جبهه خلق برای آزادی فلسطین: تجاوز به ایران؛ نبردی علیه همه ما

⚔️

ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ تجاوز گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرده‌اند. این کارزار جنایتکارانه با بمباران اهداف غیرنظامی از جمله مدرسه‌ای برای کودکان و ترور جمعی از مقامات نظامی و سیاسی همراه بوده است.

این تهاجم، بخشی از پروژه استعماری برای حذف کانون‌های مقاومت در منطقه و تحمیل هژمونی نظامی همه‌جانبه است. پس از سال‌ها محاصره و در ادامه تجاوزات پیشین، اکنون نوبت به ایران رسیده است.

آنچه می‌گذرد را نمی‌توان از تصویر بزرگ‌تر جدا کرد: جنگی جهانی از سوی نظام امپریالیستی برای تثبیت سلطه اقلیت سرمایه‌دار بر همه بشریت.

موضع ما در قبال این تجاوز روشن است:

• رد اصولی هرگونه حمله استعماری علیه ملت‌ها

• رد مداخله امپریالیستی در منطقه، با همه پیامدهای ویرانگر آن

• همبستگی با نیروهای مقاومت در برابر سلطه‌گری

اعتقاد ما به حق مردم ایران، چه حامیان و چه مخالفان دولت یا نظام، برای تعیین سرنوشت و حاکمیت مشترک خود بر سرزمین، کشور و منابع شان.

جبهه‌های مقاومت نیز وارد میدان شده‌اند: نیروهای عراقی از روز دوم پایگاه‌های آمریکا را هدف گرفتند و حزب‌الله لبنان در سومین روز، به دلیل ترور رهبران و نقض آتش‌بس توسط اشغالگران، به نبرد پیوست. در مقابل، رژیم اشغالگر مناطق وسیعی از لبنان را تخلیه اعلام کرده است.

مسکو و پکن ضمن حمایت لفظی، از مداخله مستقیم خودداری می‌کنند و تهران را در انزوایی نسبی رها کرده‌اند—تکرار سناریوی ونزوئلا.

عرصه نبرد در حال گسترش است. این جنگ نه فقط یک رویارویی نظامی، بلکه تلاش امپریالیسم برای بازسازی غرب آسیا از طریق درهم شکستن سرسخت‌ترین دولت مخالف هژمونی آمریکا-صهیونیسم است.

ما این نبرد را نبرد مردم منطقه و جهان علیه استعمار می‌دانیم. حمایت از حق مردم ایران و منطقه برای دفاع از خود، حاکمیت و تعیین سرنوشت، وظیفه‌ای اساسی برای همه نیروهای پیشرو است.

اوایل مارس ۲۰۲۶




حزب کمونیست عراق تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم می کند
و همبستگی خود را با مردم ایران تأیید می کند

حزب کمونیست عراق کمپین نظامی جاری آمریکا و اسرائیل علیه خاک ایران را محکوم می کند و آن را تشدید خطرناک، در زمانی که مسیر مذاکره قادر به ارائه گزینه های دیپلماتیک بود که می توانست کشورهای منطقه را از وحشت های سقوط مخرب نجات دهد می داند.

این تجاوز آشکار صرفا نقض امنیت منطقه ای یا نقض آشکار حقوق بین الملل نیست. در اصل، این پروژه حلقه ای جدید در پروژه موسوم به «خاورمیانه نو» است که هدف آن حذف مسئله فلسطین و تحمیل سلطه نظامی، سیاسی و اقتصادی بر کشورهای منطقه، مردم و منابع آن ها از طریق منطق زور است.

حزب کمونیست عراق معتقد است که بی توجهی مداوم بین المللی به جنایات مرتکب شده علیه مردم فلسطین در سال های گذشته، درهای وضعیت فعلی هرج و مرج نظامی را باز کرده است؛ وضعیتی که در حال گسترش است و همه کشورهای منطقه را به مناطق جنگی آشکار تبدیل می کند—امری که ناگزیر به فجایع انسانی و اقتصادی منجر خواهد شد که پیامدهای آن محدود به کوتاه مدت نخواهد بود.

در حالی که حزب کمونیست عراق ما محکومیت صریح این تجاوز را تجدید می کند، همچنین همبستگی اصولی خود را با مردم ایران و حق آن ها برای زندگی در صلح و امنیت و مبارزه مشروع آن ها برای نظام دموکراتیک واقعی که آرزوهایشان برای آزادی، عدالت اجتماعی و زندگی با کرامت و عاری از دخالت خارجی را برآورده کند، تأیید می کند.

در مورد عراق در شرایط کنونی، تأکید می کنیم که حفاظت از حاکمیت، وحدت و امنیت مردم عراق باید در اولویت اصلی مقابله با طرح های ژئوپلیتیکی باشد. دولت مسئولیت دارد که به طور مؤثر برای جلوگیری از استفاده از زمین یا حریم هوایی عراق در هرگونه عملیات نظامی اقدام کند و موضع روشنی در این زمینه در مجامع منطقه ای و بین المللی اتخاذ نماید.

ما همچنین به وضوح تأکید می کنیم که تصمیم گیری درباره جنگ و صلح باید منحصرا در دست نهادهای رسمی قانون اساسی دولت عراق باقی بماند. هیچ حزبی حق ندارد این قدرت حاکمیتی را غصب کند یا کشور را به ماجراهایی با پیامدهای غیرقابل پیش بینی بکشاند.

حزب از همه نیروهای سیاسی و ملی می خواهد که در این لحظه حساس مسئولیت های تاریخی و اخلاقی خود را بر عهده بگیرند و برای تقویت جبهه داخلی، تقویت وحدت ملی و قرار دادن هویت ملی فراگیر بالاتر از ملاحظات جناحی محدود تلاش کنند تا امنیت کشور تضمین شده و از گرفتار شدن آن به درگیری هایی که موجب ویرانی و ویرانی بیشتر عراقی ها می شود، جلوگیری کنند.

تمام نیروهای مردمی، مدنی و ملی باید به فعالیت های مسالمت آمیز خود ادامه دهند تا وحدت ملی عراقی ها را در مواجهه با چالش های ملی و منطقه ای کنونی، از جمله پروژه های بدنام سلطه، تقویت کنند.

بر اساس اصول همبستگی بین المللی و مسئولیت مشترک در حفظ صلح و امنیت بین المللی، حزب کمونیست عراق درخواست فوری از نیروهای دموکراتیک و پیشرو در سراسر جهان — به ویژه احزاب کمونیست و چپ — صادر می کند تا تلاش ها برای آتش بس فوری، بازگشت به مسیر دیپلماتیک و اولویت دادن به راه حل های سیاسی به عنوان تنها راه جلوگیری از ویرانی بیشتر منطقه را تشدید کنند.

دفتر سیاسی
حزب کمونیست عراق




ترامپ در بن بست جنگ گیر کرده است

📞
🇺🇸⚡️ بن‌بست استراتژیک
واشنگتن جنگی را با ایران آغاز کرد، اما تنها مسکو می‌تواند به پایان آن کمک کند. تماس تلفنی ترامپ با پوتین، دیپلماسی نبود—پذیرش شکست بود. «گره ایرانی» که امید داشت با زور بگشاید، سخت‌تر از قبل درهم‌تنیده شد.
روایت پیروزی سریع در برابر اراده ملی ایران به کابوسی استراتژیک تبدیل گشته و تئوری شوک و هیبت در برابر مقاومت تاریخی این سرزمین کارساز نبوده است.

🌍🚫 عقب‌نشینی متحدان
حتی متحدان نزدیک آمریکا فاصله می‌گیرند. کویت استفاده از خاکش را تکذیب کرد. کشورهای خلیج‌فارس به تضمین‌های آمریکا تردید دارند. «گوشت چرخ‌کرده» وعده‌های امنیتی واشنگتن دیگر به شکل اول برنمی‌گردد. انزوای دیپلماتیک در راه است. قطر و عمان پشت‌پرده در حال بازتعریف روابط خود هستند و امارات از ترس انتقام، فعالیت‌های نظامی را کاهش داده است. … اعتماد فروپاشیده به ضمانت‌ها قابل بازگشت نیست. انزوای دیپلماتیک آمریکا در غرب آسیا هر روز آشکارتر می‌شود و تماس‌های پشت‌پرده ریاض و تهران دیگر رازی محسوب نمی‌گردد.

🛢️📉 بحران انرژی
«اسپاسم موقت» بازار نفت، حالا تهدیدی برای زنجیره تأمین جهانی است. با افزایش خطر مسیرهای دریایی، خطوط لوله بار دیگر حیاتی می‌شوند. پیشنهاد پوتین به اروپا تصادفی نیست—آینده‌نگری محض است.

💣🔥 تغییر ماهیت جنگ
ده روز از جنگ می‌گذرد و ترور و خرابکاری جای عملیات کلاسیک را می‌گیرد. هدف بعدی، شهروندان و زیرساخت‌های آمریکا در سراسر جهان است. برای ایران و گروه‌های تندرو، دشمن اصلی آمریکاست، نه اسرائیل.

🏛️📉 بحران داخلی آمریکا
جنگی که قرار بود ۵ روزه تمام شود، ماه‌ها طول می‌کشد. حمایت سیاسی از ترامپ رو به ضعف است. پیامدهای انسانی جنگ و بی‌ثباتی متحدان منطقه‌ای، سرانجام پاسخی طلب خواهد کرد. روسیه شاید گره‌های منطقه را باز کند، اما بحران سیاسی واشنگتن، مال خودش است.




پیام تاریخ به هم‌میهن کُرد: دشمنِ دشمنِ ما، دوست ما نیست؛ دفاع از میهن، دفاع از رژیم نیست.

مقاله ۵۲/۱۴۰۴
۲۰ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱ مارس ۲۰۲۶

پیش‌گفتار 

هفته‌های آغازین جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به روشنی نشان داد که نمایش‌نامه «براندازی» تنها از راه یورش‌های هوایی، آن‌گونه که در ونزوئلا آزموده شد، در ایران کارساز نیست. دریافت این ناکامی، واشنگتن و تل‌آویو را به سوی بهره‌گیری از گزینه‌های زمینی رانده است. در این میان، کُردها هم‌چون بزرگترین خلق بی‌دولت در خاورمیانه، بار دیگر در مرکز یک بازی بزرگ ژئوپلیتیک جای گرفته‌اند.

در هفته‌ گذشته، خبری تکان‌دهنده از رسانه‌های غربی پخش شد: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با آقای مصطفی هجری، رئیس حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا)، گفت‌وگوی تلفنی داشت. هم‌زمان، کارشناسان آگاه به سی‌ان‌ان گفتند که سازمان سیا در تلاش است با جنگ‌افزار دادن به نیروهای کُرد، زمینه را برای خیزشی مردمی در ایران فراهم کند. ترامپ در گفت‌وگو با رویترز، این کنش مسلحانه را «شگفت‌انگیز» خواند و گفت: «من یکسره با آن هم‌رایم.»

اما پرسشی که در این میان ناگفته می‌ماند این است که، آیا هم‌پیمانی با قدرت‌های بزرگ برای دشمنان دولت مرکزی، تاکنون به سرانجام خوشی رسیده است؟ پاسخش را باید در ژرفای تاریخ جست.

این نوشتار می‌کوشد با سفری به تاریخ ایران باستان و جهان، الگویی آزمایش‌شده را آشکار کند: بهره‌گیری قدرت‌های بیگانه بیرونی از شهزادگان و ناخرسندان درون‌مرزی برای پیش‌برد خواست‌های کشورگشایانه. این الگو تنها در ایران باستان به کار گرفته نشده است. در جهان امروز، کُردهای سوریه زنده‌ترین نمونه از این واقعیت تلخ هستند.

امروز، کُردهای ایران در برابر همان دوراهی سرنوشت‌ساز ایستاده‌اند. از یک سو، دشمنی دیرینه با جمهوری اسلامی و سرکوب‌های پی‌درپی، زمینه‌ساز گرایش به هم‌پیمانی با هر قدرتی است که نوید پشتیبانی دهد. از دیگر سو، تجربه تاریخی نشان داده که سخنان دوستانه قدرت‌های بزرگ، هنگامی که به سود منافعشان باشد، به‌آسانی فراموش می‌شود.

این نوشته، با نگاهی به گذشته و سنجیدن آن با امروز، می‌کوشد تصویری روشن از آینده این هم‌پیمانی ترسیم کند.

در دنباله، سفری خواهیم داشت به ژرفای تاریخ؛ از کوروش کوچک هخامنشی تا پیروز ساسانی، از بهرام چوبین تا شهزادگان ایلامی، و از هیتی‌ها و مصر تا رقابت روم و ساسانی. همه این نمونه‌ها یک پیام روشن دارند: منافع دشمنان، هرگز با خوشبختی شهزادگان آواره گره نخورده است.

درس‌های تاریخ باستان

پس از مرگ داریوش دوم، کش‌مکش بر سر جانشینی میان دو پسرش، اردشیر دوم و کوروش کوچک، روی داد. کوروش برای رسیدن به تخت پادشاهی، ده‌ها هزار مزدور یونانی را به کار گرفت تا با برادرش بجنگد. این نیروها از شهرهای گوناگون یونان (آتن، آرکادی، بئوسی و…) گرد آمده بودند و اسپارت پیوندی ناراسته با این رویداد داشت. لشکرکشی کوروش به دل امپراتوری در بابل انجامید، اما با مرگ خود او در میدان نبرد پایان یافت. مزدوران یونانی پس از آن راه دشوار بازگشت به میهن را در پیش گرفتند. گزنفون در کتاب خود به روشنی نشان می‌دهد که این مزدوران نه برای آرمانی سیاسی، که تنها در پی بهره‌مندی و دستمزد بودند. آنچه برای یونانیان برجسته بود، کم‌توان کردن قدرت هخامنشی و غارت گنجینه‌های ایران بود. یونان با آشفتگی در ایران، بزرگ‌ترین رقیب خود را ناتوان کرد.

در سده پنجم میلادی، پس از مرگ یزدگرد دوم، پسرش پیروز در ستیز با برادرش هرمز شکست خورد و به هپتالیان (هیاطله)، دشمن نیرومند خاوری ایران، پناه برد. او با دادن امتیازهای سیاسی و مالی، سپاهی از هپتالیان گرفت و توانست هرمز را شکست داده و به تخت پادشاهی برسد. اما این یاری هزینه سنگینی داشت. هپتالیان پس از نشستن پیروز بر تخت، پیوسته بر او فشار می‌آوردند تا باجی سنگین بپردازد. سرانجام، شکست پیروز در جنگ با همان هپتالیان نه تنها به مرگ خودش انجامید، بل‌که ساسانیان را به پرداخت باج به این قدرت خاوری واداشت. هپتالیان با پشتیبانی از پیروز، هم هم‌پیمانی در تختگاه ایران یافتند و هم توانستند غرامت گرفته، مرزوبوم خود را گسترش دهند و نفوذشان را بر مرزهای خاوری ایران چیره کنند. آنان هرگز در پی آبادانی ایران نبودند، بل‌که در پی ناتوان‌سازی یک رقیب دیرینه بودند.

نمونه دیگر در پایان‌های دوره ساسانی روی داد. بهرام چوبین، سردار نامدار ایرانی، علیه خسرو پرویز سر به شورش برداشت و قدرت را به چنگ آورد. خسرو که سرنگون شده بود، به امپراتوری بیزانس (روم خاوری) پناه برد. امپراتور موریس با گسیل نیرو به او یاری کرد تا بار دیگر به تخت پادشاهی بازگردد؛ اما در برابر، ایران ناچار شد امتیازهای مهمی در قفقاز به بیزانس واگذار کند. بدین‌گونه، بخش‌هایی از ارمنستان و گرجستان که سال‌ها بخشی از قلمرو ساسانی بود، به دست رومیان افتاد. بیزانس با بهره‌گیری از یک شهزاده آواره، نه تنها رقیب دیرینه خود را ناتوان ساخت، بل‌که با کمترین هزینه، مرزهای خود را گسترش داد و امتیازهای راهبردی در قفقاز به دست آورد. رومیان به خوبی می‌دانستند که با بازگرداندن خسرو به قدرت، می‌توانند در آینده از این کار بهره جویند.

در سده هفتم پیش از میلاد، پس از آنکه «تئومن» در ایلام (همسایه باختری ایران امروز) به قدرت رسید و رقیبان را کشت، چند تن از شهزادگان ایلامی به آشور، دشمن بزرگ ایلام، پناهنده شدند. آشوربانیپال، پادشاه آشور، از آن‌ها پذیرایی کرد و سال‌ها پس از آن با سپاهی که این شهزادگان را همراه داشت، به ایلام تاخت و آنان را بر تخت پادشاهی نشاند. اما هدف آشور فراتر از این بود. او در تازش‌های خود، پایتخت ایلام (شوش) را ویران کرد تا این قدرت منطقه‌ای را برای همیشه ناتوان سازد. شهر شوش، یکی از باشکوه‌ترین شهرهای جهان باستان، چنان ویران شد که هرگز نتوانست به جایگاه پیشین خود بازگردد. آشور از شهزادگان هم‌چون «مهره‌های دست‌نشانده» بهره برد تا ایلام را زیر نفوذ خود درآورد و در پایان، آن دولت مستقل را نابود کند. شهزادگان ایلامی که گمان می‌کردند با کمک آشور به آرزوی خود رسیده‌اند، ناخواسته به نابودی سرزمین مادری خود کمک کردند.

پیوندهای دو امپراتوری روم و ساسانی انباشته از نمونه‌هایی است که هر یک از داویان پادشاهی را علیه دیگری پشتیبانی می‌کردند. این جنگ‌های جانشینی، بخش جدایی‌ناپذیر رقابت این دو ابرقدرت جهان باستان بود.

در سده چهارم میلادی، امپراتور ژولیان کوشید از ستیزهای درونی ایران بهره برد و به قلمرو ساسانی تازش کند. او با خود شماری از شهزادگان ساسانی را همراه داشت که داوی تاج‌وتخت داشتند. ژولیان می‌خواست با بر تخت نشاندن یکی از آنان، ایران را دست‌نشانده کند. اگرچه این لشکرکشی به کشته شدن ژولیان انجامید، اما نشان داد که رومیان چگونه از ابزار «شهزاده آواره» برای پیشبرد هدف‌های خود بهره می‌بردند. رومیان همچنین گاهی شهزادگان ارمنی یا عرب وابسته به ساسانیان را پشتیبانی می‌کردند تا مرزهای ایران را ناپایدار کنند. در سوی دیگر، ساسانیان نیز هرگاه در ارمنستان یا میان قبیله‌های عرب مرزهای باختری کسی علیه روم سر به شورش برمی‌داشت، از او پشتیبانی می‌کردند.

در سده ششم میلادی، خسرو انوشیروان از شهزاده‌ای به نام «گوباذ» که از سوی رومیان رانده شده بود، پشتیبانی کرد تا در قلمرو روم ناامنی پدید آورد. این بازی دوسویه چنان پیچیده بود که گاه شهزاده‌ای به یک سو پناه می‌برد و سپس به سوی دیگر. هر دو امپراتوری در پی ناتوان‌سازی رقیب از راه پدیدآوردن ناامنی درونی و جنگ‌های جانشینی بودند. آنان به خوبی دریافته بودند که پشتیبانی از یک شاهزاده کشور رقیب، هزینه بسیار کمتری از جنگ دارد.

در همه نمونه‌هایی که دیده‌ایم، یک الگوی پایدار به چشم می‌خورد: منافع دشمنان. هیچ قدرت بیرونی تنها از روی مهربانی، دلسوزی یا دلبستگی به یک شهزاده، از او پشتیبانی نکرد. پشت هر پیمان و کمک، هدف‌های ژئوپلیتیک و سودجویی خودشان نهفته بود.

این همه، رویدادهایی از روزگاران کهن بود؛ اما آیا این الگو تنها به تاریخ باستان بازنمی‌گردد؟ آیا قدرت‌های امروزین از این الگو پیروی نمی‌کنند؟ پاسخ را باید در جای دیگری جست: در سرنوشت کُردهای سوریه، متحدان دیروز آمریکا که امروز بر قربانگاه منافع واشنگتن رها شده‌اند. آنچه در پی می‌آید، نشان می‌دهد که قانون «بهره‌گیری و رها کردن» هنوز نیز چونان گذشته، سنگدلانه پیاده می‌شود.

کُردهای سوریه در بازی بزرگ

کُردهای سوریه زنده‌ترین نمونه از بی‌وفایی آمریکا هم‌چون یک «هم‌پیمان» هستند. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کُردها، بیش از یک دهه متحد اصلی آمریکا در نبرد با داعش بودند. آنها با هزاران کشته، بار سنگین نبرد زمینی را بر دوش کشیدند و توانستند خلافت داعش را نابود کنند. یک گزارشگر در این باره می‌نویسد: «کُردهای سوریه بیش از ۱۱ هزار کشته در نبرد با داعش دادند و توانستند که زنان ایزدی را که مسعود بارزانی با پیشمرگه‌های آمریکایی خود رها کرده بود، نجات دهند.»

آمریکا در آن سال‌ها کُردها را «شریک راهبردی» خود می‌نامید. فرماندهان بلندپایه آمریکایی بارها از پایگاه‌های کُردها دیدار کردند و سخنانی از پیمان جاودان با کُردها راندند. اما با روی کار آمدن احمد الشرع (ابومحمد جولانی)، واشنگتن به آسانی متحد دیرینه خود را کنار گذاشت. الشرع، که سال‌ها رهبر هیئت تحریر شام بود و ریشه در اندیشه‌های واپسگرای اسلامی داشت، چهره خود را با کمک سروران ترکی خود دگرگون کرد و هم‌چون رهبر تازه سوریه پذیرفته شد.

در ژانویه ۲۰۲۶، هنگامی که درگیری‌های خشونت‌آمیزی بین نیروهای کُرد و ارتش سوریه روی داد، آمریکا پیامی ویرانگر به کُردهای سوریه فرستاد: «هم‌پیمانی شما با واشنگتن پایان یافته است.» تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا، آشکارا به رژیم دمشق شادباش گفت و آن را «نقطه عطف» خواند. او بدون شرمساری کُردها را در برابر دولت مرکزی سوریه تنها گذاشت.

پیام این خنجر از پشت زدن برای کُردهای ایران و دیگر اقلیت‌های منطقه روشن است: آمریکا متحدی است که برای منافع خود، هم‌پیمانان خود را رها می‌کند. پیمان‌های درخشان و پشتیبانی‌های بی‌دریغ، هنگامی که صفحه شطرنج منطقه دگرگون شود، به باد فراموشی سپرده می‌شود.

کُردهای سوریه اکنون در شرایطی دشوار گرفتار شده‌اند. آنها از یک سو با دولت مرکزی سوریه درگیرند که خواهان بازپس‌گیری همه شهرها و روستاهای کُردزبان است. از سوی دیگر، ترکیه هم‌چنان آن‌ها را خطری برای امنیت خود می‌بیند و به بمباران آن‌ها می‌پردازد. و آمریکا، که روزگاری متحدشان بود، اکنون به آن‌ها پشت کرده و از دشمنان دیرینه‌شان پشتیبانی می‌کند.

الگوی خیانت به کُردهای سوریه، همسانی‌های بسیاری با آنچه امروز برای ایران در دست پیاده‌شدن است، دارد. همان‌گونه که قدرت غربی کُردهای سوریه را در نبرد با داعش به کار گرفتند و سپس رهایشان کردند، اکنون از سازمان‌هایی مانند حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا)، پژاک و کومله پشتیبانی می‌نمایند.

کُردهای ایران در بازی بزرگ

با ناکارآمدی یورش‌های هوایی نیروهای امپریالیستی و صهیونیستی در فروپاشی تند نظام جمهوری اسلامی، گمانه‌زنی‌ها درباره بهره‌گیری از نیروهای جانشینی زمینی افزایش یافت. رسانه‌های بین‌المللی از گفت‌وگوهای گسترده آمریکا با گروه‌های کُرد ضد جمهوری اسلامی در اقلیم کردستان عراق نوشتند. خبرگزاری رویترز در گزارشی ویژه نوشته است که این گفت‌وگوها دست‌کم از یک سال پیش و با هماهنگی اسرائیل آغاز شده است. بر پایه گزارش‌ها، گروه‌هایی همچون حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا)، حزب آزادی کردستان (پاک) و حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) در هم‌پیمانی با یکدیگر، گفت‌وگوهایی را با سران آمریکایی درباره شیوه انجام یورش زمینی درون ایران آغاز کرده‌اند.

هدف نخستین، گرفتن شهرهای مرزی هم‌چون اشنویه و پیرانشهر است. این نیروها که شمار آن‌ها میان ۵ تا ۸ هزار تن برآورد می‌شود، برای انجام چنین یورشی خواستار پشتیبانی هوایی گسترده، فراهم‌آوردن سامانه‌های پدافندی، پهپاد و جنگ‌افزارهای سنگین از سوی آمریکا و اسرائیل شده‌اند. در هفته گذشته، دونالد ترامپ با مصطفی هجری، رئیس حزب دموکرات کردستان ایران، تلفنی گفت‌وگو کرد. هم‌زمان، کارشناسان به سی‌ان‌ان گفتند که سازمان سیا در تلاش است با جنگ‌افزار دادن به نیروهای کُرد، زمینه را برای خیزشی مردمی در ایران فراهم کند.

ترامپ پنج‌شنبه ۱۴ اسفند در گفت‌وگو با رویترز، پشتیبانی از کنش مسلحانه گروه‌های کُرد ایرانی علیه جمهوری اسلامی را «شگفت‌انگیز» خواند و گفت: «من یکسره با آن هم‌رایم.» اما هنگامی که از او درباره پشتیبانی هوایی پرسیده شد، پاسخ داد: «نمی‌توانم این را به شما بگویم.» حسین یزدان‌پناه از حزب آزادی کردستان (پاک) به‌آشکاری گفت که تا هنگامی که آسمان بالای سرمان از خطرهای دشمن ایمن نشود، نمی‌توانیم جنبش کنیم. او خواهان منطقه پرواز ممنوع برای نگاهداشت از نیروهای کُرد شد و گفت که پیشرفته‌ترین جنگ‌افزار آنها کلاشینکف است. گفت‌وگوی تلفنی ترامپ با رهبران کُرد عراق، مسعود بارزانی و بافل طالبانی، در چارچوب هماهنگی‌های جنگی، نشان‌دهنده ژرفای این پیوندها بود.

این کارها هنگامی روی می‌دهد که اسرائیل راه‌برد پاره‌پاره کردن ایران را از راه‌های دیگری نیز پی گرفت. نامه ۳۲ نماینده کنست اسرائیل به وزیر خارجه این رژیم، که در آن ساختن «کشور مستقل آذربایجان جنوبی» پیشنهاد می‌شود، نشان می‌دهد که هدف، ناتوان کردن و از هم‌پاشاندن ایران یکپارچه و نیرومند است. یادآوری شود که آقای هجری در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی نه تنها به یورش نظامی آمریکا به ایران خوش‌آمد گفت، بل‌که خواهان آن شد. عبدالله مهتدی، رهبر کومله، هم پیش‌تر در دیدار با مایک پمپئو و جان بولتن گفته بود که کومله «دوست و هم‌پیمان آمریکا و اسرائیل» است.

تاریخ ضدامپریالیستی حزب دموکرات کردستان ایران و دیگر حزب‌های کُرد، امروز در برابر آزمونی دشوار است.

طرح بالکان‌سازی ایران، نقشه‌ای است که لایه‌های گوناگونش یکی پس از دیگری آشکار می‌شود: از بمباران ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ گرفته تا راهرو زنگزور و پشتیبانی از گروه‌های تجزیه‌خواه. اما پرسشی که در اینجا خود را می‌نمایاند این است: آیا این پروژه بختی برای پیروزی دارد؟ آیا ایران با سه هزار سال تاریخ پیوسته، همانند یوگسلاویِ ساخته‌دست تیتو، فرو خواهد پاشید؟ پاسخ را باید در بازدارنده‌هایی جست که پیش روی این نقشه کشیده شده است؛ بازدارنده‌هایی که در دنباله این نوشته به بررسی آن خواهیم پرداخت.

پروژه بالکان‌سازی ایران

یوگسلاوی کشوری چندملیتی در بالکان بود که پس از جنگ جهانی دوم به رهبری مارشال تیتو، با شعار «برادری و همبستگی» توانست خلقهای گوناگون را در یک کشور گرد آورد. اما با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، یوگسلاوی بازدارنده گسترش ناتو به سوی خاور شد. آمریکا و ناتو با بهره‌گیری از درگیری‌های خلقی و دینی، پروژه پاره‌پاره کردن یوگسلاوی را پیش بردند.

یوگسلاوی یکی از آشکارترین جنایت‌های روزگار ریاست‌جمهوری بیل کلینتون بود. فرآورده این کارزار نظامی، پاره‌پاره کردن یوگسلاوی و زاده شدن هفت کشور نو بود. الگوی ناتو در یوگسلاوی روشن بود: نخست، برانگیختن احساسات خلقی و آفریدن دشمنی میان خلق‌های کشور؛ سپس، دخالت نظامی به بهانه «نگهداشت آرامش» یا «بازداشتن از فاجعه انسانی»؛ و در پایان، به رسمیت شناختن استقلال بخش‌های پاره‌پاره‌شده.

الگوی یوگسلاوی، همسانی‌های بسیاری با آنچه امروز برای ایران در دست پیاده‌شدن است، دارد. همان‌گونه که در یوگسلاوی از کروات‌ها و مسلمانان بوسنیایی پشتیبانی شد، امروز کُردها و آذری‌ها، بلوچ‌ها و عرب‌ها هدف همین تاکتیک، به ویژه از سوی آمریکا و اسرائیل هستند. غرب در یوگسلاوی از رهبرانی مانند فرانیو توجمان در کرواسی و علی عزت‌بیگوویچ در بوسنی پشتیبانی کرد؛ در ایران نیز تمرکز آن‌ها روی گروه‌هایی مانند پژاک، کومله و حدکا است.

بمباران بلگراد در ۱۹۹۹، با یورش هوایی ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به تهران همسانی دارد. ناتو با بمباران هوایی صربستان (بدون نیروی زمینی) صرب‌ها را به پذیرش استقلال کوزوو واداشت؛ بمباران ۲۸ فوریه به ایران نیز در همین چارچوب معنا می‌یابد: نابودی ساختارهای قدرت مرکزی از راه هوا، و سپس رها کردن متحدان بومی به سرنوشت خود. یوگسلاوی امروز شش کشور مستقل (و یک منطقه نیمه‌مستقل به نام کوزوو) شده است؛ این همان نقشه‌ای است که برای ایران کشیده‌اند: یک ایران کوچک‌شده و ناتوان، دربرگیرنده آذربایجان، کردستان، بلوچستان، عرب خوزستان و فارس که هرگز نتواند یک رقیب منطقه‌ای برای کسی شود.

پشتوانه اندیشگی این پروژه به سال ۱۹۹۶ بازمی‌گردد، هنگامی که یک اندیشکده اسرائیلی به رهبری ریچارد پرل (Richard Perle) (از نومحافظه‌کاران برجسته آمریکایی) نوشته‌ای با نام «گسست پاک (A Clean Break): راه‌بردی نو برای امنیت قلمرو» را برای بنیامین نتانیاهو آماده کرد. این نوشته نقشه راهی برای دگرگونی بنیادین خاورمیانه به پیش می‌گذارد: واپس‌زدن صدام در عراق، لگام زدن سوریه و لبنان، و در پایان، ناتوان‌تر کردن ایران. گام آغازین این طرح با یورش به عراق در سال ۲۰۰۳ پیاده شد.

سه دهه پس از آن، در ژانویه ۲۰۲۶، روزنامه وال‌استریت ژورنال نوشته‌ای به قلم ملیک کایلان (Melik Kaylan) پخش کرد با نام «ایرانِ تکه‌تکه‌شده ممکن است چندان هم بد نباشد» (“A Fractured Iran Might Not Be So Bad”) که فراتر از شعار «پشتیبانی از مردم‌سالاری» رفته و آشکارا از «تکه‌تکه‌سازی جغرافیایی» ایران پشتیبانی می‌کند. این نوشته مرزهای ایران را «ساختگی» و «خودسرانه» دانسته و پیشنهاد می‌کند که غرب باید «به جدایی‌خواهی یاری کند». رک و راست‌ترین جمله این نوشته این است که «یک ایران کوچک‌شده، خطر کمتری برای اسرائیل خواهد داشت.»

در ژوئن ۲۰۲۵، روزنامه اورشلیم پست در یک نوشته‌ای، خواستار «ساختن هم‌پیمانی خاورمیانه‌ای برای پاره‌پاره کردن ایران» شد و از دونالد ترامپ خواست تا این اندیشه را بپذیرد. راه‌برد پیشنهادی این روزنامه دربرگیرنده:

– پذیرش «تغییر رژیم»؛ افزایش جنگ اقتصادی؛ گسترش یورش‌های رایانه‌ای؛ بخش‌بندی ایران با دادن تضمین‌های امنیتی به منطقه‌های سنی‌نشین، کردنشین و بلوچستان.

این طرح نه تنها ایران، بل‌که پاکستان را نیز نشانه رفته است. بر پایه گزارش Responsible Statecraft، اتاق‌های اندیشه نومحافظه‌کار در واشنگتن، به ویژه بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD)، روش‌مند اندیشه پاره‌پاره کردن ایران را پیش می‌برند. برندا شفر (Brenda Shaffer)، یکی از چهره‌های کلیدی FDD، آشکارا خواستار پاره‌پاره کردن ایران (همانند واپاشی یوگسلاوی پیشین) شده و به ویژه بر جدایی آذربایجان ایران تمرکز کرده است.

در میدان عمل، پروژه بالکان‌سازی با چند ابزار پیگیری می‌شود:

نخست، طرح راهرو زنگزور. این طرح که پیوند آذربایجان به نخجوان را از راه خاک ارمنستان شدنی می‌کند، در نگاه نخست یک پروژه ترابری به نمایش گذاشته می‌شود، ولی در واقع یک پروژه ژئوپلیتیکی با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل است. هدف این پروژه، بریدن پیوند ایران با قفقاز، محاصره زمینی ایران و روسیه، و آفریدن شکاف در جغرافیای سیاسی ایران است. دوم، یورش نظامی ۲۸ فوریه ۲۰۲۶. ترامپ آشکارا هدف را «تغییر رژیم» خواند، ولی نه با گرفتن زمینی، بل‌که با واداشتن مردم به «گرفتن کشورشان»؛ همان نمایش‌نامه‌ای که پیش‌تر در لیبی پیاده شد. سوم، بهره‌گیری از گوناگونی خلقی ایران.

آنچه تاکنون برشمردیم، تصویری است از پروژه‌ای که آمریکا و اسرائیل برای تکه‌تکه کردن ایران برنامه‌ریزی کرده‌اند؛ پروژه‌ای با پشتوانه‌ای سه‌دهه‌ای که اینک در آستانه میدان، کُردها و آذری‌ها را هدف گرفته است. اما پرسش این است: آیا این نقشه، با همه پیچیدگی و گستردگی‌اش، بختی برای پیروزی دارد؟ پاسخ را باید در بازدارنده‌هایی جست که بر سر راه آن است.

چرا این پروژه ناکام می‌ماند؟

نخست، نیروهای کُرد بیشتر جنگ‌افزارهای سبک دارند و از توانایی برای پیشروی فراتر از منطقه‌های کُردنشین بی‌بهره‌اند. یک فرمانده اسرائیلی نیز به‌آشکاری گفته که هدف این یورش‌ها، واپس‌زدن حکومت نیست، بل‌که پراکندن نگاه و نیروی سپاه پاسداران به سوی مرزهای باختری است.

دوم، سران اقلیم کردستان عراق هرگونه دخالت یا فرستادن نیرو به درون ایران را دروغ خوانده‌اند. عزیز احمد، دستیار رئیس ستاد نخست‌وزیری اقلیم، گفت که حتّا یک کُرد عراقی هم از مرز نگذشته است. رهبران اقلیم به خوبی می‌دانند که هرگونه دخالت در ایران، می‌تواند دستاوردهای شکننده آنها را به خطر اندازد.

سوم، برخی از رهبران کُرد ایرانی نیز با نگاه به پیشینه خیانت‌های غرب، به ویژه خیانت به کُردهای سوریه، در باره این همکاری بدبین هستند و خواستار کمک‌های هوایی از سوی آمریکا شده‌اند که تاکنون پاسخی دریافت نکرده‌اند.

چهارم، گزارشگرانی مانند دنی سیترینوویچ (Danny Citrinowicz)، افسر پیشین اطلاعاتی اسرائیل، بر این باورند که این شورش از پشتیبانی گسترده در میان کُردها برخوردار نیست. کُردهای ایران، با همه ناخرسندی و دشمنی با جمهوری اسلامی، تجربه‌های تلخ گذشته را فراموش نکرده‌اند و نمی‌خواهند بار دیگر قربانی سخن‌های دروغین شوند.

پنجم، پروژه بالکان‌سازی ایران نه تنها با مقاومت داخلی، که با مخالفت بازیگران منطقه‌ای نیز روبه‌روست. ترکیه هرگز پشتیبانی آمریکا از کُردها را تاب نخواهد آورد. آنکارا کُردهای سوریه را شاخه‌ای از پ.ک.ک می‌داند و بارها به مناطق کُردنشین سوریه تاخته است. اگر آمریکا از کُردهای ایران پشتیبانی کند، ترکیه این را خطری برای امنیت ملی خود خواهد دید و بی‌گمان واکنش نشان خواهد داد. پاکستان با برانگیختن بلوچ‌ها در ایران، مرزهای خود را در خطر خواهد دید. بلوچ‌های پاکستان نیز همانند بلوچ‌های ایران، خواستار خودگردانی بیشتر هستند. اگر آمریکا از جدایی‌خواهان بلوچ در ایران پشتیبانی کند، این اندیشه اسلام‌آباد را با بحرانی تازه روبه‌رو خواهد ساخت.

هند پروژه‌های راهبردی خود در بندر چابهار را در خطر می‌بیند. هند برای دسترسی به افغانستان و آسیای میانه، سرمایه‌گذاری کلانی در چابهار کرده است. هرگونه ناامنی در جنوب‌شرق ایران، این سرمایه‌گذاری را ویران خواهد کرد. روسیه و چین نیز که با ایران هم‌پیمانی راهبردی دارند، هرگز نمی‌پذیرند که متحدشان تکه‌تکه شود. مسکو و پکن به خوبی می‌دانند که پس از ایران، نوبت به خودشان خواهد رسید.

مهم‌ترین دلیلی که پروژه بالکان‌سازی ایران را با ناکامی روبه‌رو خواهد کرد، ناهمسانی ژرف ایران با یوگسلاوی است. یوگسلاوی ساخته‌ای نوین بود؛ کشوری که پس از جنگ جهانی اول پدید آمد و مردمانی با تاریخ‌های گوناگون و دشمنی‌های دیرینه را در کنار هم گرد آورد.

ایران اما چنین نیست. ایران یکی از دیرینه‌ترین تمدن‌های جهان است. پژوهش‌های ژنتیکی که در سال ۲۰۲۵ در نشریه PLOS Genetics (Ardavan M. Khoshnood) پخش شد، نشان می‌دهد که تبار ایرانیان دربرگیرنده فارس‌ها، کردها، لرها، آذری‌ها و دیگر خلق‌ها برای هزاران سال در فلات ایران پایایی داشته است. این پایایی ژنتیکی نشان می‌دهد که هویت ایرانی ساخته و پرداخته کشورگشایی نیست، بل‌که ریشه در ژرفای تاریخ دارد. فراتر از همه اینها، هم‌بستگی تاریخی و فرهنگی مردم ایران است.

ایران با سه هزار سال تاریخ پیوسته، با زبانی کهن، با فرهنگی که همه گروه‌های نژادی در آن سهیم هستند، با جشن‌هایی که همه ایرانیان در آن شرکت می‌کنند (نوروز، یلدا، سیزده‌به‌در)، با شاعرانی مانند حافظ، سعدی و فردوسی که کرد و فارس و آذری و بلوچ همه آن را از آن خود می‌دانند. نوروز تنها یک جشن نیست، نمادی است از هم‌بستگی ایرانیان. وقتی کرد و فارس و آذری و بلوچ و ترکمن و عرب در یک روز، با یک آیین، سال نو را آغاز می‌کنند، معنایش این است که چیزی فراتر از مرزهای سیاسی آنان را به هم پیوند داده است.

تاریخ ایران نشان داده که در برابر خطرهای برون‌مرزی، خلق‌های گوناگون گرد هم می‌آیند. جنگ (۱۳۵۹-۱۳۶۷) روشن‌ترین نمونه این پدیده است. صدام حسین با این چشم‌داشت که عرب‌های خوزستان علیه ایران سر به شورش برمی‌دارند، به ایران یورش برد. اما نه تنها چنین نشد، بل‌که عرب‌های خوزستان در کنار دیگر ایرانیان از سرزمین خود دفاع کردند. گزارش‌های میدانی از شهرهای کردنشین و آذری‌نشین نشان می‌دهد که مردم در برابر یورش بیگانه، بیش از پیش به هویت ایرانی خود احساس نزدیکی کرده‌اند. کردها دل خونی از جمهوری اسلامی و زخم‌های فراوانی بر تن دارند، اما برای نبرد با آن زیر پرچم آمریکا و اسرائیل نمی‌ایستند.

اما در این میان، یک هشدار جدی نیز باید داده شود: پروژه بالکان‌سازی ایران تنها با دست کردها و آذری‌ها انجام نمی‌گیرد. اگر آتش تجزیه شعله‌ور شود، خوزستان نفت‌خیز هدف بزرگ آن‌ها خواهد بود و کشورهای عربی منطقه، با پشتیبانی مالی و سیاسی، در کنار آمریکا و اسرائیل خواهند ایستاد. اگر کشورهای پیرامون خلیج فارس به این باور برسند که ایران در آستانه شکست در جنگ است و دیگر توان رویارویی ندارد، این گمان است که آن‌ها فریب بخورند و با پروژه تجزیه ایران – با بهانه پشتیبانی از عرب‌های آن – هم‌آواز شوند. نفت خوزستان برای این کشورها نه یک سرچشمه اقتصادی، که ابزاری برای برتری ژئوپلیتیک است. آنها به خوبی می‌دانند که با جدایی خوزستان از ایران، نه تنها ایران بزرگ‌ترین سرچشمه درآمد خود را از دست می‌دهد، بل‌که برتری آنان در اوپک و بازار نفت را برای همیشه پابرجا خواهد نمود.

این همه، برهان‌هایی بود بر ناکامی پروژه بالکان‌سازی ایران؛ از ناهمسانی بنیادین ایران با یوگسلاوی گرفته تا هم‌بستگی تاریخی و فرهنگی کهنسال این سرزمین. اما در پایان این سفر دراز تاریخی، پرسشی بنیادین همچنان بی‌پاسخ مانده است: کُردهای ایران در برابر این همه، چه باید بکنند؟ آنان که اکنون در میان دشمنی با جمهوری اسلامی از یک سو، و پیمان‌های دروغین قدرت‌های بزرگ از سوی دیگر، گرفتار آمده‌اند، کدام راه را باید برگزینند؟ پاسخ را در دنباله این نوشته، جستجو خواهیم کرد.

کُردها در دوراهی سرنوشت

این نوشته به روشنی نشان داد که تاریخ ایران و جهان انباشته از نمونه‌هایی است که در آنها قدرت‌های بزرگ از شهزادگان و مخالفان داخلی هم‌چون ابزاری برای پیشبرد هدف‌های کشورگشایانه خود بهره برده‌اند. در جهان امروز، کُردهای سوریه زنده‌ترین نمونه از این واقعیت تلخ هستند: متحدانی که بیش از یک دهه در پیش سنگر نبرد با داعش جنگیدند و هزاران کشته دادند، اما هنگامی که منافع واشنگتن دگرگون شد، در برابر دولت مرکزی سوریه رها شدند.

امروز، کُردهای ایران در برابر همان دوراهی سرنوشت‌ساز ایستاده‌اند. کُردهای ایران باید از تاریخ باستان و تاریخ معاصر درس بگیرند و به این باور برسند که اگر با همکاری اسرائیل و آمریکا به ایران یورش کنند، سرنوشت آنان جز خیانت نخواهد بود. آمریکا و اسرائیل در پی آزادی کُردها نیستند؛ آنان در پی ناتوان‌سازی ایران و پیشبرد پروژه بالکان‌سازی در خاورمیانه هستند. نامه ۳۲ نماینده کنست اسرائیل به وزیر خارجه این رژیم، و نوشته وال‌استریت ژورنال در باره ی «تکه‌تکه‌سازی جغرافیایی» ایران، به روشنی نشان می‌دهد که هدف، ناتوانی و از هم‌پاشاندن ایران یکپارچه و نیرومند است.

کُردهای ایران نباید فراموش کنند که آمریکا همان قدرتی است که کُردهای سوریه را پس از یک دهه هم‌پیمانی، در برابر دولت مرکزی تنها گذاشت. همان قدرتی است که به کُردهای عراق نوید دولت مستقل داد، اما هنگامی که به نفت عراق نیاز داشت، با دولت مرکزی بغداد کنار آمد. همان قدرتی است که هنگامی که ترکیه – هم‌پیمان ناتویی خود – به کُردهای عراق و سوریه تاخت، نه تنها از آنها پشتیبانی نکرد، بل‌که راه را برای تاخت‌وتاز ترکیه باز گذاشت.

کُردهای ایران با درس‌گیری از تاریخ باستان و تاریخ معاصر، باید بدانند که اگر به دام این سخن‌های دروغین بیفتند، سرنوشتی همانند سرنوشت کُردهای سوریه و کُردهای ترکیه خواهند داشت. آنان نیز روزی بر روی قربانگاه منافع آمریکا و اسرائیل قربانی خواهند شد. همان‌گونه که در بالا نشان داده‌ایم، به گمان بسیار پروژه بالکان‌سازی ایران با شکست روبرو خواهد شد. با هماهنگ شدن با منافع قدرت های ضدایرانی مانند امریکا و اسرائیل، کُردها به آرمان خود نمی‌رسند، بلکه هم‌چون پیاده‌نظام یک جنگ بزرگ قربانی خواهند شد. بازیچه دست دشمنان بیگانه ایران شدن، لکه ننگی است که به سادگی پاک نخواهد شد.

کُردهای ایران باید بدانند که آینده آنان، با سرنوشت ایران یکپارچه گره می‌خورد، نه در پروژه‌های تجزیه‌ای که قدرت‌های بزرگ برای ناتوان‌سازی این سرزمین کهن برنامه‌ریزی کرده‌اند. هم‌بستگی تاریخی و فرهنگی ایرانیان، از کُرد و فارس و آذری و بلوچ و ترکمن و عرب، چنان ژرف است که هیچ بمباری نمی‌تواند آن را از میان ببرد. این هم‌بستگی، بزرگ‌ترین سرمایه در برابر پروژه بالکان‌سازی ایران است. ستم جمهوری اسلامی به خلق کُرد، نه یک استثنا، که بازتابی از ساختار طبقاتی آن است؛ ساختاری که به زیان همه‌ی طبقه‌های رنجبر و خلق‌های ستمدیده‌ی میهن ما عمل می‌کند. از این رو، راه درست پیکار با این ستم، نه همکاری با دشمنان ایران، که همیاری و هم‌اندیشی با نیروهای “چپ” آزادی‌خواه، عدالت‌جو و میهن‌دوست است.

این همه، درس تلخ تاریخ است؛ از کوروش کوچک تا پیروز ساسانی، از شهزادگان ایلامی تا کُردهای سوریه، همگی بر قربانگاه منافع قدرت‌های بیرونی قربانی شدند. اکنون کُردهای ایران در برابر همان دوراهی ایستاده‌اند. شاید بتوان همه آنچه را که باید گفت، در یک جمله کوتاه که می‌تواند چراغ راه آینده باشد، گفت: دشمنِ دشمنِ ما، دوست ما نیست.

پیام پایانی

تجربه کُردهای سوریه و تاریخ کهن ایران به روشنی نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ هرگز از سر مهر و دوستی به کسی یاری نمی‌رسانند. آمریکا و اسرائیل در پی آزادی کُردها و دموکراسی در ایران نیستند، بل‌که در پی ناتوان‌سازی ایران و پیشبرد پروژه کشورگشایی خود هستند. ترامپ رک و راست گفت: «من با رهبران مذهبی مشکلی ندارم.» او همچنین گفت که نیاز به آن نیست که ایران یک دموکراسی باشد و افزود که مهم این است که «رهبری داشته باشد که عادل و منصف باشد و با ایالات متحده و اسرائیل به خوبی رفتار کند.» (CNN، از Ynet News و The Business Standard)

دفاع از میهن، دفاع از رژیم نیست. میهن، جدا از این که چه حکومتی بر آن فرمان راند، خانه همه ماست. خاک ایران، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، نوروز ایران– این‌ها میراث همه ماست، از کُرد و فارس و آذری و بلوچ و ترکمن و عرب. هنگامی که پای خطر برون‌مرزی در میان باشد، دفاع از این سرزمین، دفاع از خود و آینده فرزندانمان است، نه دفاع از حکومت.

سرچشمه‌های کمکی

تاریخ ایران

– پیرنیا، حسن (۱۳۶۲). تاریخ باستانی ایران.

– وایسهوفر، یوزف (۲۰۰۱). ایران باستان: از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۰ میلادی. (Wiesehöfer, Josef, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD)

– دریایی، تورج (۲۰۱۴). ساسانیان: فراز و فرود یک امپراتوری. (Daryaee, Touraj, Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire) (یک نمای کلی به روز و مختصر از تاریخ ساسانی)

– پورشریعتی، پروانه (۲۰۰۸). زوال و سقوط امپراتوری ساسانی. (Pourshariati, Parvaneh, Decline and Fall of the Sasanian Empire) (مهم برای دیدگاه خاص نویسنده در مورد ساختار قدرت و فروپاشی ساسانیان)

– هاوارد-جانسون، جیمز (۲۰۲۱). آخرین جنگ بزرگ باستان. (Howard-Johnston, James, The Last Great War of Antiquity) (منبعی قطعی و مفصل در مورد جنگ های ایران و روم در قرن هفتم)

جغرافیای تاریخی و همسایگان

– گریترکس، جفری؛ لیو، ساموئل (۲۰۰۲). مرز خاوری روم و جنگ‌های پارس (۳۶۳-۶۳۰ میلادی). (Greatrex, Geoffrey; Lieu, Samuel, The Roman Eastern Frontier and the Persian Wars (AD 363-630)) (مرجعی تخصصی و مبتنی بر منابع دست اول برای روابط ایران و روم)

مقاله های دانشنامه ای

– شاپور شهبازی، علیرضا (۲۰۰۵). «دودمان ساسانی». دانشنامه ایرانیکا. (Shahbazi, A. Shapur, “Sasanian Dynasty”, Encyclopaedia Iranica)

– پژوهش ژنتیک PLOS Genetics (۲۰۲۵). «پایایی تبار ایرانیان در فلات ایران». (PLOS Genetics, “Genetic Continuity of Iranian Peoples in the Iranian Plateau”)

خبری و تحلیلی

– خبرگزاری رویترز. گزارش‌های ویژه درباره مذاکرات آمریکا با گروه‌های کرد ایرانی. ۲۰۲۵-۲۰۲۶. (Reuters, special reports on US negotiations with Iranian Kurdish groups)

– خبرگزاری سی‌ان‌ان. گزارش‌هایی از تلاش سیا برای جنگ‌افزار دادن به نیروهای کرد. ۲۰۲۶. (CNN, reports on CIA efforts to arm Kurdish forces)

– وال استریت ژورنال. مقاله «ایرانِ تکه‌تکه‌شده ممکن است چندان هم بد نباشد» به قلم ملیک کایلان. ژانویه ۲۰۲۶. (Wall Street Journal, “A Broken-Up Iran Might Not Be So Bad” by Melik Kaylan)

– اورشلیم پست. مقاله «ساختن هم‌پیمانی خاورمیانه‌ای برای پاره‌پاره کردن ایران». ژوئن ۲۰۲۵. (Jerusalem Post, “Building a Middle Eastern Coalition to Fragment Iran”)

– Responsible Statecraft. گزارش درباره نقش اتاق‌های اندیشه نومحافظه‌کار در پروژه بالکان‌سازی ایران. (Responsible Statecraft, report on the role of neoconservative think tanks in the Balkanization of Iran project)

– گفت‌وگوی دونالد ترامپ با رویترز. ۱۴ اسفند ۱۴۰۴. (Donald Trump’s interview with Reuters, March 4, 2026)

اینترنت

– ویکی‌پدیای فارسی. مدخل‌های «پیروز یکم»، «جنگ شوش»، «روابط روم و ساسانیان»، «کردهای ایران»، «جنگ‌های ساسانیان و هپتالیان»، «تمدن ایلام». (Wikipedia Persian, entries on “Peroz I”, “Battle of Susa”, “Roman–Sasanian relations”, “Kurds in Iran”, “Sasanian–Hephthalite wars”, “Elamite civilization”)

– فرارو. ««آناباسیس»؛ کتابی که ایلان ماسک خواند درباره چیست؟». (Fararu, “Anabasis: What is the book Elon Musk read about?”)

– یورونیوز فارسی. ««آناباسیس»، کتابِ در دست ایلان ماسک؛ داستان کوروش کوچک، جنگ تاج‌وتخت و سرگردانی لشگر یونانیان». (Euronews Persian, “Anabasis: The book in Elon Musk’s hand; the story of Cyrus the Younger”)




ماشین جنگی آمریکا در خلیج فارس

⚔️
شبکه پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه ستون اصلی عملیات این کشور علیه ایران به شمار می‌رود. واشنگتن برای اجرای عملیات نظامی خود به مجموعه‌ای از پایگاه‌ها در کشورهای عربی خلیج فارس متکی است. این پایگاه‌ها امکان استقرار نیروها، جنگنده‌ها، سامانه‌های موشکی و پشتیبانی لجستیکی را فراهم می‌کنند.

🚢 ناوگان پنجم؛ قلب حضور نظامی آمریکا
یکی از مهم‌ترین ارکان حضور نظامی آمریکا در منطقه ناوگان پنجم نیروی دریایی است. این ناوگان عملیات خود را در خلیج فارس، تنگه هرمز و بخش‌های وسیعی از اقیانوس هند انجام می‌دهد. مقر فرماندهی آن در بحرین قرار دارد و از آنجا عملیات ناوهای هواپیمابر، ناوشکن‌ها، زیردریایی‌ها و دیگر شناورهای نظامی هدایت می‌شود. ناوگان پنجم از دهه ۱۹۹۰ به بعد در بسیاری از عملیات‌های نظامی آمریکا در منطقه نقش داشته و اکنون نیز در عملیات علیه ایران مشارکت دارد.

✈️ قطر؛ بزرگ‌ترین پایگاه هوایی آمریکا
پایگاه هوایی العدید در قطر بزرگ‌ترین مرکز نظامی آمریکا در منطقه محسوب می‌شود. این پایگاه توانایی میزبانی هزاران نیروی نظامی و انواع جنگنده‌ها، بمب‌افکن‌ها و پهپادها را دارد. العدید نقش مهمی در هماهنگی عملیات هوایی آمریکا در افغانستان، عراق و دیگر مأموریت‌های منطقه‌ای داشته است.

🪖 کویت و امارات؛ مراکز لجستیکی و عملیاتی
کویت میزبان چندین پایگاه مهم آمریکایی است که امکان استقرار جنگنده‌ها، سامانه‌های دفاع موشکی و کشتی‌های جنگی را فراهم می‌کنند. در امارات نیز پایگاه هوایی الظفره و بندر جبل‌علی نقش کلیدی در پشتیبانی عملیات دریایی و هوایی آمریکا دارند.

🌍 عمان و عربستان؛ پشتیبانی راهبردی
در عمان، آمریکا بیشتر از توافق دسترسی به تأسیسات نظامی استفاده می‌کند و حضور دائمی گسترده‌ای ندارد. بنادر و پایگاه‌های هوایی این کشور برای پشتیبانی ناوگان پنجم و عملیات‌های لجستیکی به کار می‌روند. در عربستان نیز پایگاه هوایی شاهزاده سلطان یکی از مراکز مهم برای دفاع موشکی و عملیات منطقه‌ای آمریکا است.




جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ شکاف در غرب

🔥
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تنها یک بحران منطقه‌ای نیست؛ بلکه شکاف‌هایی در میان کشورهای غربی ایجاد کرده است. دولت‌های اروپایی که همیشه از «قوانین بین‌المللی» و مخالفت با جنگ‌های تهاجمی سخن می‌گویند، اکنون در برابر تصمیم‌های واشنگتن دچار سردرگمی شده‌اند. برخی کشورها از آمریکا حمایت می‌کنند، برخی دیگر تلاش دارند فاصله بگیرند و اتحادیه اروپا نیز نتوانسته موضعی واحد و قاطع ارائه دهد. همین موضوع نشان می‌دهد که وحدت سیاسی غرب در برابر بحران‌های بزرگ تا چه اندازه شکننده شده است.

رابطه موسوم به «رابطه ویژه» میان بریتانیا و آمریکا نیز تحت فشار قرار گرفته است. دونالد ترامپ از دولت بریتانیا به دلیل کندی در اجازه استفاده از برخی پایگاه‌های نظامی برای عملیات علیه ایران انتقاد کرد. با این حال، حمله پهپادی به یک پایگاه بریتانیایی در قبرس نشان داد که این جنگ می‌تواند مستقیماً منافع لندن را نیز تهدید کند.

📊 اسپانیا در برابر فشار آمریکا
در میان کشورهای اروپایی، اسپانیا موضع متفاوتی اتخاذ کرد. دولت مادرید اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود برای حمله به ایران را نداد و اعلام کرد که اسپانیا حاضر نیست صرفاً از ترس فشار آمریکا وارد جنگی شود که آن را برای جهان خطرناک می‌داند. این موضع با واکنش تند ترامپ همراه شد و حتی تهدیدهایی درباره فشار اقتصادی و تجاری مطرح گردید.

⚖️ دوگانگی غرب در موضوع جنگ
این بحران همچنین استانداردهای دوگانه غرب را برجسته کرده است. کشورهای غربی در مورد برخی جنگ‌ها از «قوانین بین‌المللی» سخن می‌گویند، اما در موارد دیگر سکوت یا حمایت می‌کنند. همین تناقض باعث شده اعتبار ادعای نظم جهانی مبتنی بر قانون بیش از پیش زیر سؤال برود.




بر سر حزب توده‌ی ایران چه آمده است؟
چرا مرز روشنی با برنامه‌ی صهیونیستی-امپریالیستی «تغییر رژیم» در بیانیه‌ی حزب توده‌ی ایران دیده نمی‌شود؟

مقاله ۵۱/۱۴۰۴
۱۵ اسفند ۱۴۰۴، ۶ مارس ۲۰۲۶

پیش گفتار

در شرایطی که میهن ما، ایران، زیر یورش نیروهای بیگانه است و مردم ما با بمباران هواپیماهای جنگنده‌ی امپریالیسم و صهیونیسم کشته می‌شوند، خواندن بیانیه‌ی حزب توده‌ی ایران درباره‌ی مرگ خامنه‌ای دردآور است. در این بیانیه مرز روشنی با راهبرد «تغییر رژیم» امپریالیسم و صهیونیسم دیده نمی‌شود. این بیانیه به‌جای پافشاری بر دفاع از میهن و تمامیت ارضی آن، همراه با درخواست بسیار درست آتش‌بس، «گذار از رژیم» را در دستورکار خود گذاشته است.

حزب توده‌ی ایران، به‌گواه تاریخ، یک حزب ضد‌امپریالیسم و میهن‌دوست بوده است و همواره دفاع از استقلال ملی و دفاع از مرزهای ایران را از برجسته‌ترین وظیفه‌های خود دانسته است. نام بزرگانی مانند سرهنگ عطاریان و ناخدا افصلی در تاریخ دفاع از میهن ما همچون مهتابی در شب تاریک می‌درخشد. همراهی با برنامه‌های امپریالیسم برای براندازی با کمک تجزیه‌خواهان و شاهنشاهی‌خواهان، آن هم در شرایط جنگی کنونی، نگرانی‌برانگیز است. کسی از نیروهای اپوزیسیون میهن‌دوست نخواسته است که دوست جمهوری اسلامی شوند، ولی هر نیروی مسئولی باید در کنار مردم برای دفاع از میهن بایستد و مرز خود را با برنامه‌ی امپریالیستی «تغییر رژیم» روشن کند.

دفاع از میهن در برابر اشغال، شرط آغازین هر پیکار اجتماعی آینده است. همان‌گونه که ما پیش‌تر نوشته‌ایم، اگر جامعه زیر چکمه‌های نیروهای بیگانه لگدمال شود، شرایط هرگونه نبرد برای آزادی و عدالت اجتماعی سخت و دشوار خواهد شد. دشمن برای خونخواهی ما نیامده، به خونخواهی خودش آمده است. او از پراکندگی ما بهره می‌جوید، از خشم ما علیه خودکامه، آبی برای آسیاب تجزیه میهن می‌سازد تا ما را سال‌ها به جان هم بیندازد. ایران برای ماست، برای همه ما. این خاک، این تاریخ، این فرهنگ، میراث مشترک همه ایرانیان است؛ چه آنان که در زندان‌های حکومت جان دادند، چه آنان که در غربت برای میهن دل می‌سوزانند.

بدون هیچ تردیدی، هواداران و عضوهای میهن‌دوست حزب توده‌ی ایران نمی‌توانند با این خط همساز باشند. این بیانیه با بیانیه‌ی نخست حزب توده‌ی ایران درباره‌ی یورش بیگانگان به میهن ما نیز در تضاد است. بدون هیچ تردیدی می‌توان باور داشت که حتا کسانی در کمیته‌ی مرکزی خودِ حزب توده‌ی ایران با این خط همراهی ندارند.

شاید می‌توانستیم باور داشته باشیم که این بیانیه شتابانه نوشته شده است و به واکاوی ژرفای همه‌ی سویه‌های رویدادهای کنونی نپرداخته است. ولی خبرهای نگران‌کننده‌ی دیگری، این ساده‌باوری را از میان برمی‌دارد. در یورونیوز فارسی می‌خوانیم که « رضا پهلوی، فرزند محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، در فهرست موقتی قرار گرفته که کمیته امور خارجی پارلمان اروپا برای برگزاری نشستی درباره وضعیت کنونی ایران تهیه کرده است.این فهرست که نسخه‌ای از آن به دست یورونیوز رسیده، هنوز نهایی نشده و قرار است عصر چهارشنبه تأیید شود.» «در این فهرست نام هفت نفر دیده می‌شود؛ از جمله شیرین عبادی، وکیل و برنده جایزه صلح نوبل، و همچنین رهبران احزاب و سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی مانند جبهه هفتم آبان، حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کمونیست توده. همچنین یک صندلی به‌طور نمادین خالی خواهد ماند تا نماینده رهبران مخالفی باشد که در داخل ایران امکان حضور در این نشست را ندارند.» (۰۴/۰۳/۲۰۲۶ – یورونیوز فارسی) کسی نمی‌داند که از چه «حزب کمونیست توده»ای در این نوشته سخن گفته می‌شود. ولی نگرانی ما در این‌جا به پایان نمی‌یابد.

در دو بیانیه‌ی حزب توده‌ی ایران، درباره‌ی یورش هوایی و بمباران میهن‌مان از سوی نیروهای امپریالیستی آمریکا و ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیستی، حتا یک بار هم واژه‌ی «صهیونیسم» به کار برده نمی‌شود. در این بیانیه سه بار «اسرائیل» و «دولت نتانیاهو» جنایتکار، دو بار نژادپرست و دو بار تجاوزکار خوانده شده‌اند. 

این بیانیه‌ها ما را بر آن داشت که به بررسی ۱۸ نوشته‌ی «نامه‌ی مردم» درباره‌ی اسرائیل بپردازیم.

این نوشته با هدف کاویدن گفتارِ رسانه‌ایِ حزب تودهٔ ایران و نشریه‌ی «نامهٔ مردم» درباره‌ی اسرائیل نوشته شده است. با برجستگی کاوشِ گفتار در شناختِ سویه‌گیری‌های سیاسی و اندیشه‌ای، این نوشتار می‌کوشد با وارسیِ بسیاری از بیانیه‌ها، گزارش‌ها و برگردان‌هایی که در بازه‌ای زمانیِ روشن چاپ شده‌اند، الگوهای زبانی و چارچوب‌های معناییِ چیره در این نوشته‌ها را بیرون بکشد و معنی‌گذاری کند. کانونِ کار بر شیوه‌ی نام بردن از اسرائیل و سرکردگیِ آن، و به‌ویژه پرهیزِ آشکار از به‌کارگیریِ واژه‌ها و ترکیب‌های ویژه‌ای مانند «صهیونیسم» است. این وارسی از روشِ کاوشِ درونمایه در دو سویه‌ی

شمارشی و سنجشی بهره می‌گیرد و در پی پاسخ به این پرسش است که آیا این پرهیزِ زبانی، پیش آمدی است یا برآمده از راهبردهای رسانشی و سیاسیِ آگاهانه. این پژوهش همچنین می‌کوشد با نگاهی تاریخ‌مند و بر پایه‌ی کاوشِ لایه‌های اجتماعی، جایگاهِ پرداختن به ریشه‌های اندیشه‌ایِ بحران را برجسته کند.

بررسی نوشته‌های «نامهٔ مردم» در باره اسرائیل

برای تهیه این نوشته، از نوشته‌ها و برگردان‌های چاپ‌شده در «نامهٔ مردم» (ارگان مرکزی حزب تودهٔ ایران)  بهره گرفته شده است. در زیر فهرست سرچشمه‌های به‌کاررفته را می بینید:

نوشته هایی که در خود «نامهٔ مردم» چاپ شده است: بیانیه حزب توده ایران(۱۱ اسفند ۱۴۰۴) «مرگ دیکتاتور، خواست مردم برای گذار از رژیم ضدمردمی ولایت فقیه، و ضرورت آتش‌بس فوری و فراهم آوردن شرایط برای حاکم شدن مردم بر سرنوشت و زندگیشان»؛ بیانیه حزب توده ایران(۹ اسفند ۱۴۰۴) «حزب توده ایران حمله تجاوزکارانه دولت جنایتکار اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران را به شدت محکوم میکند»؛ حزب توده ایران (۲۹ دی ۱۴۰۴) «محکومیت سخنان ضدانسانی دونالد ترامپ درباره آوارگی مردم غزه»؛ نامهٔ مردم (۲۲ دی ۱۴۰۴) «بیانیه کمیته مرکزی حزب توده ایران: محكوميت قاطع جنايت جنگي اسرائيل در غزه»؛ حزب توده ایران (۱۹ دی ۱۴۰۴)؛ «تجاوز نظامی اسرائيل به خاك سوريه و اشغال مناطق جديد»؛ حزب توده ایران (۹ دی ۱۴۰۴) «اشغال مناطق جدید در سوریه»؛ نامهٔ مردم (۱۲ آبان ۱۴۰۴) «اسرائیل، آمریکا و اروپا، باید به دلیل جنایت جنگی در غزه پاسخگو باشند!»؛ نامهٔ مردم / بهزاد نوید / به سوی آینده (۲۰ مرداد ۱۴۰۴) «فلسطین برقرار خواهد ماند!»؛ حزب توده ایران (۱۲ بهمن ۱۴۰۴) «گزارش هیئت سیاسی به نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران (مصوب پلنوم)»

برگردان های چاپ شده در «نامهٔ مردم»: نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۲۸ مهر ۱۴۰۴) «دولت کارگر جدید بریتانیا با رژیم جنایتکار اسرائیل همدست است»؛ نامهٔ مردم (۱۴ مهر ۱۴۰۴) «در سایهٔ یکسال کشتار و نسل‌کشی در غزه»؛ نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۱۷ شهریور ۱۴۰۴) «“دولت” کارگر بریتانیا برای “اسرائیل” در غزه جاسوسی می‌کند»؛ نامهٔ مردم (برگردان از دموکراسی خلق) (۶ مرداد ۱۴۰۴) «رژیم نسل‌کش اسرائیل و اشغالگران»؛ حزب توده ایران (برگردان از ژاکوبن) (تیر ۱۴۰۴) «جنگ اسرائیل علیه غزه از نظرگاه بنیامین نتانیاهو و محور مقاومت»؛ حزب توده ایران (برگردان از دنیای مردم) (۲۶ خرداد ۱۴۰۴) «در مخالفت با طرحی برای آتش بس در غزه، سنا آمریکا قطعنامه‌ای برای کمک‌های نظامی به اسرائیل تصویب کرد»؛ نامهٔ مردم (برگردان از میدل ایست آی) (۱ اردیبهشت ۱۴۰۴) «اسرائیل درصدد اشغال دائم نوار غزه است»؛ حزب توده ایران (۳ فروردین ۱۴۰۴)؛ «حزب تودۀ ایران کارزار نظامی جدید دولت جنایتکار اسرائیل علیه مردم فلسطین و لبنان را بشدت محکوم می کند»؛ نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۲۷ دی۱۴۰۴) «مصاحبهٔ روزنامهٔ «مورنینگ استار»‌با رفیق محمد امیدوار»‌.   

با واکاوی نوشته‌های بالا از سرچشمه‌های رسانه‌ای حزب توده ایران، مانند «نامهٔ مردم» و برگردان‌شده‌ای چون مورنینگ استار، ژاکوبن و میدل‌ایست آی، می‌توان به یک الگوی روشن در نام بردن از اسرائیل و نتانیاهو پی برد. این نوشته‌ها بیشتر از واژه‌هایی مانند «رژیم اسرائیل»، «دولت جنایتکار اسرائیل»، «نظام نسل‌کش»، «دولت فاشیستی نتانیاهو» و «اشغالگر» بهره می‌گیرند، اما از به‌کار بردن واژه‌هایی مانند «صهیونیسم» و«صهیونیست»  به‌گونه‌ای روشن و چارچوب‌مند پرهیز می‌کنند.

در هجده نوشته نامبرده نزدیک به ۲۵ هزار واژه به کار برده شده است، در این میان ۲۸۰ بار واژه “اسرائیل”  و  ۴۶ بار “نتانیاهو”. خط اصلی گزارش در باره‌ی نقش اسرائیل در رویدادهای میهن ما و فلسطین را می‌توان در پنج چارچوب گفتمان چیره و بسیار بازگویی شده کوتاه کرد.

پرکاربردترین این توصیف‌ها، نمایش اسرائیل هم چون یک «رژیم یا دولت جنایتکار» است که با واژه‌های کلیدیِ «جنایتکار»، «نسل‌کُش»، «فاشیستی»، «نژادپرست» و «آپارتاید» در ۱۶ از ۱۸ نوشته بازگویی شده است. این چارچوب، سنگ بنای روایت‌ها و گزارش‌ها را تشکیل می‌دهد. ۱۰۳ بار واژه‌های «اشغال» و «اشغالگر»، یا اسرائیل هم چون یک «قدرت اشغالگر و توسعه‌طلب» به کار برده شده است.

 

سه گونه دیگر گفتمان روایت کلان را نیرومند می‌کنند، مانند «عامل بحران‌آفرین منطقه‌ای» (با واژه‌هایی مانند ماجراجو و جنگ‌طلب در ۱۲ نوشته)، «دست‌نشاندهٔ امپریالیسم آمریکا» (پشتیبانی واشنگتن از اسرائیل در ۱۱ نوشته)، و «نقض‌کنندهٔ قوانین بین‌المللی» (با برچسب قانون‌شکن در ۹ نوشته).   

واژه‌هایی مانند «صهیونیسم»، «صهیونیست» تنها هشت بار در این ۱۸ نوشته با ۲۵ هزار واژه به کار رفته‌اند که دربرگیرنده نوشته‌های زیر است: در بیانیه حزب توده ایران (۲۹ دی ۱۴۰۴) در جمله «نقشه مال آمریکایی‌ها و عوامل رژیم صهیونیستی است» (که گفتآورد از سخنان علی خامنه‌ای است)؛ در برگردان نوشته مورنینگ استار (۱۲ آبان ۱۴۰۴) دو بار، یک بار «مفسر ضدصهیونیست اسرائیلی» و بار دیگر «صهیونیسم و امپریالیسم ایالات متحده»؛ در برگردان دیگری از مورنینگ استار (۱۷ شهریور ۱۴۰۴) «آپارتاید بی‌رحمانه رژیم صهیونیستی»؛ و در برگردان نوشته دموکراسی خلق (۶ مرداد ۱۴۰۴) «سیاستمداران و شهرک‌نشینان راست افراطی صهیونیست» آمده است.

در نوشته‌های خود «نامهٔ مردم»، تنها دو بار واژه «صهیونیسم» به کار برده شده است و هر دو بار در باره‌ی چهره‌هایی که هوادار و یا پشتیبان«صهیونیسم» هستند؛ در «نامهٔ مردم» (۱۴ مهر ۱۴۰۴) «چهره‌های شناخته‌شده طرفدار صهیونیسم»؛   در  «نامهٔ مردم» (۱۲ آبان ۱۴۰۴) «چهره‌های شناخته‌شده حامی صهیونیسم». همان‌گونه که می‌بینیم سخن از سیستم صهیونیستی و یا رژیم صهیونیستی نیست و حتا سخن از کسانی که صهیونیست هستند نیست بلکه سخن از کسانی است که هوادار و یا پشتیبان «صهیونیسم» هستند.

چرایی جای تهی «صهیونیسم» در رسانه‌های حزب توده ایران

این خودداری پیوسته و آگاهانه از کاربرد واژه صهیونیسم می‌تواند دلیل چندگانۀ زیر را داشته باشد:

هدفمندسازی انتقادها روی دولت، پنهان سازی دلیل اصلی، «سامانه صهیونیستی»

در این نوشته‌ها، خرده‌گیری‌ها بیشتر بر دولت کنونی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو و راه‌وروش‌های پیاده سازی آن (مانند جنگ در غزه، اشغالگری، نسل‌کشی، پشتیبانی از شهرک‌سازی، بمباران من ما) متمرکز شده است. گویا نویسندگان می‌خواهند خرده‌گیری خود را به‌گونه‌ای عینی و بر پایه‌ی کارهای انجام‌شده‌ی سنجش‌پذیر (بر پایه‌ی قانون‌های جهانی) پیش ببرند، نه اینکه آن را به یک «سامانه‌ی اندیشه‌ای» «سیستم ایدئولوژیک» (صهیونیسم) پیوند دهند که تعریف روشنِ حقوقی-جهانیِ کمتری دارد، ولی بار ایدئولوژیک و سیاسی ژرف. این کار شاید برای خرسند کردن خوانندگان لایه‌های میانی باشد که از این گونه واژه‌های سیاسی خوششان نمی‌آید.

به‌کار بردن واژه‌ی «صهیونیسم» شاید مایه آن شود که برخی خوانندگان (به‌ویژه در غرب) این خرده‌گیری‌ها را «ایدئولوژیک» یا «توطئه‌باورانه» برداشت کنند. این نوشته‌ها بیشتر دوست دارند که با تکیه بر گزارش‌های سازمان ملل، دادگاه‌های جهانی و رویدادهای میدانی (مانند کشتار مردم بی‌گناه، یورش به امدادگران)، به خرده‌گیری‌های خود چهره‌ای «انسان‌دوستانه» و «عینی» بدهند. در عمل، تمرکز بر کردارهای دولت اسرائیل به جای ویژگی‌های «ایدئولوژیک»، مایه آن می‌شود که خرده‌گیری‌ها همگانی‌تر و کم‌رنگ‌تر و پذیرش آمیزتر شوند.

شمارِی از این نوشته‌ها (به‌ویژه آن‌هایی که از سرچشمه‌های غربی برگردانیده شده‌اند) شاید دوست ندارند که میان «صهیونیسم» هم چون یک پدیده ایدولوژیک -سیاسی و کشتار کنونی «دولت اسرائیل»هم چون یک سامانه‌ی کشوری، پیوندی بسازند. آنان دستِ‌کم نمی‌خواهند همه‌ی دست‌اندرکاران سیاسی اسرائیل را به انگیزه‌ی دیدگاه صهیونیستی به پرسش بکشند، بلکه آماج بنیادین‌شان نقد کارگزاران کشوری و راهبردهای جنگی ارتش آنان، جدا از ریشه‌یابی از تاریخِ چالشِ فلسطین، است.

بسیاری از نوشتارهای برگردانیده از رسانه‌های غربی (همانند ژاکوبن، میدل‌ایست آی) در گُستره‌ی چپ جهانی کنش می‌ورزند که فراوان از واژگان «آپارتاید اسرائیل»، یا «دولت نژادستیز اسرائیل» سود می‌جویند، اما کَم‌تر از «صهیونیسم» همچون سامانه‌ی فرمانروا که چالش فلسطین را آفریده است، سخن می‌گویند. این شاید به انگیزه‌ی ترس از انگ خوردن ضدیهودی بودن باشد.

کشتار فلسطینی‌ها یک برنامه کهن صهیونیستی

برآیند، پرهیز این نوشتارها از کاربرد «سامانه‌ی صهیونیستی» شاید برآمده از راه‌بُرد پیوند آگاهانه باشد: نویسندگان می‌خواهند خرده‌گیری خود را بر پایه‌ی کردار دولت اسرائیل استوار سازند، نه برچسب‌های کیش‌باورانه، ایدولوژیک و استعماری. این کنش هم کم نیش‌تر است، هم شنوندگان گسترده‌تری را به خود می‌کشاند، و هم توان پیوند با لایه‌های میانی را فراهم می‌آورد. با این همه، این گزینش زمینه‌ساز آن می‌شود که ریشه‌های کیش‌باورانه و تاریخی آشوب (یعنی صهیونیسم هم چون پروژه‌ای استعماری) از چشم خواننده پنهان بماند. پافشاری تنها بر دولت کنونی اسرائیل —هرچند که در چارچوب حقوقی و رسانه‌ای می تواند سودمند باشد — ولی در عمل به یک کاستی و تاریکی تاریخی می‌انجامد. این نگرش، ریشه و بن‌مایه یکپارچه و پُیوسته کُنش‌های ستم‌بار همه دولت‌های اسرائیل از آغاز تا کنون را کم‌رنگ می‌کند.

در این دیدگاه، یک رویداد بزرگ تاریخی زیر پرده تاریکی پنهان می‌ماند. کوچ‌گران یهودی اروپایی، با پشتیبانی قدرت‌های امپریالیستی (بریتانیا و سپس ایالات متحده)، فلسطین را مستعمره کردند و مردم بومی فلسطینی را (با رویداد نکبه) آواره کردن و دربند آوردند. دستگاه دولتی در اسرائیل با سیاست‌های استعماری و با کمک کشورهای امپریالیستی، ابزاری برای پاسبانی از چیرگی بورژوازی بزرگ و وابسته یهود بر فلسطین و آن بوده و هست. همه این دولت‌ها، چه از حزب کارگر یا لیکود، در نهاد خود، بر پایه و پیکره همان آیین بنیادین صهیونیستی —که در گوهر خود بیگانه‌گزاری (Settler Colonialism) و کشورگشایی است— پایه گزاری شده‌اند. راهبرد سرشتی آن‌ها در برخورد با مردم فلسطین، برآمده از یک خواست ایدئولوژیک برای چیرگی بر زمین و به بیرون راندن مردمان بومی فلسطین بوده است. اگر امروز ما تنها به خرده گیری از کردارهای آشکار این دولت بسنده کنیم، ناخواسته این پندار نادرست را پدید می‌آوریم که گویی می‌توان دولت اسرائیل را از سرشت چیرگی صهیونیستی آن جدا دانست و با یک “دولت بهتر” به آشتی رسید، با اینکه همه می‌دانند که چالش بنیادین، خود پروژه صهیونیسم و سامانه‌ای است که برای نادیده گرفتن حق پایه‌ای بودن و بازگشت فلسطینیان ساخته شده است.

این گزینش زبانی —که شاید از روی سوداگری سیاسی باشد— در پایان، چشم‌ها را از دیدن این حقیقت تاریخی برمی‌گرداند: ستم بر فلسطینیان یک گمراهی گذرا یا کژروی یک دولت ویژه نبوده، بلکه فرآورده نیازمند و همیشگی اندیشه و سامانه صهیونیستی از روز نخست تا به امروز بوده است.

پیش از سال ۱۹۴۵ میلادی، خاک فلسطین زیر چیرگی بیگانه (بریتانیا) بود. در این زمان، جنبش صهیونیستی با پشتیبانی نیروهای استعماری، به گونه‌ای سامان‌مند به بیگانه‌گزاری و خرید زمین‌های فلسطینیان دست زد. این رَوند، همراه با سیاست کوچ گری گسترده، به آرامی بنیان‌های جمعیتی و اقتصادی جامعه بومی فلسطین را سُست کرد. هدف نهادینه، فراهم کردن یک اکثریت یهودی و دولتی جداگانه در سرزمینی بود که مردم فلسطین باشندگان دیرینه‌ی آن بودند.

سال ۱۹۴۸، سال فاجعه بزرگ (النکبة) برای مردم فلسطین بود. با برپایی دولت اسرائیل، نزدیک به هشتصد هزار فلسطینی، با کشتار، ترس‌افکنی و آواره‌سازی سامان‌یافته از خانه و کاشانه خود رانده شدند. صدها روستا و شهرک ویران و نابود گردید تا راه برای شهرسازی تازه آمدگان بیگانه باز شود. این پاکسازی نژادی، سنگ بنای بحران پناهندگان فلسطینی را گذاشت که تا امروز پابرجاست.

پس از جنگ ۱۹۶۷ و بَریَنداری «اشغال نظامی» کرانه باختری، نوار غزه و بیت‌المقدس شرقی، ستم بر فلسطینیان به گونه‌ای ساختاری و نظام‌مند پی‌گیری شد. سیاست خانه‌ویرانی، سختگیری آمدوشد، دزدیدن زمین‌ها، و برپایی شهرک نشینی، همگی برای سست کردن پایه‌های زندگی فلسطینیان و پیش‌برد پروژه بیگانه‌گزاری به کار گرفته شد. در این دوره، سامانه‌ی دوگانه‌ی شهروندی پدید آمد که در آن، شهرک نشینان اسرائیلی از همه امتیازهای قانونی و زیرساختی بهره می‌برند، هم زمان فلسطینیان زیر قانون‌های نظامی سرکوب‌گر زندگی می‌کنند.

اکنون، پس از دهه‌ها، این رَوند به برپایی یک سامانه‌ی یکپارچه‌ی ستم و جداسازی انجامیده که بسیاری از نهادهای بین‌المللی و کنشگران حقوق انسانی، آن را جدازیستی و جدانژادی (آپارتاید) می‌نامند. از نوار غزه در چنبره گرفته شده  تا کرانه باختریِ تکه‌تکه شده و فلسطینیان درون خاک ۱۹۴۸، همه زیر گونه‌های گوناگون ستم و خواری، نابرابری و پایمال کردن حقوق بنیادین زندگی می‌کنند. ریشه‌ی این آشوب، نه در کردار یک دولت ویژه، که در خواست و پروژه‌ی بی‌پایان صهیونیسم برای دست‌اندازی بر همه سرزمین و به حاشیه راندن مردم بومی آن نهفته است.

چرا سخن گفتن از صهیونیسم مهم است؟

صهیونیسم، پدیده‌ای روبنایی و زاده نیازهای مادی بورژوازی بزرگ یهود در سده نوزدهم اروپاست. مارکسیسم، با رویکردی علمی و طبقاتی، صهیونیسم را کیش و ابزار ایدولوژیک بورژوازی یهود و امپریالیسم می داند. کوچ گران یهودی اروپایی، با پشتیبانی قدرت‌های امپریالیستی (بریتانیا و سپس ایالات متحده)، فلسطین را مستعمره کردند و مردم بومی فلسطینی را در فاجعه بزرگ (النکبة) آواره کردند و دربند آوردند. دستگاه دولتی در اسرائیل با سیاست‌های استعماری و با کمک کشورهای امپریالیستی، ابزاری برای پاسبانی از چیرگی بورژوازی بزرگ و وابسته یهود بر فلسطین بوده و هست.

رفیق جان داده راه آزادی و برابری، نیک آیین در«واژه های سیاسی و اجتماعی» در باره صهیونیسم می نویسد: « یک جریان ناسیونالیستی متعصب متعلق به بورژوازی یهود است».

این کیش، در بنیاد خود ابزار اندیشه‌ای برای گردآوری سرمایه و نیروی انسانی، و سرانجام برپایی یک پایگاه بیگانه‌گزار در فلسطین بود تا به نیازهای انباشت سرمایه و گسترش نفوذ امپریالیستی پاسخ دهد. پارسایی دروغین و ریاکارانه از سرزمین «صهیون»، تنها پوششی دینی برای پروژه‌ای ژرف سراسر زمینی و مادی بود. خواست آغازین آن برای آفرینش «کانون یهود» در آمریکای لاتین یا آفریقا، گواه آن است که درون‌مایه بنیادی آن نه بازگشت به سرزمینی مقدس، که پایه گزاری پایگاهی بیگانه‌گزار در خدمت امپریالیسم —در هر جای از جهان— بود.

سازمان جهانی صهیونیسم، که امروز شبکه‌ای فراملی از سرمایه و قدرت است، نشان‌دهنده هم‌جوشی سود انحصارهای بزرگ یهودی با کانون‌های امپریالیستی، به‌ویژه ایالات متحد آمریکاست. این نهاد، دارایی‌های کلان، شرکت‌های انحصاری، زمین‌ها و بنگاه‌های سازنده را در دست دارد و کارکرد آن، اقتصاد سیاسی بیگانه‌گزاری نو را در سرزمین‌های تکه‌تکه‌شده پیش می‌برد.

نیک آیین می نویسد: «مرکز آن در ایالات متحد آمریکاست و فعالیت‌های جمعیت‌های صهیونیست را در بیش از ۶۰ کشور جهان کنترل می‌کند».

شالوده اندیشه‌ای صهیونیسم بر ساخت یک ملت پنداری و فراملی یهود استوار است که ستیزهای طبقاتی درون جامعه یهودیان را پنهان می‌کند. این کیش با تبلیغ «یکپارچگی منافع ملی»، تضاد کارگر و سرمایه‌دار یهودی را می‌پوشاند و پرولتاریای یهود را وامی‌دارد تا منافع زیستی خود را در پای منافع بورژوازی بزرگ یهود قربانی کند. نیک آیین می نویسد: «صهیونیسم در درجه اول با منافع پرولتاریای یهود مغایر است». صهیونیسم، با جدا کردن کارگران یهود از هم‌طبقه‌ای‌های غیریهودی خود، آگاهانه همبستگی طبقه کارگر را می‌شکند و آن را از جنبش جهانی کارگری و آزادی‌بخش جدا می‌سازد».

این ایدولوژی، به گونه‌ای ساختاری، ابزار و تیغی در دست نیروهای واپسگرا و امپریالیستی جهانی است. درون‌مایه آن، شووینیسم جنگ‌جوی، نژادستیزی و دشمنی با کمونیسم است و برای توطئه‌چینی علیه جنبش‌های ملی، آزادی‌بخش و سوسیالیستی به کار گرفته می‌شود. دولت‌های گوناگون اسرائیل، هم چون دستگاه پیاده ساز و سرکوب‌گر این برنامه، نقش ژاندارم منطقه‌ای امپریالیسم را بازی می‌کنند. نیک آیین می نویسد: «صهیونیسم [..] سیستم ارتباطات پرشاخه و مؤسسات بی‌شماری نیز هست و مجموعه نظریات، سازمان‌ها، سیاست‌ها و روش‌های سیاسی و اقتصادی بورژوازی بزرگ یهود را که با محافظ انحصاری ایالات متحد آمریکا و سایر کشورهای امپریالیستی جوش خورده‌اند تشکیل می‌دهد».

برخی‌ها از ترس ضدیهودی خوانده شدن از کاربرد واژه صهیونیسم ترس دارند، ولی از نگرش مارکسیستی، صهیونیسم و یهودستیزی، دو روی یک سکه واپسگرایی هستند. هر دو، با نادیده گرفتن نگرش‌های طبقاتی، یهودیان را هم چون یک دسته یکپارچه نژادی می‌بینند. یهودستیزی، با دشمنی با همه یهودیان، به‌گونه عینی آگهی‌رسانی صهیونیسم را درباره «نیاز به یک پناهگاه امن» باورپذیر می‌کند و یهودیان را به آغوش برنامه صهیونیستی می‌راند. از سوی دیگر، صهیونیسم با جدا کردن یهودیان از خلق‌های میزبان، خود بستر اجتماعی یهودستیزی را نیرومند می‌کند. این دیالکتیک شوم، تنها به سود طبقه‌های  فرمانروا است که از پراکندگی توده‌های رنج سود می‌برند. نیک آیین می‌نویسد: میان «صهیونیسم و آنتی‌سیتمیسم تفاوتی نیست».

تنها با فروریزی سرمایه‌داری و امپریالیسم است که بنیان مادی هر دو پدیده صهیونیسم و یهودستیزی از میان خواهد رفت.

پایان‌سخن

وارسیِ هجده نوشته‌ی برگزیده از بیانیه‌های حزب توده‌ی ایران، نوشته‌های «نامهٔ مردم» و برگردان‌های آن از سرچشمه‌هایی چون «مورنینگ استار» و «ژاکوبن»، الگوی پرمعنایی را در گفتارسازی درباره‌ی اسرائیل نشان می‌دهد. در این نوشته‌ها، اسرائیل بیشتر در چارچوب‌های پنج‌گانه‌ی «رژیم جنایتکار»، «نیروی اشغالگر»، «آفریننده بحرانِ منطقه‌ای»، «دست‌نشاندهٔ امپریالیسم» و «زیرپاگذارِ قانون‌های جهانی» بازنمایی می‌شود. با این همه، به‌کارگیریِ واژه‌ها و هم آمیز‌های بی‌پرده و چالش‌برانگیزی مانند «صهیونیستی» به‌گونه‌ای چشمگیر بسیار بسیار اندک (۸ بار در میان ۲۵ هزار واژه) است و تنها دو بار در خود «نامهٔ مردم» و ان هم به گفته‌برداری‌ها یا بازنماییِ هوادارانِ آن بازتاب می‌یابد.

این پرهیزِ زبانی را می‌توان برآمده از یک راهبردِ آگاهانه‌ی سیاسی دانست که هدف آن، کانونی کردن خرده‌گیری‌ها بر کردارهای روشن و سنجش‌پذیرِ دولت اسرائیل (مانند جنگ، اشغال و نسل‌کشی) در چارچوبِ قانونِ جهانی است، نه تکیه بر واژه های ایدولوژیک که شاید نزد خوانندگانِ ویژه ای، به‌ویژه در غرب، و لایه‌های میانی هم‌چون گفتاری یک‌سویه و ناپسندیده درک شود. این شیوه، زمینه‌ی کشاندن گروه‌های میانه و نیرومند کردنِ چهره‌ی «انسان‌دوستانه» و «عینی» خرده‌گیری‌ها را فراهم می‌کند.

با این همه، این نوشته نشان می‌دهد که این گزینشِ راهبردی، با آن‌که شاید در کوتاه‌زمان کارآمد باشد، یک کمبودِ ژرفِ تاریخ‌مند و سنجشی را نیز به همراه می‌آورد. با پرهیز از پرداختن به سرشتِ اندیشه‌ایِ صهیونیسم هم چون برنامه‌ای استعمارگرانه و طبقاتی، ریشه‌های یکپارچه و پیوسته‌ی ستم بر فلسطینیان از ۱۹۴۸ تا امروز کم‌رنگ می‌شود. کاوشِ تاریخ‌مندِ ماتریالیستی نشان می‌دهد که صهیونیسم، به‌سانِ ابزاری در دستِ بورژوازیِ بزرگِ یهود و امپریالیسم، نه یک کژرویِ گذرا، بلکه سرچشمه‌ی بنیادینِ راه‌وروش‌های خانه‌ویران‌کن، آواره‌ساز و آپارتاید است. جدا کردن کردارهای دولت اسرائیل از پایه‌های صهیونیستیِ آن، این پندارِ خطرناک را پدید می‌آورد که گویا با دگرگون شدنِ دولتی ویژه می‌توان به راه‌چاره‌ای پایدار رسید؛ با این‌که گرهِ اصلی، خودِ برنامه‌ای است که حق فرمانروایی و بازگشتِ مردم فلسطین را به‌گونه‌ای ساختاری نادیده می‌گیرد.

از این رو، چشم‌پوشی از نقدِ ریشه‌ایِ صهیونیسم به‌سانِ یک اندیشه و یک سامانه‌ی سیاسی-اقتصادی، ناتوانی در پیش نهادنِ کاوشی همه‌سویه و انقلابی از بحران را در پی دارد. پیکارِ راستین برای آزادی فلسطین، نیازمندِ پرده‌برداریِ هم‌زمان از نمودهای روشنِ ستم و سرچشمه‌ی طبقاتی و اندیشه‌ایِ آن است؛ برنامه‌ای که تنها با فروریختنِ سامانه‌ی امپریالیستی و سرمایه‌داریِ جهانی که صهیونیسم به آن گره خورده است، به انجامِ خواهد رسید.

شاید یکی از دلیل‌های اصلی دل‌خوری کمونیست‌های فلسطینی و حزب کمونیست لبنان از حزب توده‌ی ایران، دور بودن خط کنونی از خط گذشته حزب در باره نقش ویرانگر صهیونیسم در بدبختی و آوارگی فلسطینیان باشد.

پیوست

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ: ۱۱ اسفند ۱۴۰۴

مرگ دیکتاتور، خواست مردم برای گذار از رژیم ضدمردمی ولایت فقیه، و ضرورت آتش‌بس فوری و فراهم آوردن شرایط برای حاکم شدن مردم بر سرنوشت و زندگی‌شان

“در پی حمله‌های تجاوزکارانهٔ رژیم جنایت‌کار نتانیاهو و امپریالیسم آمریکا”

“امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقه، به‌ویژه دولت نژادپرست نتانیاهو، “

“تحمیل صلح به تجاوزکاران آمریکایی-اسرائیلی و “

“هر معامله‌ای با ترامپ و نتانیاهو تن دهند و ایران و منافع ملی کشور “

“در شرایطی که بمباران‌های جنایت‌کارانهٔ آمریکا و اسرائیل ادامه دارد”

*****

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ:  ۹اسفند ۱۴۰۴

حزب توده ‌ایران حمله تجاوزکارانه دولت جنایتکار اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران را به شدت محکوم می‌کند!

“حملات گستردهٔ موشکی و هوایی دولت نژاد پرست اسرائیل و دولت آمریکا قرار”

“جمهوری اسلامی حملات موشکی متقابلی را علیه اسرائیل و”

” خبرگزاری‌های جهان نیروهای هوایی اسرائیل به”

“تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل که از سوی دادگاه بین‌المللی لاهه”

” صلح و پایان دادن به این تجاوز اسرائیل و امپریالیسم آمریکا “

*****

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ: ۲۹ دی ۱۴۰۴

حزب توده ‌ایران حمله تجاوزکارانه دولت جنایتکار اسرائیل و امپریالیسم آمریکا به ایران را به شدت محکوم می‌کند!

“سپاه پاسداران در بیانیهٔ ۱۷ دی ۱۳۹۶ مدعی شد که «آمریکا، انگلیس، اسرائیل، سازمان مجاهدین، و سلطنت‌طلبان» با این اعتراض‌ها ارتباط دارند.”

      “علی خامنه‌ای نیز در دیدار عمومی ۱۹ دی ۱۳۹۶ ضمن متهم کردن آمریکا و بریتانیا و اسرائیل گفت که این […] «نقشه مال آمریکایی‌ها و عوامل رژیم صهیونیستی است.»”

      “… نیروهای مزدور بیگانه و ارتجاعی … با حمایت امپریالیسم آمریکا و دولت جنایت‌کار و نسل‌کُش اسرائیل، آماده‌اند …”

      “التماس مزدوری مانند رضا پهلوی به دونالد ترامپ، اتحادیهٔ اروپا، و ارتجاعی‌ترین نیروهای راست افراطی در جهان و جنایت‌کاری مانند نتانیاهو برای مداخله در رخدادهای ایران از یک سو …”

      “نیروهایی که چشم امیدشان به دولت شبه‌فاشیستی ترامپ و دولت جنایت‌کار اسرائیل برای «آزادی ایران» است نمی‌توانند نویددهندگان ایرانی مستقل، آزاد، و آباد باشند.”

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۲۲ دی ۱۴۰۴

       “این رسانه‌ها از یک طرف بهانه به دست سران رژیم داده‌اند که این خیزش اعتراضی مردم را کار آمریکا و اسرائیل اعلام کنند.”

       “[…]، بلکه بدون دخالت و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل عملاً کاری از دستش برنمی‌آید.”

       “آیا شیرین عبادی از دیدگاه‌های فاشیستی، تفکر واپس‌گرای ضدّزن و نژادپرستانه، و سیاست‌های تهاجمی و سلطه‌گرانهٔ فردی مانند ترامپ و همدست جنایت‌کار جنگی‌اش نتانیاهو بی‌اطلاع است؟”

       “[…]، ایران بار دیگر در برابر تهدیدهای خطرناک آمریکا و اسرائیل و عوامل نفوذی‌شان قرار گرفته است.”

       “او گفت: “در صورت حملهٔ نظامی، ایران در چارچوب دفاع مشروع، اسرائیل و مراکز نظامی و کشتی‌رانی آمریکا را اهداف مشروع خواهد دانست.””

       “ابراهیم عزیزی، […] گفت: “در آینده، جمهوری اسلامی بابت اتفاقات این روزها هر اقدامی را علیه آمریکا و اسرائیل مشروع می‌داند.””

       “گروه دوم این رویکرد را در چارچوب طرح‌های راهبردی دولت سلطه‌جو و زورگوی ترامپ و در هماهنگی با نتانیاهوی جنگ‎طلب برای بازچینی نقشۀ ژئوپلیتیک منطقه دنبال می‌کند.”

*****

اعلامیه حزب توده ایران / نامه مردم – تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴ (منتشر شده در شماره ۱۲۵۱، ۲۲ دی ۱۴۰۴)

       “این خیزش اعتراضی مردمی، برخلاف ادعاهای دیکتاتور حاکم، نه جنبشی ساخته و پرداختهٔ امپریالیسم آمریکا و رژیم نسل‌کُش اسرائیل، بلکه نتیجهٔ مستقیم سیاست‌های فاجعه‌بار اقتصادی کلان‌سرمایه‌داری حاکم و فساد، […].”

       “نیروهایی که چشم امیدشان به دولت شبه‌فاشیستی ترامپ و دولت نسل‌کُش اسرائیل برای «آزاد کردن ایران» است نمی‌توانند نویددهندگان ایرانی آزاد، مستقل، و آباد باشند.”

*****

اعلامیه حزب توده ایران / نامه مردم – تاریخ: ۹ دی ۱۴۰۴ (منتشر شده در شماره ۱۲۵۱، ۲۲ دی ۱۴۰۴)

       “[…]جانشین شدن استبداد کنونی با شکل پوسیدهٔ دیگری از استبداد و حاکم شدن نوکران امپریالیسم آمریکا و حکومت نسل‌کش اسرائیل مواجه کرده است.”

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۱۲ آبان ۱۴۰۴

       “[…]- ابتدا در پارلمان اسرائیل (کنست) در تل آویو و چند ساعت بعد در شرم‌الشیخ در مصر- که دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو، و عبدالفتاح السیسی همراه با هم طراحی و کارگردانی کردند، […].”

       “اکنون کاملاً روشن شده است که «طرح ۲۰ ماده‌یی ترامپ»، که با حمایت نتانیاهو و با هماهنگی کامل چهره‌های شناخته‌شده حامی صهیونیسم تهیه شده بود، […] که ادامه دادن به آن برای منافع امپریالیسم آمریکا، دولت اسرائیل، و متحدان ارتجاعی‌شان بیش از حد زیان‌بار شده بود.”

       “دکتر مصطفی برغوثی هشدار داده است که این طرح «به ریشه‌های بحران (اشغال، زمین، حقوق ملی) نمی‌پردازد و نتانیاهو احتمالاً به آن متعهد نخواهد ماند.»”

       “بنابراین، حقوق اساسی و مسلّم مردم فلسطین اساساً قربانی خواست‌های امنیتی اسرائیل شده است.”

       “[…]، تحمیل یک‌جانبهٔ هدف‌های بلندمدت اسرائیل- با استفاده از ویرانی و استیصال ناشی از دو سال نسل‌کشی علیه فلسطینی‌ها- مورد توجه بوده است.”

       “روشن است که نتانیاهو، زیر فشار همراهان افراطی‌اش در دولت، به هر بهانه‌ای می‌کوشد خون‌ریزی و نسل‌کشی در غزه را از سر گیرد.”

       “[…]، مگر اینکه نتانیاهو برای برچیدن کامل حماس و رسیدن به «پیروزی کامل» اقدام کند.”

       “[…]دولت ترامپ، در تلاش برای حفظ توافق ترامپ بود که شتابان به اسرائیل رفتند.”

       “بتسلئل اسموتریچ،‌ وزیر دارایی اسرائیل، […] بر شرایطی که برای پیوستن به «پیمان ابراهیم» دارد، […].”

       “این تحولات، که تأکیدی است بر موضع اسرائیل به‌عنوان بازیگری که با سوءنیّت در خاورمیانه عمل می‌کند […].”

       “حزب تودهٔ‌ ایران […]اولویت اصلی پایان دادن فوری به تجاوز اسرائیل، جنگ نسل‌کشی و رفع محاصرهٔ غزه است.”

       “راه‌حل عادلانه و پایدار و صلح پایدار فقط از طریق پایان یافتن کامل اشغال اسرائیل، تشکیل کشور مستقل فلسطین با پایتختی اورشلیم شرقی در مرزهای ۱۹۶۷، […].”

*****

نامه مردم (بازنشر از مورنینگ استار) – تاریخ: ۲۸ مهر ۱۴۰۴

       “مردم در برابر همدست‌های نِتانیاهو به‌پا خاسته‌اند […]”

       “هنگامی که نسل‌کُشی اسرائیل در غزه آغاز شد، […].”

       “نخست‌وزیر ایتالیا در سفرش به اسرائیل در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۳ / ۱۹ مهرماه ۱۴۰۲ با زبانی […]آکنده از واژه‌هایی درحمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل و “حق دفاع از خود” رژیم آن، موضع دولتش را اعلام کرد.”

       “با این وجود، ارسال جنگ‌افزارهای ایتالیایی به اسرائیل ادامه یافت. […]طبق قراردادهای نظامی‌ای در پیش از حمله اسراییل به غزه با غول جنگ‌افزاری ایتالیا، لئوناردو، امضا شده بود.”

       “از سوی دیگر، جامعهٔ ایتالیا، دست‌کم برای مدتی، در برابر جنایت‌های اسرائیل و حمایت دولت‌شان از نسل‌کُشی‌ای […].”

       “[…]، غول رسانه‌ای راست‌گرا و متحد نزدیک بنیامین نتانیاهو، و رسانه‌های دولتی که مطیع دستورها وسیاست‌های دولت هستند.”

       “[…]کارگران اسکله‌های ایتالیا علیه جنگ در غزه و ارسال جنگ‌افزار به اسرائیل به اعتصابی سراسری دست زدند.”

       “در شکایتی به دیوان کیفری بین‌المللی، جورجیا ملونی، […] از حمایت دولت او از سیاست‌های نسل‌کُشی اسرائیل در غزه بوده است.”

       “در متن شکایت‌نامه تصریح شده است: “دولت ایتالیا با حمایت از دولت اسرائیل، به‌ویژه از مسیر تأمین جنگ‌افزارهای مرگ‌بار، در […].””

       “[…]، ایتالیا یکی از تنها سه کشوری بوده که از سال ۲۰۲۰ / ۱۳۹۹ تا ۲۰۲۴ / ۱۴۰۳ جنگ‌افزارهای متعارف سنگین به اسرائیل صادر کرده است.”

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۱۴ مهر ۱۴۰۴

       “«طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ»، که با همراهی بنیامین نتانیاهو و در هماهنگی کامل با چهره‌های شناخته‌شدهٔ طرفدار صهیونیسم تدوین شده است، […].”

       “اما از دیدگاه طرفداران صلح و حقوق مردم فلسطین، این طرح در واقع چیزی بیش از پوشش سیاسی برای اجرای کامل شروط اسرائیل و تثبیت وضع موجود به‌ سود اسرائیل نیست.”

       “دکتر مصطفی برغوثی، […]، هشدار می‌دهد که این طرح «به ریشه‌های بحران (اشغال، زمین، حقوق ملی) نمی‌پردازد و احتمالاً نتانیاهو نیز به آن پایبند نخواهد بود.»”

       “[…]مشروط به صلح و آزادی گروگان‌های اسرائیلی، مهندسی مجدد حاکمیت غزه (تحت‌الحمایگی)، […].”

       “هیچ تضمین روشنی نیز برای پایان دادن دائمی و کامل به تجاوز اسرائیل در آن منظور نشده است.”

       “در این طرح مشترک ترامپ و نتانیاهو، […].”

       “[…]و عملاً غزه را زیر «نظارت بین‌المللی» با گرایش‌های آمریکایی-اسرائیلی قرار می‌دهد.”

       “با این رویکرد، در واقع حقوق اصلی و مسلّم مردم فلسطین فدای مطالبات امنیتی اسرائیل می‌شود.”

       “این طرح […]می‌کوشد هدف‌های بلندمدت اسرائیل برای حذف مقاومت ملی و تثبیت مرزهای امنیتی دلخواهش را به فلسطینی‌ها تحمیل کند.”

       “[…]که اولویت فوری پایان دادن بی‌درنگ به تجاوز اسرائیل، جنگ نسل‌کشی، و رفع محاصرهٔ غزه است.”

       “صلح پایدار و راه‌حل عادلانه و پایدار فقط از طریق پایان یافتن کامل اشغالگری اسرائیل، […].”

*****

نامه مردم (بازنشر از مورنینگ استار) – تاریخ: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

       “این دولت‌ها مسئول تأمین بی‌ملاحظه و مستمر تسلیحات مورد استفادهٔ نیروهای اشغالگر اسرائیلی و همچنین شکست کامل (یا در واقع بی‌میلی شرم‌آور) در مهار کردن رژیم تل‌آویو، […].”

       “اقدامات آنها می‌تواند و باید شامل اعمال فشار بر اسرائیل […]، پافشاری بر اینکه اسرائیل اجازهٔ عبور […]، یا اعمال فشار بر اسرائیل برای لغو تصمیم جنایت‌کارانه‌اش […] و الحاق کامل این سرزمین به اسرائیل باشد.”

       “[…] نمی‌توان پذیرفت که حق تعیین سرنوشت در فلسطین […]در انحصار یهودیان اسرائیلی باقی بماند.”

       “به این معنی که حتی یک آتش‌بس یا مصالحهٔ موقت، یا هر حیله‌ای که رژیم نتانیاهو به آن متوسل شود، […].”

       “[…]و چشم‌انداز روابط کشور فلسطین با اسرائیل اشغالگر نیز آگاه باشند و هوشیارانه واکنش نشان دهند.”

       “نزدیک به دو سال پس از آغاز جنگ خونین و فاجعه‌بار کنونی در غزه- “نکبت دوم”- به بهانهٔ حملهٔ ۷ اکتبر، رژیم آپارتاید جنایت‌کار در تل آویو […]، و ۵۸ سال اشغال و آپارتاید بی‌رحمانهٔ رژیم صهیونیستی […].”

       “بدون راه‌حل قاطع و عادلانه برای این درگیری وحشتناک و در صورت تسلیم شدن در برابر تلاش‌های اسرائیل برای از بین بردن […].”

       “[…]پافشاری بین‌المللی (از طریق سازمان ملل متحد و قوانین بین‌المللی) برای وادار کردن اسرائیل به پایان دادن فوری و کامل خون‌ریزی در غزه، […]اشغال غیرقانونی کرده است، و تأسیس کشور فلسطین است.”

*****

 «فلسطین برقرار خواهد ماند» ـ بهزاد نوید ـ به سوی آینده تاریخ: ۹ اوت / ۱۸ مردادماه ۱۴۰۴

«[…]- با توجه به تصمیمی که دولت فاشیستی اسرائیل مبنی برتصرف و ادارۀ غزه تصویب کرده است- […].»

«[…]برای دریافت کمک‌های انسانی توسط ارتش جنایتکار اسرائیل کشته و ۷ هزار نفر زخمی شده‌اند.۲»

«فقط با تحریم تسلیحاتی و اقتصادی رژیم نژادپرست اسرائیل می‌توان آن را به عقب‌نشینی وادار ساخت»

«[…]دولت اسرائیل عمداً مانع ورود کمک‌ها می‌شود و تقریباً […].»

«برای اکثر اهالی غزه، تنها راه تهیه غذا از طریق کمک‌های اسرائیل است، […] به محل تیراندازی‌های روزانه و سادیستی ارتش اسرائیل تبدیل شده‌اند.»

«در همین حال، اسرائیل در آستانهٔ الحاق سرزمین‌هایی است که قرار است کشور آینده فلسطین را تشکیل دهند.»

«پارلمان این کشور […]، الحاقی که صرفاً به آنچه اساساً وضعیت موجود در این سرزمین است، رسمیت می‌بخشد.»

«هم‌زمان، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در حال پیشبرد اقداماتی برای کنترل کامل غزه است.»

«احتمالاً با در نظر گرفتن الحاق کامل- از جمله اشغال نظامی تقریباً یک چهارم قلمرویی که اسرائیل تاکنون کنترلی بر آن نداشته است- […].»

«در تمام این مدت هر روز ارتش اسرائیل به کشتار ده‌ها فلسطینی از طریق بمباران و تیراندازی‌ها ادامه داده است.»

«در طول دو هفتۀ گذشته، از ۲۴ ژوئیه تا ۶ اوت/ از ۲ تا ۱۵ مردادماه، ارتش اسرائیل به‌طورمتوسط روزانه هفتاد فلسطینی را کشته‌ است.»

«در حال حاضر تعداد کل افرادی که اسرائیل در حین تلاش برای دریافت کمک کشته است، […].»

«به نظر نگارندۀ این متن اولویت فعلی این است که از یک سوی اسرائیل مجبور شود […].»

«به نظر نگارندۀ این متن مجبور کردن اسرائیل به این اقدامات فقط و فقط از طریق تحریم‌های […].»

«بر اساس آمارها، بیشترین حجم روابط اقتصادی اسرائیل در سال ۱۴۰۳ با جمهوری خلق چین […].»

«چین با رقم ۱۹ میلیارد دلار بزرگ‌ترین صادرکننده به اسرائیل است و […].»

«بزگ‌ترین وارد کننده ها از اسرائیل، سه کشور ایالات متحده آمریکا، ایرلند، و چین هستند.»

«(اطلاعات مربوط به صادرات و واردات به/از اسرائیل در سال ۱۴۰۳/۲۰۲۴ از شبکۀ الجزیره گرفته شده است). »

«مسلماً تحریم اقتصادی اسرائیل توسط جمهوری خلق چین می‌تواند بسیار مؤثر باشد.»

«و احتمالاً باید به این لیست لغو تمام گام‌های قانونی و عملی که دولت اسرائیل تنها در دو سال گذشته برای […] شهرک‌نشینان غیرقانونی از کرانه باختری و خروج نیروهای اسرائیلی از هر دو سرزمین خواهد بود.»

«[…]و تلاش‌های نتانیاهو برای اشغال نظامی دائمی غزه و “خلاص شدن از شر” فلسطینی‌هایی که هنوز در آنجا […].»

«[…] زمان اعلام به‌ رسمیت شناختن کشور فلسطین توسط رهبران غربی، رفتار اسرائیل به‌هیچ‌وجه تغییر نکرده است.»

«[…]بی‌رحمانه تبدیل می‌کند و به نتانیاهو و ارتش اسرائیل حداقل یک ماه دیگر فرصت […] و سرزمین فلسطین را ضمیمه اسرائیل سازند.»

«[…]همچنان به ارسال کمک‌های نظامی به اسرائیل ادامه می‌دهند که برای توانایی آن در ادامۀ جنگ اساسی است.»

«[…]برای رهبران اسرائیل چنان منفور خواهد بود که […] پایان دادن به نَسل‌کُشی و اِلحاقِ سرزمین‌های فلسطینی.»

«بر پایۀ این برداشت خوشبینانه رهبران اسرائیل نمی‌خواهند در موقعیتی قرار بگیرند […].»

«تنها در دو سال گذشته اسرائیل […]، و متهم کردن سازمان ملل به یهودستیزی و […].»

«[…]بخشی از یک کمپین ارعاب برای از بین بردن اتهام‌های جنایی علیه مقام‌های اسرائیل تهدید ‌کرد.»

«[…]تا از انجام هر کاری برای متوقف کردن قتل‌عام اسرائیل خودداری کنند.»

«افکار عمومی در سراسر جهان به‌شدت علیه آنچه اسرائیل انجام می‌دهد تغییر کرده است […].»

«[…]، در حالی که می‌دانید این کار منجر به هیچ محدودیتی واقعی علیه اسرائیل نخواهد شد، کافی و صادقانه نیست.»

«[…]به این کشتار وحشتناک، یعنی تحریم تسلیحاتی یا تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک، اجتناب می‌کنید.»

«اما امتناع آن‌ها از مهار واقعی اسرائیل این موضوع را به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل می‌کند.»

«مقایسۀ غزه و هیروشیما با یکدیگر و شباهت وضعیت‌شان با هم توسط میماکی خشم اسرائیل را برانگیخت.»

«[…]توسط رژیم آپارتاید جنایتکار اسرائیل به جهنمی که هیروشیما و ناگازاکی […].»

«[…]و دولت‌های دیگر از جمله جمهوری خلق چین برای اعمال تحریمِ‌های نظامی و اقتصادی علیه اسرائیل و نیز اعمال آتش‌بس فوری استفاده کرد.»

*****

نامه مردم (ارگان حزب توده ایران) – تاریخ: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

       “[…]جنگ ضدّانسانی ۲۲ ماههٔ ارتش تا به دندان مسلح اسرائیل با حمایت […].”

       “از یک سو دولت فاشیستی نتانیاهو […]ضمیمه کردن دائمی غزه به خاک اسرائیل را عملی کند.”

       “[…]تا ضمن اعتراض به نسل‌کشی اسرائیل و درخواست آتش‌بس کامل در جنگ غزه و توقف ایجاد شهرک‌های یهودی‌نشین غیرقانونی در کرانهٔ غربی، […].”

       “در پایان آن همایش، که آمریکا و اسرائیل در آن شرکت نکردند، […].”

       “[…]، توقف شهرک‌سازی‌های غیرقانونی اسرائیل، و برقراری آتش‌بس فوری تأکید شده است.”

       “¨ اسرائیل به توقف شهرک‌سازی غیرقانونی، […].”

       “البته نخست‌وزیر بریتانیا گفته است که اگر اسرائیل با آتش‌بس و روند صلح موافقت نکند، […].”

       ” اسرائیل اعلامیهٔ نیویورک را «دور از واقعیت» خوانده و […].”

       “[…]برای پایان دادن به اشغالگری اسرائیل و حل‌وفصل مناقشهٔ اسرائیل با فلسطین بود، […].”

       “[…]۱۹۴۸، اسرائیل توافق بین‌المللی را زیر پا گذاشت و […]یک کشور صرفاً یهودی […].”

       “[…]نه در حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل، […]، زمانی که نیروهای نظامی کشور تازه‌تأسیس اسرائیل, […].”

       “محاکمهٔ رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل در دادگاه‌های بین‌المللی به‌اتهام ارتکاب جنایت‌های جنگی[…].”

       “حزب تودهٔ ایران ضروری می‌داند […] توقف ارسال تسلیحات به اسرائیل و قطع تأمین مالی اسرائیل ادامه دهند.”

*****

نامه مردم (بازنشر از دموکراسی خلق) – تاریخ: ۶ مرداد ۱۴۰۴

       “[…]در آن سیاستمداران و شهرک‌نشینان راست افراطی صهیونیست آشکارا […]غزه از فلسطینیان و الحاق آن به اسرائیل گفتگو کردند.”

       “بتسلئل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل که عضو وزارت دفاع نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو نیز هست، […] و آن را به بخشی جدایی‌ناپذیر از اسرائیل تبدیل خواهیم نمود.””

       “نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، […]: “ایالات متحده و اسرائیل با آن کشورهایی که […].””

       ” هدف اسرائیل در این تجاوز روشن است: بیرون راندن تمام فلسطینیان از غزه و کرانه باختری و برپایی “اسرائیل بزرگ”.”

       “درحالی‌که مردم بسیاری از کشورها علیه تجاوزگری‌های اسرائیل اعتراض می‌کنند […]سراسر جهان همچنان اسرائیل را به ادامه دادن […].”

       “[…] وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی فلسطین با عنوان: “از اقتصادِ اشغال تا اقتصادِ نسل‌کُشی” بیان می‌کند: “نسل‌کُشی اسرائیل ادامه دارد، […].””

       “سخنان نتانیاهو در حضور ترامپ نشان دهندهٔ […] واقعی‌شان تحقق یک کشور است: اسرائیل بزرگ.”

       “در بازهٔ زمانی ۲۲ ماه گذشته، اسرائیل به تجاوز نظامی و نسل‌کُشی فلسطینی‌ها ادامه داده است.”

       “[…]، اما اقدام‌های اسرائیل مدت‌هاست از این هدف فراتر رفته‌اند. اکنون این رژیم در مسیر اشغال کامل فلسطین، […].”

       “[…]از جمله ۲۰۲ کودک به‌دست ارتش و شهرک‌نشینان اسرائیلی کشته شده‌اند […].”

       “تجاوز اسرائیل […]. اسرائیل حمله‌هایی هدفمند در ایران انجام داده […].”

       “اسرائیل همه گذرگاه‌های واردات غذا را بسته و دسترسی به کمک‌های غذایی […].”

       “[…]به‌دلیل هم‌سویی آشکار آن با اسرائیل آن را تحریم کرده و از همکاری با آن خودداری کردند.”

       “اسرائیل به‌جای سپردن مدیریت کمک‌ها به سازمان ملل، همچنان از “بنیاد بشردوستانه غزه GHF پشتیبانی می‌کند.”

       “[…]گفت: از زمان آغاز فعالیت این بنیاد نظامیان اسرائیل فلسطینی‌هایی را […].”

       “[…]به فاجعه نسل‌کُشی در فلسطین، آشکارا ادامه جنگ تا تحقق شکل‌ گرفتن “اسرائیل بزرگ” […]. نتانیاهو در سخنرانی‌اش […]نقشه‌ای جغرافیایی از قلمرو اسرائیل بزرگ […]و بلندی‌های جولان (منطقه‌ای در خاک سوریه) نیز بخشی از اسراییل نشان داده شده بود.”

       “اکنون اسرائیل با هدفی مشخص و یک‌سویه عمل می‌کند: تصرف سرزمین فلسطین و تسلط کامل بر آن.”

       “تا زمانی که اسرائیل پاسخگو نباشد و جلو تهاجم آن گرفته نشود، […].”

*****

سایت حزب توده ایران (بازنشر از ژاکوبن) – تاریخ: مقاله درباره رویدادهای تیر ۱۴۰۴

       “روز دوشنبه [۲۳ تیر ۱۴۰۴] پارلمان اسرائیل […]، به‌دلیل انتقاد از اشغالگری اسرائیل رأی خواهد داد.”

       “دولت راست افراطی و […]در حال درهم شکستن بقایای دموکراسی اسرائیل‌اند.”

       “بنیامین نتانیاهو و دولت راست افراطی‌اش مشکلی پیدا کرده‌اند.”

       ” در آستانهٔ انتخابات اسرائیل که قرار است سال آینده [۲۰۲۶] برگزار شود، نتانیاهو و متحدانش پیشتاز […].”

       “افتضاح ۷ اکتبر، که پیش از آن دولت […]، به جایگاه راست افراطی در افکار عمومی اسرائیل آسیب جدّی زده است.”

       “در نظرسنجی شبکهٔ خبری کانال ۱۲ اسرائیل که یک روز پس از پایان درگیری‌ها با ایران […].”

       “جایگاه خودِ نتانیاهو در بلوک انتخاباتی‌اش بهتر شده است، اما ائتلاف حاکم در کل با کسب […].”

       “هدف اصلی آنها هم نمایندگان فلسطینی در کنست (پارلمان اسرائیل) و چپ‌های مخالف اشغالگری اسرائیل است.”

       “[…] سیاست‌های فاجعه بار نتانیاهو را تثبیت می‌کند و بقایای اندک عرصهٔ دموکراتیک در اسرائیل را از بین می‌برد.”

       “کنست (پارلمان اسرائیل) از سال ۲۰۱۶، […]، اخراج عضو کنست با رأی همتایان را مجاز کرده است.”

       “اوشر شکالیم، عضو کنست از حزب لیکود نتانیاهو، مدعی شد که…”

       “اوفیر کاتز، رهبر ائتلاف، که او نیز از حزب لیکود است، […]، که اشاره به جنگ اسرائیل […]، و شهروندان فلسطینی اسرائیل را با دشمن داخلی یکسان دانست.”

       “عوفر کاسیف نیز به‌دلیل امضای طوماری که در آن اسرائیل به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم […].”

       “بسیاری از اعضای اپوزیسیون میانه‌رو که خود را بدیل لیبرال برای نتانیاهو می‌دانند از آن حرکت حمایت کردند.”

       “دلیل: بیان اینکه اسرائیل مرتکب جنایت‌های جنگی و قتل‌عام شده است.”

       “در صورت تصویب این لایحه، مشارکت شهروندان فلسطینی اسرائیل در انتخابات ممکن است کاهش یابد…”

       “[…]، که منطق نظامی دولت اسرائیل را زیر سؤال می‌بریم، […].”

       “به همین دلیل، نه‌فقط ائتلاف حاکم، […].”

       “در بحبوحهٔ نسل‌کشی در غزه و توسعه‌طلبی اسرائیل، […]، تغییر واقعی در سیاست‌های اسرائیل- […].”

       “[…]، مسیری که در آن یهودیان و عرب‌ها، فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها، در صلح و امنیت زندگی کنند.”

*****

سایت حزب توده ایران (بازنشر از دنیای مردم) – تاریخ: ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ (مربوط به رویدادهای خرداد ۱۴۰۴)

       “کمونیست‌های ایران، اسرائیل، فلسطین، و ایالات متحده همگی تهاجم نتانیاهو بر ضدِ مردم ایران را محکوم می‌کنند!”

       “[…]، همگی تهاجم بنیامین نتانیاهو به ایران و حمایت دونالد ترامپ از این تهاجم را به‌شدت محکوم می‌کنند.”

       “[…]در حال حاضر هدف قرار گرفته‌اند و دو کشوری که این هدف‌گیری را انجام می‌دهند، قویاً نماد وحدت جهانی بر ضد این تهاجمِ منجر به جنگ اخیر است.”

       “حزب تودهٔ ایران […]، تهاجم‌های اسرائیل به خاک ایران […] “تبدیل ایران به سوریه یا عراقی دیگر” است.”

       ” “همکاری عملی دولت ایالات متحده با رژیمی دانست که تا کنون بیش از ۵۰ هزار فلسطینی را به‌قتل […]”.”

       ” در تل‌آویو، حزب کمونیست اسرائیل […]رهبر کشورشان مسئول آغاز “جنگ خطرناکی […]”.”

       “این دو سازمان اسرائیلی متحد، کابینه نتانیاهو را “دولتی فاشیستی” نامیدند و دولت را به “[…].”

       “عوفر کاسيف، عضو کمونیست کنست (پارلمان اسرائیل)، اظهار داشت: “تصمیم نتانیاهو برای حمله به ایران […]”.”

       “[…]دولت نتانیاهو هفته‌هاست که در آستانهٔ فروپاشی قرار دارد و […]امتیازهایی گسترده به متحدان افراطی ارتدوکس […].”

       “حزب کمونیست اسرائیل هشدار داد که دولت این کشور […]”.”

       ” بااین‌همه، حزب مردم فلسطین تا صبح دوشنبه توانست محاصرهٔ اطلاعاتی اسرائیل را […].”

       “این حزب ارتش اسرائیل را به‌دلیل تجاوز علیه ایران محکوم کرد، […] اقدام‌های نظامی متکبرانه و خشونت‌آمیز آمریکا و اسرائیل” هستند.”

       “این حزب اعلام کرد: “این هجوم، همکاری جنایتکارانه میان دولت فاشیستی اسرائیل و واشنگتن را افشا می‌کند”.”

       “حزب کمونیست ایالات متحده این جنگ را تلاشی از سوی نتانیاهو برای نجات رژیمش از فروپاشی […]”.”

       “حزب کمونیست ایالات متحده […]، همگی با شادمانی نظاره‌گر آن هستند که اسرائیل چگونه کل منطقه […]”.”

       “این حزب افزود: “این یک ‘دفاعِ از خود’ نیست، بلکه تحریکی عمدی و حساب‌شده از سوی اسرائیل […]”.”

       “حزب تودهٔ ایران، حزب کمونیست اسرائیل، حزب مردم فلسطین، و حزب کمونیست ایالات متحده در محکومیت تهاجم اسرائیل بر ضد مردم ایران […].”

       “[…]، ولی به‌دلیل تهاجم و حمله‌های نتانیاهو نشست این دور لغو شد.”

       “[…]مخالفت با این تهاجم، […]در محکومیت جنگ غیرقانونی اسرائیل متحد شوند […].”

*****

نامه مردم (بازنشر از میدل ایست آی) – تاریخ: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

       “هجده ماه پس از یورش اسرائیل به غزه و نسل‌کُشی ساکنان آنجا، دشوار است که بتوان شوکه شد.”

       “در بهترین حالت، بیانیه‌هایی ضعیف درباره “نگرانی”شان از ادامه یافتن جنایت‌های اسرائیل صادر می‌کنند.”

       “ایالات متحده حتی زحمت صدور همین بیانیه‌ها را نیز به خود نمی‌دهد و با نسل‌کشی اسرائیل کاملاً همراه شده است.”

       “اسرائیل و ایالات متحده برای پاک‌سازی قومی‌ای خشونت‌بار در غزه […].”

       “دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) و دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) […]درباره جنایت‌های جنگی اسرائیل […] و درباره “خطر محتمل” نسل‌کشی از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری صادر کردند.”

       ” آلون میزراهی، مفسر ضدصهیونیست اسرائیلی، […]: “در حالی که اسرائیل و ایالات متحده برنامه‌هایی […].”

       “صهیونیسم و امپریالیسم ایالات متحده حقوق بین‌الملل را کاملاً بی‌اعتبار کرده‌اند.”

       “[…]، به محل حمله‌های هوایی اسرائیل در جنوب غزه شتافتند تا فلسطینی‌های مجروح را نجات دهند.”

       “آنان همراه با دیگر سازمان‌های بین‌المللی امدادرسان، بارها و وقیحانه هدف حملهٔ اسرائیل قرار گرفته‌اند.”

       “[…]واکنشی رخ نمی‌دهد و اسرائیل، نه از سوی قدرت‌های غربی و […]، به کشتار امدادگران ادامه داده شد.”

       “اسرائیل در ماه اکتبر/ مهر-آبان‌ماه گذشته آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی […].”

       “[…]۲۸۰ نفر از کارکنان این سازمان-“آنروا”- را به‌قتل رسانده است […].”

       “پیکر ۱۵ نفر از امدادگران در رفح، جنوب غزه، یک هفته پس از کشته شدن توسط نیروهای اسرائیلی پیدا شد.”

       “محمود باسال، سخنگوی دفاع مدنی، گفت: “[…]نیروهای اشغالگر اسرائیلی قربانیان را از خودروها بیرون […].”

       “در میان کشته‌شدگان، هشت عضو جمعیت هلال احمر فلسطین، شش عضو دفاع مدنی غزه، و یک کارمند سازمان ملل بودند.”

       “[…]از دولت بریتانیا خواستند ارسال سلاح به اسرائیل را پس از حمله‌های جدید اسرائیل به غزه متوقف کند[…].””

       “استارمر […]در مورد جنایات متحد نزدیکش، اسرائیل، وقت ندارد و هیچ‌گونه اظهارنظر علنی‌ای هم نکرده است.”

       “دیوید لامی، […]. ولی در مورد اسرائیل و غزه، هیچ‌چیز.”

       “[…]، پس از کشتار وحشتناک بیش از ۴۰۰ فلسطینی توسط اسرائیل […]: “از سرگیری حمله‌های اسرائیل […].”

       “در مورد کشتار نزدیک به ۲۰۰ کودک به‌وسیلهٔ اسراییل هیچ محکومیتی صادر نشد.”

       “[…]قرار است با حمایت ایالات متحده، فلسطین به‌زور به اسرائیل الحاق شود.”

       “اسرائیل، ولی، هرگز به قوانین بین‌المللی توجهی نداشته و پیشگام نظریهٔ “زور، حق است” بوده است.”

*****

بیانیه حزب توده ایران – تاریخ: ۳ فروردین ۱۴۰۴

       “حزب تودۀ ایران کارزار نظامی جدید دولت جنایتکار اسرائیل علیه مردم فلسطین و لبنان را بشدت محکوم می کند”

       “در روزهای اخیر جهان باردیگر شاهد جنایت‌های دولت نژادپرست اسرائیل علیه مردم غزه و لبنان بوده است.”

       “به گفته وزارت بهداشت فلسطین، نیروهای نظامی رژیم اسرائیل […]حداقل ۱۷۴ کودک کشته شدند.”

       “ادامه بمباران جنایتکارانه غزه […]سیاست تهاجمی جدید دولت اسرائیل […]حمایت آشکار دولت شبه‌فاشیستی […].”

       “حزب تودۀ ایران باردیگر جنایت‌های دولت نژاد‌پرست اسرائیل و نتانیاهو را که باید به عنوان یک جنایتکار جنگی به […] به یورش و اشغال سرزمین‌های کشورهای لبنان و سوریه توسط دولت اسرائیل، […]اعتراض و مقابله فرا بخوانند.”

*****

نامهٔ مردم (برگردان از مورنینگ استار) (۲۷ دی۱۴۰۴) «مصاحبهٔ روزنامهٔ «مورنینگ استار»‌با رفیق محمد امیدوار»‌.   

” […]برخلاف ادعای «رهبر معظم» خامنه‌ای، این جنبش اعتراضی مردمی نه محصول امپریالیسم آمریکا یا رژیم جنایت‌کار و نسل‌کُش اسرائیل، بلکه مبارزه‌ای طبقاتی است. “

” […] شبکهٔ تلویزیونی «ایران اینترنشنال» (که دولت اسرائیل آن را تأمین مالی می‌کند)، […]شاهد کارزار گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ایم که سازمان اطلاعات اسرائیل «موساد» سازمان‌دهی کرده […].”

“همچنین، مداخله‌های امپریالیستی اخیر آمریکا، از افغانستان تا عراق، لیبی، سوریه، و یمن- و نیز جنگ نسل‌کُشی دولت جنایت‌کار اسرائیل علیه مردم فلسطین با حمایت کامل امپریالیسم […].”

“افزون بر این، تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن  […].”

” […]، به‌ویژه دولت جنایت‌کار نتانیاهو، و عوامل آنان در داخل ایران، […].”

*****

حزب توده ایران (۱۲ بهمن ۱۴۰۴) «گزارش هیئت سیاسی به نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران (مصوب پلنوم)»

“این سیاست‌های خطرناک، […]پس از تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و دولت اسرائیل به ایران تصریح شد، […] “

“پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، حزب ما ضمن هشدارباش نسبت به آیندهٔ کشور، یادآور شد ایران در فضای مبهم و برزخی “نه جنگ، نه صلح” و زیر فشار تحریم‌های کمرشکن با دشواری‌ها و مخاطره‌هایی بسیار جدی روبه‌روست. “

“[…]و هدایت دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی آمریکا و اسرائیل فعالیت می‌کنند […]فتاد. “

“جنگ دیجیتال اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در سایه»  […]؛”

“[…]در جریان جنگ دوازده‌روزهٔ تجاوز اسرائیل و آمریکا علیه ایران […]. “

“ادامهٔ کشتار بی‌وقفهٔ مردم فلسطین در غزه توسط حکومت جنایتکار نتانیاهو […]در داووس و دعوت از چهره‌هایی چون نتانیاهو، که به‌اتهام جنایت علیه بشریت تحت پیگرد […]. “

“[…]در برابر توطئه‌های امپریالیسم جهانی به‌رهبری امپریالیسم آمریکا و دولت جنایتکار نتانیاهو بایستند […]به‌دست چنین جنایتکارانی رقم بخورد. “

“[…]، به‌ویژه دولت جنایتکار نتانیاهو، در کمین نشسته‌اند تا در صورت فراهم شدن شرایط، کنترل ایران، […]. “




افشاگری جدید نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست از پشت‌پرده حمله به ایران؛ دو مرد قدرتمند چگونه ترامپ را قانع کردند؟

📰
به گزارش دو رسانه بزرگ آمریکا، دو فرد خاص در گوش ترامپ زمزمه‌های جنگی خواندند. بذر ماجرا دسامبر ۲۰۲۵ در مار-ئه-لاگو، جایی که نتانیاهو خواستار حمله به تأسیسات موشکی ایران شد، کاشته شد. آمریکا و اسرائیل مذاکرات محرمانه‌ای را آغاز کردند – این در حالی بود که واشنگتن هم‌زمان با تهران بر سر برنامه هسته‌ای گفتگو می‌کرد.

🗓️ ۱۱ فوریه در دفتر بیضی، نتانیاهو پیام روشنی داشت: دیپلماسی نباید جلوی حمله به ایران را بگیرد. او ماه‌ها برای ضربه‌ای قاطع به رژیمی که به‌زعمش تضعیف شده بود، فشار آورده بود. نشست آنها سه ساعت طول کشید و طی آن، تاریخ‌های احتمالی عملیات و شانس توافق با ایران بررسی شد.

🤝 چند روز بعد، ترامپ مذاکرات با ایران را کنار گذاشت و آن را سال‌ها «حرف و حرف و حرف» خواند. دو هفته پس از آن نشست، کارزار بمباران عظیم آمریکا و اسرائیل آغاز شد و خامنه ای کشته شد.
💥 اما نتانیاهو تنها نبود. محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی، نیز چندین بار با ترامپ تماس گرفت و او را به حمله تشویق کرد. واشنگتن‌پست می‌نویسد مخالفت در واشنگتن محدود بود – حتی جی.دی. ونس که زمانی منتقد جنگ‌های جدید خاورمیانه بود، گفت اگر قرار است حمله کنید، «بزرگ ریسک کنید و سریع بزنید».

🎯 زمان حمله وقتی قطعی شد که سی‌آی‌ای دریافت خامنه ای و جمعی از فرماندهان ارشد، صبح شنبه در تهران گرد هم می‌آیند. جمعه شب، ترامپ فرمان را صادر کرد: «عملیات خشم حماسی تأیید شد. بدون وقفه. موفق باشید.»
اندکی بعد، موشک‌ها اصابت کردند. منطقه در شعله‌های یک درگیری تمام‌عیار می‌سوزد.