جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ شکاف در غرب

🔥
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تنها یک بحران منطقه‌ای نیست؛ بلکه شکاف‌هایی در میان کشورهای غربی ایجاد کرده است. دولت‌های اروپایی که همیشه از «قوانین بین‌المللی» و مخالفت با جنگ‌های تهاجمی سخن می‌گویند، اکنون در برابر تصمیم‌های واشنگتن دچار سردرگمی شده‌اند. برخی کشورها از آمریکا حمایت می‌کنند، برخی دیگر تلاش دارند فاصله بگیرند و اتحادیه اروپا نیز نتوانسته موضعی واحد و قاطع ارائه دهد. همین موضوع نشان می‌دهد که وحدت سیاسی غرب در برابر بحران‌های بزرگ تا چه اندازه شکننده شده است.

رابطه موسوم به «رابطه ویژه» میان بریتانیا و آمریکا نیز تحت فشار قرار گرفته است. دونالد ترامپ از دولت بریتانیا به دلیل کندی در اجازه استفاده از برخی پایگاه‌های نظامی برای عملیات علیه ایران انتقاد کرد. با این حال، حمله پهپادی به یک پایگاه بریتانیایی در قبرس نشان داد که این جنگ می‌تواند مستقیماً منافع لندن را نیز تهدید کند.

📊 اسپانیا در برابر فشار آمریکا
در میان کشورهای اروپایی، اسپانیا موضع متفاوتی اتخاذ کرد. دولت مادرید اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود برای حمله به ایران را نداد و اعلام کرد که اسپانیا حاضر نیست صرفاً از ترس فشار آمریکا وارد جنگی شود که آن را برای جهان خطرناک می‌داند. این موضع با واکنش تند ترامپ همراه شد و حتی تهدیدهایی درباره فشار اقتصادی و تجاری مطرح گردید.

⚖️ دوگانگی غرب در موضوع جنگ
این بحران همچنین استانداردهای دوگانه غرب را برجسته کرده است. کشورهای غربی در مورد برخی جنگ‌ها از «قوانین بین‌المللی» سخن می‌گویند، اما در موارد دیگر سکوت یا حمایت می‌کنند. همین تناقض باعث شده اعتبار ادعای نظم جهانی مبتنی بر قانون بیش از پیش زیر سؤال برود.




بر سر حزب توده‌ی ایران چه آمده است؟
چرا مرز روشنی با برنامه‌ی صهیونیستی-امپریالیستی «تغییر رژیم» در بیانیه‌ی حزب توده‌ی ایران دیده نمی‌شود؟

مقاله ۵۱/۱۴۰۴
۱۵ اسفند ۱۴۰۴، ۶ مارس ۲۰۲۶

پیش گفتار

در شرایطی که میهن ما، ایران، زیر یورش نیروهای بیگانه است و مردم ما با بمباران هواپیماهای جنگنده‌ی امپریالیسم و صهیونیسم کشته می‌شوند، خواندن بیانیه‌ی حزب توده‌ی ایران درباره‌ی مرگ خامنه‌ای دردآور است. در این بیانیه مرز روشنی با راهبرد «تغییر رژیم» امپریالیسم و صهیونیسم دیده نمی‌شود. این بیانیه به‌جای پافشاری بر دفاع از میهن و تمامیت ارضی آن، همراه با درخواست بسیار درست آتش‌بس، «گذار از رژیم» را در دستورکار خود گذاشته است.

حزب توده‌ی ایران، به‌گواه تاریخ، یک حزب ضد‌امپریالیسم و میهن‌دوست بوده است و همواره دفاع از استقلال ملی و دفاع از مرزهای ایران را از برجسته‌ترین وظیفه‌های خود دانسته است. نام بزرگانی مانند سرهنگ عطاریان و ناخدا افصلی در تاریخ دفاع از میهن ما همچون مهتابی در شب تاریک می‌درخشد. همراهی با برنامه‌های امپریالیسم برای براندازی با کمک تجزیه‌خواهان و شاهنشاهی‌خواهان، آن هم در شرایط جنگی کنونی، نگرانی‌برانگیز است. کسی از نیروهای اپوزیسیون میهن‌دوست نخواسته است که دوست جمهوری اسلامی شوند، ولی هر نیروی مسئولی باید در کنار مردم برای دفاع از میهن بایستد و مرز خود را با برنامه‌ی امپریالیستی «تغییر رژیم» روشن کند.

دفاع از میهن در برابر اشغال، شرط آغازین هر پیکار اجتماعی آینده است. همان‌گونه که ما پیش‌تر نوشته‌ایم، اگر جامعه زیر چکمه‌های نیروهای بیگانه لگدمال شود، شرایط هرگونه نبرد برای آزادی و عدالت اجتماعی سخت و دشوار خواهد شد. دشمن برای خونخواهی ما نیامده، به خونخواهی خودش آمده است. او از پراکندگی ما بهره می‌جوید، از خشم ما علیه خودکامه، آبی برای آسیاب تجزیه میهن می‌سازد تا ما را سال‌ها به جان هم بیندازد. ایران برای ماست، برای همه ما. این خاک، این تاریخ، این فرهنگ، میراث مشترک همه ایرانیان است؛ چه آنان که در زندان‌های حکومت جان دادند، چه آنان که در غربت برای میهن دل می‌سوزانند.

بدون هیچ تردیدی، هواداران و عضوهای میهن‌دوست حزب توده‌ی ایران نمی‌توانند با این خط همساز باشند. این بیانیه با بیانیه‌ی نخست حزب توده‌ی ایران درباره‌ی یورش بیگانگان به میهن ما نیز در تضاد است. بدون هیچ تردیدی می‌توان باور داشت که حتا کسانی در کمیته‌ی مرکزی خودِ حزب توده‌ی ایران با این خط همراهی ندارند.

شاید می‌توانستیم باور داشته باشیم که این بیانیه شتابانه نوشته شده است و به واکاوی ژرفای همه‌ی سویه‌های رویدادهای کنونی نپرداخته است. ولی خبرهای نگران‌کننده‌ی دیگری، این ساده‌باوری را از میان برمی‌دارد. در یورونیوز فارسی می‌خوانیم که « رضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، در فهرست موقتی قرار گرفته که کمیته امور خارجی پارلمان اروپا برای برگزاری نشستی درباره وضعیت کنونی ایران تهیه کرده است.این فهرست که نسخه‌ای از آن به دست یورونیوز رسیده، هنوز نهایی نشده و قرار است عصر چهارشنبه تأیید شود.» «در این فهرست نام هفت نفر دیده می‌شود؛ از جمله شیرین عبادی، وکیل و برنده جایزه صلح نوبل، و همچنین رهبران احزاب و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی مانند جبهه هفتم آبان، حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کمونیست توده. همچنین یک صندلی به‌طور نمادین خالی خواهد ماند تا نماینده رهبران مخالفی باشد که در داخل ایران امکان حضور در این نشست را ندارند.» (۰۴/۰۳/۲۰۲۶ – یورونیوز فارسی) کسی نمی‌داند که از چه «حزب کمونیست توده»ای در این نوشته سخن گفته می‌شود. ولی نگرانی ما در این‌جا به پایان نمی‌یابد.

در دو بیانیه‌ی حزب توده‌ی ایران، درباره‌ی یورش هوایی و بمباران میهن‌مان از سوی نیروهای امپریالیستی آمریکا و ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیستی، حتا یک بار هم واژه‌ی «صهیونیسم» به کار برده نمی‌شود. در این بیانیه سه بار «اسرائیل» و «دولت نتانیاهو» جنایتکار، دو بار نژادپرست و دو بار تجاوزکار خوانده شده‌اند. 

این بیانیه‌ها ما را بر آن داشت که به بررسی ۱۸ نوشته‌ی «نامه‌ی مردم» درباره‌ی اسرائیل بپردازیم.

این نوشته با هدف کاویدن گفتارِ رسانه‌ایِ حزب تودهٔ ایران و نشریه‌ی «نامهٔ مردم» درباره‌ی اسرائیل نوشته شده است. با برجستگی کاوشِ گفتار در شناختِ سویه‌گیری‌های سیاسی و اندیشه‌ای، این نوشتار می‌کوشد با وارسیِ بسیاری از بیانیه‌ها، گزارش‌ها و برگردان‌هایی که در بازه‌ای زمانیِ روشن چاپ شده‌اند، الگوهای زبانی و چارچوب‌های معناییِ چیره در این نوشته‌ها را بیرون بکشد و معنی‌گذاری کند. کانونِ کار بر شیوه‌ی نام بردن از اسرائیل و سرکردگیِ آن، و به‌ویژه پرهیزِ آشکار از به‌کارگیریِ واژه‌ها و ترکیب‌های ویژه‌ای مانند «صهیونیسم» است. این وارسی از روشِ کاوشِ درونمایه در دو سویه‌ی

شمارشی و سنجشی بهره می‌گیرد و در پی پاسخ به این پرسش است که آیا این پرهیزِ زبانی، پیش آمدی است یا برآمده از راهبردهای رسانشی و سیاسیِ آگاهانه. این پژوهش همچنین می‌کوشد با نگاهی تاریخ‌مند و بر پایه‌ی کاوشِ لایه‌های اجتماعی، جایگاهِ پرداختن به ریشه‌های اندیشه‌ایِ بحران را برجسته کند.

بررسی نوشته‌های «نامهٔ مردم» در باره اسرائیل

برای تهیه این نوشته، از نوشته‌ها و برگردان‌های چاپ‌شده در «نامهٔ مردم» (ارگان مرکزی حزب تودهٔ ایران)  بهره گرفته شده است. در زیر فهرست سرچشمه‌های به‌کاررفته را می بینید:

نوشته هایی که در خود «نامهٔ مردم» چاپ شده است: بیانیه حزب توده ایران(۱۱ اسفند ۱۴۰۴) «مرگ دیکتاتور، خواست مردم برای گذار از رژیم ضدمردمی ولایت فقیه، و ضرورت آتش‌بس فوری و فراهم آوردن شرایط برای حاکم شدن مردم بر سرنوشت و زندگیشان»؛ بیانیه حزب توده ایران(۹ اسفند ۱۴۰۴) «حزب توده ایران حمله تجاوزکارانه دولت جنایتکار اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران را به شدت محکوم میکند»؛ حزب توده ایران (۲۹ دی ۱۴۰۴) «محکومیت سخنان ضدانسانی دونالد ترامپ درباره آوارگی مردم غزه»؛ نامهٔ مردم (۲۲ دی ۱۴۰۴) «بیانیه کمیته مرکزی حزب توده ایران: محكوميت قاطع جنايت جنگي اسرائيل در غزه»؛ حزب توده ایران (۱۹ دی ۱۴۰۴)؛ «تجاوز نظامی اسرائيل به خاك سوريه و اشغال مناطق جديد»؛ حزب توده ایران (۹ دی ۱۴۰۴) «اشغال مناطق جدید در سوریه»؛ نامهٔ مردم (۱۲ آبان ۱۴۰۴) «اسرائیل، آمریکا و اروپا، باید به دلیل جنایت جنگی در غزه پاسخگو باشند!»؛ نامهٔ مردم / بهزاد نوید / به سوی آینده (۲۰ مرداد ۱۴۰۴) «فلسطین برقرار خواهد ماند!»؛ حزب توده ایران (۱۲ بهمن ۱۴۰۴) «گزارش هیئت سیاسی به نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران (مصوب پلنوم)»

برگردان های چاپ شده در «نامهٔ مردم»: نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۲۸ مهر ۱۴۰۴) «دولت کارگر جدید بریتانیا با رژیم جنایتکار اسرائیل همدست است»؛ نامهٔ مردم (۱۴ مهر ۱۴۰۴) «در سایهٔ یکسال کشتار و نسل‌کشی در غزه»؛ نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۱۷ شهریور ۱۴۰۴) «“دولت” کارگر بریتانیا برای “اسرائیل” در غزه جاسوسی می‌کند»؛ نامهٔ مردم (برگردان از دموکراسی خلق) (۶ مرداد ۱۴۰۴) «رژیم نسل‌کش اسرائیل و اشغالگران»؛ حزب توده ایران (برگردان از ژاکوبن) (تیر ۱۴۰۴) «جنگ اسرائیل علیه غزه از نظرگاه بنیامین نتانیاهو و محور مقاومت»؛ حزب توده ایران (برگردان از دنیای مردم) (۲۶ خرداد ۱۴۰۴) «در مخالفت با طرحی برای آتش بس در غزه، سنا آمریکا قطعنامه‌ای برای کمک‌های نظامی به اسرائیل تصویب کرد»؛ نامهٔ مردم (برگردان از میدل ایست آی) (۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) «اسرائیل درصدد اشغال دائم نوار غزه است»؛ حزب توده ایران (۳ فروردین ۱۴۰۴)؛ «حزب تودۀ ایران کارزار نظامی جدید دولت جنایتکار اسرائیل علیه مردم فلسطین و لبنان را بشدت محکوم می کند»؛ نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۲۷ دی۱۴۰۴) «مصاحبهٔ روزنامهٔ «مورنینگ استار»‌با رفیق محمد امیدوار»‌.   

با واکاوی نوشته‌های بالا از سرچشمه‌های رسانه‌ای حزب توده ایران، مانند «نامهٔ مردم» و برگردان‌شده‌ای چون مورنینگ استار، ژاکوبن و میدل‌ایست آی، می‌توان به یک الگوی روشن در نام بردن از اسرائیل و نتانیاهو پی برد. این نوشته‌ها بیشتر از واژه‌هایی مانند «رژیم اسرائیل»، «دولت جنایتکار اسرائیل»، «نظام نسل‌کش»، «دولت فاشیستی نتانیاهو» و «اشغالگر» بهره می‌گیرند، اما از به‌کار بردن واژه‌هایی مانند «صهیونیسم» و«صهیونیست»  به‌گونه‌ای روشن و چارچوب‌مند پرهیز می‌کنند.

در هجده نوشته نامبرده نزدیک به ۲۵ هزار واژه به کار برده شده است، در این میان ۲۸۰ بار واژه “اسرائیل”  و  ۴۶ بار “نتانیاهو”. خط اصلی گزارش در باره‌ی نقش اسرائیل در رویدادهای میهن ما و فلسطین را می‌توان در پنج چارچوب گفتمان چیره و بسیار بازگویی شده کوتاه کرد.

پرکاربردترین این توصیف‌ها، نمایش اسرائیل هم چون یک «رژیم یا دولت جنایتکار» است که با واژه‌های کلیدیِ «جنایتکار»، «نسل‌کُش»، «فاشیستی»، «نژادپرست» و «آپارتاید» در ۱۶ از ۱۸ نوشته بازگویی شده است. این چارچوب، سنگ بنای روایت‌ها و گزارش‌ها را تشکیل می‌دهد. ۱۰۳ بار واژه‌های «اشغال» و «اشغالگر»، یا اسرائیل هم چون یک «قدرت اشغالگر و توسعه‌طلب» به کار برده شده است.

 

سه گونه دیگر گفتمان روایت کلان را نیرومند می‌کنند، مانند «عامل بحران‌آفرین منطقه‌ای» (با واژه‌هایی مانند ماجراجو و جنگ‌طلب در ۱۲ نوشته)، «دست‌نشاندهٔ امپریالیسم آمریکا» (پشتیبانی واشنگتن از اسرائیل در ۱۱ نوشته)، و «نقض‌کنندهٔ قوانین بین‌المللی» (با برچسب قانون‌شکن در ۹ نوشته).   

واژه‌هایی مانند «صهیونیسم»، «صهیونیست» تنها هشت بار در این ۱۸ نوشته با ۲۵ هزار واژه به کار رفته‌اند که دربرگیرنده نوشته‌های زیر است: در بیانیه حزب توده ایران (۲۹ دی ۱۴۰۴) در جمله «نقشه مال آمریکایی‌ها و عوامل رژیم صهیونیستی است» (که گفتآورد از سخنان علی خامنه‌ای است)؛ در برگردان نوشته مورنینگ استار (۱۲ آبان ۱۴۰۴) دو بار، یک بار «مفسر ضدصهیونیست اسرائیلی» و بار دیگر «صهیونیسم و امپریالیسم ایالات متحده»؛ در برگردان دیگری از مورنینگ استار (۱۷ شهریور ۱۴۰۴) «آپارتاید بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی»؛ و در برگردان نوشته دموکراسی خلق (۶ مرداد ۱۴۰۴) «سیاستمداران و شهرک‌نشینان راست افراطی صهیونیست» آمده است.

در نوشته‌های خود «نامهٔ مردم»، تنها دو بار واژه «صهیونیسم» به کار برده شده است و هر دو بار در باره‌ی چهره‌هایی که هوادار و یا پشتیبان«صهیونیسم» هستند؛ در «نامهٔ مردم» (۱۴ مهر ۱۴۰۴) «چهره‌های شناخته‌شده طرفدار صهیونیسم»؛   در  «نامهٔ مردم» (۱۲ آبان ۱۴۰۴) «چهره‌های شناخته‌شده حامی صهیونیسم». همان‌گونه که می‌بینیم سخن از سیستم صهیونیستی و یا رژیم صهیونیستی نیست و حتا سخن از کسانی که صهیونیست هستند نیست بلکه سخن از کسانی است که هوادار و یا پشتیبان «صهیونیسم» هستند.

چرایی جای تهی «صهیونیسم» در رسانه‌های حزب توده ایران

این خودداری پیوسته و آگاهانه از کاربرد واژه صهیونیسم می‌تواند دلیل چندگانۀ زیر را داشته باشد:

هدفمندسازی انتقادها روی دولت، پنهان سازی دلیل اصلی، «سامانه صهیونیستی»

در این نوشته‌ها، خرده‌گیری‌ها بیشتر بر دولت کنونی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو و راه‌وروش‌های پیاده سازی آن (مانند جنگ در غزه، اشغالگری، نسل‌کشی، پشتیبانی از شهرک‌سازی، بمباران من ما) متمرکز شده است. گویا نویسندگان می‌خواهند خرده‌گیری خود را به‌گونه‌ای عینی و بر پایه‌ی کارهای انجام‌شده‌ی سنجش‌پذیر (بر پایه‌ی قانون‌های جهانی) پیش ببرند، نه اینکه آن را به یک «سامانه‌ی اندیشه‌ای» «سیستم ایدئولوژیک» (صهیونیسم) پیوند دهند که تعریف روشنِ حقوقی-جهانیِ کمتری دارد، ولی بار ایدئولوژیک و سیاسی ژرف. این کار شاید برای خرسند کردن خوانندگان لایه‌های میانی باشد که از این گونه واژه‌های سیاسی خوششان نمی‌آید.

به‌کار بردن واژه‌ی «صهیونیسم» شاید مایه آن شود که برخی خوانندگان (به‌ویژه در غرب) این خرده‌گیری‌ها را «ایدئولوژیک» یا «توطئه‌باورانه» برداشت کنند. این نوشته‌ها بیشتر دوست دارند که با تکیه بر گزارش‌های سازمان ملل، دادگاه‌های جهانی و رویدادهای میدانی (مانند کشتار مردم بی‌گناه، یورش به امدادگران)، به خرده‌گیری‌های خود چهره‌ای «انسان‌دوستانه» و «عینی» بدهند. در عمل، تمرکز بر کردارهای دولت اسرائیل به جای ویژگی‌های «ایدئولوژیک»، مایه آن می‌شود که خرده‌گیری‌ها همگانی‌تر و کم‌رنگ‌تر و پذیرش آمیزتر شوند.

شمارِی از این نوشته‌ها (به‌ویژه آن‌هایی که از سرچشمه‌های غربی برگردانیده شده‌اند) شاید دوست ندارند که میان «صهیونیسم» هم چون یک پدیده ایدولوژیک -سیاسی و کشتار کنونی «دولت اسرائیل»هم چون یک سامانه‌ی کشوری، پیوندی بسازند. آنان دستِ‌کم نمی‌خواهند همه‌ی دست‌اندرکاران سیاسی اسرائیل را به انگیزه‌ی دیدگاه صهیونیستی به پرسش بکشند، بلکه آماج بنیادین‌شان نقد کارگزاران کشوری و راهبردهای جنگی ارتش آنان، جدا از ریشه‌یابی از تاریخِ چالشِ فلسطین، است.

بسیاری از نوشتارهای برگردانیده از رسانه‌های غربی (همانند ژاکوبن، میدل‌ایست آی) در گُستره‌ی چپ جهانی کنش می‌ورزند که فراوان از واژگان «آپارتاید اسرائیل»، یا «دولت نژادستیز اسرائیل» سود می‌جویند، اما کَم‌تر از «صهیونیسم» همچون سامانه‌ی فرمانروا که چالش فلسطین را آفریده است، سخن می‌گویند. این شاید به انگیزه‌ی ترس از انگ خوردن ضدیهودی بودن باشد.

کشتار فلسطینی‌ها یک برنامه کهن صهیونیستی

برآیند، پرهیز این نوشتارها از کاربرد «سامانه‌ی صهیونیستی» شاید برآمده از راه‌بُرد پیوند آگاهانه باشد: نویسندگان می‌خواهند خرده‌گیری خود را بر پایه‌ی کردار دولت اسرائیل استوار سازند، نه برچسب‌های کیش‌باورانه، ایدولوژیک و استعماری. این کنش هم کم نیش‌تر است، هم شنوندگان گسترده‌تری را به خود می‌کشاند، و هم توان پیوند با لایه‌های میانی را فراهم می‌آورد. با این همه، این گزینش زمینه‌ساز آن می‌شود که ریشه‌های کیش‌باورانه و تاریخی آشوب (یعنی صهیونیسم هم چون پروژه‌ای استعماری) از چشم خواننده پنهان بماند. پافشاری تنها بر دولت کنونی اسرائیل —هرچند که در چارچوب حقوقی و رسانه‌ای می تواند سودمند باشد — ولی در عمل به یک کاستی و تاریکی تاریخی می‌انجامد. این نگرش، ریشه و بن‌مایه یکپارچه و پُیوسته کُنش‌های ستم‌بار همه دولت‌های اسرائیل از آغاز تا کنون را کم‌رنگ می‌کند.

در این دیدگاه، یک رویداد بزرگ تاریخی زیر پرده تاریکی پنهان می‌ماند. کوچ‌گران یهودی اروپایی، با پشتیبانی قدرت‌های امپریالیستی (بریتانیا و سپس ایالات متحده)، فلسطین را مستعمره کردند و مردم بومی فلسطینی را (با رویداد نکبه) آواره کردن و دربند آوردند. دستگاه دولتی در اسرائیل با سیاست‌های استعماری و با کمک کشورهای امپریالیستی، ابزاری برای پاسبانی از چیرگی بورژوازی بزرگ و وابسته یهود بر فلسطین و آن بوده و هست. همه این دولت‌ها، چه از حزب کارگر یا لیکود، در نهاد خود، بر پایه و پیکره همان آیین بنیادین صهیونیستی —که در گوهر خود بیگانه‌گزاری (Settler Colonialism) و کشورگشایی است— پایه گزاری شده‌اند. راهبرد سرشتی آن‌ها در برخورد با مردم فلسطین، برآمده از یک خواست ایدئولوژیک برای چیرگی بر زمین و به بیرون راندن مردمان بومی فلسطین بوده است. اگر امروز ما تنها به خرده گیری از کردارهای آشکار این دولت بسنده کنیم، ناخواسته این پندار نادرست را پدید می‌آوریم که گویی می‌توان دولت اسرائیل را از سرشت چیرگی صهیونیستی آن جدا دانست و با یک “دولت بهتر” به آشتی رسید، با اینکه همه می‌دانند که چالش بنیادین، خود پروژه صهیونیسم و سامانه‌ای است که برای نادیده گرفتن حق پایه‌ای بودن و بازگشت فلسطینیان ساخته شده است.

این گزینش زبانی —که شاید از روی سوداگری سیاسی باشد— در پایان، چشم‌ها را از دیدن این حقیقت تاریخی برمی‌گرداند: ستم بر فلسطینیان یک گمراهی گذرا یا کژروی یک دولت ویژه نبوده، بلکه فرآورده نیازمند و همیشگی اندیشه و سامانه صهیونیستی از روز نخست تا به امروز بوده است.

پیش از سال ۱۹۴۵ میلادی، خاک فلسطین زیر چیرگی بیگانه (بریتانیا) بود. در این زمان، جنبش صهیونیستی با پشتیبانی نیروهای استعماری، به گونه‌ای سامان‌مند به بیگانه‌گزاری و خرید زمین‌های فلسطینیان دست زد. این رَوند، همراه با سیاست کوچ گری گسترده، به آرامی بنیان‌های جمعیتی و اقتصادی جامعه بومی فلسطین را سُست کرد. هدف نهادینه، فراهم کردن یک اکثریت یهودی و دولتی جداگانه در سرزمینی بود که مردم فلسطین باشندگان دیرینه‌ی آن بودند.

سال ۱۹۴۸، سال فاجعه بزرگ (النکبة) برای مردم فلسطین بود. با برپایی دولت اسرائیل، نزدیک به هشتصد هزار فلسطینی، با کشتار، ترس‌افکنی و آواره‌سازی سامان‌یافته از خانه و کاشانه خود رانده شدند. صدها روستا و شهرک ویران و نابود گردید تا راه برای شهرسازی تازه آمدگان بیگانه باز شود. این پاکسازی نژادی، سنگ بنای بحران پناهندگان فلسطینی را گذاشت که تا امروز پابرجاست.

پس از جنگ ۱۹۶۷ و بَریَنداری «اشغال نظامی» کرانه باختری، نوار غزه و بیت‌المقدس شرقی، ستم بر فلسطینیان به گونه‌ای ساختاری و نظام‌مند پی‌گیری شد. سیاست خانه‌ویرانی، سختگیری آمدوشد، دزدیدن زمین‌ها، و برپایی شهرک نشینی، همگی برای سست کردن پایه‌های زندگی فلسطینیان و پیش‌برد پروژه بیگانه‌گزاری به کار گرفته شد. در این دوره، سامانه‌ی دوگانه‌ی شهروندی پدید آمد که در آن، شهرک نشینان اسرائیلی از همه امتیازهای قانونی و زیرساختی بهره می‌برند، هم زمان فلسطینیان زیر قانون‌های نظامی سرکوب‌گر زندگی می‌کنند.

اکنون، پس از دهه‌ها، این رَوند به برپایی یک سامانه‌ی یکپارچه‌ی ستم و جداسازی انجامیده که بسیاری از نهادهای بین‌المللی و کنشگران حقوق انسانی، آن را جدازیستی و جدانژادی (آپارتاید) می‌نامند. از نوار غزه در چنبره گرفته شده  تا کرانه باختریِ تکه‌تکه شده و فلسطینیان درون خاک ۱۹۴۸، همه زیر گونه‌های گوناگون ستم و خواری، نابرابری و پایمال کردن حقوق بنیادین زندگی می‌کنند. ریشه‌ی این آشوب، نه در کردار یک دولت ویژه، که در خواست و پروژه‌ی بی‌پایان صهیونیسم برای دست‌اندازی بر همه سرزمین و به حاشیه راندن مردم بومی آن نهفته است.

چرا سخن گفتن از صهیونیسم مهم است؟

صهیونیسم، پدیده‌ای روبنایی و زاده نیازهای مادی بورژوازی بزرگ یهود در سده نوزدهم اروپاست. مارکسیسم، با رویکردی علمی و طبقاتی، صهیونیسم را کیش و ابزار ایدولوژیک بورژوازی یهود و امپریالیسم می داند. کوچ گران یهودی اروپایی، با پشتیبانی قدرت‌های امپریالیستی (بریتانیا و سپس ایالات متحده)، فلسطین را مستعمره کردند و مردم بومی فلسطینی را در فاجعه بزرگ (النکبة) آواره کردند و دربند آوردند. دستگاه دولتی در اسرائیل با سیاست‌های استعماری و با کمک کشورهای امپریالیستی، ابزاری برای پاسبانی از چیرگی بورژوازی بزرگ و وابسته یهود بر فلسطین بوده و هست.

رفیق جان داده راه آزادی و برابری، نیک آیین در«واژه های سیاسی و اجتماعی» در باره صهیونیسم می نویسد: « یک جریان ناسیونالیستی متعصب متعلق به بورژوازی یهود است».

این کیش، در بنیاد خود ابزار اندیشه‌ای برای گردآوری سرمایه و نیروی انسانی، و سرانجام برپایی یک پایگاه بیگانه‌گزار در فلسطین بود تا به نیازهای انباشت سرمایه و گسترش نفوذ امپریالیستی پاسخ دهد. پارسایی دروغین و ریاکارانه از سرزمین «صهیون»، تنها پوششی دینی برای پروژه‌ای ژرف سراسر زمینی و مادی بود. خواست آغازین آن برای آفرینش «کانون یهود» در آمریکای لاتین یا آفریقا، گواه آن است که درون‌مایه بنیادی آن نه بازگشت به سرزمینی مقدس، که پایه گزاری پایگاهی بیگانه‌گزار در خدمت امپریالیسم —در هر جای از جهان— بود.

سازمان جهانی صهیونیسم، که امروز شبکه‌ای فراملی از سرمایه و قدرت است، نشان‌دهنده هم‌جوشی سود انحصارهای بزرگ یهودی با کانون‌های امپریالیستی، به‌ویژه ایالات متحد آمریکاست. این نهاد، دارایی‌های کلان، شرکت‌های انحصاری، زمین‌ها و بنگاه‌های سازنده را در دست دارد و کارکرد آن، اقتصاد سیاسی بیگانه‌گزاری نو را در سرزمین‌های تکه‌تکه‌شده پیش می‌برد.

نیک آیین می نویسد: «مرکز آن در ایالات متحد آمریکاست و فعالیت‌های جمعیت‌های صهیونیست را در بیش از ۶۰ کشور جهان کنترل می‌کند».

شالوده اندیشه‌ای صهیونیسم بر ساخت یک ملت پنداری و فراملی یهود استوار است که ستیزهای طبقاتی درون جامعه یهودیان را پنهان می‌کند. این کیش با تبلیغ «یکپارچگی منافع ملی»، تضاد کارگر و سرمایه‌دار یهودی را می‌پوشاند و پرولتاریای یهود را وامی‌دارد تا منافع زیستی خود را در پای منافع بورژوازی بزرگ یهود قربانی کند. نیک آیین می نویسد: «صهیونیسم در درجه اول با منافع پرولتاریای یهود مغایر است». صهیونیسم، با جدا کردن کارگران یهود از هم‌طبقه‌ای‌های غیریهودی خود، آگاهانه همبستگی طبقه کارگر را می‌شکند و آن را از جنبش جهانی کارگری و آزادی‌بخش جدا می‌سازد».

این ایدولوژی، به گونه‌ای ساختاری، ابزار و تیغی در دست نیروهای واپسگرا و امپریالیستی جهانی است. درون‌مایه آن، شووینیسم جنگ‌جوی، نژادستیزی و دشمنی با کمونیسم است و برای توطئه‌چینی علیه جنبش‌های ملی، آزادی‌بخش و سوسیالیستی به کار گرفته می‌شود. دولت‌های گوناگون اسرائیل، هم چون دستگاه پیاده ساز و سرکوب‌گر این برنامه، نقش ژاندارم منطقه‌ای امپریالیسم را بازی می‌کنند. نیک آیین می نویسد: «صهیونیسم [..] سیستم ارتباطات پرشاخه و مؤسسات بی‌شماری نیز هست و مجموعه نظریات، سازمان‌ها، سیاست‌ها و روش‌های سیاسی و اقتصادی بورژوازی بزرگ یهود را که با محافظ انحصاری ایالات متحد آمریکا و سایر کشورهای امپریالیستی جوش خورده‌اند تشکیل می‌دهد».

برخی‌ها از ترس ضدیهودی خوانده شدن از کاربرد واژه صهیونیسم ترس دارند، ولی از نگرش مارکسیستی، صهیونیسم و یهودستیزی، دو روی یک سکه واپسگرایی هستند. هر دو، با نادیده گرفتن نگرش‌های طبقاتی، یهودیان را هم چون یک دسته یکپارچه نژادی می‌بینند. یهودستیزی، با دشمنی با همه یهودیان، به‌گونه عینی آگهی‌رسانی صهیونیسم را درباره «نیاز به یک پناهگاه امن» باورپذیر می‌کند و یهودیان را به آغوش برنامه صهیونیستی می‌راند. از سوی دیگر، صهیونیسم با جدا کردن یهودیان از خلق‌های میزبان، خود بستر اجتماعی یهودستیزی را نیرومند می‌کند. این دیالکتیک شوم، تنها به سود طبقه‌های  فرمانروا است که از پراکندگی توده‌های رنج سود می‌برند. نیک آیین می‌نویسد: میان «صهیونیسم و آنتی‌سیتمیسم تفاوتی نیست».

تنها با فروریزی سرمایه‌داری و امپریالیسم است که بنیان مادی هر دو پدیده صهیونیسم و یهودستیزی از میان خواهد رفت.

پایان‌سخن

وارسیِ هجده نوشته‌ی برگزیده از بیانیه‌های حزب توده‌ی ایران، نوشته‌های «نامهٔ مردم» و برگردان‌های آن از سرچشمه‌هایی چون «مورنینگ استار» و «ژاکوبن»، الگوی پرمعنایی را در گفتارسازی درباره‌ی اسرائیل نشان می‌دهد. در این نوشته‌ها، اسرائیل بیشتر در چارچوب‌های پنج‌گانه‌ی «رژیم جنایتکار»، «نیروی اشغالگر»، «آفریننده بحرانِ منطقه‌ای»، «دست‌نشاندهٔ امپریالیسم» و «زیرپاگذارِ قانون‌های جهانی» بازنمایی می‌شود. با این همه، به‌کارگیریِ واژه‌ها و هم آمیز‌های بی‌پرده و چالش‌برانگیزی مانند «صهیونیستی» به‌گونه‌ای چشمگیر بسیار بسیار اندک (۸ بار در میان ۲۵ هزار واژه) است و تنها دو بار در خود «نامهٔ مردم» و ان هم به گفته‌برداری‌ها یا بازنماییِ هوادارانِ آن بازتاب می‌یابد.

این پرهیزِ زبانی را می‌توان برآمده از یک راهبردِ آگاهانه‌ی سیاسی دانست که هدف آن، کانونی کردن خرده‌گیری‌ها بر کردارهای روشن و سنجش‌پذیرِ دولت اسرائیل (مانند جنگ، اشغال و نسل‌کشی) در چارچوبِ قانونِ جهانی است، نه تکیه بر واژه های ایدولوژیک که شاید نزد خوانندگانِ ویژه ای، به‌ویژه در غرب، و لایه‌های میانی هم‌چون گفتاری یک‌سویه و ناپسندیده درک شود. این شیوه، زمینه‌ی کشاندن گروه‌های میانه و نیرومند کردنِ چهره‌ی «انسان‌دوستانه» و «عینی» خرده‌گیری‌ها را فراهم می‌کند.

با این همه، این نوشته نشان می‌دهد که این گزینشِ راهبردی، با آن‌که شاید در کوتاه‌زمان کارآمد باشد، یک کمبودِ ژرفِ تاریخ‌مند و سنجشی را نیز به همراه می‌آورد. با پرهیز از پرداختن به سرشتِ اندیشه‌ایِ صهیونیسم هم چون برنامه‌ای استعمارگرانه و طبقاتی، ریشه‌های یکپارچه و پیوسته‌ی ستم بر فلسطینیان از ۱۹۴۸ تا امروز کم‌رنگ می‌شود. کاوشِ تاریخ‌مندِ ماتریالیستی نشان می‌دهد که صهیونیسم، به‌سانِ ابزاری در دستِ بورژوازیِ بزرگِ یهود و امپریالیسم، نه یک کژرویِ گذرا، بلکه سرچشمه‌ی بنیادینِ راه‌وروش‌های خانه‌ویران‌کن، آواره‌ساز و آپارتاید است. جدا کردن کردارهای دولت اسرائیل از پایه‌های صهیونیستیِ آن، این پندارِ خطرناک را پدید می‌آورد که گویا با دگرگون شدنِ دولتی ویژه می‌توان به راه‌چاره‌ای پایدار رسید؛ با این‌که گرهِ اصلی، خودِ برنامه‌ای است که حق فرمانروایی و بازگشتِ مردم فلسطین را به‌گونه‌ای ساختاری نادیده می‌گیرد.

از این رو، چشم‌پوشی از نقدِ ریشه‌ایِ صهیونیسم به‌سانِ یک اندیشه و یک سامانه‌ی سیاسی-اقتصادی، ناتوانی در پیش نهادنِ کاوشی همه‌سویه و انقلابی از بحران را در پی دارد. پیکارِ راستین برای آزادی فلسطین، نیازمندِ پرده‌برداریِ هم‌زمان از نمودهای روشنِ ستم و سرچشمه‌ی طبقاتی و اندیشه‌ایِ آن است؛ برنامه‌ای که تنها با فروریختنِ سامانه‌ی امپریالیستی و سرمایه‌داریِ جهانی که صهیونیسم به آن گره خورده است، به انجامِ خواهد رسید.

شاید یکی از دلیل‌های اصلی دل‌خوری کمونیست‌های فلسطینی و حزب کمونیست لبنان از حزب توده‌ی ایران، دور بودن خط کنونی از خط گذشته حزب در باره نقش ویرانگر صهیونیسم در بدبختی و آوارگی فلسطینیان باشد.

پیوست

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ: ۱۱ اسفند ۱۴۰۴

مرگ دیکتاتور، خواست مردم برای گذار از رژیم ضدمردمی ولایت فقیه، و ضرورت آتش‌بس فوری و فراهم آوردن شرایط برای حاکم شدن مردم بر سرنوشت و زندگی‌شان

“در پی حمله‌های تجاوزکارانهٔ رژیم جنایت‌کار نتانیاهو و امپریالیسم آمریکا”

“امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقه، به‌ویژه دولت نژادپرست نتانیاهو، “

“تحمیل صلح به تجاوزکاران آمریکایی-اسرائیلی و “

“هر معامله‌ای با ترامپ و نتانیاهو تن دهند و ایران و منافع ملی کشور “

“در شرایطی که بمباران‌های جنایت‌کارانهٔ آمریکا و اسرائیل ادامه دارد”

*****

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ:  ۹اسفند ۱۴۰۴

حزب توده ‌ایران حمله تجاوزکارانه دولت جنایتکار اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران را به شدت محکوم می‌کند!

“حملات گستردهٔ موشکی و هوایی دولت نژاد پرست اسرائیل و دولت آمریکا قرار”

“جمهوری اسلامی حملات موشکی متقابلی را علیه اسرائیل و”

” خبرگزاری‌های جهان نیروهای هوایی اسرائیل به”

“تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل که از سوی دادگاه بین‌المللی لاهه”

” صلح و پایان دادن به این تجاوز اسرائیل و امپریالیسم آمریکا “

*****

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ: ۲۹ دی ۱۴۰۴

حزب توده ‌ایران حمله تجاوزکارانه دولت جنایتکار اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران را به شدت محکوم می‌کند!

“سپاه پاسداران در بیانیهٔ ۱۷ دی ۱۳۹۶ مدعی شد که «آمریکا، انگلیس، اسرائیل، سازمان مجاهدین، و سلطنت‌طلبان» با این اعتراض‌ها ارتباط دارند.”

      “علی خامنه‌ای نیز در دیدار عمومی ۱۹ دی ۱۳۹۶ ضمن متهم کردن آمریکا و بریتانیا و اسرائیل گفت که این […] «نقشه مال آمریکایی‌ها و عوامل رژیم صهیونیستی است.»”

      “… نیروهای مزدور بیگانه و ارتجاعی … با حمایت امپریالیسم آمریکا و دولت جنایت‌کار و نسل‌کُش اسرائیل، آماده‌اند …”

      “التماس مزدوری مانند رضا پهلوی به دونالد ترامپ، اتحادیهٔ اروپا، و ارتجاعی‌ترین نیروهای راست افراطی در جهان و جنایت‌کاری مانند نتانیاهو برای مداخله در رخدادهای ایران از یک سو …”

      “نیروهایی که چشم امیدشان به دولت شبه‌فاشیستی ترامپ و دولت جنایت‌کار اسرائیل برای «آزادی ایران» است نمی‌توانند نویددهندگان ایرانی مستقل، آزاد، و آباد باشند.”

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۲۲ دی ۱۴۰۴

       “این رسانه‌ها از یک طرف بهانه به دست سران رژیم داده‌اند که این خیزش اعتراضی مردم را کار آمریکا و اسرائیل اعلام کنند.”

       “[…]، بلکه بدون دخالت و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل عملاً کاری از دستش برنمی‌آید.”

       “آیا شیرین عبادی از دیدگاه‌های فاشیستی، تفکر واپس‌گرای ضدّزن و نژادپرستانه، و سیاست‌های تهاجمی و سلطه‌گرانهٔ فردی مانند ترامپ و همدست جنایت‌کار جنگی‌اش نتانیاهو بی‌اطلاع است؟”

       “[…]، ایران بار دیگر در برابر تهدیدهای خطرناک آمریکا و اسرائیل و عوامل نفوذی‌شان قرار گرفته است.”

       “او گفت: “در صورت حملهٔ نظامی، ایران در چارچوب دفاع مشروع، اسرائیل و مراکز نظامی و کشتی‌رانی آمریکا را اهداف مشروع خواهد دانست.””

       “ابراهیم عزیزی، […] گفت: “در آینده، جمهوری اسلامی بابت اتفاقات این روزها هر اقدامی را علیه آمریکا و اسرائیل مشروع می‌داند.””

       “گروه دوم این رویکرد را در چارچوب طرح‌های راهبردی دولت سلطه‌جو و زورگوی ترامپ و در هماهنگی با نتانیاهوی جنگ‎طلب برای بازچینی نقشۀ ژئوپلیتیک منطقه دنبال می‌کند.”

*****

اعلامیه حزب توده ایران / نامه مردم – تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴ (منتشر شده در شماره ۱۲۵۱، ۲۲ دی ۱۴۰۴)

       “این خیزش اعتراضی مردمی، برخلاف ادعاهای دیکتاتور حاکم، نه جنبشی ساخته و پرداختهٔ امپریالیسم آمریکا و رژیم نسل‌کُش اسرائیل، بلکه نتیجهٔ مستقیم سیاست‌های فاجعه‌بار اقتصادی کلان‌سرمایه‌داری حاکم و فساد، […].”

       “نیروهایی که چشم امیدشان به دولت شبه‌فاشیستی ترامپ و دولت نسل‌کُش اسرائیل برای «آزاد کردن ایران» است نمی‌توانند نویددهندگان ایرانی آزاد، مستقل، و آباد باشند.”

*****

اعلامیه حزب توده ایران / نامه مردم – تاریخ: ۹ دی ۱۴۰۴ (منتشر شده در شماره ۱۲۵۱، ۲۲ دی ۱۴۰۴)

       “[…]جانشین شدن استبداد کنونی با شکل پوسیدهٔ دیگری از استبداد و حاکم شدن نوکران امپریالیسم آمریکا و حکومت نسل‌کش اسرائیل مواجه کرده است.”

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۱۲ آبان ۱۴۰۴

       “[…]- ابتدا در پارلمان اسرائیل (کنست) در تل آویو و چند ساعت بعد در شرم‌الشیخ در مصر- که دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو، و عبدالفتاح السیسی همراه با هم طراحی و کارگردانی کردند، […].”

       “اکنون کاملاً روشن شده است که «طرح ۲۰ ماده‌یی ترامپ»، که با حمایت نتانیاهو و با هماهنگی کامل چهره‌های شناخته‌شده حامی صهیونیسم تهیه شده بود، […] که ادامه دادن به آن برای منافع امپریالیسم آمریکا، دولت اسرائیل، و متحدان ارتجاعی‌شان بیش از حد زیان‌بار شده بود.”

       “دکتر مصطفی برغوثی هشدار داده است که این طرح «به ریشه‌های بحران (اشغال، زمین، حقوق ملی) نمی‌پردازد و نتانیاهو احتمالاً به آن متعهد نخواهد ماند.»”

       “بنابراین، حقوق اساسی و مسلّم مردم فلسطین اساساً قربانی خواست‌های امنیتی اسرائیل شده است.”

       “[…]، تحمیل یک‌جانبهٔ هدف‌های بلندمدت اسرائیل- با استفاده از ویرانی و استیصال ناشی از دو سال نسل‌کشی علیه فلسطینی‌ها- مورد توجه بوده است.”

       “روشن است که نتانیاهو، زیر فشار همراهان افراطی‌اش در دولت، به هر بهانه‌ای می‌کوشد خون‌ریزی و نسل‌کشی در غزه را از سر گیرد.”

       “[…]، مگر اینکه نتانیاهو برای برچیدن کامل حماس و رسیدن به «پیروزی کامل» اقدام کند.”

       “[…]دولت ترامپ، در تلاش برای حفظ توافق ترامپ بود که شتابان به اسرائیل رفتند.”

       “بتسلئل اسموتریچ،‌ وزیر دارایی اسرائیل، […] بر شرایطی که برای پیوستن به «پیمان ابراهیم» دارد، […].”

       “این تحولات، که تأکیدی است بر موضع اسرائیل به‌عنوان بازیگری که با سوءنیّت در خاورمیانه عمل می‌کند […].”

       “حزب تودهٔ‌ ایران […]اولویت اصلی پایان دادن فوری به تجاوز اسرائیل، جنگ نسل‌کشی و رفع محاصرهٔ غزه است.”

       “راه‌حل عادلانه و پایدار و صلح پایدار فقط از طریق پایان یافتن کامل اشغال اسرائیل، تشکیل کشور مستقل فلسطین با پایتختی اورشلیم شرقی در مرزهای ۱۹۶۷، […].”

*****

نامه مردم (بازنشر از مورنینگ استار) – تاریخ: ۲۸ مهر ۱۴۰۴

       “مردم در برابر همدست‌های نِتانیاهو به‌پا خاسته‌اند […]”

       “هنگامی که نسل‌کُشی اسرائیل در غزه آغاز شد، […].”

       “نخست‌وزیر ایتالیا در سفرش به اسرائیل در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۳ / ۱۹ مهرماه ۱۴۰۲ با زبانی […]آکنده از واژه‌هایی درحمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل و “حق دفاع از خود” رژیم آن، موضع دولتش را اعلام کرد.”

       “با این وجود، ارسال جنگ‌افزارهای ایتالیایی به اسرائیل ادامه یافت. […]طبق قراردادهای نظامی‌ای در پیش از حمله اسراییل به غزه با غول جنگ‌افزاری ایتالیا، لئوناردو، امضا شده بود.”

       “از سوی دیگر، جامعهٔ ایتالیا، دست‌کم برای مدتی، در برابر جنایت‌های اسرائیل و حمایت دولت‌شان از نسل‌کُشی‌ای […].”

       “[…]، غول رسانه‌ای راست‌گرا و متحد نزدیک بنیامین نتانیاهو، و رسانه‌های دولتی که مطیع دستورها وسیاست‌های دولت هستند.”

       “[…]کارگران اسکله‌های ایتالیا علیه جنگ در غزه و ارسال جنگ‌افزار به اسرائیل به اعتصابی سراسری دست زدند.”

       “در شکایتی به دیوان کیفری بین‌المللی، جورجیا ملونی، […] از حمایت دولت او از سیاست‌های نسل‌کُشی اسرائیل در غزه بوده است.”

       “در متن شکایت‌نامه تصریح شده است: “دولت ایتالیا با حمایت از دولت اسرائیل، به‌ویژه از مسیر تأمین جنگ‌افزارهای مرگ‌بار، در […].””

       “[…]، ایتالیا یکی از تنها سه کشوری بوده که از سال ۲۰۲۰ / ۱۳۹۹ تا ۲۰۲۴ / ۱۴۰۳ جنگ‌افزارهای متعارف سنگین به اسرائیل صادر کرده است.”

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۱۴ مهر ۱۴۰۴

       “«طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ»، که با همراهی بنیامین نتانیاهو و در هماهنگی کامل با چهره‌های شناخته‌شدهٔ طرفدار صهیونیسم تدوین شده است، […].”

       “اما از دیدگاه طرفداران صلح و حقوق مردم فلسطین، این طرح در واقع چیزی بیش از پوشش سیاسی برای اجرای کامل شروط اسرائیل و تثبیت وضع موجود به‌ سود اسرائیل نیست.”

       “دکتر مصطفی برغوثی، […]، هشدار می‌دهد که این طرح «به ریشه‌های بحران (اشغال، زمین، حقوق ملی) نمی‌پردازد و احتمالاً نتانیاهو نیز به آن پایبند نخواهد بود.»”

       “[…]مشروط به صلح و آزادی گروگان‌های اسرائیلی، مهندسی مجدد حاکمیت غزه (تحت‌الحمایگی)، […].”

       “هیچ تضمین روشنی نیز برای پایان دادن دائمی و کامل به تجاوز اسرائیل در آن منظور نشده است.”

       “در این طرح مشترک ترامپ و نتانیاهو، […].”

       “[…]و عملاً غزه را زیر «نظارت بین‌المللی» با گرایش‌های آمریکایی-اسرائیلی قرار می‌دهد.”

       “با این رویکرد، در واقع حقوق اصلی و مسلّم مردم فلسطین فدای مطالبات امنیتی اسرائیل می‌شود.”

       “این طرح […]می‌کوشد هدف‌های بلندمدت اسرائیل برای حذف مقاومت ملی و تثبیت مرزهای امنیتی دلخواهش را به فلسطینی‌ها تحمیل کند.”

       “[…]که اولویت فوری پایان دادن بی‌درنگ به تجاوز اسرائیل، جنگ نسل‌کشی، و رفع محاصرهٔ غزه است.”

       “صلح پایدار و راه‌حل عادلانه و پایدار فقط از طریق پایان یافتن کامل اشغالگری اسرائیل، […].”

*****

نامه مردم (بازنشر از مورنینگ استار) – تاریخ: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

       “این دولت‌ها مسئول تأمین بی‌ملاحظه و مستمر تسلیحات مورد استفادهٔ نیروهای اشغالگر اسرائیلی و همچنین شکست کامل (یا در واقع بی‌میلی شرم‌آور) در مهار کردن رژیم تل‌آویو، […].”

       “اقدامات آنها می‌تواند و باید شامل اعمال فشار بر اسرائیل […]، پافشاری بر اینکه اسرائیل اجازهٔ عبور […]، یا اعمال فشار بر اسرائیل برای لغو تصمیم جنایت‌کارانه‌اش […] و الحاق کامل این سرزمین به اسرائیل باشد.”

       “[…] نمی‌توان پذیرفت که حق تعیین سرنوشت در فلسطین […]در انحصار یهودیان اسرائیلی باقی بماند.”

       “به این معنی که حتی یک آتش‌بس یا مصالحهٔ موقت، یا هر حیله‌ای که رژیم نتانیاهو به آن متوسل شود، […].”

       “[…]و چشم‌انداز روابط کشور فلسطین با اسرائیل اشغالگر نیز آگاه باشند و هوشیارانه واکنش نشان دهند.”

       “نزدیک به دو سال پس از آغاز جنگ خونین و فاجعه‌بار کنونی در غزه- “نکبت دوم”- به بهانهٔ حملهٔ ۷ اکتبر، رژیم آپارتاید جنایت‌کار در تل آویو […]، و ۵۸ سال اشغال و آپارتاید بی‌رحمانهٔ رژیم صهیونیستی […].”

       “بدون راه‌حل قاطع و عادلانه برای این درگیری وحشتناک و در صورت تسلیم شدن در برابر تلاش‌های اسرائیل برای از بین بردن […].”

       “[…]پافشاری بین‌المللی (از طریق سازمان ملل متحد و قوانین بین‌المللی) برای وادار کردن اسرائیل به پایان دادن فوری و کامل خون‌ریزی در غزه، […]اشغال غیرقانونی کرده است، و تأسیس کشور فلسطین است.”

*****

 «فلسطین برقرار خواهد ماند» ـ بهزاد نوید ـ به سوی آینده تاریخ: ۹ اوت / ۱۸ مردادماه ۱۴۰۴

«[…]- با توجه به تصمیمی که دولت فاشیستی اسرائیل مبنی برتصرف و ادارۀ غزه تصویب کرده است- […].»

«[…]برای دریافت کمک‌های انسانی توسط ارتش جنایتکار اسرائیل کشته و ۷ هزار نفر زخمی شده‌اند.۲»

«فقط با تحریم تسلیحاتی و اقتصادی رژیم نژادپرست اسرائیل می‌توان آن را به عقب‌نشینی وادار ساخت»

«[…]دولت اسرائیل عمداً مانع ورود کمک‌ها می‌شود و تقریباً […].»

«برای اکثر اهالی غزه، تنها راه تهیه غذا از طریق کمک‌های اسرائیل است، […] به محل تیراندازی‌های روزانه و سادیستی ارتش اسرائیل تبدیل شده‌اند.»

«در همین حال، اسرائیل در آستانهٔ الحاق سرزمین‌هایی است که قرار است کشور آینده فلسطین را تشکیل دهند.»

«پارلمان این کشور […]، الحاقی که صرفاً به آنچه اساساً وضعیت موجود در این سرزمین است، رسمیت می‌بخشد.»

«هم‌زمان، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در حال پیشبرد اقداماتی برای کنترل کامل غزه است.»

«احتمالاً با در نظر گرفتن الحاق کامل- از جمله اشغال نظامی تقریباً یک چهارم قلمرویی که اسرائیل تاکنون کنترلی بر آن نداشته است- […].»

«در تمام این مدت هر روز ارتش اسرائیل به کشتار ده‌ها فلسطینی از طریق بمباران و تیراندازی‌ها ادامه داده است.»

«در طول دو هفتۀ گذشته، از ۲۴ ژوئیه تا ۶ اوت/ از ۲ تا ۱۵ مردادماه، ارتش اسرائیل به‌طورمتوسط روزانه هفتاد فلسطینی را کشته‌ است.»

«در حال حاضر تعداد کل افرادی که اسرائیل در حین تلاش برای دریافت کمک کشته است، […].»

«به نظر نگارندۀ این متن اولویت فعلی این است که از یک سوی اسرائیل مجبور شود […].»

«به نظر نگارندۀ این متن مجبور کردن اسرائیل به این اقدامات فقط و فقط از طریق تحریم‌های […].»

«بر اساس آمارها، بیشترین حجم روابط اقتصادی اسرائیل در سال ۱۴۰۳ با جمهوری خلق چین […].»

«چین با رقم ۱۹ میلیارد دلار بزرگ‌ترین صادرکننده به اسرائیل است و […].»

«بزگ‌ترین وارد کننده ها از اسرائیل، سه کشور ایالات متحده آمریکا، ایرلند، و چین هستند.»

«(اطلاعات مربوط به صادرات و واردات به/از اسرائیل در سال ۱۴۰۳/۲۰۲۴ از شبکۀ الجزیره گرفته شده است). »

«مسلماً تحریم اقتصادی اسرائیل توسط جمهوری خلق چین می‌تواند بسیار مؤثر باشد.»

«و احتمالاً باید به این لیست لغو تمام گام‌های قانونی و عملی که دولت اسرائیل تنها در دو سال گذشته برای […] شهرک‌نشینان غیرقانونی از کرانه باختری و خروج نیروهای اسرائیلی از هر دو سرزمین خواهد بود.»

«[…]و تلاش‌های نتانیاهو برای اشغال نظامی دائمی غزه و “خلاص شدن از شر” فلسطینی‌هایی که هنوز در آنجا […].»

«[…] زمان اعلام به‌ رسمیت شناختن کشور فلسطین توسط رهبران غربی، رفتار اسرائیل به‌هیچ‌وجه تغییر نکرده است.»

«[…]بی‌رحمانه تبدیل می‌کند و به نتانیاهو و ارتش اسرائیل حداقل یک ماه دیگر فرصت […] و سرزمین فلسطین را ضمیمه اسرائیل سازند.»

«[…]همچنان به ارسال کمک‌های نظامی به اسرائیل ادامه می‌دهند که برای توانایی آن در ادامۀ جنگ اساسی است.»

«[…]برای رهبران اسرائیل چنان منفور خواهد بود که […] پایان دادن به نَسل‌کُشی و اِلحاقِ سرزمین‌های فلسطینی.»

«بر پایۀ این برداشت خوشبینانه رهبران اسرائیل نمی‌خواهند در موقعیتی قرار بگیرند […].»

«تنها در دو سال گذشته اسرائیل […]، و متهم کردن سازمان ملل به یهودستیزی و […].»

«[…]بخشی از یک کمپین ارعاب برای از بین بردن اتهام‌های جنایی علیه مقام‌های اسرائیل تهدید ‌کرد.»

«[…]تا از انجام هر کاری برای متوقف کردن قتل‌عام اسرائیل خودداری کنند.»

«افکار عمومی در سراسر جهان به‌شدت علیه آنچه اسرائیل انجام می‌دهد تغییر کرده است […].»

«[…]، در حالی که می‌دانید این کار منجر به هیچ محدودیتی واقعی علیه اسرائیل نخواهد شد، کافی و صادقانه نیست.»

«[…]به این کشتار وحشتناک، یعنی تحریم تسلیحاتی یا تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک، اجتناب می‌کنید.»

«اما امتناع آن‌ها از مهار واقعی اسرائیل این موضوع را به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل می‌کند.»

«مقایسۀ غزه و هیروشیما با یکدیگر و شباهت وضعیت‌شان با هم توسط میماکی خشم اسرائیل را برانگیخت.»

«[…]توسط رژیم آپارتاید جنایتکار اسرائیل به جهنمی که هیروشیما و ناگازاکی […].»

«[…]و دولت‌های دیگر از جمله جمهوری خلق چین برای اعمال تحریمِ‌های نظامی و اقتصادی علیه اسرائیل و نیز اعمال آتش‌بس فوری استفاده کرد.»

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

       “[…]جنگ ضدّانسانی ۲۲ ماههٔ ارتش تا به دندان مسلح اسرائیل با حمایت […].”

       “از یک سو دولت فاشیستی نتانیاهو […]ضمیمه کردن دائمی غزه به خاک اسرائیل را عملی کند.”

       “[…]تا ضمن اعتراض به نسل‌کشی اسرائیل و درخواست آتش‌بس کامل در جنگ غزه و توقف ایجاد شهرک‌های یهودی‌نشین غیرقانونی در کرانهٔ غربی، […].”

       “در پایان آن همایش، که آمریکا و اسرائیل در آن شرکت نکردند، […].”

       “[…]، توقف شهرک‌سازی‌های غیرقانونی اسرائیل، و برقراری آتش‌بس فوری تأکید شده است.”

       “¨ اسرائیل به توقف شهرک‌سازی غیرقانونی، […].”

       “البته نخست‌وزیر بریتانیا گفته است که اگر اسرائیل با آتش‌بس و روند صلح موافقت نکند، […].”

       ” اسرائیل اعلامیهٔ نیویورک را «دور از واقعیت» خوانده و […].”

       “[…]برای پایان دادن به اشغالگری اسرائیل و حل‌وفصل مناقشهٔ اسرائیل با فلسطین بود، […].”

       “[…]۱۹۴۸، اسرائیل توافق بین‌المللی را زیر پا گذاشت و […]یک کشور صرفاً یهودی […].”

       “[…]نه در حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، […]، زمانی که نیروهای نظامی کشور تازه‌تأسیس اسرائیل, […].”

       “محاکمهٔ رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل در دادگاه‌های بین‌المللی به‌اتهام ارتکاب جنایت‌های جنگی[…].”

       “حزب تودهٔ ایران ضروری می‌داند […] توقف ارسال تسلیحات به اسرائیل و قطع تأمین مالی اسرائیل ادامه دهند.”

*****

نامه مردم (بازنشر از دموکراسی خلق) – تاریخ: ۶ مرداد ۱۴۰۴

       “[…]در آن سیاستمداران و شهرک‌نشینان راست افراطی صهیونیست آشکارا […]غزه از فلسطینیان و الحاق آن به اسرائیل گفتگو کردند.”

       “بتسلئل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل که عضو وزارت دفاع نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو نیز هست، […] و آن را به بخشی جدایی‌ناپذیر از اسرائیل تبدیل خواهیم نمود.””

       “نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، […]: “ایالات متحده و اسرائیل با آن کشورهایی که […].””

       ” هدف اسرائیل در این تجاوز روشن است: بیرون راندن تمام فلسطینیان از غزه و کرانه باختری و برپایی “اسرائیل بزرگ”.”

       “درحالی‌که مردم بسیاری از کشورها علیه تجاوزگری‌های اسرائیل اعتراض می‌کنند […]سراسر جهان همچنان اسرائیل را به ادامه دادن […].”

       “[…] وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی فلسطین با عنوان: “از اقتصادِ اشغال تا اقتصادِ نسل‌کُشی” بیان می‌کند: “نسل‌کُشی اسرائیل ادامه دارد، […].””

       “سخنان نتانیاهو در حضور ترامپ نشان دهندهٔ […] واقعی‌شان تحقق یک کشور است: اسرائیل بزرگ.”

       “در بازهٔ زمانی ۲۲ ماه گذشته، اسرائیل به تجاوز نظامی و نسل‌کُشی فلسطینی‌ها ادامه داده است.”

       “[…]، اما اقدام‌های اسرائیل مدت‌هاست از این هدف فراتر رفته‌اند. اکنون این رژیم در مسیر اشغال کامل فلسطین، […].”

       “[…]از جمله ۲۰۲ کودک به‌دست ارتش و شهرک‌نشینان اسرائیلی کشته شده‌اند […].”

       “تجاوز اسرائیل […]. اسرائیل حمله‌هایی هدفمند در ایران انجام داده […].”

       “اسرائیل همه گذرگاه‌های واردات غذا را بسته و دسترسی به کمک‌های غذایی […].”

       “[…]به‌دلیل هم‌سویی آشکار آن با اسرائیل آن را تحریم کرده و از همکاری با آن خودداری کردند.”

       “اسرائیل به‌جای سپردن مدیریت کمک‌ها به سازمان ملل، همچنان از “بنیاد بشردوستانه غزه GHF پشتیبانی می‌کند.”

       “[…]گفت: از زمان آغاز فعالیت این بنیاد نظامیان اسرائیل فلسطینی‌هایی را […].”

       “[…]به فاجعه نسل‌کُشی در فلسطین، آشکارا ادامه جنگ تا تحقق شکل‌ گرفتن “اسرائیل بزرگ” […]. نتانیاهو در سخنرانی‌اش […]نقشه‌ای جغرافیایی از قلمرو اسرائیل بزرگ […]و بلندی‌های جولان (منطقه‌ای در خاک سوریه) نیز بخشی از اسراییل نشان داده شده بود.”

       “اکنون اسرائیل با هدفی مشخص و یک‌سویه عمل می‌کند: تصرف سرزمین فلسطین و تسلط کامل بر آن.”

       “تا زمانی که اسرائیل پاسخگو نباشد و جلو تهاجم آن گرفته نشود، […].”

*****

سایت حزب توده ایران (بازنشر از ژاکوبن) – تاریخ: مقاله درباره رویدادهای تیر ۱۴۰۴

       “روز دوشنبه [۲۳ تیر ۱۴۰۴] پارلمان اسرائیل […]، به‌دلیل انتقاد از اشغالگری اسرائیل رأی خواهد داد.”

       “دولت راست افراطی و […]در حال درهم شکستن بقایای دموکراسی اسرائیل‌اند.”

       “بنیامین نتانیاهو و دولت راست افراطی‌اش مشکلی پیدا کرده‌اند.”

       ” در آستانهٔ انتخابات اسرائیل که قرار است سال آینده [۲۰۲۶] برگزار شود، نتانیاهو و متحدانش پیشتاز […].”

       “افتضاح ۷ اکتبر، که پیش از آن دولت […]، به جایگاه راست افراطی در افکار عمومی اسرائیل آسیب جدّی زده است.”

       “در نظرسنجی شبکهٔ خبری کانال ۱۲ اسرائیل که یک روز پس از پایان درگیری‌ها با ایران […].”

       “جایگاه خودِ نتانیاهو در بلوک انتخاباتی‌اش بهتر شده است، اما ائتلاف حاکم در کل با کسب […].”

       “هدف اصلی آنها هم نمایندگان فلسطینی در کنست (پارلمان اسرائیل) و چپ‌های مخالف اشغالگری اسرائیل است.”

       “[…] سیاست‌های فاجعه بار نتانیاهو را تثبیت می‌کند و بقایای اندک عرصهٔ دموکراتیک در اسرائیل را از بین می‌برد.”

       “کنست (پارلمان اسرائیل) از سال ۲۰۱۶، […]، اخراج عضو کنست با رأی همتایان را مجاز کرده است.”

       “اوشر شکالیم، عضو کنست از حزب لیکود نتانیاهو، مدعی شد که…”

       “اوفیر کاتز، رهبر ائتلاف، که او نیز از حزب لیکود است، […]، که اشاره به جنگ اسرائیل […]، و شهروندان فلسطینی اسرائیل را با دشمن داخلی یکسان دانست.”

       “عوفر کاسیف نیز به‌دلیل امضای طوماری که در آن اسرائیل به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم […].”

       “بسیاری از اعضای اپوزیسیون میانه‌رو که خود را بدیل لیبرال برای نتانیاهو می‌دانند از آن حرکت حمایت کردند.”

       “دلیل: بیان اینکه اسرائیل مرتکب جنایت‌های جنگی و قتل‌عام شده است.”

       “در صورت تصویب این لایحه، مشارکت شهروندان فلسطینی اسرائیل در انتخابات ممکن است کاهش یابد…”

       “[…]، که منطق نظامی دولت اسرائیل را زیر سؤال می‌بریم، […].”

       “به همین دلیل، نه‌فقط ائتلاف حاکم، […].”

       “در بحبوحهٔ نسل‌کشی در غزه و توسعه‌طلبی اسرائیل، […]، تغییر واقعی در سیاست‌های اسرائیل- […].”

       “[…]، مسیری که در آن یهودیان و عرب‌ها، فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها، در صلح و امنیت زندگی کنند.”

*****

سایت حزب توده ایران (بازنشر از دنیای مردم) – تاریخ: ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ (مربوط به رویدادهای خرداد ۱۴۰۴)

       “کمونیست‌های ایران، اسرائیل، فلسطین، و ایالات متحده همگی تهاجم نتانیاهو بر ضدِ مردم ایران را محکوم می‌کنند!”

       “[…]، همگی تهاجم بنیامین نتانیاهو به ایران و حمایت دونالد ترامپ از این تهاجم را به‌شدت محکوم می‌کنند.”

       “[…]در حال حاضر هدف قرار گرفته‌اند و دو کشوری که این هدف‌گیری را انجام می‌دهند، قویاً نماد وحدت جهانی بر ضد این تهاجمِ منجر به جنگ اخیر است.”

       “حزب تودهٔ ایران […]، تهاجم‌های اسرائیل به خاک ایران […] “تبدیل ایران به سوریه یا عراقی دیگر” است.”

       ” “همکاری عملی دولت ایالات متحده با رژیمی دانست که تا کنون بیش از ۵۰ هزار فلسطینی را به‌قتل […]”.”

       ” در تل‌آویو، حزب کمونیست اسرائیل […]رهبر کشورشان مسئول آغاز “جنگ خطرناکی […]”.”

       “این دو سازمان اسرائیلی متحد، کابینه نتانیاهو را “دولتی فاشیستی” نامیدند و دولت را به “[…].”

       “عوفر کاسيف، عضو کمونیست کنست (پارلمان اسرائیل)، اظهار داشت: “تصمیم نتانیاهو برای حمله به ایران […]”.”

       “[…]دولت نتانیاهو هفته‌هاست که در آستانهٔ فروپاشی قرار دارد و […]امتیازهایی گسترده به متحدان افراطی ارتدوکس […].”

       “حزب کمونیست اسرائیل هشدار داد که دولت این کشور […]”.”

       ” بااین‌همه، حزب مردم فلسطین تا صبح دوشنبه توانست محاصرهٔ اطلاعاتی اسرائیل را […].”

       “این حزب ارتش اسرائیل را به‌دلیل تجاوز علیه ایران محکوم کرد، […] اقدام‌های نظامی متکبرانه و خشونت‌آمیز آمریکا و اسرائیل” هستند.”

       “این حزب اعلام کرد: “این هجوم، همکاری جنایتکارانه میان دولت فاشیستی اسرائیل و واشنگتن را افشا می‌کند”.”

       “حزب کمونیست ایالات متحده این جنگ را تلاشی از سوی نتانیاهو برای نجات رژیمش از فروپاشی […]”.”

       “حزب کمونیست ایالات متحده […]، همگی با شادمانی نظاره‌گر آن هستند که اسرائیل چگونه کل منطقه […]”.”

       “این حزب افزود: “این یک ‘دفاعِ از خود’ نیست، بلکه تحریکی عمدی و حساب‌شده از سوی اسرائیل […]”.”

       “حزب تودهٔ ایران، حزب کمونیست اسرائیل، حزب مردم فلسطین، و حزب کمونیست ایالات متحده در محکومیت تهاجم اسرائیل بر ضد مردم ایران […].”

       “[…]، ولی به‌دلیل تهاجم و حمله‌های نتانیاهو نشست این دور لغو شد.”

       “[…]مخالفت با این تهاجم، […]در محکومیت جنگ غیرقانونی اسرائیل متحد شوند […].”

*****

نامه مردم (بازنشر از میدل ایست آی) – تاریخ: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

       “هجده ماه پس از یورش اسرائیل به غزه و نسل‌کُشی ساکنان آنجا، دشوار است که بتوان شوکه شد.”

       “در بهترین حالت، بیانیه‌هایی ضعیف درباره “نگرانی”شان از ادامه یافتن جنایت‌های اسرائیل صادر می‌کنند.”

       “ایالات متحده حتی زحمت صدور همین بیانیه‌ها را نیز به خود نمی‌دهد و با نسل‌کشی اسرائیل کاملاً همراه شده است.”

       “اسرائیل و ایالات متحده برای پاک‌سازی قومی‌ای خشونت‌بار در غزه […].”

       “دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) و دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) […]درباره جنایت‌های جنگی اسرائیل […] و درباره “خطر محتمل” نسل‌کشی از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری صادر کردند.”

       ” آلون میزراهی، مفسر ضدصهیونیست اسرائیلی، […]: “در حالی که اسرائیل و ایالات متحده برنامه‌هایی […].”

       “صهیونیسم و امپریالیسم ایالات متحده حقوق بین‌الملل را کاملاً بی‌اعتبار کرده‌اند.”

       “[…]، به محل حمله‌های هوایی اسرائیل در جنوب غزه شتافتند تا فلسطینی‌های مجروح را نجات دهند.”

       “آنان همراه با دیگر سازمان‌های بین‌المللی امدادرسان، بارها و وقیحانه هدف حملهٔ اسرائیل قرار گرفته‌اند.”

       “[…]واکنشی رخ نمی‌دهد و اسرائیل، نه از سوی قدرت‌های غربی و […]، به کشتار امدادگران ادامه داده شد.”

       “اسرائیل در ماه اکتبر/ مهر-آبان‌ماه گذشته آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی […].”

       “[…]۲۸۰ نفر از کارکنان این سازمان-“آنروا”- را به‌قتل رسانده است […].”

       “پیکر ۱۵ نفر از امدادگران در رفح، جنوب غزه، یک هفته پس از کشته شدن توسط نیروهای اسرائیلی پیدا شد.”

       “محمود باسال، سخنگوی دفاع مدنی، گفت: “[…]نیروهای اشغالگر اسرائیلی قربانیان را از خودروها بیرون […].”

       “در میان کشته‌شدگان، هشت عضو جمعیت هلال احمر فلسطین، شش عضو دفاع مدنی غزه، و یک کارمند سازمان ملل بودند.”

       “[…]از دولت بریتانیا خواستند ارسال سلاح به اسرائیل را پس از حمله‌های جدید اسرائیل به غزه متوقف کند[…].””

       “استارمر […]در مورد جنایات متحد نزدیکش، اسرائیل، وقت ندارد و هیچ‌گونه اظهارنظر علنی‌ای هم نکرده است.”

       “دیوید لامی، […]. ولی در مورد اسرائیل و غزه، هیچ‌چیز.”

       “[…]، پس از کشتار وحشتناک بیش از ۴۰۰ فلسطینی توسط اسرائیل […]: “از سرگیری حمله‌های اسرائیل […].”

       “در مورد کشتار نزدیک به ۲۰۰ کودک به‌وسیلهٔ اسراییل هیچ محکومیتی صادر نشد.”

       “[…]قرار است با حمایت ایالات متحده، فلسطین به‌زور به اسرائیل الحاق شود.”

       “اسرائیل، ولی، هرگز به قوانین بین‌المللی توجهی نداشته و پیشگام نظریهٔ “زور، حق است” بوده است.”

*****

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ: ۳ فروردین ۱۴۰۴

       “حزب تودۀ ایران کارزار نظامی جدید دولت جنایتکار اسرائیل علیه مردم فلسطین و لبنان را بشدت محکوم می کند”

       “در روزهای اخیر جهان باردیگر شاهد جنایت‌های دولت نژادپرست اسرائیل علیه مردم غزه و لبنان بوده است.”

       “به گفته وزارت بهداشت فلسطین، نیروهای نظامی رژیم اسرائیل […]حداقل ۱۷۴ کودک کشته شدند.”

       “ادامه بمباران جنایتکارانه غزه […]سیاست تهاجمی جدید دولت اسرائیل […]حمایت آشکار دولت شبه‌فاشیستی […].”

       “حزب تودۀ ایران باردیگر جنایت‌های دولت نژاد‌پرست اسرائیل و نتانیاهو را که باید به عنوان یک جنایتکار جنگی به […] به یورش و اشغال سرزمین‌های کشورهای لبنان و سوریه توسط دولت اسرائیل، […]اعتراض و مقابله فرا بخوانند.”

*****

نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۲۷ دی۱۴۰۴) «مصاحبهٔ روزنامهٔ «مورنینگ استار»‌با رفیق محمد امیدوار»‌.   

” […]برخلاف ادعای «رهبر معظم» خامنه‌ای، این جنبش اعتراضی مردمی نه محصول امپریالیسم آمریکا یا رژیم جنایت‌کار و نسل‌کُش اسرائیل، بلکه مبارزه‌ای طبقاتی است. “

” […] شبکهٔ تلویزیونی «ایران اینترنشنال» (که دولت اسرائیل آن را تأمین مالی می‌کند)، […]شاهد کارزار گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ایم که سازمان اطلاعات اسرائیل «موساد» سازمان‌دهی کرده […].”

“همچنین، مداخله‌های امپریالیستی اخیر آمریکا، از افغانستان تا عراق، لیبی، سوریه، و یمن- و نیز جنگ نسل‌کُشی دولت جنایت‌کار اسرائیل علیه مردم فلسطین با حمایت کامل امپریالیسم […].”

“افزون بر این، تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن  […].”

” […]، به‌ویژه دولت جنایت‌کار نتانیاهو، و عوامل آنان در داخل ایران، […].”

*****

حزب توده ایران (۱۲ بهمن ۱۴۰۴) «گزارش هیئت سیاسی به نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران (مصوب پلنوم)»

“این سیاست‌های خطرناک، […]پس از تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل به ایران تصریح شد، […] “

“پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، حزب ما ضمن هشدارباش نسبت به آیندهٔ کشور، یادآور شد ایران در فضای مبهم و برزخی “نه جنگ، نه صلح” و زیر فشار تحریم‌های کمرشکن با دشواری‌ها و مخاطره‌هایی بسیار جدی روبه‌روست. “

“[…]و هدایت دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی آمریکا و اسرائیل فعالیت می‌کنند […]فتاد. “

“جنگ دیجیتال اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در سایه»  […]؛”

“[…]در جریان جنگ دوازده‌روزهٔ تجاوز اسرائیل و آمریکا علیه ایران […]. “

“ادامهٔ کشتار بی‌وقفهٔ مردم فلسطین در غزه توسط حکومت جنایتکار نتانیاهو […]در داووس و دعوت از چهره‌هایی چون نتانیاهو، که به‌اتهام جنایت علیه بشریت تحت پیگرد […]. “

“[…]در برابر توطئه‌های امپریالیسم جهانی به‌رهبری امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار نتانیاهو بایستند […]به‌دست چنین جنایتکارانی رقم بخورد. “

“[…]، به‌ویژه دولت جنایتکار نتانیاهو، در کمین نشسته‌اند تا در صورت فراهم شدن شرایط، کنترل ایران، […]. “




افشاگری جدید نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست از پشت‌پرده حمله به ایران؛ دو مرد قدرتمند چگونه ترامپ را قانع کردند؟

📰
به گزارش دو رسانه بزرگ آمریکا، دو فرد خاص در گوش ترامپ زمزمه‌های جنگی خواندند. بذر ماجرا دسامبر ۲۰۲۵ در مار-ئه-لاگو، جایی که نتانیاهو خواستار حمله به تأسیسات موشکی ایران شد، کاشته شد. آمریکا و اسرائیل مذاکرات محرمانه‌ای را آغاز کردند – این در حالی بود که واشنگتن هم‌زمان با تهران بر سر برنامه هسته‌ای گفتگو می‌کرد.

🗓️ ۱۱ فوریه در دفتر بیضی، نتانیاهو پیام روشنی داشت: دیپلماسی نباید جلوی حمله به ایران را بگیرد. او ماه‌ها برای ضربه‌ای قاطع به رژیمی که به‌زعمش تضعیف شده بود، فشار آورده بود. نشست آنها سه ساعت طول کشید و طی آن، تاریخ‌های احتمالی عملیات و شانس توافق با ایران بررسی شد.

🤝 چند روز بعد، ترامپ مذاکرات با ایران را کنار گذاشت و آن را سال‌ها «حرف و حرف و حرف» خواند. دو هفته پس از آن نشست، کارزار بمباران عظیم آمریکا و اسرائیل آغاز شد و خامنه ای کشته شد.
💥 اما نتانیاهو تنها نبود. محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی، نیز چندین بار با ترامپ تماس گرفت و او را به حمله تشویق کرد. واشنگتن‌پست می‌نویسد مخالفت در واشنگتن محدود بود – حتی جی.دی. ونس که زمانی منتقد جنگ‌های جدید خاورمیانه بود، گفت اگر قرار است حمله کنید، «بزرگ ریسک کنید و سریع بزنید».

🎯 زمان حمله وقتی قطعی شد که سی‌آی‌ای دریافت خامنه ای و جمعی از فرماندهان ارشد، صبح شنبه در تهران گرد هم می‌آیند. جمعه شب، ترامپ فرمان را صادر کرد: «عملیات خشم حماسی تأیید شد. بدون وقفه. موفق باشید.»
اندکی بعد، موشک‌ها اصابت کردند. منطقه در شعله‌های یک درگیری تمام‌عیار می‌سوزد.




حمل پرچمِ صهیوفاشیسم در تجمعات خارج از کشور،سقوط اخلاقی و سیاسی

در تاریخ ایرانیان، ضرب‌المثلی هست که بیش از هر تحلیل آکادمیکی، گویای پیوستگیِ رفتار حاکمان و نوادگان آن‌هاست: «از کوزه همان برون تراود که در اوست». این عبارت نه تنها یک توصیف ساده، بلکه یک قاعده‌ی حاکم بر روان‌شناسی سیاسیِ خاندانی است که دهه‌ها بر مقدرات ایران چنگ انداختند و امروز در سودای بازگشتی دوباره، همان الگوهای رفتاریِ آزموده و شکست‌خورده را در پیش گرفته‌اند. با واکاوی اسناد مکتوب و شفاهیِ به‌جا مانده از نزدیکان محمدرضا پهلوی و گزارش‌های محرمانه‌ی سفرای غربی، به مخرج مشترکی می‌رسیم که هویت سیاسی این خاندان را تعریف می‌کند: ترکیبی از تزلزل در بحران، استبداد در آرامش و وابستگیِ مطلق به بیگانه.

بسیاری از منابع معتبر تاریخی، از خاطرات «ویلیام سالیوان» و «آنتونی پارسونز» گرفته تا یادداشت‌های شخصیِ نزدیک‌ترین محرمِ دربار، «اسدالله علم»، بر یک ویژگی بارز شاهِ مخلوع اتفاق‌نظر دارند: او زمامداری بود که شخصیتش در کشاکش بحران‌های سیاسی، به ناگاه فرو می‌پاشید. برخلاف تصویری که دستگاه تبلیغاتیِ او از یک «فرمانده‌ی مقتدر» ساخته بود، محمدرضا پهلوی در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، عملاً قادر به تصمیمی مستقل نبود. او که همواره گوش‌به‌فرمانِ دیکته‌های دیپلمات‌های غربی و واسطه‌های داخلی آن‌ها بود، در اوج فشار، بار مسئولیت را به زمین می‌گذاشت و راهِ فرار را برمی‌گزید؛ همان‌گونه که در مرداد ۱۳۳۲ به بغداد و رم گریخت و در دی ۱۳۵۷، در حالی که کشور تلاطم روزهای انقلاب را تجربه می‌کرد، با چشمانی گریان صحنه را خالی کرد.

اما همین شخصیتِ متزلزل، در دوران ثباتِ ظاهری و توفیق‌های نسبیِ ناشی از درآمدهای سرشار نفتی، به هیولای خودشیفتگی بدل می‌شد. او در مصاحبه‌های متعدد با رسانه‌های خارجی، زبان به نقد فرهنگ غرب می‌گشود و خود را برتر از مربیان غربی‌اش می‌پنداشت، در حالی که در داخل کشور، حتی خیرخواه‌ترین مشاورانش را نیز «آدم» حساب نمی‌کرد. در یادداشت‌های عَلَم، بارها به صحنه‌هایی اشاره شده که شاه با نگاهی تحقیرآمیز، نخبگان کشور را منکوب می‌کرد و خود را دانای کل می‌دانست. این پارادوکس، هسته‌ی اصلی حکمرانی او بود.

از سوی دیگر، خوش‌گذرانی‌های مسرفانه و تجمل‌گراییِ بیمارگونه‌ی او در پایتخت‌های اروپایی، آن هم در شرایطی که بخش اعظمی از مناطق ایران در فقر و بی‌سوادی نهادینه دست‌وپا می‌زدند، گویای گسست عمیق او از واقعیت‌های جامعه بود. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله‌ای که هزینه‌های افسانه‌ای آن حتی مورد انتقاد مطبوعات غربی قرار گرفت، تنها ویترینی برای ارضای حس برتری‌جویی شخصی او بود. فساد اخلاقی و علایق خارج از چارچوب خانواده نیز، که اسناد آن از هدایای جواهرات گران‌بها به بازیگران خارجی تا افشای شماره تماس شخصی‌اش در دفترچه‌ی تلفنِ یکی از معروف‌ترین قوادان پاریسی (مادام کلود) در جراید افشا شد، لکه ننگی بود بر پیشانی زمامداری که خود را ادامه سلسله پادشاهی هخامنشیان می‌نامید. حتی نگاهِ جنسیتی و تحقیرآمیز او به زنان، که در مصاحبه‌ی مشهورش با «مایک والاس» در سال ۱۹۷۵ به وضوح عیان گشت، نشان داد که او حتی برای نزدیک‌ترین همراه زندگی‌اش (فرح دیبا) نیز لیاقت و توانمندیِ ذهنی برای حکمرانی قائل نیست.

امروز، فرزند او رضا پهلوی، میراث‌دارِ همین ژنِ تزلزل و خودشیفتگی است. او که در رفاهِ مطلق و در «پرِ قو» رشد یافته و سال‌های سکونت در غرب را به مددِ میلیاردها دلار ثروتِ به‌سرقت‌رفته از دارایی‌های ملت ایران گذرانده، زندگی‌ای در حد نجیب‌زادگانِ (بخوانید مفت‌خورانِ) غربی دارد. گزارش‌های متعددی از جمله گزارش سال ۱۹۷۹ روزنامه «نیویورک تایمز» از ثروت افسانه‌ای این خاندان، گویای آن است که این زندگیِ اشرافی نه حاصلِ دسترنج یا نبوغ شخصی، بلکه میراثِ غارتی سازمان‌یافته است. رضا پهلوی، به عنوان یک «بیکاره‌ی کم‌مایه»، هیچ‌گاه سوابقِ اجرایی، علمی یا حتی مبارزاتیِ مشخصی نداشته و تمام سرمایه‌ی سیاسی‌اش، تکیه بر تبارِ پدری است که خود با مهرِ استبداد و فرار شناخته می‌شود.

تراژدیِ اصلی آنجاست که او امروز مدعیِ «رهبری دوران گذار» شده و با نقاب دموکراسی، سودای بازگشت به تخت شاهی را در سر می‌پروراند. اما پارادوکسِ مضحکِ این ادعا در شعارِ طرفداران او نهفته است. به قول یکی از فعالان رسانه‌ای، حامیانِ این جریان یا معنای «صندوق رأی» را نمی‌فهمند یا معنای عبارت «جاوید شاه» را. این چه پادشاهیِ جاودانه‌ای است که قرار است با صندوق رأی بر پایانش حکم داد؟ این تناقض درونی، نشان‌دهنده آن است که دموکراسی‌خواهیِ رضا پهلوی، تنها یک «تاکتیک رسانه‌ای» برای جلب نظر افکار عمومی است.

ماهیتِ واقعی این جریان را باید در رفتار هوادارانش جست‌وجو کرد؛ طرفداران «چماق‌داری» که هرگونه مخالفت را با رکیک‌ترین توهین‌ها پاسخ می‌دهند. حمله به چهره‌هایی نظیر «نرگس محمدی» (برنده جایزه نوبل که در جای خود قابل نقد است) تنها به این دلیل که سلطنت‌طلب نیست، یا تکفیر و توهین به «گلشیفته فراهانی» به جرم مخالفت با حمله نظامی به ایران، پرده از فاشیسمِ خفته در این جریان برمی‌دارد. گلشیفته فراهانی که روزی در «نشست جرج‌تاون» واشینگتن در کنار پهلوی ایستاده بود، امروز به جرمِ یادآوری تجربه تلخ مردم عراق و مخالفت با ویرانیِ وطن، مورد هجمه‌ی همان کسانی قرار می‌گیرد که ادعای تکثرگرایی و دموکراسی دارند.

رضا پهلوی در حالی در کنفرانس‌های خبری مونیخ (۱۴ فوریه ۲۰۲۶) با ریاکاری از «اتحاد» و «حق کاندیداتوریِ همه‌ی ایرانیان» سخن می‌گوید که ماشینِ تخریبِ او در فضای مجازی، فضای سیاسی را مسموم کرده است. این تضاد میان «رهبرِ شیک‌پوش» در تریبون‌های غربی و «هوادارِ فحاش» در خیابان‌ها و فضای مجازی، دقیقاً بازتولید همان الگوی محمدرضا پهلوی است: در ظاهر متمدن، در باطن تمامیت‌خواه.

پرواضح است که این قدرت‌نماییِ رسانه‌ای، قطعه‌ای از یک پازلِ بزرگ‌تر است که در اتاق‌های فکر واشینگتن و تل‌آویو طراحی شده است. رضا پهلوی در این سناریو، چیزی جز یک «عروسک خیمه‌شب‌بازی» و ابزاری برای سیاست «فشار حداکثری» نیست. پیوندِ شوم او با «بنیامین نتانیاهو»، جنایتکار جنگیِ تحت تعقیبِ بین‌المللی، و به اهتزاز درآوردن پرچمِ صهیوفاشیسم در کنار پرچم ایران در تجمعات خارج از کشور، گویای سقوط اخلاقی و سیاسی این جریان است.

در این نمایشِ حقارت‌بار، بازجویان و شکنجه‌گران سابقِ ساواک نظیر «پرویز ثابتی» و نوچگانِ «شعبان بی‌مخ‌ها» دوباره به میدان آورده شده‌اند تا آبروی نداشته‌ی کارفرمایانشان را در طبق اخلاص بگذارند. آن‌ها که با شعار «جاوید شاه» برخی جوانان به حق خشمگین ایران را که تحلیل و خاطره دقیقی از دوران پهلوی ندارند، گوشت دم گلوله نیروی سرکوب جمهوری اسلامی کردند، حالا به بهانه کمک از ترامپ و نتانیاهو تقاضای بمبارانِ ایران را دارند و به این طریق می‌توان گفت مرزهای خیانت را فرسنگ‌ها جابه‌جا کرده‌اند.

آن‌که به «مامِ میهن» این‌چنین خیانت می‌کند و برای رسیدن به قدرت، ویرانیِ خانه‌اش را از دشمنان طلب می‌کند، هیچ‌گاه در قلب ملت ایران جایی نخواهد داشت. این دهن‌پارگانِ فاشیست که امروز در پایتخت‌های غربی «هل من مبارز» می‌طلبند، همان‌هایی هستند که آرزوی رسیدن به «آب و علف» در پارکابیِ ارتش‌های بیگانه را به گور خواهند برد. تاریخ ایران همواره نشان داده است که خائنان به استقلال و تمامیت ارضی، حتی اگر لباسِ شیکِ دموکراسی بر تن کنند، در نهایت به زباله‌دانِ تاریخ سپرده خواهند شد.

جاوید ایران برابر، مستقل و آزاد؛ و دستِ هر بیگانه و مزدوری از این خاکِ کهن کوتاه باد!

توفان الکترونیکی شماره ۲۳۶ نشریه الکترونیکی حزب کارایران – اسفند ماه ۱۴۰۴




واکنش روسیه به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

🔥
روسیه حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران را «تجاوز آشکار» خواند و خواستار آتش‌بس فوری و کاهش تنش شد. مسکو این اقدام را نقض قوانین بین‌المللی دانسته و هشدار داده که ادامه درگیری می‌تواند کل خاورمیانه را به سوی جنگی گسترده سوق دهد.

🕊️ موضع ولادیمیر پوتین
ولادیمیر پوتین ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای را «نقض بدبینانه همه اصول اخلاقی و حقوق بین‌الملل» توصیف کرد. او در تماس با رهبران امارات، قطر، بحرین و عربستان سعودی بر ضرورت توقف فوری درگیری‌ها و بازگشت به دیپلماسی تاکید کرد. کرملین اعلام کرد که پوتین آماده انتقال نگرانی کشورهای خلیج فارس به تهران است و هشدار داد ادامه بحران می‌تواند به «جنگی تمام‌عیار با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی» منجر شود.

🏛️ موضع کرملین
سخنگوی کرملین، دیمیتری پسکوف، اعلام کرد روسیه تحولات را به‌دقت زیر نظر دارد و با همه طرف‌ها در تماس است. او شکست مذاکرات غیرمستقیم تهران–واشنگتن را ناامیدکننده خواند و تاکید کرد مسکو از تلاش‌های میانجی‌گرانه استقبال می‌کند، اما «در نهایت تنها به خود اعتماد دارد». وی افزود روسیه درباره تاثیر این تحولات بر سایر مذاکرات، نتیجه‌گیری‌های لازم را انجام خواهد داد.

🌍 بیانیه وزارت خارجه روسیه
وزارت خارجه روسیه این حملات را «تجاوز نظامی بدون تحریک قبلی» توصیف و ترور رهبران کشورهای مستقل را محکوم کرد. مسکو هشدار داد ناامنی در خلیج فارس می‌تواند تجارت جهانی نفت و گاز را مختل کند و از همه طرف‌ها خواست به زیرساخت‌های غیرنظامی حمله نکنند و منافع مشروع کشورهای منطقه را محترم بشمارند.

⚠️ هشدار دیمیتری مدودف
دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، هشدار داد تشدید تنش‌ها ممکن است به جنگ جهانی سوم منجر شود. او اقدام آمریکا را «اشتباه بزرگ» دانست و آن را بخشی از تلاش غرب برای حفلطه جهانی توصیف کرد.




سکوت معنادار رضا پهلوی در برابر فاجعه انسانی در میناب و تسلیت به ترامپ برای مرگ سربازان آمریکایی

🚨
😡📢 بی‌خیال ۱۸۰ دختر بی‌گناه مدرسه‌ای میناب! رضا پهلوی کشته شدن سه سرباز آمریکایی در جریان حملات متقابل ایران را تسلیت گفت!
🇮🇷💔 خبرگزاری‌ها گزارش دادند: شمار کشته‌شدگان حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به مدرسه دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب (استان هرمزگان) به ۱۸۰ دانش‌آموز معصوم افزایش یافته است. ده‌ها نفر نیز زخمی و یا زیر آوار مانده‌اند.

👑🕯️ در مقابل، رضا پهلوی (چهره مقیم آمریکا) در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس به کشته شدن سه سرباز آمریکایی در جریان حملات تلافی‌جویانه ایران واکنش نشان داد و نوشت:
«دلم برای سه قهرمان آمریکایی که به دست رژیم کشته شدند و برای پنج نفری که زخمی شدند، به درد آمده است. مردم ایران برای همیشه وامدار آنان خواهند بود.»

😮💔 او در این پیام انگلیسی‌زبان خطاب به خانواده‌های سربازان آمریکایی افزوده: «لطفا عشق بیکران ما، صمیمانه‌ترین تسلیت‌ها و سپاس جاودان ما را بپذیرید.»
🤔📌 این در حالی است که او کوچکترین اشاره‌ای به ۱۸۰ دختر ایرانی کشته‌شده توسط بمب‌های آمریکا و اسرائیل نکرده است.

🇺🇸🆚 رضا پهلوی در حالی برای سربازان ارتش متجاوز آمریکا طلب «عشق و سپاس جاودان» می‌کند که ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی در ائتلافی کامل، خاک ایران را بمباران کرده و کودکان و نوجوانان ایرانی را به خاک و خون کشیده‌اند.




«دانیل لوی» تحلیلگر اسرائیلی: اسرائیل می‌خواهد ایران از درون بترکد

🚨
🎯 با ادامه بمباران‌ها، هدف واقعی جنگ رژیم صهیونیستی در ایران روشن می‌شود: تغییر رژیم
🔹️🔻 بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، پس از ترور سید حسن نصرالله، خطاب به مردم ایران گفت: « تا پایان کار، برای سرنگونی رژیم ظلم و ترس به خیابان‌ها بیایید.»

📣 تحلیلگران می‌گویند هدف تل‌آویو، تغییر حکومت در ایران است، اما نه الزاماً انتقالی مسالمت‌آمیز؛ برخی معتقدند رژیم صهیونیستی خواهان فروپاشی کامل و هرج‌ومرج در ایران و منطقه است.
🔥📉 «دانیل لوی» تحلیلگر اسرائیلی: رژیم صهیونیستی علاقه‌ای به تغییر رژیم مسالمت‌آمیز ندارد؛ آنها می‌خواهند ایران از درون بترکد. وزیر جنگ اسرائیل Israel Katzگفت که هدف ما دموکراسی در ایران نیست، بلکه رفع خطر برای اسرائیل است.

🗣️ «میشل باراک» نظرسنج: اسرائیلی‌ها این جنگ را پایانی بر تهدید ایران می‌دانند و به عملیات مشترک با آمریکا افتخار می‌کنند. همزمان، برخی چهره‌های اپوزیسیون در داخل اراضی اشغالی، از جمله یائیر گولان، از این جنگ اعلام حمایت کرده‌اند و آن را «رفع تهدید ایران» نامیده‌اند.

🕯️🎗️ این جنگ در ایام پوریم (جشن یهودیان) رخ داده؛ نمادی که در میان صهیونیست‌ها به “بقای قوم یهود در برابر تهدید ایران (پارس باستان)” تعبیر می‌شود.
💣 حملات هوایی و موشکی به ایران همچنان ادامه دارد؛ و چشم‌انداز آتش‌بس و آینده منطقه همچنان در هاله‌ای از ابهام.




ترور آیت‌الله خامنه‌ای؛ آمریکا و اسرائیل از خط قرمز تازه‌ای گذشتند

🚨
🌐 🔻
⚖️ هر نقدی بر جمهوری اسلامی ایران، ایدئولوژی یا نخبگان حاکم بر آن وارد باشد، اما یک واقعیت بنیادین باقی می‌ماند: علی خامنه‌ای رهبر یک کشور عضو سازمان ملل متحد بود که تقریباً تمامی جامعه بین‌المللی او را به رسمیت می‌شناخت. او یک مشارکت‌کننده قانونی در روابط بین‌الملل بود، و این شامل مذاکرات سیاسی مستمر با همان طرف‌هایی می‌شد که نهایتاً این حمله را ترتیب دادند.

💥 نابودی هدفمند رهبری یک کشور توسط دولتی دیگر، به‌عنوان یک سیاست مدون، نقطه‌عطفی بنیادین در سیاست جهانی است. این صرفاً یک قسمت دیگر از تغییر رژیم نیست. حتی در مقایسه با سرنوشت فجیع قذافی یا صدام حسین نیز تفاوت آشکار است. قذافی توسط مخالفان لیبیایی در جریان فروپاشی داخلی کشته شد؛ صدام پس از محاکمه‌ای توسط دادگاهی عراقی اعدام شد، هرچند آن محاکمه هرقدر هم ناقص بوده باشد.

🔫 اما ماجرای خامنه‌ای متفاوت است. این اقدام شبیه روشی است که اسرائیل علیه رهبران حزب‌الله و حماس به‌کار گرفته: حذف مستقیم توسط نیروی خارجی، بدون واسطه، بدون چارچوب حقوقی و بدون پوشش دادن به آن با ظاهر فرآیندهای داخلی.

⚠️ آنچه در اینجا در حال فروپاشی است، باقی‌مانده سازوکارهای بازدارنده در روابط بین‌الملل است که از دوران‌های پیشین به ارث رسیده بودند.