چین به پیشرفت چشمگیر در فناوری باتری‌های هسته‌ای با طول عمر فوق‌العاده دست یافت

یک شرکت چینی به نام “ووشی بیتا فارماتک” موفق به توسعه نمونه اولیه باتری هسته‌ای با طول عمر فوق‌العاده به نام “ژولونگ-۱” شده است. این باتری از ایزوتوپ رادیواکتیو کربن-۱۴ (C-14) با نیمه‌عمر ۵۷۳۰ سال استفاده می‌کند و گامی مهم در فناوری باتری‌های میکرو هسته‌ای محسوب می‌شود.  این باتری به افتخار “ژولونگ”، اژدهای افسانه‌ای چینی که نماد نور و انرژی ابدی در متن باستانی “شان های جینگ” است، نام‌گذاری شده است.

باتری‌های هسته‌ای انرژی حاصل از واپاشی رادیواکتیو را به برق تبدیل می‌کنند و اساساً با باتری‌های شیمیایی متعارف متفاوت هستند.

ژانگ گوانگهویی، رهبر فنی این پروژه، توضیح داد که نوآوری اصلی ژولونگ-۱ در استفاده از C-14 و جفت‌کردن آن با نیمه‌هادی کاربید سیلیکون (SiC) برای تولید برق است. با واپاشی C-14، ذرات بتا ساطع می‌شوند که با نیمه‌هادی تعامل کرده و جریان پایدار الکترون ایجاد می‌کنند. این فناوری چالش‌های فنی مانند آماده‌سازی منابع C-14 با فعالیت ویژه بالا و بهبود بازده تبدیل انرژی و پایداری دستگاه‌های مبدل را حل کرده است. 

ژولونگ-۱ می‌تواند در دمای منفی ۱۰۰ تا ۲۰۰ درجه سانتی‌گراد به‌طور پایدار کار کند، چگالی انرژی آن ۱۰ برابر باتری‌های لیتیوم-یون تجاری است و نرخ کاهش عملکرد آن در طول عمر طراحی‌شده ۵۰ ساله کمتر از ۵ درصد است. 

این باتری‌ها کاربردهای گسترده‌ای در حوزه‌های سلامت، اینترنت اشیا و اکتشافات فضایی دارند. همچنین، در اعماق اقیانوس، قطب جنوب، ماه و مریخ، این باتری‌ها می‌توانند به‌عنوان منبع انرژی بدون نیاز به تعمیر و نگهداری عمل کنند. 

تیم تحقیقاتی در حال توسعه نسل دوم این باتری به نام ژولونگ-۲ است که اندازه‌ای به کوچکی یک سکه خواهد داشت و انتظار می‌رود تا پایان سال جاری یا اوایل سال آینده عرضه شود. این پیشرفت‌ها نشان‌دهنده گامی بزرگ در فناوری انرژی پایدار و نوآوری‌های علمی چین است.




کمک ناخواسته ترامپ به تقویت استقلال تکنولوژیک چین

بسیاری در چین معتقدند که سیاست‌های ترامپ ناخواسته به تقویت کشورشان کمک کرده است.

دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ حداقل سه کمک قابل توجه به پیشرفت چین کرد:

1. تضعیف تصویر آمریکا به‌عنوان الگوی دموکراسی: ریاست‌جمهوری ترامپ تصویر آمریکا را به‌عنوان کشوری ایده‌آل برای بسیاری از چینی‌ها از بین برد و آشفتگی سیاسی و شکاف‌های عمیق اجتماعی در آمریکا را آشکار کرد. این موضوع باعث شد چینی‌ها بیشتر به ثبات و سیستم حکومتی خود افتخار کنند.

2. شتاب‌بخشی به استقلال تکنولوژیک چین: ترامپ با اقداماتی مانند دستگیری مدیر مالی هوآوی، منگ وانژو، و محدودیت‌های تکنولوژیک، چین را به سمت خودکفایی تکنولوژیک سوق داد. تا سال ۲۰۲۴، چین پیشرفت‌های چشمگیری در تولید نیمه‌هادی‌ها و دیگر فناوری‌های پیشرفته داشت و صادرات تراشه‌های چینی به رکورد ۱۵۹ میلیارد دلار رسید.

3. تغییر ساختار تجارت جهانی: جنگ تجاری ترامپ با چین باعث شد چین روابط تجاری خود با کشورهای جنوب جهانی را گسترش دهد. بین سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴، تجارت چین با این کشورها بیش از ۴۰ درصد رشد کرد، در حالی که وابستگی چین به آمریکا به‌عنوان شریک تجاری از ۱۷ به ۱۱ درصد کاهش یافت.

چین با ابتکاراتی مانند “جاده ابریشم جدید” روابط خود با کشورهای در حال توسعه را تقویت کرده است. به نظر می‌رسد چین از بازگشت ترامپ به قدرت نگران نیست و حتی ممکن است از آن بهره‌برداری کند. چین در مواجهه با ترامپ ۲.۰، اگرچه به دنبال تحریک او نیست، اما آماده است تا در صورت ادامه سیاست‌های خصمانه آمریکا، با اقدامات حساب‌شده پاسخ دهد.

در نهایت، تجربه چین از دوره اول ترامپ و سیاست‌های محدودکننده بایدن، این کشور را در بلندمدت تقویت کرده است. چین به‌دقت آماده است تا چالش‌های احتمالی را به فرصت‌هایی برای پیشرفت بیشتر تبدیل کند.




یادنامه‌ای بی‌چاپلوسی در سالگرد درگذشت رفیق زنده‌یاد خاوری

رفیق خاوری با دفاعیات خود در بیدادگاه محمدرضا، نه‌تنها در دل توده‌ای‌ها، بلکه در میان تمام کمونیست‌ها، شعله‌ی امید را برافروخت و در برابر تسلیم‌طلبی و ناامیدی نشانگر مقاومت بود.

یکی از دستاوردهای مهم این رفیق، حفظ رهبری حزب در شرق و جلوگیری از انتقال آن به غرب بود، اقدامی که می‌توانست در آن مقطع (قبل از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم) ضربه‌ای مهلک به حزب بزند. به گفته‌ی رفیق فرهاد عاصمی، رفیق خاوری با انتقال رهبری به غرب، قاطعانه مخالفت کرد و گفت که حتی اگر رگ گردنش را بزنند، اجازه‌ی چنین اقدامی را نخواهد داد. علاوه بر این، رفیق خاوری در برابر فشارهای داخلی و خارجی برای تغییر ایدئولوژی حزب مقاومت کرد و از مارکسیسم-لنینیسم قهرمانانه دفاع نمود. همچنین، نقش او در حفظ موضع مبارزاتی و تسلیم‌ناپذیری حزب در برابر دیکتاتوری ولی‌فقیه شایسته‌ی تقدیر است.

بررسی رهبری خاوری در این دوره‌ی طولانی نشان می‌دهد که با وجود خدمات ارزنده‌اش، برخی تصمیمات او ضربه‌ی سنگینی به وحدت جنبش توده‌ای وارد کرد. خاوری، با سابقه‌ی مبارزاتی در زندان‌های شاه، می‌توانست با حفظ توازن، انتقادپذیری، احترام به پیشکسوتان و میدان دادن به نسل جوان منتقد، حزبی متحد و نیرومند بر پایه‌ی تفکر طبقاتی ایجاد کند. اما متأسفانه، تحت تأثیر رفیق صفری، روش “تفرقه بینداز و حکومت کن” را در پیش گرفت.

این شیوه‌ی نامطلوب حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز ادامه یافت. در کنگره‌ی سوم حزب، با همکاری برخی رفقا از جمله اردشیر و افشین، او رفیق عاصمی را منزوی کرد. سپس، همین روند را در برابر اردشیر و افشین به کار بست و درنهایت، با کنار گذاشتن رفیق مسعود ملکی، این سیاست به اوج خود رسید.

در قضاوت باید توازن و عدالت را رعایت کرد. با تمام اشتباهاتی که ذکر شد، تردیدی نیست که خاوری تا پایان عمر در راه رهایی طبقه‌ی کارگر و دیگر زحمتکشان گام برداشت.




نقش انحصارهای بزرگ در اقتصاد آمریکا و جهان

 ۱. صنعت فناوری

شرکت‌های فناوری آمریکا از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین شرکت‌های جهان هستند.

– Apple (اپل) 

  – سرمایه کلی: حدود ۲.۸ تریلیون دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۴۰۰-۴۵۰ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: آیفون، مک‌بوک، خدمات دیجیتال.

– Microsoft (مایکروسافت) 

  – سرمایه کلی: حدود ۲.۵ تریلیون دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۲۲۰-۲۵۰ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: ویندوز، Azure، Office.

– Amazon (آمازون) 

  – سرمایه کلی: حدود ۱.۵ تریلیون دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۵۰۰-۵۵۰ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: خرده‌فروشی آنلاین، AWS (ابر رایانش).

– Google (آلفابت) 

  – سرمایه کلی: حدود ۱.۷ تریلیون دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۳۰۰-۳۵۰ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: موتور جستجوی گوگل، یوتیوب، اندروید.

 ۲. صنعت غذایی

صنعت غذایی آمریکا نیز تحت سلطه شرکت‌های بزرگی است که محصولات خود را به سراسر جهان عرضه می‌کنند.

– Nestlé USA (نسله آمریکا) 

  – سرمایه کلی: حدود ۳۵۰ میلیارد دلار (نسله جهانی، تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۱۰۰-۱۱۰ میلیارد دلار (نسله جهانی) 

  – محصولات کلیدی: قهوه نستله، آب معدنی، محصولات لبنی.

– PepsiCo (پپسی‌کو) 

  – سرمایه کلی: حدود ۲۵۰ میلیارد دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۸۰-۹۰ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: پپسی، لیز، غلات صبحانه.

– The Coca-Cola Company (کوکاکولا) 

  – سرمایه کلی: حدود ۲۵۰ میلیارد دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۴۰-۴۵ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: کوکاکولا، اسپرایت، آب معدنی.

– Mondelez International (موندلیز) 

  – سرمایه کلی: حدود ۹۰ میلیارد دلار (تا سال ۲۰۲۳) 

  – درآمد سالانه ۲۰۲۴ (پیش‌بینی): حدود ۳۰-۳۵ میلیارد دلار 

  – محصولات کلیدی: بیسکویت اورئو، شکلات Cadbury.




۲۹ اسفند ۱۳۹۹ (۱۹ مارس ۲۰۲۱) سالگرد درگذشت رفیق زنده‌یاد خاوری
یادنامه‌ای بدون چاپلوسی در سوگ او

سخن روز شماره ۱۲
۲۷ اسفند ۱۴۰۳، ۱۷ مارس ۲۰۲۵

یکی از ویژگی‌های فرهنگ سیاسی ایران، گرایش به افراط در ستایش یا نفی کامل شخصیت‌های سیاسی است. چهره‌های سیاسی در دوران قدرت همچون قهرمانانی بی‌خطا ستوده می‌شوند، اما پس از مرگ، یا با آشکار شدن اشتباهاتشان، به‌کلی طرد می‌شوند یا به اسطوره‌هایی اغراق آمیز بدل می‌گردند. این دوگانگی در قضاوت، مانعی جدی برای تحلیل واقع‌بینانه از عملکرد سیاسی و شخصیت اجتماعی آنان است.

این نگرش ریشه در نگاه قدسی و مطلق‌گرایانه‌ای دارد که افراد را یا منجی بی‌نقص می‌بیند یا دشمن تمام‌عیار می پندارد. چنین رویکردی نه‌تنها درک درستی از تاریخ ارائه نمی‌دهد، بلکه مانع از یادگیری از گذشته و ساختن آینده‌ای آگاهانه‌تر می‌شود.

هیچ فرد یا انقلابی کمونیستی، هرچند فداکار و جسور، از خطا مصون نیست. تاریخ مملو از شخصیت‌هایی است که در کنار دستاوردهای بزرگ، اشتباهات جدی داشته‌اند. اما ارزیابی آنان باید بر اساس تأثیر کلی‌شان بر جنبش‌های اجتماعی صورت گیرد، نه احساسات زودگذر. در مقابل فرهنگ افراط و تفریط، لازم است با نگاهی واقع‌بینانه به پیچیدگی‌های شخصیت و عملکرد آن‌ها توجه شود. تنها با رویکردی منصفانه و متوازن است که می‌توان از اشتباهات تاریخ درس گرفت و مسیر بهتری برای آینده یافت.

درک دیالکتیکی تاریخ مستلزم دیدگاهی متوازن است: دیدن هم‌زمان اشتباهات و دستاوردها، بدون گرفتار شدن در دام ستایش یا نکوهش افراطی. برای ارزیابی عادلانه‌ی شخصیت‌های سیاسی، باید به یاد داشت که هر فرد تحت تأثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان خود قرار دارد و باید در همین چارچوب سنجیده شود.

یکی از شخصیت‌های برجسته‌ی جنبش کمونیستی و کارگری که ستایش‌های اغراق‌آمیز درباره‌ی او، مانع از نقد جدی عملکردش شده است، رفیق زنده‌یاد خاوری است.

رفیق خاوری با دفاعیات خود در بیدادگاه محمدرضا شقایق در شب سرد و بلند یلدایی کاشت، و کویر لوت استبداد را برای رزمندگان شخم زد. سخنان او در آن بیدادگاه، نه‌تنها در دل توده‌ای‌ها، بلکه در میان تمام کمونیست‌ها، شعله‌ی امید را برافروخت و در برابر تسلیم‌طلبی و ناامیدی نشانگر مقاومت بود.

او ۳۷ سال سکان رهبری حزب را در دست داشت. یکی از دستاوردهای مهم این رفیق، حفظ رهبری حزب در شرق و جلوگیری از انتقال آن به غرب بود، اقدامی که می‌توانست در آن مقطع (قبل از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم) ضربه‌ای مهلک به حزب بزند. به گفته‌ی رفیق فرهاد عاصمی، رفیق خاوری در پاسخ به پیشنهاد بابک خسروی برای انتقال رهبری به غرب، قاطعانه مخالفت کرد و گفت که حتی اگر رگ گردنش را بزنند، اجازه‌ی چنین اقدامی را نخواهد داد. علاوه بر این، رفیق خاوری در برابر فشارهای داخلی و خارجی برای تغییر ایدئولوژی حزب مقاومت کرد و از مارکسیسم-لنینیسم قهرمانانه دفاع نمود. همچنین، نقش او در حفظ موضع مبارزاتی و تسلیم‌ناپذیری حزب در برابر دیکتاتوری ولی‌فقیه شایسته‌ی تقدیر است.

اما ازآنجایی که درباره‌ی قهرمانی‌های او بسیار گفته شده، برای ایجاد توازن در قضاوت، باید به اشتباهاتش نیز پرداخت.

رفیق اسکندری در یکی از نامه‌های خود، خاوری را فردی محافظه‌کار توصیف کرده بود. این محافظه‌کاری سبب ‌شد که تغییر نظر او درباره‌ی افرادی که به آن‌ها اعتماد داشت و یا در مورد آن هایی که دوست نمی داشت، بسیار دشوار شود. پس از مهاجرت از افغانستان، او با وجود شناخت کافی از آقای علی خدایی، وی را به پراگ برد و در کنار اسناد کلاسه‌بندی‌شده‌ی حزب مستقر کرد. پیش از آن نیز این رفیق، بدون شناخت کافی، مسئولیت شرق را از رفیق قدیمی و شناخته شده، فرهاد عاصمی گرفته و به خدایی سپرده بود.

بررسی رهبری خاوری در این دوره‌ی طولانی نشان می‌دهد که با وجود خدمات ارزنده‌اش، برخی تصمیمات او ضربه‌ی سنگینی به وحدت جنبش توده‌ای وارد کرد. خاوری، که هم سابقه‌ی مبارزاتی در زندان‌های شاه هم ردیف افسران مقاوم توده‌ای را داشت و هم از دانش رهبرانی چون طبری و جوانشیر بهره برده بود، می‌توانست با حفظ توازن، انتقادپذیری، احترام به پیشکسوتان و میدان دادن به نسل جوان پرکار و منتقد، حزبی متحد و نیرومند بر پایه‌ی تفکر طبقاتی ایجاد کند. اما متأسفانه، تحت تأثیر رفیق صفری، روش “تفرقه بینداز و حکومت کن” را در پیش گرفت و با بسیاری از پیش‌کسوتان، کادرها و اعضای حزب با ان چنان بی‌مهری برخورد کرد، که این موضوع باعث ناراحتی و کناره‌گیری آن‌ها شد.

این شیوه‌ی نامطلوب حتا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز ادامه یافت. در کنگره‌ی سوم حزب، او با همکاری برخی رفقا از جمله اردشیر و افشین، رفیق فرهاد عاصمی را منزوی کرد. سپس، همین روند را در برابر اردشیر و افشین به کار بست و آنها را ایزوله کرد و درنهایت، با کنار گذاشتن کمونیست بزرگ، رفیق مسعود ملکی، این سیاست به اوج خود رسید.  

رفیق خاوری به‌تدریج موفق شد حزبی یکدست ایجاد کند که نظرات او را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرفت. تا آن جایی که هنگامی که رفیق خاوری هنگام نامزدی دوره دوم خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، پرچم‌دار حمایت از او شد— درحالی‌که بسیاری از رفقا در ایران نسبت به سازش‌کاری خاتمی در برابر ولی فقیه مستبد هشدار می‌دادند—هیچ‌کس در رهبری و از کادرها جرئت مخالفت با او را نداشت.

یکی از تمجیدهایی که از رفیق خاوری می شود محکم بودن او در مقابل مضیقه های روزگار بود. نباید از افراد انتظارات غیرانسانی داشت، اما باید حقیقت را گفت. رفیق عاصمی تعریف می‌کرد که رفیق خاوری پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دچار سردرگمی شدیدی شده بود و پیشنهاد انتقال رهبری حزب به ایران را داده بود. خوشبختانه، او وقتی با مخالفت شدید رفیق عاصمی روبرو شد، از نظر خود برگشت. 

همان‌طور که گفته‌ایم، در قضاوت باید توازن و عدالت را رعایت کرد. با تمام اشتباهاتی که ذکر شد، تردیدی نیست که خاوری تا پایان عمر در راه رهایی طبقه‌ی کارگر و دیگر زحمتکشان گام برداشت.

رفیق خاوری، به تعبیر طبری، “در عصاره‌ی خود با عشق به تبار انسانی جوشید” و برای گشودن “دروازه‌های شهرهای ناگشوده” تلاش کرد.

یاد این کمونیست رزمنده گرامی باد.




اقتصاد نئولیبرالیستی – رانتی ریشه بحران‌ها

در دهه‌های گذشته، همه‌ی دولت‌های جمهوری اسلامی ایران، با پیاده کردن سیاست‌های نئولیبرالیستی فشار اقتصادی را  بر کارگران و بازنشستگان افزایش داده‌اند. همه‌ی این  دولت‌ها با خصوصی‌سازی، دست‌کاری یارانه‌ها و کاهش کمک‌های اجتماعی به افزایش تنگ‌دستی، ناامنی کاری و کاهش توان خرید، به‌ویژه برای طبقه کارگر و بازنشستگان، پرداخته‌اند.

خصوصی‌سازی گسترده شرکت‌های دولتی از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و بسیاری از صنعت‌های کلیدی یا به رایگان و یا به بهای ارزان به بخش خصوصی واگذار شدند. ولی خصوصی‌سازی وارونه آن‌چه که خامنه‌ای گفته بود نه تنها بهره‌وری را افزایش نداد، بل‌که خریداران انگل پس از فروش دستگاه‌ها و ساختمان ها و زمین‌های باارزش کارخانه‌ها، آن‌ها را بستند و کارگران را بیرون کردند. با سفارش اقتصاددانان نئولیبرالیستی، کارخانه‌های بزرگی مانند ایران خودرو، سایپا، فولاد مبارکه اصفهان، نساجی قائم‌شهر، ریسندگی و بافندگی شهناز تبریز و پتروشیمی‌ به بخش خصوصی واگذار شدند که مایه بسته شدن برخی از آن ها شد.

بسیاری از کارگران کار خود را از دست دادند و درآمد صندوق‌های بازنشستگی نیز  کاهش یافت. برایند آن بیکاری بسیاری از کارگران و کاهش درآمد صندوق‌های بازنشستگی شد، که توان  خرید بازنشستگان را کاهش داده و به دیری پرداخت بازنشستگی انجامید. دولت‌های نئولیبرال با کاهش بودجه‌های کمکی، افزایش سن بازنشستگی و دست‌کاری یارانه‌ها، نقش خود در تأمین رفاه اجتماعی را کاهش داده‌اند. این کارها پول صندوق‌های بازنشستگی را بسیار کاهش داده‌است. دولتهای نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی برای حل این چالش پرداخت ماهانه بازنشستگان را پابه‌پای نرخ تورم افزایش نداده‌اند.

دولت‌های جمهوری اسلامی از یک سوی با دست‌کاری یارانه‌ها یا آن‌را از میان برداشتند و یا بسیار کاهش دادند و از سوی دیگر با آزادسازی بهای کالاهای روزانه مردم که هر دو از سیاست‌های نئولیبرالیستی است، هزینه‌های زندگی توده‌های رنج و کار را افزایش داده‌اند. شگفتی در این است که سیاست‌های نئولیبرالیستی با آزادسازی بهای کالاها، هم‌زمان گرایش به کنترل دست‌مزدها دارد.




مقایسه سرمایه نحصارهای بزرگ آمریکایی با تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای فقیر 

مقایسه سرمایه نحصارهای بزرگ آمریکایی با تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای فقیر نشان می‌دهد که برخی از این شرکت‌ها از نظر ارزش بازار یا درآمد سالانه، حتی از اقتصاد برخی کشورها بزرگ‌تر هستند. در زیر مقایسه‌ای بین سرمایه برخی از بزرگ‌ترین نحصارهای آمریکایی و تولید ناخالص داخلی کشورهای فقیر ارائه شده است.

۱.  انحصارهای بزرگ آمریکایی و سرمایه آن‌ها (تا سال ۲۰۲۳) – Apple (اپل): حدود ۲.۸ تریلیون دلار  (۲۸۰۰ میلیارد دلار)  – Microsoft (مایکروسافت): حدود ۲.۵ تریلیون دلار  – Amazon (آمازون): حدود ۱.۵ تریلیون دلار  – Tesla (تسلا): حدود ۸۰۰ میلیارد دلار  – ExxonMobil (اکسان موبیل): حدود ۴۰۰ میلیارد دلار  – Pfizer (فایزر): حدود ۲۲۰ میلیارد دلار  ۲. تولید ناخالص داخلی (GDP) برخی کشورهای فقیر (تا سال ۲۰۲۳) – مالی: حدود ۱۸ میلیارد دلار  – بورکینافاسو: حدود ۱۹ میلیارد دلار  – نیجر: حدود ۱۵ میلیارد دلار  – سیرالئون: حدود ۴ میلیارد دلار  – لیبریا: حدود ۳ میلیارد دلار  – چاد: حدود ۱۲ میلیارد دلار  – مالاوی: حدود ۱۲ میلیارد دلار   
۳. مقایسه سرمایه شرکت‌ها با GDP کشورها – Apple (۲.۸ تریلیون دلار):    – بیش از ۱۵۰ برابر GDP مالی (۱۸ میلیارد دلار).    – بیش از ۲۰۰ برابر GDP سیرالئون (۴ میلیارد دلار).    – Microsoft (۲.۵ تریلیون دلار):    – بیش از ۱۳۰ برابر GDP بورکینافاسو (۱۹ میلیارد دلار).    – بیش از ۲۰۰ برابر GDP لیبریا (۳ میلیارد دلار).    – Tesla (۸۰۰ میلیارد دلار):    – بیش از ۵۰ برابر GDP نیجر (۱۵ میلیارد دلار).    – بیش از ۶۰ برابر GDP مالاوی (۱۲ میلیارد دلار).    – ExxonMobil (۴۰۰ میلیارد دلار):    – بیش از ۲۰ برابر GDP چاد (۱۲ میلیارد دلار).    – بیش از ۲۵ برابر GDP سیرالئون (۴ میلیارد دلار).    – Pfizer (۲۲۰ میلیارد دلار):    – بیش از ۱۲ برابر GDP مالی (۱۸ میلیارد دلار).    – بیش از ۷۰ برابر GDP لیبریا (۳ میلیارد دلار).   



بهره‌کشی از لایه‌های میانی

در نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، فشارهای اقتصادی و اجتماعی نه تنها بر طبقه کارگر و لایه‌های پایینی، بل‌که بر لایه‌های میانی مانند پزشکان جوان و  پرستاران نیز افزایش یافته‌است. هم‌زمان با این‌که کشور از کم‌بود نیروی انسانی در بخش بهداشت و درمان رنج می‌برد، حاکمیت بورژوازی به جای فراهم کردن شرایط شایسته برای نیروهای  کارآزموده و زبردست، دست به افزایش فشارهای اقتصادی و کاری بر کادر درمانی زده‌است.  شرایط کاری کارمندان بهداشتی به اندازه‌ای سخت است که حتا روزنامه‌های جمهوری اسلامی به گزارش خودکشی پرستاران و پزشکان جوان می‌پردازند. پزشکان جوان و پرستاران با چالش‌هایی مانند ساعت‌های کاری دراز، شیفت‌های توان‌فرسا، کم‌بود نیروی انسانی در بخش‌های درمانی، مرگ و رنج بیماران، بدهی‌های سنگین دوران دانش‌جویی روبرو هستند.

بهنام کارخانه‌ای، رییس دانشگاه علوم پزشکی همدان، در این زمینه هشدار داده‌است که شرایط نیروی انسانی در این استان «بحرانی» است و کم‌بود نیرو و فشار کاری بالا، کیفیت خدمات درمانی را پایین آورده‌است. شرایط دشوار کاری برای پرستاران و پزشکان جوان یک بحران فراگیر شده‌است که نه تنها بر کارکرد سیستم بهداشت و درمان تاثیر می‌گذارد، بل‌که به افزایش ناامیدی در میان کادر درمانی و مایه کوچ آن‌ها به کشورهای دیگر شده‌است.

بی‌‌عملی سران بهداشتی جمهوری اسلامی در برابر شرایط سخت کاری پرستاران و پزشکان جوان، آن‌ها را وادار به کوچ گروهی  به کشورهای خلیج فارس و اروپا کرده‌است. محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار، در گزارش‌های گوناگون از کوچ سالانه  ۴ هزار پرستار به کشورهای دیگر سخن گفته است و این تنها یکی از پیامدهای بهره‌کشی سیستماتیک کادر درمانی و دست‌مزد ناچیز  است. اعتراضات گسترده پرستاران در سراسر کشور، مانند بیمارستان‌های اهواز، زنجان و تهران، نشان‌دهنده ناخشنودی گسترده از شرایط بد کاری و پذیرفته نشدن خواست‌های صنفی است. شرایط بهتر کاری، بهبود نظام پرداخت و افزایش دست‌مزد از برجسته‌ترین درخواست‌های  پرستاران است.