دروغ ناتو در مورد اولین جنگ اروپا پس از جنگ سرد

بعضی از سیاستمداران اروپایی با دروغ جنگ اوکراین را، اولین جنگ در اروپا پس از جنگ سرد می دانند.
ولی مسیر جنگ در اروپا به‌عنوان راه‌حل از ۲۴ مارس ۱۹۹۹ زمانی که ناتو تصمیم گرفت جنگ علیه یوگسلاوی را آغاز کند، شروع شد. به این ترتیب ناتو پایان دادن به پیمان ملل متحد را به‌عنوان اساس حل بحران‌ها انتخاب کرد.

در آن زمان، ناتو بدون تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد، حملات هوایی به یوگسلاوی را آغاز کرد و این کار را با توجیه نگرانی از احتمال وقوع نسل‌کشی در کوزوو صورت داد. در حقیقت، ناتو پیشتر، به‌ویژه با تسلیح و آموزش نیروهای شورشی کوزووآلبانی در آلبانی در این بحران مداخله کرده بود. قبل از حملات هوایی، ناتو به یوگسلاوی پیشنهاد یک راه‌حل دیپلماتیک داد که به‌طور غیرمستقیم به نفع ناتو بود.
این توافق به نام «توافق رامبویل» که ناتو از طریق آن قصد داشت کنترل کوزوو را به دست گیرد، به نوعی برای ناتو یک نقطه آغاز در تغییر اصول بین‌المللی و همچنین تضعیف حقوق بشر بود. ناتو بعدها حتی اقدامات خاصی انجام داد که نه تنها هیچ ربطی به بحران انسانی نداشت، بلکه در راستای منافع اقتصادی غرب بود.
این اقدامات نشان می‌دهد که هدف ناتو در این مداخله، به‌دست آوردن نفوذ بیشتر و تضعیف سایر قدرت‌ها در منطقه بود. این اقدامات مشابه به نحوه برخورد امپریالیسم غرب با دیگر کشورهای دارای بحران‌های داخلی در پی آن، مانند افغانستان و عراق در سال‌های بعد، بوده است.




اعتصاب کارگری ضد سرمایه داری در یونان

در 20 نوامبر، کارکنان بخش‌های دولتی و خصوصی یک اعتصاب سراسری 24 ساعته برگزار کردند. معترضان خواستار افزایش دستمزدها و اقدامات جدی برای مقابله با افزایش هزینه‌های زندگی شدند. اعتراضات در 70 شهر کشور برگزار شد. ادارات دولتی، مدارس، بیمارستان‌ها و حمل‌ونقل عمومی تعطیل شد. این اعتصاب توسط سه اتحادیه: اتحادیه عمومی کارگران یونان (GSEE)، شورای عالی اتحادیه کارکنان دولت (ADEDY) و جبهه مبارز یونان (PAME) برگزار شد.

تنش‌های اجتماعی در کشور افزایش یافته است؛ حداقل دستمزد کمتر از 900 یورو در ماه، برای زندگی کافی نیست. سیاستمداران مخالف بارها اشاره کرده‌اند که مردم باید “قیمت‌های بریتانیایی را با دستمزدهای بلغاری” بپردازند. نمایندگان اتحادیه‌ها گفته‌اند که مشکلات مردم توسط مقامات نادیده گرفته می‌شود. در پاسخ به خواسته‌های کارگران ناامید، نخست‌وزیر کیریاکوس میتسوتاکیس وعده داده است که حداقل دستمزد را تا سال 2027 به 950 یورو افزایش دهد، اما این وعده‌ها بیشتر وعده سر خرمن است.

کارگران همچنین خواهان محدود کردن انحصارها و دلالان کالاهای مصرفی هستند. دیگر خواسته‌های آنان عبارتند از: بازگرداندن قراردادهای دسته‌جمعی، لغو قوانین ضد کارگری و مالیات 2 درصدی برای حمایت از بیکاران، و افزایش ایمنی در محیط‌های کاری.

به گفته فدراسیون انجمن‌های پزشکان بیمارستان‌های یونان (OENGE)، سیستم بهداشت عمومی با کمبود پرسنل و تجهیزات مواجه است. در حالی که موسسات پزشکی خصوصی سودهای کلانی کسب می‌کنند، 49 درصد از بیماران نمی‌توانند پزشک پیدا کنند و 24 درصد قادر به انجام آزمایش‌های لازم نیستند.

در این تظاهرات اتحادیه‌هایی که منافع کارگران دریانورد، معلمان، پزشکان، ساخت‌وساز، کارکنان بانک و حمل‌ونقل را نمایندگی می‌کنند، نیز مشارکت دارند. اتحادیه‌های اروپایی نیز خواسته‌های کارگران یونان را حمایت کردند.

حزب کمونیست یونان نیز از این اعتراضات حمایت کرد و دیبیتریس کوتزومباس، رئیس این حزب، گفت: “امروز کارگران کشور سیگنال قوی و واضحی به همه می‌فرستند: پول را برای حقوق، آموزش و بهداشت صرف کنید، نه برای جنگ‌ها و کشتارها.”




سیاست کنونی خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی، کنار گذاشتن ”صدور انقلاب اسلامی” برای “هستی ام‌القری”

مقاله ۳۴/۱۴۰۳
۳ آذر ۱۴۰۳، ۲۳ نوامبر ۲۰۲۴

پیش‌گفتار

حاکمیت جمهوری اسلامی با بحران‌های فراوانی درون- و برون مرزی روبرو است. تورم و گرانی کمر مردم را شکسته است، نان و برنج گران شده‌است؛ مردم ساعت‌ها برق ندارند. کارگران، آموزگاران  و بازنشستگان به هم‌راه پرستاران و دیگر لایه‌های پایینی و میانی جامعه هر روز برای خواست‌های صنفی خود دست به نشست و راه‌پیمایی می‌زنند.  زنان دلیر برای سیاست‌های ضدزن رژیم ولی‌فقیه دیگر تره هم خرد نمی‌کنند و با دلاوری سربرهنه و یا لخت در خیابان‌ها راه می‌روند تا شرم دیدن موی و تن زن را از رخ جامعه مردسالار پاک کنند.

ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیستی ضربه‌های فراوانی به دوستان جمهوری اسلامی در گوشه و کنار خاورمیانه زده است و حتا دوستانش را در تهران کُشته است. جمهوری اسلامی در برابر این همه گستاخی اسراییل و به چند پاسخ نمادین بسنده کرده‌است و حتا به پشتیبانی حزب‌الله نیز در جنگ آن با اسراییل در نیامده‌است.

انگار که این همه چالش‌ها بس نبود، از بخت بد جمهوری اسلامی ترامپ به رییس جمهوری  امریکا برگزیده شده‌است.

راه برون‌رفت جمهوری اسلامی از این همه چالش‌ها چیست؟

روشن است که جمهوری اسلامی مانند همه‌ی رژیم‌های دیکتاتوری از آن‌جایی که از مشروعیت میان مردم خود برخوردار نیست، چاره‌ای سوای سازش در برابر فشار نیروهای برون‌مرزی نمی‌بیند.

دوام آوردن بیش از ۶۰ ساله کوبا در برابر فشار امپریالیسم امریکا در پیوند نزدیک به مشروعیت آن میان مردم، با همه‌ی گرسنگی‌ها و بدبختی‌ها است. مردم از جمهوری اسلامی پس از چهل سال دیکتاتوری و بیش از سه دهه اقتصاد نئولیبرالیستی آن چنان بی‌زار هستند که سران رژیم هیچ امیدی به پشتیبانی از خود از سوی آنان ندارند و از سوی دیگر پس از سال‌ها دروغ دیگر دستگاه نادان‌سازی رژیم مانند گذشته توانی برای گول زدن بخش مذهبی مردم را ندارد.

از آن‌جایی که جمهوری اسلامی مردم را دشمن شماره یک خود می‌داند، سازش با دشمنان شماره دو و سه ووو را به‌تر و آسان‌تر می‌بیند.  

بگذارید نخست با بررسی دکترین اختاپوس اسراییل برای ضربه زدن به ایران و جنگ رودررو با جمهوری اسلامی بپردازیم؛ سپس با واکاوی کنش‌های گوناگون رژیم ولی فقیه در هفته‌های گذشته نشان دهیم که حاکمیت جمهوری اسلامی دهان جنگ‌خواهان در درون را می‌بندد، تا با دوستی با کشورهای هم‌سایه و سازش با امریکا خود را از واژگونی نجات دهد.

دکترین اختاپوس چیست؟

برنامه کنونی جمهوری اسلامی این است که با هر شیوه‌ای، به ویژه با کاربرد دیپلماسی از پیاده شدن دکترین اختاپوس بورژوازی صهیونیسم جلوگیری کند.

دکترین اختاپوس که بر پایه دیدگاه نخست‌وزیر پیشین اسراییل، نفتالی بنت برنامه‌ریزی شده‌است، از اسراییل می‌خواهد که به جای یورش به  نیروهای جانشینی رژیم جمهوری اسلامی که بازوهای این اختاپوس هستند، باید به سر این اختاپوس، یعنی جمهوری اسلامی ضربه بزند. این دکترین فاشیستی که در تضاد با همه‌ی قانون‌های شناخته‌شده و پذیرفته جهانی نیز است، از پشتیبانی نیروهای راست هوادار امپریالیسم نیز برخوردار است.

بر پایه همین دکترین اختاپوس است که نتانیاهو هدف پایانی ارتش اسراییل را جلوگیری از دست‌یابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای می‌داند. او افزود که زمانی جنگ پایان می‌یابد که اسراییل در راستای رسیدن به این هدف و هدف‌های کوچک خود به پیروزی برسد.

برای همین، یورش ددمنشانه و کشتار بیش از چهل هزار فلسطینی در غزه، تنها آغاز کار است. برای همین، دیگر نمی‌توان جنگ اسراییل را تنها علیه فلسطینی‌های غزه دانست. نقشه بورژوازی صهیونیسم با پشتیبانی امپریالیسم غرب به بردگی کشاندن خلق‌های خاورمیانه، با ویران کردن کشورهای کلیدی است.

بمباران کشورهایی چون عراق، افغانستان و لیبی و نیز به دست گرفتن بخشی از سوریه نمونه‌هایی از پرخاش‌گری امپریالیسم است. هر ایرانی میهن‌دوستی باید تحریم‌ اقتصادی و یورش جنگی به ایران را محکوم کند و به کشورهای امپریالیستی پرخاش‌گر بگوید که  سرنوشت ایران با دست‌های توانای مردم ایران نوشته خواهد شد.

وظیفه نیروهای میهن- و مردم فروش هوادار امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم، ولی چیز دیگری است. آن‌ها به دنبال ساختن کلاهی از این نمد هستند و در این راه هیچ شرمی از پشتیبانی از یورش به کشور ما ندارند.

مصی علینژاد گفت: برای من جای خوشحالی و خرسندی دارد اگر ببینم هر حرکتی باعث تضعیف جمهوری اسلامی می شود!!

هر حرکتی؟ یعنی حتا نابودی پالایشگاه‌های ایران و بمباران سایت‌های هسته‌ای با خطر بیمار شدن میلیون‌ها ایرانی؟!

منشه امیر، کارشناس خاورمیانه هوادار بورژوازی صهیونیسم بارها گفته‌است که زمان آن رسیده که کشورهای غربی، به ویژه آمریکا و اروپا، خطر نفوذ رژیم اسلامی ایران را درک کرده و به اسراییل اجازه دهند که کار این رژیم را یک‌سره کند.

برای نبرد با پیاده شدن دکترین اختاپوس، جمهوری اسلامی نه تنها باید در برون از مرزها چالش‌های دیپلماتیک را حل کند، بل‌که باید در درون مرزها نیز به آرام کردن جنگ‌خواهان بپردازد و اگر نیاز به آن باشد با گلوله و چوبه‌دار به خواست‌های آزادی‌خواهانه و صنفی مردم   پاسخ دهد..

دگرگونی استراتژیک در سیاست خارجی

اکنون دیگر روشن است که جمهوری اسلامی، هم اکنون به دنبال تنش‌آفرینی با کمک گروه‌های دوست و جانشینی خود در خاورمیانه نیست. “ام القری” که محمد جواد لاریجانی، استاد دانشگاه و ایدیولوگ بزرگ سیاست ژئوپلتیک شیعه حاکمیت، آفریننده آن است به روشنی می‌گوید که هنگامی که جمهوری اسلامی در خطر است، می‌توان سیاست پشتیبانی از امت اسلام را به کنار گذاشت و آن را فراموش کرد.  

او در کتاب “کاوش‌های نظری در سیاست خارجی” می گوید که ”اگر میان حفظ مصالح امت و منافع ملی در عمل، تزاحمی‌ به وجود آید همواره مصالح امت اولویت دارد مگر این‌که هستی ام‌القری که حفظ آن بر همه‌ی امت (و نه تنها مردم ام‌القری) واجب است، به خطر افتد”.

به زبان دیگر، گفته می شود که چون زندگی خود جمهوری اسلامی هم اکنون در خطر است، باید از سیاست ”صدور انقلاب اسلامی”  در این زمان پرهیز کرد. برای همین، حاکمیت بورژوازی جمهوری اسلامی با شیوه‌های گوناگون تلاش می کند که ”هستی ام‌القری” را نجات دهد.

آرام کردن جنگ‌خواهان از سوی رهبری

حاکمیت جمهوری اسلامی خود را آماده جنگ نمی‌بیند، ولی  پس از چهار دهه آموزش‌های گفتمان جنگی به هواداران خود، هم اکنون ناگزیر است که این هواداران جنگ را که از سیاست جهانی چیزی نمی‌دانند به سر جای خود بنشاند.

به تازگی محمدمهدی میرباقری، از شاگردان محمدتقی مصباح‌یزدی و پدر معنوی جبهه پایداری در برنامه «جریان» شبکه یک سیما درباره جنگ سخن گفت: «برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، می‌ارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد البته کشته شدن شکست نیست؛ بلکه احدی الحسنیین است و در هر حال، پیروزی است. به ویژه آن که کسانی که کشته شوند، نمی‌میرند؛ بلکه زنده‌اند.»

حاکمیت جمهوری اسلامی حجت الاسلام محسن غرویان، استاد حوزه علمیه قم، را به درگیری با این گونه جنگ‌خواهان فرستاده‌است. او به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: «نکته اول این است که جنگ کردن و جنگیدن، اصل و قاعده اولیه اسلام نیست. اسلام از کلمه سلم و سلامت گرفته شده و به معنی مسالمت، صلح و زندگی همراه با سلامت است. بنابراین، جنگیدن اصل و قاعده اولیه نبوده و وظیفه یک مسلمان و کشورهای اسلامی نیست. وظیفه اولیه حکمرانی اولیه اسلامی، برقراری صلح و آرامش و امنیت در میان همه انسان‌ها است.»

او می افزاید: «نظر مقام معظم رهبری این است که اگر بتوانیم مشکلات را با گفت‌وگو و مذاکره حل کنیم، نوبت به جنگیدن نمی‌رسد. این اظهارات را به خدا نسبت دادن، اشتباه و ناروا است و باید در برابر آن ایستاد.»

پس از آن جمهوری اسلامی ناگزیر شد که مهره‌های درشت‌تری را با جنگ‌خواهان درگیر کند. آقای لاریجانی به گزارش هم‌میهن آنلاین گفت: «تحلیل دو جمله کلیدی رهبر انقلاب درباره دیپلماسی و امنیت ملی می‌گوید که باید به جای تعلل و شتاب‌زدگی، با درک درست از شرایط عمل کنیم.»

او در این گفت و گو می گوید که جمهوری اسلامی به دنبال جنگ نیست، و باید از ظرفیت دیپلماسی به‌درستی بهره ببرد. جمهوری اسلامی باید در میدان و دیپلماسی آمادگی کافی داشته باشد. لاریجانی می گوید که در این شرایط، تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی بسیار مهم است و برای حل چالش ها باید از دیپلماسی استراتژیک سود جست.

دوستی با دیگر کشورهای خاورمیانه

جمهوری اسلامی پس از ضربه‌های فراوان به گروه‌های جنگی دوست خود از سوی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم، دست دوستی به کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه دراز کرده‌است.

دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران، گفت که ایران در روند برنامه‌ریزی برای برگزاری رزمایش دریایی مشترک با عربستان سعودی و مصر است. این کار  بخشی از تلاش‌های جمهوری اسلامی برای پرتوان کردن جای‌گاه خود هم چون یک نیروی بزرگ در خلیج فارس است. رزمایش‌های گذشته جمهوری اسلامی، مانند IMEX 2024 با کشورهایی مانند روسیه و هند، نشان‌دهنده این روی‌کرد است. هدف جمهوری اسلامی از این رزمایش‌ها، نشان دادن خود هم چون یک بازی‌گر کلیدی در امنیت دریایی و راه‌های مهم بازرگانی در خلیج فارس است.

هم چنین، پیوند دیپلماتیک با عربستان و بهبود پیوند با مصر، فرصت‌هایی برای هم‌کاری نظامی  فراهم کرده‌است. در شرایطی که تنش‌ها میان ایران و اسراییل افزایش یافته، این رزمایش‌ها می‌توانند به پرتوان کردن پیوند جمهوری اسلامی با کشورهای عربی و افزایش فشار بر اسراییل کمک کنند.

بحرین و کویت میزبان بزرگ‌ترین پای‌گاه‌های امریکا در خلیج فارس هستند و از همین رو دوستی جمهوری اسلامی با آن‌ها هوشمندانه است. افزون بر این، امارات و قطر میزبان گروه‌های بزرگ نظامی آمریکایی هستند. دشمنی با این کشورها می تواند آن‌ها را به سوی اسراییل بکشاند که برایند آن می تواند اجازه دادن به نیروهای فاشیستی اسراییلی برای ضربه زدن به نهادهای هسته‌ای جمهوری اسلامی باشد. نشانه‌های فراوانی در دست است که دیپلماسی جمهوری اسلامی برای دوستی با این کشورها به سود جمهوری اسلامی بوده‌است.

یورش هواپیماهای اسراییل به برخی جاها در ایران، با واکنش‌های سختی از سوی عربستان، امارات، عمان، ترکیه، مصر، اردن، لبنان، دولت یمن و عراق روبرو شده‌است.   

البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در گفت‌وگویی با ”فایننشال تایمز” خواستار افزایش فشارهای غربی بر رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به جنگ‌های خاورمیانه شد. وزیر عمان هم چنین ابراز امیدواری کرد که گفت‌وگو میان آمریکا و ایران در باره‌ی تحریم‌ها و برنامه هسته‌ای دوباره آغاز شود. او افزود که اسراییل به دنبال جنگ است و هیچ کشوری نباید از روی‌کرد نتانیاهو پیروی کند.

در همین راستا، وزارت خارجه مصر با نگرانی از تنش‌ها در خاورمیانه، مانند یورش اسراییل به ایران انتقاد کرد و آن را رویارویی خطرناکی برای امنیت خاورمیانه خواند. نخست‌وزیر پاکستان نیز یورش هوایی رژیم فاشیستی اسراییل به ایران را محکوم کرده و گفت که  پاکستان برای صلح و امنیت در کنار ایران ایستاده است.

از میان کشورهای بزرگ روسیه و چین این یورش را محکوم کردند، ولی کشورهای غربی مانند  بریتانیا، فرانسه و آلمان با خاموشی از ایران خواسته‌اند که به این یورش پاسخ ندهد.

روشن است که هم‌کاری‌ها میان کشورهای خاورمیانه، برآوردهای استراتژیک اسراییل را در خاورمیانه به ویژه در برابر ایران را پیچیده‌تر می‌کند. اسراییل خواهان گسترش و ژرفش این دوستی نیست و با همه‌ی توان خود تلاش خواهد که در راه آن سنگ بیاندازد.

رژیم ولی فقیه هم به درستی می‌داند که اسراییل در تلاش برهم زدن این نزدیکی است. رئیس جمهور جمهوری اسلامی در نشست بریکس گفت: نگاه بنده ایجاد وفاق در داخل کشورم و تقویت و گسترش روابط با همسایگان و کشورهای منطقه است: متاسفانه در همان اولین روز آغاز به کار رسمی بنده رژیم صهیونیستی با ترور آقای هنیه به عنوان مهمان رسمی جمهوری اسلامی ایران سعی کرد در پیگیری این اهداف اخلال ایجاد کند.

گزارش «میدل‌ایست‌آی» می‌افزاید که جمهوری اسلامی با دیپلماسی درست و کارساز توانست با گفت‌وگو و دوستی با کشورهای همسایه مانند رزمایش دریایی مشترک با عربستان از بمباران نهادهای هسته‌ای از سوی اسراییل جلوگیری کند.

سازش با امریکا

حقیقت این است که با همه‌ی گنده‌گویی‌های رژیم ولی فقیه علیه غرب، اقتصاد جمهوری اسلامی با هزاران رشته با غرب در پیوند و به آن وابسته است.

نیروهای راست هوادار امپریالیسم به هم راه اصلاح‌خواهان این گونه وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی با نگاه به شرق خود دست نشانده چین و روسیه شده است. در این میان برخی از “چپ”ها برای مشروعیت سازی حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه‌داری نگاه به شرق و پیوستن آن به بریکس را بزرگ می‌کنند و در باره‌ی آن به گزاف می‌نویسند. ولی با یک نگاه به آمار ما می‌بینیم که نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است.

نیاز به یادآوری است که تنها جمهوری اسلامی نیست که به بریکس پیوست، کشورهای بریکس در آغاز سال ۲۰۲۴ با پیوستن چندین کشور که چهار تای آن از خاورمیانه یعنی ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر هستند، بیش‌تر شدند.

پیوند کشورهای خاورمیانه به بریکس نشان‌دهنده تلاش‌های راه‌بردی برای بهینه‌سازی منافع درون مرزی آن‌هاست. کشورهای مصر، امارات، عربستان سعودی و ایران به دنبال هم‌کاری بیش‌تر با بریکس هستند. این هم‌کاری به معنای دست‌رسی به سرمایه‌گذاری و بازارهای بزرگ و هم‌چنین آسودگی سیاسی بدون پیش‌شرط است.

افزون بر این، چین دادوستد بازرگانی گسترده  با کشورهای خلیج فارس، به ویژه عربستان، امارات و قطر، با  سرمایه‌گذاری‌های کلانی دارد که در تضاد با سرمایه‌گذاری بی‌اندازه کوچکش در جمهوری اسلامی است. برای نمونه، سرمایه‌گذاری چین در عربستان سعودی از ۱۸.۴۳ میلیارد دلار در پروژه‌های ساخت‌وساز در سال‌های ۲۰۲۱ -۲۰۲۴  گذشته بود.

چین بززرگ‌ترین خریدار نفت عربستان است.۲۵٪ از نفت خام عربستان به چین فروخته می‌شود. عربستان سعودی هم‌چنین کالاهای پتروشیمی، مانند پلی‌اتیلن، پروپیلن، و کالاهای شیمیایی را به چین می‌فروشد. عربستان سعودی از چین ابزار الکترونیکی، ماشین‌آلات ساختمانی و صنعتی، پوشاک، کالاهای خانگی، گوشی‌های هوشمند، کامپیوترها می خرد. آمار  سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که دادوستد عربستان و چین ۱۰۷ میلیارد دلار بوده‌است(www.trademap.org).

جمهوری اسلامی  بزرگ‌ترین فروشنده  نفت  به چین است. در سال ۲۰۲۲، ایران  ۵۰۰ هزار بشکه نفت خام در روز به چین فروخت. هم‌چنین کالاهای  پتروشیمی، اوره و متانول،  مس، آهن، و آلومینیوم به چین می‌فروشد. ایران از چین ابزار صنعتی، ماشین‌آلات ساختمانی، و تکنولوژی‌های پیشرفته ، کالاهای الکترونیکی، پوشاک، خانگی، داروها و مواد شیمیایی صنعتی می‌خرد. آمار در سال ۲۰۲۲ نشانگر دادوستد ۳۷ میلیارد دلار میان چین و ایران است(www.trademap.org). همان‌گونه که می‌بینیم، دادوستد عربستان با چین نزدیک به سه برابر دادوستد جمهوری اسلامی با چین است.

هم‌چنین گزافه‌گوی راست‌ها و برخی از چپ‌ها در باره‌ی نقش روسیه در اقتصاد جمهوری اسلامی هم بسیار نادرست است. عربستان سعودی کالاهای  پتروشیمی و شیمیایی و خرما به روسیه می‌فروشد و  ماشین‌آلات صنعتی، ابزار نفتی و گاز، و فن‌آوری‌های سنگین گندم، جو و دیگر کالاهای  کشاورزی و خانگی و پوشاک دیگر را از روسیه می‌خرد. آمار نشان می‌دهد که دادوستد میان عربستان سعودی و روسیه در سال ۲۰۲۲ ۲  میلیارد دلار بود(www.trademap.org).

عرب نیوز می‌نویسد که در سال ۲۰۲۲، دادوستد جهانی روسیه به ۸۰۰  میلیارد دلار رسید، که در این میان بازرگانی  این کشور با ایران کم‌تر از ۳ میلیارد دلار بود. این نشان دهنده نقش بسیار ناچیز ایران در دادوستد با روسیه است. ایران به روسیه میوه‌ها (سیب، خرما، انگور)، سبزی و خشکبار، کالاهای پتروشیمی مانند اوره و متانول، آهن و فولاد که به بازار روسیه می‌فروشد و از روسیه ماشین‌آلات و ابزار صنعتی، فن‌آوری‌های نظامی، گندم و جو و یدکی در زمینه انرژی و حمل‌ونقل می‌خرد.

همان‌گونه که می‌بینیم، جمهوری اسلامی برای گریز از پیامدهای تحریم، تنها بخش کوچکی از اقتصاد خود را به سوی شرق کشاند. برای همین است که حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان پیوند بیش‌تر با غرب و رهایی از تحریم‌ها است و برای رسیدن به این هدف آماده سازش‌های بسیاری است.

علی لاریجانی روز جمعه ۲۵ آبان در لبنان گفت که «ایران از هر تصمیمی که دولت لبنان، به‌ویژه در مورد قطعنامه ۱۷۰۱، اتخاذ کند حمایت می‌کند». لاریجانی هم چنین در پاسخ به پرسش یک روزنامه‌نگار درباره این‌که آیا آمدن او در بیروت برا‌ی برهم زدن آتش‌بس پیش‌نهادی آمریکا است، پاسخ داد: «ما به دنبال خرابکاری نیستیم بلکه به دنبال راه‌حلی برای مشکلات هستیم. ما در همه شرایط از دولت لبنان حمایت می‌کنیم. کسانی که خرابکاری می‌کنند نتانیاهو و نزدیکان او هستند.»

مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران پنج‌شنبه ۲۴ آبان در دیدار با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران، گفت که جمهوری اسلامی آماده همکاری و همگرایی با این نهاد بین‌المللی برای «رفع ابهامات و شبهات» درباره برنامه هسته‌ای خود است.

دولت بایدن چشم‌های خود را به فروش “غیرقانونی” نفت ایران می‌بست، ولی ترامپ به دنبال افزایش تحریم‌های اقتصادی است. جمهوری اسلامی امیدوار سازش با ترامپ است. این سازش می تواند در بسته «مصلحت نظام» پیچیده و پیش گزاری شود. جمهوری اسلامی ترامپ را بازرگانی می داند که می توان با او اگر به سودش باشد دادوستد کرد.

سلامی و هم محمدجواد ظریف وزیر خارجه پیشین که اکنون دست‌یار راهبردی رئیس‌جمهور است،  امیدواری کرده‌اند که ترامپ سیاست‌های نوینی در خاورمیانه و هم‌چنین در برابر جمهوری اسلامی داشته‌باشد. علی لاریجانی گفت که ایران نباید کار خود را با دونالد ترامپ «پیوند بزند».

پشتیبانی نکردن جمهوری اسلامی از حزب‌الله در جنگ با اسراییل و تلاش‌های تهران برای کاستن از فشارها علیه خود مایه دل‌زدگی و نامیدی بسیاری از هواداران او در خاورمیانه شده‌است.

به گزارش اقتصادنیوز، مجید انصاری، دست‌یار حقوقی رئیس‌جمهور از آمادگی جمهوری اسلامی برای سازش با آمریکا بر پایه حقوق بین‌الملل سخن گفت. او گفت: «همچنان که رهبر معظم انقلاب فرمودند و رئیس جمهور محترم نیز تاکید کردند ما سر جنگ و دعوا با هیچ کشوری و با هیچکس را نداریم و اگر هر کشوری از جمله آمریکا، بر پایه حقوق بین الملل و به رسمیت شناختن، اراده و خواست مردم ایران آمادگی مراوده و تعامل عادلانه و قانونمند و ضابطه مند را به دور از تحکم استکباری داشته باشد، جمهوری اسلامی ایران نیز همواره اعلام کرده که آماده است».

فایننشال تایمز، پس از بازدید رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از ایران نوشت که تهران خواهان سازش درباره برنامه هسته‌ای خود می باشد و به دنبال کاهش تنش‌ها با غرب در آستانه رفتن دونالد ترامپ به کاخ سفید است.

به گزارش دوم آذر رسانه KHAMENEI.IR  علی لاریجانی تا بدان‌جا پیش رفت که به امریکا گفت: برجام وحی منزل نیست اگر آن را قبول ندارید بیایید توافق جدید انجام دهید.

خواست امپریالیسم امریکا با گفت و گو با یک رژیم کم توان

با همه‌ی نشانه‌هایی که جمهوری اسلامی به امریکا برای آشتی می‌فرستد، امریکا به کم‌تر از سرسپردگی خرسند نیست.

آمریکا یک بار دیگر خواهان دگرگونی رفتار جمهوری اسلامی و «نه تنها گفتار» آن شد. ویدانت باتل، سخن‌گوی وزارت خارجه آمریکا در این‌ باره گفت: « خواهان تضمین این هستیم که ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت، […] و در این راستا همه گزینه‌ها روی میز است».

داده‌های فراوانی  نشان‌گر این است که امپریالیسم خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، بل‌که خواست امریکا آرام کردن آن و سرسپردگی سراسری و بندگی جمهوری اسلامی است.

نشریه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت که آمریکا از اسراییل خواسته بود تا سایت‌های هسته‌ای و نفتی ایران را بمباران نکند. وال استریت ژورنال در گزارش خود با بازگویی گفته دالیا داسا کایه کارشناس ارشد علوم سیاسی و مدیر پیشین مرکز سیاست عمومی خاورمیانه در اندیش‌کده رند می‌نویسد: «تا جایی که می‌دانیم، با توجه به اینکه ظاهرا حملات اسراییل به اهداف نظامی محدود می‌شده و به زیرساخت‌های نفتی و هسته‌ای حمله‌ای صورت نگرفته این اتفاق بهترین سناریو برای مهار این دور از تنش‌ها بود.» صادق زیباکلام هم پس از یورش هوایی اسراییل به ایران واکنش نشان داد و گفت یورش کوچک اسراییل به ایران نشانه پیروزی دیپلماتیک واشنگتن بود.

کار به جایی رسیده‌است که اصلاح‌خواهان هوادار امریکا نیز به این حقیقت رسیده‌اند که امریکا به دنبال بندگی جمهوری اسلامی است. روزنامه آرمان ملی که یک روزنامه اصلاح خواه است نوشته است:

«مساله بحث امنیت ملی است که کشوری خواسته آمریکا را می‌پذیرد که در یک جنگی به شکل مطلق شکست خورده باشد و حاضر باشد خود را خلع سلاح کند. در منطقه پر آشوب غرب آسیا خواسته آمریکایی‌ها مثل این است که ایران بخواهد خودش را خلع سلاح کند. کاری که مثلا ژاپن و آلمان بعد از جنگ جهانی دوم کردند. آمریکایی‌ها نه تنها از خواسته‌شان کوتاه نمی‌آیند بلکه هر روز خواسته‌شان بیشتر هم می‌شود. […] وزارت خزانه‌داری آمریکا برای تحریم کردن تربیت شده و اصلا بلد نیست رفع تحریم کند».

«میدل‌ایست‌آی» در یک واکاوی در باره‌ی گفت‌وگو میان آمریکا با ایران نوشت که ترامپ به دنبال بستن یک پیمان هسته‌ای با ایران هست، ولی می‌خواهد پیش از آن ایران را تا ان جا که می‌تواند کم‌توان کند. فرد فلایتز، مدیر اندیش‌کده مرکز سیاست امنیتی، می‌گوید که ترامپ با افزایش تحریم‌ها به دنبال پیمان هسته‌ای به سود امریکا است.

جی دی ونس، دست‌یار ترامپ، بار دیگر سخن از برجستگی کاربرد دیپلماسی در سیاست خارجی امریکا گفت و هشدار داده که جنگ با ایران پرهزینه خواهد بود. ترامپ پس از انداختن رأی خود به صندوق به خبرنگاران گفت که دولت او «به‌دنبال آسیب رساندن به ایران» نخواهد بود. او گفت: «من می‌خواهم، من دوست دارم آن‌ها کشور بسیار خوبی داشته باشند، ولی آن‌ها نمی‌توانند سلاح هسته‌ای داشته باشند.» ترامپ بارها گفت که او به دنبال این است که آن چنان توان اقتصادی جمهوری اسلامی را کم کند که توان جنگ‌جویی نداشته باشد.

به گزارش همشهری آنلاین سی‌ آبان، ترامپ از ۱۲ شرطی که برای ایران داشت، تنها به یک شرط رسیده و می‌گوید تهران جنگ‌افزار هسته‌ای نداشته‌باشد. کارشناسان غربی هم می‌گویند که ترامپ به دنبال یورش جنگی به ایران نیست. شعار “نخست آمریکا” ترامپ ره‌نما او در سیاست است. اگر او بتواند پیمان خوبی به سود امریکا با جمهوری اسلامی ببندد، این‌کار را خواهد کرد.

بدون تردید فشار بر جمهوری اسلامی کم توان با پیش‌نویس قطع‌نامه پیش‌نهادی غرب بیش‌تر خواهد شد. خبرآنلاین سی ام آبان نوشت: «پیش نویس قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپا و آمریکا به شورای حکام آژانس، تا بهار ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۵) به ایران مهلت همکاری با آژانس در مورد موارد خواسته شده داده شده است».

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، روز سی آبان، قطع‌نامه‌ علیه پای‌مال شدن حقوق بشر در ایران گذراند. این قطع‌نامه از سوی کانادا، آمریکا، آلمان، انگلیس و دیگر کشورهای غربی پیش‌نهاد شده‌بود. تردیدی نیست که نگرانی این کشورها، حقوق بشر در کشور ما نیست. پیش‌نهاد و پذیرش آن در این هنگام، تنها می‌تواند به معنای فشار سنگین غرب بر جمهوری اسلامی کم توان شده برای آماده کردن آن برای سازش بزرگ باشد.

  برخورد لایه‌های گوناگون بورژوازی با این سازش

هیچ تردیدی نیست که بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات و بورژوازی مالی از هرگونه سازشی با امریکا به هر بهایی که باشد پشتیبانی می کنند. پای‌گاه اجتماعی این دو لایه بورژوازی از لایه‌های بالایی و بالای- میانی جامعه با رنگ و بوی کم مذهبی و غرب گرا هستند که آمادگی این سازش را دارند. بورژوازی بازرگانی هم که پس از تحریم‌ها برای سودورزی خود به سوی شرق نگاه کرده‌است، در سرشت آزمند خود دارای یک ایدیولوژی ضدغربی نیست، بل‌که برای او هر دادوستدی که پول‌آور باشد، خوب است. وظیفه بزرگ بورژوازی بازرگانی این است که تا پای‌گاه اجتماعی خود را که از لایه‌های پایین مذهبی و خرده‌‌بورژوازی لومپن شهری و روستایی و دارای گرایش‌های ضدغربی هستند، را با دلیل‌هایی هم چون “حفظ نظام” و “اسلام یعنی صلح”  آماده نوشیدن جام زهر از سوی ولی‌فقیه کند.

بزرگ‌ترین بازنده چنین سازشی، به چند دلیل بورژوازی نظامی است. نخست این‌که بورژوازی نظامی زندگی و یک‌پارچگی خود را در تنش می‌بیند تا بتواند دلیلی برای نظامی‌گری و صنعت نظامی خود بیابد. دوم این که گروه ترامپ با هم‌اندیشی بورژوازی صهیونیسم بیش از همه به دنبال ضربه زدن به این لایه بورژوازی در حاکمیت ایران است. حاکمیت جمهوری اسلامی باید به آن چنان سازشی با امریکا بپردازد، که پذیرش آن برای بورژوازی نظامی چندان دشوار نباشد.

اگر این لایه‌ها نتوانند که پیمانی با امریکا ببندند که در پی آن دست کم فشار تحریم‌ها کاهش یابد، در آن هنگام شاید که بورژوازی نظامی بتواند دیگر لایه‌ها را برای ساختن جنگ‌افزار هسته‌ای با خود هم سو کند.

پایان‌سخن

نیروهای پیش‌رو و چپ نمی‌توانند که جنگ ارتش فاشیستی اسراییل در غزه را بخشی از جنگ‌های رهائی‌بخش خلق‌های جهان برای آزادی ندانند. همان‌گونه که می‌دانیم جنگ‌های امپریالیستی برای دزدی و پرخاش‌گری و پاسخ جنگ‌جویانه خلق‌های در بند با هم یک‌سان نیست. جنگ غزه، یک جنگ میان دو کشور نیست، بل‌که یک نسل‌کشی از سوی اسراییل است. از سوی دیگر، روند جنگ نشان داده‌است که هدف اسراییل بسیار بزرگ‌تر و گسترده‌تر از کُشتار در غزه است. اسراییل به گمان خود با زدن بازوهای اختاپوس می‌خواهد که سر اختاپوس را از سوراخ بیرون بیاورد.

جمهوری اسلامی پس از ضربه‌های فراوانی که از سوی اسراییل در درون و برون از مرزها خورده‌است، هم اکنون پس از  سال‌ها کمک به تنش‌آفرینی در خاورمیانه و بهانه دادن به آمادگی جنگی امریکا در خلیج فارس و هول دادن کشورهای خلیج فارس به دامن اسراییل، به ناچار به سیاست دوستی با کشورهای هم‌سایه روی آورده‌است.

کشورهای هم‌سایه هم که می‌دانند که جمهوری اسلامی به دلیل بی‌چارگی و کم‌توانی دست دوستی دراز کرده است، بهایی برای پیمان دوستی خود می‌خواهند. برای همین امارت از کم‌توانی هم اکنون جمهوری اسلامی به سود خود بهره جویی می‌کند و خواهان سرپرستی و به دست گرفتن سه جزیره کشور ما است. اتحادیه اروپا، از داوی پوچ امارات متحده عربی در باره‌ی جزیره‌های  سه گانه ایران پشتیبانی کرد. روسیه و چین این سه جزیره را «چالش میان ایران و امارات» دانسته‌اند.

باز هم به همین دلیل گروه ترامپ زمان را برای فشار و به زانو در آوردن جمهوری اسلامی شایسته می‌بینند. به گزارش اقتصادنیوز روز نخست آذر پزشکیان گفت: «مردم در صحنه باشند دشمن جرات نمی‌کند به ما چپ نگاه کند». او به درستی می‌داند که چشم اسفندیار جمهوری اسلامی همانا بی‌زاری مردم از آن است. به گمان بسیار اگر جمهوری اسلامی نتواند که با ترفند و فریب مردم را در این سازش بزرگ به سوی خود بکشاند، بدان‌گاه به سرکوب سخت‌تر توده‌ها دست خواهد زد. رژیم ولی فقیه سیاست سرکوب را تا برداشتن تحریم و کم‌تر شدن دشورای‌های اقتصادی مردم، دنبال خواهد کرد.

 هم‌اکنون، از آن جایی که جمهوری اسلامی از پشتیبانی مردمی در درون مرزها برخوردار نیست، به ناگزیر برای سازش‌های خود با دیگران بهای سنگینی خواهد پرداخت.  

باید دید که لایه‌های بورژوازی که با این سازش دم‌ساز شده‌اند، چگونه و با چه بهایی می‌توانند بورژوازی نظامی را برای این سازش بزرگ آماده سازند.

آنها باید بتوانند که به بورژوازی نظامی بپذیرانند که ”هستی ام‌القری” برجسته تر از هستی بورژوازی نظامی است.




ارتش سرخ کیف را از دست نازی ها نجات داد

در تاریخ ۶ نوامبر – ۱۹  نوامبر غربی – ۱۹۴۳، تانک‌های شوروی به مرکز کی‌یف حمله کردند و این شهر را از اشغال نازی‌ها آزاد کردند. آلمانی‌ها نتوانستند مجروحان خود را به موقع تخلیه کنند و بیمارستانی که به سرعت ترک شده بود، در ساختمان سابق کمیساریای اقتصادی شوروی که اکنون دفتر دولت اوکراین است، به جا ماند. این ساختمان چندمنظوره که در سال ۱۹۳۸ توسط معمار فومین طراحی شده بود، در دوران اشغال توسط آلمانی‌ها برای مقاصد نظامی از جمله بیمارستان مورد استفاده قرار گرفته بود. پس از جنگ، این ساختمان نقش مهمی در برنامه‌ریزی برای آینده جمهوری شوروی اوکراین ایفا کرد. امروزه این ساختمان همچنان به عنوان مرکز دولتی باقی مانده است و دسترسی به آن به ویژه در سالگرد آزادی تحت کنترل شدید پلیس قرار دارد.

روایت‌های متغیر درباره تاریخ جنگ اوکراین مدت‌ها پیش از «یورومایدان» ۲۰۱۴ شروع به شکل‌گیری کرد. در طول سال‌ها، حافظه تاریخی دستکاری شد و تفاسیر تاریخی اغلب به سمت نسخه‌ای باشکوه از جنبش ملی‌گرایانه اوکراینی و برنامه‌های پساشوروی آن متمایل بود. بسیاری از شهروندان، به ویژه در کی‌یف، تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفتند که نقش نیروهای شوروی در جنگ را کم‌اهمیت می‌کرد و قهرمانی شوروی و پیروزی بر فاشیسم را محکوم می‌کرد.

در طول سال‌ها، بسیاری از بناهای تاریخی مربوط به پیروزی شوروی تخریب شد و اقدامات سربازان شوروی زیر سوال رفت.

مبارزات و تلاش‌ها برای تحمیل یک دیدگاه جدید و تحریف‌شده از تاریخ، شکاف عمیقی را در جامعه امروزی اوکراین ایجاد کرد. با این حال، یادآوری‌های پایدار از کسانی که برای آزادی کی‌یف مبارزه کردند و جان خود را فدای آن کردند و افرادی که همچنان به آنها احترام می‌گذارند، نشان می‌دهد که تاریخ را نمی‌توان با تبلیغات پاک کرد.




اعتراف همتی، وزیر اقتصاد و امور دارایی به ادامه اقتصاد نئولیبرالیستی در دولت پزشکیان

یکی از شعارهای اساسی نئولیبرالیسم دادن افسار اقتصاد به دست بازار برای تعادل یابی است. بر طبق این دید بازار بزرگترین تنظیم کننده اقتصاد است و تا حد ممکن باید دستش برای اینکار باز باشد   .

به گزارش مشرق، عبدالناصر همتی وزیر اقتصاد و امور دارایی اظهار داشت: دولت قصد دارد کشور را بر اساس یافته‌های علمی اقتصاد و اصول قیمت‌گذاری و تحت نظارت متخصصان داخلی اداره کند.

وی افزود: ما مخالف گسترش نفوذ دولت در امور اقتصادی هستیم و بر این باوریم که تصمیمات باید بر اساس تفاهم با بخش خصوصی و پیگیری مسائل از طریق عقل جمعی اتخاذ شود.

وی تصریح کرد: قیمت‌ها در اقتصاد نقش حیاتی دارند و بسیاری از مسائل را می‌توان از طریق آن‌ها حل کرد. ما به این اصل به‌دقت پایبندیم زیرا قیمت‌ها تعادل در اقتصاد ایجاد می‌کنند؛ در حالی که دستکاری قیمت‌ها به معنای نابودی اصول اقتصادی است.

وزیر اقتصاد افزود: قیمت‌ها به ما سیگنال‌هایی می‌دهند که وضعیت عرضه و تقاضا و روند کلی اقتصاد را مشخص می‌کند. در صورتی که قیمت‌ها سرکوب شوند، هیچ منفعتی عاید نمی‌شود و تنها سیگنال‌ها خاموش می‌شوند که این امر روند صحیح اقتصادی را مختل می‌کند.

وی در پایان اظهار داشت: دولت مسئول نظارت بر بازار است، اما جلوگیری از بحران‌های بازار و نظارت نباید به معنای دخالت در اقتصاد باشد. از این رو، امیدواریم که دخالت‌های دولت در اقتصاد کاهش یابد و تعاملات بیشتری بین دولت و بخش خصوصی برقرار شود.

ذکر شود که البته دولت جمهوری اسلامی هم مانند همه دولتها طبقاتی است و مجری اوامر بورژوازی، ولی با این حال در نسخه غربی نئولیبرالیسم دولت برای مهار ددمنشی بخش خصوصی برای پول سازی در کارها اقتصادی به میزان قابل توجه ای دخالت می کند.




آزادیِ پای به زنجیر بسته مردم سوریه!

مقاله ۳۸/۱۴۰۳
۱ دی ۱۴۰۳، ۲۱ دسامبر ۲۰۲۴

آزادی!
این چیست که در دست تو پنهان است؟
این چیست که در پای تو پیچیده‌ست؟
ای آزادی!
آیا با زنجیر می‌آیی؟ (سایه)

پیش‌گفتار

در دوران شکوفایی سوسیالیسم، دولت سوریه نماینده بورژوازی ملی تازه به دوران رسیده کشور بود که مانند بورژوازی ملی در مصر، سرشت ضدامپریالیستی و سکولار داشت. ولی باید به یاد داشت که پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم، دولت‌های سوریه هیچ‌گاه نماینده بورژوازی ملی و یا توده‌های کار و رنج نبوده‌اند.

رژیم دیکتاتوری اسد،- که هیچ‌گاه دیکتاتورتر از کشورهایی مانند مصر، اردن، عربستان، بحرین، کویت ووو نبوده‌است-  پس از رهایی از جنگی که در سال ۲۰۱۱ آغاز شده‌بود، اگر به بازسازی اقتصاد ملی خود می‌پرداخت و مردم را از گرسنگی و بی‌کاری نجات می‌داد و دست دوستی به سوی نیروهای اپوزیسیون میانه‌رو و مستقل دراز می‌کرد، شاید می‌توانست از این سیل‌آب جان به در برد.  ولی پس از سال ۲۰۱۵ چیزی دگرگون نشد و پایگاه اجتماعی دولت اسد حتا باریک‌تر از گذشته شد و همین به کسانی که در آرزوی زنده کردن یک امپراتوری عثمانی هستند، انگیزه یورش به سوریه را داد.

تجربه سوریه یک بار دیگر نشان داد که رژیم‌هایی که با کمک نیروهای جنگی دیگر کشورها پابرجا می‌مانند تا به چاره‌جویی دشواری‌های روزانه اقتصادی مردم نپردازند و راه‌های آزادهای سیاسی را باز نکنند، هم‌چنان زیر خطر یورش دیگر نیروهای برون‌مرزی زندگی می‌کنند که خواهان سر بریدن آن‌ها هستند.

به‌ترین نیروی جنگی هر کشور در برابر دستیازی امپریالیسم و نیروهای پرخاش‌گر هم‌سایه نیرومند کردن پایگاه اجتماعی خود با در پیش‌گیری اقتصاد ملی به سود توده‌های کار و رنج است که حتا از کمک نیروهای جنگی کشورهای دوست برجسته‌تر و نیرومندتر است. کوبا با پشتیبانی مردم خود توانست بیش از ۶۰ سال در دهان اژدهای عمو سام زنده بماند.

هیچ تردیدی نیست که سرنگونی دولت اسد در سوریه به دست گروه‌های تروریستی اسلام‌گرای وابسته به ترکیه بخشی از یک برنامه زنجیره‌ای برای ساختن یک خاورمیانه نو در راستای منافع امپریالیسم غرب، بورژوازی ترکیه و بورژوازی صهیونیسم اسرائیل است.

مردم سوریه برای آزمندی سرمایه‌داری جهانی، رقابت‌های امپریالیستی برای دست‌یابی به سرچشمه‌های زیرزمینی و درگیری ژیوپولیتیکی دیگر کشورها بهای سنگینی پرداخت می‌کنند.

همین که نخستین بازدیدکننده بلندپایه برون‌مرزی از سوریه، رییس سازمان امنیت ترکیه بوده‌است، نشان‌گر بسیاری از برنامه‌های پنهانی و سخن‌های نگفته در سرنگونی دولت اسد است.

شورشیان واپس‌گرای اسلامی که فرمان‌دهی کشور را هم اکنون در دست خود گرفته‌اند، نه سکولار هستند، نه ضدسرمایه‌داری و نه ضدامپریالیستی. آن‌ها تا به‌دان‌جا به سود مردم کار خواهند کرد که سروران ترکی آن‌ها اجازه دهند.

این فرماندهان نه به سود منافع مردم، بل‌که به سود بورژوازی ترکیه و منافع ژیوپولیتیکی اسرائیل و امریکا کار می‌کنند.

بگذارید نخست نگاهی به منافع امپریالیسم غرب و بورژوازی صهیونیسم در سوریه داشته باشیم؛ سپس به بررسی برنامه ترکیه برای بازسازی فرمان‌روایی امپراتوری عثمانی در سوریه بپردازیم؛ و در پایان ضربه‌ای را که جمهوری اسلامی از هم‌گامی ترکیه با غرب در سوریه خورده‌است را بشکافیم.

منافع امپریالیسم غرب و بورژوازی صهیونیسم

امپریالیسم غرب به آرامی دارد زمینه‌های بیرون آوردن هیئت الشام از فهرست تروریستی را فراهم می‌سازد. جان میرشایمر (John Mearsheimer)، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو گفت که واژگونی ناگهانی رژیم تنها یک “پیروزی کوتاه‌مدت” برای کسانی، مانند امریکا است که از نیروهای ضد اسد پشتیبانی کرده‌اند. میرشایمر گفت: «ما [ایالات متحده] به دسته‌هایی از گروه‌هایی مانند القاعده و داعش پیوستیم و آن‌ها پیروز شدند»، و افزود که کاخ سفید و رسانه‌های آمریکایی اکنون همه تلاش خود را می‌کنند تا «نام محمد جولانی، رهبر هیئت تحریر شام را پاک کنند». او کسی است که آمریکا جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای سر او گذاشته‌بود.

وی گفت که روزنامه‌نگاران آمریکایی‌ها می‌دانند که ایالات متحده از تروریست‌ها پشتیبانی می‌کند و آمریکا با کمک رسانه‌ها می‌خواهد نشان دهد که پیروزی هیئت تحریر شام یک گام مثبت است.

وزارت جنگ امپریالیسم امریکا گفته‌است که شمار سربازهای آمریکایی که در پیش از سرنگونی اسد 1100 سرباز بود، هم اکنون به 2000 سرباز رسیده است. ولی به گفته رایدر سخن‌گوی پنتاگون، این سربازان پیش از آن‌که رژیم بشار اسد واژگون شد، به آن جا فرستاده شده‌بودند. این به معنای این است که امپریالیسم امریکا از برنامه شورشیان برای یورش به سوریه از پیش آگاه بود.

هم‌زمان با سفر وزیر امور خارجه آمریکا و مشاور امنیت ملی بایدن به خاورمیانه، گمانه‌زنی‌ها درباره برنامه‌های پشت پرده امریکا در باره سوریه افزایش یافته‌است.

نیویورک تایمز در گزارشی نوشت که هنگامی که  رهبران نو سوریه کشور را در دست خود گرفته‌اند، امریکا نمایندگانی را به منطقه فرستاده‌است که تا تلاش کنند سوریه‌ای به سود منافع ژیوپولیتیک امریکا بسازند.

در همین راستا بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده، پیش از پرواز به ترکیه برای دیدار با اردوغان، در اردن با ملک عبدالله دوم دیدار کرد و  با محمد شیاع السودانی در عراق رای‌زنی داشت. به گفته نیویورک تایمز، بلینکن گفت که دولت نو سوریه که رهبری‌اش در دست  چهره‌ای رادیکال است که در فهرست سیاه آمریکا است، باید با پشتیبانی از حقوق اقلیت‌ها و جلوگیری از پایگاه تروریستی شدن نشان دهد که دیگر یک گروه تروریستی نیست.

برخی از کارشناسان آمریکایی پنهانی می‌گویند که جهان باید برچسب تروریستی را از هیات تحریرالشام بردارد تا کشورها بتوانند به سوریه کمک بفرستند و این گروه را به راه راست رهبری کنند.

اسرائیل پس از رفتن اسد نه تنها به بمباران سوریه می‌پردازد بل‌که تلاش دارد تا در این کشور بحران زده بیش از پیش پیش‌روی نماید و بخش بیش‌تری از جولان را از آنِ خود کند. پس از فروپاشی  دولت اسد اسرائیل نیروهای اسرائیل بخشی از جولان را گرفتند  و صدها یورش به ساختار جنگی سوریه انجام داده‌اند. امپریالیسم امریکا مانند همیشه جانانه از بورژوازی صهیونیسم و سیاست‌های گسترش‌خواهانه آن پشتیبانی می‌کند. در همین راستا بلینکن در گفت‌وگو با خبرنگاران در اردن با پشتیبانی از اسرائیل گفت: «اسرائیل نگران است که خلاء حاکم توسط تروریست‌ها و افراط‌گرایان پر شود. از همین رو تل آویو نیروهایش را به منطقه منتقل کرد». هم‌زمان سالیوان پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، گفت که تصمیم اسرائیل برای فرستادن نیرو به جولان “منطقی و سازگار” با حق دفاع از خود است.

به گفته ارتش اسرائیل، هواپیماهای جنگی اسرائیل در روزهای گذشته بیش از ۳۵۰ بمباران در سراسر سوریه انجام داده‌اند. ارتش فاشیستی اسرائیل هم‌چنین گام به منطقه‌ای به مساحت ۴۰۰ کیلومتر مربع در مرز سوریه و اسرائیل گذاشته است که می بایست منطقه‌ای غیرنظامی زیر بازرسی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل باشد. پس از آن، نیروهای اسرائیلی برای نخستین بار پس از جنگ ۱۹۷۳ مرزهای خود را در خاک سوریه گسترش دادند. دفتر نتانیاهو گفت که سربازان اسرائیلی تا زمانی که نیرویی قانونی برای پای‌بندی به پیمان آتش‌بس سال ۱۹۷۴ در سوریه دست‌گاه دولتی را در دست نگیرد،  در آن جا می‌مانند. اسرائیل چندین یورش هوایی به سوریه انجام داده‌است که هدف آن‌ها نابودی ساختار ارتش بوده است و امریکا هم شمال سوریه را بمباران کرد.

پس از فروپاشی دست‌گاه دولتی در سوریه، اتحادیه اروپا در نشست سران این هفته خود تصمیم به بازنگری در روابط خود با این کشور گرفته است. روز پنجشنبه، کشورهای اروپایی در باره خط دیپلماتیک خود در برابر حکومت نو  سوریه و چگونگی بیرون آوردن گروه اسلام‌گرای هیئت تحریر الشام (HTS) – از فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا به گفت‌وگو نشستند.

همه‌ی داده‌ها نشان‌گر این است که اتحادیه اروپا می‌خواهد که حکومت نو  سوریه را در آغوش بگیرد، تا آن را به سوی منافع ژئوپلتیک خود بکشاند و با هم‌کاری با آن بسیاری از پناهندگان سوری در اروپا را نیز به کشورشان بازگرداند. برای رسیدن به هر دو هدف اتحادیه اروپا نیاز به پاک‌شویی خونریزی‌های  هیئت تحریر الشام دارد. رسانه‌های آلمان گزارش داده‌اند که اتحادیه اروپا از دیپلمات آلمانی میشائل اونمشت خواسته‌است تا با دولت نو دمشق دیدار و گفت‌وگو کند. کایا کلس، نماینده بلندپایه امور خارجی اتحادیه اروپا، در نشستی با وزیران خارجه اتحادیه اروپا در باره‌ی برجستگی دیدار و دوستی با هیئت تحریر الشام ، با این که این سازمان هنوز در فهرست سازمان تروریستی  سازمان ملل و ایالات متحده است، سخن گفت. کایا کلس گفت که  اتحادیه اروپا باید آماده باشد تا تحریم‌ها علیه سوریه را بردارد. بسیاری از وزیران خارجه کشورهای اتحادیه اروپا از فرمان‌روایان نو سوریه خواسته‌اند تا پایگاه‌های نظامی روسیه در سوریه را ببندد.

نخست‌وزیر ایتالیا، جورجیا ملونی، روز سه‌شنبه گفت که او خواستار دوستی کشورهای اروپایی با فرمان‌دهان کنونی دمشق است.  فرانسه این هفته چهار دیپلمات به سوریه فرستاد.

آرزوی بازسازی امپراتوری عثمانی ترکیه

ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه که با نام  MIT شناخته می‌شود، با تفنگ‌به‌دستانی در  دمشق پایتخت سوریه  در همان مسجدی بود که محمد الجولانی، رهبر تحریر الشام روز یکشنبه از آن بازدید کرد. نیویورک تایمز می‌گوید که سازمان اطلاعات ترکیه در باره سفر کالین به دمشق چیزی نگفت.

کُردهای سوریه تلاش می‌کنند که با فرمان‌روایان نو سوریه پیوند دوستی داشته باشند.  ولی رئیس‌جمهور ترکیه، اردوغان، نیز از پشتیبانی خود از نیروهایی فرمانروای کنونی در سوریه سخن گفت که با  سرکوب کُردها گره خورده است.

اردوغان، گفت که زمان نابودی گروه‌های «تروریستی» در  سوریه فرارسیده‌است. او سخنی از الشام نگفت، بل‌که نام گروه‌های کُرد و داعش را بر زبان آورد. اردوغان در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت که: «باید داعش، حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) و گروه‌های وابسته به آنها را از میان برد.»

روشن است که داعش زیر نام خوش دیگر در سوریه کنشی ندارد و نام بردن از آن تنها برای گم‌راهی مردم است. ترکیه نیروهای کٌرد را یک گروه تروریستی می‌داند که با کٌردهای شورشی در ترکیه دوستی دارند.

نگرانی‌ از یورش ترکیه به شهر کوبانی، افزایش یافته است. اردوغان به دست‌نشاندگان خود در دمشق گفت که راه را برای بمباران زیرساختارهای ارتش سوریه از سوی ارتش فاشیستی اسراییل را باز کنند، تا او بتواند برای یورش به نیروهای کُردی با امریکا سازش کند. بلینکن در باره ی نگرانی‌های خود از یورش نیروهای ترکیه و گروه الشام علیه نیروهای کُرد در شمال شرق سوریه سخن گفت: « مهم است که زمینه‌ساز دور تازه رویارویی‌ها نشویم».

گسترش‌خواهی ترکیه را می‌توان به زبان علی مطهری نماینده چندین ساله  مجلس خواند: اردوغان ادعای مالکیت شهرهای حلب، حمص، حماه و چند شهر دیگر سوریه را کرده است به این دلیل که قبل از جنگ جهانی متعلق به دولت عثمانی بوده است. به او می‌گوییم فلسطین هم آن زمان متعلق به دولت عثمانی بود، چرا ادعای فلسطین را نداری؟ چون با اسرائیل هم پیاله‌ای.

به گفته خبر آنلاین «فهیم تاشکین»، نویسنده ترکیه‌ای بر این باور است که هیچ‌کس به اندازه «اردوغان» نتوانست، اسرائیل را در سوریه شاد کند.

او در نوشته‌ای به نام  «نان آغشته به خون» که روزنامه ترکیه‌ای «گازیته دوار» آن را پخش کرده، نوشت: «بازیگرانی که به سوریه اسد پشت کردند، توانستند، این کشور عربی سرکش در برابر خواسته‌های آمریکا در خاورمیانه را نابود کنند. اکنون بیش از هر چیز سوریه توان و نیروی پاسخ به اسرائیل را ندارد.» این روزنامه‌نگار و کارشناس ترکیه‌ای می‌گوید که اردوعان ۱۳ سال  توان و انرژی خود را روی خُرد کردن استخوان‌های سوریه به کار برده‌است.

به گفته او، اردوغان خود را متحد ایران و روسیه و سوریه اسد نشان می‌داد و در نشست‌های آستانه در جست‌جوی راه‌حل برای بحران سوریه می‌گشت، در پشت پرده گروه‌های تروریستی هم‌پیمان اسرائیل را برای یورش به دمشق آموزش می‌داد. اردوغان در ۱۴ ماه جنگ اسرائیل علیه فلسطینی‌ها، هم‌واره یار و یاور تل‌آویو بوده، ترکیه یکی از مهم‌ترین شریک دادوستدی و بازرگانی اسرائیل در سال ۲۰۲۳ بوده‌است. دادوستد میان ترکیه و اسرائیل در سال ۲۰۲۳ به ۷ میلیارد دلار رسید. ترکیه در سال ۲۰۲۳  نیازهای اسرائیل برای آهن، فولاد و فراورده های محصولات پتروشمی را برآورده کرد. دادوستد میان اسرائیل و ترکیه از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳ سه برابر شد.

جولانی گفت که سوریه خواهان درگیری با اسرائیل نیستترکیه که هم اکنون رهبری تحریر الشام و ارتش ملی سوریه را در دست خود دارد، نمی خواهد که دیگران بدون اجازه او در سوریه کنش‌های جنگی داشته‌باشند. برای همین، با این که خود بخش‌هایی از شمال غربی سوریه را به زور گفته است، ولی می‌خواهد برای پرخاش‌گری اسرائیل در سوریه مرزگزاری کند.

ترکیه بزرگ‌ترین پشتیبان نیروهای «هیأت تحریر الشام» (HTS) است که دمشق را گرفتند و فرمان‌روای سوریه شده‌اند . هیچ تردیدی نیست که اردوغان با هم‌دستی خود با امریکا و اسرائیل از پشت به متحدان روسی و جمهوری اسلامی خود خنجر زد. اردوغان هم اکنون برای هم‌سنگی با نیروهای آمریکایی و اسرائیلی می‌خواهد از سوی دست‌نشاندگان خود هیأت تحریر الشام در سوریه به روسیه اجازه نگه داشتن پایگاه جنگی خود و به جمهوری اسلامی اجازه باز کردن سفارت خود را بدهد.

اردوغان امیدوار است که هم‌کاری با مسکو  او را در برابر کُردها در شرق سوریه که از سوی امریکا پشتیبانی می‌شوند نیرومند کند.

حزب کمونیست ترکیه کمک بورژوازی ترکیه برای فروپاشی دولت سوریه و سازمان‌دهی نیروهای تروریستی را با هدف دست‌یابی به سرچشمه‌های زیرزمینی سوریه، راه‌های زمینی و دریایی و یافتن پهنه‌های سرمایه‌گذاری برای بورژوازی کشور می‌داند. سیاست دولت ترکیه تنها در خدمت سرمایه‌داران و صنعت جنگی است.

منافع  ژیوپولیتیک جمهوری اسلامی

آن‌هایی که هوادار سیاست‌های ژیوپولیتیکی جمهوری اسلامی هستند، باید سخنان حزب کمونیست ترکیه را در باره‌ی بورژوازی ترکیه آویزه گوش خود سازند. این حزب می‌گوید که یک اقتصاد سرمایه‌داری نئولیبرالیستی که در درون کشور تنگ‌دستی، شکاف طبقاتی، نابرابری و بدبختی برای بیش‌تر مردم آفریده است، نمی‌تواند سیاست برون‌مرزی برای منافع ملی خلق‌های کشور داشته‌باشد. سیاست‌های اقتصادی، درون‌مرزی و برون‌مرزی با هم پیوند دیالکتیکی دارد. ناهم‌سازی این دو با هم می‌تواند در زمان کوتاهی چالش آفرین نباشد، ولی در پایان باید با پیروزی یک راه‌کار بیانجامد.

شورشیان به سفارت جمهوری اسلامی در دمشق یورش بردند و همه چیز را ویران کردند و شیشه‌ها را شکستند. در آن جا احمد الشرا، رهبر شورشی اسلام‌گرا گفت که بشار اسد سوریه را به «آشیانه‌ای برای آزمندی جمهوری اسلامی» دگرگون کرده‌بود. جمهوری اسلامی به اندازه‌ای کم توان شده‌است  که به ناگزیر باید سیاست خارجی خود را بازنگری کند. میلیاردها دلار برای آموزش نیروهای جانشینی و بازدارندگی، در درازنای چند ماه مانند دود به هوا رفت.

پیامدهای ناگوار سیاسی‌ای که واژگونی رژیم اسد در سوریه برای جمهوری اسلامی به هم‌راه داشته است را نمی‌توان دست کم گرفت. بدون تردید، منتقدان در درون نظام از این ضربه گیج کننده برای استوار کردن جایگاه خود در حاکمیت سود خواهند جست و مردم هم دلیلی برای درگیر شدن در یک جنگ خونینی که هزاران فرسنگ از مرزهای ما دور هست، نمی‌بینند. در درون حاکمیت، بر سر ژرفا و بزرگی این شکست ناسازگاری است. بر پایه گزارش نیویورک تایمز، نه تنها مردم ما، بل‌که حتا برخی‌ها در درون رژیم آغاز به تردید در باره‌ی سودمندی کمک به نیروهای جانشینی کرده‌اند. روشن است که بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات از ضربه‌های فراوانی که بورژوازی نظامی در حاکمیت خورده است برای آسان کردن راه سازش با غرب سودجویی خواهد کرد.

رژیم سوریه هیچ‌گاه در پی هم‌سازی ایدیولوژیک با جمهوری اسلامی نبوده‌است. سوریه یک رژیم سکولار بعثی داشت که  اسلام‌گرا نبود. حافظ اسد، پدر بشار، تنها رهبر عرب دوست جمهوری اسلامی بود. سوریه هم‌چنین تنها کشوری در منطقه بود که از ایران در جنگ هشت‌ساله با عراق پشتیبانی کرد. این دو کشور هم‌چنان علیه اسرائیل متحد بودند و از رویش حزب‌الله در  لبنان پشتیبانی کردند. این دو کشور به گسترش پیوند اقتصادی و جنگی پرداختند که پس از یورش امپریالیسم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ ژرف‌تر شد.

برای درک برجسته بودن سوریه برای جمهوری اسلامی باید به بررسی «محور مقاومت» پرداخت. «محور مقاومت» دربرگیرنده جمهوری اسلامی، حزب‌الله لبنان، حوثی‌ها در یمن، و شبه‌نظامیان شیعه در عراق و سوریه بوده‌است. «محور مقاومت» در برابر امریکا  و اسرائیل و هم‌چنین کشورهایی از خلیج فارس ساخته شده‌بود. جمهوری اسلامی از سوریه برای جابجایی کمک، به ویژه جنگ‌افزار و پول، به حزب‌الله لبنان علیه اسرائیل بهره‌جویی می‌کرد. سوریه برای جمهوری اسلامی یک پایگاه جلوه‌گر و بازدارنده برای امنیت استراتژیک آن در منطقه – حتا تا دریای مدیترانه – بود. درگیری حزب‌الله با اسرائیل، اسرائیل را سرگرم می‌کرد و از نیروی آن برای ضربه زدن به برنامه اتمی جمهوری اسلامی می‌کاست. فروپاشی رژیم سوریه، کم توانی حزب الله «محور مقاومت» را از هم پاشید. توان «محور مقاومت» و جمهوری اسلامی در منطقه‌ به گونه‌ای چشم‌گیر کاهش یافته‌است.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا اندیش‌کده چتم‌هاوس می‌گوید که «محور مقاومت» دربرگیرنده  حماس در غزه، حزب‌الله لبنان، اسد در سوریه، گروه‌هایی در عراق و حوثی‌های یمن – که با هدف استراتژیک و بازدارندگی پایه‌گذاری شده‌بود، هم اکنون بسیار کم‌توان شده‌است. از روز پس از  ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل وارونه تلاش‌های گذشته خود، به دنبال ضربه زدن به همه‌ی گروه‌های «محور مقاومت» رفت.

جمهوری اسلامی با پذیرش ماه نوامبر آتش‌بس در لبنان می‌خواست که کمی زمان برای برنامه‌ریزی و توان‌بخشی دوباره خود بخرد که با فروپاشی رژیم اسد ضربه دیگری خورده‌است.

برای برون رفت از این چالش دو راه در برابر جمهوری اسلامی هست.

یک- سرمایه‌گزاری به روی جنگ‌افزار  هسته‌ای. این راهی است که بورژوازی نظامی با یاری بورژوازی تجاری برمی‌گزیند. ولی این کار با آمدن ترامپ دشوارتر از گذشته می‌شود و اسرائیل هم با همه‌ی توان خود به دنبال جلوگیری از ساختن  جنگ‌افزار  هسته‌ای از سوی ایران است. ترس از یورش‌های گسترده اسرائیل به درون حاکمیت جمهوری اسلامی هم رسیده‌است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهزاد نبوی، در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد، گفت: سال‌هاست که من این بحث را مطرح کرده‌ام که ما عوامل نفوذی اسراییل را در سطوح بالای کشور داریم. حتی زمانی از من درباره این مورد بازپرسی هم کردند. به هر حال نمی‌توان انکار کرد که پروژه نفوذ در سطح گسترده در کشور وجود دارد.

راه دوم، جمهوری اسلامی به ناگزیر باید به بازنگری سیاست برون‌مرزی خود، به ویژه در خاورمیانه بپردازد. برای همین، بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات به دنبال بستن یک پیمان برجام مانند هست. بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات از این شکست برای کاربرد سیاست خارجی عمل‌گرایانه‌تر خود در آینده سود خواهد جست.

بورژوازی نظامی به رهبری سپاه پاسداران چندین بار برای نگه داشت رژیم اسد با دیگران به جنگ پرداخت. در برابر شورشیان سوریه در سال ۲۰۱۱، جمهوری اسلامی خیلی زود درخواست کمک بشر اسد را پذیرفت و با گروه‌های اسلام‌گرا و هوادار امپریالیسم جنگید.  بورژوازی نظامی خواهان کنش بیش‌تری از سوی حاکمیت برای نجات رژیم سوریه بود. پایگاه مذهبی بورژوازی نظامی و بورژوازی تجاری از این ناتوانی خشنود نیستند. روزنامه‌های جمهوری اسلامی می‌نویسند که جمهوری اسلامی  تلاش کرد به رژیم کمک کند، ولی آن‌ها کمک را نپذیرفتند، «دیر به ما گفتند، ما نتواستیم کمک کنیم.» این داستان‌ها تلاشی است برای شستن دست‌های رژیم در برابر پایگاه اجتماعی مذهبی خود.

راستش این است که رژیم پس از ضربه‌های کُشنده‌ای که از ارتش فاشیستی اسرائیل که از پشتیبانی جنگی امپریالیسم امریکا نیز برخوردار است خورد، توان جنگی برای نگه‌داشت اسد نداشته‌است. برخی کارشناسان جمهوری اسلامی گفته‌اند که در سال گذشته، ناامیدی از اسد افزایش یافت. حتا برخی‌ها می‌گویند که اسد پنهانی به اسرائیل کمک کرد که تا پایگاه های جمهوری اسلامیدر سوریه را بمباران کند. این شرایط چالشی دشوار برای جمهوری اسلامی فراهم کرده‌است که به ناچار باید به بازنگری بپردازد.

آقای خامنه‌ای «عامل، توطئه‌گر و نقشه‌کِشِ اصلی» فروپاشی رژیم بشار اسد را «برنامه مشترک» آمریکا و اسرائیل دانست  که با کمک یکی از کشورهای همسایه سوریه (ترکیه) پیاده شد. در این زمینه خامنه‌ای گفت که جمهوری اسلامی در همین شرایط دشوار هم آماده بود. آسمان‌ها بسته بود، زمین بسته بود، رژیم صهیونیستی و آمریکا هم آسمان سوریه را و هم راه‌های زمینی را بسته بودند، هیچ راهی نبود. او هم‌چنین از نداشتن انگیزه نبرد در میان ارتش سوریه خُرده گرفت و افزود: «اگر انگیزه‌ها در داخل آن کشور به حال خود باقی می‌ماند و می‌توانستند در مقابل دشمن مقاومتی نشان دهند، دشمن نه آسمانشان را می‌توانست ببندد، نه راه زمینی‌شان را مسدود کند. می‌شد به آن‌ها کمک کرد.»

خامنه‌ای هم‌چنین خواستار برخورد با کسانی شد که به واکاوی های منفی در باره‌ی روی‌دادهای سوریه می‌پردازند. خامنه‌ای در بارهای این کارشناسان گفت «کارشان خالی کردن دل مردم و ترساندن آن‌ها است»، «در داخل کشور کسی نباید این کار را بکند و اگر کسی در تحلیل یا بیان خود به گونه‌ای سخن بگوید که معنای آن خالی کردن دل مردم باشد، جرم است و باید با آن برخورد شود.» با این سخنان خامنه ای خط قرمزی برای بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات در برابر بورژوازی نظامی کشید.

با این همه، جمهوری اسلامی به دنبال بازسازی توان خود در لبنان و آغاز دوستی با فرمان‌روایان نو سوریه هست. و هم‌چنین به دنبال افزایش سرمایه‌گذاری‌های سیاسی و اقتصادی خود در عراق و یمن است.

در گوشه و کنار سخنانی در باره‌ی بازگشایی سفارت ایران در دمشق در چند روز آینده شنیده می‌شود. این بازگشایی تنها آغاز نویی برای سفارت نیست، بل‌که آغازی برای پایه‌گذاری روابط نویی میان جمهوری اسلامی و سوریه است. توان منطقه‌ای جمهوری اسلامی هنوز بستگی به رابطه رژیم  با دولت سوریه در آینده دارد.

پیوند تازه با کشورهای عربی خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی،  هم‌زمان تلاش برای پیمان بستن با  دولت ترامپ راه دیگری است. به گزارش سایت خوان بهزاد نبوی، کنش‌گر سیاسی اصلاح‌خواه در باره‌ی کار درستی که باید کرد گفت: اجتناب از جنگ جدید با اسراییل، ادامه مذاکرات با اروپا خصوصا در دوره ترامپ و تلاش برای احیای چیزی شبیه برجام، جدا کردن خرج اسراییل از آمریکا و یکی نکردن حساب این دو.

این که به بهزاد نبوی اجازه گفتن چنین سخنانی گفته می‌شود برای هم‌وار کردن راه سازش با غرب است که بخش بزرگی از لایه‌های بورژوازی انگلی در حاکمیت به دنبال آن هستند.

پایان‌سخن

سیاست نیروهای هوادار امپریالیستی در هیچ کشوری به سود مردم نیست؛ برای دست‌یابی به سرچشمه‌های زیرزمینی، راه‌های زمینی و دریایی و نیرومند کردن جایگاه ژیوپولیتیک این کشورها است.

امپریالیسم هم‌واره از بنیادگرایان ددمنش اسلامی در افغانستان، لیبی، سومالی، سودان و اکنون سوریه و جاهای دیگر به سود منافع خود بهره‌جویی کرده‌است. نیروهای تروریستی بیش از یک دهه است که از سوی امپریالیسم غرب، بورژوازی ترکیه و صهیونیسم اسرائیل، سازمان‌دهی شده‌اند و آموزش دیده‌اند. با یادگیری از آموخته‌های سال های ۲۰۱۱،   امپریالیسم به این گروه‌ها یاد داده‌است که فانوس واپس‌گرایی را کم سو کنند و به جای آن شمع “دموکراسی” را روشن کنند. به ناگهان همه‌ی رسانه‌های امپریالیستی دستور گرفته‌اند که از میانه‌روها و پشیمان شدن گروه الشام  از گذشته تروریستی خود بنویسند.

ترکیه افزون بر در دست داشتن رهبری فرمان‌روایان نو سوریه، بخش‌های بزرگی از شمال غرب سوریه مانند عفرین، منطقه سپر فرات و استان ادلب را در دست خود دارد. شادی حماس از فروپاشی دولت اسد و شادباش گفتن آن به فرمان‌روایان نو سوریه، یک بار دیگر نشان داده‌است که سران حماس تا چه اندازه بازی‌چه دست ترکیه و دیگر کشورهای واپس‌گرای خلیج فارس شده‌اند.

نیروهای آمریکای در بخش‌های شمال شرقی در استان الحسکه و استان دیرالزور سوریه از سال ۲۰۱۵ تا به امروز لانه کرده‌اند و افزایش نیز یافته‌اند. زمان‌بندی این یورش  آشکارا با نسل‌کشی اسرائیل در غزه هم پرسش برانگیز است.

نیروهای ارتش فاشیستی اسرائیل هر روز بخش های بیشتری از جولان را از آنِ خود می کنند.

جمهوری اسلامی با ساختن گروه‌های جانشینی، به دنبال فراهم کردن منافع بخشی از لایه‌های بورژوازی انگی در حاکمیت خود است و نه به دنبال  منافع ملی ما.  در آینده، یک دولت پیش‌رو و “چپ” در میهن ما نیز باید از دوستی، گرایش فرهنگی و تاریخ مشترک خلق‌های خاورمیانه به سوی ایران و خلق‌های آن با شیوه های نرم برای پشتیبانی از منافع ملی و نیرومند کردن جایگاه ژیوپولیتیک ایران بهره‌جویی  کند که با تنش‌آفرینی و جنگ‌افزار فرستادن جمهوری اسلامی به نیروهای جانشینی یک‌سان نیست.

آینده سوریه بسیار ناروشن است.

جان میرشایمر پیش‌بینی کرده‌است که سوریه اکنون گام به یک دوره‌ای دراز از آشوب خواهد گذاشت. میرشایمر گفت که پایه‌گذاری  یک “دولت منسجم” به زودی در دمشق بسیار دشوار است.

سوریه هم می تواند مانند لیبی با آغاز جنگ میان گروه‌ها و مذهب‌های گوناگون نابود شود و هم می‌تواند زیر فرمان‌روایی واپس‌گرایانی مانند طالبان در افغانستان نابود شود. شوربختانه، هم اکنون خلق‌های سوریه در این بازی استراتژیک سربازهای پیاده‌ای بیش نیستند. پاسخ به این پرسش‌ها وابسته به گفت‌و گوی و‌سازش میان ترکیه، اسرائیل و امریکا در باره‌ی آینده سوریه است.




درد و رنج شدید کودکان در جنگ ها

در سال ۲۰۲۳ ما شاهد بیشترین درگیری‌ها از سال ۱۹۴۶به بعد، به تعداد ۵۹ بودیم. جنگ‌ها به مردم در تمام سنین آسیب می‌زنند، اما کودکان به‌ویژه در معرض عواقب ویرانگر آن هستند.

کودکان علاوه بر قتل، جراحت، جذب توسط گروه‌های مسلح، خشونت جنسی، ربودن، حملات به مدارس و بیمارستان‌ها و محدودیت دسترسی به کمک‌های انسانی، از پیامدهای غیرمستقیم جنگ نیز رنج می‌برند. این کودکان بیشتر از بقیه از کمبود آب سالم، ترک تحصیل، و خطرات مرگ ناشی از بیماری، سوءتغذیه و عدم دسترسی به واکسن و مراقبت‌های پزشکی رنج می‌برند.

گزارش جدید سازمان Save the Children تحت عنوان “Stop the War on Children 2024: Pathways to Peace” منتشر شده است.  بر اساس این گزارش در سال ۲۰۲۳ حدود ۴۷۳ میلیون کودک (بیش از یک ششم جمعیت کودکان جهان) در مناطقی زندگی می‌کردند که درگیری وجود دارد.

در سال ۲۰۲۳، ۱.۹ میلیارد کودک در کشورهای متاثر از درگیری زندگی می‌کردند که ۴۷۳ میلیون نفر از آن‌ها در مناطق بودند که درگیری مستقیم وجود دارد.

آفریقا بیشترین تعداد کودکان در مناطق درگیری (۱۸۱ میلیون) را داشت و خاورمیانه بالاترین درصد از جمعیت کودکان خود را در مناطق جنگی (۳۲.۱٪) ثبت کرد.

برآورد می شود که هفتاد درصد از کشته شدگان غزه توسط ارتش فاشیستی اسرائیل زنان و کودکان هستند.




”چپ” نباید به دام رومانتیسم سیاسی بیفتد

کشورهای بزرگ خاورمیانه دارای منافع اقتصادی گوناگون هستند. آن‌ها برای دست‌یابی به این منافع به برپایی اتحادهای درهم و پیچیده و گاهی گذرا می‌پردازند. اگرچه که با دید سطحی درگیری‌ها و تنش‌ها رخت مذهبی و ایدیولوژیک بر خود می‌پوشانند، ولی این درگیری‌ها ریشه در تنش‌های ژئوپلیتیکی دارند که در شکاف مذهبی بازتاب می‌یابند.

”چپ” نباید به دام رومانتیسم سیاسی بیفتد و یکی از این بازی‌گران را نجات بخش خلق‌های خاورمیانه بداند و به روی آن سرمایه‌گذاری کند. روشن است که گناه جمهوری اسلامی در آن چه که هم اکنون در خاورمیانه می‌گذرد به اندازه گناه کُشتار بیش از ۴۰ هزار فلسطینی که ۷۰ درصد آن زنان و کودکان بوده‌اند، نیست. ولی به این دلیل نمی‌توان از منافع اقتصادی بورژوازی انگلی در خاورمیانه چشم پوشید و آن‌را رهبر “محور مقاومت” خواند. چنین نقش رومانتیستی به جمهوری اسلامی دادن با داده‌ها و رخ‌دادها هم‌خوانی ندارد.

با این همه، نمی‌توان باور کرد که یک ایران پیش‌رو و سکولار در آینده با جاه‌خواهی‌های کشورهایی مانند اسراییل، ترکیه و عربستان درگیر نشود. هم‌چنین نمی‌توان هم باور کرد که چنین ایرانی از حق خود برای فرمان‌روایی در تنگه هرمز بگذرد و یا خواهان راه زمینی از ایران تا به لبنان و انرژی هسته‌ای نباشد. این هم به دور است که چنین ایرانی برای پاسبانی از منافع ملی ما از ریشه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی ووو برای برپایی اتحادها با دیگر کشورها و گروه‌ها سود نجوید.

ولی آنچه که آشکار است چنین ایرانی به دنبال حل آشتی‌جویانه و صلح‌آمیز تضاد منافع ملی خود با دیگر کشورها است و با تنش‌آفرینی پای نیروهای جنگی امپریالیسم آمریکا را در خلیج فارس باز نخواهد کرد.