مرگ خودکامه زیر بمب‌های دشمن بیگانه؛ مزه زهرآلود شادی در کام آزادگان

مقاله ۵۰/۱۴۰۴
۱۰ اسفند ۱۴۰۴، ۱ مارس ۲۰۲۶

پیش‌گفتار

پس از کشته شدن آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که نزدیک به چهار دهه بر ایران فرمانروایی کرد، فصل تازه‌ای در تاریخ کنونی کشور گشوده شده است. این رویداد در شرایطی رخ می‌دهد که خاورمیانه با بحران‌ها و کشمکش‌های بی‌شمار دست‌به‌گریبان است.

در چنین هنگامه سرنوشت‌سازی، برخی حس شادمانی یا امید به دگرگونی را تجربه می‌کنند. این نوشته می‌کوشد با زبانی بی‌پرده و نگاهی به ژرفای نقشه‌های دشمن، نشان دهد که این لحظه، لحظه خطر است، نه شادی. ایران زیر چکمه بیگانگان است.

در شرایطی که کشور زیر یورش گسترده نظامی بیگانگان است و مردم بی‌گناه جان می‌بازند، جای شگفتی است که بخشی از جامعه آنچنان از حکومت بیزار شده که به جای پاسداری از میهن، برای دشمن خودشیرینی می‌کند. این پدیده تلخ، ریشه در کارکرد نادرست اقتصادی و رانت‌خواری، و سرکوب هر نوای آزادی‌خواه چند دهه‌ای کشورداران جمهوری اسلامی دارد.

اما این خودشیرینیِ گروهی ناامید و این پندار پوچِ نجاتِ به دست بیگانه، ما را به دلِ خونبارِ ملتی می‌برد که هم از دستِ دیکتاتور به ستوه آمده و هم زیر چکمه‌های اشغالگران له می‌شود.

دل خونبار

هم‌اکنون دل توفانی است. از یک سو، خونی که از زخم‌های دیکتاتور چکید، یادآور سال‌ها خودکامگی، زندان‌های تاریک، جوان‌های دارزده در سحرگاهان، و زنانی است که برای “بدپوشی” کشته شدند. از سوی دیگر، پریدن هواپیماهای بیگانه بر خاک میهن، کشتار کودکان دبستان دخترانه، و فریاد دلخراش مادران و پدرانی که فرزندانشان زیر آوار بمب‌ها جان باخته‌اند، دل را به آتش می‌کشد.

آزادگان هم‌میهن! مرگ خودکامه همیشه شادمانی دارد. هنگامی که فرعون در نیل غرق شد، موسی و قومش به شادی پرداختند. هنگامی که ضحاک ماردوش به بند کشیده شد و کاوه و فریدون بر اورنگ نشستند، ایران از ستم رهایی یافت و لبخند بر لب مردمان برگشت. هنگامی که ستمگری از تخت فرو می‌افتد، زمین و زمان باید پایکوبی کنند. اما این بار، مزه شادی در دهان، آغشته به زهر است. چرا که دستی که خنجر را فرو برد، دست بیگانه‌ای بود که برای خونخواهی ما نیامده، به آزادی ما دلبستگی ندارد، برای ایران دل نمی‌سوزاند. این بیگانه آمده تا از خون خودکامه، پلی به سوی تجزیه ایران بسازد. آمده تا به جای یک ستمگر، صد خودکامه بر ما فرمانروا کند. آمده تا ایران را پاره‌پاره کند و بر هر پاره‌ای، مزدوری از نوکران خود بنشاند.

ای وای بر ما که چه دوگانگی شگفت‌آوری در جانمان موج می‌زند! از یک سو، یاد سیاوش‌ها، تهمینه‌ها و سهراب‌هایی که در زندان‌های حکومت جان دادند، فریادمان می‌دهد: « مُرد، مُرد… آن خودکامه پیر هم مُرد!» از سوی دیگر، صدای انفجار بمب‌ها در شهرها، تصویر کودکان زیر آوار، و چشم‌های هراسان مادران سوگوار، اشک بر گونه‌هایمان روان می‌کند.

آزادی که با نیزه‌های بیگانه بیاید، آزادی نیست؛ بندگی است با پوششی فریبنده. اگر خودکامه باید می‌مرد، باید به دست مردم ما می‌مرد. باید در دادگاهی محاکمه می‌شد که قاضیانش جوان‌های انقلابی و زندانی‌های دیروز بودند. باید ما مردم ایران می‌بودیم که بر سینه‌اش شمشیر فرود می‌آوردیم و با دستان خود بر پیکرش خاک می‌ریختیم، نه بمب‌افکن‌های صهیونیستی.

باید به به کمونیست‌ها و آزادی‌خواهان ایتالیایی رشک ‌برد که توانستند با دستان خود موسولینی را به سزای کارهایش برسانند، او را در میدان شهر به دار آویزند و بر پیکر وارونه‌اش آب دهان بیندازند. آن هنگامه تاریخی، آن طعم شیرین دادخواهی، آن دیدن چشم‌های هراسان خودکامه در برابر مردمی که سال‌ها تاب دیدن چشم‌های ترسناک او را نداشتند، همه و همه از ما گرفته شد. دشمن نه برای آزادی ما، که برای منافع خود آمد و این فرصت ارزشمند را از تاریخ این ملت ربود.

اما این دل خونبار و این فریادهای درهم‌تنیده شادی و اندوه، تنها یک روی سکه تلخ امروز ایران است. روی دیگر، پرسشی هولناک است که باید بی‌پرده به آن پاسخ دهیم: دشمن با این جنگنده‌های ویرانگر خود چه بر سر میهن ما خواهد آورد؟ هدف این بیگانگان از بمباران آسمان و خاک ایران چیست؟ 

هدف دشمنان میهن

آنچه امروز رخ داده، فراتر از مرگ یک دیکتاتور است. مرزهای هوایی و زمینی کشور ما از سوی نیروهای بیگانه شکسته شده و یکپارچگی خاک ایران در خطر است. هیچ قدرتی حق ندارد با چکمه‌های نظامی خود بر خاک ما، برای ما سرنوشت‌سازی کند.

رسانه‌ها از یورش گسترده آمریکا و اسرائیل به مرکزهای نظامی و هسته‌ای می‌نویسند. این تاخت‌ها که با بهانه «دگرگونی حکومت» و «نابودی صنعت هسته‌ای» انجام می‌شود، تاکنون صدها کشته و هزاران زخمی بر جای نهاده است.

آیا در چنین شرایطی، هیچ وجدان بیداری می‌تواند اجازه شادی بدهد؟ آیا کسانی که خود را روشن‌اندیش و دوستدار مردم می‌دانند، می‌توانند از بمباران هم‌میهنانشان شادمان باشند؟ این بمباران‌ها چپی و راستی، دین‌دار و بی‌دین، هوادار حکومت و میهن‌دوست نمی‌شناسد. بمب‌ها که می‌بارند، همه زیر یک آسمان، یک ملت با یک سرنوشت زیر آوارها خاک می شوند.

باور برخی این است که جنگ تنها برای واژگونی حکومت است. اما این پنداری بزرگ است. بمب‌ها که فرود می‌آیند، موشک‌ها که شلیک می‌شوند، گذرنامه سیاسی سرنشینان را بررسی نمی‌کنند. جنگ، جنگ علیه ایران است؛ علیه خاک، علیه مردم، علیه آینده این مرز و بوم.

نقشه اسرائیل، مانند آنچه در سوریه کرد، نابودی سراسری سامانه دفاعی کشور است. سامانه دفاعی ایران، هر چند ناکارآمد و وابسته به ساختار حکومت آدمکش کنونی، اما از آن ملت است. موشک‌ها، پهپادها و دستگاه‌های راداری که امروز نابود می‌شوند، فردا اگر کشورداری دیگر بر سر کار آمد و خواست از همین آسمان پاسداری کند، از آن بی‌بهره و در برابر دشمنان دیرین ایران، لخت و بی‌جنگ‌افزار خواهد ماند.

آیا کسی به این اندیشیده که اگر اسرائیل به راستی از دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هسته‌ای می‌ترسد، پس چرا به بمباران کارخانه‌های نظامی و صنعت موشکی می‌پردازد؟ چرا امریکا و اسرائیل از بمب‌های سنگرشکن برای نابودی کارخانه‌های نظامی بهره می‌گیرند؟ چون می‌دانند این فناوری‌ها، چه در دست این حکومت و چه در دست حکومتی مردم‌سالار و مردمی، از آن ملت ایران است و روزی برای پاسداری از میهن به کار خواهد رفت.

تصور کنید فردا جنگ پایان یابد و حکومت فروپاشد، اما آسمان ایران برای سال‌ها بی‌دفاع مانده باشد. همسایگانی که امروز خاموش نشسته‌اند، فردا چه خواهند کرد؟ اسرائیل که امروز با ما می‌جنگد، فردا با کشورداری تازه چه رفتاری خواهد داشت؟ آنچه در عراق و افغانستان گذشت نشان داده وقتی بن‌مایه‌های دفاعی یک کشور نابود شود، آن کشور برای نسل‌ها حیاط خلوت قدرت‌های امپریالیستی می‌شود. دشمنان ایران، دشمنان همیشگی این سرزمین‌اند. آنها نه تنها خواهان واژگونی حکومت، که خواهان ایرانی بی‌دفاع در آینده هستند. پاسداری از ایران امروز، پاسداری از آینده همه ماست.

اما این حقیقت تلخ که دشمن در پی نابودی توان دفاعی و آینده ایران است، ما را به پرسشی بنیادین می‌رساند: چه کسی این بستر را برای نفوذ و پیروزی دشمن فراهم کرد؟ چه نیرویی مردم را تا مرز ناامیدی از کشورداران پیش برد که امروز برخی مرگ خودکامه به دست بیگانه را بر نجات میهن برتری می‌دهند؟

گناه جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی با همه دهان‌دری‌های ضدغربی، یک دستگاه سرمایه‌داری و رانت‌خوار را در کشور نهادینه کرد. از یک سو، شعارهای دادخواهانه سر داده می‌شد و از سوی دیگر، سرمایه کشور میان دوستان و نزدیکان به قدرت بخش می‌گردید.

بحران مسکن، تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده جوانان و شکاف ژرف طبقاتی، همه نشانه‌های آشکار این ناکارآمدی بودند. نسلی از جوانان که می‌بایست از فردای میهن پاسداری کنند، سال‌هاست با سختی‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آنها می‌بینند که چگونه برخی با پیوند به شبکه‌های قدرت، دارایی‌های میلیاردی به هم می‌زنند، در حالی که خودشان برای یک خانه کوچک باید تا پایان عمر وام بپردازند.

شاید اگر چالش‌های اقتصادی تنها درد بود، مردم با روحیه ای دگر همچنان پای کار می‌ایستادند. اما جمهوری اسلامی با ضربه کُشنده بر پیکره انگیزه ملی، فضای بسته سیاسی و نادیده گرفتن حق مردم و سرکوب آزادی‌هاخواهان، شکاف درمان‌ناپذیری میان کشورداران و جامعه انداخت. این سرکوب‌ها، دلبستگی به میهن را در دل‌ها به خشم علیه کشورداران دگرگون کرد. بسیاری امروز نمی‌دانند آیا باید از خاک میهنی پاسداری کنند که از سینه‌اش زیر شمشیر حکومت خون می‌چکد؟

اما این پرسش همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: اگر حکومتی چنین شکافی میان خود و ملت انداخته است، آیا راهی برای نجات ایران بدون فروپاشی میهن هست؟ آیا می‌توان از یک سو دشمن بیرونی را راند و از سوی دیگر، حکومتی را که این گونه مردم را از خود رانده، به بهای نابودی کشور نگاه داشت؟

میهن و حکومت

برادران آزاده! دشمن برای خونخواهی ما نیامده، به خونخواهی خودش آمده است. او از پراکندگی ما بهره می‌جوید، از خشم ما علیه خودکامه، آبی برای آسیاب تجزیه میهن می‌سازد تا ما را سال‌ها به جان هم بیندازد. ایران برای ماست، برای همه ما. این خاک، این تاریخ، این فرهنگ، میراث مشترک همه ایرانیان است؛ چه آنان که در زندان‌های حکومت جان دادند، چه آنان که در غربت برای میهن دل می‌سوزانند.

سال‌هاست مفهوم «میهن» و «حکومت» در ایران درهم آمیخته شده است. دستگاه ستمگر جمهوری اسلامی هر پیکاری علیه خود را خطر علیه امنیت ایران می‌دانست. شماری دیگر آنچنان از حکومت بیزارند که آماده‌اند ایران را با حکومت یکی بدانند و در آتش خشم خود، میهن را قربانی کنند. هر دو نگاه، ریشه در یکی دانستن حکومت و میهن دارد.

میهن اما، همان خاکی است که نیاکان ما هزاران سال در آن زیسته‌اند. همان کوه‌های البرز و زاگرس، همان کویر و کرانه خلیج فارس و دریای مازندران، همان کرد، بلوچ، آذری، عرب و فارسی‌زبان، و همان نوروز باستانی. حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند؛ کشورداران برمی‌خیزند و فرو می‌افتند؛ دودمان‌ها تاج می‌گیرند و بر زمین می‌خورند. اما ایران می‌ماند.

تاریخ کهن این مرز و بوم، پر از فراز و فرود کشورداران است. هخامنشیان رفتند، سلوکیان آمدند و رفتند، اشکانیان و ساسانیان تاج نهادند و در غبار تاریخ گم شدند. امویان و عباسیان فرمان راندند و فروپاشیدند. صفویه، افشاریه، زندیه، قاجار و پهلوی… هر یک آمدند و رفتند، اما ایران نرفت. ایران ماند، چون ایران تنها یک حکومت نیست. ایران تمدنی است، فرهنگی است، هویتی همگانی است که ریشه در ژرفای تاریخ دارد.

جمهوری اسلامی نیز یکی از همین دودمان‌های تاریخی است. آمده و روزی خواهد رفت، چنان که همه رفتند. اما پرسش اینجاست: پس از رفتن این کشورداران، با ایران چه خواهیم کرد؟ آیا ایران را ویران، خاکش را پاره‌پاره، توان دفاعی‌اش را نابودشده به نسل آینده سپاریم؟

کسی که امروز از نابودی صنعت جنگی ایران خشنود است، آیا می‌داند همین موشک‌ها فردا در دستان کشورداری مردم‌سالار ایران، تنها بازدارنده در برابر تاخت‌و‌تاز همسایگان خواهند بود؟ این خودزنی تاریخی است. پندار نجات با دستهای بیگانگان، همان کج‌راهی است که مردم در عراق، افغانستان، لیبی و سوریه رفتند. آنجا نیز مردم از کشورداران خود بیزار بودند، اما وقتی بیگانه آمد و آن حکومت‌ها را سرنگون کرد، نه آزادی آمد، که آشوب، جنگ، خواری و تنگدستی آمد. آیا می‌خواهیم ایران به سرنوشت عراق دچار شود؟ آیا می‌خواهیم مانند لیبی به چند کشور ریزه تجزیه شویم؟ آیا می‌خواهیم مانند افغانستان، تروریسم بر ما چیره شود؟

اما این جدایی میان میهن و حکومت، ما را با پرسشی دشوارتر روبه‌رو می‌کند: در شرایطی که دشمن بیرونی از یک سو و حکومت ستمگر از سوی دیگر، ایران را در چنبره گرفته‌اند، میهن چه سرنوشتی می تواند داشته باشد؟ اگر جمهوری اسلامی رفتنی است، گزینه‌ دشمن برای ما چیست؟

گزینه‌های پیش رو

از آنجایی که چپ در این رخدادها نقش برجسته‌ای ندارد و نیروهای آزادیخواه نیز پراکنده و ناهماهنگ‌اند، گزینه‌های دردآوری پیش روی ماست. در میانه دو آتش، میان چکمه‌های بیگانه و چنگال‌های خودکامگی گرفتار شده‌ایم؛ از یک سو دشمنی که میهن ما را بمباران می‌کند و از سوی دیگر حکومتی که سال‌ها آزادی را از ما ربوده است. این تنگنای تاریخی، راهی سوای هوشیاری و پرهیز از شتابزدگی برای ما نمی‌گذارد.

گروه‌های تجزیه‌خواه که بودجه و جنگ‌افزار خود را از سازمان‌های جاسوسی بیگانه می‌گیرند، با دیدن بمباران ایران، می‌خواهند از خون مردم برای پیشبرد هدف‌های بیگانگان سود جویند. آنها نمی‌گویند هدفشان آزادی نیست، بلکه پاره‌پاره کردن ایران است. آنها نمی‌گویند هر وجب از خاک این سرزمین که جدا شود، لانه صهیونیسم و امپریالیسم خواهد شد.

آیا تجزیه‌خواه کرد نمی‌داند که اگر صهیونیسم کشورهای خلیج فارس را به جدا کردن استان‌های نفتی و عرب‌زبان ایران راضی کند، کردستان ویران‌تر و بیچاره‌تر از امروز خواهد شد؟ نه راهی به دریا دارد، نه پول نفتی برای بازسازی.

در آن سو، هواداران حکومت پهلوی و خودکامگی نو، چمدان‌ها بسته‌اند تا با چکمه‌های بیگانگان به تهران گام نهند. آنها خواب بازگشت به روزگاری را می‌بینند که ایران حیاط‌خلوت آمریکا و انگلیس بود و دارایی‌های ملی به تاراج می‌رفت. آنها وعده «آزادی» می‌دهند، اما در کردار، چوبه‌های دار و زندان‌های ساواک را به ارمغان خواهند آورد. آنچه در عراق و افغانستان گذشت نشان داده برآمدن این‌ها بر نیزه‌های آمریکایی، نه آزادی، که تباهی، تنگدستی و جنگ‌های گروهی می‌آورد.

خطرناک‌تر از تجزیه‌خواه و نوپهلوی، «میهن‌فروشان» درونی‌اند که درون دستگاه جمهوری اسلامی نفوذ کرده یا از آن جدا شده‌اند و اکنون خود را تنها گزینه نجات ایران می‌دانند. آنها که سال‌ها از سرمایه ملی چاپیده، مردم را سرکوب کرده و جوانان را کشته‌اند، اکنون زمان را شایسته یافته‌اند تا با پیمان با بیگانگان، کشور‌داری ایران پس از جنگ را به دست گیرند. این آدمکشانِ لباس‌دوست‌پوشیده، خطرناک‌ترین دشمنان ملت‌اند. با شعار «نجات کشور»، پروژه نرم بیگانه‌سازی را پیاده می‌کنند. آنها آماده‌اند آزادی و یکپارچگی خاک ایران را بفروشند و کشوری وابسته و دست‌نشانده را جای ایران سربلند بنشانند. آنهایی که این روزها شادی می‌کنند، باید بدانند اگر اینان بر سر کار آیند، خودشان نخستین قربانی سرکوب خواهد بود.

در پایان این اندیشه تلخ، یک پیام روشن است: ایران خانه مشترک ماست و هیچ بیگانه‌ای حق ندارد برای ما تصمیم بگیرد. حکومت خواهد رفت، اما ایران خواهد ماند. بیایید خانه را پاس داریم.

پس از شناخت خطر سه‌گانه -تجزیه‌طلبان، نوپهلوی‌ها و میهن‌فروشان درونی- اکنون به پایان این اندیشه تلخ می‌رسیم؛ پایانی که نه نقطه فرجام، که آغازی است بر پرسش بزرگ‌تر: با این همه، راه کدام است؟

 پایان سخن

تجربه تاریخی ما ایرانیان نشان داده در بزنگاه‌ها، از دل خون‌ها و دردها، نهال‌های ایستادگی روییده است. هر بار بیگانگان پا به این سرزمین نهادند، با مشت آهنین مردم روبه‌رو شدند. مردم ایران در سخت‌ترین شرایط، پای ایران ایستاده‌اند و اجازه نداده‌اند بیگانه بر سرنوشتشان فرمانروا شود.

اما این ایستادگی زمانی معنا دارد که مردم برای آینده خود سهمی احساس کنند. حکومتی که با سیاست‌های نادرست و بستن فضای سیاسی، پشتیبانی مردم را از دست داده، نباید چشم به راه کمک آنان باشد.

راه درست، راه ضددیکتاتوری و ضدامپریالیستی است. می‌توان از رژیم بیزار بود، می‌توان برای سرنگونی‌اش کوشید، اما نمی‌توان ایران را فدای این خواست کرد. دفاع از تمامیت ارضی، توان دفاعی و وحدت ملی، وظیفه ملی ماست.

امروز که آسمان ایران زیر بمباران است، نه هنگام شادی است و نه هنگام سرسپردگی. برای سرنگونی رژیم نباید زیر پرچم بیگانگان ایستاد. رژیم‌ها می‌آیند و می‌روند، اما ایران می‌ماند. این را تاریخ به ما آموخته است. بیایید میان خانه و رژیم جدایی بگذاریم. خانه را دوست بداریم، ولی با رژیم بجنگیم. خانه را پاس داریم، خانه را از گزند بیگانه دور نگه داریم.

مرگ بر دیکتاتور، اما مرگ بر اشغالگر نیز. شرم باد بر ستم، اما شرم باد بر کسانی که از خون این ستمگر برای چپاول میهن نقشه می‌کشند.

مرگ بر دیکتاتور، چه مرده باشد چه زنده. مرگ بر اشغالگر، چه با لبخند بیاید چه با شمشیر. زنده باد ایران، زنده باد آزادی، زنده باد مردمی که سرنوشت خود را خود به دست می‌گیرند.




دبیرکل سازمان ملل، گوتررس: حمله به ایران «تجاوز آشکار» و «نقض غیرقانونی» منشور سازمان ملل است

🌍
شورای امنیت جلسه‌ای اضطراری برگزار کرد که به یک رویارویی شدید دیپلماتیک تبدیل شد؛ نشستی که در پی حمله به Iran برگزار شد.
🇮🇷🇺🇸🇮🇱 تقابل تند نمایندگان
نماینده ایران به‌شدت از United States و Israel انتقاد کرد، در حالی که سفیران این دو کشور از حملات خود دفاع کرده و آن را اقدامی ضروری دانستند. فضای شورا به‌شدت متشنج و دو قطبی بود.

🗣️ موضع‌گیری صریح دبیرکل
مهم‌ترین بخش نشست، سخنان دبیرکل سازمان ملل، António Guterres بود. او حمله به ایران را «تجاوز آشکار» و «نقض غیرقانونی» منشور سازمان ملل توصیف کرد.
⚖️ بازتاب جهانی
هرچند این انتقاد برای بسیاری قابل پیش‌بینی بود، اما نشان می‌دهد که بخش بزرگی از جهان — به‌ویژه خارج از حوزه نفوذ غرب — این تحولات را به‌عنوان نقض حقوق بین‌الملل و تشدیدی خطرناک با پیامدهای جهانی ارزیابی می‌کند.




خامنه ای کشته شد

🟥
رسانه‌های دولتی Iran اعلام کردند که رهبر جمهوری اسلامی، Ali Khamenei، در جریان حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شده است. خبرگزاری‌هایی مانند Tasnim News Agency، Mehr News Agency و Press TV بامداد یکشنبه اعلام کردند که آیت‌الله ۸۶ ساله «به شهادت رسیده است».
⚫ در بیانیه رسمی آمده است: «رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، در حمله مشترک آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.» این بیانیه تأکید می‌کند که وی در زمان حمله در محل کار خود و در حال انجام وظایف بوده و ادعای پنهان شدن او را رد کرده است.
🟢 دفتر Masoud Pezeshkian اعلام کرد این «جنایت بزرگ هرگز بی‌پاسخ نخواهد ماند» و ۴۰ روز عزای عمومی اعلام شد. در این بیانیه آمده است: «با تمام قوا عاملان و آمران این جنایت بزرگ را پشیمان خواهیم کرد.»

ساعاتی پیش از تأیید رسمی تهران، Donald Trump در شبکه Truth Social نوشت: «خامنه‌ای، یکی از شرورترین افراد تاریخ، مرده است.» همچنین Benjamin Netanyahu مدعی شد «نشانه‌های زیادی وجود دارد» که رهبر ایران دیگر زنده نیست و اعلام کرد مجتمع محل اقامت او در یک «حمله غافلگیرانه قدرتمند» هدف قرار گرفته است.

🔥 حملات آمریکا و اسرائیل که به‌عنوان عملیات «پیش‌دستانه» توصیف شده، تأسیسات نظامی و هسته‌ای و همچنین رهبران ایران را هدف قرار داده است. ترامپ گفته هدف، نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی ایران و همچنین تغییر حکومت در تهران بوده است. ایران نیز در پاسخ، حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیلی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه انجام داده است.
📌 واکنش مسکو
Russia این عملیات را محکوم کرده و وزارت خارجه این کشور آن را «اقدامی از پیش طراحی‌شده و تحریک‌نشده برای سرنگونی یک دولت نامطلوب» توصیف کرده است.
تحولات همچنان ادامه دارد و منطقه وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از تنش و بی‌ثباتی شده است.




حملات گسترده به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای خلیج فارس


🌍
🚀 رگبار موشکی به اهداف کلیدی در شش کشور، قواعد جنگ را دگرگون کرد. در حالی که دبی آسمان‌خراش‌هایش را تخلیه می‌کند، پادشاهی‌های حاشیه خلیج فارس به قیمت دوستی با واشنگتن می‌اندیشند.
🖼
💥 جمهوری اسلامی این بار در پاسخ به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی، به ۱۱ پایگاه نظامی آمریکا در خلیج فارس ضربه زد. رسانه‌ها پایگاه‌های آمریکایی زیر را هدف تأیید کرده‌اند:
🇶🇦 پایگاه هوایی العدید در قطر؛ 🇰🇼 پایگاه هوایی السالم در کویت؛🇧🇭 پایگاه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین؛🇦🇪 پایگاه هوایی الظفره در امارات؛🇸🇦 پایگاه‌های شاهزاده سلمان (ریاض)، تبوک، خمیس مشیط و جده در عربستان؛🇯🇴 پایگاه هوایی موفق صلتی در اردن؛🇮🇶 پایگاه‌های الحریر و عین الاسد در عراق

🎙 سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی: «به اسرائیل و آمریکا درسی تاریخی خواهیم داد.»
منابع بحرینی از تلفات آمریکایی‌ها در پایگاه ناوگان پنجم خبر دادند. قطر وضعیت اضطراری اعلام کرد و برج خلیفه دبی تخلیه شد.

🧠 محاسبه تهران چیست؟
هدف، ترساندن سرمایه‌گذاران و گردشگران (منبع درآمد اصلی حاشیه‌نشینان خلیج فارس) و تحت فشار قرار دادن پادشاهی‌ها برای اخراج آمریکاست. نزدیکی پایگاه‌ها به شهرها (مثل منامه) جان غیرنظامیان را تهدید می‌کند.

🛢 با جهش قیمت نفت و طولانی شدن جنگ، متحدان عرب برای نجات خود، پایگاه‌ها را می‌بندند. تقویت اسرائیل نیز خشم اعراب را برمی‌انگیزد.
⚡ حملات به اسرائیل
اشکلون، قدس، تل‌آویو و حیفا هدف قرار گرفتند. خبر اصابت به ناو “یواساس آبراهام لینکلن” تأیید نشد.

🇺🇸🇮🇱 آمریکا و اسرائیل به شورش داخلی در ایران امید بسته‌اند. مرکز هسته‌ای نطنز، پایگاه خاتمی، مجتمع پارچین و ساختمان‌های دولتی تهران هدف اولیه بودند. خبر کشته شدن فرماندهان سپاه تکذیب شد.
🏆 آمریکا برای تحریک شورش داخلی 🖥 ایران هدف حملات سایبری برای برهم زدن امنیت روانی مردم قرار گرفته است.
🗣 ترامپ از ایرانیان خواست «رژیم را سرنگون کنند» و به سپاه وعده «مصونیت در صورت تسلیم» داد.




حمله مشترک امریکا و اسرائیل به ایران

⚔️

گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین: یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، اعلام کرد اسرائیل دست به حمله‌ای علیه ایران زده است.

او در اولین اظهارات خود درباره حمله به ایران این حملات را پیشدستانه توصیف کرد.

ارتش اشغالگر پس از انجام حملات به مرکز تهران اعلام کرد حریم هوایی اسرائیل به طور کامل بسته شد.

 رسانه‌های اسرائیلی اعلام کردند حریم هوایی اسرائیل به طور کامل بسته شده است.

بنا بر گزارش کانال های خبری در تلگرام اسرائیل اعلام کرد مدارس در سراسر اسرائیل بسته شده و تجمعات عمومی ممنوع شده است.

 کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از یک مقام امنیتی: حمله به ایران به عنوان یک عملیات مشترک اسرائیلی-آمریکایی توصیف شده است

گزارش اولیه اسرائیل از تلاش برای ترور مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران.

تاکنون حدود ۳۰ هدف در سراسر ایران، از جمله اقامتگاه رئیس جمهور ایران و یک ستاد اطلاعاتی، مورد حمله قرار گرفته‌اند.

یدیعوت آحارونوت:تعداد زیادی ترور هدفمند در ایران انجام شده است.




چرا حمله امپریالیسم و صهیونیسم به ایران ابتدا چین را تحت تأثیر قرار می‌دهد

🛢️
📅 پکن به دلیل واردات قابل‌توجه نفت، می‌تواند درگیری علیه تهران را به‌عنوان ابزاری غیرمستقیم برای محدود کردن خود ببیند.
🌏 اهمیت جهانی بحران ایرانایران جایی است که بازارهای انرژی، نقاط عبور دریایی، تحریم‌ها و پروژه‌های ارتباطی با هم تلاقی می‌کنند. هر تنش نظامی در این کشور می‌تواند چین را مجبور به مدیریت ریسک بیشتر و کاهش تمرکز بر توسعه کند.

💰 مکانیزم اول: قیمت و نوسانات
نفت به شدت به ریسک واکنش نشان می‌دهد. هر بحران در خلیج فارس می‌تواند قیمت‌ها را بالا ببرد، هزینه‌های صنعتی چین را افزایش دهد و قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد.

🚢 مکانیزم دوم: خطر مسیرهای دریایی
بخش بزرگی از نفت جهانی از تنگه هرمز عبور می‌کند. ایران تنها قدرتی است که می‌تواند این مسیر حیاتی را به‌عنوان اهرمی برای فشار جهانی به کار گیرد.

🏦 مکانیزم سوم: معماری تحریم‌ها
تحریم‌های آمریکا علیه ایران و تجارت سایه‌ای نفت ایران، پیام روشنی به چین می‌دهد: تجارت با ایران ریسک و هزینه دارد و می‌تواند بر فعالیت‌های بانکی و شرکتی گسترده‌تر اثر بگذارد.

📊 اهمیت ایران برای چین
در ۲۰۲۵، چین به‌طور متوسط ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت ایران در روز خریداری کرد؛ حدود ۱۳.۴٪ از کل واردات دریایی نفت این کشور. این نفت اغلب با تخفیف وارد می‌شود تا ریسک حقوقی و لجستیکی جبران شود.

🛤️ نقش ژئواستراتژیک ایران
ایران یک گره مهم در پروژه‌های اتصال جاده و کمربند و راه چین است. ثبات یا بی‌ثباتی آن می‌تواند مسیرهای جایگزین را شکل دهد و امنیت انرژی و تجارت چین را تحت تأثیر قرار دهد.

⚖️ جمع‌بندی
بحران ایران می‌تواند فشار غیرمستقیم بر چین ایجاد کند از طریق قیمت نفت، امنیت مسیرها، تحریم‌ها و برنامه‌ریزی زیرساخت‌ها. اما اثرات بلندمدت نیز می‌تواند چین را به تنوع منابع و توسعه مقاومت اقتصادی وادارد.




حمله غافلگیرکننده ارتش بورژوازی صهیونیسم به ایران؛ هشدار سراسری برای ماندن در نزدیکی پناهگاه‌ها

اسرائیل بامداد شنبه حمله‌ای غافلگیرکننده به ایران آغاز کرد؛ هم‌زمان رسانه‌های دولتی ایران از شنیده‌شدن صدای چند انفجار در تهران خبر دادند.

ارتش اسرائیل (IDF) در همان دقایق ابتدایی، با صدور اطلاعیه‌ای سراسری از شهروندان خواست در نزدیکی فضاهای امن و پناهگاه‌ها بمانند. در این پیام تأکید شده بود که این هشدار، اقدامی پیشگیرانه برای آماده‌سازی افکار عمومی در برابر احتمال شلیک موشک به سوی خاک اسرائیل است.

با این حال، تا این لحظه گزارشی از شلیک موشک به سمت اسرائیل منتشر نشده است.




تبادل «ایده‌های خلاقانه و مثبت»؛ آیا برای جلوگیری از جنگ کافی است؟

🕊️

سومین دور مذاکرات غیرمستقیم میان ایالات متحده آمریکا و ایران در حالی برگزار شد که منطقه هفته‌هاست در وضعیت آماده‌باش نظامی قرار دارد. به گفته وزیر خارجه، عراقچی، این گفت‌وگوها از «فشرده‌ترین و جدی‌ترین» تبادلات دو کشور بوده و احتمالاً ظرف یک هفته آینده از سر گرفته می‌شود. این مذاکرات در شهر ژنو و با وزیر خارجه عمان، بدر البوسعیدی، که نقش میانجی‌گری را بازی کرد در شبکه ایکس نوشت که «ایده‌های خلاقانه و مثبتی» میان طرفین رد و بدل شده و امید به پیشرفت بیشتر وجود دارد.

🔥 سایه تهدید نظامی
تنش‌ها پس از اظهارات اخیر دونالد ترامپ شدت گرفت؛ او هشدار داده در صورت شکست مذاکرات، گزینه حمله نظامی روی میز است. شبکه فاکس نیوز گزارش داده سطح استقرار نیروهای آمریکا مشابه دوران پیش از جنگ عراق است. تهران تأکید دارد برنامه هسته‌ای‌اش صرفاً صلح‌آمیز است، در حالی که واشنگتن آن را تلاشی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌داند.

🚀 خطوط قرمز و اتهام «دروغ‌های بزرگ»
آمریکا خواهان توافقی گسترده‌تر شامل محدودیت موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران است؛ موضوعی که تهران آن را «خط قرمز» می‌خواند. همزمان، پس از حمله پیشین اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، نگرانی‌ها دوچندان شده است. مقام‌های ایرانی ادعاهای واشنگتن درباره توسعه موشک‌های دوربرد را «دروغ‌های بزرگ» توصیف کرده‌اند.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا این تبادل ایده‌های مثبت می‌تواند از یک تقابل نظامی دیگر جلوگیری کند، یا منطقه در آستانه بحرانی تازه قرار دارد؟

🔥 معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، در گفت‌وگو با روزنامه واشنگتن پست تأکید کرده است که در صورت حمله احتمالی به ایران، هیچ خطری وجود ندارد که ایالات متحده آمریکا وارد یک جنگ فرسایشی و طولانی‌مدت در خاورمیانه شود. با این حال، مقام‌های آمریکایی می‌گویند در صورت اقدام نظامی، هدف عملیات محدود و مشخص خواهد بود و قرار نیست به جنگی گسترده تبدیل شود.