جاه‌خواهی ژئوپولتیکی ترکیه: شکست دادن جمهوری اسلامی در خاورمیانه، برای بازسازی امپراتوری عثمانی


مقاله ۴۱/۱۴۰۳
۲۲ دی ۱۴۰۳، ۱۱ ژانویه ۲۰۲۵

پیش‌گفتار

جاه‌خواهی‌های ژئوپولتیکی ترکیه زیر رهبری اردوغان  برای بازسازی جای‌گاه تاریخی خود در خاورمیانه و حتا فراتر از آن برنامه‌ریزی می‌شود. هدف اصلی ترکیه، بازگشت به دوران شکوفایی امپراتوری عثمانی و نیرومندی نقش خود در خاورمیانه است، که با شیوه‌های «سخت» و «نرم» پیاده می‌شود. در این راستا، ترکیه تلاش دارد تا با کاربرد شیوه‌های جنگی، دیپلماتیک، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جای‌گاه خود را در خاورمیانه استوارتر کند.

از یک سو، ترکیه با بهره‌برداری از شیوه‌های «سخت» مانند کمک به واژگونی دولت‌های سوریه، لیبی و درگیری‌های جنگی  در عراق، و هم‌چنین اتحادهای استراتژیک با کشورهایی مانند آذربایجان و قطر، در پی افزایش نقش خود در خاورمیانه است. از سوی دیگر، با شیوه‌های «نرم» مانند دیپلماسی فرهنگی، هم‌کاری‌های اقتصادی و انجمن‌های دینی با کشورهای مسلمان،  برای دست‌یابی به هدف‌های ژئوپولتیکی خود کوشش می‌کنند.

در این نوشته، در آغاز برای بررسی رویای بازسازی امپراتوری عثمانی، با نگاهی مارکسیستی به واکاوی هدف‌های ژئوپولتیکی ترکیه خواهیم پرداخت. در دنباله، روش‌های «سخت» و «نرم» ترکیه برای برآورده کردن رویاهای خود را بررسی می‌کنیم و نقش این استراتژی‌ها در بازسازی جای‌گاه ترکیه در خاورمیانه تحلیل می‌شود. سپس نگاهی به نقشه‌های ترکیه برای پُر کردن جای جمهوری اسلامی در خاورمیانه خواهیم‌ داشت. در پایان، دیدگاه “چپ” ایران در برابر ژئوپولتیک جمهوری اسلامی و دیدگاه حزب کمونیست ترکیه در برابر استراتژی‌های ژئوپولتیکی ترکیه بررسی خواهد شد تا روشن شود که کدام طبقه از این دگرگونی‌های  بیش‌ترین بهره را می‌برد و چه گروه‌هایی در این روند زیان می‌برند.

کدام طبقه از استراتژی ژئوپولتیکی ترکیه بهره‌مند می‌شود؟

دولت ابزار طبقاتی طبقه فرمان‌روا است که در پی پاسبانی از منافع  خود است. در ترکیه، این طبقه حاکم دربرگیرنده لایه‌های گوناگون طبقه بورژوازی، مانند سرمایه‌داران بزرگ، بازرگانان، انحصارهای نظامی-صنعتی و بخش‌هایی از بورژوازی است که اقتصاد، رسانه‌ها و بانک‌های کشور را در دست خود دارند. هدف‌های ژئوپولتیکی ترکیه بازتاب منافع طبقه فرمان‌روای سرمایه‌داری است که سیاست خارجی و درگیری جنگی را رهبری می‌کند. استراتژی‌ این کشور، چه با شیوه‌های «سخت» (درگیری  نظامی، اتحادهای استراتژیک و …) و چه با شیوه‌های «نرم» (سیاست‌های اقتصادی، دیپلماسی فرهنگی و …) که با آرمان‌های پان تورکیسم و پان اسلامیک بسته‌بندی می‌شود برای پاسبانی و  گسترش سرکردگی اقتصادی و سیاسی طبقه حاکم در درون ترکیه و فراتر از مرزهای آن برنامه‌ریزی شده‌است. با تحلیل سیاست خارجی ترکیه روشن می‌شود که بخش‌های ویژگی از طبقه بورژوازی ترکیه از این رویاها برای منافع خود  بیش‌ترین بهره‌برداری را می‌کنند.

سیاست خارجی ترکیه، زیر رهبری اردوغان و حزب عدالت و توسعه (آک‌پارت)، هم‌واره به دنبال گسترش بازارها و واژگونی دیگر رژیم‌ها در خاورمیانه بوده‌است که منافع طبقه فرمان‌روا را فراهم می‌کند. یکی از پایه‌های بنیادی سیاست‌های خارجی ترکیه، فراهم کردن سرچشمه‌های انرژی برای بورژوازی صنعتی و زیرساختارهای خود است. درگیری نظامی و دیپلماسی ترکیه در  دریای مدیترانه شرقی و خاورمیانه، به‌ویژه درگیری با یونان و قبرس در باره مرزهای دریایی، کمک و دست داشتن در واژگونی قذافی در لیبی و اسد در سوریه به هدف دست‌رسی به نفت و گاز است. این استراتژی‌ها به بورژوازی ترکیه کمک می‌کند که به سرچشمه‌های انرژی نوین دست یابد و از آن بهره‌برداری کند.

ترکیه تلاش می‌کند که با کشورهایی مانند آذربایجان، قطر و لیبی دوستی  نزدیک‌تری داشته باشد. این اتحادها به ترکیه کمک می‌کند  که به بازارها و سرمایه‌گذاری در بخش‌های گوناگون  کشورها دست یابد. این هم‌کاری‌ها به‌ویژه در بخش‌های انرژی، ساخت‌وساز و صنعت جنگی از منافع اقتصادی سرمایه‌داران ترکیه پشتیبانی می‌کند. یکی از بزرگ‌ترین برندگان جنگ‌افروزی ترکیه، بورژوازی نظامی و صنعت جنگی این کشور است. شرکت‌های ترکیه‌ای مانند آسلسان، راکِتسان و صنعت هوایی ترکیه (TAI) که دوستی نزدیکی با دولت دارند، سودهای فراوانی از پیمان‌های نظامی و فروش جنگ‌افزار به کشورهای گوناگون بهره‌مند می‌شوند. دولت ترکیه با افزایش نظامی‌گری، از این بخش پشتیبانی می‌کند، تا نه تنها توان جنگی خود را نیرومند کند، بل‌که صنعت نظامی ترکیه را به یکی از فروشندگان بزرگ جنگ‌افزار در خاورمیانه دگرگون کند. اگرچه ترکیه در تلاش است تا جای پای پایداری در خاورمیانه بکارد، اما این جاه‌خواهی‌ها به نفع بورژوازی، پیمان‌کاران دفاعی و نمایندگان سیاسی است، و نه به سود مردم.  

بخش نظامی-صنعتی ترکیه نقش مهمی در استراتژی‌های ژئوپولتیکی دولت دارد. افزایش هزینه‌های نظامی و تولید جنگ‌افزارها نیاز به کاربرد آن در برون و درون مرزها، برای نمونه در سوریه، لیبی و علیه کُردهای ترکیه دارد. جنگ‌افروزی به پیمان‌کاران جنگی و شرکت‌های تولید جنگ‌افزارها کمک می‌کند تا با فروش جنگ‌افزارها به کشورها به سود هنگفتی دست یابند. ژئوپولتیک کنونی ترکیه به سود بورژوازی نظامی آن است. لایه‌های دیگر بورژوازی ترکیه، که فرمان‌دهی انحصارها و شرکت‌های  چندملیتی را در دست خود دارد، از سیاست‌های خارجی دولت بیش‌ترین بهره‌برداری را می‌کنند. رویش اقتصادی سرمایه‌داران ترکیه نیازمند دست‌رسی به بازارها و سرچشمه‌های انرژی  است.

گسترش جاه‌خواهی ژئوپولتیکی ترکیه در آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه، بازارهای نوینی برای دادوستد و سرمایه‌گذاری فراهم می‌آورد. شرکت‌های بزرگ ترکیه در بخش‌هایی مانند انرژی، ساخت‌وساز و بانک‌داری از این استراتژی‌ها بهره‌مند می‌شوند. شرکت‌های ترکیه‌ای در بخش انرژی، چه در تجدیدپذیر و چه در سوخت‌های فسیلی، از این استراتژی‌ها سود می‌برند. درگیری جنگی  ترکیه در سوریه، عراق و لیبی برای شرکت‌های ترکیه‌ای که در  بازسازی و سرمایه‌گذاری در اقتصادهای پسا‌درگیری درگیر می شوند سودهای فراوانی فراهم می‌کند. نمایندگان سیاسی بورژوازی در حاکمیت ترکیه، به‌ویژه آن‌هایی که با حزب عدالت و توسعه و اردوغان هم‌راستا هستند، از سیاست‌های خارجی ترکیه در راستای استواری جای‌گاه خود هم در درون و هم در پهنه  بین‌المللی بهره‌مند می‌شوند. این سیاست‌مداران مانند خود اردوغان با ملی‌گرای دروغین، با اسلام‌گرایی فریب‌کارانه جای خود را در درون دل‌های مردم زخم خورده از امپریالیسم و صهیونیسم در خاورمیانه باز می‌کنند. این کارها هم‌چنین به نیرومندی اقتصادی و سیاست‌های ترکیه می‌انجامد.

طبقه کارگر و تنگ‌دستان ترکیه از بازندگان ملی‌گرایی و گسترش‌خواهی و جاه‌خواهی حاکمیت ترکیه هستند. طبقه‌های رنج‌بر نه تنها از درگیری های جنگی  و سیاست‌های خارجی ترکیه سودی نمی‌برند، بل‌که هزینه‌های این جنگ‌افروزی با  کاهش سرمایه‌گذاری در برنامه‌های اجتماعی و کاهش خدمات اجتماعی، بر دوش آن‌ها می‌افتد. برای نمونه، هزینه‌های سنگین نظامی که برای درگیر شدن ترکیه در سوریه و لیبی به کار برده شده‌است از بخش‌های اجتماعی و رفاهی که می‌توانست برای به‌بود زندگی رنج‌بران جامعه به کار برده شود دزدیده شده‌است. طبقه کارگر و لایه های کم‌درآمد با  فشارهای اقتصادی مانند تورم بالا و کاهش استانداردهای زندگی روبرو هستند.

شیوه‌های «نرم» و «سخت» ترکیه برای دست‌یابی به هدف‌های ژئوپولتیکی

ترکیه زیر رهبری رئیس‌جمهور اردوغان، به دنبال بازسازی امپراتوری عثمانی رفته‌است و برای همین به بازسازی جای‌گاه خود به ویژه در خاورمیانه روی آورده است. اردوغان بارها گفته‌است که «هر کاری برای برآورده شدن رویای ترکیه بزرگ انجام خواهیم داد». این کشور مانند همه‌ی کشورهای جهان برای دست‌یابی به هدف‌های استراتژیک خود هم از شیوه‌های «سخت» و هم از شیوه های «نرم» سود می‌جوید. ترکیه می‌خواهد که با کاربرد این دو روش، به هدف‌های  ژئوپولتیکی خود نزدیک‌تر شود و جای‌گاه خود را در خاورمیانه و  در یک جهان در روند دگرگونی پایدار کند.

به نوشته المانیتور، یک از بلندپایگان وزارت دفاع ترکیه در یک نشست هفتگی گفت: «ترکیه در حال همکاری با همتایان خود برای ایجاد روابط استراتژیک و تقویت همکاری در زمینه‌های مختلف پس از عملیاتی شدن نهادهای دولتی در سوریه است. همکاری در زمینه‌های دفاعی و امنیتی برای تقویت امنیت ما و همچنین تأمین صلح و ثبات منطقه‌ای از اهمیت حیاتی برخوردار است.»

دست‌یابی ترکیه به سرکردگی ژئوپولتیکی در خاورمیانه تنها با شیوه‌های «سخت» جنگی انجام نمی‌شود. بل‌که درهم‌آمیزی  استراتژی‌های «سخت» و «نرم» به این کشور کمک می‌کند تا به هدف‌های خود برسد. درگیری در سوریه و لیبی و کمک به سرنگونی رژیم‌های آن، هم‌کاری با آذربایجان در زمینه جنگی و استراتژیک، دوستی پنهانی با اسرائیل و دادوستد داده‌های امنیتی، نشان‌دهنده تاکتیک‌ها با شیوه «سخت» ترکیه است. هم زمان، دیپلماسی فرهنگی، هم‌کاری اقتصادی و سازمان‌ها و انجمن های دینی شیوه‌های  «نرم» ترکیه برای دست‌یابی به هدف‌های خود است.

شیوه سخت: درگیری نظامی و استراتژی‌ قهرآمیز

یکی از برجسته‌ترین استراتژی‌های کاربرد شیوه «سخت» ترکیه، درگیر شدن این کشور در کشورهای همسایه مانند سوریه، عراق و لیبی بوده‌است. از سال ۲۰۱۶، ترکیه چندین یورش جنگی در شمال سوریه مانند سپر فرات، شاخه زیتون و بهار صلح انجام داده‌است. بخش بزرگی از لیبی زیر فرمان‌دهی دست‌نشاندگان ترکیه است که با کمک جنگ‌افزارهای ترکیه بالا آمده‌اند. در ماه گذشته ترکیه با پشتیبانی جنگی، سیاسی به تحریم الشام رژیم سوریه را واژگون کرده است و دست‌نشاندگان خود را به جای ان کاشته‌است.

افزون  بر سوریه، ترکیه در لیبی نیز از نیروهای جنگی خود برای جاه‌خواهی‌های خود سود برده‌است. در سال ۲۰۱۹، ترکیه با پشتیبانی جنگی از دولت وفاق ملی (GNU) در طرابلس آن را  در برابر نیروهای ژنرال خلیفه حفتر که از کشورهایی مانند مصر و امارات پشتیبانی می‌شدند، نیرومند کرد. ترکیه با جنگ‌افزارهایی مانند پهپادها، آموزش جنگی هواداران خود و فرستادن نیروهای جنگی جای پای استواری در لیبی فراهم کرده‌است و هم‌چنین با پیمان‌های دریایی با دولت لیبی، به سرچشمه‌های انرژی در دریای مدیترانه دست‌رسی یافته‌است.

ترکیه هم‌چنین هم‌کاری‌های جنگی خود را با کشورهایی مانند آذربایجان پرتوان‌تر کرده‌است. در جنگ قره‌باغ ۲۰۲۰، ترکیه با دادن  پهپادها، توپ‌خانه و کمک‌های تاکتیکی دیگر به پشتیبانی از  آذربایجان پرداخت. این هم‌کاری جای‌گاه ترکیه را در قفقاز جنوبی استوار  کرده و آن را به یک بازی‌گر کلیدی در امنیت آن دگرگون کرده‌است.

خرید سیستم دفاع موشکی S-400 از روسیه در سال ۲۰۱۷ نمونه دیگری از استراتژی‌های «سخت» ترکیه است. با این تصمیم ترکیه به ایالات متحده و  ناتو نشان داد که برای پاسبانی از منافع بورژوازی بومی خود دست به هر کاری خواهد زد و به  افزایش استقلال سیاسی خود پرداخت.

شیوه «نرم»: دیپلماسی، انجمن‌های فرهنگی و فشار اقتصادی

در کنار توان جنگی، ترکیه با شیوه‌های «نرم» مانند فرهنگی، دینی، دیپلماتیک و اقتصادی ابزاری برای دست‌یابی به هدف‌های ژئوپولتیکی خود پیدا کرده است.

دیپلماسی فرهنگی و نفوذ دینی

ترکیه هم‌واره از دیپلماسی فرهنگی به‌ویژه در کشورهای مسلمان برای گسترش‌خواهی و استوار کردن جای‌گاه خود بهره جویی کرده‌است. رئیس‌جمهور اردوغان مانند ولی فقیه خامنه‌ای بارها خود را رهبر جهان اسلام خوانده و دوستی ژرفی با همه‌ی کشورهای مسلمان پایه‌گزاری کرده‌است. ترکیه با کمک انجمن‌ها و سازمان دینی ترکیه، به ویژه در خاورمیانه، آسیای مرکزی و بالکان گروه‌های مسلمان را زیر رهبری انجمن‌های خود گردهم آورده‌است.

ترکیه هم‌چنین از تاریخ عثمانی خود هم‌چون ابزار فرهنگی سود می‌جوید. دولت ترکیه بر نقش تاریخی این کشور هم چون پلی میان شرق و غرب پافشاری کرده و در تلاش است تا پیوند فرهنگی و دینی خود را با کشورهایی که در گذشته زیر فرمان عثمانی بودند، نیرومند کند. این روی‌کرد در بسیاری از کشورهای مسلمان با خوش‌رویی مردم روبه‌رو شده که ترکیه را الگویی از درهم‌آمیزی فرهنگ غربی و آیین‌های اسلامی می‌دانند. سریال‌های گوناگون اجتماعی، تاریخی و عشقی ترکیه در همه‌ی کشورهای عربی شبانه‌روز پخش می‌شود.

دیپلماسی اقتصادی

ترکیه هم‌چنین از نیروی اقتصادی خود برای ژئوپولتیکی  خود بهره‌برداری کرده‌است. این کشور با گسترش دادوستد  با کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و قفقاز، پیوند اقتصادی خود با این کشورها را گسترش داده‌است. ترکیه پیمان‌های بازرگانی  با کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی و امارات بسته است.

یکی از کارهای مهم دیپلماسی اقتصادی ترکیه، تلاش این کشور برای بازی‌گر شدن در بازار انرژی است. ترکیه در جست‌وجوی سرچشمه‌های انرژی نوین است و تلاش می‌کند که جابجایی انرژی از راه‌های این کشور انجام گیرد. ترکیه در پروژه‌های بزرگ زیرساختی مانند خط لوله باکو-تفلیس-جیحان (BTC) و خط لوله گاز طبیعی ترانس-آناطولی (TANAP) نیز درگیر است.

ترکیه  خود را رهبر کمک‌های انسانی در خاورمیانه شناسایی می‌کند. این کشور کمک‌های فراوانی به پناهندگان سوری‌ها، افغان‌ها و میانماری‌ها کرده است. ترکیه با بیش از ۳.۵ میلیون پناهنده سوری که در خاک خود دارد، جای‌گاه دیپلماتیک خود را با کمک‌های انسان‌دوستانه، اگرچه بیشتر نمایشی، نیرومند کرده‌است.

تلاش ترکیه برای جانشینی جمهوری اسلامی در خاورمیانه

رقابت ترکیه با جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین بخش  ژئوپولتیک خاورمیانه شده‌است. هر دو کشو، نیروهای بزرگی در خاورمیانه هستند که در راستای پرتوان کردن جای‌گاه خود در خاورمیانه و حتا فراتر از آن، تلاش‌های بسیاری انجام داده‌اند. این رقابت به ویژه در زمینه‌های نظامی، اقتصادی، انرژی و سیاسی در کشورهای هم‌مرز و درگیری‌های آن دیده می‌شود.

پس از واژگونی رژیم اسد در سوریه جمهوری اسلامی حس می‌کند که از سوی ترکیه از پشت خنجر خورده‌است. هنگامی که به بررسی کنش‌های ترکیه در خاورمیانه می‌پردازیم در می‌یابیم که این حس بی‌دلیل نیست.

نامه نیوز روز دوشنبه 17 دی نوشت: اگر از سخنگوی وزارت خارجه یا مقامات مسئول در همان سطح بپرسیم که «آیا روابط ایران و ترکیه رو به تنش است؟ احتمالا با اشاره به موضوعات کلی مثل بحث همسایگی، روابط تجاری و این قبیل موضوعات، از پاسخ صریح طفره خواهند رفت؛ نشانه‌ها برای پاسخ مثبت به این سوال، اما بسیار است».  

نامه نیوز این حس  جمهوری اسلامی را بیش‌تر می‌شکافد و می‌نویسد: «نقش ترکیه در تحولات اخیر سوریه نیز سبب شده که تقابل بین ایران و ترکیه بیشتر شود. ترکیه در گروه حامیان تحریرالشام قرار گرفت تا این گروه به سرعتی خارج از تصور، دمشق را فتح کند».

پیش از این آقای خامنه‌ای سرپوشیده و ولایتی رای‌زن او به آشکار از نقش ترکیه سخن گفتند. خامنه‌ای گفت «یک دولت همسایه سوریه نقش آشکاری را در تحولات سوریه ایفا کرده، و الان هم این کار را می‌کند. ولی مراکز توطئه و اتاق فرمان اصلی در آمریکا و رژیم صهیونیستی است.» علی‌اکبر ولایتی، به تسنیم گفت «متأسفانه ترکیه چندی است که ابزار دست آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است»

به گفته چاغاتای جبه، یک پژوهش‌گر مستقل در باره‌ی هم‌کاری ترکیه با سوریه به المانیتور: «ترکیه در درازمدت موقعیت منحصربه‌فردی برای کمک دارد، چرا که در آموزش و تجهیز ارتش‌ها در کشورهایی مانند آذربایجان، لیبی و سومالی موفقیت‌های چشمگیری داشته است. چنین همکاری دوجانبه‌ای می‌تواند نفوذ جمهوری اسلامی ایران در لبنان را کاهش دهد و راه را برای یک ائتلاف قدرتمند در شرق مدیترانه به رهبری ترکیه و سوریه هموار کند

به گزارش نامه نیوز احمد زیدآبادی نیز در این باره نوشته‌است: «به نظر می‌رسد ترکیه از هیئت تحریرالشام انتظار دارد که با الگوبرداری از مدل «توسعۀ اسلامی ترکیه» سوریه را به کشوری اسلامی، اما معتدل و ملایم تبدیل کند». ولی نصر استاد پژوهش‌ در باره خاورمیانه و بین‌الملل در دانش‌کده مطالعات بین‌المللی در دانش‌گاه جانز هاپکینز در فارن پالیسی نوشت: «دستاورد‌های ترکیه در سوریه ممکن است نفوذ آن را به لبنان و عراق بسط دهد، درحالی که موضع ایران در این دو کشور با از دست‌دادن سوریه ضعیف‌تر می‌شود

همان‌گونه که می‌بینیم دشمنی ترکیه با جمهوری اسلامی یک پندار بی‌هوده نیست، بل‌که ما نشانه‌های عینی آن را در سیاست‌های ضد جمهوری اسلامی ترکیه به روشنی می‌بینیم..

ترکیه در زمینه‌های دیگر هم خود را برای جانشینی جمهوری اسلامی در خاورمیانه آماده کرده است. نامه نیوز می‌نویسد که ترکیه معافیت مالیاتی سوخت برای کامیون‌های ایرانی را پایان داد و برای کامیون‌‌داران ایرانی دردسر بزرگی درست کرده‌است.

افزون بر این، ترکیه با راه‌اندازی بخش فارسی شبکه تی آر تی به شیوه «نرم» خود را در برابر جمهوری اسلامی نیرومند می‌کند.

امیدعلی مسعودی، رئیس دانش‌کده ارتباطات دانش‌گاه بین‌المللی سوره در این باره به «ایرنا» گفت: «آن‌ها در این شبکه آرام آرام بعد از جذب مخاطب به سمت پروپاگاندا و تبلیغات سیاسی می‌روند. «تی‌آرتی» بخشی از کارزاری است که ترکیه در مورد همسایه خود اعمال می‌کند.» محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات و رسانه نیز در این باره گفت: «این شبکه در راستای منافع ملی و سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه گام برخواهد داشت. ظاهر شبکه دموکراتیک به نظر می‌رسد؛ ولی در واقع سوگیری‌های ترکیه در خبر گنجانده شده است.»

امیدعلی مسعودی، می‌افزاید: «ترکیه منافع بسیار مهمی در منطقه دارد. الان می‌خواهند کانال ارتباطی ما در کریدور زنگزور را ببندند. در حال تقویت جمهوری آذربایجان هستند و قصد تحریک هموطنان آذری زبان ما را دارند. همه این‌ها کار رسانه‌ای نیاز دارد و حتما باید یک شبکه ایجاد می‌کردند.»

منافع استراتژیک ترکیه در کریدور زنگزور با خواست جمهوری اسلامی برای نگه‌داشت جای‌گاه خود در این منطقه در تضاد است.

کریدور زنگزور یک راه جابجایی کالاها و دادوستدی پیشنهادی است که از جنوب ارمنستان می گذرد و نخجوان در غرب آذربایجان را به آذربایجان پیوند می‌دهد. این کریدور برای چندین کشور، برای نمونه ترکیه و ایران، از جای‌گاه استراتژیک برجسته‌ای برخوردار است. ترکیه به دنبال منافع زیر از کریدور زنگزور است.  

این کریدور به ترکیه کمک می‌کند که از راه زمینی با آذربایجان و آسیای مرکزی پیوند کند، که برای منافع سیاسی و اقتصادی ترکیه در این منطقه برجسته است. کریدور زنگزور می‌تواند یک راه کلیدی برای دست‌رسی ترکیه به بازارهای آسیای مرکزی شود و فراتر از آن به دادوستد و بازرگانی، به ویژه در زمینه انرژی و کالاها کمک نماید. ترکیه هم‌واره از آذربایجان پشتیبانی کرده و این کریدور پیوند این دو کشور را نیرومندتر خواهد کرد. این کار هم‌چنین نقشی مهم برای ترکیه در دادوستد با کشورهای ترک‌زبان، به ویژه آذربایجان، دارد. ترکیه خواهان یک گذرگاه آزاد از سوی کریدور زنگزور است که به سود منافع لایه‌های بورژوازی بازرگانی و نظامی و استواری جای‌گاه استراتژیک آن باشد. ترکیه این کریدور را راه پیوند خود با آذربایجان و آسیای مرکزی می‌بیند که به گسترش نفوذ اقتصادی و ژئوپولتیکی‌اش کمک خواهدکرد.

 جمهوری اسلامی نگران است که این کریدور زنگزور مایه کاهش نقش استراتژیک آن در منطقه شود. کریدور زنگزور به آذربایجان و ترکیه اجازه می‌دهد تا از خاک ایران گذر کرده، ولی نقش ایران هم‌چون یک بازی‌گر کلیدی منطقه‌ای کاهش می‌یابد. جمهوری اسلامی نگران است که کریدور زنگزور هم‌کاری‌های نظامی میان ترکیه و آذربایجان را گسترش دهد و بدین‌گونه ناتو  به مرزهای ایران نزدیک‌تر شود که برای امنیت کشور خطرناک است. کریدور زنگزور می‌تواند بازرگانی  در منطقه را افزایش دهد، ایران در این میان با کاهش جابجایی کالا از جاده‌های خود و کاهش  دریافت عوارض راه‌های بازرگانی  زیان خواهد دید. جمهوری اسلامی این کریدور را خطری برای منافع اقتصادی و هم امنیت خود در منطقه می‌داند . نقش دیرینه ایران هم‌چون پلی میان آذربایجان و آسیای مرکزی با دیگر بخش‌های جهان کم می‌شود.

حزب کمونیست ترکیه (TKP) در برابر جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی ترکیه

حزب کمونیست ترکیه (TKP) در برابر جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی ترکیه دیدگاه‌های انتقادی دارد، به‌ویژه هنگامی که این جاه‌طلبی‌ها با امپریالیسم، ملی‌گرایی و گسترش‌خواهی در خاورمیانه در پیوند است. دیدگاه‌های ایدئولوژیک این حزب بسیاری از کارهای ژئوپولیتیکی را از دید نبرد طبقاتی و ضدامپریالیستی واکاوی می‌کند. حزب کمونیست ترکیه جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی ترکیه را آن‌گونه که اردوغان می‌گوید با منافع ملی ترکیه هم‌ساز نمی داند و آن را به سود منافع طبقه بورژوازی می‌داند. برای همین این حزب نقش ترکیه در سوریه، لیبی و دیگر جاهای خاورمیانه را ریشه در گسترش خواهی می‌بیند و  نه در دفاع مشروع از امنیت و مرزهای کشور. این حزب به نقش ترکیه در ناتو انتقاد دارد و آن را ابزاری برای پیش‌برد منافع قدرت‌های امپریالیستی می‌بیند.

حزب کمونیست ترکیه ضد پیمان نظامی است که منافع سرمایه‌داری و امپریالیستی را دنبال می‌کنند، و به جای آن، از صلح بر پایه همبستگی با کارگران همه‌ی کشورهای خاورمیانه پشتیبانی می‌کند. حزب کمونیست ترکیه، زبان ملی‌گرایانه‌ای که دولت ترکیه به کار می‌برد را ابزاری برای به کژراهه کشاندن نبرد مردم علیه چالش‌های نابرابری‌های اجتماعی و نبرد طبقاتی مردم می‌داند. حزب می‌گوید که دولت با جاه‌طلبی‌های ملی و نظامی، نیازهای طبقه‌کارگر و تنگ‌دستان را نادیده می‌گیرد. حزب کمونیست ترکیه هوادار هم‌کاری‌های منطقه‌ای به دور از رقابت‌های سرمایه‌داری و امپریالیستی است. این حزب از هم‌کاری بر پایه  همبستگی و با ویژگی ضد امپریالیستی پشتیبانی می‌کند. حزب کمونیست ترکیه بر این باور است که جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی ترکیه بر ضد منافع کارگران و مردم زیر ستم و به سود منافع طبقه‌های فرمان‌روا است.

دیدگاه “چپ” ایران در برابر جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی جمهوری اسلامی

با این که دید حزب کمونیست ترکیه در برابر گسترش‌خواهی بورژوازی ترکیه بسیار روشن است، بخش‌های بزرگی از “چپ”  ایران شوربختانه بیش‌تر از دو دیدگاه متضاد و نادرست رنج می‌برند. هواداران سیاست خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی در میان “چپ”ها، تنش‌آفرینی جمهوری اسلامی در خاورمیانه را به بهانه‌ی نیروهای بازدارنده برای پاس‌داری از تمامیت ارضی کشور درست می‌دانند. آن‌ها هم سویی تنش‌آفرینی جمهوری اسلامی با نقشه‌های امپریالیسم برای میلیتاریزه کردن خاورمیانه و ماهی گرفتن از آب گل‌آلود شکاف دینی را فراموش می‌کنند و منافع بورژوازی انگلی به ویژه بورژوازی نظامی را در این تنش‌ها نادیده می‌گیرند

گروه دیگری از “چپ” نه تنها با فراموشی نقش امپریالیسم در تنش‌آفرینی همه‌ی گناهان را بر دوش جمهوری اسلامی می‌گذارد، بل‌که توان درک و جدا کردن منافع بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی در خاورمیانه با منافع بجای ملی ما را ندارد.

یک دولت “چپ” و پیش‌رو آینده در ایران باید با همه‌ی روش‌های مسالمت‌آمیز و با زبان دیپلماسی و با دوستی با کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان از دست‌رسی ایران به دریای مدیترانه که می‌تواند برای بازرگانی و دادوستد و جابجایی زمینی کالا به اروپا و دیگر جاهای جهان سودمند باشد، پشتیبانی کند و هم‌چنین باید برای  حق دریافت مالیات از راه‌های بازرگانی ما برای جابجایی کالاهای کشورهای دیگر با شیوه‌های دیپلماتیک بجنگند. اگر نقشه کنونی ترکیه و آذربایجان در باره‌ی کریدور زنگزور پیاده شود، ایران با کاهش  دریافت عوارض زیان‌های بسیاری خواهد برد. یک دولت “چپ” و پیش‌رو نمی‌تواند نگران نزدیکی ناتو به مرزهای کشور ما نباشد.

پایان‌سخن

تحلیل ژئوپولتیک ترکیه و استراتژی‌های آن برای بازسازی امپراتوری عثمانی و دست‌یابی به جای‌گاه برتر در خاورمیانه به روشنی نشان می‌دهد که منافع طبقه‌های فرمان‌روا، به ویژه بورژوازی نظامی و بورژوازی بازرگانی، در سیاست‌های خارجی و جنگی این کشور برجسته‌تر از هر چیز دیگری است. ترکیه با بهره‌گیری از شیوه‌های «سخت» و «نرم»، تلاش دارد که هم در درون مرزهای خود و هم در خاورمیانه توان خود را گسترش دهد. در این راستا، درگیری‌های نظامی در سوریه، لیبی و دیگر جاها، و هم‌کاری‌های استراتژیک با کشورهای دوست، به ویژه در زمینه انرژی، جنگ‌افزارها، از ابزارهای برجسته‌ای هستند که ترکیه برای دست‌یابی به هدف‌های ژئوپولتیکی خود به کار می‌برد.

رویاهای ژئوپولتیک ترکیه ولی هزینه‌های سنگینی برای طبقه‌های پایینی، به ویژه طبقه‌کارگر و لایه های آسیب‌پذیر اجتماعی، به هم‌راه داشته است. هزینه‌های جنگی و درگیری‌های برون- و درون‌مرزی مایه کاهش رفاه اجتماعی و دشواری شرایط زندگی بخش بزرگی از مردم شده‌است.

ترکیه با جای‌گاه نیرومند استراتژیک خود، تلاش دارد تا یک کشور پیش‌رو در خاورمیانه شود و با واژگونی رژیم‌های  کشورهای عربی، به ویژه در سوریه، لیبی و یا با دوستی به ویژه با قطر نقش خود را پررنگ‌تر کند. این کشور به دنبال کم‌توان کردن جای‌گاه ایران در خاورمیانه است. گسترش جاه‌خواهی های ترکیه در خاورمیانه با واکنش‌ها و نگرانی‌هایی از سوی جمهوری اسلامی هم‌راه بوده است، که نشان از پیچیدگی گره کور خاورمیانه دارد. جمهوری اسلامی تلاش دارد که یک کشور پیش‌رو در دنیای اسلام شناخته شود و در برابر تلاش‌های ترکیه برای کم‌توان کردن پای‌گاه خود ایستادگی کند. یکی از چالش‌های بزرگ در رقابت ترکیه و ایران، انرژی و سیاست‌های اقتصادی است. ترکیه که خود را  پلی میان شرق و غرب می‌بیند، در تلاش است تا از جای‌گاه جغرافیایی خود برای کنترل راه های انرژی به ویژه در زمینه گاز  و نفت بهره‌برداری کند.

سیاست “چپ” ایران در برابر این کارزار باید پشتیبانی از منافع بجای ملی ایران در برابر امپریالیسم و رویای بازسازی امپراتوری ترکیه، بدون به  دام افتادن در تور تنش‌آفرینی بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی به رهبری بورژوازی نظامی باشد.




سبزشویی: نیرنگ‌های محیط‌زیستی در دوران سرمایه‌داری نئولیبرال

سبزشویی (Greenwashing) یک مفهوم شناخته‌شده نوینی است که به نمادهای نادرست یا گم‌راه‌کننده که از سوی سیاست‌مداران و یا شرکت‌ها برای پاسبانی از محیط زیست و پایداری بوم زیستی پخش می‌شود گفته می‌شود.  بسیاری از دولت‌ها و گروه‌ها از استراتژی‌های «نمایشی» سبز برای نشان دادن سبزاندیشی و کنش‌های دروغ محیط زیستی خود سود می‌جویند. فرایندهای پنهان‌سازی روابط اجتماعی و بوم‌شناختی با سبزشویی، برای سرمایه‌داری امروزی بسیار برجسته است. خُرده‌گیری از سبزاندیشی فراتر از این دروغ می‌رود و  گسترده‌تر به سرمایه‌داری «سبز» و رویش سبز و پایدار می‌پردازد.

بحران انرژی ۲۰۲۲/۲۳ بهای گاز و نفت را  افزایش داد اگر چه انحصارهای نفتی سودهای بی‌کرانی برده اند. روزنامه گاردین نشان داد که در هشت روز پیش از همگانی شدن سود ۷ میلیارد پوندی BP برای سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۲، این شرکت ۵۷۰ هزار پوند برای سبزشویی تنها در اینستاگرام و فیس‌بوک به کار برد.

انحصارهای انرژی با شیپور و کرنا کنش‌های کوچک نمادین که در برابر فروش سرچشمه‌های فسیلی انرژی بی‌اندازه ناچیز است را بزرگ نشان می‌دهند. با کاربرد واژه‌ها و عکس‌های سبز آن‌ها خود را با محیط زیست و طبیعت پیوند می‌زنند. سبزشویان تنها بزه‌کارانی که خود را دوست‌دار محیط زیست می‌نمایانند و یا کسانی که به روی سبزگرایی مردم موج سواری می‌کنند نیستند. برخی‌ها بر این باور هستند که بحران‌های زیست‌محیطی با دگرگونی بازارها به بازارهای سبز و مصرف سبز حل خواهد شد. همه این‌ها فرایندهایی هستند که به سبزاندیشی نئولیبرالیسم می‌پردازد بدون آن‌که خواهان دگرگونی روابط قدرت و روابط نابرابر اجتماعی باشد.

در اقتصادهای سرمایه‌داری نئولیبرال، سبزسازی برای فروش کالا انجام می‌شود، یعنی تلاشی است برای باوراندن ما در باره‌ی این که این کالاهایی که می‌خرید با شیوه سبز و با ارج‌مندی زیست‌محیطی و اجتماعی تولید شده و فروخته می‌شود.




توهین نماینده جبهه پایداری به رئیس انجمن صنفی کارگران

جلیلی و همفکرانش در جبهه پایداری بارها با اقدامات خود نشان داده‌اند که بیشتر دغدغه‌مند مبارزه با زنان  هستند تا مسائل معیشتی و اجتماعی مردم. این گروه به شدت به حجاب اجباری تأکید دارد و هرگونه تلاش برای کاهش محدودیت‌ها در این زمینه را نادرست و خلاف اصول اسلامی می‌داند.

حالا سؤالی که پیش می‌آید این است که چگونه برخی از چپها که خود را به عنوان حامی طبقه کارگر جامعه معرفی می‌کنند، در انتخابات به جلیلی و امثال او رای داده اند؟ آیا این انتخاب به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی جامعه است ، یا برای ایستادن زیر سایه بورژوازی نظامی؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بر اساس آنچه خبرفوری نوشته است، سمیه گلپور، رئیس انجمن صنفی کارگران اظهار داشت: ” برای اصلاح برخی مواد قانونی و صحبت با نمایندگان، به مجلس رفته بودیم. برای مطالبه گری سراغ نمایندگان و از جمله آقای خضریان، نماینده جبهه پایداری در مجلس،رفتیم، یک ساعت منتظر ماندیم تا بیاید، به محض اینکه خودم را معرفی کردم، گفت که به حاشیه نروید، من وقت ندارم. من [بهت زده] ماندم.

وی ادامه داد: یکی از همکاران برای خضریان توضیح داد که برای حل مسائل کارگری آمدیم، او در پاسخ گفت: چرا پیش من آمدید.

گلپور افزود: به خضریان گفتم خاک بر سر امثال من که به تو رای دادند، زیرا من یک نفر نیستم، نماینده چند میلیون نفر هستم”.

سیاست‌های رژیم حاکم، به‌ویژه نمایندگان جبهه پایداری مانند سعید جلیلی و خضریان، همواره نشان‌دهنده بی‌توجهی به حقوق و مطالبات طبقه کارگر است. در حالی که جامعه ایران با بحران‌های اقتصادی همچون تورم، بیکاری و فقر دست و پنجه نرم می‌کند. سیاست‌های اقتصادی آنها هیچ‌گاه به نفع کارگران و اقشار ضعیف جامعه نبوده و در نهایت به تقویت منافع بورژوازی نظامی کمک کرده است.




فراخوان به سازمان‌ها و حزب‌های چپ ایران برای اتحاد علیه دیکتاتوری جمهوری اسلامی و جنگ‌طلبی صهیونیسم با حمایت غرب

نامه پیوست فراخوان به سایتها

رفقای گرامی،

در دنیای پیچیده و پرچالش امروز، که بحران‌ها و نابرابری‌ها روز به روز بیشتر می‌شود، جنبش‌های چپ و مترقی در سراسر جهان نیاز به همبستگی و اتحاد بیش از پیش احساس می‌کنند. در شرایط کنونی، که تضادهای طبقاتی، اجتماعی و اقتصادی در کشور ما و جهان به اوج خود رسیده است، بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتحاد میان نیروهای چپ برای مقابله با نابرابری‌ها، استثمار در داخل و استعمار جهانی هستیم.

در این راستا، از تمامی گروه‌ها، سایت ها و فعالان چپ دعوت می‌کنیم که برای همکاری و ایجاد یک جبهه واحد در مبارزات فراخوان زیر را برای فرستادن به احزاب و سازمان های چپ امضاء کنند. ما معتقدیم که تنها از طریق اتحاد و همبستگی می‌توانیم در برابر تهدیدات و بحران‌های داخلی و جهانی مقابله کنیم.

درخواست داریم که شما با امضای این فراخوان، به همبستگی و اتحاد فراگیر در جنبش چپ بپیوندید. همچنین برای دریافت پاسخ‌ها و امضاها از تمامی گروه‌ها و فعالان، مدت زمان یک ماه از تاریخ این نامه برای جمع‌آوری امضا و پاسخ‌ها در نظر گرفته خواهد شد.

با امید به پیروزی،

توجه: پاسخ‌ها و امضاها باید تا تاریخ [یک ماه از تاریخ نامه] به [آدرس‌ ایمیل تماس] ارسال شود: 

فراخوان

فراخوان دسته ها و سایت‌های چپ و مترقی به سازمان‌ها و حزب‌های چپ ایران برای اتحاد علیه دیکتاتوری جمهوری اسلامی و جنگ‌طلبی صهیونیسم با حمایت غرب

رفقا و دوستان عزیز، 

کشور و مردم ما در شرایط حساس و بحرانی کنونی، در معرض تهدیدات داخلی و خارجی قرار دارند.

از یک سو، جمهوری اسلامی با سرکوب گسترده، ایجاد فقر و بحران اقتصادی، و اعمال سیاست‌های ضد مردمی‌اش همچنان مردم را به سوی تباهی می‌برد. وضعیت زندگی مردم، به‌ویژه به دلیل سرکوب شدید آزادی‌خواهان و اجرای چند دهه سیاست‌های نئولیبرالی اقتصادی، اسف‌بار است. از سوی دیگر، غرب و ایالات متحده نیز از طریق تحریم‌های اقتصادی و جنگ‌طلبی شرایط زندگی را برای مردم دشوارتر کرده‌اند. خطر جنگ میان دیکتاتوری جمهوری اسلامی و رژیم فاشیستی اسرائیل با حمایت غرب هنوز در کمین است. 

جمهوری اسلامی از یک طرف سعی می‌کند با سازش با غرب، خطر حمله اسرائیل را به دور کند. احتمال دارد که در این سازش، جمهوری اسلامی به دلیل فشارهای داخلی و خارجی، دست به توافقاتی بزند که منافع ملی ما را به خطر اندازد. 

از طرف دیگر، طرفداران راست‌گرای غرب به رهبری امثال مصی علینژاد و رضا پهلوی، به دلیل برخورداری از حمایت‌های خارجی، در تلاش‌اند تا از خلاء موجود برای جاه طلبیهای خود سواستفاده کنند. این دسته اسرائیل را به حمله به ایران ترغیب و تشویق می‌کنند. 

در این شرایط، هرگونه تفرقه و اختلاف میان نیروهای مترقی و چپ تنها به سود دشمنان مردم ایران خواهد بود و ادامه روند فعلی به از دست رفتن موقعیت انقلابی مناسب برای جنبش آزادی‌خواهانه و عدالت‌اجتماعی جویانه خواهد انجامید. 

ما باید با یک جبهه چپ متحد وارد میدان شویم و به مردم نشان دهیم که راه رهایی از جمهوری اسلامی از بن‌بست رضا پهلوی نمی‌گذرد. اگر ما متحدانه وارد میدان نشویم، این خطر وجود دارد که مردم ایران در چنگال یک حکومت مستبد و اقتصاد نئولیبرالیستی دیگری گرفتار شوند. 

در این شرایط، باید به‌ویژه نیروهای چپ ایران، اعم از مارکسیست-لنینیست‌ها، مارکسیست‌ها، سوسیالیست‌ها، آنارشیست‌ها و تمامی جریان‌های مترقی که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی به دست مردم ایران هستند و از تمامیت ارضی ما در برابر خطرات خارجی حمایت می‌کنند، متحد شوند تا در برابر هر دو خطر بزرگ، یعنی جمهوری اسلامی و صهیونیسم-امپریالیسم، ایستادگی کنند. تنها با اتحاد گسترده می‌توانیم خواسته‌های واقعی مردم ایران برای آزادی، عدالت اجتماعی، استقلال اقتصادی- سیاسی و تمامیت ارضی را پیش ببریم و مانع از بازگشت به ساختارهای استبدادی و اقتصادی ضد ملی شویم. 

احترام متقابل میان گروه‌های چپ، احترام به تاریخ و سیاست‌های یک دیگر، و در عین حال حفظ هویت سازمانی و اصول خود، از ارکان ضروری اتحاد پایدار در جنبش چپ است. اتحاد میان گروه‌های چپ نباید به معنای همسان‌سازی یا نادیده گرفتن تفاوت‌های اساسی باشد، بلکه هدف باید ایجاد جبهه‌ای مشترک بر پایه اصولی مانند آزادی، عدالت اجتماعی، استقلال اقتصادی- سیاسی،  احترام به تمامیت ارضی، حقوق بشر و محیط زیست باشد. این احترام به معنای پذیرش تفاوت‌ها و تمرکز بر نقاط مشترک فراوان است. 

تمام چپ‌ها در مبارزه با حکومت‌های استبدادی و دیکتاتوری ولی‌فقیه قربانیان زیادی داده‌اند. چپ‌های ایران با اقتصادی که مبتنی بر سرمایه‌داری وحشی و نئولیبرالیسم و رانت خواری است، مخالف‌اند. آن‌ها همچنین با دخالت کشورهای خارجی در تعیین سرنوشت ملت ایران مخالفند. چپ‌های ایران از حقوق کارگران، معلمان، کشاورزان و دیگر طبقات کم‌درآمد حمایت می‌کنند و به دنبال تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی هستند. علاوه بر این، چپ‌های ایران طرفدار حقوق برابر برای زنان، اقلیت‌های مذهبی و قومی، و دگراندیشان هستند. چپ‌های ایران به سوسیالیسم یا ایدئولوژی‌های مشابه اعتقاد دارند و به‌دنبال ایجاد جامعه‌ای سکولار هستند که در آن منابع و ثروت به‌طور عادلانه‌تر توزیع شود. این ویژگی‌های مشترک، در حالی که با تنوع‌های زیادی در جزییات نظری و استراتژی‌ها همراه هستند، اما همگی بر اصول عدالت اجتماعی، برابری، آزادی، استقلال کشور و احترام به تمامیت ارضی ایران تأکید دارند. 

ما به تمامی نیروهای چپ، ضد حاکمیت جمهوری اسلامی، دموکراتیک و ضددخالت خارجی در میهن عزیزمان، برای ایجاد یک جبهه واحد در برابر جمهوری اسلامی، راست‌گرایان مختلف، سلطنت‌طلبان و نیروهای جنگ طلب خارجی فراخوان می‌دهیم. اتحاد و همبستگی ما تنها راهی است که می‌تواند امید به تغییر و دگرگونی واقعی در ایران را زنده نگه دارد. 

ما از تمامی آزادی‌خواهان و فعالان اجتماعی می‌خواهیم که در کنار هم برای ایران آزاد، مستقل، دموکراتیک و با عدالت اجتماعی مبارزه کنند. ایران تنها با اتحاد واقعی نیروهای مردمی، بر ضد هرگونه سلطه، استبداد و دخالت خارجی خواهد توانست به سرنوشت بهتری دست یابد. 

هدفهای کمیته اتحادی چپ مورد نظر می تواند به شرح زیر باشد:

این کمیته پیشبرد فعالیت های میهندوستانه و دمکراتیک و ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی را بر حسب اصول و مواضع زیراجرا می کند:

– کمیته براین نظر است که هرگونه تغییر وتحول درایران و درنهایت برچیدن نظام سرکوبگرجمهوری اسلامی باید بدست مردم ایران صورت گیرد.

– کمیته از حقوق کارگران ومبارزه شان برای تشکل های مستقل صنفی حمایت می کند.

– کمیته خواهان لغوحجاب اجباری و انحلال فوری گشت ارشاد و همه ارگانهای مشابه می باشد

– کمیته خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالین کارگری ، معلمان و دانشجویان ودگراندیشان سیاسی است.

– کمیته خواهان آزادی، بیان ومطبوعات، اتحادیه های مستقل کارگری و احزاب واجتماعات است.

-کمیته خواهان جدایی کامل دین از دولت و آموزش است.

-کمیته خواهان تساوی حقوق همه اقوام و ملیتهای ایران است و از تمامیت ارضی و یکپارچگی ایران دفاع می می کند.

-کمیته خواهان تساوی کامل حقوق زن ومرد و برچیدن هرگونه ستم و تبعیض ونابرابری درایران است.

– کمیته از مبارزه ملت فلسطین و همه خلقهای جهان علیه امپریالیسم و صهیونیسم حمایت می کند.

– کمیته درقبال خطر حمله نظامی به ایران مبادرت به برگزاری آکسیونهایی با مخالفت با تجاوز به ایران با شعار دستها ازایران کوتاه و هر تغییر و تحولی درایران یک امر داخلی است، می کند و به بسیج افکار عمومی می پردازد.

– کمیته وظیفه خود می داند تا درچهارچوب اصول فوق تصویری صحیح از مبارزه مردم ایران ارائه دهد وهمبستگی مردم کشورهای جهان بویژه اتحادیه های کارگری ونیروها وشخصیتهای مترقی را نسبت به مردم ایران را جلب نماید.

– تنها شرط عضویت دراین کمیته چه گروهی، چه فردی، چه ایدئولوژیک و چه غیر ایدئولوژیک، فقط بر اساس توافق در باره هدفهای ذکر شده بالا است.

با امید به پیروزی مردم ایران در راه آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و حفاظت از تمامیت ارضی

امضاء کنندگان

سایت اشتراک eshtrak

سایت توده ای ها

سایت womens-power




نقش    NCH Capitalیکی از بزرگترین مالکان آمریکایی زمین های کشاورزی اوکراین  در حاکمیت امریکا

 در سال 2015، بنیان‌گذار و مدیر اجرایی NCH Capital ، جورج روهر، در جلسات سطح بالایی که شامل رئیس‌جمهور اوکراین پترو پوروشنکو و وزیر تجارت ایالات متحده پنی پريتسکر بود، شرکت کرد که منجر به موافقت اوکراین با برنامه سازگاری ساختاری صندوق بین‌المللی پول (IMF) به عنوان شرطی برای دو تضمین وام به مبلغ یک میلیارد دلار از دولت اوباما شد.

Open Secrets.com گزارش می‌دهد که NCH Capital بیشترین کمک‌ها را به نامزدهای حزب دموکرات که به شدت از مداخله آمریکا در اوکراین و بسته‌های کمک نظامی و اقتصادی میلیاردی حمایت کرده‌اند، داده است.

سرمایه‌گذاران NCH Capital شامل Dow Chemical، تولیدکننده بدنام ناپالم و Agent Orange و سایر سوداگران جنگ مانند Honeywell و Lockheed Martin، همراه با دانشگاه هاروارد، دانشگاه میشیگان و وقف‌های دانشگاه وِلزلی هستند.

در انتخابات 2024، NCH Capital پنج هزار دلار به جیمی پانتا، نماینده دموکرات از حوزه 19 کنگره کالیفرنیا که شامل سانتا کروز، مونتری و سن‌خوزه است، اهدا کرده است. پانتا یک افسر سابق اطلاعاتی در نیروی دریایی ایالات متحده و پسر مدیر سابق CIA، لیون پانتا است (که سخنرانی اصلی را در کنگره حزب دموکرات در شیکاگو ایراد کرد).

غافلگیرکننده نیست که جیمی پانتا از حامیان «کمک‌های قوی به اوکراین در کنگره» بوده است، همانطور که در گزارشی در The San Luis Obispo Tribune گفته شد، و به تصویب بسته امنیت ملی کمک کرده که شامل 61 میلیارد دلار کمک امنیتی به اوکراین و حمایت از فروش اموال مصادره‌شده روسیه بود.

در آگوست 2024، پانتا به اوکراین سفر کرد و با زلنسکی دیدار کرد. او سپس بیانیه‌ای صادر کرد که از او قدردانی کرده و گفت که «دلگرم‌کننده بود که دیدم و شنیدم چگونه حمایت آمریکا، به ویژه کار ما در کنگره برای تصویب قانون‌گذاری برای تأمین مالی اضافی، به درستی در میدان نبرد استفاده می‌شود.»

CovertAction  منبع:




سوسیالیسم کوبا همچنان زنده است

سخن روز شماره ۹
۲۰ دی ۱۴۰۳، ۹ ژانویه ۲۰۲۵

کوبا کشوری است که در طول تاریخ انقلابی خود با چالش‌های زیادی مواجه بوده است. از تحریم‌های بین‌المللی گرفته تا بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، مردم این کشور همواره با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده‌اند. اما آن‌ها با اراده‌ای قوی و همبستگی اجتماعی توانسته‌اند از این بحران‌ها عبور کنند. سیستم بهداشت و آموزش کوبا، که به عنوان دستاوردی بزرگ در سطح جهانی شناخته می‌شود، نمونه‌ای از موفقیت این کشور در مقابله با مشکلات است. همچنین، فرهنگ غنی و مقاومت مردم کوبا نشان می‌دهد که با وجود همه دشواری‌ها، این کشور توانسته است در برابر چالش‌های داخلی و خارجی پیروز شود.

چالش‌هایی که اخیراً از سوی طبیعت و مشکلات مربوط به سیستم برق ملی بر مردم جزیره تحمیل شده، با همت و همبستگی مردم قابل حل است. نتایج پیروزی بر مشکلات کاملاً مشهود است و این امر با میراث انقلاب، آموزش‌هایی که در طول سال‌ها آموخته شده، و قهرمانی مردم مرتبط است.

رئیس‌جمهور کوبا اخیرا در یک سخنرانی در این مورد گفت که «ما اینجا در حال مبارزه ایستاده‌ایم».

رئیس‌جمهور همچنین به سیاست خصمانه ایالات متحده اشاره کرد و یادآور شد که این سیاست در دو دوره مختلف ریاست‌جمهوری از احزاب مختلف، همچنان نسبت به کوبا ادامه داشته است. او تأکید کرد که این سیاست در طول سال‌های انقلاب کوبا همواره برقرار بوده است.دیاز-کانل با اشاره به تأثیرات محاصره اقتصادی آمریکا بر کوبا، که باعث کمبود مواد غذایی و دارو شده، خاطرنشان کرد که کشور همچنان مصمم به پیشرفت است و این پیشرفت را از طریق آنچه که او «مقاومت خلاقانه» می‌نامد، ادامه خواهد داد. این مقاومت فقط به معنای ایستادگی نیست، بلکه به معنای خلق کردن است، همانطور که در مواجهه با پاندمی کووید-۱۹، کوبایی‌ها واکسن‌هایی تولید کردند که جان انسان‌ها را نجات داد.

او افزود که محاصره امپریالیستی علیه این جزیره محکوم است و تأکید کرد که کوبا تنها نیست. رئیس‌جمهور درباره رفتار خصمانه امپریالیسم ایالات متحده اظهار داشت: «ما هیچ‌گونه دخالتی در امور داخلی‌مان را قبول نخواهیم کرد، مهم نیست از سوی چه کسی باشد.» او همچنین گفت که کوبا از ساخت سوسیالیسم دست نمی‌کشد و از رفاهی که از طریق سوسیالیسم به‌دست آمده، نخواهد گذشت.

دیاز-کانل در ادامه تأکید کرد که «ما هیچ مشکلی با مردم آمریکا نداریم» و تصریح کرد که کوبا درهای خود را به روی فرزندان آن کشور باز می‌کند، به ویژه به کوبایی‌هایی که به دلایل مختلف در ایالات متحده زندگی می‌کنند و کسانی که کشور خود را دوست دارند.

او همچنین اظهار داشت که کوبا آماده گفت‌وگو و تبادل نظر است، اما بدون پیش‌شرط. به گفته رئیس‌جمهور، همانطور که فیدل و رائول گفته‌اند، «ما قصد داریم یک رابطه متمدنانه برقرار کنیم»، مبنی بر این که «ما همیشه تفاوت‌های ایدئولوژیک خواهیم داشت، اما می‌توانیم روابط همسایگی داشته باشیم.» دیاز-کانل سپس به محیط خصمانه‌ای که اکنون با نتایج انتخابات در ایالات متحده تشدید شده است، اشاره کرد و گفت که برخی افراد از پایان انقلاب صحبت می‌کنند . وی افزود که نتایج این انتخابات برای کوبا پیش‌بینی‌پذیر بود. در خصوص انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری ایالات متحده، دیاز-کانل تصریح کرد که کوبا مصمم به ادامه پروژه سوسیالیستی خود است و آماده گفت‌وگو با ایالات متحده بر اساس برابری است.

کوبا در زمینه فناوری بیوفکتوری کشاورزی پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. این کشور با استفاده از فناوری‌های زیستی، روش‌های نوآورانه‌ای برای افزایش بهره‌وری و پایداری کشاورزی ایجاد کرده است. کوبا در تولید کودهای زیستی و آفت‌کش‌های بیولوژیک پیشرو است که به کاهش وابستگی به مواد شیمیایی کمک می‌کند. همچنین، مراکز تحقیقاتی مختلفی در زمینه بیوتکنولوژی کشاورزی در این کشور فعال هستند.کوبا با استفاده از کشت بافت و فناوری بیوفکتوری، محصولات گیاهی عاری از ویروس تولید می‌کند و در جهت خودکفایی کشاورزی حرکت می‌کند. این کشور با همکاری‌های بین‌المللی، ظرفیت‌های بیوفکتوری خود را گسترش داده و به ترویج کشاورزی پایدار و مقابله با تغییرات اقلیمی کمک کرده است.

دانشمندان کوبایی در توسعه محصولات مهندسی ژنتیک، مانند ذرت و تنباکوی Bt مقاوم به آفات، نیز تحقیق می‌کنند. این تحقیقات به کوبا در مقابله با چالش‌های امنیت غذایی کمک کرده است. بیوفکتورها همچنین در کشاورزی پایدار و کنترل آفات از طریق میکروارگانیسم‌های مفید نقش دارند و به بهبود سلامت خاک و افزایش باروری کمک می‌کنند.در بیوفاکتوری که در کنار دانشگاه ماکسیمو گومز بایز در سیگو دِ آویلا قرار دارد و از ژانویه به یک شرکت دولتی متوسط به نام سبیوکا تبدیل شده است، پیشرفت‌های قابل توجهی در مدیریت اقتصادی و تولید بذرهای با کیفیت بالا صورت گرفته است. معرفی کلون‌های پرمحصول، مانند موز FHIA 04، و همکاری با موسسات بیوتکنولوژی گیاهی نقش کلیدی در این توسعه داشته است.

کوبا در حال گسترش استفاده از انرژی خورشیدی به عنوان بخشی از تلاش‌های خود برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و افزایش سهم منابع تجدیدپذیر در تولید برق است. پروژه‌های خورشیدی در سرتاسر کشور، از جمله در مناطقی مانند سیگو د آویلا، در حال افزایش هستند. این پروژه‌ها نه تنها به تأمین برق پایدار کمک می‌کنند، بلکه به حفظ محیط زیست و ایجاد فرصت‌های شغلی در صنعت انرژی نیز می‌پردازند.از دیگر دستاوردها، پروژه‌های خورشیدی و اجتماعی در استان سیگو د آویلا بود. پروژه پارک خورشیدی با ظرفیت تولید ۲۰ مگاوات تا فوریه سال آینده به بهره‌برداری خواهد رسید و استان قادر خواهد بود در ساعات اوج مصرف برق با انرژی خورشیدی خودکفا شود.

در استان مرکزی سیِنفوئِگوس، اجرای پروژه‌های انرژی خورشیدی با  ظرفیت تولید دو هزار مگاوات در حال انجام است. این استان میزبان سه پارک خورشیدی است و کشور از آوریل آینده، از ۲۰۰ مگاوات برق تولید شده از انرژی خورشیدی بهره‌برداری خواهد کرد. این پروژه‌ها بخشی از تلاش‌های کشور برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی هستند.

در کنار این، صنعت گردشگری کوبا نیز از ظرفیت‌های طبیعی کشور بهره‌برداری می‌کند. جاذبه‌های طبیعی کوبا، سواحل زیبا و میراث فرهنگی غنی، این کشور را به مقصدی محبوب برای گردشگران تبدیل کرده است. صنعت گردشگری با استفاده از انرژی خورشیدی و دیگر منابع تجدیدپذیر می‌تواند به کاهش اثرات منفی زیست‌محیطی ناشی از توریسم کمک کند و در عین حال اقتصاد کشور را تقویت نماید.

کوبا به عنوان یکی از کشورهای پیشرفته در زمینه‌های اجتماعی و بهداشتی، توجه ویژه‌ای به گردشگری پایدار و مرتبط با توسعه اجتماعی دارد. این کشور از گردشگری به عنوان ابزاری برای ارتقاء توسعه اجتماعی و بهبود وضعیت معیشتی مردم بهره می‌برد. در واقع، کوبا تلاش دارد تا توریسم را نه تنها به عنوان یک منبع درآمد اقتصادی بلکه به عنوان یک راه برای تقویت منافع اجتماعی و فرهنگی کشورش معرفی کند.

در راستای این هدف، برخی از ویژگی‌هایی که کوبا را برای توریست‌هایی که از توسعه اجتماعی حمایت می‌کنند جذاب می‌کند، شامل موارد زیر است:

 کوبا به طور خاص بر برگزاری رویدادها و برنامه‌های فرهنگی تأکید دارد که به توریست‌ها فرصتی برای آشنایی با تاریخ، فرهنگ و سبک زندگی مردم کوبا می‌دهد. این برنامه‌ها شامل هنرهای محلی، موسیقی، رقص، و نمایش‌های فرهنگی است. کوبا از گردشگری برای ایجاد مشاغل جدید و تأمین منابع مالی برای پروژه‌های اجتماعی استفاده می‌کند. این کشور تأکید دارد که گردشگری نباید بر محیط زیست تأثیر منفی بگذارد و از پروژه‌های گردشگری که بر حفظ منابع طبیعی و تنوع زیستی تمرکز دارند، حمایت می‌کند.

 یکی از دستاوردهای مهم کوبا در زمینه توسعه اجتماعی، سیستم بهداشتی و آموزشی رایگان و با کیفیت آن است. گردشگران می‌توانند از طریق آشنایی با این سیستم‌ها، درک بهتری از نحوه مدیریت و اولویت‌های اجتماعی این کشور پیدا کنند.

 در کوبا، گردشگری به‌طور مستقیم به جوامع محلی و مناطق دورافتاده کمک می‌کند. از طریق اقامت در خانه‌های خصوصی (خانه‌های خانوادگی یا “کاسا پارتیکولار”)، توریست‌ها می‌توانند به توسعه اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی کمک کنند. کوبا در تلاش است تا توریسم را به عنوان ابزاری برای کاهش فقر و بهبود توزیع درآمد در سطح کشور استفاده کند. این امر از طریق توسعه پروژه‌های گردشگری که به نفع تمام اقشار جامعه است، پیگیری می‌شود.

بنابراین، برای توریست‌هایی که از توسعه اجتماعی دفاع می‌کنند، کوبا یک مقصد جذاب است که ترکیبی از گردشگری پایدار، حفظ فرهنگ و ارتقاء رفاه اجتماعی را ارائه می‌دهد.زوراب پولولیکاشویلی، دبیرکل سازمان جهانی گردشگری، گفت: “کوبا یکی از امن‌ترین کشورهای دنیا برای بازدید است.”

در پایان ماه اکتبر، ۲,۴۹۰,۷۷۰ مسافر به کوبا وارد شدند که از این تعداد ۱,۸۴۴,۹۱۷ نفر بازدیدکنندگان ، معادل ۹۶.۱ درصد کل مسافران بین‌المللی بودند. این تعداد در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهش بیش از ۱۰۰,۰۰۰ نفر را نشان می‌دهد و تعداد بازدیدکنندگان بین‌المللی نیز بیش از ۱۲۸,۰۰۰ نفر کاهش یافته است.

طبق گزارش دفتر ملی آمار و اطلاعات (ONEI)، کشورهای کانادا، جامعه کوباییان مقیم خارج، روسیه، ایالات متحده، اسپانیا و مکزیک همچنان به‌عنوان مهم‌ترین بازارهای فرستنده گردشگر به کوبا شناخته می‌شوند.پیشتر، وزیر گردشگری، خوان کارلوس گارسیا گرندا، اعلام کرده بود که هدف اولیه ورود سه میلیون بازدیدکننده خارجی ، تا پیش از آغاز فصل اوج گردشگری ۲۰۲۴-۲۰۲۵به کوبا محقق نخواهد شد.

محاصره اقتصادی کوبا یکی از طولانی‌ترین و ظالمانه‌ترین تحریم‌ها در تاریخ معاصر است که از سوی ایالات متحده آمریکا علیه این کشور اعمال شده است. این تحریم‌ها نه تنها اقتصاد کوبا را تحت فشار قرار داده، بلکه باعث ایجاد مشکلات جدی برای مردم این کشور در تأمین نیازهای اساسی مانند دارو، غذا و سوخت شده است. با وجود این مشکلات، مردم کوبا با روحیه‌ای مقاوم و متحد همچنان به مبارزه ادامه می‌دهند و از حمایت‌های بین‌المللی به ویژه از سوی دوستان و کشورهای هم‌سو برخوردارند. این محاصره نه تنها ناعادلانه است، بلکه نقض آشکار حقوق بشر و اصل خودمختاری کشورها به شمار می‌رود. جهانیان باید با صدای واحد علیه این ظلم ایستاده و از حق کوبا برای توسعه و رفاه حمایت کنند.

دبیر اول کمیته مرکزی حزب و رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاز-کانل برمودز، مرگ گابریل اسکارر(Gabriel Escarrer)، بنیان‌گذار هتل‌های ملیا بین‌المللی(Meliá Hotels International) را تسلیت گفت و افزود: «اسکارر، که رهبری جهانی در صنعت گردشگری بود، روی کوبا سرمایه‌گذاری کرد و درس‌های بسیار ارزشمندی برای ما به جای گذاشت.»

گابریل اسکارر (Gabriel Escarrer) یک کارآفرین و تاجر اسپانیایی است که بیشتر به عنوان بنیان‌گذار گروه هتل‌های Meliá Hotels International شناخته می‌شود. او به دلیل فعالیت‌های تجاری خود و همچنین سرمایه‌گذاری‌هایش در صنعت گردشگری، نقش مهمی در توسعه صنعت هتلداری و توریسم در کشورهای مختلف، از جمله کوبا، داشته است.

 گروه هتل‌های Meliá یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاران خارجی در صنعت گردشگری کوبا است. اسکارر و شرکتش در ساخت و مدیریت هتل‌ها و مجموعه‌های تفریحی در کوبا نقش داشته‌اند. این همکاری‌ها کمک زیادی به توسعه زیرساخت‌های گردشگری و هتلداری در کوبا کرده است.  با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های هتل‌داری و توریسم، گروه Meliá برای هزاران نفر در کوبا فرصت‌های شغلی ایجاد کرده است. این فرصت‌ها شامل مشاغل در زمینه‌های مختلف از جمله خدمات مشتری، مدیریت هتل، نظافت و سایر خدمات مرتبط با صنعت توریسم می‌شود.این پروژه‌ها شامل ساخت هتل‌های مدرن، بهبود امکانات تفریحی و رفاهی، و ارتقای کیفیت خدمات توریستی می‌شود که به جذب گردشگران بیشتر و توسعه اقتصاد محلی کمک کرده است.

همکاری اسکارر با دولت کوبا در زمینه گردشگری باعث تقویت روابط تجاری بین اسپانیا و کوبا شده است. این روابط می‌تواند به کوبا کمک کند تا در بازارهای جهانی گردشگری جایگاه بهتری پیدا کند.در مجموع، گابریل اسکارر با سرمایه‌گذاری در صنعت هتل‌داری و توریسم در کوبا، نقش مهمی در توسعه اقتصادی و گردشگری این کشور ایفا کرده است.وزارت گردشگری کوبا نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: «در دوران رهبری او، هتل‌های ملیا بین‌المللی به یکی از بازیگران کلیدی در توسعه صنعت گردشگری کوبا تبدیل شد و با سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه و ایجاد تجربیات فراموش‌نشدنی برای بازدیدکنندگان، به این روند کمک کرد.»

ملیا بیش از ۳۰ سال است که در کوبا حضور دارد و طبق گفته مایت آرتیدا باروسو، مدیر بازاریابی هتل‌های ملیا در کوبا، این روند ادامه دارد و با افتتاح‌های جدید هتل‌ها و برندهایی مانند پارادیسوس، سول و اینساید پیش می‌رود. وی افزود که این مجموعه بیش از ۱۴,۹۰۰ اتاق در ۳۴ مرکز اقامتی دارد و کانادا همچنان بزرگترین بازار از نظر حجم مشتریان است. مفهوم آنها در تبلیغ مقصد گردشگری این است که با هتل‌های ملیا، بازدیدکنندگان می‌توانند روح کوبا را کشف کنند.

تحریم‌های اقتصادی و محاصره اقتصادی آمریکا علیه کوبا، یکی از نمونه‌های بارز سیاست‌های امپریالیستی است که تأثیرات منفی عمیقی بر زندگی مردم این کشور داشته است. این تحریم‌ها که به بهانه‌های سیاسی اعمال شده‌اند، نه تنها به اقتصاد کوبا آسیب می‌زنند، بلکه به شدت به حقوق بشر و شرایط معیشتی مردم کوبا لطمه وارد کرده‌اند. کشورهای مختلف و سازمان‌های بین‌المللی همواره از پایان دادن به این تحریم‌ها حمایت کرده‌اند، چرا که این اقدامات نه تنها هیچ گونه کمکی به تغییرات سیاسی در کوبا نمی‌کنند، بلکه باعث رنج بیشتر مردم و مشکلات انسانی می‌شوند.

به‌ویژه در شرایطی که کوبا درگیر بحران‌های اقتصادی و مشکلات ناشی از بیماری‌ها و تحریم‌های بین‌المللی است، این تحریم‌ها تنها فشار بیشتری بر مردم وارد می‌کنند. مجمع عمومی سازمان ملل نیز هر ساله با اکثریت قاطع خواستار لغو این تحریم‌ها می‌شود. تحریم‌های اقتصادی نه تنها به مردم کوبا آسیب می‌زنند بلکه بر روابط بین‌المللی و همکاری‌های انسانی میان کشورها تأثیر منفی می‌گذارند. سیاست‌های امپریالیستی آمریکا باید پایان یابد تا مردم کوبا بتوانند در صلح و رفاه زندگی کنند و ارتباطات انسانی و اقتصادی در سطح جهانی بهتر و موثرتر برقرار شود.

چندین کشور و سازمان بین‌المللی خواهان برداشتن محاصره اقتصادی علیه کوبا هستند. این کشورها و گروه‌ها به دلیل اثرات منفی این تحریم‌ها بر مردم کوبا و روابط بین‌المللی به ویژه در زمینه‌های اقتصادی و انسانی، خواستار لغو آن هستند. از جمله کشورهای عمده‌ای که خواهان رفع این تحریم‌ها هستند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 بیشتر کشورهای آمریکای لاتین از جمله ونزوئلا، مکزیک، بولیوی و نیکاراگوئه از حامیان اصلی کوبا هستند و همواره در مجامع بین‌المللی از لغو تحریم‌ها علیه این کشور حمایت کرده‌اند.جامعه کشورهای کارائیب (CARICOM): کشورهای عضو این سازمان مانند جمهوری دومینیکن، سنت کیتس و نویس، باربادوس و دیگر کشورهای کارائیب به طور مداوم خواستار پایان دادن به تحریم‌های کوبا شده‌اند. اتحادیه اروپا و برخی کشورهای اروپایی مانند اسپانیا به دلیل روابط تاریخی با کوبا، خواستار عادی‌سازی روابط و پایان دادن به تحریم‌ها هستند. اگرچه برخی کشورهای اروپایی همچنان در برخی زمینه‌ها از سیاست‌های تحریمی آمریکا پیروی می‌کنند.

بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز در حمایت از کوبا، به خصوص به دلیل همکاری‌های گذشته در مبارزه با استعمار و کمک‌های بشردوستانه، خواهان لغو تحریم‌ها بوده‌اند.

 در سطح جهانی، مجمع عمومی سازمان ملل متحد هر ساله با اکثریت قاطع به قطعنامه‌هایی در حمایت از لغو تحریم‌های اقتصادی علیه کوبا رای می‌دهد. این قطعنامه‌ها به طور مداوم در برابر مخالفت‌های ایالات متحده و برخی متحدانش تصویب می‌شود.

این درخواست‌ها به دلیل اثرات منفی تحریم‌ها بر مردم کوبا و اقتصاد آن، به ویژه در زمینه‌های بهداشت، آموزش و دیگر نیازهای اساسی انسانی، مطرح می‌شود.

رئیس‌جمهور مکزیک به ترامپ پیشنهاد کرد که محاصره اقتصادی علیه کوبا را پایان دهد.رئیس‌جمهور مکزیک، کلودیا شینباوم، اظهار داشت که به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب ایالات متحده، پیشنهاد کرده است که محاصره اقتصادی علیه کوبا و ونزوئلا که توسط این کشور اعمال شده، پایان یابد.وی تأکید کرد که این محاصره‌ها “تنها باعث رنج مردم می‌شوند و پدیده‌ای مانند مهاجرت را به وجود می‌آورند.”

بر اساس آمار رسمی، به دنبال سیاست‌های ایالات متحده، کوبا از اول مارس 2023 تا 29 فوریه 2024 زیان‌هایی به مبلغ 5.56 میلیارد دلار متحمل شد.

در طول شش دهه، خسارات ناشی از این محاصره، که هر ساله از سوی اکثریت کشورهای سازمان ملل متحد محکوم می‌شود، با در نظر گرفتن تغییرات ارزش دلار در برابر طلا در بازار بین‌المللی، بیش از 1.499 تریلیون دلار بوده است.

ادامه راه سوسیالیستی و راه فیدل کاسترو در کوبا نشان‌دهنده یک تلاش مستمر برای حفظ اصول انقلاب کوبا و ایجاد یک جامعه عادلانه و بدون طبقات است. فیدل کاسترو در طول دوران رهبری خود بر کوبا، با تأکید بر استقلال ملی، عدالت اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم، به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای پرداخت. پس از او، دولت کوبا همچنان بر اصول سوسیالیستی خود تأکید دارد و تلاش می‌کند با وجود چالش‌ها و فشارهای بین‌المللی، مسیر خود را در جهت بهبود زندگی مردم و حفظ انقلاب ادامه دهد. سیاست‌های اجتماعی، بهداشت و آموزش رایگان، و تکیه بر خودکفایی اقتصادی از جمله ارکان اصلی این راه بوده‌اند.

میگل دیاز-کانل، دبیر اول کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا (PCC) و رئیس‌جمهور کشور، نوشت که فیدل، مانند خوسه  مارتی ، در هر ایده‌ی درست و در هر عمل انقلاب حضور دارد و در قلب مردم جای دارد. میگل دیاز-کانل نوشت که در هشتمین سالگرد درگذشت فیزیکی فرمانده فیدل کاسترو روز، کوبا امروز یاد و میراث او را به‌عنوان یک رهبر تاریخی انقلاب ارج می‌نهد.
او افزود: ” هرکس که می‌گوید که او در میان ما نیست، دروغ می‌گوید. فیدل در میان ما زنده است. حتی در میان کودکانی که بعد از مرگ او به دنیا آمده‌اند.”

مجلس ملی قدرت مردم نیز پیامی از رئیس خود، استبان لازو، منتشر کرد که در آن آمده است: بهترین تجلیل از آرمان‌ها و کارهای فیدل، عملی کردن روزانه اصول “مفهوم انقلاب” او است.منوئل ماررو، نخست‌وزیر کوبا، نیز اشاره کرد که فرمانده در هر کودک، در هر جوان، در کسانی که برای جهانی بهتر می‌جنگند، و در کسانی که از کشور و میهن خود دفاع می‌کنند، زنده است.

روبرتو مورالس اوخدا، دبیر سازمان کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا، در این روز تأکید کرد که “در هشتمین سالگرد مرگ فرمانده عزیزمان، عزم خود را برای ادامه انقلاب که او رهبری کرد و همچنان همیشه جوان باقی می‌ماند، تجدید می‌کنیم.”

در پایان، کوبا کشوری است که با وجود چالش‌های بی‌شماری که در طول تاریخ خود با آن‌ها روبرو بوده، همچنان با اراده‌ای قوی به پیش می‌رود. محاصره اقتصادی و فشارهای بین‌المللی نتواسته‌اند روح مقاومت و همبستگی مردم کوبا را شکسته و اراده آن‌ها را تضعیف کنند. دستاوردهای این کشور در زمینه‌های مختلف همچون بهداشت، آموزش، کشاورزی بیوفاکتوری، و انرژی‌های تجدیدپذیر، شاهدی بر قدرت تحول و پایداری کوبا است. مردم این کشور با حفظ اصول انقلاب و مبارزه برای عدالت اجتماعی، همچنان به ساختن آینده‌ای بهتر و مقاوم در برابر چالش‌ها ادامه می‌دهند. کوبا با تأسیس یک جامعه عادلانه و مستقل، نه‌تنها بر مشکلات غلبه کرده، بلکه از حمایت‌های جهانی نیز برخوردار است و به مسیر خود در جهت ساختن دنیایی بهتر برای همه ادامه می‌دهد.

منبع های کمکی

/en.granma.cu

.cubanews.acn.cu




شورش‌های خشمگین و سرکش مردم و عدم وجود شرایط ذهنی انقلاب

اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی انرژی، تولید و تورم، مایه افزایش تنگ‌دستی و نابرابری در جامعه شده‌است. این شرایط بیش‌ترین زیان را به لایه‌های پایینی که زیر ستم طبقاتی و زنان که زیر ستم چندگانه زندگی را می‌گذرانند، می‌رساند.

در کنار این بحران‌ها، چالش‌های زیست‌محیطی که جمهوری اسلامی با بی‌برنامگی خود آفریده‌است نیز بر پیچیدگی شرایط افزوده‌است. آلودگی هوا، به ویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی، پیامدهای منفی بر تن‌درستی مردم دارد و مایه بیماری‌های تنفسی و قلبی، افزایش مرگ‌ومیر، و کاهش کیفیت زندگی می‌شود.

آلودگی گسترده دست‌گاه فرمان‌روایی جمهوری اسلامی به دزدی، دوست‌بازی و رانت‌خواری چالش‌های اقتصادی را بزرگ‌تر و گسترده‌تر کرده‌است. پوسیدگی، آلودگی و بدکاری دست‌گاه فرمان‌روایی دولتی و غیردولتی دزدی‌های کلان آفریده‌است که نمونه‌های آشکار آن شرکت معدن گل‌گوهر سیرجان و چای دبش است که باور به به‌بودی دست‌گاه فرمان‌دهی و نبرد با آلودگی از سوی نهادهای قضایی جمهوری اسلامی را یک رویای بی‌پایه می‌کند. این دزدی‌ها نه تنها نابرابری‌های اجتماعی و شکاف طبقاتی را افزایش می‌دهند، بل‌که به روند پیش‌رفت اقتصادی و رفاه اجتماعی نیز زیان می‌رسانند.

همان‌گونه که می‌بینیم شرایط عینی برای انقلاب در ایران فراهم است. حاکمیت جمهوری اسلامی دیگر توان چاره‌جویی بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را ندارد. اقتصاد کشور به آن اندازه بحرانی است که مردم دیگر نه می‌توانند و نه می‌خواهند در چنین شرایطی زندگی کنند.

شرایط ذهنی انقلاب هنوز آماده نیست. نبود یک اپوزیسیون هم‌آهنگ و سازمان‌یافته، به ویژه از “چپ”، جلوی آمادگی شرایط شایسته ذهنی را می‌گیرد. این شرایط نشان می‌دهد که مردم ما از یک سوی خواهان دگرگونی‌های بنیانی و بنیادی هستند، ولی از سوی دیگر، نبود نیروی سیاسی “چپ” یگانه و نیرومند برای به دست‌گیری رهبری این جنبش، خیزش خودجوش مردم را به شورش‌های خشمگین و سرکش می‌کشاند که هیچ‌گاه بدون شرایط شایسته ذهنی انقلاب، به یک انقلاب سازمان‌یافته و با برنامه فرارویی نمی‌کند.




آلودگی هوا و آب و پیامدهای آن بر تن‌درستی مردم

علیرضا رئیسی، دست‌یار وزیر بهداشت، گفت که در سال گذشته دست‌‌کم ۴۰ هزار ایرانی به‌دلیل آلودگی هوا جان باخته‌اند که در هم سنجی با سال ۱۴۰۱، ۱۲ درصد افزایش داشته‌است.

تجارت‌نیوز در گزارشی با نام «بازگشت بنزین پتروشیمی به چرخه سوخت»، نوشت که کم‌بود بنزین دلیل روی آوردن سردم‌داران به تولید بنزین پتروشیمی است «که از آلاینده‌ترین انواع بنزین است».

سران دولتی می‌گویند ریشه  ۶۰ درصد آلودگی هوا در ایران، را باید در خودروها یافت. بهره‌جویی از بنزین پتروشیمی آلوده، پیاده  نشدن قانون هوای پاک، بهره‌جویی نیروگاه‌ها از مازوت و گازوئیل و تولید خودروهای بی‌کیفیت ایرانی و کاربرد خودروهای فرسوده را می‌توان اصلی‌ترین سرچشمه‌های آلودگی هوا دانست.

گزارش‌ها، در دی‌ماه ۱۴۰۳، کیفیت هوای تهران را برای تن‌درستی زیان‌بخش دانستند. در برخی از شهرها مانند اسلام‌شهر شناسه (شاخص) آلودگی هوا به ۵۰۰ رسید که نشان‌دهنده شرایط  بسیار خطرناک برای تن‌درستی  انسان‌ است.

دکتر آرمان سورانی، جراح مغز و اعصاب، هشدار داده‌است که آلودگی هوا می‌تواند به افزایش تومورهای مغزی، افسردگی، اسکیزوفرنی و حتا پارکینسون بینجامد.

یکی دیگر از چالش‌هایی که تن‌درستی مردم را به خطر می اندازد، آلودگی آب است. رودخانه ارس که زیست‌گاه بیش از ۳۰ گونه ماهی و یکی از مهم‌ترین سرچشمه‌های آبی در شمال غرب ایران است، به دلیل سدسازی‌های نابخردانه، شکار و ماهی‌گیری غیرقانونی و آلودگی‌های صنعتی آسیب دیده‌است. این رودخانه به دلیل نزدیکی به نیروگاه‌های اتمی ارمنستان به مواد رادیواکتیو و فلزهای سنگین مانند سرب، آرسنیک و نیکل آلوده شده‌است.

به گزارش رکنا، به دلیل ماهی‌گیری بیش از اندازه، ساخت سدها و آلودگی‌های زیست‌محیطی، گونه‌های ارزشمند جانوری کاهش یافته است. شمار گونه‌های مهم دیگر مانند زردپر، ماش، سوف و سفید رودخانه‌ای کاهش یافته.

فرشید شکرخدایی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی،  هشدار داد که آب‌گیری سدهای ترکیه چالش‌های خواهد آفرید که مردم استان‌های اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی را به کوچ  وادار می‌کند.