خود را می زند.




بیانیه «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران» در اعتراض به «خط سرکوب فعالان صنفی»

از اخبارروز

در
حالی در آستانه آغاز سال تحصیلی قرار داریم که در طی چند ماه گذشته سرکوب
معلمان از طرف وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضاییه و نهادهای
زیرمجموعه وزارتخانه، حراست و هیئت رسیدگی به تخلفات اداری هرگز متوقف نشده
است گویی ارکان حاکمیت در بی‌توجهی به مطالبات فرهنگیان بازنشسته و شاغل و
سرکوب فعالان صنفی و مدنی متفق‌القول هستند و بین جناح‌های سیاسی از
اصلاح‌طلب و اصولگرا تا اعتدال‌گرا تفاوتی وجود ندارد.

صدور حکم زندان و شلاق برای فعالان صنفی که یادآور احکام قرون‌وسطایی
است نشان از اوج این سرکوب‌هاست. قوه قضاییه به‌جای اینکه در برخورد با
فاسدان و دزدان جدی باشد اراده کرده است هر صدای منتقد و مستقلِ عدالت‌خواه
را در نطفه خفه کند، صدور حکم زندان برای اصغر امیرزادگان ،فعال صنفی از
استان فارس، تأیید حکم ناعادلانه ۱۵ ماه حبس تعزیری برای یاسر امینی در
کردستان و احضار فاطمه بهمنی ، فعال صنفی در استان مرکزی، به خاطر جمع‌آوری
کمک برای سیل‌زدگان به دادگاه ، احضار زنانِ فعال صنفی در شهرهای مختلف
ازجمله در کرج به اداره اطلاعات، احضار فعالان صنفی ملارد به اطلاعات سپاه ،
صدور کیفرخواست علیه اعضای هیئت‌مدیره انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی،
ریاست دوره‌ای شورای هماهنگی، تشکیل پرونده برای بازرسان شورای هماهنگی و
گشودن پرونده قضایی علیه فعالان صنفی در استان های بوشهر، مازندران،
آذربایجان شرقی ، خوزستان ، اصفهان و … نشان از اوج سرکوب فعالان و
پرونده‌سازی به‌صورت سیستماتیک علیه آنان است.

تا جایی که معلمان دربند نیز از این سرکوب بی نصیب نمانده اند و به‌صورت
مستمر مورد تبعیض واقع می‌شوند حق برخورداری از ملاقات حضوری ماهانه در
زندان اوین از آنان سلب شده است. درحالی‌که زندانیان امنیتی با جرائم دزدی و
اختلاس و مدیران فاسد از حق مرخصی طولانی و ملاقات حضوری ماهانه
برخوردارند حق آزادی مشروط از محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی سلب شده
است محمد حبیبی از مرخصی و دریافت خدمات درمانی محروم است و به امید
شاه‌محمدی مرخصی داده نمی‌شود.
سایر معلمان زندانی نیز وضعیت بهتری ندارند روح‌الله مردانی و عبدالرضا
قنبری و معلمان دیگری که به خاطر فعالیت مدنی در زندان هستند از حقوق اولیه
خود محروم هستند.

جالب اینکه هر جا اندکی عدالت، وجدان و انصاف وجود داشته و قاضی به
دفاعیات متهمان فقط گوش‌داده و از ضابطان قضایی دستور نگرفته است منجر به
تبرئه فعالان صنفی و صدور حکم منطقی منع تعقیب شده است.

صدور حکم تبرئه نشان می‌دهد که مطالبات صنفی، قانونی و برحق است و این
نیروهای امنیتی و قضایی هستند که می‌کوشند بر این فعالیت‌های قانونی برچسب
امنیتی بزنند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران خواهان آزادی بی قید و شرط
تمام معلمان زندانی است و نسبت به عواقب پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی
هشدار جدی می‌دهد. نهادهای امنیتی باید بدانند که تهدید و زندان و ارعاب و
پرونده سازی برای کنشگران صنفی راه خاموش کردن مطالبه گری نیست، چراکه
پرونده‌های محدود معلمان صنفی و زندان افکندن چندتن از بهترین معلمان
تلاشگردر سالهای۹۳ و ۹۴، اینک به بالغ‌بر پنجاه پرونده مختومه و باز رسیده
است.
کنشگران صنفی با این پرونده‌سازی‌ها و اتهامات دروغین، از مطالبه
گری،حق‌طلبی و عدالت‌خواهی دست نمیکشند ولو نهادهای امنیتی و قضایی،
حراستها و هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری ،با اهرم فشار و پرونده سازی
برایشان مشکل بتراشند! کنشگران صنفی و فرهنگیان نه تنها یاران دربند خود را
رها نکرده بلکه از آنان درس شجاعت و فداکاری در راستای بهبود وضعیت معیشتی
معلمان و بهسازی ساختار نظام آموزشی می‌گیرند.

ما با صدای رسا می‌گوییم اگر مطالبه‌ی حق در راستای کرامت انسانی و
بهبود معیشت همگان جرم است و اگر مطالبه عدالت آموزشی و دفاع از حقوق
کودکان محروم، جرم است، شما می‌توانید برای ما پرونده‌سازی و علیه ما
کیفرخواست صادر کنید ما را اخراج نمایید به بند بکشید و تبعیدمان کنید؛ اما
بدانید ما لحظه‌ای از مطالبه گری و عدالت‌خواهی دست نخواهیم کشید.

شورای‌‌ هماهنگی‌ تشکلهای‌ صنفی‌ فرهنگیان‌ ایران – ۲۵ شهریور




‘دختران آزادی’ و فروغ علایی، عکاس ورود زنان به ورزشگاه‌ بازداشت شدند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۵ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۶ اوت ۲۰۱۹

فروغ علایی، عکاس خبری روزنامه دنیای اقتصاد چاپ تهران، بازداشت شده است.

خانم علایی چند ماه پیش برای عکس‌هایش از ورود تماشاچیان زن به ورزشگاه آزادی برنده جایزه معتبر ورلدپرس فوتو شد.

وبسایت ایران‌وایر گزارش کرده که علاوه بر فروغ علایی چند تماشاچی زن هم که برای ورود به ورزشگاه خود را به شکل مردان درآوردند زندانی‌ شده‌اند. خانم علایی از آنها هم عکاسی کرده بود. این زنان جوان به خاطر تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی به “دختران آزادی” مشهور شدند.

گفته شده برای بازداشت‌شدگان ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه تعیین شده است.

ورود زنان به ورزشگاه برای تماشای بازی‌های مردان تبدیل به مساله‌ای کشدار در ورزش ایران شده است.
ورلدپرس فوتو هنگام اهدای جایزه به فروغ علایی درباره او گفت: “فروغ هنگام انجام پروژه‌هایش با ریسک‌های زیادی روبرو است، و این را می‌توان نشانه اشتیاق او به صدا بخشیدن به سوژه‌هایش دانست.”

خانم علایی پیش از آن که در مواردی به زنان اجازه ورود به ورزشگاه داده شود از زنان جوانی عکس گرفته بود که برای رفتن به ورزشگاه خود را به شکل مردان در می‌آوردند.

این زنان جوان با گذاشتن ریش مصنوعی، پوشیدن لباس‌های مردانه و بستن باندهایی به دور سینه‌هایشان خود را مرد جا می‌زدند تا وارد ورزشگاه شوند.

فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، به ایران ضرب‌الاجل داده که باید زنان را به ورزشگاه راه دهد. با این وجود برخی مقام‌های ایرانی همچنان علیه ورود زنان به ورزشگاه اظهارنظر کرده‌اند. 




چین از پیشنهاد «امنیت گروهی» روسیه در خلیج فارس استقبال کرد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ٣ مرداد ۱٣۹٨ –  ۲۵ ژوئيه ۲۰۱۹

دولت چین از پیشنهاد روسیه مبنی بر تأمین «امنیت گروهی» در خلیج فارس حمایت کرد. سخنگوی وزارت خارجه چین روز پنجشنبه ضمن اعلام این خبر گفت‌: «ما از این پیشگامی روسیه استقبال می‌کنیم و همچنین مایلیم همکاری، هماهنگی و ارتباط خود را با تمامی شرکای مربوط تقویت کنیم.»

هووا چون‌یینگ همچنین تأکید کرد: «صلح و ثبات خلیج فارس اهمیت ویژه‌ای در تضمین امنیت و توسعه کل منطقه و جهان دارد.» و افزود: «معتقدیم برای تضمین ثبات و امنیت منطقه، ایجاد روابط خوب همسایگی براساس احترام متقابل حیاتی است.»
وزارت خارجه روسیه روز ۲۳ ژوئیه طرح امنیت گروهی در خلیج فارس را مطرح کرد. این طرح پیشنهاد می‌کند کنفرانسی بین‌المللی درباره ی امنیت و همکاری در خلیج فارس برگزار شود که بعد به تشکیل یک سازمان امنیت و همکاری در منطقه بیانجامد.
مسکو همچنین پیشنهاد ایجاد منطقه حائل در منطقه را مطرح کرده و خواستار آن شده که استفاده دائم از نیروهای فرامنطقه‌ای محدود شود و نیز خطوط قرمزی میان نیروهای نظامی مختلف در منطقه تعریف شود. 

انگلستان کشتی‌های خود را اسکورت می کند
در همین حال انگلستان روز پنج‌شنبه ۲۵ ژوئیه اعلام کرد نیروی دریایی این کشور کشتی‌هایی را که با پرچم این کشور از تنگه هرمز عبور می‌کنند، اسکورت خواهد کرد.
وزارت دفاع بریتانیا گفته است این ماموریت با هدف دفاع از آزادی عبور و مرور کشتی‌ها پس از توقیف یک نفتکش این کشور توسط ایران انجام می‌شود.
یک سخنگوی دولت بریتانیا دراین‌باره گفت: «نیروی دریایی سلطنتی ماموریت یافته است تا کشتی‌هایی را که با پرچم بریتانیا از تنگه هرمز عبور می‌کنند، چه به صورت تکی و چه در قالب ناوگانی از کشتی‌ها، محافظت کند و این کشتی‌ها زمانیکه قصد عبور[از تنگه هرمز] دارند باید این نیرو را آگاه کنند.»
این سخنگو اضافه کرد: «آزادی عبور و مرور برای نظام تجارت بین‌الملل و اقتصاد جهانی حیاتی است و ما هرکار بتوانیم خواهیم کرد تا از آن دفاع کنیم.»
همه روزه بین ۱۵ تا ۳۰ کشتی با پرچم بریتانیا از تنگه هرمز عبور می کنند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران روز ۲۸ تیرماه (۱۹ ژوئیه) اعلام کرد یک نفتکش بریتانیایی به نام «استینا ایمپرو»(stena impero) را در تنگه هرمز توقیف کرده است. توقیف این نفتکش ۱۵ روز پس از توقیف ابرنفتکش «گریس ۱» متعلق به ایران از سوی نیروهای بریتانیایی در جبل الطارق صورت می گرفت. بریتانیا گفته است این کشتی را به دلیل انتقال نفت به سوریه و نقض تحریم های اتحادیه اروپا توقیف کرده است.
در طرف دیگر سپاه پاسداران پس از توقیف کشتی «استینا ایمپرو» در بیانیه ای علت این عمل را «رعایت نکردن قوانین و مقررات بین‌المللی دریایی» خوانده و مقامات دولتی ایران شرط آزادی آن را رفع توقیف نفتکش «گریس ۱» عنوان کرده‌اند.
در سوی مقابل مقامات بریتانیا ایران را به «دزدی دریایی» متهم کرده و خواستار آزادی هرچه سریعتر نفتکش استینا ایمپرو شده اند.