تحریم‌ها به مثابه سلاح: نقشه ترامپ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به زانو

نقشه ترامپ یک جنگ نیست. مگر این‌که جمهوری اسلامی با دیوانه‌بازی و تنش‌آفرینی بی‌جا دست به یک خودکشی نظامی بزند که این‌کار با عمل‌گرایی که ما از سران جمهوری می‌شناسیم در تضاد است.

استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در خاورمیانه گفت که پیام ترامپ به خامنه‌ای یک پیام صلح بود. به گفته ویتکاف، ترامپ در پیام خود نوشت که او رییس جمهوری صلح خواه و آماده گفت‌وگو با جمهوری اسلامی است

به گزارش رویترز، ترامپ در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای پیشنهاد گفت‌وگو کرده است. با این همه، خامنه‌ای این پیشنهاد را نپذیرفت  و آن را «فریب» نامیده است. مایکل سینگ، مدیر اجرایی مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، گفت که دولت دوم ترامپ سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری را در برابر جمهوری اسلامی پیاده خواهد کرد و گزینه‌های آن را برای گریز از گفت‌وگو کاهش خواهد داد. دولت دوم ترامپ به دنبال افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران است تا بتواند به پیمان دل‌خواه خود دست یابد. این سیاست‌ها می‌تواند تأثیر ژرفی  بر اقتصاد و جامعه ایران داشته باشد و تنش‌ها در منطقه را افزایش دهد.

نقشه امپریالیسم امریکا با آشنایی که به سرشت عمل‌گرایانه رژیم ولایت فقیه دارد، فشار اقتصادی برای سرسپردگی است.  وابستگی جمهوری اسلامی به سرکوب و پیاده کردن سرمایه‌داری ددمنشانه، ناخشنودی مردم را حتا میان لایه‌های هوادار رژیم گسترش داده است و برای همین آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی را در برابر فشارهای امریکا افزایش داده‌است. فراموش نشود که جمهوری اسلامی برای زنده ماندن حتا می‌تواند حق طبیعی میهن ما را برای بهره‌برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای را بفروشد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا در هفته‌های گذشته گفت که تحریم‌هایی را علیه وزیر نفت جمهوری اسلامی و برخی از کشتی‌هایی که پرچم هنگ کنگ به ایران در پنهان‌سازی فروش نفتی خود کمک می‌کنند، انجام داده است.




آزادی زندانیان نوروزی در ارومیه وکردستان و دیگر زندانیان سیاسی در تمام ایران

فرح نوتاش ـ  جبهۀ مردم برای نجات ایران ـ خط سوم

نه ملا ـ نه آمریکا و اقمارش

اعلامیه 136

دهم نوروز  ـ 30 مارس 2025

اسرائیل: در حکومت اردوغان نه قانون وجود دارد، نه آزادی

 رژیم انگلیسی ملا، از اول انقلاب رنگی به رنگ سیاه، سال 57 تا کنون ، در صدد بوده با تحمیل عقاید فرمایشی انگلیس به ملایان ، تحت زور سر نیزۀ پاسداران دزد و جنایتکار، اموال ملی ایران را غارت کرده،  و با سیاست امتی، برای پایداری نظام امپریالیستی انگلیس، فرمایشات آن را به مردم ایران به عنوان اصول دین تحمیل کند. و شیره جان مردم ایران را به نام مذهب به مکد.

ایام و مراسم مذهبی اسلامی و تمام ارکان و اصول و فروع دین که توسط این رژیم از بن فاسد به مردم ایران تحمیل می شود، از هر گونه اعتبار انسانی ساقط شده اند. و این سقوط برگشت ناپذیراست. . چون در پس آن مراسم و اعیاد، ملایان داروندار ملت ایران را به نفع خود و برای سیاست های دیکته شده انگلیس دزدیده اند. و حال ملت گرسنه و تحت ظلم ایران ، هرگز از این رژیم اطاعت و حمایت نخواهد کرد.  لذا وقت آن رسیده است که ملت کبیر ایران با تشکیل گروه های محلی، و شهری، ترتیب شکست در زندان

 ها را در کلیه شهر های ایران بدهند.

وظیفه پلیس و ارتش ایران، فقط  جانب داری از مردم ایران در مقابل ملایان انگل و سپاه پاسدارن دزد و جنایتکار است.

پیروز باد مبارزه ملت ایران برای آزادی زندانیان سیاسی در تمام ایران

دستگیری ملایان انگل ، مصادره کل اموالشان و فرستادن به مراکز کار اجباری

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




کارزار سه ‌شنبه‌های نه به اعدام

2025 مارچ 25

  به دار آویختن بیش از ۱۱۵۰ زندانی محکوم به اعدام در سال ۱۴۰۳ کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” در نخستین هفته‌ی سال ۱۴۰۴، آمار اعدام‌های سبعانه‌ی حکومت اعدامی در سال ۱۴۰۳ را به این شرح اعلام می‌کند: در سال ۱۴۰۳، بیش از ۱۱۵۰ زندانی محکوم به اعدام، از جمله ۳۸ زن، به دار آویخته شدند. از میان آنان، ۱۳۵ نفر از هم‌وطنان بلوچ و ۱۰۴ نفر از هم‌وطنان کُرد بودند. همچنین ۵ زندانی سیاسی–عقیدتی اعدام و ۸ تن از زندانیان در ملأ عام، به شیوه‌ای قرون‌وسطایی، حلق‌آویز شدند.

لازم به ذکر است که حدود ۸۵ درصد از اعدام‌های سال ۱۴۰۳ در دوران “ریاست‌جمهوری” پزشکیان صورت گرفته است. این خود نشان می‌دهد که جناح‌های این حکومت در کشتار و اعدام مردم ایران هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. ما، اعضای کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”، متحد و یک‌صدا و با تمام توان، در برابر حکم ضدانسانی اعدام ایستاده‌ایم و از تمامی احزاب، سازمان‌ها، تشکل‌ها و فعالان سیاسی، حقوق بشری، مدنی، صنفی، دادخواهان و… که دغدغه‌ی “حق حیات و حقوق بشر” و مخالفت با اعدام دارند، می‌خواهیم که در سال جدید اقدامات عملی و مؤثرتری برای مقابله با اعدام انجام دهند؛ به امید اینکه سال ۱۴۰۴، سال پایان سرکوب و اعدام و آغاز آزادی برای ایران باشد.

کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”، در شصت‌ویکمین هفته‌ی خود، روز سه‌شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، در ۳۸ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهد زد: زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزل‌حصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان جوین، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند زنان و مردان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، و زندان کامیاران. هفته‌ی شصت‌ویکم سه‌شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴




همگرایی سیاسی- اقتصادی روسیه و چین؛ آیا روسیه تابع چین است؟

همزمان با تعمیق روابط روسیه و چین، گفتمان پیرامون این رابطه شدت می‌گیرد. پیوندهای سیاسی میان دو کشور مستحکم‌تر شده و همسویی در مسائل جهانی، از اوکراین تا اصلاح نهادهای بین‌المللی، این اتحاد را تقویت کرده است. اما در همکاری‌های اقتصادی، نگرانی از وابستگی بیش‌ازحد روسیه به پکن مطرح است.

این نگرانی با رشد چشمگیر تجارت دوجانبه مرتبط است. در سال ۲۰۲۱، چین ۱۸ درصد از تجارت روسیه را تشکیل می‌داد و این رقم تا پایان ۲۰۲۴ به ۳۴ درصد رسید. چین ۴۱ درصد از واردات و ۳۰ درصد از صادرات روسیه را تشکیل دهد.  

این افزایش همزمان با کاهش شدید تجارت با اتحادیه اروپا رخ داده است. تجارت روسیه، نشان‌دهنده بازتنظیم جغرافیای اقتصادی این کشور با هند، ترکیه و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز در حال رشد است.  

نگرانی‌ها درباره تبدیل شدن روسیه به “برادر کوچک اقتصادی” چین با واقعیت‌های تجاری همخوانی ندارد. روسیه مازاد تجاری با چین دارد، امری که در میان شرکای پکن نادر است. ادعای وابستگی تابع‌گونه بیشتر بر تصور اشباع بازار روسیه از کالاهای چینی استوار است. در صنعت خودرو، برندهای چینی جایگزین شرکت‌های غربی شده‌اند، اما دولت روسیه در حال تقویت تولید داخلی و جذب برندهای ژاپنی و کره‌ای است.

سرمایه‌گذاری‌های چین نیز محتاطانه بوده است. از ۸۰ پروژه دوجانبه، تنها ۵۰ مورد عملیاتی شده‌اند. نکته مهم‌تر این است که چین علاقه‌ای به کسب سهام کنترلی در بخش‌های منابع طبیعی روسیه نشان نداده و همچنین به‌دنبال ورود به صنایع پیشرفته نبوده است.  این احتیاط ناشی از نگرانی از تحریم‌های ثانویه است. برای مقاوم‌سازی روابط اقتصادی، توسعه سیستم‌های مالی موازی، مسیرهای لجستیکی قابل‌اعتماد و توافقنامه تجارت آزاد ضروری است.

برای آنکه روابط اقتصادی روسیه و چین مقاوم‌تر و کمتر آسیب‌پذیر شود، بهبودهای ساختاری سیستم‌های مالی موازی برای مقاومت در برابر تحریم‌ها، ایجاد مسیرهای لجستیکی قابل‌اعتماد، گسترش مناطق همکاری فرامرزی ضروری است.




توافق شکننده: آتش‌بس محدود یا پیروزی دیپلماتیک روسیه؟

test

روسیه، با استفاده از یک ماه دیپلماسی فشرده، توانست اولین توافق رسمی بین روسیه و اوکراین را با میانجی‌گری ایالات متحده به دست آورد. این توافق، که در حال حاضر محدود به کاهش درگیری‌ها است، شامل آتش‌بس ۳۰ روزه در دریای سیاه و توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی می‌شود.

نکته قابل توجه این است که بازیگران اروپای غربی در این مذاکرات غایب بوده‌اند و مذاکرات مربوط به مرحله دوم، که شامل نیروهای حافظ صلح از فرانسه و بریتانیا بود، متوقف شده است.

در عوض، روسیه از این مذاکرات برای گرفتن امتیازات مهم از دولت ترامپ استفاده کرده است، از جمله دسترسی مجدد به بازارهای کشاورزی جهانی. آمریکا اکنون کاهش تحریم‌های بانک روس‌الخوز، صادرکنندگان مواد غذایی و کود روسی، و دسترسی کشتی‌های روسیه به بنادر بین‌المللی را در دستور کار قرار داده است.

آتش‌بس انرژی نیز به نفع مسکو است، زیرا اوکراین خواستار گسترش آن به تمام زیرساخت‌های حیاتی بود، اما نسخه نهایی تنها شامل اهداف مرتبط با انرژی است.

این توافق شکننده است و تفاسیر متفاوت از آن، امکان لغو آن را برای هر طرف فراهم می‌کند. در حال حاضر، نبرد بر سر روایت آغاز شده است، زیرا هر دو طرف تلاش می‌کنند تا طرف مقابل را ناقض توافق نشان دهند.

ترامپ اهداف بزرگ‌تری دارد، از جمله تضعیف اتحاد روسیه و چین، که ممکن است موضع او را نسبت به مسکو تعیین کند. مرحله بعدی، توافق بر سر منابع زیرزمینی اوکراین است که مورد توجه ویژه آمریکا قرار دارد.

به نظر می‌رسد که روسیه با استفاده از تاکتیک‌های هوشمندانه و بهره‌برداری از اختلافات بین طرف‌های غربی و اوکراین، توانسته است امتیازات قابل توجهی را در این توافق به دست آورد. این توافق، که در ابتدا به عنوان یک آتش‌بس محدود مطرح شد، اکنون به ابزاری برای کاهش تحریم‌ها و تقویت موقعیت روسیه در عرصه بین‌المللی تبدیل شده است.




استراتژی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی: فشار حداکثری بدون جنگ مستقیم

هدف ایالات متحده، وادار کردن ایران به سرسپردگی، کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، پشتیبانی نکردن از گروه‌های منطقه‌ای (مانند حزب‌الله و حماس) و هم‌سویی سیاست خارجی ایران با منافع آمریکا است. این استراتژی، بازتاب خواست طبقه فرمان‌روای  آمریکا برای از میان بردن هرگونه چالش علیه هژمونی خود است.

در فوریه نتانیاهو تنها در باره ی جنگ اسرائیل در غزه و افزایش فشار بر ایران با ترامپ گفت‌وگو کرد. با این همه، ترامپ از پشتیبانی یورش اسرائیل به ایران خودداری کرده و به جای آن از گفت‌وگو با افزایش فشار اقتصادی سخن گفت. نتانیاهو ناکام به اسرائیل بازگشت ولی از نقشه خود دست بر نداشت.

ترامپ نگران پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی یک جنگ بزرگ با ایران است. به گزارش اسپوتنیک‌نیوز پوتین و ترامپ در باره ی ایران با هم گفت‌وگو کردند. پوتین به ترامپ گفت که ایران تهدیدی برای اسرائیل نیست و سخنان اسرائیل درباره برنامه هسته‌ای ایران بی‌پایه است.

ترامپ نماینده‌ی بورژوازی بخش فن‌آوری و صنعتی و انحصارهای نفتی- گازی راست‌گرایانه است که با کاهش مالیات شرکت‌ها، و جلوگیری از پیش‌رفت اقتصادی چین به میدان آمده‌است. در دولت کنونی ترامپ بورژوازی نظامی به رهبری انحصارهای جنگ افزارسازی به اندازه دو لایه دیگر بورژوازی نیرومند نیست. لایه‌های بورژوازی در حاکمیت کنونی امریکا جنگ‌خواه نیستند و در برابر بورژوازی نظامی بسیار بزرگ‌تر هستند. تسلا، اکسان موبیل و شورون ۱۵ بار بزرگتر از لاکهید هستند. دولت ترامپ می‌خواهد که هزینه‌های دولتی هنگفتی که برای جنگ‌هایی که مستقیم با امنیت امریکا در پیوند نیست را کاهش دهد. تا ان‌جایی که بورژوازی نظامی با فروش جنگ‌افزارها اقتصاد امریکا را پرتوان می کند دولت ترامپ پشتیبان آن است ولی برای سودورزی بورژوازی نظامی امریکا هزینه جنگ‌افروزی در گوشه وکنار جهان را نمی خواهد بر دوش بگیرد. این هزینه‌ها باید برای صنعتی سازی و نبرد با پیش‌رفت اقتصادی چین به کار برده‌شود. 




 در محکومیت تنش‌های قومی در ارومیه و دفاع از تمامیت ارضی و وحدت خلق‌های ایران

ما نقشه‌های تمام جدایی‌طلبان فرصت‌طلب که از سوی عوامل جمهوری اسلامی و یا وابستگان به امپریالیسم تحریک شده‌اند را محکوم می‌کنیم و از تمامیت ارضی میهن‌مان دفاع می‌کنیم. ما هرگونه حرکت قوم‌گرایانهٔ افراطی، چه در قالب پان‌ترکیسم، شوونیسم کرد و چه پان‌فارسیسم، را محکوم می‌کنیم و بر حق تمام خلق‌ها برای زندگی آزاد و برابر در چارچوب ایرانِ متحد و مستقل تأکید داریم.

ایران سرزمینی است با تنوعی غنی از خلق‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مذاهب که قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند. اما امروز، سیاست‌های امت‌پرور تبعیض‌آمیز حکومت جمهوری اسلامی و تحریکات وابستگان به امپریالیسم، وحدت ملی ما را تهدید می‌کند. ما خواستار خودمختاری دموکراتیک خلق‌ها در چارچوب ایران واحد، توسعهٔ همهٔ مناطق، و برچیدن هرگونه تبعیض بین خلق‌ها هستیم.

تاریخ مبارزات انقلابی ایران نشان داده است که فرزندان دلیر خلق‌های کرد، آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر خلق‌های این سرزمین، همواره در صفوف چپ و جنبش‌های مترقی، دوش‌به‌دوش برای آزادی، عدالت اجتماعی و تمامیت ارضی ایران جنگیده‌اند. ما همواره بر این باور بوده‌ایم که تنها با اتحاد طبقاتی و مبارزه مشترک علیه استبداد، ستم طبقاتی و امپریالیسم می‌توان به برابری و آزادی واقعی دست یافت. امروز نیز دشمن واقعی، نه کرد است و نه آذری، بلکه حکومت واپس‌گرای ولایت‌فقیه، امپریالیست‌ها و اقمارشان چون اردوغان و اسرائیل هستند.

ما معتقدیم تنها راه برون‌رفت از این بحران، اتحاد همه خلق‌های ایران در مبارزه‌ای مشترک علیه دیکتاتوری جمهوری اسلامی، نظام سرمایه‌داری و خطر امپریالیسم و نوکرانشان است. خلق‌های ایران باید حق تعیین سرنوشت خویش، از جمله خودمختاری دموکراتیک در چارچوب ایران واحد، را به‌دست آورند. ما خواستار پایان ستم خلقی، برابری کامل حقوقی همه خلق‌ها، توسعهٔ متوازن و عادلانهٔ مناطق محروم و ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر عدالت اجتماعی هستیم.

زنده‌باد وحدت خلق‌های ایران!

تارنگاشت توده ای ها 

جبهۀ جهانی ضد امپریالیست- قدرت زنان 




اعلامیه در محکومیت تنش‌های قومی در ارومیه و دفاع از تمامیت ارضی و وحدت خلق‌های ایران

سخن روز شماره ۱
۹ فروردین ۱۴۰۴، ۲۹ مارس ۲۰۲۵

هموطنان عزیز،

در حادثهٔ اخیر ارومیه، درگیری‌های تحریک‌شدهٔ قومی میان پان‌ترکیست‌ها، اهالی آذری ارومیه و کردها، به صحنه‌ای از تنش و دشمنی تبدیل شد. این درگیری‌ها نه یک مسئلهٔ خودجوش، بلکه نتیجهٔ سال‌ها ستم ملی، تبعیض سیستماتیک و سیاست‌های امتی  و نئولیبرال حکومتی است که تمام خلق‌های ایران را اعم از کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن و آذری در تنگنای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نگه می‌دارد.

این درگیری‌ها در حالی رخ می‌دهد که آذربایجان غربی، مانند دیگر مناطق غیرفارس‌نشین، از جمله محروم‌ترین نقاط کشور است. مناطق کردنشین و آذری‌نشین این استان، با وجود برخورداری از منابع طبیعی و موقعیت استراتژیک، عمداً در فقر نگه داشته شده‌اند. حکومت نه‌تنها زیرساخت‌های اقتصادی را در این مناطق توسعه نداده، بلکه با خشکاندن دریاچهٔ ارومیه و بی‌توجهی به معیشت مردم، شرایط را برای مهاجرت و ناامیدی اجتماعی فراهم کرده است. این محرومیت‌ها تصادفی نیست؛ نتیجهٔ مستقیم سیاست‌های ظالمانه امت‌پرور است که حقوق ملت و خلق‌های ایران را نادیده می‌گیرد.

  حکومت جمهوری اسلامی و امپریالیست‌ها از درگیری‌های قومی برای تحکیم  موقعیت خود در استان آذربایجان سود می‌جویند. در شرایطی که جمهوری اسلامی با بحران‌های داخلی و فشارهای آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا روبه‌رو است، درگیری‌های قومی و تفرقه بین خلق‌های ایران نه‌تنها وحدت جنبش انقلابی را تهدید می‌کند، بلکه خطر تجزیه ایران را نیز افزایش می‌دهد.

جریان‌های پان‌ترکیستی و شوونیسم کرد که اخیراً در ارومیه فعال شده‌اند، نه نمایندهٔ خلق آذربایجان و خلق کرد، بلکه ابزار حکومت، حکومت ترکیه، امپریالیسم آمریکا و اسرائیل برای ایجاد تفرقه هستند. پان‌ترکیسم و شوونیسم کرد، همچون پان‌فارسیسم، ایدئولوژی‌هایی شوونیستی و ارتجاعی هستند که هیچ‌گونه پیوندی با منافع واقعی خلق‌های آذربایجان و کرد ندارند. این جریان‌ها، با تحریک اختلافات قومی، نه‌تنها به وحدت مبارزاتی خلق‌های ایران ضربه می‌زنند، بلکه ابزاری در دست نیروهای ارتجاع و وابسته به امپریالیسم برای تضعیف مبارزات مردم هستند.

ما نقشه‌های تمام جدایی‌طلبان فرصت‌طلب که از سوی عوامل جمهوری اسلامی و یا وابستگان به امپریالیسم تحریک شده‌اند را محکوم می‌کنیم و از تمامیت ارضی میهن‌مان دفاع می‌کنیم. ما هرگونه حرکت قوم‌گرایانهٔ افراطی، چه در قالب پان‌ترکیسم، شوونیسم کرد و چه پان‌فارسیسم، را محکوم می‌کنیم و بر حق تمام خلق‌ها برای زندگی آزاد و برابر در چارچوب ایرانِ متحد و مستقل تأکید داریم.

ایران سرزمینی است با تنوعی غنی از خلق‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مذاهب که قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند. اما امروز، سیاست‌های امت‌پرور تبعیض‌آمیز حکومت جمهوری اسلامی و تحریکات وابستگان به امپریالیسم، وحدت ملی ما را تهدید می‌کند. ما خواستار خودمختاری دموکراتیک خلق‌ها در چارچوب ایران واحد، توسعهٔ همهٔ مناطق، و برچیدن هرگونه تبعیض بین خلق‌ها هستیم.

تاریخ مبارزات انقلابی ایران نشان داده است که فرزندان دلیر خلق‌های کرد، آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر خلق‌های این سرزمین، همواره در صفوف چپ و جنبش‌های مترقی، دوش‌به‌دوش برای آزادی، عدالت اجتماعی و تمامیت ارضی ایران جنگیده‌اند. ما همواره بر این باور بوده‌ایم که تنها با اتحاد طبقاتی و مبارزه مشترک علیه استبداد، ستم طبقاتی و امپریالیسم می‌توان به برابری و آزادی واقعی دست یافت. امروز نیز دشمن واقعی، نه کرد است و نه آذری، بلکه حکومت واپس‌گرای ولایت‌فقیه، امپریالیست‌ها و اقمارشان چون اردوغان و اسرائیل هستند.

ما معتقدیم تنها راه برون‌رفت از این بحران، اتحاد همه خلق‌های ایران در مبارزه‌ای مشترک علیه دیکتاتوری جمهوری اسلامی، نظام سرمایه‌داری و خطر امپریالیسم و نوکرانشان است. خلق‌های ایران باید حق تعیین سرنوشت خویش، از جمله خودمختاری دموکراتیک در چارچوب ایران واحد، را به‌دست آورند. ما خواستار پایان ستم خلقی، برابری کامل حقوقی همه خلق‌ها، توسعهٔ متوازن و عادلانهٔ مناطق محروم و ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر عدالت اجتماعی هستیم.

زنده‌باد وحدت خلق‌های ایران!

تارنگاشت توده ای ها 

جبهۀ جهانی ضد امپریالیست- قدرت زنان