جنگ را فوری پایان دهید

بیانیهٔ مشترک حزب تودهٔ ایران و حزب کمونیست اسرائیل کشتار را متوقف کنید! !

حزب تودهٔ ایران و حزب کمونیست اسرائیل تجاوزهای مداوم اسرائیل در منطقه و حملهٔ اخیرش به ایران را که نقض آشکار قوانین بین‌المللی است قاطعانه محکوم می‌کنند. ما خواستار توقف فوری همهٔ اقدامات نظامی هستیم که به تلفات سنگین غیرنظامیان در هر دو طرف منجر شده‌ است.

جنایت‌های دولت راست‌گرای ارتجاعی بنیامین نتانیاهو در غزه و کرانهٔ باختری با حمایت امپریالیسم آمریکا، بریتانیا، و متحدانشان در اتحادیهٔ اروپا نه‌فقط به کشته شدن بیش از ۵۵هزار فلسطینی و جان باختن بیش از ۱۸هزار کودک منجر شده، بلکه چراغ سبزی به دولت اسرائیل برای تجاوزهای بیشتر به کشورهای منطقه داده است، با این هدف که نقشهٔ خاورمیانه را طبق هدف‌های راهبردی امپریالیسم آمریکا بازترسیم کنند. دولت اسرائیل دولتی است که رهبرانش به‌حق در دیوان کیفری بین‌المللی به ارتکاب جنایت علیه بشر متهم شده‌اند.

در حالی که اکنون شاهد جنگ و ویرانی در ایران و اسرائیل هستیم، ما همچنین هشدار می‌دهیم که نباید گذاشت از این وضع برای تشدید و تداوم رنج و سرکوب غیرانسانی مردم فلسطین در غزه و کرانهٔ باختری اشغالی سوءاستفاده شود. ما از جامعهٔ بین‌المللی می‌خواهیم که برای جلوگیری از مصیبت‌های بیشتر برای مردم فلسطین و دیگر ملت‌های منطقه اقدام واقعی و مشخص کنند.

کشور فلسطین را همین حالا به رسمیت بشناسید! به نسل‌کشی در غزه پایان دهید!
فقط امپریالیسم، وابستگان به امپریالیسم، مرتجعان، و دیکتاتوری‌های حاکم از تنش و جنگ سود می‌برند.

اسرائیل و آمریکا پس از تضعیف عراق و لیبی و سوریه اکنون مصمم‌اند که به استقلال و حاکمیت ایران ضربه بزنند. این دو دولت تا زمانی که همهٔ رژیم‌های منطقه در پروژهٔ واحد امپریالیسم و سلطه‌گری در خاورمیانه وادار به اطاعت نشوند- پروژه‌ای که هدفش سرکوب خواست و ارادهٔ ملت‌ها و حق آنها در تعیین سرنوشت خودشان است- دست از تلاش برنخواهند داشت.

ما مخالفت اصولی‌مان را با همهٔ برنامه‌های تسلیحات هسته‌یی در خاورمیانه و سراسر جهان اعلام می‌کنیم. مسیر توقف رقابت هسته‌یی در خاورمیانه نیز از جنگ تجاوزکارانه علیه ایران نمی‌گذرد، بلکه با زدودن کامل منطقه از تسلیحات هسته‌یی و پیوستن همهٔ کشورهای منطقه- از جمله اسرائیل- به معاهدهٔ منع گسترش تسلیحات هسته‌یی (NPT) تحقق می‌یابد.

ما از همهٔ نیروهای ترقی‌خواه و آزادی‌خواه در اسرائیل و ایران و جهان می‌خواهیم که در محکوم کردن این نقض آشکار و خشن قوانین بین‌المللی متحد شوند و تمام تلاششان را بر جلوگیری از بروز درگیری نظامی گسترده‌‌تر و ویرانگر و برقراری صلح در خاورمیانه متمرکز کنند.

افکار عمومی جهان باید فراتر از ابراز نگرانی صِرف دبیرکل سازمان ملل متحد از حملهٔ اسرائیل به ایران برود. باید از همهٔ سازوکارهای بین‌المللی موجود در سازمان ملل متحد و شورای امنیت برای جلوگیری از فرو رفتن منطقه به ورطهٔ جنگی گسترده و فاجعه‌بار استفاده کرد.

جنگ و تشدید تنش نظامی در خاورمیانه را همین حالا متوقف کنید!

به جنگ علیه غزه پایان دهید؛ کشور فلسطین را به رسمیت بشناسید!

کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست اسرائیل
کمیتۀ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۱۷ ژوئن ۲۰۲۵ – ۲۷ خرداد ۱۴۰۴




بیانیه مشترک ١۴ حزب و سازمان در محکومیت تجاوز نظامی به ایران

نه به تجاوز علیه ایران

نه به عربده‌کشی صهیونیستی-امپریالیستی

دربامداد روز گذشته ( ١٣ ژوئن)،  نیروهای نظامی صهیونیستی به ایران حمله کردند .  در این تجاوز، هدف اصلی فرماندهان نظامی ، دانشمندان هسته ای ، تأسیساتی مرتبط بافن آوری هسته‌ای ،  و مناطق مسکونی بودند. این تجاوز صهیونیستی با پشتیبانی آشکار امپریالیسم آمریکا و  در چارچوب افزایش تنش برای بازآرایی منطقه  و چنگ انداختن بر منابع آن و با تکیه بر رژیم‌های مزدور، سرسپرده امپریالیسم ، و خواهان عادی‌سازی روابط با دشمن صهیونیستی صورت گرفت.

احزاب و سازمان‌های امضا کننده این بیانیه:

تجاوز ناجوانمردانه صهیونیستی به ملت ایران، حاکمیت و منابع آن را که با حمایت آشکار امپریالیسم غربی و آمریکایی انجام شده، به‌شدت محکوم می‌کنند؛ امپریالیسمی که همه‌گونه عربده‌کشی و تکبر را به‌کار می‌برد.

همدستی بی‌سابقه رژیم‌های مزدور و عادی‌ساز رابطه  دراتحادیه‌ عرب  با تجاوز به ایران، و نیز تداوم جنگ نسل‌کشی نازی‌گونه علیه ملت فلسطین، و تجاوزات پی‌درپی به لبنان، سوریه و یمن توسط باندهای صهیونیستی-  نازی‌مسلک که از ضعف جوامع ما بهره‌برداری می‌کنند تا الگوی جدیدی از منطقه را تحمیل کنند که در آن رژیم اشغالگر کنترل کامل داشته باشد، محکوم می‌کنند.

این سازمان‌ها باور دارند که هدف از حمله به ایران و نابود کردن توانمندی‌های آن، درهم شکستن خروج از مدار تبعیت رایج در منطقه و همچنین تابودی هرگونه مقاومت  است  تا سلطه صهیونیستی-امپریالیستی تثبیت شده، ملت‌ها مطیع شوند، هیچ مقاومتی‌ شکل نگیرد،  و کشورهای منطقه چون سودان، لیبی، سوریه و یمن تکه‌ پاره  شوند.  همه این‌ها در راستای یک سایکس-پیکوی جدید برای تداوم سلطه است.

از توده‌های مردم در مغرب و سراسر جهان عرب می‌خواهیم که ماهیت بحرانی این لحظه تاریخی را که منطقه و جهان در حال تجربه آن هستند، تشخیص دهند و با اعتراض و خشم برای توقف تجاوز علیه فلسطین، ایران، لبنان، یمن و سوریه بپاخیرند. آنها همچنین از مردم و نیروهای مترقی منطقه و جهان می‌خواهند که تلاش‌های خود را برای مقابله مشترک با این وضعیت پیچیده متحد کنند.

۱۴ ژوئن ٢٠٢۵

١- حزب کارگران – تونس

٢- حزب گرایش دمکراتیک کارگری – مغرب

٣- جنبش “ما میتوانیم” – موریتانی

۴- حزب اتحاد دمکراتیک مردمی – اردن

۵- حزب کمونیست –  لبنان

۶- حزب دمکراتیک جمعیت مردمی -اردن

٧- جبهه خلق برای آزادی فلسطین

٨- حزب کمونیست – سودان

٩- جنبش پیشرو – کویت

١٠- حزب میهن پرستان – تونس

١١- حزب چپ دمکراتیک مرکز – تونس

١٢- حزب  اتحاد سوسیالیستی مردمی – مصر

١٣- کانون مدافعین حقوق انسان –صحرای غربی

١۴-حزب کارایران(توفان)

دستها از ایران کوتاه باد!




چین و روسیه در برابر اسرائیل: محکومیت حملات اخیر اسرائیل به ایران و تأکید بر حق هسته‌ای صلح‌آمیز ایران

حملات اخیر اسرائیل به تأسیسات ایران، به‌ویژه اهداف مرتبط با برنامه هسته‌ای، واکنش تند چین را برانگیخته است. وزارت خارجه چین این اقدامات را نقض آشکار حاکمیت ایران دانست و خواستار پرهیز از هرگونه تشدید تنش شد.

در نشست اضطراری شورای امنیت، نماینده چین «ماجراجویی نظامی» اسرائیل را محکوم کرد و این اقدامات را به بحران انسانی در غزه پیوند داد. با وجود این، چین در تماس با مقامات اسرائیلی نیز بر لزوم بازگشت به مسیر دیپلماسی تأکید کرد.

چین از حق ایران برای بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای در چارچوب NPT دفاع می‌کند اما با دستیابی به سلاح هسته‌ای مخالفت دارد. چین، همراه با روسیه، از توافق برجام پشتیبانی کرده و تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران را غیرقانونی می‌داند.

چین نسبت به اقدامات تنش‌زا مانند مسدودسازی تنگه هرمز یا خروج ایران از NPT هشدار داده، چرا که چنین اقداماتی منافع اقتصادی و دیپلماتیک پکن را تهدید می‌کند.

پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در همایش اقتصادی سن‌پترزبورگ، به جمعیت قابل توجه روس‌زبان اسرائیل اشاره کرد و گفت این پیوند زبانی و فرهنگی بر محاسبات ژئوپولیتیک کرملین تأثیر می‌گذارد.

در عین حال، پوتین بر روابط دوستانه روسیه با جهان اسلام و جمعیت مسلمان داخلی‌اش – که حدود ۱۵ درصد کل کشور را تشکیل می‌دهد – تأکید کرد.

در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران، پوتین اعلام کرد حمایت مسکو تنها در حد شعار نیست، بلکه با ساخت راکتور بوشهر و ادامه همکاری‌های فنی علیرغم فشارهای غربی، به‌طور عملی نیز اثبات شده است. او گفت: «ما از حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای نه‌تنها در کلام، بلکه در عمل نیز دفاع می‌کنیم.»

با این حال، پوتین ضمن رد انتقادهایی مبنی بر کم‌تحرکی روسیه در حمایت از ایران، گفت: «آیا باید عملیات نظامی آغاز کنیم؟» او گفت که روسیه هم‌اکنون با  همان نیروهایی که بازیگران متخاصم در قبال ایران هستند، میجنگد.




اسرائیل در گرداب بحران: از جنگ خارجی تا فروپاشی داخلی

بورژوازی صهیونیسم با جنگ طلبی فاشیستی خود اقتصاد خود را ورشکست کرده است و با تمام کمکهای امپریالیستها از توان پرداخت هزینه های هنگفت نظامی را ندارد.

اسرائیل، که برای دهه‌ها به‌عنوان پایگاه پیشروی قدرت غرب در خاورمیانه شناخته می‌شد، اکنون درگیر بحرانی چندلایه است؛ بحرانی که نه‌تنها ناشی از درگیری‌های خارجی است، بلکه به ریشه‌های عمیق داخلی نیز بازمی‌گردد.

با حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، دور تازه‌ای از درگیری‌ها آغاز شد. واکنش تهاجمی اسرائیل، دامنه بحران را به سراسر منطقه گسترش داد و حتی ایران را – که سال‌ها از تقابل مستقیم پرهیز می‌کرد – وارد معادله کرد. در حالی که اسرائیل همچنان از حمایت کامل ایالات متحده برخوردار است، چشم‌انداز تحولات نشان می‌دهد این مزیت استراتژیک به تنهایی کافی نیست.

اسرائیل با موجی از مهاجرت منفی مواجه است: در سال ۲۰۲۴ بیش از ۸۲٬۰۰۰ نفر، عمدتاً تحصیل‌کردگان و جوانان، کشور را ترک می‌کنند. این خروج نیروهای کلیدی، نشانه‌ای از تضعیف مدل اجتماعی و فناورانه‌ای است که زمانی یکی از پایه‌های قدرت اسرائیل به‌شمار می‌رفت.

دولت اسرائیل به‌جای تلاش برای صلح، “جنگ دائمی” را به‌عنوان بقای سیاسی پذیرفته است. همان مدلی که در غرب نیز برای به تعویق انداختن اصلاحات واقعی به‌کار گرفته می‌شود. اسرائیل اکنون در حال تبدیل شدن به آزمایشگاهی برای این نوع حکمرانی است.

اگر اسرائیل در مسیر جنگ‌محوری و ناسیونالیسم افراطی باقی بماند، خطر تبدیل شدن به یک “دولت پادگانی منزوی” – مشابه اسپارتای باستان یا کره شمالی – دور از انتظار نیست. تهدید اصلی، نه از جانب دشمنان خارجی، بلکه از دل ساختارهای فرسوده‌ی سیاسی و اجتماعی خود می‌آید.

اسرائیل دیگر نمی‌تواند تنها با تکیه بر حمایت خارجی و قدرت نظامی، ثبات خود را حفظ کند. آینده‌ی آن نیازمند بازاندیشی عمیق در سیاست داخلی، ساختار اجتماعی و راهبرد منطقه‌ای است. آیا مسیر فعلی به امنیت ختم می‌شود؟ یا انزوایی خطرناک در انتظار این کشور است؟




رایزنی‌های دیپلماتیک در ژنو همزمان با اوج‌گیری حملات اسرائیل

هم‌زمان با ادامه حملات هوایی اسرائیل به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران و پاسخ متقابل تهران وزیر امور خارجه ایران قرار است روز جمعه در ژنو با همتایان خود از آلمان، فرانسه و بریتانیا دیدار کند.

عراقچی، وزیر خارجه ، برای این دیدارها به ژنو سفر خواهد کرد. دیپلمات‌های اروپایی نیز این دیدارها را تأیید کردند.

در بیانیه‌ای مشترک که چهارشنبه از سوی فرانسه، آلمان، بریتانیا و اتحادیه اروپا منتشر شد آمده است: «همه طرف‌ها باید خویشتنداری نشان دهند، از اقدامات تنش‌زا پرهیز کنند و به مسیر دیپلماتیک بازگردند.»

سه کشور اروپایی که به اختصار E3 نامیده می‌شوند، نقش کلیدی در حصول توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران داشتند. با این حال، آنها بارها تهدید کرده‌اند که در صورت عدم همکاری کافی ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تحریم‌های لغوشده را دوباره اعمال خواهند کرد.

انور العنونی، سخنگوی کمیسیون اروپا، گفت: «اتحادیه اروپا به تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها برای موضوع هسته‌ای ایران ادامه خواهد داد.»

یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، روز چهارشنبه تأکید کرد که اروپا آماده مذاکره با ایران است، اما تهران باید «فوراً حرکت کند» و اقدامات اعتمادساز و قابل راستی‌آزمایی انجام دهد.

او افزود: « رهبری ایران باید با شفافیت نشان دهد که در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست.»

مرتس، صدراعظم آلمان، نیز پیش از مذاکرات ژنو با امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد آل‌ثانی، درباره تنش‌ها گفت‌وگو کرد. مرتس اعلام کرد دو طرف توافق داشتند که این درگیری نباید به کشورهای دیگر منطقه گسترش یابد.

ژان-نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، گفت که فرانسه و شرکای اروپایی آماده ازسرگیری مذاکرات با ایران هستند.

دیوید لامی، وزیر خارجه بریتانیا، روز پنجشنبه برای دیدار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، عازم واشنگتن خواهد شد. آمریکا ممکن است از پایگاه تحت کنترل بریتانیا در جزیره دیه‌گو گارسیا برای حمله احتمالی به تأسیسات زیرزمینی فردو استفاده کند.




سرمایه‌گذاری دولت‌محور چین در برابر امپریالیسم مالی آمریکا و اروپا

تمرکز سرمایه در چین دولت‌محور است، نه سرمایه‌دارانه.

 سرمایه‌ی مالی در چین زیر کنترل دولت است، نه الیگارشی مالی.

 صادرات سرمایه‌ی چین بر پایه توسعه‌ی مشترک است، نه استثمار.

 اتحادیه‌های بین‌المللی چین ضدسلطه و چندقطبی‌اند، نه تقسیم‌گر.

 چین در تقسیم استعماری جهان نقش نداشته و به دنبال دگرگونی آن است.

چین مانند امپریالیسم کهن اروپا و آمریکا نیست

امپریالیسم کهن (اروپا و آمریکا) بر پایه‌ی چیرگی نظامی، دستیازی مستقیم، بهره‌برداری از سرچشمه ها و دست اندازی سیاسی عمل می‌کرد و می کند. نمونه‌هایی چون گرفتن هند به دست بریتانیا، دست اندازی آفریقا یا کودتاهای سامان‌دهی‌شده در آمریکای لاتین به دست آمریکا (مانند کودتای شیلی) گواه این شیوه امپریالیستی هستند. در برابر، الگوی چین بر پایه‌ی: پرهیز از بهره جویی از نیروی نظامی برای گسترش نفوذ اقتصادی؛ ارج نهادن به استقلال کشورها و پرهیز از دگرگون کردن سیاست درون مرزی؛ سرمایه‌گذاری در پیشرفت زیرساخت‌ها بر پایه سود مشترک؛ پرتوان کردن اقتصادهای بومی  به جای نابودی آن‌ها است. برای نمونه، ساخت راه‌آهن آدیس‌آبابا به جیبوتی به دست چین، نه تنها حمل‌ونقل را در منطقه بهبود بخشید، بلکه مالکیت پروژه پس از پایان در دست دولت‌های محلی ماند. این در تضاد با شیوه‌های استعمارگرانه‌ی غرب است که زیرساخت‌ها را برای سرکردگی و بهره‌برداری از سرچشمه ها می‌ساختند. چین الگوی دیگری از پیشرفت جهانی را دنبال می‌کند که بر پایه‌ی همکاری، ارج نهادن به استقلال ملی کشورها و پیشرفت مشترک استوار است و از الگوهای چیرگی، استعمار و بهره‌برداری که ویژگی امپریالیسم کهنه است، دور است.

آمریکا یک قدرت نظامی جهانی با شبکه‌ی گسترده‌ی پایگاه‌ها و سیاست جنگی و دگرگون کردن شیوه های گردنش دیگر کشورها است.چین بیشتر یک قدرت اقتصادی در روند پیشرفت است که از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک برای گسترش نفوذ خود بهره جویی می‌کند، بدون کاربرد از زور نظامی.




حمله تروریستی اسرائیل جمهوری اسلامی را غافلگیر کرد

در شب جمعه، حمله اسرائیل به ایران آغاز شد و تا کنون ادامه دارد؛ حمله‌ای که از دیدگاه حقوق بین‌الملل، غیرقانونی به شمار می‌آید.

جمهوری اسلامی با نظام سرمایه داری وحشی و سرکوب کارگران، زنان، روشنفکران و اقلیت های خلقی، دینی و دگراندیشان عملا خود را در مقابل اسرائیل ضعیف کرد و به دستگاه امنیتی پر از جاسوس غرب خود متکی شد.

 اسرائیل ادعا می‌کند جمهوری اسلامی در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای است، اما تاکنون هیچ مدرک معتبری ارائه نکرده و این ادعا از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رد شده است. تازه اگر این ادعا واقعن هم درست باشد، معلوم نیست چه ربطی به اسرائیل دارد. سازمان ملل و بین‌المللی انرژی اتمی پس چه کاره اند؟

ایران از سال ۱۹۶۸ عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) است و برنامه هسته‌ای آن تحت بازرسی IAEA قرار دارد. کل مسئله اینکه آیا ایران حق غنی‌سازی اورانیوم و تا چه سطحی را دارد، اساس توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (JCPOA) بود. این توافق بین ایران از یک سو و چین، روسیه، آمریکا، فرانسه، آلمان، بریتانیا و اتحادیه اروپا امضا شد و در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد، بنابراین بخشی از حقوق بین‌الملل است.

در گزارش محرمانه ۳۱ مه که بعدها علنی شد، فقط به سه مورد آزمایش اعلام‌نشده در اوایل دهه ۸۰ اشاره شده که شواهدی از ادامه آن وجود ندارد.

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال گزارش داد، این مذاکرات یک پوشش بود. تایمز اسرائیل و آکسیوس نیز توضیح دادند که چگونه رئیس‌جمهور ترامپ و دولت او به صورت عمومی مخالف حمله اسرائیل بودند، اما در خفا از آن حمایت می‌کردند. اتحادیه اروپا و بریتانیا نیز در این بازی دوگانه شرکت داشتند. IAEA نیز دقیقاً یک روز پیش از حمله، بیانیه‌ای صادر کرد که مورد انتقاد ایران قرار گرفت.

بنابراین، حمله اسرائیل جمهوری اسلامی را غافلگیر کرده است.




کمک امریکا به رژیم فاشیستی اسرائیل برای حمله به ایران و ورشکستگی کامل رژیم ولایت فقیه

رژیم فاشیستی اسرائیل بدون هیچ مانعی از سوی ضدهوایی رژیم ورشکسته جمهوری اسلامی زیرساختارها، بیمارستان، مجتمع مسکونی وو  را شب و روز بمباران میکند.

برای ماه‌ها، رسانه‌های اسرائیلی، بریتانیایی و آمریکایی گزارش‌هایی درباره‌ی اختلافات احتمالی میان نتانیاهو و ترامپ منتشر کردند. از ادعاهایی مبنی بر به‌رسمیت‌شناختن دولت فلسطین توسط ترامپ گرفته تا تلاش او برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران، فارغ از نفوذ لابی صهیونیستی در واشنگتن.

اما به‌مرور زمان مشخص شد که بسیاری از این روایت‌ها ساختگی و فاقد منابع معتبرند. هدف نه اقناع مخاطب بلکه ایجاد فضای مبهم و سردرگم با انبوهی از ادعاهای بی‌اساس است.

این روایت‌ها چگونه به حمله‌ی به ایران مرتبط می‌شوند؟ از آن‌جا که افکار عمومی آمریکا به‌شدت مخالف جنگ با جمهوری اسلامی است، ترامپ نیاز دارد که مسئولیت این بحران را متوجه دیگری کند. در مقابل، نتانیاهو در پی آن است که در صورت موفقیت، تمام اعتبار را به نام خود ثبت کند.

برخی مدعی‌اند که اسرائیل بدون رضایت آمریکا به ایران حمله کرد. اما شواهدی که از این ادعا پشتیبانی کند، وجود ندارد و تنها به نقل از منابع گمنام بیان شده‌اند. امریکا نه تنها با این حمله‌ مخالفتی نشان نداد، بلکه اسرائیل را به عنوان پلیس بد علیه جمهوری اسلامی مصرف می کند.

از ان طرف گروههای طرفدار جمهوری اسلامی مانند خود رژیم به رجزخوانی ادامه می دهند و می نویسند که جمهوری اسلامی چنین و چنان خواهد کرد. حقیقت این است که این رژیم تمام توان خود را برای سرکوب مردم، کارگران، زنان، کردها و بلوچها به کار برده است. این رژیم شعار ضداسرائیلی را برای مصرف داخلی می خواست و می خواهد.

این رژیم تنها از شجاعت حزب الله، حماس و حوثی‌های یمنی به نفع خود سواستفاده کرده است، وگرنه تا ریشه فاسد است و حتا در رده های بالا جاسوسان اسرائیل خانه کرده اند.