مسیر نزولی رشد اقتصادی در تمام بخش‌ها

وضعیت اقتصادی ایران در نقطه بحرانی قرار دارد، که عمدتاً ناشی از سال‌ها سیاست‌های نئولیبرالی، سوءمدیریت و فساد گسترده است. این عوامل منجر به یک روند نزولی مستمر گردیده است.

واقعیت اقتصادی بسیار تیره و تار است: تمام بخش‌های عمده اقتصادی از جمله نفت، کشاورزی، خدمات و صنایع با کاهش رشد مواجه شده‌اند. آخرین داده‌های پژوهشکده پولی و بانکی نشان می‌دهد که حجم اقتصاد در سه ماهه منتهی به آبان تنها ۱.۳ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش یافته، که تفاوت زیادی با رشد ۲.۵ درصدی در سه ماهه منتهی به مهر دارد.

در حالی که برخی بخش‌ها مانند نفت رشد اندکی داشته‌اند، بخش‌هایی مانند صنایع و معادن با رشد منفی مواجه هستند. همچنین، بخش خدمات که بزرگترین بخش اقتصاد ایران است، نشانه‌های کاهش رشد را نشان می‌دهد که بیشتر بر شدت بحران اقتصادی افزوده است.

 با وجود ذخایر عظیم نفتی، این بخش به دلیل مدیریت ناکارآمد و عدم سرمایه‌گذاری در فناوری‌ها و زیرساخت‌های مدرن با رکود مواجه شده است. فساد در این بخش منابعی را که می‌توانست در جهت افزایش تولید و بهبود اقتصاد استفاده شود، به نفع افراد خاص یا گروه‌های سیاسی مصرف کرده است.

 فساد باعث شده است که منابعی که می‌توانستند در بخش‌های حیاتی مانند بهداشت و آموزش استفاده شوند، به جیب افراد خاص یا گروه‌های سیاسی برود.

بخش کشاورزی به دلیل سوءمدیریت منابع آبی، یارانه‌ها و سیاست‌های واردات آسیب زیادی دیده است. فساد در توزیع کمک‌های کشاورزی و تخصیص زمین‌ها باعث شده است که کشاورزی محلی تضعیف شود.

 بخش‌های تولیدی و صنعتی به دلیل تصمیمات سرمایه‌گذاری ضعیف، عدم نوآوری و تمرکز قدرت اقتصادی در دست گروه‌های فاسد دچار افول شده‌اند.

این سوءمدیریت‌ها و فسادها، همراه با سیاست‌های نئولیبرالی ناکارآمد، رشد اقتصادی را متوقف کرده و بحران مالی در ایران را تشدید کرده است.




«دموکراسی» غرب در برابر «دیکتاتوری» «جنوب»

امپریالیسم جهان را در دو قطب بخش می‌کند تا پوششی برای دست‌یازی خود در کشورهای «جنوب» باشد. آن‌ها پیوسته از لشگر «دموکراسی» غرب در برابر «دیکتاتوری» «جنوب» سخن می‌گویند. با شیطان‌سازی کشورهای «جنوب» ، امپریالیسم اندیشه توده‌های جهانی را از پیچیدگی پدیده‌های جهانی و نارسایی و ناکارآمدی سرمایه‌داری برای چاره‌جویی چالش‌های آن به دور می‌کند.

آفرینش پیمان هم‌کاری  بریکس (BRICS) از سوی کشورهای بزرگ و تازه به دوران رسیده، نشان‌گر پاسخی تاریخی به فشارهای پیوسته استعماری و امپریالیستی است که سده‌ها بر دوش خلق‌های گوناگون جهان سنگینی کرده‌است. بنیان‌گذاران این گروه؛ برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، نه‌تنها برای پدید آوردن یک نظم جهانی نو  تلاش می‌کنند، بلکه نمادی از ایستادگی در برابر نظام بی‌داد کنونی به سود کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده شده‌اند. این پیمان هم‌کاری که ریشه در تاریخ پُر از درد و رنج کشورهای بنیان‌گذار آن از جنگ، استعمار و بهره‌کشی جهانی دارد، نشان‌دهنده نیاز به هم‌کاری و هم‌بستگی برای پدید آوردن جهانی است که در آن دادگری در دادوستد جهانی برجسته‌تر از سرکردگی یک یا چند کشور است

بریکس هنوز، از آن‌جایی که چهار کشور بنیان‌گذار آن نظام سرمایه‌داری دارند، یک جنبش ضدامپریالیستی نیست، ولی بی‌تردید یک پیمانی است که با اندیشه  ضداستعماری تلاش دارد تا با شیوه هم‌افزایی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، چالش‌های جهانی را با شیوه‌های مسالمت‌آمیز  چاره‌جویی کند. این پیمان به‌ویژه با یاد داشتن تاریخ پُر از زخم‌های کشورهای عضو، دگرگونی‌های اجتماعی و اقتصادی را به یک ابزار مهم در برابر نابرابری‌ در دادوستد های جهانی به سرکردگی امپریالیسم دگرگون کرده‌است. این کشورها با آگاهی از پیامدهای منفی استعمار و امپریالیسم بر پیش‌رفت و استقلال کشورهای خود، به‌دنبال پایه‌گذاری ساختارهایی هستند که نه‌تنها استقلال و تمامیت‌ارضی آن‌ها را ارج گزارد، بل‌که از آن فراتر رفته و زمینه‌های پیش‌رفت مستقل و پایدار را فراهم آورد.




نویسندگان مقالات سیاسی!

فرح نوتاش

05.01.2025

خواندن نظر آنانی که سعی در تغییر، برای جهانی بهتر دارند، بسیار مهم است.

مخالف یا موافق فرقی نمی کند، برآیند کلیه نظر هاست، که نهایتا ره گشای تغییر می شود.

با انباشت مسئولیت های متفاوت، در روز برای هر فرد، فقط  چند مقاله می گنجد.

مقالات بلند، اکثرا یا ناخوانده می مانند و یا خواندن آنان، به محرومیت از خواندن دیگر مقالات،

که ممکن است نظری تازه و حیاتی داشته باشند می انجامد.

و تند خوانی اکثرا باعث عدم درک کافی از نظر ها می شود.

با تعداد قابل ملاحظه ای از افراد در گیر تغییر در ایران و در جهان، در عرصه قلم سیاسی، چکیده نویسی یک حرکت بسیار انقلابی، و مورد نیاز می نماید.

اجازه دهیم نظر همه خوانده شود.

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




فساد مالی در جمهوری اسلامی

فساد مالی در جمهوری اسلامی، به‌ویژه در شرکت‌های دولتی، یکی از بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی  شده‌است. یکی از نمونه‌های آشکار این فساد، دزدی گسترده در شرکت معدنی و صنعتی گل‌گهر سیرجان است که به بیش از  ۲۰ هزار میلیارد تومان می‌رسد. این پرونده که از زمان مدیرعاملی ایمان عتیقی در بهمن ۱۳۹۹ آغاز شده، با کارهایی  چون سندسازی، برداشت‌های پنهانی از حساب‌های خارجی، و فروش غیرقانونی فرآورده های تولیده‌شده هم‌راه است. این پوسیدگی و دزدی، که به‌ویژه با خریدن  پشت‌پرده مدیرانی مانند مهدی عتیقی، برادر ایمان عتیقی، در آلمان و به جیب زدن ارزها آغاز شده‌بود، نشان‌دهنده ژرفای آلودگی ساختارهای دولتی است  .

این پرونده نه تنها دست‌اندرکاران گل‌گهر بل‌که سران دولتی، نمایندگان مجلس، و حتا مدیران بلندپایه قوه قضائیه را نیز در بر می‌گیرد. جای شگفتی این است که برخی از عضوهای هیئت‌مدیره و دست‌یاران گل‌گهر بازداشت شده‌اند، ولی ایمان عتیقی با پشتوانه‌های امنیتی خود، هم‌چنان مدیر است. دادخدا سالاری، مدیرکل بازرسی قوه قضاییه در استان کرمان، بدون نام بردن از شرکت گل‌گهر گفت که «چهار نفر از مسئولان و معاونان یکی از شرکت‌های بزرگ صنعتی و معدنی استان به اتهام اختلاس، ارتشا و تبانی دستگیر شدند».

در تازه‌ترین گزارش‌ها در رسانه‌های ایران درباره پرونده اختلاس گل‌گهر، وب‌سایت تابناک روز یکشنبه دوم دی‌ماه در گزارشی به نام  «امپراتوری فساد در آستانه فروپاشی؟» نوشت: «آنچه این ماجرا را جنجالی‌تر کرده، افشای نفوذ و روابط پشت‌پرده برخی مدیران این مجموعه است که به گفته منابع مطلع، با تکیه بر حامیانی قدرتمند و ساختارهای فرادولتی، سال‌ها در برابر هرگونه تغییر مقاوم بوده‌اند. این افراد با بهره‌گیری از قدرتی که ظاهرا به دولت‌ها محدود نمی‌شود، توانسته‌اند همچنان بر اریکه قدرت باقی بمانند؛ حتی در شرایطی که تخلفات مالی و مدیریتی آن‌ها بر همگان آشکار شده است.»




افزایش حقوق ۲۰ درصدی در مقابل افزایش ۶۳ درصدی نرخ دلار و تورم ۵۲ درصدی

دولت مسعود پزشکیان در برابر تورم ۵۲ درصدی در سال ۱۴۰۳، میزان افزایش دست‌مزد کارگری در لایحه بودجه ۱۴۰۴ را تنها ۲۰ درصد گذاشته‌است. هم اکنون، افزایش ۲۰ درصدی دست‌مزدها که شاید در مجلس به ۳۰ درصد برسد، هم‌زمان با افزایش ۶۳ درصدی نرخ دلار و تورم ۵۲ درصدی، تنگ‌دستی را در جامعه ایران گسترش خواهد داد. هم‌زمان با ناکارآمدی دولت، بحران‌های دیگری هم‌چون قطع برق، بسته شدن کارخانه‌ها، آلودگی هوا، گران‌تر شدن کالاهای بنیادی، کم‌بود گاز، افزایش اجاره‌بها، بزه‌کاری‌های اجتماعی جامعه ایران را زیر فشار اقتصادی و روانی گذاشته‌است. چالش‌های  اقتصادی که بسیاری از لایه‌های جامعه مانند کارگران، زنان سرپرست خانوار و خانواده‌های کم‌درآمد با آن روبرو هستند، زندگی آن‌ها را زیر فشار روانی دشوار کرده‌است. ناتوانی در تهیه نیازهای بنیادی زندگی، افزایش فشارهای روانی و اجتماعی، و کاهش کیفیت زندگی، پیامدهای این شرایط هستند که برای گروه‌های گوناگون جامعه به‌ویژه لایه های آسیب‌پذیر بسیار سنگین و نگران‌کننده‌است.




اعتراف آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، به تلاش‌های آمریکا برای سرنگونی جمهوری اسلامی

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، در 18 دسامبر اذعان کرد که تلاش‌های آمریکا در 20 سال گذشته برای تغییر حکومت ایران موفق نبوده است. این اظهارات نمونه‌ای از دخالت‌های مکرر ایالات متحده در امور داخلی سایر کشورها است. پیش از آن، دونالد ترامپ و مایک پومپئو گفته بودند که آمریکا هرگز به دنبال سرنگونی حکومت ایران نیست، اما بلینکن دیدگاه عمومی‌تری را مطرح کرده است.

ایالات متحده در چند دهه گذشته بیش از 50 دولت خارجی را سرنگون کرده یا در تلاش بوده تا آنها را ساقط کند. در سال‌های اخیر، این کشور تمرکز خود را بر انقلاب‌های رنگی و تغییرات حکومتی در سراسر جهان گذاشته است. این تلاش‌ها باعث تغییرات مکرر قدرت در برخی کشورها، رکود توسعه و مشکلات اقتصادی برای مردم شده است.

ایران یکی از کشورهای متاثر از دخالت‌های آمریکا است. از سال 1953، زمانی که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا کودتایی علیه دولت منتخب ایران ترتیب دادند، ایران به شدت تحت تاثیر این دخالت‌ها قرار گرفته است. بلینکن در سخنرانی خود گفت که ناکامی آمریکا در ایران به دلیل عدم درک کامل وضعیت داخلی این کشور است. وی اضافه کرد که سیاست‌های بیرونی ممکن است با عواقب ناخواسته همراه باشند.

اما این عدم درک تنها یک عامل سطحی است. دلیل اصلی ناکامی‌ها، بی‌احترامی به حاکمیت کشورها است. ایالات متحده، برخلاف دیپلماسی چین که به عدم مداخله در امور داخلی کشورها معتقد است، تحت پوشش دموکراسی و حقوق بشر در امور دیگر کشورها دخالت کرده و رژیم‌های مشروع را سرنگون می‌کند.

ایالات متحده تحت عنوان «دموکراسی» و «حقوق بشر» به طور خودسرانه در امور داخلی سایر کشورها دخالت می‌کند و رژیم‌های مشروع آنها را سرنگون می‌کند، اما هدف واقعی آن این است که حریفان راهبردی خود را سرکوب کند و از مزایای ژئوپلیتیکی و اقتصادی بهره مند شود.

نویسنده: لوئو لایی روزنامه نگار چین




جنگ و دزدی زمین‌های کشاورزی اوکراین

موسسه اوکلند در سال 2023 یک تحلیل دقیق از تصرف زمین‌های اوکراین توسط شرکت‌های غربی تحت عنوان «جنگ و دزدی: تصرف زمین‌های کشاورزی اوکراین» منتشر کرد.

این گزارش که توسط فردریک موسو، مشاور امنیت غذایی و ایو دویلر، پژوهشگر دانشگاه کرنل نوشته شده است، با تأکید بر نقش اوکراین به عنوان «انبار غلات اروپا» با 33 میلیون هکتار زمین قابل کشت و «بخش‌های وسیعی از حاصلخیزترین اراضی کشاورزی جهان» آغاز می‌شود.

در سال 2021، زلنسکی برنامه‌ای برای اصلاحات اراضی به عنوان بخشی از برنامه سازگاری ساختاری آغاز کرد که توسط مؤسسات مالی غربی اجرا شد و به شرکت‌های مستقر در ایالات متحده این امکان را داد که زمین‌های اوکراین را تصاحب کنند.

این برنامه با مخالفت رئیس‌جمهور اوکراین ویکتور یانوکوویچ که در کودتای مورد حمایت ایالات متحده در سال 2014 سرنگون شد، روبرو شده بود.

پس از اجرای «اصلاحات اراضی» زلنسکی، حدود پنج میلیون هکتار زمین – معادل دو شبه‌جزیره کریمه – مستقیماً توسط مؤسسات خصوصی «دزدیده شد».

دزدها شامل گلدمن ساکس، شرکت سرمایه‌گذاری در وال استریت، که در دولت بایدن نمایندگان زیادی داشت، بودند. این شرکت در آوریل 2022 شرکت NN Investment Partners Holding NV مستقر در هلند را خرید که یکی از سهامداران عمده بزرگترین مالک زمین‌های اوکراین، یعنی Kernel Holding SA بود و همچنین در Astarta، دیگر مالک بزرگ زمین در اوکراین سهام داشت.

گروه ونگارد، که 45,473 دلار به کامالا هریس در انتخابات 2024 اهدا کرد، شرکت وال استریت دیگری بود که زمین‌های اوکراین را به قیمت پایین خرید.

برخی از صندوق‌های بازنشستگی بزرگ آمریکایی، بنیادها و کمک‌های دانشگاهی از طریق NCH Capital، یک صندوق مالی خصوصی مستقر در ایالات متحده با دفتر مرکزی در پلازا راکفلر در نیویورک، در زمین‌های اوکراین سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این شرکت پنجمین مالک بزرگ زمین در اوکراین است با 290,749 هکتار زمین.

CovertAction  منبع:




سخنان نغز

احسان طبری

ھدف اصلی و اساسی استعمار و نو استعمار اصلاٌ و  ابداٌ پخش تمدن، خیرخواھی در حق ملل عقب مانده و نجات آن ھا از جھل و فساد نبود. برعکس مستعمره چی به این سرزمین ھا فقط به منظور غارت و آن ھم با چماق خونین زورگویي و حیله شیطانی و دام ھای صید بردگان و پرورش جاسوس آمده است. ھدف تامین مواد خام گران بھا و ارزان مانند: پنبه کائوچو، کاکائو، قھوه، کنف، برنج، گندم، خرما، طلا، آھن، کبالت، فسفر، ولفرام، اورانیوم، الماس، نفت، گاز، احجار کریمه، چوب ھای گران بھا مانند آکاژو و آبنوس و غیره بود.

ھدف این بود که از اقوام مستعمره برده و نوکر آفریقایي و ھندی و کارگر ارزان ایرانی و عرب و سربازان طعمه توپ بسازند. ھدف این بود که از موضع استراتژیك این کشورھا به مثابه پایگاه و مراکز نظامی علیه حریف استفاده شود.

ھدف این بود که زبان و فرھنگ کشورھای مستعمره دار ھر چه بیشتر به موزه ھای لندن و پاریس و واشنگتن نقل مکان کند. این که چیزھایي از تمدن در این میانه  به کشورھای خاور نشت کرده( آن ھم به شکل مسخ شده ) خود دارای حکمتی است. 

» حکمت « این است که برای تبدیل جھان مستعمراتی به بازار مصرف کننده کالای غربی ایجاد تحول معیني در شیوه زندگی شرقی ھا ضرور بود. لازم بود که صنایع دستی و کارگاھی محلی در ده و شھر به کلی نابود شود تا به جای ترمه و زری و چوچونچه و شیر پنیر به اصطلاح فاستونی ( از ریشه شھر بوستون) و انواع کرپ در خانه  ایرانی راه پیدا کند.