حاکمیت جمهوری اسلامی آماده سازش بزرگ با غرب

تمام لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت آماده سازش با غرب هستند. چند روز پیش ولایتی تا بدانجا پیش رفت که گفت، اگر غرب برجام را قبول ندارد، برجام که وحی منزل نیست، غرب بیاید قرارداد دیگری با ما ببندد.

این بار نوبت روزنامه جمهوری اسلامی است که تا افکار مذهبی های طرفدار رژیم را برای یک سازش بزرگ آماده کند.

هشدار روزنامه جمهوری اسلامی به پزشکیان؛ بیشتر از این وقت تلف نکنید، در سیاست خارجی تجدیدنظر کنید و تحریم ها را بردارید

این روزها مردم بار دیگر با موج گسترده‌ای از گرانی‌ها مواجه شده‌اند که خود را در افزایش 38 درصدی قیمت برق، افزایش 30 درصدی قیمت خودروهای داخلی، رشد قیمت گوشت و مرغ و تخم‌ مرغ، پر کشیدن قیمت میوه، افزایش 3 برابری نرخ معاینه فنی خودروها و صعود قیمت طلا و ارز، نشان‌ داده است.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: راه‌حل خروج از وضعیت کنونی کاملاً روشن است. دولت چهاردهم نباید بیش از این به اتلاف وقت بپردازد زیرا زمان اصلاً به نفع ملت نیست.

آقایان باید در سیاست خارجی تجدید نظر اساسی کرده و کشور را به مسیر تعامل و دیپلماسی بازگردانند، تحریم‌ها را بردارند و با انحصارطلبی طبقه‌ای خاص و رانت‌خواری اقلیتی تمامیت‌خواه مقابله کنند که جز این، مسیر دیگری در پیش‌رو وجود ندارد.




امریکا از محاکمه احتمالی خود در دیوان کیفری بین‌المللی می ترسد

آمریکا از صدور دستور دستگیری بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین این کشور، توسط دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) خشمگین است. نتانیاهو و گالانت، به جنایات جنگی مانند استفاده از گرسنگی به عنوان روش جنگی و جنایات علیه بشریت شامل قتل و آزار و اذیت متهم هستند.

آمریکا پس از صدور این دستور شدیدا واکنش نشان داد. جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا این اقدام را “رسوایی” دانست و تاکید کرد که هیچ‌گونه معادل اخلاقی بین اسرائیل و حماس وجود ندارد. از سوی دیگر، سناتور لیندسی گراهام، که سال گذشته از دستور دستگیری پوتین حمایت کرده بود، این اقدام دیوان کیفری را “شوخی خطرناک” خواند. به نظر گراهام، این دستور نه تنها تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا و متحدانش است، بلکه به معنای تحقیر دیپلماسی و تلاش‌های بین‌المللی در راستای برقراری صلح و امنیت جهانی به شمار می‌رود.

امریکا با حمایت خود از اسرائیل در مجامع بین‌المللی به‌ویژه در سازمان ملل متحد، از هرگونه قطعنامه‌ای که ممکن است به ضرر اسرائیل باشد، جلوگیری کرده است.

خشم آمریکا از این تصمیم بیشتر از ترس از اتهام‌های جهانی به آن مربوط است، چرا که اسرائیل و آمریکا به شدت در جنایات جنگی در فلسطین شریک بوده‌اند. حمایت‌های بی‌دریغ آمریکا از اسرائیل در حملات نظامی به غزه و دیگر مناطق فلسطینی، موجب افزایش تنش‌ها در سطح جهانی نیز شده است. این وضعیت، در شرایطی که مردم فلسطین در معرض جنایات جنگی و نقض حقوق بشر قرار دارند، انتقادات شدیدی را از سوی جوامع مختلف بین‌المللی به همراه داشته است.

همچنین، آمریکا خود از امضای معاهده رم که اساس‌گذار دیوان کیفری بین‌المللی است، خودداری کرده است، زیرا می‌ترسد که این دیوان افراد آمریکایی را به محاکمه بکشد.




برخورد لایه‌های گوناگون بورژوازی با سازش جمهوری اسلامی با امریکا

هیچ تردیدی نیست که بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات و بورژوازی مالی از هرگونه سازشی با امریکا به هر بهایی که باشد پشتیبانی می کنند. پای‌گاه اجتماعی این دو لایه بورژوازی از لایه‌های بالایی و بالای- میانی جامعه با رنگ و بوی کم مذهبی و غرب گرا هستند که آمادگی این سازش را دارند. بورژوازی بازرگانی هم که پس از تحریم‌ها برای سودورزی خود به سوی شرق نگاه کرده‌است، در سرشت آزمند خود دارای یک ایدیولوژی ضدغربی نیست، بل‌که برای او هر دادوستدی که پول‌آور باشد، خوب است. وظیفه بزرگ بورژوازی بازرگانی این است که تا پای‌گاه اجتماعی خود را که از لایه‌های پایین مذهبی و خرده‌‌بورژوازی لومپن شهری و روستایی و دارای گرایش‌های ضدغربی هستند، را با دلیل‌هایی هم چون “حفظ نظام” و “اسلام یعنی صلح”  آماده نوشیدن جام زهر از سوی ولی‌فقیه کند.

بزرگ‌ترین بازنده چنین سازشی، به چند دلیل بورژوازی نظامی است. نخست این‌که بورژوازی نظامی زندگی و یک‌پارچگی خود را در تنش می‌بیند تا بتواند دلیلی برای نظامی‌گری و صنعت نظامی خود بیابد. دوم این که گروه ترامپ با هم‌اندیشی بورژوازی صهیونیسم بیش از همه به دنبال ضربه زدن به این لایه بورژوازی در حاکمیت ایران است. حاکمیت جمهوری اسلامی باید به آن چنان سازشی با امریکا بپردازد، که پذیرش آن برای بورژوازی نظامی چندان دشوار نباشد.

اگر این لایه‌ها نتوانند که پیمانی با امریکا ببندند که در پی آن دست کم فشار تحریم‌ها کاهش یابد، در آن هنگام شاید که بورژوازی نظامی بتواند دیگر لایه‌ها را برای ساختن جنگ‌افزار هسته‌ای با خود هم سو کند.




خواست امپریالیسم امریکا با گفت و گو با یک رژیم کم توان

داده‌های فراوانی  نشان‌گر این است که امپریالیسم خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، بل‌که خواست امریکا آرام کردن آن و سرسپردگی سراسری و بندگی جمهوری اسلامی است.

نشریه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت که آمریکا از اسراییل خواسته بود تا سایت‌های هسته‌ای و نفتی ایران را بمباران نکند. صادق زیباکلام هم پس از یورش هوایی اسراییل به ایران واکنش نشان داد و گفت یورش کوچک اسراییل به ایران نشانه پیروزی دیپلماتیک واشنگتن بود.

با همه‌ی نشانه‌هایی که جمهوری اسلامی به امریکا برای آشتی می‌فرستد، امریکا به کم‌تر از سرسپردگی خرسند نیست.

اصلاح‌خواهان هوادار امریکا نیز به این حقیقت رسیده‌اند که امریکا به دنبال بندگی جمهوری اسلامی است. روزنامه آرمان ملی نوشته است:

« در منطقه پر آشوب غرب آسیا خواسته آمریکایی‌ها مثل این است که ایران بخواهد خودش را خلع سلاح کند. آمریکایی‌ها نه تنها از خواسته‌شان کوتاه نمی‌آیند بلکه هر روز خواسته‌شان بیشتر هم می‌شود.».

«میدل‌ایست‌آی» نوشت که ترامپ به دنبال بستن یک پیمان هسته‌ای با ایران هست، ولی می‌خواهد پیش از آن ایران را تا ان جا که می‌تواند کم‌توان کند.

ترامپ بارها گفت که او به دنبال این است که آن چنان توان اقتصادی جمهوری اسلامی را کم کند که توان جنگ‌جویی نداشته باشد.

به گزارش همشهری آنلاین سی‌ آبان، ترامپ از ۱۲ شرطی که برای ایران داشت، تنها به یک شرط رسیده و می‌گوید تهران جنگ‌افزار هسته‌ای نداشته‌باشد.

بدون تردید فشار بر جمهوری اسلامی کم توان با پیش‌نویس قطع‌نامه پیش‌نهادی غرب بیش‌تر خواهد شد.

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، قطع‌نامه‌ علیه پای‌مال شدن حقوق بشر در ایران گذراند. نگرانی این کشورها، حقوق بشر در کشور ما نیست. پیش‌نهاد و پذیرش آن در این هنگام، تنها می‌تواند به معنای فشار سنگین غرب بر جمهوری اسلامی برای سازش بزرگ باشد.




کاهش مالیات سرمایه داران در اقتصاد نئولیبرالیستی منجر به رشد اقتصادی نمی شود

دولت‌های نئولیبرالیستی اروپا امروزه معمولاً از طریق کاهش نرخ‌های مالیاتی برای شرکت‌ها یا ارائه یارانه‌های نقدی به سرمایه‌داران، امیدوارند که با این اقدامات سرمایه‌گذاری بیشتری را ترغیب کرده و اقتصاد را تحریک کنند. با این حال، حتی یک دانش حداقلی از اقتصاد نشان می‌دهد که چنین انتقال‌های غیرمستقیم پول به شرکت‌ها، که در اقتصاد نئولیبرالی مرسوم است، ضدمولد است.

دولت‌ها تحت عنوان “مسئولیت مالی”، سقف معینی برای کسری بودجه به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی تعیین می‌کنند. در این شرایط، وقتی که یک دولت با کاهش نرخ‌های مالیاتی شرکت‌ها درآمد کمتری پیدا می‌کند، باید برای جبران این موضوع در جای دیگری از مخارج کم کند. معمولاً این کار با کاهش مخارج رفاهی برای فقرا یا افزایش مالیات از طبقه متوسط جبران می‌شود. وقتی فقرا و طبقه متوسط فقیرتر می‌شوند، پول کمتری برای مصرف دارند و این امر باعث کاهش تقاضای کل و در پی آن کاهش اشتغال و تولید می‌شود.  

این اقدامات نه تنها اقتصاد را تحریک نمی‌کنند، بلکه رشد آن را کاهش می‌دهند. علاوه بر این، کاهش مصرف مردم تأثیر فوری بر اقتصاد خواهد داشت، در حالی که سرمایه‌گذاری امروز در قسمتی ممکن است سال‌ها بعد به رشد اقتصادی منجر شود. همچنین، کاهش قدرت خرید فقرا، کارگران و لایه ها متوسط باعث کاهش صادرات خالص (صادرات منهای واردات) می‌شود، چرا که مصرف سرمایه‌داران بیشتر به واردات وابسته است. نتیجه اینکار کسری تراز پرداخت ها و خالی کردن ذخیره ارزی کشور است.

کاهش قدرت خرید کارگران موجب کاهش تقاضای کل می شود که در نهایت منجر به کاهش تولید و اشتغال می‌شود. این وضعیت باعث افزایش ظرفیت بلااستفاده در اقتصاد می‌شود و در نتیجه سرمایه‌گذاری‌های آتی کاهش می‌یابد. معافیت یا کاهش مالیات برای سرمایه‌داران نه تنها موجب افزایش نابرابری می‌شود، بلکه در اقتصاد رکودی، به نفع سرمایه‌داران بزرگ است و موقعیت آنها را تقویت می‌کند.




نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است

اقتصاد جمهوری اسلامی با هزاران رشته با غرب در پیوند و به آن وابسته است.

نیروهای راست این گونه وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی با نگاه به شرق خود دست نشانده چین و روسیه شده است. برخی از “چپ”ها برای مشروعیت سازی حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه‌داری پیوستن آن به بریکس را بزرگ می‌کنند. ولی با یک نگاه به آمار ما می‌بینیم که نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است.

در آغاز سال ۲۰۲۴ نه تنها ایران، بلکه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر هبه بریکس پیوستند.

سرمایه‌گذاری چین در عربستان سعودی از ۱۸.۴۳ میلیارد دلار در پروژه‌های ساخت‌وساز در سال‌های ۲۰۲۱ -۲۰۲۴  گذشته بود که در تضاد با سرمایه‌گذاری بی‌اندازه کوچکش در جمهوری اسلامی است.

چین بزرگ‌ترین خریدار نفت عربستان است.۲۵٪ از نفت خام عربستان به چین فروخته می‌شود. آمار  سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که دادوستد عربستان و چین ۱۰۷ میلیارد دلار بوده‌است(www.trademap.org).

جمهوری اسلامی  بزرگ‌ترین فروشنده  نفت  به چین است. آمار در سال ۲۰۲۲ نشانگر دادوستد ۳۷ میلیارد دلار میان چین و ایران است(www.trademap.org). همان‌گونه که می‌بینیم، دادوستد عربستان با چین نزدیک به سه برابر دادوستد جمهوری اسلامی با چین است.

هم‌چنین گزافه‌گوی راست‌ها و برخی از چپ‌ها در باره‌ی نقش روسیه در اقتصاد جمهوری اسلامی هم بسیار نادرست است. آمار نشان می‌دهد که دادوستد میان عربستان سعودی و روسیه در سال ۲۰۲۲ ۲  میلیارد دلار بود(www.trademap.org).

عرب نیوز می‌نویسد که در سال ۲۰۲۲، دادوستد جهانی روسیه به ۸۰۰  میلیارد دلار رسید، که در این میان بازرگانی  این کشور با ایران کم‌تر از ۳ میلیارد دلار بود.

جمهوری اسلامی برای گریز از پیامدهای تحریم، تنها بخش کوچکی از اقتصاد خود را به سوی شرق کشاند. برای همین است که حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان پیوند بیش‌تر با غرب و رهایی از تحریم‌ها است و برای رسیدن به این هدف آماده سازش‌های بسیاری است.




هیچ محدودیتی برای ماجراجویی وجود ندارد. آنها با نژاد بشری قمار می‌کنند…

نوشته: دیمیتریس کونس تان تاکوپولوس

به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور بایدن، با توجه به پایان زیستی خود، تصمیم گرفته است که همه بشریت را همراه خود ببرد!

درباره تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا برای اجازه دادن به نماینده‌اش، رئیس‌جمهور و دیکتاتور اوکراین—ولودیمیر زلنسکی (که مدت‌هاست دوره‌اش به پایان رسیده و به‌طور غیرقانونی در قدرت مانده است)، برای استفاده از سلاح‌های غربی به‌منظور حمله به عمق خاک روسیه چه می‌توان گفت و چه می‌توان نوشت ؟ این یک مأموریت است که زلنسکی نمی‌تواند بدون پرسنل ناتو انجام دهد و همانطور که هشدار منطقی رئیس‌جمهور پوتین نشان می‌دهد، ممکن است این امر به جنگ مستقیم بین ناتو و روسیه تبدیل شود. این هشدار با تجدید نظر در دکترین هسته‌ای روسیه همراه بود که شرایط استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را گسترش داد.

 برخی از شخصیت‌های احمق و بی‌مسئولیتی که بخشی از طبقه سیاسی کنونی غرب را تشکیل می‌دهند، که از یک فرآیند انتخاب افراد پیچیده در یک سیستم فزاینده‌ً توتالیتر بیرون آمده‌اند، و به طور عمده توسط «بین‌المللی مالی» که دنیای ما را اداره می‌کند، « منصوب» شده‌اند می‌گویند پوتین بلوف می‌زند.

اما تنها راهی که می‌توان فهمید آیا پوتین بلوف می‌زند، بازی رولت روسی است؛ پوکر، با  وجود بشریت. ما مدت‌هاست که در فرایند تشدید متقابل گرفتار شده‌ایم که هر دو طرف را در وضعیتی قرار می‌دهد که هیچ‌کدام نمی‌توانند به راحتی عقب‌نشینی کنند، اما خطر درگیری هسته‌ای ناشی از اشتباه یا محاسبه اشتباه نیز افزایش می‌یابد. این فرآیند تشدید مداوم در نهایت به ویرانی هسته‌ای منتهی می‌شود، مگر اینکه آن را متوقف کنیم. اگر روسیه بیشتر از سوی غرب مورد حمله قرار گیرد آنها از پوتین چه انتظاری دارند ؟ آیا انتظار دارند که تسلیم شود؟ آیا انتظار دارند که بی‌سر و صدا بدون اینکه واکنشی نشان دهد به پرخاشگری غربی‌ها نظاره کند ؟ یا او خود درگیری را به یک شکل یا شکل‌های دیگر تشدید خواهد کرد؟ و غربی‌ها وقتی پوتین درگیری را تشدید کند، چه خواهند کرد؟

از همان ابتدا، سیاست سرنگونی رژیم یک ابرقدرت هسته‌ای، با استفاده از مردم اوکراین به عنوان «گوشت دم توپ»، محکوم به شکست بود. آمریکایی‌ها نمی‌توانستند رژیم‌های افغانستان، سوریه، ایران یا کوبا را سرنگون کنند؛ چه چیزی باعث می‌شود فکر کنند که می‌توانند رژیم روسیه را سرنگون کنند؟

دقیقا به این دلیل که تشدید مداوم جنگ به تدریج، اگر نه به طور اجتناب‌ناپذیر، به ویرانی هسته‌ای اروپا و اگر نه خود بشریت منتهی می‌شود، باید اکنون آن را متوقف کنیم. و راه متوقف کردن آن، وارد شدن به مذاکرات، نه تشدید با اقدامات تهاجمی جدید است.

سیاست ناتو هیچ کمکی واقعی به اوکراین نکرده است؛ بلکه تنها به تخریب بیشتر این کشور تحت عنوان حمایت از آن کمک کرده است.

 و چون رهبران ناتو و کسانی که تصمیمات واقعی پشت پرده را می‌گیرند، احمق نیستند، انگیزه واقعی آنها قطعاً نجات اوکراین ویران‌شده نیست، که پیش از این نیز در نتیجه سیاست‌های نئولیبرالی تحمیل‌شده از سوی صندوق بین‌المللی پول و غارت توسط اولیگارشی داخلی طرفدار غرب و شرکت‌های چندملیتی غربی ویرانی زیادی متحمل شده بود. هدف واقعی از همان ابتدای بحران اوکراین، تضعیف و نابودی دولت روسیه و جایگزینی رژیم پوتین با یک رژیم طرفدار غرب و جمهوری دست نشانده، حتی بیش از رژیم بوریس یلتسین، بود. کمترین چیزی که اکنون می‌خواهند این است که از پذیرش شکست در اوکراین اجتناب کنند، که به‌درستی باور دارند که ضربه سنگینی به هدف سلطه جهانی آنها—نه برای مردم، بلکه برای طبقات حاکم در «غرب جمعی» خواهد بود.

اما آیا ارزش آن را دارد که برای وارد شدن اوکراین به ناتو، با وجود بشریت قمار کرد؟

اروپا

چه می‌توان گفت درباره دیگر شخصیت‌های غیرقابل باور، مانند امانوئل ماکرون بانکدار سابق خانواده روتشیلد و کییر استارمر که اکنون فرانسه و بریتانیا را رهبری می‌کنند؟ هر دو به سرعت به تصمیم بایدن برای اجازه دادن به استفاده از سلاح‌های بریتانیایی و فرانسوی توسط رژیم زلنسکی واکنش نشان دادند. و چه می‌توان گفت درباره لهستان، که پیشتاز هیجان ضد روسی است، حتی اگر آن کشور نخستین جایی باشد که خطر نابودی از نقشه را در صورت وقوع جنگ هسته‌ای در اروپا خواهد داشت؟

خوشبختانه، چیزی در آلمان در حال حرکت است، جایی که اولاف شولتز، صدراعظم آلمان، با حمایت سوسیال دموکرات‌ها، سرانجام تصمیم به گفت‌وگوی تلفنی با پوتین گرفت، اما این تلاش‌ها توسط وزیر امور خارجه‌اش، که در سخن گفتن سبز است اما در عمل سیاه در روح و سیاست است، خراب شد.

ما باید دوباره تکرار کنیم: ایالات متحده، همراه با نهادهای بین‌المللی پول که به نظر می‌رسد آنها را کنترل می‌کند، اکنون با خطر جنگ هسته‌ای و انهدام بشریت روبرو است تا از شکست غرب در اوکراین جلوگیری کند و عضویت کیف در ناتو را تضمین کند. آنها کاملاً بی‌تفاوت به آنچه در اوکراین یا اروپا می‌گذرد، هستند. تنها چیزی که سیاست آنها تاکنون به دست آورده است، ویرانی اوکراین است، در حالی که به‌عنوان مدافع آن خود را معرفی می‌کند.

اختلاف یا همکاری بین ترامپ و بایدن؟

پسر ترامپ از مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا انتقاد کرد که جنگ را تشویق می‌کند. ولی نیروهای مسلح ایالات متحده، چه در جنگ اوکراین و چه در جنگ‌ها (قتل‌عام‌ها) در خاورمیانه جدی‌ترین و محافظه‌کارترین بازیگران هستند ، زیرا آنها هنوز تحت منطق «کشور-ملت»، حتی اگر امپریالیستی باشد، عمل می‌کنند. صنایع جنگی ممکن است بخواهند درگیری را طولانی کنند، اما ما باور نداریم و هیچ دلیلی برای این باور نداریم که ارتش ایالات متحده خطر و عواقب جنگ هسته‌ای را دست کم بگیرد. (روشن است که نویسنده ارتباط میان لایه های مختلف بورژوازی و نمایندگان سیاسی آنها را در حاکمیت امریکا درک نکرده است. )   

اما اینجا، ترامپ باید صحبت کند. اگر او مخالف است، باید دستور بایدن (و سایر خدمتگزارانش، مانند ماکرون و استارمر) را لغو کند و بایدن را برای هر آنچه که اتفاق می‌افتد مسئول بداند.

اگر این اتفاق نیفتد، این به این معنی خواهد بود که ترامپ ما را فریب داده است.

ترجمه از منبع defenddemocracy.press




پزشکیان هم مثل روحانی و رئیسی از ”مشارکت‌پذیری مردم” ، ”قانون‌زدایی” و ”التزام به بخش خصوصی” می گوید

بارها ثابت شده است که حاکمیت جمهوری اسلامی با رییس جمهورهای مختلف از دسته های مختلف به اجرای اقتصاد نئولیبرالیستی ادامه می دهد. تمام لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی، اگر چه با کمی اختلاف در مورد شدت و عمق، در مورد خط اقتصادی نئولیبرالیستی با هم توافق دارند. الان آقای پزشکیان هم با پا گذاشتن در جای روحانی و رئیسی همان شعارهای  نئولیبرالیستی مثل ”مشارکت‌پذیری مردم” ، ”قانون‌زدایی” و ”التزام به بخش خصوصی” را تکرار می کند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، پزشکیان رئیس جمهور در دیدار اعضای «شورای هماهنگی تشکل‌های مهندسی، صنفی و حرفه‌ای کشور» در خصوص راهکارهای رفع موانع تولید، در راستای سهولت در سرمایه‌گذاری و امکان افزایش مشارکت‌پذیری مردم در طرح‌های توسعه‌ای، گفت: ما در جلسه سران قوا نیز همراه با آقای دکتر قالیباف و حجت‌الاسلام والمسلمین اژه‌ای در خصوص عزم و اراده نظام برای ایجاد بستری امن جهت انجام فعالیت‌های اقتصادی و از بین بردن موانع گفتگو کرده‌ایم و مصمم به اجرا و انجام این کار هستیم.

به ویژه صادرات خدمات فنی و مهندسی در قالب بسته حمایتی دولت، تعیین تکلیف 90 هزار پروژه نیمه تمام در کشور، توجه دولت به طرح آمایش سرزمینی جهت احداث شهرهای جدید، امکان دسترسی به منابع و استفاده از اسناد بالادستی در اجرای طرح‌های توسعه، تدوین نظام فنی و اجرای یکپارچه، جلب مشارکت بخش خصوصی، قانون‌زدایی و التزام عملی دولت به میدان دادن به بخش خصوصی و اجرای قوانین و افزایش بودجه عمرانی با توجه به توان بخش خصوصی از اهم نکات مطرح شده در جلسه بود.

انگار اینکه پزشکیان معتقد است که گرانی گوشت، نان و مسکن و قطع برق را می توان با خصوصی سازی بیشتر حل کرد.