کارزار سه ‌شنبه‌های نه به اعدام

2025 مارچ 25

  به دار آویختن بیش از ۱۱۵۰ زندانی محکوم به اعدام در سال ۱۴۰۳ کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام” در نخستین هفته‌ی سال ۱۴۰۴، آمار اعدام‌های سبعانه‌ی حکومت اعدامی در سال ۱۴۰۳ را به این شرح اعلام می‌کند: در سال ۱۴۰۳، بیش از ۱۱۵۰ زندانی محکوم به اعدام، از جمله ۳۸ زن، به دار آویخته شدند. از میان آنان، ۱۳۵ نفر از هم‌وطنان بلوچ و ۱۰۴ نفر از هم‌وطنان کُرد بودند. همچنین ۵ زندانی سیاسی–عقیدتی اعدام و ۸ تن از زندانیان در ملأ عام، به شیوه‌ای قرون‌وسطایی، حلق‌آویز شدند.

لازم به ذکر است که حدود ۸۵ درصد از اعدام‌های سال ۱۴۰۳ در دوران “ریاست‌جمهوری” پزشکیان صورت گرفته است. این خود نشان می‌دهد که جناح‌های این حکومت در کشتار و اعدام مردم ایران هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. ما، اعضای کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”، متحد و یک‌صدا و با تمام توان، در برابر حکم ضدانسانی اعدام ایستاده‌ایم و از تمامی احزاب، سازمان‌ها، تشکل‌ها و فعالان سیاسی، حقوق بشری، مدنی، صنفی، دادخواهان و… که دغدغه‌ی “حق حیات و حقوق بشر” و مخالفت با اعدام دارند، می‌خواهیم که در سال جدید اقدامات عملی و مؤثرتری برای مقابله با اعدام انجام دهند؛ به امید اینکه سال ۱۴۰۴، سال پایان سرکوب و اعدام و آغاز آزادی برای ایران باشد.

کارزار “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”، در شصت‌ویکمین هفته‌ی خود، روز سه‌شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴، در ۳۸ زندان زیر دست به اعتصاب غذا خواهد زد: زندان اوین (بند زنان، بند ۴ و ۸)، زندان قزل‌حصار (واحد ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان تهران بزرگ، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اراک، زندان خرم‌آباد، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بم، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان جوین، زندان مشهد، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند زنان و مردان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، و زندان کامیاران. هفته‌ی شصت‌ویکم سه‌شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴




همگرایی سیاسی- اقتصادی روسیه و چین؛ آیا روسیه تابع چین است؟

همزمان با تعمیق روابط روسیه و چین، گفتمان پیرامون این رابطه شدت می‌گیرد. پیوندهای سیاسی میان دو کشور مستحکم‌تر شده و همسویی در مسائل جهانی، از اوکراین تا اصلاح نهادهای بین‌المللی، این اتحاد را تقویت کرده است. اما در همکاری‌های اقتصادی، نگرانی از وابستگی بیش‌ازحد روسیه به پکن مطرح است.

این نگرانی با رشد چشمگیر تجارت دوجانبه مرتبط است. در سال ۲۰۲۱، چین ۱۸ درصد از تجارت روسیه را تشکیل می‌داد و این رقم تا پایان ۲۰۲۴ به ۳۴ درصد رسید. چین ۴۱ درصد از واردات و ۳۰ درصد از صادرات روسیه را تشکیل دهد.  

این افزایش همزمان با کاهش شدید تجارت با اتحادیه اروپا رخ داده است. تجارت روسیه، نشان‌دهنده بازتنظیم جغرافیای اقتصادی این کشور با هند، ترکیه و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز در حال رشد است.  

نگرانی‌ها درباره تبدیل شدن روسیه به “برادر کوچک اقتصادی” چین با واقعیت‌های تجاری همخوانی ندارد. روسیه مازاد تجاری با چین دارد، امری که در میان شرکای پکن نادر است. ادعای وابستگی تابع‌گونه بیشتر بر تصور اشباع بازار روسیه از کالاهای چینی استوار است. در صنعت خودرو، برندهای چینی جایگزین شرکت‌های غربی شده‌اند، اما دولت روسیه در حال تقویت تولید داخلی و جذب برندهای ژاپنی و کره‌ای است.

سرمایه‌گذاری‌های چین نیز محتاطانه بوده است. از ۸۰ پروژه دوجانبه، تنها ۵۰ مورد عملیاتی شده‌اند. نکته مهم‌تر این است که چین علاقه‌ای به کسب سهام کنترلی در بخش‌های منابع طبیعی روسیه نشان نداده و همچنین به‌دنبال ورود به صنایع پیشرفته نبوده است.  این احتیاط ناشی از نگرانی از تحریم‌های ثانویه است. برای مقاوم‌سازی روابط اقتصادی، توسعه سیستم‌های مالی موازی، مسیرهای لجستیکی قابل‌اعتماد و توافقنامه تجارت آزاد ضروری است.

برای آنکه روابط اقتصادی روسیه و چین مقاوم‌تر و کمتر آسیب‌پذیر شود، بهبودهای ساختاری سیستم‌های مالی موازی برای مقاومت در برابر تحریم‌ها، ایجاد مسیرهای لجستیکی قابل‌اعتماد، گسترش مناطق همکاری فرامرزی ضروری است.




توافق شکننده: آتش‌بس محدود یا پیروزی دیپلماتیک روسیه؟

test

روسیه، با استفاده از یک ماه دیپلماسی فشرده، توانست اولین توافق رسمی بین روسیه و اوکراین را با میانجی‌گری ایالات متحده به دست آورد. این توافق، که در حال حاضر محدود به کاهش درگیری‌ها است، شامل آتش‌بس ۳۰ روزه در دریای سیاه و توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی می‌شود.

نکته قابل توجه این است که بازیگران اروپای غربی در این مذاکرات غایب بوده‌اند و مذاکرات مربوط به مرحله دوم، که شامل نیروهای حافظ صلح از فرانسه و بریتانیا بود، متوقف شده است.

در عوض، روسیه از این مذاکرات برای گرفتن امتیازات مهم از دولت ترامپ استفاده کرده است، از جمله دسترسی مجدد به بازارهای کشاورزی جهانی. آمریکا اکنون کاهش تحریم‌های بانک روس‌الخوز، صادرکنندگان مواد غذایی و کود روسی، و دسترسی کشتی‌های روسیه به بنادر بین‌المللی را در دستور کار قرار داده است.

آتش‌بس انرژی نیز به نفع مسکو است، زیرا اوکراین خواستار گسترش آن به تمام زیرساخت‌های حیاتی بود، اما نسخه نهایی تنها شامل اهداف مرتبط با انرژی است.

این توافق شکننده است و تفاسیر متفاوت از آن، امکان لغو آن را برای هر طرف فراهم می‌کند. در حال حاضر، نبرد بر سر روایت آغاز شده است، زیرا هر دو طرف تلاش می‌کنند تا طرف مقابل را ناقض توافق نشان دهند.

ترامپ اهداف بزرگ‌تری دارد، از جمله تضعیف اتحاد روسیه و چین، که ممکن است موضع او را نسبت به مسکو تعیین کند. مرحله بعدی، توافق بر سر منابع زیرزمینی اوکراین است که مورد توجه ویژه آمریکا قرار دارد.

به نظر می‌رسد که روسیه با استفاده از تاکتیک‌های هوشمندانه و بهره‌برداری از اختلافات بین طرف‌های غربی و اوکراین، توانسته است امتیازات قابل توجهی را در این توافق به دست آورد. این توافق، که در ابتدا به عنوان یک آتش‌بس محدود مطرح شد، اکنون به ابزاری برای کاهش تحریم‌ها و تقویت موقعیت روسیه در عرصه بین‌المللی تبدیل شده است.




استراتژی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی: فشار حداکثری بدون جنگ مستقیم

هدف ایالات متحده، وادار کردن ایران به سرسپردگی، کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، پشتیبانی نکردن از گروه‌های منطقه‌ای (مانند حزب‌الله و حماس) و هم‌سویی سیاست خارجی ایران با منافع آمریکا است. این استراتژی، بازتاب خواست طبقه فرمان‌روای  آمریکا برای از میان بردن هرگونه چالش علیه هژمونی خود است.

در فوریه نتانیاهو تنها در باره ی جنگ اسرائیل در غزه و افزایش فشار بر ایران با ترامپ گفت‌وگو کرد. با این همه، ترامپ از پشتیبانی یورش اسرائیل به ایران خودداری کرده و به جای آن از گفت‌وگو با افزایش فشار اقتصادی سخن گفت. نتانیاهو ناکام به اسرائیل بازگشت ولی از نقشه خود دست بر نداشت.

ترامپ نگران پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی یک جنگ بزرگ با ایران است. به گزارش اسپوتنیک‌نیوز پوتین و ترامپ در باره ی ایران با هم گفت‌وگو کردند. پوتین به ترامپ گفت که ایران تهدیدی برای اسرائیل نیست و سخنان اسرائیل درباره برنامه هسته‌ای ایران بی‌پایه است.

ترامپ نماینده‌ی بورژوازی بخش فن‌آوری و صنعتی و انحصارهای نفتی- گازی راست‌گرایانه است که با کاهش مالیات شرکت‌ها، و جلوگیری از پیش‌رفت اقتصادی چین به میدان آمده‌است. در دولت کنونی ترامپ بورژوازی نظامی به رهبری انحصارهای جنگ افزارسازی به اندازه دو لایه دیگر بورژوازی نیرومند نیست. لایه‌های بورژوازی در حاکمیت کنونی امریکا جنگ‌خواه نیستند و در برابر بورژوازی نظامی بسیار بزرگ‌تر هستند. تسلا، اکسان موبیل و شورون ۱۵ بار بزرگتر از لاکهید هستند. دولت ترامپ می‌خواهد که هزینه‌های دولتی هنگفتی که برای جنگ‌هایی که مستقیم با امنیت امریکا در پیوند نیست را کاهش دهد. تا ان‌جایی که بورژوازی نظامی با فروش جنگ‌افزارها اقتصاد امریکا را پرتوان می کند دولت ترامپ پشتیبان آن است ولی برای سودورزی بورژوازی نظامی امریکا هزینه جنگ‌افروزی در گوشه وکنار جهان را نمی خواهد بر دوش بگیرد. این هزینه‌ها باید برای صنعتی سازی و نبرد با پیش‌رفت اقتصادی چین به کار برده‌شود. 




 در محکومیت تنش‌های قومی در ارومیه و دفاع از تمامیت ارضی و وحدت خلق‌های ایران

ما نقشه‌های تمام جدایی‌طلبان فرصت‌طلب که از سوی عوامل جمهوری اسلامی و یا وابستگان به امپریالیسم تحریک شده‌اند را محکوم می‌کنیم و از تمامیت ارضی میهن‌مان دفاع می‌کنیم. ما هرگونه حرکت قوم‌گرایانهٔ افراطی، چه در قالب پان‌ترکیسم، شوونیسم کرد و چه پان‌فارسیسم، را محکوم می‌کنیم و بر حق تمام خلق‌ها برای زندگی آزاد و برابر در چارچوب ایرانِ متحد و مستقل تأکید داریم.

ایران سرزمینی است با تنوعی غنی از خلق‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مذاهب که قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند. اما امروز، سیاست‌های امت‌پرور تبعیض‌آمیز حکومت جمهوری اسلامی و تحریکات وابستگان به امپریالیسم، وحدت ملی ما را تهدید می‌کند. ما خواستار خودمختاری دموکراتیک خلق‌ها در چارچوب ایران واحد، توسعهٔ همهٔ مناطق، و برچیدن هرگونه تبعیض بین خلق‌ها هستیم.

تاریخ مبارزات انقلابی ایران نشان داده است که فرزندان دلیر خلق‌های کرد، آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر خلق‌های این سرزمین، همواره در صفوف چپ و جنبش‌های مترقی، دوش‌به‌دوش برای آزادی، عدالت اجتماعی و تمامیت ارضی ایران جنگیده‌اند. ما همواره بر این باور بوده‌ایم که تنها با اتحاد طبقاتی و مبارزه مشترک علیه استبداد، ستم طبقاتی و امپریالیسم می‌توان به برابری و آزادی واقعی دست یافت. امروز نیز دشمن واقعی، نه کرد است و نه آذری، بلکه حکومت واپس‌گرای ولایت‌فقیه، امپریالیست‌ها و اقمارشان چون اردوغان و اسرائیل هستند.

ما معتقدیم تنها راه برون‌رفت از این بحران، اتحاد همه خلق‌های ایران در مبارزه‌ای مشترک علیه دیکتاتوری جمهوری اسلامی، نظام سرمایه‌داری و خطر امپریالیسم و نوکرانشان است. خلق‌های ایران باید حق تعیین سرنوشت خویش، از جمله خودمختاری دموکراتیک در چارچوب ایران واحد، را به‌دست آورند. ما خواستار پایان ستم خلقی، برابری کامل حقوقی همه خلق‌ها، توسعهٔ متوازن و عادلانهٔ مناطق محروم و ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر عدالت اجتماعی هستیم.

زنده‌باد وحدت خلق‌های ایران!

تارنگاشت توده ای ها 

جبهۀ جهانی ضد امپریالیست- قدرت زنان 




اعلامیه در محکومیت تنش‌های قومی در ارومیه و دفاع از تمامیت ارضی و وحدت خلق‌های ایران

سخن روز شماره ۱
۹ فروردین ۱۴۰۴، ۲۹ مارس ۲۰۲۵

هموطنان عزیز،

در حادثهٔ اخیر ارومیه، درگیری‌های تحریک‌شدهٔ قومی میان پان‌ترکیست‌ها، اهالی آذری ارومیه و کردها، به صحنه‌ای از تنش و دشمنی تبدیل شد. این درگیری‌ها نه یک مسئلهٔ خودجوش، بلکه نتیجهٔ سال‌ها ستم ملی، تبعیض سیستماتیک و سیاست‌های امتی  و نئولیبرال حکومتی است که تمام خلق‌های ایران را اعم از کرد، لر، بلوچ، عرب، ترکمن و آذری در تنگنای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نگه می‌دارد.

این درگیری‌ها در حالی رخ می‌دهد که آذربایجان غربی، مانند دیگر مناطق غیرفارس‌نشین، از جمله محروم‌ترین نقاط کشور است. مناطق کردنشین و آذری‌نشین این استان، با وجود برخورداری از منابع طبیعی و موقعیت استراتژیک، عمداً در فقر نگه داشته شده‌اند. حکومت نه‌تنها زیرساخت‌های اقتصادی را در این مناطق توسعه نداده، بلکه با خشکاندن دریاچهٔ ارومیه و بی‌توجهی به معیشت مردم، شرایط را برای مهاجرت و ناامیدی اجتماعی فراهم کرده است. این محرومیت‌ها تصادفی نیست؛ نتیجهٔ مستقیم سیاست‌های ظالمانه امت‌پرور است که حقوق ملت و خلق‌های ایران را نادیده می‌گیرد.

  حکومت جمهوری اسلامی و امپریالیست‌ها از درگیری‌های قومی برای تحکیم  موقعیت خود در استان آذربایجان سود می‌جویند. در شرایطی که جمهوری اسلامی با بحران‌های داخلی و فشارهای آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا روبه‌رو است، درگیری‌های قومی و تفرقه بین خلق‌های ایران نه‌تنها وحدت جنبش انقلابی را تهدید می‌کند، بلکه خطر تجزیه ایران را نیز افزایش می‌دهد.

جریان‌های پان‌ترکیستی و شوونیسم کرد که اخیراً در ارومیه فعال شده‌اند، نه نمایندهٔ خلق آذربایجان و خلق کرد، بلکه ابزار حکومت، حکومت ترکیه، امپریالیسم آمریکا و اسرائیل برای ایجاد تفرقه هستند. پان‌ترکیسم و شوونیسم کرد، همچون پان‌فارسیسم، ایدئولوژی‌هایی شوونیستی و ارتجاعی هستند که هیچ‌گونه پیوندی با منافع واقعی خلق‌های آذربایجان و کرد ندارند. این جریان‌ها، با تحریک اختلافات قومی، نه‌تنها به وحدت مبارزاتی خلق‌های ایران ضربه می‌زنند، بلکه ابزاری در دست نیروهای ارتجاع و وابسته به امپریالیسم برای تضعیف مبارزات مردم هستند.

ما نقشه‌های تمام جدایی‌طلبان فرصت‌طلب که از سوی عوامل جمهوری اسلامی و یا وابستگان به امپریالیسم تحریک شده‌اند را محکوم می‌کنیم و از تمامیت ارضی میهن‌مان دفاع می‌کنیم. ما هرگونه حرکت قوم‌گرایانهٔ افراطی، چه در قالب پان‌ترکیسم، شوونیسم کرد و چه پان‌فارسیسم، را محکوم می‌کنیم و بر حق تمام خلق‌ها برای زندگی آزاد و برابر در چارچوب ایرانِ متحد و مستقل تأکید داریم.

ایران سرزمینی است با تنوعی غنی از خلق‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مذاهب که قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند. اما امروز، سیاست‌های امت‌پرور تبعیض‌آمیز حکومت جمهوری اسلامی و تحریکات وابستگان به امپریالیسم، وحدت ملی ما را تهدید می‌کند. ما خواستار خودمختاری دموکراتیک خلق‌ها در چارچوب ایران واحد، توسعهٔ همهٔ مناطق، و برچیدن هرگونه تبعیض بین خلق‌ها هستیم.

تاریخ مبارزات انقلابی ایران نشان داده است که فرزندان دلیر خلق‌های کرد، آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر خلق‌های این سرزمین، همواره در صفوف چپ و جنبش‌های مترقی، دوش‌به‌دوش برای آزادی، عدالت اجتماعی و تمامیت ارضی ایران جنگیده‌اند. ما همواره بر این باور بوده‌ایم که تنها با اتحاد طبقاتی و مبارزه مشترک علیه استبداد، ستم طبقاتی و امپریالیسم می‌توان به برابری و آزادی واقعی دست یافت. امروز نیز دشمن واقعی، نه کرد است و نه آذری، بلکه حکومت واپس‌گرای ولایت‌فقیه، امپریالیست‌ها و اقمارشان چون اردوغان و اسرائیل هستند.

ما معتقدیم تنها راه برون‌رفت از این بحران، اتحاد همه خلق‌های ایران در مبارزه‌ای مشترک علیه دیکتاتوری جمهوری اسلامی، نظام سرمایه‌داری و خطر امپریالیسم و نوکرانشان است. خلق‌های ایران باید حق تعیین سرنوشت خویش، از جمله خودمختاری دموکراتیک در چارچوب ایران واحد، را به‌دست آورند. ما خواستار پایان ستم خلقی، برابری کامل حقوقی همه خلق‌ها، توسعهٔ متوازن و عادلانهٔ مناطق محروم و ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر عدالت اجتماعی هستیم.

زنده‌باد وحدت خلق‌های ایران!

تارنگاشت توده ای ها 

جبهۀ جهانی ضد امپریالیست- قدرت زنان 




تحریم‌ها و اقتصاد جنگ: چگونه بورژوازی نظامی و بازرگانی از بحران سود می‌برند؟

ایالات متحده، یک کشور سرمایه‌داری نیرومند است که تلاش می‌کند هژمونی خود را در خاورمیانه، منطقه‌ای که از با  نفت و گاز خود و جایگاه استراتژیک خود برجستگی ویژه‌ای دارد، نگه داشته‌باشد. تحریم‌های آمریکا علیه ایران یک زورگویی اقتصادی امپریالیستی است که پیامدهای آن به‌جای ضربه زدن به رژیم، بیش‌تر بر دوش طبقه‌های فرودست سنگینی می‌کند.

جمهوری اسلامی، هم چون یک قدرت منطقه‌ای با برنامه‌های خود، هژمونی امریکا را به چالش می‌کشد. کارزار فشار بیشینه (حداکثری) دولت ترامپ، مانند تحریم‌ها بخشی از راه‌برد امپریالیستی آمریکا برای کم توان کردن جمهوری اسلامی و وادار کردن آن به سرسپردگی است. هدف آمریکا، کاهش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی و دستورپذیری جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی به ویژه  بورژوازی نظامی و بازرگانی خواهان پاسبانی و گسترش نفوذ خود در خاورمیانه است و به خواسته‌های آمریکا که می‌تواند جایگاه آن را در منطقه کم توان کند تن در نمی دهد.

منافع اقتصادی طبقه فرمان‌روای جمهوری اسلامی نقشی پایه‌ای در برابر پذیرش خواسته‌های ایالات متحده بازی  می‌کند. نخبگان سیاسی و اقتصادی منافع بزرگی در  کنترل خود بر بخش‌های کلیدی مانند صنعت نفت و انرژی دارند. حتا لاریجانی رییس پیشین مجلس از پزشکیان خواست که جلوی کنش‌های اقتصادی نهادهای امنیتی را بگیرد. پذیرش خواسته‌های آمریکا می‌تواند بازرگانی خارجی را بیش‌تر خصوصی‌ کند، که به زیان منافع لایه‌هایی از  بورژوازی است.  برخی از بخش‌های بورژوازی نظامی و بورژوازی بازرگانی از تحریم‌ها سود می‌برند، چراکه با سازوکارهایی مانند قاچاق و بازارهای سیاه سازگار شده‌اند. بورژوازی نظامی (مانند سپاه پاسداران) از این رویارویی سود می‌برد، چراکه کنترل بخش‌های کلیدی اقتصاد را در دست دارد و به بهانه “تهدید دشمن خارجی”، قدرت خود را استوار می‌کند. در برابر آن، بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی به دنبال گفت‌وگو با آمریکا برای حل شدن سراسری در نظام سرمایه داری جهانی هستند.




فساد اقتصادی و پول‌سازی از تحریم در واردات برنج 

گزارش اخیر تسنیم درباره واردات برنج‌های مختلط، نمونه‌ای آشکار از فساد سیستماتیک در اقتصاد ایران است. در این سازوکار، بورژوازی تجاری وابسته به نهادهای قدرت، با سوءاستفاده از تحریم‌ها و بهره‌گیری از رانت‌های اطلاعاتی، به ثروت‌های کلان دست می‌یابد. یکی از این روش‌ها، ترکیب برنج‌های مرغوب هندی با انواع نامرغوب و فروش آن با قیمت بالا است:

مؤسساتی مانند جهاد استقلال، که به ظاهر برای تنظیم بازار فعالیت می‌کنند، در واقع از طریق اختلاط و تقلب، سودهای کلان به دست می‌آورند.اظهارات مدیرعامل جهاد استقلال درباره ترکیب ۹۰ درصدی برنج‌های وارداتی بخش خصوصی نشان می‌دهد که این فساد، گسترده و سیستماتیک است. : با ایجاد کمبود مصنوعی و دامن زدن به شایعاتی نظیر “برنج آلوده”، قیمت‌ها افزایش می‌یابد و سود کلانی نصیب رانت‌خواران می‌شود.

افشای پرونده برنج تقلبی، یک نمونه از فساد ساختاری در اقتصاد سیاسی ایران است، جایی که اتحاد میان بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی-امنیتی، به سازوکاری برای کنترل بازار و ثروت‌اندوزی تبدیل شده است.

شرکت‌های وابسته به سپاه، مانند زیرمجموعه‌های قرارگاه خاتم‌الانبیا، از طریق ایجاد شرکت‌های پوششی، انحصار واردات را در دست دارند. در همین حال، مؤسسات نظامی مانند جهاد استقلال با گرفتن مجوزهای وارداتی، بازار را مدیریت می‌کنند. نفوذ نخبگان نظامی در نهادهای نظارتی مانند گمرک و سازمان استاندارد، امکان قاچاق و تخلف را تسهیل می‌کند.

در زمان افشای تخلفات، کمیته‌های مشترک با حضور نمایندگان قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و سپاه، پرونده‌ها را مختومه می‌کنند. همزمان، ارز ترجیحی ۴۲ هزار تومانی دریافت شده و در بازار سیاه برنج با قیمت ۴۸ تا ۵۵ هزار تومان به فروش می‌رسد.

بخش‌های خارجی سپاه، مانند لوجستیک نیروی قدس، مسیرهای عبور از تحریم را مدیریت کرده و از طریق شبکه‌های تجاری در عراق و افغانستان، به پول‌شویی می‌پردازند.