مارکسیسم و پسامدرنیسم؛ باتلر

باتلر در کتاب مشکل جنسیت می‌نویسد که جنسیت ویژگی‌ای ذاتی و زیستی نیست، بل‌که یک ساخت اجتماعی است که با رفتارها و کارکردها پیوسته نهادینه می‌شود. باز هم در این دیدگاه می‌بینیم که چگونه انسان‌ها سرگرم نبردهای خُرد هویتی و فرهنگی می‌شوند و این نبردهای خُرد و فردی در پیوند با سازه‌های کلان جامعه مانند نظام اقتصادی- اجتماعی بررسی نمی‌شود.

پسامدرنیسم به نقش دولت در جامعه‌های سرمایه‌داری نیز نمی‌پردازد. در جهان‌بینی مارکسیستی کلاسیک، دولت ابزار برتری  طبقاتی شناخته می‌شود که منافع طبقه فرمان‌روا، یعنی بورژوازی را نمایندگی می‌کند. مارکسیست‌ها بر این باور هستند که دولت با پیاده کردن قانون‌هایی که برای پاسبانی از مالکیت خصوصی بر ابزار تولید ساخته شده‌اند، آگاهی طبقاتی را سرکوب می‌کند و در تلاش نگه‌داشت شرایط غم انگیز کنونی است.

پسامدرنیسم دولت را نهادی پراکنده و جدا از هم می‌بیند که قدرت خود را با کمک شبکه‌ای از نهادها و گفتمان‌ها پیاده می‌کند. این دیدگاه، هرچند در درک پیاده‌سازی قدرت از سوی دولت سودمند است، ولی نقش دولت در سرپرستی تضادهای سرمایه‌داری و تلاش آن برای زنده نگه داشتن سیستم سرمایه‌داری را نادیده می‌گیرد. حکومت‌داری فوکو می‌گوید که قدرت تنها از با  قانون‌ها و از سوی نهادهای دولتی به نمایش گذاشته نمی شود، بل‌که با کمک شیوه‌های روزمره زندگی و هنجارهای اجتماعی نیز نهادینه می‌شود. اگرچه این نقد از قدرت ارزشمند است، ولی به نقش برجسته دولت هم‌چون یک نیروی یگانه برای نگه‌داشت نظام  سرمایه‌داری به اندازه نیاز سخن نمی‌گوید.

از آن جایی که پسامدرنیسم با دست‌گاه دیدگاهی خود نمی‌تواند، نقش دولت در سرکوب طبقاتی را درک کند، به دنبال راه‌یابی استراتژیک برای دگرگونی های بنیادی هم نمی‌رود. ندیده گرفتن سازه‌های کلان و سرگرم شدن به ایستادگی در برابر نمودهای خُرد، اگرچه برای یک تک انسان می‌تواند کارا و سودمند باشد، ولی هیچ استراتژی سامان‌مندی در برابر سرکوب ساختاری سرمایه‌داری به پیش نمی‌گذارد.




چرا جنگ اوکراین قابل پیروزی نیست؟

جو بایدن جنگ اوکراین را با تأکید مداوم بر مسائل سرزمینی و با اصرار بر این که اوکراین باید تمامی مناطقی که از زمان کودتای ۲۰۱۴ از دست داده است، بازپس بگیرد، ادامه داد. در مقابل، روسیه اولویت خود را بر نابودی نیروهای دشمن و تسلیحات ناتو گذاشته است، نه بر اشغال مناطق بیشتر.

اگر هدف روسیه الحاق بیشتر اوکراین یا استفاده از آن به عنوان سکویی برای حمله به لهستان یا دیگر کشورهای اروپایی بود، همانطور که سیاستمداران غربی مکرراً ادعا کرده‌اند، پس بزرگ‌ترین شهرهای اوکراین باید هدف‌های اصلی آن می‌بودند.

اما روسیه برخلاف این فرضیات عمل کرده است. حتی از تصرف «خِرسون» پس از هشت ماه اشغال آن در نوامبر ۲۰۲۲ چشم‌پوشی کرده است. رهبران ناتو پیشتر تصمیم گرفته بودند که سقوط خِرسون به دست نیروهای اوکراینی، فرصتی برای آغاز مذاکرات صلح از موضع قدرت خواهد بود و مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، معتقد بود که باید این فرصت را غنیمت شمرد. اما به‌جای این اقدام، بایدن فرصتی دیگر برای صلح را از دست داد.

در آوریل ۲۰۲۴، زمانی که کنگره آمریکا ۶۰ میلیارد دلار دیگر برای ارسال تسلیحات به اوکراین تصویب کرد، سناتور و حالا معاون رئیس‌جمهور منتخب، ج.د. ونس، به این لایحه رأی مخالف داد. ونس در مقاله‌ای برای نیویورک تایمز توضیح داد که جنگ اوکراین قابل پیروزی نیست و بایدن باید مذاکرات با پوتین را آغاز کند.

در توضیح دلایلی که چرا اوکراین نمی‌تواند پیروز شود، ونس به شهادت ژنرال کریستوفر کاوولی، فرمانده ارشد نظامی ناتو، استناد کرد. کاوولی در جلسه کمیته خدمات مسلح خانه گفته بود که روسیه هم‌اکنون در زمینه مهمات توپخانه‌ای پنج به یک از اوکراین پیشی دارد و تلاش‌های اروپا برای تولید یک میلیون گلوله توپ در سال گذشته تنها ۶۰۰ هزار گلوله تولید کرده است.




بریکس: راهی به سوی جهانی چندقطبی و استقلال کشورهای جنوب

«بریکس» یک سازمان غیرغربی است، ولی سازمانی ضدامپریالیستی نیست. «بریکس» هم‌واره گفته است که خواهان گفت‌و گو و دادوستد برابر میان کشورها است. روشن است که اگر کشورهای امپریالیستی باوری به یک‌سانی و برابری کشورهای گوناگون جهان ندارند، «بریکس» را ضدغربی می‌بینند. «بریکس» الگوی فراگیرتری برای روابط بین‌المللی و گزینه‌‌ای دیگر برای کشورهای دنیا به ویژه کشورهای در حال رشد و کشورهای «جنوب جهان» برای پرهیز از پذیرفتن الگوهای غربی که از سوی برخی کشورهای غربی پیش‌گزاری  شده است، است.

فراگیر بودن «بریکس» آن را در میان کشورهای جنوب دل‌کش کرده‌است. کشورهای خاورمیانه که در این گروه عضو هستند مانند ایران، عربستان سعودی و مصر نیز به دلیل فراگیری «بریکس» و نیاز خود برای دوری از یک سویه‌اندیشی و وابستگی اقتصادی به «بریکس» پیوسته‌اند. از میان آنها، عربستان، امارات و مصر به دنبال بهره‌رداری اقتصادی از «بریکس» هستند و جمهوری اسلامی به دنبال کاهش پیامدهای تحریم‌ها علیه خود است.

سال‌هاست که کشورهای در حال رشد و کشورهای «جنوب جهانی» برای پاسبانی از استقلال سیاسی خود از رفتارهای هژمونیک کشورهای غربی رنج برده‌اند. این کشورها در «بریکس» افزون بر پیش‌رفت، با هم‌کاری‌های خود دنیا را به سوی چندقطبی شدن می‌برند و این نشان می‌دهد که کشورهای «جنوب جهانی» می‌توانند با بهره‌جویی از این کارپایه، الگوی کهن را شکسته و گام به یک هم‌کاری فراگیرتر و آزادتر گذارند که در پایان به یک دنیای چندقطبی برسند.

برخی کشورهای غربی که ناآرامی جهان را به گردن «بریکس» می‌اندازند، به سیاه‌نمایی علیه «بریکس» می‌پردازند و این پیام را به کشورهای «جنوب جهانی» می‌رسانند که باید میان کشورهای غربی و «بریکس» یکی را برگزینند. کشورهای غیرغربی حق گزینش راه خود را دارند و «بریکس» همان گزینه‌ آرمانی برای کشورهای «جنوب جهانی» برای پرهیز از زورگویی غرب پایه گزاری شده است.




پیش‌رفت اقتصادی چین: هم‌زیستی مارکسیسم با فرهنگ چینی و نوآوری اقتصادی

مقاله ۴۳/۱۴۰۳
۶ بهمن ۱۴۰۳، ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵

پیش‌گفتار

جمهوری خلق چین با گشایش و اصلاح اقتصادی بر پایه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک، توانست به یکی از پیش‌رفته‌ترین کشورهای اقتصادی جهان دگرگون شود. این پیش‌رفت نه تنها در بخش‌های صنعتی و فن‌آوری‌های نوین دیده می‌شود، بل‌که با پیش‌رفت نیروی کار زبردست  و توان‌مند در رشته‌های فنی و حرفه‌ای، چین توانست به دست‌آوردهای چشم‌گیری در زمینه‌های تولیدی و خدماتی دست یابد. به‌سازی دست‌گاه آموزشی و سرمایه‌گذاری در بخش نوآوری هم‌چون فن‌آوری‌ اطلاعات، بیوتکنولوژی و تولید خودروهای انرژی نو، چین را به کشوری نیرومند در جهان دگرگون ساخته است. هم‌زمان با این پیش‌رفت‌ها، سیاست‌های درون- و برون‌مرزی این کشور زیر رهبری حزب کمونیست، بر پایه اصل‌های کلیدی مارکسیسم و نیازهای ویژه جامعه چین برنامه‌ریزی و پیاده می‌شود که نه تنها شرایط زندگی خلق‌های چین را به‌بود می‌دهد، بل‌که نقش برجسته‌ای در برابر زورگویی امپریالیسم بازی می‌کند و به کشورهای دیگر پیش‌نهادهای جایگزینی می‌دهد. در این راستا، چین در روبرویی با چالش‌ها و رقابت‌های جهانی، به دنبال پیش‌برد هدف خود در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک است.    

امپریالیسم آمریکا با تنش‌آفرینی علیه جمهوری خلق چین، تلاش کرده‌است تا روند پیش‌رفت‌های اقتصادی و فن‌آوری این کشور را کُند کند. این روی‌کرد دشمنانه، به ویژه در زمینه‌هایی هم‌چون صنعت فن‌آوری نیمه‌هادی، صادرات تکنولوژی و مسائل امنیتی، به روشنی نمایان است. امریکا با تحریم‌ها، تعرفه‌های اقتصادی و کم کردن دادوستد با چین، به دنبال کاهش نقش اقتصادی چین در جهان  است. افزون بر این، سیاست‌های جنگی و دیپلماتیک ایالات متحده، به ویژه پیرامون تایوان و دریای چین جنوبی، هم‌واره به افزایش تنش انجامیده‌است. این رفتار دشمنانه نشان می‌دهد که امپریالیسم دوست دارد که رقابت میان چین و آمریکا را به یک کش‌مکش پیچیده و شاید جنگی که آینده اقتصاد و امنیت جهان را به خطر می‌اندازددگرگون کند.

بگذارید نخست نگاهی به پیش‌رفت چین در زمینه‌های گوناگون اقتصادی داشته‌باشیم؛ سپس به بررسی نقش حزب کمونیست و رهبری آن در جامعه بپردازیم؛ و در پایان تنش‌آفرینی امپریالیسم امریکا برای کُند کردن آهنگ رویش اقتصادی چین را بشکافیم.

پیش‌رفت اقتصادی و  نیروی کار زبردست

جمهوری خلق چین فرآیند آماده‌سازی کارشناسی نیروهای تولیدی با کیفیت خوب را فراهم کرده‌است. بیش از ۷۰ درصد از کارگران صنعتی، بخش‌های استراتژیک نوپا و خدمات نو اکنون از دانش‌آموختگان آموزش‌گاه‌های فنی و حرفه‌ای هستند.

پیش‌تر، در سال ۲۰۲۱، وزارت آموزش و پرورش چین فهرست رشته‌های آموزشی فنی و حرفه‌ای را بازبینی کرده و رشته‌های بیش‌تری را در زمینه‌های استراتژیک نوپا، خدمات نوین، پیش‌رفت دیجیتال و بازسازی روستاها را به آن افزوده‌است.

در سال ۲۰۲۳، ۱۲۶۶ آموزش‌گاه های نو در دانش‌کده‌های فنی و حرفه‌ای گشوده‌شد که به آموزش رشته‌های استراتژیک نوپا مانند فن‌آوری اطلاعات نوین، تولید افزارهای پیش‌رفته، مواد جدید و بیوتکنولوژی می‌پردازد.  بیش از یک میلیون چینی از دانش‌آموختگان این برنامه‌ها بوده‌اند. بر پایه آمار وزارت آموزش و پرورش، در  سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۱ هزار آموزش‌گاه‌های  فنی و حرفه‌ای در دانش‌کده‌های فنی دارای ۳۵ میلیون دانشجو بوده‌اند.

سرمایه‌گزاری هنگفت در آموزش پرورش، یک دسته بزرگ از دانش‌مندان، کارشناسان، مهندسان، پزشکان و نوآورانی آفریده‌است که روزانه صنعت چین را به پیش می‌رانند.

هوش مصنوعی

در پایان سال ۲۰۲۴، الگوی زبانی نوینی به نام «دیپ‌سیک وی ۳» به بازار چین آمد که کارکردی مانند GPT-4، ولی با هزینه کم‌تر دارد. این الگو روی‌کرد نوآورانه چین به هوش مصنوعی را نشان می‌دهد. هم‌چنین در چین، بهره‌جویی از هوش مصنوعی در تولید کارهای هنری مانند کارتون‌ها و رمان‌ها در روند گسترش است.

هوش مصنوعی در بخش بهداشت چین در روند گسترش است و به به‌بود کیفیت خدمات درمانی انجامیده‌است. یکی از کاربردهای مهم آن در واکاوی عکس‌برداری‌های پزشکی مانند عکس‌های اشعه ایکس و ام‌آر‌آی است که به پزشکان کمک می‌کنند تا با شناسایی بیماری، روند درمان را هر چه تندتر آغاز کنند.

هم‌چنین، هوش مصنوعی در واکاوی داده‌های بیماران و شخصی‌سازی درمان‌ها نقش مهمی بازی می‌کند. الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند به پیش‌بینی روند بیماری‌ها و شبیه‌سازی به‌ترین روش‌های درمانی کمک کنند.

چین هم‌چنین در روند بهره‌جویی از ربات‌های پزشکی است که می‌توانند در جراحی‌ها بیماران نقش داشته باشند.

هوش مصنوعی هم‌چنین در صنعت داروسازی چین نقش مهمی دارد، زیرا می‌تواند روند شبیه‌سازی و آزمایش داروها را به تندی انجام دهد.

صنعت فضایی

چین در دو زمینه هوافضا و فضا در دهه‌های گذشته پیش‌رفت‌های چشم‌گیری داشته‌است. این پیش‌رفت‌ها نشان‌دهنده سرمایه‌گذاری‌های گسترده کشور در صنعت پیش‌رفته و نوآوری‌های فن‌آوری است. چین سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی را در صنعت هوانوردی خود انجام داده‌است و یکی از دست‌آوردهای مهم آن ساخت نخستین  هواپیمای مسافربری تولید چین به نام C919 است. این هواپیما که برای رقابت با هواپیماهای بوئینگ 737 و ایرباس A320 ساخته شده، گامی بزرگ برای کاهش وابستگی چین به تولیدکنندگان امپریالیستی هواپیماها است. این برنامه پس از انجام آزمایش پروازی هم اکنون پرواز روزانه خود را میان شانگهای و هنگ‌کنگ آغاز کرده‌است.

چین به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای هوانوردی جهان دگرگون شده‌است و صنعت هواپیمایی آن مسافران فراوانی داشته‌است. چین با شتاب ناوگان هواپیمای خود را با هواپیماهای تولید چین و هواپیماهایی مانند بوئینگ و ایرباس گسترش داده‌است. در  سال ۲۰۲۴، چین دومین بازار بزرگ هوانوردی جهان شناخته‌شد و شرکت‌های هواپیمایی مهم چینی مانند Air China، China Eastern و China Southern پروازهایی درون- و برون‌مرزی بسیاری دارند. چین جابجایی با قطار پرسرعت خود را با جابجای هوایی یک‌پارچه کرده‌است، که سفر را در درون چین هم تندتر و هم آسان‌تر کرده‌است. شرکت‌های هواپیمایی چینی در زمینه خدمات نیز ، به‌ویژه با گسترش پروازهای دور جهانی نوآوری کرده‌اند. شرکت‌هایی مانند China Southern و Hainan Airlines با توانایی فزاینده‌ای در راه‌های هوایی جهانی رقابت می‌کنند.

یکی از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای چین در زمینه فضایی، ایست‌گاه فضایی تیانگونگ است که از سوی چین ساخته شده‌است و رهبری می‌شود. این ایست‌گاه فضایی به‌گونه‌ای ساخته شده است که فضانوردان می توانند برای انجام آزمایش‌ها زمان درازی در آن بمانند. این برنامه  جهش بزرگی در توان‌مندی‌های چین در پهنه فضایی است و چین را به یکی از بازی‌گران بزرگ کاوش فضایی دگرگون کرده‌است. چین با برنامه چانگ’e 4 در سال ۲۰۱۹ با فرود روی سطح دورتر ماه تاریخ‌ساز شد و نخستین فضاپیمایی بود که به این بخش از ماه رسید. برنامه چانگ’e 5 که در سال ۲۰۲۰ انجام شد، توانست نمونه‌هایی از خاک ماه را به زمین بازگرداند و چین سومین کشوری است که پس از آمریکا و شوروی توانست نمونه‌های ماه را به زمین بازگرداند. چین در سال ۲۰۲۱ با برنامه تیان‌ون-1 یک مریخ‌نورد به نام ژورونگ بر روی مریخ فرود آورد. پس از امریکا چین دومین کشوری است که توانسته‌است یک مریخ‌نورد بر روی مریخ فرود بیاورد. چین برای آینده برنامه‌های فضایی بلندپروازانه‌ای مانند ساختن یک ایست‌گاه پژوهشی در ماه با  فرستادن فضانوردان دارد. چین هم‌چنین به دنبال کاوش‌های بیش‌تر در مریخ است و برنامه‌ریزی‌هایی برای فرستادن مریخ‌نورد نوی چیده‌است. چین شبکه گسترده‌ای از ماهواره‌ها را برای هدف‌های گوناگونی مانند کاوش زمین از فضا، ارتباطات و کاربردهای نظامی راه‌اندازی کرده‌است. سیستم ناوبری ماهواره‌ای بی‌دو (BeiDou) چین پاسخ این کشور به سیستم موقعیت‌یاب جهانی (GPS) آمریکا است که خدمات ناوبری به جهانیان می‌دهد.

صنعت خودروسازی

قطارهای باری چین-اروپا در سال گذشته بیش از  ۱۰۰ هزار سفر داشته‌است. این قطارها با برنامه‌ای یک‌سان هفت سفر به اروپا  و شش سفر بازگشتی در هر هفته داشته، و بیش از ۴۲۰ میلیارد دلار کالا را جابجا کرده‌اند. سرپرست یک شرکت لجستیکی در هلند گفته‌است: «سرویس قطار باری چین-اروپا برای کسانی که به دنبال گام گذاشتن به بازارهای اروپا و آسیا هستند، شرایط خوبی فراهم می‌آورد.»

تولید سالانه خودروهای انرژی نو در چین برای نخستین بار از مرز ۱۰ میلیون دستگاه گذشت و چین را بزرگترین کشور تولیدکننده این گونه خودرو ساخته است. صادرات خودروهای انرژی نو چین بیش از یک میلیون دست‌گاه بوده که رویش سالانه ۶.۳  درصدی را نشان می‌دهد. در اکتبر سال گذشته، کارخانه گیگافاکتوری تسلا در شانگهای از مرز تولید سه میلیون دست‌گاه خودرو گذشت. یک‌سوم این تولید به اروپا و آسیا-پاسفیک صادر شده‌اند.

بسیاری از خودروسازان خارجی سرمایه‌گذاری‌های خود را در بازار چین افزایش داده‌اند که نشان‌دهنده توان چین برای کشش  سرمایه‌های جهانی است. مرسدس بنز در شانگهای بخش پژوهش و پیش‌رفت باز کرد تا به نوآوری‌ها در چین شتاب دهد. فولکس واگن ۲.۵ میلیارد یورو برای گسترش پای‌گاه تولید و نوآوری خود در هفی، استان آن‌هویی، سرمایه‌گذاری کرده‌است و بی‌ام‌و از سال ۲۰۱۰ تاکنون نزدیک به ۱۰۰ میلیارد یوان (۱۳.۸میلیارد دلار) در پای‌گاه تولید خود در شنیانگ سرمایه‌گذاری کرده‌است. در نمایش‌گاه چین برای واردات (CIIE)، پیمان‌هایی به ارزش ۸۰ میلیارد دلار برای خرید کالاها و خدمات در یک سال بسته  شد که افزایش ۲ درصدی در هم سنجی با سال گذشته را نشان می‌دهد.

این دست‌آوردهای بزرگ به سود توده‌های چینی بوده‌است و شرایط زندگی چینی‌ها را در همه‌ی زمینه‌ها به‌تر کرده‌است. داده‌های سازمان بین‌المللی کار نشان می‌دهند که رویش  دست‌مزد واقعی سالانه چین ۴.۷ درصد بوده‌است، که بسیار  بالاتر از دیگر کشورهای جنوب جهانی، مانند هند (۱.۳ درصد) و حتا ایالات متحده (۰.۳ درصد) است.

پیش‌رفت صنعتی در چین نمونه‌ای از دست‌آوردهای جهانی‌سازی اقتصادی است که تنها در کشورهایی که رهبری کشور در دست طبقه‌های بالنده، مانند چین و ویتنام است به دست می‌آید. چین با پشتیبانی آموزش‌های مارکسیستی و رهبری حزب به‌ترین بهره‌برداری را از جهانی‌سازی اقتصادی کرده است. هیچ کشوری به اندازه چین از روند جهانی‌سازی اقتصادی برای پیش‌رفت اقتصادی و به‌بود زندگی مردم بهره‌جویی نکرده‌است.

با این‌که پیش‌رفت صنعتی چین آن چنان ریشه در کشور دوانده‌است، که پس راندن آن به دوران اقتصاد کشاورزی دشوار و حتا نشدنی است، ولی دست‌آوردهای اجتماعی چین مانند تهی‌دستی‌زدایی، افزایش دست‌مزد طبقه کارگر و لایه‌هایی پایینی و گسترش رفاه اجتماعی بستگی به برآیند نبرد طبقاتی در جامعه و حزب کمونیست چین دارد.

ایدولوژی حزب کمونیست و دولت چین

روشن است که پیش‌رفت صنعتی و نبرد پیروزمندانه با تهی‌دستی و بالا بردن سطح زندگی در چین برآیند پیاده‌کردن درست سوسیالیسم در چین است. ما پیش‌تر پیش‌رفت صنعتی و اقتصادی چشم‌گیری در کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی دیده‌بودیم. آن چه پیش‌رفت چین را برجسته می‌کند، پیش‌رفت هم‌زمان اجتماعی آن است. هم‌زمان با این‌که دستور کار سوسیالیستی حزب کمونیست چین کشور را از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد پیش‌رفته صنعتی دگرگون کرده‌است، تنگ‌دستی و تهی‌دستی را نابود کرده‌است و به کاهش نابرابری‌ها کمک کرده‌است، نابرابری جهانی افزایش یافته و بخش‌های بسیاری در شمال و جنوب جهانی نتوانسته‌اند دست‌آورد چنین شگفت‌انگیزی داشته‌باشند. دست‌آوردهای اجتماعی بزرگ چین برایند نبرد طبقاتی در جامعه است. اگر رهبری پیش‌رفت صنعتی در دست بورژوازی می‌بود، چین هیچ‌گاه نمی‌توانست در یک دوره زمانی کوتاه یک میلیارد را از زیر خط تهی‌دستی بیرون آورد.

پس از چالش‌های اجتماعی و شکاف طبقاتی که پیامد اصلاح در گامه (مرحله) نخست بود، نبرد طبقاتی در درون حزب به پیش‌رفت مارکسیست‌های راستین در حزب انجامید. این پیش‌رفت‌ها جان تازه‌ای به حزب کمونیست چین (KKP) بخشید و به روندی برای ایستادگی در برابر هواداران بازار آزاد تلنگر زد که در پایان به گزینش شی جین پینگ به رهبری حزب در سال ۲۰۱۲ انجامید.

نگرانی‌های شی از شرایط زندگی روستاییان کشور و کمک به کاهش تنگ‌دستی در روستاها و به‌بود شرایط زندگی آن‌ها ریشه در این واقعیت دارد که شی یکی از ویژگی‌های رهبری خود را آموخته‌های پرارزش خود از روستاها هنگام  دبیرحزبی خود در  ژنگدینگ در استان هبی  می‌داند. استان هبی در آن زمان درآمد پایین و زیرساخت های پس‌مانده داشت که کشاورزی بخش برجسته اقتصاد آن بود.

شی و رفیقان ایدولوژیک‌ش در حزب سه میلیون جوان حزبی را به روستاها فرستادند که تا در پیاده‌کردن سیاست نبرد با تهی‌دستی پیش‌گام باشند که بسیاری از آن‌ها در روند انجام این کار جان باختند.

در این دوره، شکاف درآمد میان روستایی و شهری ۵ درصد کاهش یافت و رویش  درآمد روستاییان در ۱۲ سال پی در پی  (۲۰۰۹-۲۰۲۱) از رویش درآمد شهری‌ها پیشی گرفت. میان سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۲۰، سیاست هدف‌مند نبرد با تهی‌دستی  صد میلیون چینی را از تهی‌دستی در روستاها رهایی داد. تنها در هشت سال، از ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱، درآمد قابل‌تصرف سرانه -پس از کم کردن مالیات‌ها و کمک دولتی، یارانه‌ها و کمک‌های اجتماعی- برای ۴۹۸ میلیون  روستایی چین بیش از ۷۲.۶ درصد افزایش یافت، این رویش برای ۹۱۴ میلیون چینی  شهری، ۵۳.۵ درصد بود.

شی، مانند مائو تسه‌تونگ، به روی یادگیری عضوهای حزب از شرایط زندگی روستاییان پافشاری دارد. در این فرآیند نوآورانه، حزب کمونیست چین آموزش کادرهای پایه‌ای را با فن‌آوری دیجیتال درهم‌آمیزی کرده‌است که به به‌بود سرپرستی روستاها کمک کرده و عضوهای حزب را با دردهای روستاییان آشنا می‌کند تا آن‌ها بتوانند کاراتر و با دانشی بیش‌تر به مردم خدمت کنند.

رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، هم‌واره از برجستگی نقش مارکسیسم در پیش‌رفت چین و رهبری سیاست‌های این کشور سخن می‌گوید.

شی جین‌پینگ بارها در سخن‌رانی‌های گوناگون گفته است که مارکسیسم ایدئولوژی راه‌نمای حزب کمونیست چین است. او با سخن گفتن از پای‌بندی حزب به اصل‌های مارکسیستی و هم‌سازی آن با شرایط ویژه چین، مارکسیسم را ابزاری بنیادی برای تحلیل و راه‌یابی چالش‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چین می‌داند. یکی از مقوله‌های کلیدی در گفتار شی جین‌پینگ، “مارکسیسم با ویژگی‌های چینی” است. این مقوله در باره‌ی همسازی اصل‌های بنیانی مارکسیستی با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی چین است.

شی در سخن‌رانی‌های پیش از سال نو میلادی خواستار تلاش‌های بیش‌تر برای هم‌سازی مارکسیسم با بافت چین که به گفته او نیازهای زمانه است، شد. شی، هم‌چنین این نیاز را در دستوری درباره‌ی برنامه گسترش دانش‌آموزی مارکسیسم به حزب فرستاد. نخستین نشست کاری پیرامون هم‌سازی مارکسیسم در نوامبر و دسامبر سال گذشته برگزار شد.

به گفته کارشناسان چینی و غربی شی جین‌پینگ خواهان یک ایدئولوژی سوسیالیستی است که ریشه در مارکسیسم داشته، و هم‌زمان بتواند نیازهای روز چین را در خود جای دهد. شی مارکسیسم را ابزاری برای نیرومند کردن سامان‌دهی  ایدئولوژیک حزب کمونیست چین و پشتوانه نقش رهبری آن در کشور می‌داند. در دوران رهبری او، حزب آموزش‌های ایدئولوژیک، مانند آموختن مارکسیسم و لنینیسم و کتاب های مائو، دنگ شیائوپینگ و دیگر شخصیت‌های برجسته سوسیالیسم چینی را گسترش داده‌است.

شی جین‌پینگ بر کارکرد مارکسیسم در روند دگرگونی دنیا پافشاری کرده و از جهان خواسته است که الگوی چین که پیاده‌کردن  مارکسیسم در شرایط ملی و ویژه چین است، را به رسمیت بشناسند.

ماهنامه کیوشی یکی از ارگان‌های اصلی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین در نوشته‌ای از چی می‌نویسد که “تنها با گشایش راه‌های نو است که می‌توانیم به خواسته‌های امروز پاسخ و روندهای زمان را شکل دهیم”. در این نوشته آمده‌است: “ما باید گستاخ باشیم و آن‌چه را که هیچ‌گاه گفته نشده است، بگوییم و آنچه را که هیچ‌گاه انجام نشده است، انجام دهیم.”

شی جین‌پینگ در این نوشته می‌گوید که اصل‌های مارکسیسم و ریشه‌های فرهنگ کهن چین نباید کنار گذاشته شوند. او هم‌چنین از گسترش و هم‌سازی فرهنگ کهن خوب چین با جامعه سوسیالیستی و به نمایش گذاشتن نمادهای ویژه آن سخن گفت. او گفت: “هنگام جست‌جوی برای راه‌های نوین برای نوسازی چین، باید اصل‌ها و آیین‌هایی که خوب کار می‌کند را نگه‌داشت و هم‌زمان راه‌های نوینی گشود”. او می‌افزاید: “آن‌چه باید دگرگون شود، باید دگرگون شود و آن‌چه نیاز به دگرگونی ندارد، باید پایدار بماند.”

شی جین پینگ در سال ۲۰۲۱ از سیاست «رفاه مشترک» سخن گفت که نگرانی بسیاری از میلیاردرهای چینی را برانگیخت. از آن زمان، بسیاری از آن‌ها تلاش کرده‌اند تا از کشور بگریزند و سرمایه‌های خود را به برون از مرزها بفرستند، ولی این کار آسانی در چین نیست، زیر چین با بازرسی‌های سخت‌گیرانه بانک‌ها و جابجایی پول و با سیاست فسادزدایی خود جلوی این روند را گرفته‌است.

شمار میلیاردرهای چینی در روند کاهش است. کنگره‌های سال‌های گذشته حزب کمونیست چین به دنبال کاهش روند تولید میلیاردرها رفته است. از ۲۲۹۶ نماینده کنگره ملی بیستم، تنها ۱۸ نماینده از بخش خصوصی کوچک و میانه  بودند. نیاز به یادآوری است  در کنگره ملی هجدهم در سال ۲۰۱۲، ۳۶ نماینده از بخش خصوصی کوچک و میانه  بودند.

امپریالیسم امریکا علیه جمهوری خلق چین

همه‌ی این پیش‌رفت‌های چین با دشمنی امپریالیسم امریکا روبرو شده‌است. امریکا همه‌ی تلاش خود را برای نظامی کردن رقابت با چین به کار می برد. امپریالیسم امریکا امیدوار است که با ناگزیر ساختن چین به رقابت جنگ‌افزاری، قدرت اقتصادی چین را به اندازه‌ای کم کند  که مانند اتحاد شوروی زیر فشار سنگین هزینه‌های جنگ‌افزاری  فروپاشی کند.

امپریالیسم امریکا با دانستن ریشه پیش‌رفت چین جلوی برخی از دادوستدها به ویژه صنعت فن‌آوری نیمه هادی‌ها و تراشه‌ها به چین را گرفته‌است.

در نشست لیما، دیدار میان رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، و رئیس‌جمهور آمریکا، جو بایدن، شی جین‌پینگ مرزهای «سرخ» را به روشنی در میان گذاشت و گفت که هیچ‌کدام از کشورهای بزرگ نباید تلاش کنند که دیگری را با زور به پذیرش دیدگاه خود وادارد و یا از نیروی خود برای سرکوب کشورهای دیگر بهره‌برداری کنند. او هم‌چنین به ایالات متحده هشدار داد که از تنش‌آفرینی در باره‌ی  تایوان، و در  دریای چین جنوبی و شبه‌جزیره کره دست بردارد. شی جین‌پینگ گفت که تلاش‌ها برای رام کردن و شکست چین محکوم به شکست است.

واکنش ایالات متحده به درخواست‌های چین، دست‌کم هم اکنون نشان می‌دهد که دگرگونی در سیاست‌های واشنگتن روی نخواهد داد. این سیاست امپریالیسم امریکا یک بار دیگر در نشست بایدن و رهبران ژاپن و کره جنوبی با یک‌دیگر روشن شد. در این نشست، سه کشور پیمان هم‌کاری بستند که با «همکاری خطرناک و بی‌ثبات‌کننده» میان کره شمالی و روسیه نبرد کنند. هم‌چنین در پیرامون این  نشست، بایدن گفت‌وگو هایی با سرپرست هیئت تایوانی داشت.

بایدن، سیاست ترامپ در برابر چین را دنبال کرد و به افزایش تعرفه‌ها و تحریم‌ها علیه چین پرداخت. برای نمونه، تنها در یک ماه، ایالات متحده تعرفه‌هایی میان ۲۵ تا ۱۰۰ درصد بر فروش کالاهای چین، مانند خودروهای برقی و پنل‌های خورشیدی گذاشت. از  ۷۹ میلیارد دلار درآمد ایالات متحده از این تعرفه‌ها، ۷۷ میلیارد دلار آن از تعرفه‌ به روی کالاهای چین به دست آمده‌است.  

این سیاست‌های ایالات متحده علیه چین بدون تردید در دوران ترامپ دنبال خواهد یافت. بر پایه گفته‌های کنونی ترامپ به گمان بسیار سیاست‌های ضدچینی ایالات متحده زیر رهبری او هم‌چنان دنبال  خواهد شد. مارکو روبیو، سناتور آمریکایی که وزیر خارجه در دولت ترامپ است، در گذشته بارها از همه سیاست‌های ضدچینی پشتیبانی کرده است.

ایالات متحده با نیرومند کردن جای‌گاه خود  در آسیای جنوب شرقی و اقیانوس آرام، هم‌چنان به دنبال تنش‌آفرینی با چین است. چندین کشور آسیای جنوب شرقی به‌ویژه کشورهایی مانند فیلیپین و اندونزی، هم‌کاری‌های نظامی و جنگی خود با ایالات متحده را افزایش داده‌اند. در این راستا، آمریکا با فیلیپین در زمینه دادوستد اطلاعات امنیتی و جابجایی فن‌آوری‌های نظامی هم‌کاری‌های بیش‌تری می‌کند. پس از بازدید وزیر جنگ ایالات متحده از فیلیپین، ایالات متحده و این کشور پیمان هم‌کاری‌های نظامی خود را با ساختن یک مرکز هم‌آهنگی در پای‌گاه‌های امریکا در فیلیپین گسترش دادند. در همین راستا، پای‌گاه‌های نظامی نوساز در آسیای جنوب شرقی، به‌ویژه در فیلیپین و اندونزی، در روند افزایش هستند.  

تایوان، پیوسته در کانون سیاست‌های ضدچینی امپریالیسم امریکا است، و به یکی از جاهای برجسته سیاست تنش‌آفرینی ایالات متحده در اقیانوس آرام دگرگون شده‌است. ایالات متحده در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، فروش جنگ‌افزارها به تایوان را افزایش داد و اکنون با بازگشت ترامپ شاید دوباره افزایش این فروش انجام گیرد. تایوان می‌خواهد که  از ایالات متحده جنگ‌افزارهایی مانند موشک‌های پیش‌رفته و جنگنده‌های F-35   به ارزش ۱۵میلیارد دلار خریداری کند.

در این میان، سیاست‌های ایالات متحده نه تنها در تایوان، بل‌که در بسیاری از کشورهای آسیایی نیز در راستای دشمنی با چین است. این سیاست‌ها نه تنها در سطح نظامی، بلکه در پهنه اقتصادی و دیپلماتیک نیز گسترش یافته است.

پایان سخن

با پیش‌رفت‌های چین، این کشور در تلاش است تا با هم‌سازی مارکسیسم با ریشه‌های فرهنگی خود، در راه پیش‌رفت و اصلاح گام بردارد. شی جین‌پینگ در سخن‌رانی‌های خود بر هم‌سازی مارکسیسم با نیازهای زمانه و بافت ویژه چین پافشاری کرده و این روند را یک نیاز  برای پاسخ‌گویی به خواسته‌های نو جهانی خوانده‌است. پیش‌رفت  اقتصادی چین، مانند پیش‌رفت‌های چشم‌گیر در بخش‌هایی مانند خودروهای انرژی نو و توان‌بخشی زیرساخت‌های فنی، نمایان‌گر خواست این کشور برای دگرگونی‌های بزرگ برای به‌بودی شرایط زندگی مردم زیر رهبری خردمندانه حزب کمونیست است. باید به یاد داشت که سوسیالیسم یک فرآیند پویا است که ریشه در نبرد طبقاتی دارد و به شیوه زیگزاگی پیش می‌رود. نبرد طبقاتی در چین هنوز پایان نیافته است و برآیند آن نقش برجسته‌ای بر حزب کمونیست و جامعه چین  خواهد داشت. 

در سطح جهانی، اگر چه چین خواهان دادوستد برابر و ارج‌مندانه با ایالات متحده و دیگر نیروهای بزرگ جهان است، ولی با چالش‌هایی مانند سیاست‌های ضدچینی آمریکا و خطر امنیتی از سوی امپریالیسم امریکا و دوستانش در اقیانوس آرام روبرو است. این کشمکش‌ها نشان‌دهنده رقابت میان دو ابرقدرت اقتصادی است که می‌تواند پیامدهای ژرفی بر آینده جهان و امنیت جهانی داشته باشد.

سرچشمه‌های کمکی

en.people.cn




سخنان نغز

احسان طبری

دو فرومایگي را ھرگز نمی توان بخشید: 

1                    ـ فرومایگي خدمت به منافع خود، علیه منافع  جامعه 

2                    ـ  فرومایگي خدمت به ستمگران و تاراجگران تاریخ، علیه عدالت و حقیقت  

این دو نوع فرومایگي در سرشت خود، یكي است. یعني از خوی جانورانه  و سفله بھره کشان  جامعه  و چاکران چاکر نشان سرچشمه می گیرد و کمترین اعتنایي به فضیلت انسانی ومسئولیت شھروندی و تعھد مھیني ندارد. 

این فرومایگان گاه از روی دغلی و پلیدی گاه از روی تسلیم  بی صفتانه  در قبال امواج حوادث، گاه از روی ترس، به ھر جھت پای درپارگین می گذارند و جمعی را با خود ھمراه می کشند. 

ممکن است عامل تسلیم و ترس شخص را در دیدگان ما در خورد ترحم سازد ولی این ترحم از فرومایگي و زیان پراکنی عملش از تاثیر عیني عملش نمی کاھد. 

دیپلمات ھاییکه استعمار و نو استعمار به ویژه در جھان سوم تربیت کرده از میان این زمره فرومایگان دست چین می شوند. آن ھا بدون آن که خم به ابرو بیاورند مرتکب بزرگترین خیانت ھا و جنایت ھا به  جامعه، وطن، تاریخ، فرھنگ و مصالح عام انسانیت و مقتضیات ضرور تکامل می گردند، تنھا دغدغھ آن ھا میزان مزد آن ھاست . 

جای شگفتی نیست. ھنگامی که شما مشخصات سیاستمداران و دولتمردان مراکز امپریالیستي ( متروپل ھا ) را بررسی می كنید. می بینید الگوھا یكي است. مشاغل واحد، روان شناسی واحد پدید می آورند: شاھان مستبد، سیاستمداران تابع فرمان ستم، دارای چھره ھای جھانی – تاریخي ھمانندند.  




بی‌طرفی اوکراین برای پایان دادن به جنگ ضروری است

چه چیزهایی برای رسیدن به توافق صلح بین روسیه و اوکراین ضروری است؟ پاسخ این سوال در جایی آشکار پنهان است، اما این حقیقت با تکرار مکرر سخنان فریبنده از سوی مقامات اوکراینی و غربی مبنی بر این که روسیه از مذاکره امتناع کرده یا در صورتی که در اوکراین متوقف نشود، به کشورهای ناتو مانند لهستان یا کشورهای بالتیک حمله خواهد کرد، به حاشیه رانده شده است.

توافقی که مذاکره‌کنندگان اوکراینی پس از بازگشت از ترکیه در پایان مارس ۲۰۲۲ با خوشحالی جشن گرفتند، از سوی تمامی طرف‌ها به عنوان «توافق بی‌طرفی» شناخته شد. هیچ تغییر قابل توجهی در وضعیت استراتژیک وجود ندارد که نشان دهد بی‌طرفی اوکراین در حال حاضر کمتر از گذشته برای دستیابی به صلح ضروری است.

بی‌طرفی اوکراین به این معنا است که این کشور به ناتو نمی‌پیوندد، در تمرینات نظامی مشترک ناتو شرکت نخواهد کرد و به هیچ کشور خارجی اجازه تأسیس پایگاه نظامی در خاک خود نخواهد داد. این شرایط به تأمین منافع امنیتی روسیه کمک خواهد کرد، در حالی که امنیت اوکراین از سوی کشورهای دیگر، از جمله اعضای ناتو، تضمین خواهد شد.

آمادگی روسیه برای خاتمه سریع جنگ بر اساس چنین توافقی، تمام شواهد لازم را برای یک ناظر بی‌طرف فراهم می‌کند تا به این نتیجه برسد که بی‌طرفی اوکراین همیشه هدف اصلی جنگی روسیه بوده است. جشن‌های مذاکره‌کنندگان اوکراینی پس از بازگشت از ترکیه نشان‌دهنده این است که اوکراینی‌ها با رضایت کامل بی‌طرفی کشورشان را به عنوان مبنای توافق صلح پذیرفته‌اند. همانطور که زلنسکی در مارس ۲۰۲۲ اعلام کرد: « ما آماده پذیرش ضمانت‌های امنیتی و بی‌طرفی، وضعیت غیرهسته‌ای کشور هستیم.»

بی‌طرفی فرصت‌هایی برای اوکراین ایجاد می‌کند تا خود را از یک منطقه بحران‌زده جنگ سرد جدید به پلی میان شرق و غرب تبدیل کند، از مزایای روابط تجاری، اجتماعی و فرهنگی با تمامی همسایگان خود بهره‌مند شود.




کشورهای جنوب جهانی

اقتصادهای سرمایه‌داری

بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، به‌ویژه در آمریکای لاتین و آسیا، مانند مکزیک، تایلند و مالزی الگوهای اقتصادی سرمایه‌داری را پذیرفته‌اند.

اقتصادهای سرمایه داری با نقش دولت

مانند روسیه و ونزوئلا. در این کشورها دولت نقش مهمی در رهبری اقتصادی، به‌ویژه در بخش‌های استراتژیک مانند زیرساخت‌ها، انرژی، جنگ‌افزاری و فناوری دارد. در روسیه، دولت کنترل بر صنعت کلیدی مانند نفت، گاز، انرژی، و سرچشمه‌های زمینی و زیرزمینی دارد. بسیاری از شرکت‌های بزرگ و برجسته مانند گازپروم (شرکت نفت و گاز) و روس نفت (شرکت نفت دولتی) سراسر زیر بازرسی دولت هستند. در روسیه، دولت نه تنها تصمیم‌های کلان اقتصادی می‌گیرد بل‌که در سیاست‌گذاری‌های صنعتی و بازرگانی نیز نقش مهمی بازی می‌کند.

هند یک سیستم اقتصادی درهم آمیخته (سرمایه‌داری با نقش نیرومند دولت) دارد. نقش دولت در اقتصاد تا پیش از  دهه ۱۹۹۰ بسیار برجسته بود. پس از آن اقتصاد هند به دنبال اقتصاد لیبرالیستی رفته‌است و  بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری برون‌مرزی افزایش یافته‌است.

برزیل دارای یک اقتصاد بازار است، ولی دولت هنوز فرمان بخشی از صنعت مانند نفت (مانند پتروبرس، غول نفتی دولتی)، انرژی و خدمات عمومی را در دست دارد. با این که خصوصی‌سازی گسترده‌ای  در دهه ۱۹۹۰ رخ داده‌است، دولت هم‌چنان نقش برجسته‌ای در  زیرساخت‌های و صنعت‌های استراتژیک و کلیدی بازی می‌کند.

سیستم اقتصادی اندونزی درهم آمیزی (سرمایه‌داری با بخش دولتی است. دولت کنترل چندین صنعت کلیدی مانند انرژی، مخابرات و بانک‌داری را بر در دست خود دارد. شرکت‌های دولتی بزرگ در بخش‌هایی مانند نفت، گاز و معدن نقش برجسته‌ای دارند  و دولت هم‌چنان نقش بزرگی در رهبری سیاست‌های اقتصادی دارد.

آفریقای جنوبی هم یک سیستم اقتصادی با درهم‌آمیزی بازار سرمایه‌داری و بخش دولتی دارد. آفریقای جنوبی دارای یک اقتصاد سرمایه‌داری کم و بیش پیش‌رفته است، ولی دولت نقش مهمی در بخش‌هایی مانند انرژی (از طریق Eskom، برق دولتی)، معدن و حمل‌ونقل بازی می‌کند.




پزشکیان در دیدار با فعالان اقتصادی خوزستان :هر چه فکر کردم چرا خوزستان اینگونه است جوابی نیافتم

it is a test

به گزارش مشرق، پزشکیان عصر چهارشنبه در دیدار با فعالان اقتصادی خوزستان گفت: از زمانی که آمده‌ایم دیدار مردمی داشتیم که ناراضی بودند و گلایه می‌کردند.

” آب و زمین و همسایگی و دریا هرچه نگاه می‌کنیم نعمت است اما پایین که می آیی و نگاه می‌کنی گرفتاری است و این قابل قبول نیست که اعم از تولید کننده، خدمت کننده و خدمت دهنده ناراضی باشند. “

پزشکیان درک عمیقی از مبارزه طبقاتی در درون جامعه ندارد. او به جای بررسی علل ساختاری مشکلات، مثل همیشه چاره همه مشکلات را در تقوای مسوولان می بیند.

“صنعتگر زمانی متقی است که کالایی که بیرون می‌دهد بی عیب و نقص باشد و صادقانه با مصرف کننده رفتار کند”.

او از تحلیل دقیق نظام اقتصادی و اجتماعی خودداری می‌کند و مشکلات را به عوامل نامشخص و ساختارهای به ارث رسیده نسبت می‌دهد.

 “ناترازی را ما به وجود نیاورده ایم و وارثش بوده ایم. مسأله‌ای که وجود دارد بحث ساختاری است ما وارث این ساختار هستیم. “

این رویکرد به توجیه وضعیت موجود و نادیده گرفتن مبارزه واقعی طبقات اجتماعی می‌پردازد. در نتیجه، او نمی‌تواند به درستی مبارزه طبقاتی در جامعه را شناسایی کرده و راهکارهای اساسی برای رفع مشکلات را پیشنهاد کند. البته چنین انتظاری هم بیهوده است که چرا که خود او نتیجه تفاهم لایه های انگلی بورژوازی در حاکمیت است.

پیام پزشکیان که از مخالفان جمهوری اسلامی می ترسد به تمام لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت اتحاد حول ولی فقیه است.

“آقایان آن ور آب تحلیلشان این است که ایران در ضعیف‌ترین حالت ممکن قرار دارد اما خوابش را ببینند. “

“سرزمین ما لیاقتشان چشم اندازی است که مقام معظم رهبری تعیین کرده اند. به جای اینکه با یکدیگر دعوا کنیم، سنگ جلو پای هم بندازید؛ سنگ‌ها را بردارید. “