دگرگونی استراتژیک در سیاست خارجی

جمهوری اسلامی، هم اکنون به دنبال تنش‌آفرینی با کمک گروه‌های دوست و جانشینی خود در خاورمیانه نیست. “ام القری” که محمد جواد لاریجانی، ایدیولوگ ژئوپلتیک شیعه حاکمیت، به روشنی می‌گوید که هنگامی که جمهوری اسلامی در خطر است، می‌توان سیاست پشتیبانی از امت اسلام را به کنار گذاشت و آن را فراموش کرد.  

او در کتاب “کاوش‌های نظری در سیاست خارجی” می گوید که ”اگر میان حفظ مصالح امت و منافع ملی در عمل، تزاحمی‌ به وجود آید همواره مصالح امت اولویت دارد مگر این‌که هستی ام‌القری که حفظ آن بر همه‌ی امت (و نه تنها مردم ام‌القری) واجب است، به خطر افتد”.

به زبان دیگر، گفته می شود که چون زندگی خود جمهوری اسلامی هم اکنون در خطر است، باید از سیاست ”صدور انقلاب اسلامی”  در این زمان پرهیز کرد. برای همین، حاکمیت بورژوازی جمهوری اسلامی با شیوه‌های گوناگون تلاش می کند که ”هستی ام‌القری” را نجات دهد.

جمهوری اسلامی پس از ضربه‌های فراوان به گروه‌های جنگی دوست خود از سوی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم، دست دوستی به کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه دراز کرده‌است.

روشن است که هم‌کاری‌ها میان کشورهای خاورمیانه، برآوردهای استراتژیک اسراییل را در خاورمیانه به ویژه در برابر ایران را پیچیده‌تر می‌کند. اسراییل خواهان گسترش و ژرفش این دوستی نیست و با همه‌ی توان خود تلاش خواهد که در راه آن سنگ بیاندازد.

پزشکیان ۲۴ آبان در دیدار با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران، گفت که جمهوری اسلامی آماده همکاری و همگرایی با این نهاد بین‌المللی برای «رفع ابهامات و شبهات» درباره برنامه هسته‌ای خود است.

فایننشال تایمز، پس از بازدید رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از ایران نوشت که تهران خواهان سازش درباره برنامه هسته‌ای خود می باشد و به دنبال کاهش تنش‌ها با غرب در آستانه رفتن دونالد ترامپ به کاخ سفید است.




اخراج کارگران در امریکا

ترامپ با شعار حفظ شغل برای کارگران امریکا بین کارگران رای آورد، ولی هم اکنون یکی از بزرگترین تولید صنعتی امریکا کارگران و کارمندان را اخراج می کند.

یک منبع آگاه در آمریکا اعلام کرد که شرکت جنرال موتورز، غول خودروسازی این کشور، برای بهبود بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها، حدود ۱۰۰۰ نفر از کارکنان خود را در سطح جهانی اخراج کرده است. به گزارش بیزینس استاندارد، این منبع آگاه روز جمعه خبر از اخراج تعداد زیادی از کارکنان جنرال موتورز داد، که بیشتر آن‌ها در ایالات متحده مشغول به کار بودند. جنرال موتورز این خبر را در بیانیه‌ای تأیید کرده است.

در بیانیه این شرکت مستقر در دیترویت آمده است: “برای موفقیت در این بازار رقابتی، باید سرعت و کارایی را افزایش دهیم… به همین دلیل به عنوان بخشی از تلاش‌های مداوم، تصمیم به کاهش اندازه تیم خود گرفتیم.”

این تعدیل نیروی کارکنان در حالی انجام می‌شود که جنرال موتورز در تلاش است جایگاه خود را به عنوان پیشرو در تولید خودروهای برقی و همچنین در بخش نرم‌افزار، که هر دو پرهزینه هستند، تثبیت کند. این شرکت قصد دارد تا سال آینده 2 تا 4 میلیارد دلار از ضررهای خود در بخش خودروهای برقی را کاهش دهد.

این اخراج‌ها پس از آن صورت می‌گیرد که جنرال موتورز در ماه اوت بیش از 1000 نفر از کارکنان خود را در بخش نرم‌افزار اخراج کرد. علاوه بر این، در ماه سپتامبر نیز حدود 1700 نفر از کارکنان یکی از کارخانه‌های تولیدی این شرکت در کانزاس اخراج شدند.

یکی از بزرگ‌ترین کاهش‌های نیروی کار این شرکت در سال 2023 اتفاق افتاد، زمانی که حدود 5000 نفر از کارمندان جنرال موتورز پیشنهاد بازنشستگی زودهنگام را پذیرفتند و شرکت را ترک کردند




حاکمیت بورژوازی جمهوری اسلامی علیه دکترین اختاپوس بورژوازی صهیونیسم

برنامه کنونی جمهوری اسلامی این است که با هر شیوه‌ای، به ویژه با کاربرد دیپلماسی از پیاده شدن دکترین اختاپوس بورژوازی صهیونیسم جلوگیری کند.

این دکترین فاشیستی که در تضاد با همه‌ی قانون‌های شناخته‌شده و پذیرفته جهانی نیز است، از اسراییل می‌خواهد که به جای یورش به  نیروهای جانشینی رژیم جمهوری اسلامی که بازوهای این اختاپوس هستند، باید به سر این اختاپوس، یعنی جمهوری اسلامی ضربه بزند..

بر پایه همین دکترین اختاپوس است که نتانیاهو هدف پایانی ارتش اسراییل را جلوگیری از دست‌یابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای و پیروزیدر هدف‌های کوچکتر می‌داند.

نقشه بورژوازی صهیونیسم با پشتیبانی امپریالیسم غرب به بردگی کشاندن خلق‌های خاورمیانه، با ویران کردن کشورهای کلیدی است.

هر ایرانی میهن‌دوستی باید تحریم‌ اقتصادی و یورش جنگی به ایران را محکوم کند. سرنوشت ایران با دست‌های توانای مردم ایران نوشته خواهد شد.

نیروهای میهن- و مردم فروش هوادار امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم، به دنبال ساختن کلاهی از این نمد هستند و در این راه هیچ شرمی از پشتیبانی از یورش به کشور ما ندارند.

مصی علینژاد گفت: برای من جای خوشحالی و خرسندی دارد اگر ببینم هر حرکتی باعث تضعیف جمهوری اسلامی می شود!!

هر حرکتی؟ یعنی حتا نابودی پالایشگاه‌های ایران و بمباران سایت‌های هسته‌ای با خطر بیمار شدن میلیون‌ها ایرانی؟!

منشه امیر، کارشناس خاورمیانه هوادار بورژوازی صهیونیسم بارها گفته‌است که زمان آن رسیده که کشورهای غربی، به ویژه آمریکا و اروپا، خطر نفوذ رژیم اسلامی ایران را درک کرده و به اسراییل اجازه دهند که کار این رژیم را یک‌سره کند.

برای نبرد با پیاده شدن دکترین اختاپوس، جمهوری اسلامی نه تنها باید در برون از مرزها چالش‌های دیپلماتیک را حل کند، بل‌که باید در درون مرزها نیز به آرام کردن جنگ‌خواهان بپردازد و اگر نیاز به آن باشد با گلوله و چوبه‌دار به خواست‌های آزادی‌خواهانه و صنفی مردم   پاسخ دهد.




سیاست میلیتاریستی جمهوری کوچک چک

طبق گزارش‌ها، از فوریه 2022، جمهوری چک 306 میلیون دلار کمک مالی به کی‌یف ارسال کرده و همچنین هشت فروند هواپیما، 62 تانک و 131 خودروی جنگی به اوکراین تحویل داده است. اگرچه این کمک‌ها در مقایسه با میلیاردها دلار کمک‌های کشورهای بزرگ‌تر به اوکراین نسبتا کم به نظر می‌رسد، اما چک از آن به عنوان دستاوردی برای خود یاد می‌کند.

چک همچنین به همراه دانمارک و هلند طرحی برای خرید مهمات از کشورهای ثالث به منظور ارسال به اوکراین دارد. طبق این طرح که توسط پراگ آغاز شده، تا پایان سال 500 هزار مهمات سنگین به اوکراین ارسال خواهد شد. نخست‌وزیر چک، پیتر فیالا، اعلام کرده که ارسال سلاح به اوکراین در سال 2025 نیز ادامه خواهد یافت.

در یک نظرسنجی که به‌تازگی انجام شده، بیش از 55 درصد از شهروندان چک اعلام کرده‌اند که حتی اگر کشورشان در معرض تهدید خارجی قرار گیرد، تمایلی به جنگیدن ندارند.

این نگرانی‌ها نه تنها درباره جنگ در اوکراین، بلکه در خصوص وضعیت امنیتی کلی کشور چک نیز وجود دارد. چهار پنجم از کسانی که در نظرسنجی‌ها شرکت کرده‌اند، معتقدند که وضعیت امنیتی چک به دلیل جنگ در اوکراین بدتر شده است. بسیاری از مردم چک احساس می‌کنند که مشارکت در این جنگ می‌تواند باعث تشدید بحران و گسترش آن به سایر مناطق اروپا شود.

وضعیت فعلی در جمهوری چک نشان می‌دهد که هرچند دولت این کشور تلاش دارد تا نقش خود را در حمایت از اوکراین در برابر روسیه پررنگ کند، اما احساسات عمومی و نگرانی‌های مردم ممکن است این سیاست‌ها را به چالش بکشد.




چرا کسی که خونش با اکسیژن آمریکا رقیق می شود، مورد تایید ولی فقیه است؟

جالب اینکه سردمداران جمهوری اسلامی گاهگاهی همدیگر را طرفدار انگلیس و امریکا می خوانند. دوره رییس جمهوری آقای روحانی بعضی از سردمداران او را عامل انگلیس می دانستند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حمید رسایی، نماینده نزدیک به سعید جلیلی در گفتگویی با وبسایت ایران ۲۴ ، در حمله ای تند به ظریف، گفت: ظریف دوران دبیرستان و دانشگاهش را در آمریکا گذرانده است. ظریف با آمریکایی ها رفیق است.

البته خیلی از سردمداران قبلی و فعلی از درس خواندگان غرب بوده اند و قلبشان برای امریکا و انگلیس می تپد. معلوم نیست که او چرا فقط به ظریف بند کرده است؟

رسایی افزود: وندی شرمن – دیپلمات آمریکایی و معاون وزیر خارجه ایالات متحده دوره اوباما و بایدن- ، ظریف را «مای جواد» صدا می‌کرد! خون ظریف بر اساس آب و هوای آمریکا تنظیم شده است و اکسیژن آمریکا خون او را رقیق می کند.

البته رسایی با زرنگی چیزی از این نمی گوید که چرا کسی که خونش ”بر اساس آب و هوای آمریکا تنظیم شده است” به تایید ولی فقیه رسیده است؟ قابل توجه است که ظریف بر اول از سمت خود به خاطر شانتاژ استفعا داد، ولی با پادرمیانی خامنه ای برگشت. برای چه منظوری دیکتاتور بزرگ رفیق آمریکایی ها را در چنین پست مهمی قرار داده است؟




اعتراضات ضد دولتی در اسپانیا و پرتغال

نتایج سیل‌های ویرانگر در اسپانیا و سایر بحران‌ها نشان داد که اصلاحات لیبرالی پیامدهای مخربی به دنبال دارند. برای منحرف کردن توجه مردم، طبقه بورژوازی به تحریک احساسات ملی‌گرایانه و فاشیستی پرداخته است.

سرمایه‌داری با سال‌ها غارت و استثمار کشورهای آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین، جوامع غربی را به مناطقی نسبتاً مرفه تبدیل کرده است. اما این جوامع خود نیز دچار شکاف‌های عمیق طبقاتی هستند، جایی که کارگران همانند مردم «کشورهای پیرامونی» از استثمار رنج می‌برند. این مسئله در سیل‌های اخیر اسپانیا که جان بیش از 200 نفر را گرفت، نمایان شد. بی‌توجهی مقامات به هشدارهای سازمان هواشناسی و سیاست‌های اقتصادی منجر به این فاجعه شد.

در پی این فاجعه، مردم به شدت به سیاست‌های دولت اعتراض کردند. در کنار نارضایتی‌ها، اعتراضات ضد دولتی گسترش یافته است. اسپانیا همچنین با مشکلات اجتماعی و اقتصادی دیگری همچون افزایش اجاره‌بها، کمبود مسکن و نارضایتی‌های عمومی از سیاست‌های دولت مواجه است.

در پرتغال، به‌ویژه پس از بازگشت احزاب راست به قدرت، وضعیت مشابهی دیده می‌شود. سیل‌ها و آتش‌سوزی‌های اخیر در پرتغال نیز نشان‌دهنده اثرات سیاست‌های لیبرالی و ناتوانی در مدیریت بحران است. در این کشور نیز شکاف طبقاتی گسترش یافته و اعتراضات گسترده‌ای به دلیل کاهش دستمزدها و افزایش هزینه‌های زندگی شکل گرفته است.

در همین حال، در کشورهای مختلف اروپا، گروه‌های راست‌گرا با بهره‌برداری از مشکلات اجتماعی، نظیر مهاجرت و بحران‌های اقتصادی، در حال گسترش هستند. در ایتالیا، پیروزی «برادران ایتالیا» و سیاست‌های ملی‌گرایانه آن‌ها، نمایانگر تغییرات اساسی در سیاست‌گذاری است. این گروه‌ها، با استفاده از تبلیغات ملی‌گرایانه، در تلاشند تا توجهات را از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی دور کرده و حمایت از سرمایه‌داری را تقویت کنند.

ملی‌گرایی به ابزاری برای منحرف کردن توجه مردم از مشکلات واقعی تبدیل شده است و در عین حال، گروه‌های فاشیستی و راست‌گرا به عنوان ابزارهایی در دست طبقه سرمایه‌دار عمل می‌کنند.




فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

آیا تعجب آور است که بایدن خبر حکم دستگیری نتانیاهو را شرم آور خواند؟ نه!

امریکا همیشه از منافع خود و نه حقوق بشر دفاع کرده و می کند. آمریکا دیگران را به نقض قوانین بین‌المللی محکوم می‌کند، اما از پیوستن به دادگاه بین‌المللی کیفری و دیگر کنوانسیون‌ها خودداری می‌کنند.

کارنامه امریکا در مورد حقوق بشر سیاه است. سرنگونی دولتهای مصدق، سوکارنو، حمایت از قتل و عام کمونیستها در فلیپین و

دخالت آمریکا در جنگ ویتنام (۱۹۵۵–۱۹۷۵) قربانیان بی‌شماری بر جای گذاشت. حتی زمانی که قتل‌عام می‌لای، افشا شد، قتل و عام غیرنظامی ها ادامه داشت. دخالت‌های آمریکا در آمریکای لاتین، کودتا سیا در شیلی (۱۹۷۳) و گواتمالا (۱۹۵۴) و حمایت از دیکتاتوری‌های نظامی در نیکاراگوئه، منجر به کشتار و بی‌ثباتی درازمدت در این منطقه شد.  

کلینتون در سال ۱۹۹۹ به‌طور آشکار از حملات نظامی علیه صربستان حمایت کرد، علیرغم اینکه بسیاری از کارشناسان بین‌المللی این اقدام را نقض حقوق بین‌الملل می‌دانستند.

پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۱، آمریکا به افغانستان حمله کرد و بازداشتگاه  گوانتانامو را با شکنجه و بازداشت نامحدود بدون محاکمه، به وجود آورد. جنگ عراق (۲۰۰۳) تلفات زیادی به بار آورد، بدون آنکه سلاح کشتار جمعی مورد ادعا امریکا در عراق پیدا شود.

دخالت آمریکا و ناتو در لیبی (۲۰۱۱)، که در عمل باعث بروز یک بحران انسانی در این کشور شد. لیبی هنوز با بی‌ثباتی و مشکلات داخلی دست و پنجه نرم می‌کند.

افشاگری‌های ادوارد اسنودن در سال ۲۰۱۳ نشان داد که چگونه آمریکا از فناوری برای نظارت بر شهروندان خود و دیگر کشورها استفاده کرده است.

آمریکا متحد اصلی اسرائیل در نسل کشی فلسطینی ها است. کمک‌های نظامی آمریکا، به کشورهایی مانند مصر، عربستان سعودی و اسرائیل، حقوق بشر را پایمال می کند.

وقت آن رسیده است که جهان تک قطبی به سرکردگی امریکا را واژگون کنیم.




پایان هژمونی امپریالیسم غرب

غرب همچنان بر تداوم استفاده از عباراتی همچون «نظم مبتنی بر قوانین» اصرار دارد، در حالی که خود بارها به این اصول پایبند نبوده است. استفاده از این اصطلاحات پس از وقوع فاجعه‌های انسانی و نقض‌های حقوق بشر، نشان‌دهنده‌ی یک خودفریبی است که هدف آن پنهان نگه داشتن حقیقت است. در همین راستا، رسانه‌های غربی نیز که باید نقشی در افشای حقیقت ایفا کنند، در برابر این واقعیت سکوت کرده‌اند.

ما در حال حاضر باید به این واقعیت پی ببریم که هیچ‌گونه بازگشتی به «نظم مبتنی بر قوانین» امکان‌پذیر نیست. هیچ دلیل اخلاقی برای خواستن بازگشت به چنین نظامی وجود ندارد. در این راستا، ادامه حمایت از رژیم صهیونیستی در جنایات خود تنها بر توهمات قبلی درباره «هژمونی بشر دوستانه غربی» خط بطلان می‌کشد. ایالات متحده و ناتو همچنان به تأمین تسلیحات و حمایت‌های مالی از رژیم اسرائیل ادامه می‌دهند، در حالی که سازمان ملل متحد هشدار می‌دهد که بحران انسانی به اوج خود رسیده است و میلیون‌ها نفر در حال مرگ از گرسنگی هستند.

سیاست‌های غرب باید به نقد کشیده شود، چرا که این سیاست‌ها به طور مستقیم مسئول بسیاری از فجایعی هستند که امروز شاهد آن‌ها هستیم.

مسئله فقط جنایات اسرائیل نیست. تغییرات اقتصادی در جهان نشان می‌دهد که دیگر کشورهای بزرگ اقتصادی و نظامی دیگر تحت سلطه غرب قرار نخواهند گرفت. این امر نشان می‌دهد که دوره‌ی هژمونی غرب به پایان رسیده است و تلاش برای بازسازی آن تنها به جنگ هسته‌ای و نابودی بشریت خواهد انجامید.

بنابراین، مردم غرب باید به جای ادامه‌ی سیاست‌های سلطه‌جویانه و امپریالیستی، به دنبال دیپلماسی و هم‌کاری‌های بین‌المللی باشند. دیپلماسی به عنوان راه‌حل اصلی برای بحران‌های کنونی باید مورد توجه قرار گیرد و کشورهای غربی باید به جای ادامه‌ی سیاست‌های خصمانه، به حل و فصل مسالمت‌آمیز بحران‌ها بپردازند.