کوبا سوسیالیست می ماند

دهه ۱۹۹۰ دوره‌ای تاریک برای نیروهای سوسیالیستی و جنبش کمونیستی بین‌المللی بود. سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اروپای شرقی شکست خورد و این موضوع بسیاری را دچار ناامیدی و سردرگمی کرد.
امپریالیست‌ها و ضد کمونیست‌ها این اتفاق را به عنوان “شکست سوسیالیسم” جشن گرفتند. با این حال، کوبا همچنان به پایبندی به سوسیالیسم ادامه داد. فیدل کاسترو بارها گفت که این شکست، شکست سوسیالیسم نبود، بلکه ناشی از انحراف و فرصت‌طلبی بود. او تأکید کرد که سوسیالیسم علمی و استوار است و تنها باید بر اساس اصول واقعی آن به پیش برده شود. کاسترو همچنین نقدی جدی بر همکاری طبقاتی و اصلاحات تحت نظام سرمایه‌داری داشت و آن‌ها را برای طبقه کارگر بی‌فایده می دانست. او بر اهمیت تکیه بر اراده مردم تأکید می کرد و معتقد بود که سوسیالیسم واقعی ی که بر پایه اراده و قدرت توده‌ها بنا شده در نهایت به پیروزی خواهد رسید.




جامعه طبقاتی و دموکراسی

در جامعه طبقاتی، دموکراسی به معنای راستین آن نمی‌تواند ریشه بدواند. سیاست‌های پارلمانی کشورهای سرمایه‌داری کم‌وبیش به سود طبقه‌های فرمان‌روا پیاده می‌شود.

گام گذاشتن یک حزب سوم، به ویژه با دیدگاهی سوسیالیستی در دنیای سیاست امریکا بی‌اندازه دشوار است. آن چه که روشن است با شرکت در انتخابات آمریکا نمی‌توان دگرگونی‌های ریشه‌ای به سود طبقه‌های رنجبر و لایه‌های تنگ‌دست فراهم کرد. تنها راه دگرگونی، سازمان‌دهی جنبش‌های مردمی و نیرومندتر کردن دموکراسی شورایی از پایین و پدید آوردن یک دیدگاه سوم با سیاست مستقل کارگری است.

البته این به دین معنا نیست که دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان با هم‌یک‌سان هستند. باید با تحلیل مشخص از شرایط مشخص زمان به بررسی این ناهم‌سانی‌ها پرداخت. در زمانی که دموکرات‌ها در چهار سال گذشته جهان را تا مرز جنگ اتمی کشانده‌اند، اگر ترامپ و دست‌یارانش به گفته‌های انتخاباتی خود در باره‌ی صلح وفادار بمانند و به پیاده‌کردن آن بپردازند، برای صلح جهانی به‌تر است. افزون بر این، در نبود یک دیدگاه نیرومند سوسیالیستی، حزب جمهوری‌خواه به رهبری ونس توانست بخش بزرگی از طبقه‌کارگر را به سوی برنامه‌های اقتصادی خود بکشاند.

انجام سیاست‌های ضدجنگی جمهوری‌خواهان وابسته به برایند درگیری درونی لایه‌های گوناگون بورژوازی در در دست‌گاه فرمان‌دهی امپریالیسم امریکا و کارایی فشار صلح‌خواهان از پایین است. نیروهای پیش‌رو می‌توانند با سازمان‌دهی کارگران و رنج‌بران از پایین به دولت ترامپ برای پیاده کردن پیمان‌های خود به طبقه‌کارگر فشار بیاورند. این پیروزی هم بستگی به برایند نبرد طبقاتی از پایین دارد.
نباید از یاد برد که تضاد میان لایه‌های گوناگون بورژوازی در امریکا، یک تضاد آشتی‌پذیر است و آن‌ها هرگاه که از پایین از سوی جنبش‌های مردمی زیر فشار باشند و یا احساس کنند که باد تاریخ به بادبان بریکس برای برپایی یک جهان چندقطبی می‌دمد، دوباره با هم دوستی خواهند کرد.




تظاهرات آلمانی ها علیه جنگ طلبی

جنگ طلبان اروپا می خواهند جهان را به آتش بکشانند. امپریالیسم غرب تمام تلاش خود را برای حفظ هژمونی و علیه چندقطبی شدن جهان به کار می برد.

تظاهرات، سه‌شنبه 12 نوامبر، ساعت 16:00، Ballindamm، مقابل Europa-Passage

مجلس هامبورگ تصمیم گرفته است تا روز 12 نوامبر، 69مین سالروز تأسیس ارتش آلمان (بوندس‌ور) را جشن بگیرد. ما معتقدیم که هیچ چیزی برای جشن گرفتن وجود ندارد!

وزیر دفاع آلمان، پیستوریوس، قصد دارد آلمان را دوباره جنگ‌طلب کند و میلیاردها یورو به تسلیحات اختصاص دهد. این پول می‌تواند برای حل مشکلات اجتماعی مانند نابرابری در آموزش، سیستم بهداشتی ناکافی، بلایای طبیعی، کار غیرمستمر، فقر، و مشکلات زیرساختی هزینه شود. نیاز به تغییرات اساسی است — باید **آماده صلح باشیم، نه جنگ!**

نظامی‌سازی بیشتر جامعه، امنیت بیشتری به همراه نمی‌آورد! تقویت تسلیحات و استقرار موشک‌های جدید آمریکا در آلمان خطرات جنگ را افزایش می‌دهد و زندگی همه ما را تهدید می‌کند. شهردار چنتشر اعلام کرده که بندر هامبورگ می‌تواند توسط ناتو برای حمل و نقل نیرو و تجهیزات مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، در DESY هامبورگ همکاری با دانشمندان روسی قطع شده و حالا قرار است تحقیقات نظامی در این مرکز آغاز شود.

سال‌هاست که ارتش آلمان و تسلیحات آن در جنگ‌های جهانی مشارکت دارند، به ویژه برای منافع ایالات متحده. نقطه اوج این خیانت به صلح، موافقت صدر اعظم با استقرار موشک‌های میان‌برد در آلمان در سال 2026 است که می‌تواند به صورت متعارف یا هسته‌ای مسلح شود.

ما خواهان رعایت قانون اساسی آلمان، قانون اساسی هامبورگ و حقوق بین‌الملل هستیم! استقرار موشک‌های تهاجمی علیه روسیه در آلمان، زندگی همه ما را به خطر می‌اندازد!




پیروزی دیپلماتیک کوبا بر امپریالیسم امریکا

کوبا در نبرد دیپلماتیک دیگری با ایالات متحده پیروز شده است، زیرا ۱۸۷ کشور در مجمع عمومی سازمان ملل به قطعنامه‌ای رأی دادند که خواستار لغو تحریم‌های اقتصادی، مالی و تجاری آمریکا علیه کوباست. تنها ایالات متحده و اسرائیل با این قطعنامه مخالفت کردند. برای ۳۲ سال، ایالات متحده از لغو طولانی‌ترین تحریم در تاریخ، که برای بیش از ۶۰ سال بر کوبا اعمال شده است، امتناع کرده است. این سیاست و دیگر تحریم‌های آمریکا که بیش از ۴۰ کشور را هدف قرار داده‌اند، منجر به مشکلات اقتصادی، کمبود نیازهای اساسی و افزایش فقر در میان مردم عادی شده‌اند.

انقلاب کوبا پس از سال ۱۹۵۹ یک دولت رفاه سوسیالیستی قوی با تأکید بر بهداشت، آموزش و امنیت اجتماعی ایجاد کرد. با این حال، تحریم‌های ایالات متحده همچنان این پیشرفت‌ها را تضعیف می‌کنند، به ویژه در کشورهایی مانند ونزوئلا که تلاش کرده‌اند فقر را کاهش داده و بی‌سوادی را ریشه‌کن کنند. ونزوئلا با همکاری کوبا تلاش‌های بین‌المللی را برای مبارزه با این تحریم‌ها و ترویج جبهه بین‌المللی ضد فاشیستی برای مقابله با رشد افراط‌گرایی راست‌گرا در جهان رهبری کرده است. گردهمایی‌های اخیر در ونزوئلا نشان‌دهنده این تلاش‌ها برای اتحاد علیه فاشیسم، امپریالیسم و سیاست‌های ملی‌گرایانه افراطی است. نشریه کوبایی گرنما به شباهت‌های مبارزات کنونی و نبرد اسپانیا علیه فاشیسم در دهه ۱۹۳۰ اشاره کرده و بر ضرورت ایجاد یک جبهه متحد برای حفظ کرامت انسانی و حقوق بشر در سراسر جهان تأکید دارد.




پایان سرکردگی امپریالیسم امریکا

به گفته گراهام آلیسون، کارشناس روابط بین‌الملل در دانشگاه هاروارد، پس از فروپاشی شوروی، ایالات متحده توانست جهان را تحت سلطه خود درآورد. اما اکنون، چین از نظر تولید ناخالص داخلی با 31.2 تریلیون دلار از آمریکا پیشی گرفته و دیگر کشورها نیز در حال افزایش قدرت اقتصادی خود هستند. بر اساس داده‌های «کتاب حقایق جهانی سیا»، گروه 7 (آمریکا، ژاپن، آلمان و…) اکنون کمتر از گروه کشورهای غیر G7 از جمله چین، هند و روسیه تولید ناخالص داخلی دارند.

این تغییرات قدرت اقتصادی تأثیرات زیادی بر دیپلماسی و امنیت جهانی گذاشته است. آمریکا دیگر نمی‌تواند خواسته‌های خود را بر کشورهای مختلف تحمیل کند، به ویژه در بحران اوکراین که نتواسته اقتصاد روسیه را فلج کند. جهان اکنون به دو گروه تقسیم شده است: گروه A که خواسته‌های آمریکا را قبول می‌کند و گروه B که مخالف این خواسته‌ها است. در همین راستا، برخی کشورها خواستار اجرای «پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز» شدند که شامل احترام به حاکمیت، عدم مداخله و همزیستی مسالمت‌آمیز می‌شود.

مسائل عمده‌ای مانند بحران اوکراین، جنگ غزه و تنش تایوان هنوز قابل حل هستند، اما شرط اصلی آن این است که کشورهای بزرگ از سیاست‌های تهاجمی خود دست بردارند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که افکار عمومی امریکا چین را تهدید بزرگتری نسبت به روسیه برای آمریکا می داند. در نهایت، اگر کشورهای غیر G7 بتوانند این اصول را بپذیرند، احتمال رسیدن به صلح و رفاه جهانی بیشتر خواهد شد، اما آمریکا ممکن است همچنان مانع این روند باشد.




انتقاد Maxim Goldarb رهبر چپگرایان اوکراین از اتحادیه سوسیالیستی بین‌المللی برای عدم واکنش به سرکوب چپگرایان در اوکراین

نویسنده اوکراینی، به نمایندگی از چپ‌گرایان اوکراین، نامه‌ای به اتحادیه سوسیالیستی بین‌المللی (Socintern) نوشته و از سایت *NachDenkSeiten* خواسته آن را منتشر کند. در این نامه، نویسنده به بازگشت به اصول سوسیالیستی و سوسیال‌دموکراتیک رهبران برجسته‌ای مانند اولوف پالمه و ویلی برانت فراخوانده و از عدم حمایت از سازمان‌ها و فعالان چپ‌گرای اوکراین که تحت فشار و سرکوب دولت قرار دارند، انتقاد کرده است. نویسنده فهرستی از موارد دستگیری، شکنجه و قتل فعالان چپ‌گرای اوکراینی از سال 2022 به بعد را ارائه می‌دهد.

اتحادیه سوسیالیستی بین‌المللی، متشکل از بیش از 150 حزب سوسیالیستی و سوسیال‌دموکراتیک از 126 کشور، به رهبری پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، اخیراً در نشست‌هایی در امریکا گرد هم آمد. این اتحادیه تاریخچه‌ای طولانی و تأثیرگذار در سیاست جهانی دارد، اما در مقابل وضعیت چپ‌گرایان اوکراینی که تحت فشار قرار دارند، سکوت کرده است.

 نویسنده از اتحادیه سوسیالیستی بین‌المللی خواسته است که به سرکوب چپ‌گرایان اوکراینی واکنش نشان دهند. او با اشاره به بی‌توجهی به درخواست‌های مکرر خود، از سکوت اتحادیه در برابر نقض حقوق بشر و سرکوب‌های جاری در اوکراین انتقاد می‌کند و بر ضرورت همبستگی واقعی چپ‌گرایان جهانی تأکید می‌کند.

ماکسیم گلدرب می نویسد: احزاب چپ اوکراین، به ویژه اتحادیه نیروهای چپ اوکراین، صرفا به دلیل حمایت از صلح، توقف فوری خصومت ها و آغاز مذاکرات صلح ممنوع شدند. زیرا آنها از فساد فاجعه بار، از اوج نئونازیسم در کشور، از نابودی اقتصاد ملی و غنی سازی الیگارش ها و مقامات نزدیک به رئیس جمهور شکایت داشتند. پس همبستگی جهانی و حمایت متقابل چپ که اغلب در کنگره های انترناسیونال سوسیالیستی از آن صحبت می شود چیست؟ “همبستگی”، “آزادی” و “عدالت” که شما اعلام می کنید کجاست؟ یا اینکه این فقط در مورد اعضای انترناسیونال سوسیالیستی صدق می کند، و سایر احزاب چپ نیز شامل نمی شوند؟ اعتراضات همبستگی انترناسیونال سوسیالیستی با ما کجاست؟




اعتصاب کارگران حمل و نقل در دهلی

اعتصاب کارکنان BEST در بمبئی بر سر عدم پرداخت پاداش دیوالی، مشکلات جدی سیستم حمل‌ونقل عمومی را نمایان کرد. این اعتصاب که روز یکشنبه در انبار مغاثانه بوروالی آغاز شد، به دلیل اعتراض به تأخیر در پرداخت پاداش‌ها، باعث اختلالات زیادی در خدمات حمل‌ونقل عمومی شهر شد. پس از مذاکرات شدید، شهرداری بمبئی (BMC) وارد عمل شده و مبلغ 75 تا 80 کرور روپیه را برای پرداخت پاداش‌ها اختصاص داد، که هر یک از 26 هزار کارمند BEST اکنون پاداشی معادل 29 هزار روپیه دریافت خواهند کرد.

با این حال، اعتصاب منجر به اختلالات گسترده در حمل‌ونقل عمومی شد، به ویژه در حومه غربی بمبئی، و موجب تأخیر در خدمات به بیش از 33 میلیون مسافر روزانه شد. در کنار این بحران، کمبود شدید اتوبوس‌ها به مشکلی بزرگ‌تر تبدیل شده است. تعداد اتوبوس‌های موجود به کمتر از 3 هزار رسیده و تحویل اتوبوس‌های جدید با تأخیر مواجه است. همچنین، حکم دادگاه بمبئی که به نفع پیمانکار 250 اتوبوس مینی‌باس صادر شد، باعث کاهش بیشتر ناوگان و افزایش شکاف‌های خدماتی در شهر شد.

بحث‌ها در مورد آینده خدمات حمل‌ونقل عمومی بمبئی نیز شدت گرفته است. کارشناسان بر لزوم افزایش تعداد اتوبوس‌ها به 10 هزار دستگاه تأکید دارند، در حالی که تعداد اتوبوس‌های موجود به سختی به 3 هزار دستگاه می‌رسد. فعالان اجتماعی و گروه‌های مدنی خواهان مالکیت عمومی و سرمایه‌گذاری در ناوگان اتوبوس‌های BEST هستند تا اطمینان حاصل کنند که این سرویس برای تمامی شهروندان قابل اعتماد و مقرون‌به‌صرفه باقی بماند.




پای‌گاه اجتماعی دو حزب بزرگ بورژوازی در امریکا

پای‌گاه اجتماعی هریس بخش بزرگی از لایه‌های میانی، دانشگاهیان، کارمندان بالا و میانی دولتی است. پای‌گاه اجتماعی هریس، کارمندان شهری، هواداران کورتاژ، هواداران محیط زیست، ضدراسیست، روشن‌اندیشان و کسانی که دیدگاه اخلاقی و اجتماعی پیش‌رو دارند، ولی چندان دشواری و نگرانی اقتصادی ندارند، بودند.

هیچ کسی به‌تر از برنی سندرز در این باره سخن نگفت. سندرز پس از شکست هریس گفت که پس از آن که حزب دموکرات طبقه کارگر را رها کرده‌است، هم اکنون دریافته است که طبقه کارگر هم آن را رها کرده ‌ست.

او افزود که مردم از شرایط کنونی ناخشنود هستند و رهبری دموکرات از این شرایط دفاع کرد، و همین کار مردم آمریکا را که خواهان دگرگونی هستند را خشم‌گین کرد. سندرز می‌پرسد آیا “سودهای کلان و مشاوران پُردرآمد که حزب دموکرات را کنترل می‌کنند، درد و بیگانگی سیاسی را که ده‌ها میلیون آمریکایی دچار شده‌اند، درک خواهند‌کرد؟ او گفت: “آیا ما می‌توانیم با الیگارشی نیرومندی که این همه توان اقتصادی و سیاسی دارد درگیر شویم؟ شاید نه”.

پای‌گاه اجتماعی ترامپ بخشی از طبقه کارگر سفید‌پوست، فراموش‌شدگان جامعه و همه‌ی آن‌هایی که با نخبگان و از مابهتران دشمنی دارند، است. ترامپ از پشتیبانی طبقه کارگر سفید، به ویژه آن‌هایی که در جاهای دورافتاده زندگی می‌کنند، برخوردار است. یاری از آن‌ها از جهانی شدن، صنعت‌زدایی و کاهش کارهای تولیدی زیان فراوان دیده‌اند. سیاست‌های ترامپ در باره‌ی “نخست آمریکا”، سخت‌گیری او در باره‌ی دادوستد با چین، و ناسازگاری او با برخی دادوستدهای آزاد جهانی در میان این گروه‌ها طنین‌انداز شده‌است.

به زبان دیگر، هنگامی که دموکرات‌ها به طبقه‌کارگر پشت کرده‌اند، از آن جایی که گام گذاشتن یک دیدگاه سوم در پهنه سیاست امریکا، اگر نگوییم ناشدنی، بل‌که بی‌گمان بی‌اندازه دشوار است، جمهوری‌خواهان دردهای این طبقه را به زبان آورده‌اند.