بخشی از اعلامیه پایانی کشورهای بریکس در باره قتل دسته جمعی فلسطینها توسط ارتش فاشیستی اسرائیل

ما نگرانی عمیق خود را از وخامت اوضاع و بحران انسانی در سرزمین های اشغالی فلسطین، به ویژه تشدید بی سابقه خشونت در نوار غزه و کرانه باختری در نتیجه تهاجم نظامی اسرائیل که منجر به کشتار دسته جمعی و زخمی شدن غیرنظامیان، آوارگی اجباری و تخریب گسترده زیرساخت های غیرنظامی شد، تکرار می کنیم. ما بر نیاز فوری به آتش بس فوری، جامع و دائمی در نوار غزه، آزادی فوری و بدون قید و شرط همه گروگان ها و بازداشت شدگان از هر دو طرف که به طور غیرقانونی به اسارت گرفته شده اند و عرضه بدون مانع و پایدار و در مقیاس کمک های بشردوستانه به نوار غزه، و توقف همه اقدامات تهاجمی تأکید می کنیم. ما حملات اسرائیل به عملیات بشردوستانه، تأسیسات، پرسنل و نقاط توزیع را محکوم می کنیم. برای این منظور، ما خواستار اجرای کامل قطعنامه های 2712 (2023)، 2720 (2023)، 2728 (2024) و 2735 (2024) شورای امنیت سازمان ملل متحد هستیم. ما خواستار پایبندی به قوانین بین المللی هستیم.

ما اقدامات موقت دیوان بین المللی دادگستری را در دادرسی های حقوقی آفریقای جنوبی علیه اسرائیل به رسمیت می شناسیم. ما مجددا بر حمایت خود از عضویت کامل دولت فلسطین در سازمان ملل متحد در چارچوب تعهد تزلزل ناپذیر به چشم انداز راه حل دو کشوری بر اساس قوانین بین المللی از جمله قطعنامه های مربوط به شورای امنیت سازمان ملل متحد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد و ابتکار صلح عربی که شامل ایجاد یک کشور مستقل و مستقل فلسطین در راستای مرزهای شناخته شده بین المللی ژوئن 1967 با پایتخت بیت المقدس شرقی است که در کنار آن زندگی می کند، تأکید می کنیم.




خطر جنگ‌ هسته‌ای

جهان به آرمان‌هایی که نیهون هیدانکیو برای آن تلاش می‌کند، نیاز دارد. بازماندگان کُشته‌شدگان  ژاپنی نیرو و تکانه خستگی‌ناپذیری در جنبش جهانی بوده‌اند که پس از بمباران های سال ۱۹۴۵ پای به دنیا گذاشت. در آینده خیلی نزدیک بازمانده ای از بمباران هیروشیما و ناکازاکی در جهان نیست که از آن یورش ددمنشانه بگوید. بنابراین وظیفه به یاد داشتن کشتار ددمنشانه امپریالیسم امریکا در پایان جنگ و هشدار در باره‌ی بازی با جنگ افزارهای هسته‌ای نیاز به تلاش بیشتری دارد.

نُه کشور دارای جنگ‌افزارهای هسته‌ای – ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه، چین، هند، پاکستان، کره شمالی و اسراییل – در روند نوسازی جنگ افزارهای هسته‌ای خود هستند. هم‌زمان، چندین کشور دیگر در آرزوی ساختن آن هستند و یا در این روند گام گذاشته‌اند.

از آنجایی که چین و روسیه امروز هم‌کاری استراتژیک نزدیک با هم دارند، امپریالیسم غرب جهان را به سوی یک هم‌آوردی  خطرناک هسته‌ای می کشاند. به گفته سیپری، جنگ‌افزارهای هسته‌ای چین در یک سال از ۴۱۰  کلاهک به ۵۰۰  کلاهک افزایش یافته‌است.

روند کنونی  پیمان جلوگیری از گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای سازمان ملل متحد را به چالش می‌کشد. هم‌زمان، خود را از پیمان بازدید از جنگ افزارهای هسته‌ای روسیه کنار کشید.

در سال ۲۰۱۸، ترامپ امپریالیسم امریکا ایالات متحده را از پیمان  ۱۹۸۷ INF که ایالات متحده و روسیه را از داشتن موشک‌های هسته‌ای میان برد زمینی باز می‌داشت  بیرون کشید. و اندکی پس از درگیری اوکراین در سال ۲۰۲۲،  روسیه خود را از پیمان آغازنو  (New START)که مرز شمار موشک‌های هسته‌ای قاره‌پیما آماده شلیک ایالات متحده و روسیه را به ۱۵۵۰ گذاشته بود بیرون کشید.

جهان در روند دگرگونی تندی است. جنگ هسته‌ای دیگر یک پندار نیست، بل‌که پس از بحران کوبا در سال ۱۹۶۲ ، هیچ‌گاه مانند امروز خطر آن تا به این اندازه بزرگ نبوده‌است.




بودجه دولت آقای پزشکیان؛ همان آش و همان کاسه همیشگی!

مقاله ۳۰/۱۴۰۳
۹ آبان ۱۴۰۳، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴

پیش‌گفتار

دولت رفسنجانی با پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی، آغازگر «سياست تعديل اقتصادی» و«سیاست‌های شوک درمانی» بود.

کار آرام آرام بدانجا رسید که کارمندان بلندپایه نهادهای امپریالیستی صندوق بین‌الملی پول و بانک جهانی از مهمانان برجسته وزیران اقتصاد دولت های احمدی نژاد بودند و صندوق بین‌المللی پول به رهبری به دومینیک گیوم (Dominique Guillaume) خرداد سال ۱۳۹۰ درباره اقتصاد ایران با دولت احمدی نژاد دیدار و گفت و گو داشت.

نئولیبرالیسم با خصوصی‌سازی سازمان‌ها، کارخانه‌ها، کارگاه‌ها،  بنگاه‌ها و نهادهای دولتی، دست مزد پایین کارگران در هم سنجی با نرخ تورم، افزایش زمان کار، نبود یا کم‌بود بیمه‌های اجتماعی، نظام آموزش و بهداشت پولی، و نبود پوشش اجتماعی زمان بی‌کاری و بی‌ماری، شکاف طبقاتی را در درازای این سال‌ها بزرگ‌تر کرده‌است.

اقتصاد نئولیبرالیستی دولت‌های جمهوری اسلامی با نام‌های گوناگونی مانند «جراحی اقتصادی»، «مولد سازی» و «چابک سازی» به رهبری خامنه‌ای پیاده شد. خامنه‌ای حتا نقش دولت در دوران نخست پس از انقلاب را یک “اشتباه بزرگ” خواند.

در پی سال‌های درازی که این سیاست اقتصادی ناگوار پیاده شده‌است، هم اکنون‌مردم ما با دشواری‌های فراوانی روبرو هستند که ریشه در تورم کُشنده دارد. بهای کالاهای خوراکی، خدماتی و خانه روزانه گران‌تر می‌شود، ولی حتا  دست‌مزد آن‌هایی که به آن اندازه خوش‌بخت هستند که کاری داشته باشند، هم‌سان تورم افزایش نمی‌یابد.

در این نوشته ما با بررسی بودجه دولت که از مجلس گذشت نگاهی خواهیم داشت به این که این بودجه تا چه اندازه می‌تواند چالش‌های مردم ما را چاره‌جویی کند.

بودجه

بودجه یک برنامه پولی است که درآمدها و هزینه‌های یک دولت را در سال آینده پیش‌بینی و برنامه‌ریزی می‌کند.  

هزینه‌ها دربرگیرنده زیرساختارها، نیروهای نظامی، مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و پرورش و رفاهی می‌شود – و دارایی‌ها دربرگیرنده مالیات‌ها بر درآمد، گمرک، فروش کالاهایی که در دست دولت است مانند نفت، و سود از دیگر فعالیت‌های اقتصادی دولت مانند کارخانه‌ها و یا فروش دارایی‌های دولت می‌باشد.

اگر درآمد دولت از هزینه‌ها بیش‌تر باشد، آن دولت مازاد بودجه دارد و اگر درآمد دولت از هزینه‌ها  کم‌تر باشد آن دولت کسری بودجه خواهد داشت.

درآمد

درآمد دولت در سال آینده  ۶۴۰۷ همت (هزار میلیارد تومان) پیش‌بینی شده‌است. با ارز بازار بودجه سال آینده برابر با  صد میلیارد دلار می‌شود. با نرخ ارز نیما ۱۳۰ میلیارد دلار است.

سرچشمه‌های درآمد غیر دارایی دولت در برگیرنده درآمدهای مالیاتی با ۳۹ درصد افزایش، خالص حقوق ورودی گمرکی با ۸۵ در صد افزایش، سود سهام شرکت‌های دولتی، مالکیت دولت در بخش ارتباطات با ۳۰ در صد افزایش، بهره مالکانه و حقوق دولتی معادن، درآمد حاصل از فروش کالا و خدمات با ۳۱ در صد افزایش و سایر درآمدها با ۱۱۱ در صد افزایش است که با هم ۲۲,۷۵۶,۰۰۰میلیارد ریال (۲۲۷۵،۶ هزار میلیارد تومان- همت) است.

درآمدی که واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای خوانده می شود در برگیرنده منابع حاصل از نفت، گاز و فرآورده‌های نفتی با افزایش ۳۲ در صدی، منابع حاصل از فروش و واگذاری اموال منقول، غیرمنقول، تسویه بدهی از طریق واگذاری اموال است که با هم ۲۳,۳۲۰,۰۰۰ میلیارد ریال (۲۳۳۲ هزار میلیارد تومان- همت) می شود.

درآمدی که واگذاری دارایی‌های مالی خوانده می شود در برگیرنده فروش، تحویل و واگذاری انواع اوراق مالی اسلامی با افزایش ۱۷۵ درصدی، واگذاری شرکت‌های دولتی با افزایش ۱۲۵ درصدی، سایر واگذاری دارایی‌های مالی و استقراض از منابع صندوق توسعه ملی است که با هم ۱۳,۸۰۰,۰۰۰میلیارد ریال (۱۳۸۰ هزار میلیارد تومان- همت) می شود. در پایان درآمد اختصاصی۴,۲۰۰,۰۰۰میلیون ریال (۴۲۰ هزار میلیارد تومان- همت) است.

دولت پیش‌بینی کرده‌است که در سال آینده ۴۰۸۱ همت هزینه دارد؛ ولی اگر از درآمدها و هزینه‌های واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی بگذاریم، بدان‌گاه درآمدهای دولت تنها ۲۲۷۵ همت پیش‌بینی شده که تنها  نزدیک به نیمی از آن هزینه‌ها را پوشش می‌دهد. برای همین دولت  ۱۸۰۰ همت کسری بودجه دارد.

ولی درآمدهای واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای که فروش نفت و گاز هم بخشی از آن است، از کسری بودجه دولت می کاهد.

ایرنا می‌نویسد که در بودجه ۱۴۰۴ تولید نفت سه میلیون و ۷۵۰ هزار بشکه در روز،  صادرات گاز طبیعی ۱۶ میلیارد متر مکعب در سال و تولید میعانات گازی ۶۹۰ هزار بشکه پیش‌بینی شده‌است. بهای هر بشکه نفت صادراتی در  بودجه ۱۴۰۴ با نرخ ۵۷.۵ یورو یا ۶۳ دلار و بهای هر متر مکعب گاز صادراتی سه‌دهم یورو پیشنهاد شده‌است.

فروش نفت، گاز و فرآورده‌های نفتی، ۲.۱۰۷ میلیون میلیارد تومان است.

همه‌ی در آمد نفت به دست دولت نمی‌رسد، بلکه  ۱۴.۵ درصد درآمد نفتی به شرکت ملی نفت، ۳۷.۵ درصد به خزانه دولت  و ۴۸ درصد به صندوق توسعه ملی واریز می‌شود.

با این همه، ۱۱۹۶ هزار میلیون تومانی  (همت) که به دولت می رسد باید دوباره پخش شود؛ ۵۰۹ هزار میلیارد تومان به دولت؛ ۵۶۱ هزار میلیارد تومان به نیروهای مسلح و ۱۲۶ هزار میلیارد تومان به “سهم سایر مصوبات طرح‌های خاص” می‌رسد.

با این همه، کسری بودجه سال ۱۴۰۴، مانند امسال بالا خواهد بود. برخی از کارشناسان کسری بودجه را تا ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومان می‌دانند. دولت برای حل این کسری بودجه به فروش ۷۰۰ هزار میلیارد تومان اوراق بدهی، برداشت ۵۴۰ هزار میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی و وام  از بانک مرکزی می‌پردازد.  البته ۴۷۰ همت از این پول پرداخت اصل و سود اوراق بدهی سال‌های پیش است، یعنی خود وام برای سال آینده ۲۳۰ همت است.

با  نرخ برابری یورو ۵۰ هزار تومان  دولت  ۱۰ میلیارد و ۸۲۰ میلیون یورو از صندوق توسعه ملی وام می گیرد. قانون بودجه خود جمهوری اسلامی می گوید که، دولت باید سالیانه ۴۸ درصد از درآمدهای ناشی از صادرات نفت را به صندوق توسعه ملی واریز کند. برای سال ۱۴۰۴ اما دولت‌ تنها ۲۰ درصد از درآمد را به حساب صندوق توسعه ملی واریز می‌کند.

این وام باید هر سال بازپرداخت شود. این بازپرداخت هنگفت تنها می‌تواند که با کاستن از هزینه دولت در بخش آموزش و بهداشت و رفاه عمومی تهیه شود. همه‌ی این راه چاره ها تورم را افزایش خواهد داد.

افزون براین، ۱۳۵هزار میلیون تومان (همت) از هزینه‌های دولت از فروش سهام و شرکت‌های دولتی به دست خواهد آمد.

نکته‌های تردیدی و ناروشن

پیش‌بینی دولت افزایش  ۴۱ درصدی درآمدهای نفتی است. کارشناسان افزایش درآمد نفت را به دلیل شرایط کنونی خاورمیانه و خطر رییس جمهور شدن ترامپ دشوار می دانند.

با این همه، باور باید بر این باشد که این افزایش درآمد نفت باید کسری بودجه دولت را کم‌تر کند. ولی از آن‌جایی‌که بهای یورو در بودجه امسال  ۳۱ هزار تومان  بود، ولی نرخ برابری یورو برای سال ۱۴۰۴  ۵۰ هزار تومان پیش‌بینی شده‌است. دولت پیش بینی می کند که نرخ ارزهایی مانند یورو ۶۱ درصد افزایش خواهد یافت؛ یعنی یک شکاف ۲۰ درصدی میان افزایش درآمد نفتی و رشد نرخ ارز هست که درآمدهای نفتی واقعی را در بودجه سال آینده کاهش می‌دهد.

پرسش‌های بی‌پاسخی نیز در باره‌ی بهای بنزین و افزایش درآمد دولت نیز هنوز در گردش است. آیا این که با افزایش بهای بنزین به درآمد دولت افزوده خواهد شد، در این بودجه هم‌چنان ناروشن است. پزشکیان گفت که مصرف بنزین امسال ۴۰ درصد بالاتر از سال ۹۸ است. او گفت که هر لیتر بنزین تا ۴۰ هزار تومان هزینه دارد، ولی بنزین یارانه‌ای هر لیتر  به ۱۵۰۰ تومان به فروش می‌رسد.

پزشکیان در انتخابات از افزایش بهای بنزین و کاهش یارانه سوخت سخن گفت. او  در شهریور ماه ۱۴۰۳ گفته بود: «من (به عنوان دولت) پول گندم، پول دارو و پول نهاده و حقوق بازنشسته‌ها را ندارم، اما بنزین دلار ۵۰ تومان را می‌فروشم ۱۰تومان. کدام منطقی این را از ما قبول می‌کند که ما داریم این کار را می‌کنیم؟»

ایشان بدون این که نشان دهد که مردم چگونه می‌توانند این بهای افزوده را بردوش کشند و یا مصرف بنزین را کم کنند، با زیرکی بهای بنزین را با دارو، گندم و دست‌مزد بازنشستگان گره می‌زند.  

البته، افزایش ۴۰ در صدی مصرف بنزین در ۵ سال برای محیط زیست ویران کننده‌است. البته نباید مردم را با این کار سرزنش کرد. نبود یک زیرساختار فراگیر رفت‌وآمد مردم و کالاها، مانند جاده‌های خوب، اتوبوس‌های شهری و برون‌شهری فراوان، شایسته و تندرو، قطار آراسته و سازمند از دلیل‌های بنیانی این افزایش کاربرد بنزین است.

برای همین، کم کردن مصرف بنزین با گران کردن بهای آن راه درستی برای چاره‌جویی این چالش نیست، بل‌که نیاز به برنامه‌ریزی درازمدت و سرمایه گذاری هنگفت در زیرساختارها و آموزش فرهنگی در باره‌ی خوی دادن مردم به کاربری از اتوبوس و قطارها دارد.

نکته‌های مثبت

مالیات بر درآمدستانی بودجه ۱۴۰۴  پلکانی است؛ میان ۱۰ تا ۳۰ درصد است.  این سیاست مالیاتی روی کاغذ کار درست و پیش‌رو است. آن‌هایی که درآمد بیش‌تری دارند باید درصد بیش‌تری از درآمد خود مالیات دهند. این سیاست اگر به خوبی پیاده شود درآمد مالیاتی دولت را در هم‌سنجی با امسال  ۴۰ درصد افزایش می‌دهد.

 یکی دیگر از سرچشمه درآمدی دولت افزایش عوارض گمرکی است. حقوق ورودی گمرکی هم  از ۱۴۳ هزار میلیارد تومان به ۲۶۴ هزار میلیارد تومان؛ یعنی ۸۵ درصد افزایش خواهد یافت.

درآمدهای مالیاتی دولت ۴۰ درصد افزایش خواهد داشت و از ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان به ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومان افزایش می‌یابد. به زبان دیگر، ۲۰ درصد از بودجه‌ باید با مالیات‌ستانی فراهم شود.

چالشی که دولت در این باره با آن روبرو است، این‌است‌که میهن ما چه در زمان محمدرضا و چه در جمهوری اسلامی هرگز دارای  یک دست‌گاه پیش‌رفته و کارای مالیات‌ستانی نبوده‌است و بخش بزرگی از درآمدها از  فروش نفت و فراورده‌های آن تهیه می‌شود. تجربه سال گذشته نشان می‌دهد که گرفتن مالیات از لایه‌های پایینی و میانی آسان‌تر از لایه‌های بالایی است. دولت هیچ آمار روشنی از درآمد و سود بازرگانان گوناگون خودرو، نفت، فرش وو ندارد، تا بتواند که مالیات بر درآمد آن‌ها را به شیوه ای کارا از آن‌ها بگیرد.

مالیات بر خودروهای فرنما (لوکس) نیز افزایش می یابد و  حقوق گمرکی برای گوشی‌های تلفن  با ارزش بالای ۶۰۰ دلار به ۱۵% افزایش می یابد.

یکی از نکته‌های دیگر مثبت این است که در سال ۱۴۰۴، حقوق گمرکی دارو، ابزار پزشکی، شیرخشک نوزادان و کالاهای بنیانی را به یک درصد کاهش دهد و حقوق گمرکی ماشین‌آلات و ابزار صنعتی  نیز به دو درصد کاهش می‌یابد. البته این خودبه‌خود به معنای ارزان شدن داروها نیست، زیر مافیای داروفروشان دارو، مانند همیشه به بهایی که آزمندی او را برآورده کند، خواهد فروخت.

نکته‌های منفی

دولت در  سال ۱۴۰۴ دست‌مزد  همه کارمندانش و بازنشستگان را ۲۰ درصد افزایش می‌دهد. کمینه (حداقل) دست‌مزد ماهانه کارمندان ۱۲ میلیون تومان، و  دریافتی بازنشستگان دولت ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان است. کنش‌گران صنفی به‌درستی می‌گویند که افزایش دست‌مزد دست‌کم می بایست هم‌سان نرخ تورم شود.

کارشناسان هم‌چنین در باره‌ی نمو  ۱۷۵ درصدی فروش اوراق بدهی هشدار دادند. دولت برای فروش آن‌ها به ناگزیر نرخ سود این اوراق را بالا خواهد برد. این کار خرید اوراق را پرسودتر از سرمایه‌گذاری در بخش اقتصاد می‌کند که برایند آن رویش بیش‌تر اقتصاد انگلی و گریز سرمایه از کارهای تولیدی است.

آن پولی که از نفت به دولت می‌رسد آن‌چنان کم است که دولت به ناگزیر با اجازه ولی فقیه  از ۴۸ درصد  صندوق توسعه ملی از صادرات نفت، ۲۸ درصد را خودش برمی‌دارد. آقای خامنه‌ای پذیرفت که دولت پزشکیان درآمد  کمتری از نفت و گاز کشور را  به  صندوق توسعه ملی واریز کند. ۵۴۰ هزار میلیارد تومان “وام ” از صندوق توسعه ملی به دولت داده می‌شود.

علی خامنه‌ای در سال‌های گذشته بارها برای فراهم کردن هزینه‌های  سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سازمان بورس، صدا و سیما و خزانه دولت، و دیگر نهادهای پنهانی از صندوق توسعه ملی پول برداشت کرده‌است.

صندوق توسعه ملی برای جلوگیری از “بیماری هلندی” در اقتصاد پایه‌گزاری شد. بیماری هلندی، ریشه در یک اقتصاد تک کالایی و درآمد از سرچشمه‌های زیرزمینی دارد. از  پیامدهای منفی اقتصادی آن می‌توان از کاهش رقابت صنعتی و کاهش تولید و فروش کالاهای غیرنفتی‌ کشور به برون از مرزها  نام برد. این بیماری بیش از همه به کارگران صنعتی‌ غیرنفتی‌ و بورژوازی تولیدی ضربه می‌زند.

رهبر جمهوری اسلامی می تواند هر گاه که دلش خواست پولی از صندوق توسعه ملی که برای روز مبادا و برای نسل‌های آینده پایه‌گزاری شده است، را برداشت کند.

مهدی غضنفری، رئیس هیات عامل صندوق توسعه ملی در اردیبهشت ۱۴۰۲ گفته بود از ۱۵۰ میلیارد دلار این صندوق، تنها  ۱۰ میلیارد دلار مانده‌است. دولت سیزدهم ۲۴.۲ میلیارد دلار، دولت دوازدهم ۳۳.۹ میلیارد دلار، دولت یازدهم ۳۲.۳ میلیارد دلار و دولت دهم ۱۳.۵ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی وام دریافت کرده‌اند.

هنگامی که چاپ اوراق بدهی دولتی، وام از بانک مرکزی، برداشت از صندوق توسعه ملی و نرخ ارز افزایش می یابد، توان دولت برای کنترل و کاهش تورم در سال ۱۴۰۴ با دشواری  روبرو می‌شود.

برای سال ۱۴۰۴، بودجه واردات خودرو به دو میلیارد یورو افزایش یافته که دو برابر سال گذشته‌است. هم‌چنین، دولت خواهان  عرضه خودروهای وارداتی در بورس کالا است  و به درخواست کنندگان اجازه می‌دهد تا این خودروها را در درون کشور بفروشند.

از سوی دیگر، مالیات فروش خانه‌های لوکس و گران بها کاهش می‌یابد، زیرا دولت سقف  ۳۵ میلیارد تومانی کنونی مالیات بر فروش خانه را به ۵۰ میلیارد تومان برای سال ۱۴۰۴ افزایش داده است. یعنی شمار خانه‌فروشانی که باید برای فروش خانه مالیات بدهند کم‌تر می‌شود.

افزون بر این، ۱۳۵  هزار میلیارد تومان (همت) از هزینه‌های دولت از فروش سهام و شرکت‌های دولتی به دست خواهد آمد. این همان خصوصی‌سازی بخش‌های گوناگون صنعت و معدن‌ها است  که با بهای ارزان به دوستان و آشنایان سپرده می‌شود.  

پایان‌سخن

همان‌گونه که دیده‌ایم اگر از مالیات پلکانی که به دلیل نبود یک دست‌گاه کارکن مالیاتی نمی‌تواند چندان کارا باشد که بگذریم، بودجه این دولت هم مانند بودجه دولت‌های دیگر چاره‌ساز چالش‌های میهن و دشواری‌هایی که مردم ما با آن روبرو هستند، نیست.

برخی از درآمدها با خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی و فروش دارایی‌های دولت فراهم می‌شود که این کار همان دنبال کردن سفارش‌های نئولیبرالیستی است که آقای همتی وزیر دارایی و بودجه از هواداران سینه چاک آن است.

دولت برای به دست آوردن پول برای پرداخت هزینه‌های خود به ناچار هم اوراق بدهی چاپ می‌کند و هم از  ۲۸ درصد از پول نفتی که باید به صندوق توسعه ملی سپرده شود، وام می‌گیرد. 

این شیوه‌های پیدا کردن پول، مایه تورم می‌شود. افزون بر این، افزایش نرخ ارز هم تورم‌زا است.

با این که پیش‌بینی نمی‌شود که تورم پایین‌تر از ۳۰ درصد بیاید، افزایش دست‌مزد کارمندان و دریافتی بازنشستگان با نرخ تورم هم‌خوانی ندارد. افزون بر این، برخی از کالاهای روزانه مردم به دلیل کاهش ارز ارزان برای خرید آن‌ها از برون از مرزها، گران‌تر می‌شود.

حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی درباره بودجه سال آینده می‌گوید: «ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی کالاهای اساسی، ۳ میلیارد دلار کاهش یافته است و این کار منجر به گرانی کالاهای اساسی خواهد شد و تورم را به دنبال خواهد داشت.»

به زبانی دیگر، با افزایش تورم و افزایش دست‌مزدی که با آن هم‌خوانی ندارد، مردم کارکن و رنج‌بر سال دشواری را در پیش خواهند داشت. 

سرچشمه‌های کمکی

متن کامل لایحه بودجه ۱۴۰۴ (www.irna.ir)




سخنان نغز

احسان طبری در باره ی کلید تکامل

کار، پیکار، آفرینش- اینهاست کلیدهای تکامل. نقش همه آنها در سیر تاریخ مهم است. در نسج جامعه تار و پود عینی و ذهنی، پروسه های خورد و کلان به هم بافته شده. تکامل افزار با تکامل افکار، کوشش کار با جنبش پیکار با هم است. تنها جامعه ای که در این روح تربیت شود شایان زیست است.




راست نژادپرست اروپا پشتیبان اسراییل است و ددمنش‌ترین کُشتارهای اسراییل را پاک‌شویی می‌کند

امپریالیسم و صهیونیسم توانستند که با گول زدن مردم ، یهودستیزی را تنها سرشت فاشیسم بخوانند. ولی فاشیسم چیزی فرای پاسبانی  از منافع سرمایه با تکیه بر ناسیونالیسم، “پاکی نژادی” و “ارزش های غربی” نیست.

اردوگاه راست تندرو با بورژوازی صهیونیسم هم‌سانی  ایدئولوژیک دارد. راست نژادپرست و رژیم فاشیستی اسراییل برای پاسبانی از سرمایه‌داری و سرکردگی جهانی امپریالیسم ، برای توده‌ها دشمن پنداری (مسلمانان) می‌سازند، تا توده‌ها، مسلمانان هم طبقه خود را دشمن بدانند و نه سرمایه را. ضد کمونیسم هم یکی دیگر از ویژگی مشترک راست نژادپرست و رژیم فاشیستی اسراییل است.

اسرائیل با راست تندرو و نژادپرست اروپا دوستی بسیار نزدیکی دارد. بسیاری از حزب‌های راست تندرو گرایش‌های فاشیستی دارند. بنیان‌گذار حزب آزادی آنتون راینتالر که در انتخابات اتریش پیروز شد، بریگاد پیشوا بود. راست تندرو ایتالیا از سوی حزب فاشیست و افسر بریگادهای سیاه، جورجیو آلمیرانته پایه‌گذاری شد. وکس (Vox) اسپانیایی ستایش برای ژنرال فرانکو را پنهان نمی‌کند.

رهبر حزب نژادپرست  Vox اسپانیا ، سانتیاگو آباسکال، در سال گذشته دو بار از اسراییل بازدید کرده‌است. نتانیاهو او را دوست بزرگ اسراییل خواند. حزب راست تندرو چگا پرتغال، کُشتار  تل آویو را «دفاع از خود» خواند و خواستار برکناری آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد به دلیل « ضد اسراییلی» بودن او شد. جورجیا ملونی، رئیس دولت ایتالیا مسلمانان را دلیل جنگ غزه خواند.

راست تندرو آلمان (AfD) نیز در کنار اسراییل ایستاده‌است. این حزب خواستار پایان دادن به بودجه آژانس سازمان ملل برای کمک به پناهندگان فلسطینی است. این حزب می‌گوید که  حماس نه تنها ضد دولت  اسراییل بلکه ضد غرب هم است، زیرا اسراییل بخشی از غرب است. کانال هفت اسراییل پیروزی این حزب را «به سود اسراییل» خواند. آویگدور لیبرمن، نماینده مجلس و عضو پیشین  دولت اسراییل ، چپ فرانسه را یهودستیز نامید و گفت که پیروزی لوپن به سود اسراییل است.




صلح به سبک اولاف شولتز

فرح نوتاش قدرت زنان 27.10.2024

دیروز صدراعظم آلمان خطاب به ایران در حساب ایکس خود نوشت: پیغام من برای ایران روشن است. چنین واکنش های گسترده و شدید، نمی تواند برای همیشه ادامه یابد. اقداماتی این چنین، باید همین حالا متوقف شود. و این می تواند فرصتی برای صلح در خاورمیانه فراهم آورد. صدراعظم آلمان از ایران خواست از تشدید تنش ها پرهیز کند.

ولی حملۀ ایران در جواب برخی از حمله های بسیار اسرائیل بوده است!

و اولاف شولتز هرگز اسرائیل را برای حملاتش به ایران، مورد خطاب قرار نداده است!

ولی جو بایدن جنگ افروز، بجای دادن علامت توقف بعد از حملۀ ایران به اسرائیل گفت: حق اسرائیل است که از خود دفاع کند!

حال اولاف شولتز از ایران می خواهد که حملۀ جدید اسرائیل را تحمل کند. و او فکر می کند که خود داری و تحمل ایران به گسترش صلح در خاور میانه خواهد انجامید!

نه خیر! فقط اسرائیل را وقیح تر خواهد کرد!

وانگهی، آلمان بعد از آمریکای جنگ افروز، دومین کشوری است که انبارهای اسرائیل را مجانی، پر از تسلیحات مدرن می کند!

بچه عنوان اولاف شولتز فکر می کند که مردم ایران و خاور میانه باید منش وحشی اسرائیل را تحمل کنند و تحمل کنند؟

این چه نوع صلح بی افتخار، غیر انسانی، یکطرفه، و نژادپرستانه ایست که اولاف شولتز سعی در پیشنهاد آن به مردم ایران و خاورمیانه دارد؟

آقای شولتز بگذارید چیزی را همین جا و همین حالا روشن کنیم!

شما فقط با رژیم ملا طرف نیستید؛ مردم ایران با دقت ناظر این سناریوی وحشتناک هستند. اسرائیل هیچکدام از مرزهای بین المللی ایران را، در شب، یا در روز محترم نشمرده است. و احساس می کند آزاد است که هر کجا می خواهد برود و هر کاری که می خواهد بکند.

اسرائیل با حمایت آمریکا و شرکاء در حال ویران کردن تمدن جهانی است. و این دارودسته، احترامی برای سازمان ملل نیز قائل نیستند!

این تکبر و وقاحت نفرت انگیز تحمل نخواهد شد.

که اسرائیل با انواع تسلیحات مدرن تل انبار شود و آزادی برای قتل عام ملل در خاور میانه داشته باشد، و بدون هیچ مانعی، و به نام دفاع از خود، پاکسازی قومی بکند و ادامه دهد!

و انتظار برود که مردم خاور میانه این ضربات وحشتناک نژاد پرستانۀ استعمارگران بیمار و دیوانه را برای دستیابی به صلح تحمل کنند!

آنچه که شما پیشنهاد می کنید، صلح نیست، ادرار است! ( در زبان انگلیسی، پییس که صلح است، فاصله کمی با پیس که ادرار است دارد!)

نه آقای شولتز، شما این نوع حرف زدن نژاد پرستانه و متکبرانه را با مردم ایران و

خاور میانه بس کنید.

این نوع برخورد ها، هرگز نه پذیرفته، و نه تحمل می شود.

اگر شما هیچگونه غرور ملی ندارید و می خواهید برای حفظ مقام نخست وزیری خود، نوکر آمریکا باشید، انتظار هیچ گونه احترامی را از مردم جهان نداشته باشید!

شما هرگز نباید فراموش کنید که آلمان قبل از جنگ جهانی دوم، نیابتی آمریکا بوده، و بعد از جنگ جهانی دوم مستعمره آمریکا بوده است تا به حال.

اگر شما می خواهید آلمان تا به ابد مستعمره آمریکا بماند، دیگر انتظار احترام از مردم دنیا نداشته باشید!

اگر شما و دوستان آلمانی اتان سعی دارند کل اروپا را مستعمره بزرگ آمریکا بکنند،

انتظار حمایت از طرف اروپائیان را نداشته باشید.

برای گاز و نفت، از ضد انسانی ترین نیابتی آمریکا که اسرائیل قاتل است، در خاور میانه حمایت نکنید.

از تخریب جهان برای گاز و نفت دست بردارید.

شما متحد اجباری آمریکای جنگ افروز هستید. برای استقلال خود بجنگید.

جهان فراموش نخواهد کرد که وقتی که شما می خواستید به خرید گاز از روسیه ادامه دهید، چگونه آمریکا لوله های نورت استریم را در ته دریا منفجر کرد!

بجای این که مردم خاور میانه را تشویق به تسلیم، تحمل و واگذاری همه چیز برای استعمار گران طماع بکنید، به مبارزات آنان برای حقوق انسانی خود احترام بگذارید.

اسرائیل جلاد آمریکا در خاور میانه است

آلمان مستعمره آمریکا در اروپا است

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




امپریالیسم برای امنیت خود (پاسبانی از منافع خود) امنیت همه‌ی جهان را به خطر انداخته‌است

ناتو به سرپرستی امپریالیسم امریکا اوکراین، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و کره جنوبی را دوستان خود می‌داند و ان‌ها را علیه روسیه و چین بسیج می‌کند. امپریالیسم سخن از امنیت جهانی می‌گوید، ولی آیا امنیت جهانی نباید دربرگیرنده امنیت همه ی کشورهای جهان باشد؟ امپریالیسم برای امنیت خود (پاسبانی از منافع خود) امنیت همه‌ی جهان را به خطر انداخته‌است. ایالات متحده، هم با  کمک ناتو و هم با پایگاه‌های جنگی، به دنبال منافع خود است تا برتری  جهانی خود را نگه داشته باشد.  منافع امپریالیسم امریکا حتا بر منافع اروپاییان هم برتری دارد. کشورهای عضو ناتو هرگز برابر نبوده‌اند، چارچوب نهادی، سیاسی و نظامی ناتو برای سرسپردگی سرمایه‌داری اروپا از ایالات متحده برنامه‌ریزی و پیاده شده‌ است.

همان‌گونه که دیدیم بی‌گمان جایزه نوبل صلح برای دوری از انتقاد از اسراییل به هواداران جهان آزاد از جنگ‌افزارهای اتمی داده‌شده‌است. با این همه، تردیدی نیست که هر گونه جنگی، تنها به سود امپریالیست‌ها و انحصارهای جنگ‌افزارسازی است و برای پاسبانی از سرکردگی جهانی امپریالیسم، آتش آن در گوشه و کنار جهان برافروخته می‌شود.

نیروهای پیش‌رو و  ”چپ”‌ همیشه هوادار صلح بوده‌اند و نبرد برای جلوگیری از هر گونه جنگی، چه هسته‌ای و چه غیرهسته‌ای، را جدا از نبرد طبقاتی نمی‌دانند. تردیدی نیست که فرودستان بهای جنگ  را می‌پردازند و فرزندانشان خوراک توپ می‌شوند، و فرادستان از جنگ سود می‌برند.

برای جنگ‌افروزی، امپریالیسم نیاز به هم‌راهی مردم و پذیرش داستان خود از سوی آن‌ها دارد و در این راه از هیچ کوششی برای بستن دهان حقیقت گویان سر باز نمی‌زند.




جانگ روایت ها

خواست آتش بس و صلح، منافع اقتصادی و سیاسی انحصارهای بزرگ جنگ‌افزارسازی و دولت‌های امپریالیستی را به خطر می‌اندازد. برای همین، ما یک نبرد ایدئولوژیک بر سر بازگفت‌ها، داستان‌ها، گفتارها می‌بینیم.

داستان غرب در باره ی اوکراین این است که با یورش بی‌دلیل روس‌ها این جنگ آغاز شد. آن‌ها می‌گویند که روس‌ها می‌توانند برگردند به خانه و جنگ را پایان دهند. داستان غرب در باره غزه این است که با یورش حماس به غیرنظامیان در ۷ اکتبر جنگ آغاز شد؛ اسراییل حق دارد از خود دفاع کند؛ حماس یک سازمان تروریستی است؛ حماس باید از ریشه کنده شود، سپس جنگ پایان یابد.

در همه‌ی این داستان‌ها غرب، به رهبری ایالات متحده، انسان‌های خوب هستند، که برای دموکراسی باید با آدم‌های بد بجنگند؛ و بزرگ‌ترین وظیفه سیاست‌مداران خوب و درست کار غربی سرنگونی دیکتاتوری چین و روسیه است که می‌خواهند نظم جهانی را بر هم بزنند.

غرب با داستان‌سازی‌های گوناگون چنان هیولایی از پوتین ساخت که گویا نمی‌توان با او در باره‌ی چیزی گفت‌وگو کرد. غرب به مردم خود این گونه می‌گوید که ناسازگاری‌ها را نمی‌توان با گفت‌وگو با کسانی که با او ناسازگار هستند حل کرد.

کسی بدون آتش بس نمی‌تواند به جنگ پایان دهد، ولی غرب با بازگویی داستان‌های اسراییل به مردم خود می‌گوید که آتش بس به سود حماس است و تا نابودی حماس از صلح سخن نگویید. همه می‌دانند که بدون یک پیمانی که هر دو سوی یک درگیری بتوانند با آن زندگی کنند، صلح پایدار پدید نخواهد آمد. با این همه، غرب نه تنها برای پیاده کردن راه حل دو دولتی به اسراییل فشار نمی‌آورد، بل‌که به بازگویی داستان‌های اسراییل فلسطینی‌ها را سزاوار دموکراسی و حق داشتن یک کشور مستقل نمی‌داند.

ولی غرب با گفتن این که با پوتین یا حماس نمی‌شود گفت‌وگو کرد، خواهان پذیرش هیچ پیش‌نهاد  برای گفت‌گو و صلح نیست.