برنج ایرانی؛ قربانی سیاستهای وارداتی و اقتصاد رانتی
در میان اخبار ضد و نقیض از کاهش قیمت برنج، آنچه در بازار واقعاً رخ داده، تنها سردرگمی و نارضایتیِ مصرفکنندگان است. به گفتهٔ یک فروشنده در گزارش: «پیشتر هر کیلوگرم برنج هاشمی را ۲۷۸ هزار تومان خریداری میکردیم… اما حالا با وجود صحبتهای کاهش قیمت، هنوز همان رقم قبلی در فاکتورها ثبت میشود.» این فاصلهٔ عمیق میان «ادعاهای مسئولان» و «واقعیتِ بازار»، پرده از فاجعهای بزرگتر برمیدارد: ناتوانی و زمینگیری تولید ملی برنج.
وزیر جهاد کشاورزی اعتراف میکند که «حدود ۵۵ درصد برنج مورد نیاز بازار در داخل تولید و ۴۵ درصد باید وارد شود». این حجم بالای واردات، در حالی اتفاق میافتد که «ثبت سفارش جدید برنج… برای تأمین و تکمیل ذخایر استراتژیک انجام شده که تمام محصول باید تحویل شرکت بازرگانی دولتی ایران شود». این یعنی دولت با انحصار واردات، عملاً دست «بورژوازی انگلی تجاری» را برای قاپیدن بازار از تولیدکننده داخلی بازگذاشته است.
این سیاست، کشاورز داخلی را که میتواند با حمایت واقعی به خودکفایی برسد، نابود میکند. همزمان، بازار به روی برنج هندی و پاکستانی ارزانقیمت باز میشود و «تقاضای برنجهای وارداتی افزایش مییابد». نتیجه این میشود که تولیدکننده داخلی ورشکسته میشود و مصرفکننده نیز یا باید جیب خود را برای خرید برنج ایرانی خالی کند یا به کیفیت پایینتر برنج وارداتی رضایت دهد. این دقیقاً همان بلایی است که اقتصاد رانتی و انحصارگر بر سر یک کالای استراتژیک و سفره مردم آورده است.