از خون اوکراینیها تا منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک؛ چرا غرب عجله‌ای برای پایان جنگ ندارد؟

«مارک روته»، دبیرکل ناتو، اعلام کرد که جنگ اوکراین یک مناقشه منطقه‌ای نیست، بلکه جهانی است و کشورهای مختلف به دقت در حال رصد نتیجه آن هستند تا ببینند آیا روسیه یا غرب پیروز خواهد شد. روته هشدار داد نتیجه این جنگ می‌تواند بر اقدامات چین در منطقه هند-آرام تأثیر بگذارد.

مذاکرات دیپلماتیک برای حل بحران ادامه دارد و آمریکا گفت‌وگوهای صلح را در عربستان سعودی پیش برده است. «دیمیتری پسکوف»، سخنگوی کرملین، تأکید کرد که مسکو همچنان به دنبال راه‌حل سیاسی است و تعلیق حملات به تأسیسات انرژی اوکراین نشان‌دهنده تمایل روسیه به صلح است. «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهور روسیه،با ابراز تمایل به طرح صلح پیشنهادی آمریکا اعلام کرد که هرگونه توافق باید منجر به صلح پایدار شود.

در حالی که اوکراین تاوان این جنگ را با خون می‌پردازد و مردم اروپا با تورم و بحران انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نخبگان حاکم در برلین، پاریس و لندن این جنگ را فرصتی برای تحکیم قدرت امپریالیستی خود می‌دانند—ثابت می‌کنند که برای آن‌ها، «دفاع از دموکراسی» کمتر از منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک اهمیت دارد.

قدرت‌های اصلی اروپایی—به ویژه آلمان، فرانسه و انگلیس—به دلایل استراتژیک و اقتصادی تمایلی به پایان سریع جنگ ندارند. ناتو در سال جاری ۲۰ میلیارد یورو کمک نظامی به اوکراین اختصاص داده است.

آلمان به یکی از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان سلاح برای اوکراین تبدیل شده و صنایع نظامی آن مانند «راینمتال» و «کراوس-مفئی وگمن» سودهای بی‌سابقه‌ای کسب کرده‌اند. فرانسه تحت رهبری ماکرون، با شعار «استقلال استراتژیک اروپا» از این جنگ برای تضعیف روسیه و تقویت نفوذ خود در شرق اروپا استفاده می‌کند. مواضع گاه تهاجمی ماکرون—حتی پیشنهاد اعزام نیروهای ناتو به اوکراین—نشان می‌دهد که فرانسه عجله‌ای برای صلح ندارد.شرکت‌های تسلیحاتی فرانسه (تالس، داسو، نکستر) سود کلانی به دست آورده‌اند. شرکت‌های نظامی انگلیس (BAE Systems، رولز-رویس) قراردادهای میلیاردی بسته‌اند.




Alternative Workers News Iran-no-209-april-2025

Alternative Workers News Iran- No. 209- April 2025




نه به جمهوری اسلامی، نه به تحریم‌های آمریکا: در جستجوی آلترناتیو مردمی

میهن ما، مانند همه کشورها، حق برخورداری از انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز را برای پیش‌رفت خود دارد.

درگیری میان دولت ترامپ و جمهوری اسلامی، تنها یک نبرد سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بل‌که بازتابی از تضادهای ساختاری در نظام سرمایه‌داری جهانی و مناسبات نابرابر قدرت است. امپریالیسم آمریکا به دنبال پاسبانی از سرکردگی  خود در خاورمیانه است و جمهوری اسلامی با این که گفتمان ضدآمریکایی به کار می برد، ولی به دنبال پاسبانی از  ساختار طبقاتی کنونی در حاکمیت است. آن‌چه در این میان قربانی می‌شود، منافع مردم میهن ما است؛ از سرکوب  و سیاست‌های نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی و زیر فشار تحریم‌های آمریکا رنج می‌برند.   

این درگیری نشان می‌دهد هیچ یک از دو سوی این نبرد، نماینده‌ی منافع واقعی توده‌های مردم نیستند. بورژوازی فرمان‌روا در جمهوری اسلامی، چه لایه نظامی آن با سپاه و نهادهای امنیتی و چه در لایه بوروکرات‌های آن در دستگاه دولتی، به دنبال انباشت سرمایه و استواری جایگاه خود در نظام جهانی هستند. دولت ترامپ نیز نه به دنبال آزادی مردم ایران و برپایی یک اقتصاد ملی، بلکه در پی ساختن یک نظام سرسپرده در میهن ما است. 

راه رهایی از این بن‌بست، نه در پشتیبانی از جمهوری اسلامی زیر پرچم «ضدامپریالیستی» است و نه در هم‌راهی با سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ی آمریکا. تنها آلترناتیو واقعی، نبرد طبقاتی  مستقل است؛ رزمی که چشم‌انداز آن نه سازش با ترامپ یا سرسپردگی در برابر خامنه‌ای، بل‌که برپایی یک نظام ملی- دموکراتیک و عدالت‌خواهانه است. 

تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که تنها با سازمان‌دهی مردمی، آگاهی طبقاتی و پیش‌برد یک برنامه‌ی اقتصادی-سیاسی مستقل و ملی آلترناتیو می‌توان از چرخه‌ی ویران‌گر «تحریم و سرکوب» بیرون آمد. جنبش کارگری، زنان، دانشجویان و دیگر گروه‌های زیر ستم باید با درک دیالکتیکی از شرایط کنونی، راهی ضد رژیم ولایت فقیه و دوری از اقتصاد نئولیبرالیستی و ضدامپریالیستی را در  پیش بگیرند. 




چرا حزب سوسیالیست چپ  SV نروژ از انتقاد به ناتو دست برداشته است؟

گروهی از اعضای حزب سوسیالیست چپ (SV) نروژ، در نامه‌ای نگرانی عمیق خود را نسبت به تغییر مواضع حزب در قبال ناتو و سیاست خارجی ابراز می‌کنند. آن‌ها خواستار بازگشت به سیاستی مستقل، ضد جنگ و مبتنی بر گفت‌وگو و صلح هستند.  رهبری حزب برای حضور در دولت، مواضع خود را در مقابل ناتو میانه‌روتر کرد.

این نامه پرسشی مهم را مطرح می‌کند:

حزب صلح کجاست؟

ما امضاکنندگان این نامه، اعضای حزب سوسیالیست چپ (SV) هستیم. در سال ۲۰۲۳، زمانی که کنگره حزب تصمیم گرفت هدف خروج از ناتو را از برنامه خود حذف کند، ما در اقلیت بزرگی بودیم که با آن مخالفت کردیم. اکنون برای کنگره مارس ۲۰۲۵، پیش‌نویسی از برنامه جدید ارائه شده که در آن انتقادات به ناتو تقریباً به‌کلی حذف شده‌اند، به‌جز اشاره‌ای محدود به انتقاد از استراتژی هسته‌ای ناتو.

ما دو سال پیش از رهبری حزب شنیدیم که انتقادات حزب به ناتو هنوز پابرجاست – فقط هدف خروج حذف شده است. اما اگر چنین است، چرا در برنامه جدید، این انتقادات حذف شده‌اند؟ چرا دیگر نمی‌گوییم که ناتو اساساً یک ائتلاف دفاعی نیست؟ یا اینکه گسترش شرقی ناتو به افزایش ناامنی در جهان انجامیده؟ چرا دیگر نمی‌گوییم ناتو ابزاری برای پیشبرد منافع اقتصادی و سیاسی غرب است؟

نگرانی ما فراتر از این است. به‌نظر می‌رسد بسیاری از مواضع، به دلیل تغییر نگرش به ناتو، تضعیف یا حذف شده‌اند. SV زمانی مدافع صلح، راه‌حل‌های دیپلماتیک و ضد امپریالیسم بود. اما حالا چطور؟ آیا باید با تصویر سیاه و سفید واشنگتن از جهان همراه شویم؟ آیا باید با بلوک امپریالیستی غرب علیه رقبایی که آمریکا تعیین می‌کند، هم‌صف شویم؟

ما خواستار حذف حمایت SV از برنامه درازمدت نظامی هستیم. ما با جنگ‌های تجاوزکارانه و عملیات نظامی خارج از منطقه مخالفیم. SV باید خواهان آتش‌بس و مذاکرات واقعی در اوکراین باشد، نه ادامه جنگی نیابتی.




خصومت امپریالیسم امریکا با ونزوئلا

2017رئیس‌جمهور ترامپ روز دوشنبه اعلام کرد که بر کالاهای کشورهایی که از ونزوئلا گاز و نفت خریداری می‌کنند، تعرفه تنبیهی اعمال خواهد کرد.

وی دلیل این تعرفه جدید را “خصومت ونزوئلا با ایالات متحده و آزادی‌ای که ما از آن حمایت می‌کنیم” عنوان کرد. ترامپ همچنین ونزوئلا را متهم کرد که مجرمان و اعضای باندهای جوانان را به آمریکا می‌فرستد.

در سال ۲۰۲۴، ونزوئلا ۵.۶ میلیارد دلار نفت صادر کرد که سه درصد از واردات نفت ایالات متحده را شامل می‌شد. در مقایسه، کانادا ۶۰ درصد از نفت وارداتی آمریکا را با ارزشی معادل ۱۰۶ میلیارد دلار تأمین کرد.

ونزوئلا سال‌ها تحت تحریم‌های آمریکا بوده است. در دوران رئیس‌جمهور پیشین، جو بایدن، نیز تحریم‌هایی علیه ونزوئلا و رئیس‌جمهور این کشور، نیکولاس مادورو، اعمال شد.

این اقدام جدید دولت ترامپ به نظر می‌رسد اقدامی دیگر علیه چین باشد. سال گذشته، روزانه ۳۵۱ هزار بشکه نفت از ونزوئلا به چین صادر شد که بخش بزرگی از تولید ۹۱۰ هزار بشکه‌ای روزانه ونزوئلا بود.

بایدن برخی از تحریم‌های نفتی را در سال ۲۰۲۳ لغو کرد، اما در آوریل ۲۰۲۴ با این ادعا که مادورو شرایط آمریکا برای انتخابات آینده ونزوئلا را رعایت نکرده است، دوباره آن‌ها را برقرار کرد.

با این حال، نفت ونزوئلا از طریق توافقی مخفی که بایدن در سال ۲۰۲۲ تصویب کرد، به شرکت آمریکایی شورون اجازه می‌داد تا نفت را به امریکا بفروشد. اما ترامپ دستور داده است که شورون تمام پروژه‌های خود را تا ۲۷ مه متوقف کند.

کوبا و چین از تحریم‌های جدید آمریکا انتقاد کرده‌اند. رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاز-کانل نوشت: “امپریالیسم تلاش‌های خود را برای خفه کردن اقتصاد ونزوئلا و هدف قرار دادن منابع طبیعی راهبردی این کشور ادامه می‌دهد.”

ونزوئلا با بیش از ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت، بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت خام را در سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) دارد




چپ‌های طرفدار جمهوری اسلامی: حمایت از بورژوازی نظامی به نام “ضد امپریالیسم”

برخی از ”چپ”ها بر این باور هستند که سپاه نقش پیشرو در اقتصاد و سیاست خارجی بازی می‌کند و تنش‌آفرینی آن را در  منطقه را دفاعی پیش‌گیرانه می‌خوانند. این‌ها از ”چپ” و نیروهای میهن‌دوست می‌خواهند که زیر عبای ”ضدامپریالیستی”  خامنه‌ای گرد هم آیند. این دیدگاه از هرگونه واکاوی طبقاتی پرهیز می‌کند و سخنی از ماهیت طبقاتی حاکمیت و اقتصاد نئولیبرالیستی نمی‌گوید.

این گروه‌ها گزینش بورژوازی نظامی در برابر بورژوازی بوروکراتیک و مالی را از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین وظیفه ”چپ” می‌دانند.

این گروه‌های می‌خواهند با بزرگ‌کردن یک رویداد یا یک سوی یک پدیده پیچیده، درستی سیاست سربزیری و زیر سایه بورژوازی ماندن را به ما نشان دهند. آن‌ها فراموش می‌کنند که اگر کنکاش درباره داده‌ها و دریافت‌ها بخواهد از منطق روزمره به منطق دیالکتیکی فراروید، باید تک‌رویدادها را در پیوند با یکدیگر و با پیرامون خود و در زمینه کلیت آن پدیده و در روند تاریخی آن بررسی کرد. بدین‌گونه، دیدن یک روی یک پدیده یا نمای برونی آن، سرشت درونی آن را آشکار نمی‌کند. راستش این است که حاکمیت با همه شعارهای ضد امپریالیستی خود، یک دیکتاتوری دینی است که با خصوصی‌سازی‌های گسترده، سیاست‌های نئولیبرالیستی و انباشت پول در دستان بورژوازی انگلی به پیاده کردن ددمنشانه‌ترین گونه سرمایه‌داری پرداخته است. وابستگی رژیم به سرکوب و افزایش نابرابری اقتصادی بخش‌های بزرگی از مردم، مانند کارگران، دانشجویان و گروه‌های پیرامون نشین، را از پایگاه اجتماعی حاکمیت به دور کرده‌است و مشروعیت آن را کاهش داده‌است.

ساختار طبقاتی جمهوری اسلامی دربرگیرنده بورژوازی نظامی، بورژوازی بوروکراتیک، بورژوازی تجاری و بورژوازی مالی است که اقتصاد کشور را در چنگ خود دارند. این ساختار پیچیده، اقتصاد ایران را به اقتصاد جهانی وابسته کرده و تولید داخلی را نابود کرده است. بورژوازی نظامی با اقتصاد “سپاهی” و بورژوازی بوروکراتیک در دستگاه دراز دولتی در هم تنیده شده و یک شبکه بزرگ رانت‌خواری و فساد آفریده‌اند.




زلنسکی مانع صلح؛ هشدار سرهنگ مک‌گرگور درباره فروپاشی ناتو و بازآرایی ژئوپلیتیک جهانی

داگلاس مک‌گرگور سرهنگ سابق آمریکایی و مفسر نظامی در مصاحبه انتقادی با گلن دیسن دانشمند علوم سیاسی نروژی، تحلیل تیره از جنگ روسیه و اوکراین ارائه می‌دهد و از جهانی در آستانه بازآرایی ژئوپلیتیکی سخن می گوید. او معتقد است اگرچه نشانه‌های امیدوارکننده‌ای در مذاکرات پشت پرده بین آمریکا و روسیه در ریاض وجود دارد، اما بن‌بست ناشی از اقدامات زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین است. مک‌گرگور زلنسکی را چهره‌ای غیرقابل اعتماد توصیف می‌کند که اصرار بر خواسته‌های غیرواقع‌بینانه‌ای مانند بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ، او را به مانعی غیرقابل عبور برای هرگونه راه‌حل تبدیل کرده است.   

او به نقض مکرر آتش‌بس‌ها توسط زلنسکی، حملات به زیرساخت‌های انرژی روسیه، به عنوان عدم اعتمادپذیری و عدم کنترل او بر نیروهای نظامی اشاره می‌کند. به گفته مک‌گرگور، این اقدامات باعث شده آمریکا و روسیه برکناری او را شرط پیشرفت بدانند. او پیشنهاد می‌کند که یک دولت موقت در اوکراین تحت نظارت سازمان ملل تشکیل شود تا انتخابات عادلانه‌ای در غرب اوکراین برگزار و ثبات سیاسی ایجاد شود. این دولت موقت اوکراینی می‌تواند بی‌طرف و باثبات باشد که دیگر نقطه اصطکاک شرق و غرب نباشد.   

او به رد روایت‌هایی می‌پردازد که پوتین را تهدیدی توسعه‌طلب برای اروپا نشان می‌دهند. او خواستار رویکردی عمل‌گرایانه است که پیچیدگی‌های وضعیت را درک کرده و به کاهش تنش اولویت دهد. 

او هشدار می‌دهد که مداخله نظامی بریتانیا و فرانسه می‌تواند آلمان و اروپا را به جنگ بکشاند. به گفته او، آمریکا باید از حمایت از چنین مداخله‌ای خودداری کند تا از فاجعه جلوگیری شود. مک‌گرگور فروپاشی ناتو و اتحادیه اروپا را پیش‌بینی می‌کند و به نبود دیدگاه استراتژیک مشترک، اختلاف منافع کشورهای عضو و بی‌ثباتی اقتصادی فزاینده در قاره اشاره می‌کند.

مک‌گرگور این جنگ را محرکی برای نظم چندقطبی جدید توصیف می‌کند و بازتعریف روابط آمریکا با اروپا و ظهور همکاری‌های منطقه‌ای را پیش‌بینی می‌نماید.




اردوغان استان هاتای سوریه و تبریز ما را مال ترکیه می داند ولی از کنترل شهرهای خود ترکیه عاجز است

در یک موج گسترده از سرکوب سیاسی، دولت ترکیه به رهبری اردوغان صدها نفر از اعضای احزاب مخالف، از جمله چهره‌های برجسته‌ای مانند اکرم امام‌اوغلو، شهردار استانبول و نامزد احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، را بازداشت کرده است. این اقدامات با اتهامات مبنی بر حمایت از گروه‌های کرد، به ویژه حزب کارگران کردستان (PKK)، همراه بوده و اعتراضات گسترده‌ای را در شهرهای مختلف ترکیه به دنبال داشته است. 

بیش از ۳۰۰ فعال سیاسی از احزاب مختلف، از جمله حزب دموکراتیک خلق‌ها (HDP) که از حقوق کردها دفاع می‌کند، نیز بازداشت شده‌اند. 

حزب عدالت و توسعه (AKP) اردوغان و متحدانش این بازداشت‌ها را بخشی از مبارزه با تروریسم عنوان کرده‌اند، اما مخالفان معتقدند این اقدامات یک سرکوب سیستماتیک برای حذف رقبای سیاسی پیش از انتخابات آینده است. 

بازداشت مخالفان باعث شد صدها هزار نفر در شهرهای بزرگی مانند استانبول، آنکارا و ازمیر به خیابان‌ها بیایند. در برخی تجمعات، شمار معترضان به نیم میلیون نفر نیز رسید. نیروهای امنیتی با گاز اشک‌آور، باتوم و گلوله‌های پلاستیکی به شدت با تظاهرکنندگان برخورد کردند. 

این سرکوب‌ها بلافاصله پس از دو تحول مهم منطقه‌ای صورت گرفته است

توافق ترکیه با گروه‌های کرد سوریه: ترکیه نقش کلیدی در مذاکره بین نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دولت موقت سوریه برای خلع سلاح کردها داشت.  اعلام آتش‌بس از سوی عبدالله اوجالان: رهبر زندانی PKK اخیراً خواستار آتش‌بس شده، اما دولت ترکیه همچنان به عملیات نظامی علیه کردها در عراق و سوریه ادامه داده است. 

برخی تحلیلگران معتقدند اردوغان با حذف مخالفان داخلی، می‌خواهد از تأثیرگذاری جنبش‌های کردی بر سیاست ترکیه جلوگیری کند.

حزب کمونیست حمایت خود را از اعتراضات گسترده در استانبول و سایر شهرها اعلام کرده است و آنها را پاسخی مشروع به سرکوب دولت می داند. حزب خواستار یک جبهه متحد کارگران، دانشجویان و نیروهای چپ علیه سیاست های اردوغان هستند.