جای تنگ امپریالیسم امریکا در آمریکای لاتین تنگ تر می شود

امپریالیسم همیشه با هندوراس به عنوان بخشی از حیاط خلوت خود رفتار کرده است. به همین دلیل سیاست مستقل مانوئل زلایا، که روابط نزدیکی با دولتهای چپ برقرار کرد و به اتحاد بولیواری (ALBA) پیوست، مقاومت امپریالیسم را برانگیخت. در سال 2009 کودتایی در این کشور رخ داد که یک زمیندار به نام پورفیریو لوبو، پروتئاز آمریکایی، به قدرت رسید. با او، مقامات علناً با کارتلهای مواد مخدر همکاری کردند و جوخه های مرگ (DEC) را برای انتقام علیه فعالان چپ بازسازی کردند.

در سال 2021، همسر زلایا، سیومار کاسترو نامزد چپ در انتخابات پیروز شد. میزان قتل از 44 نفر به 31 نفر در هر 100 هزار نفر کاهش یافته است. دولت یارانه یک میلیون خانواده و تجدید نظر در قراردادها با شرکتهای خصوصی که برق را با قیمت بیش از حد به دولت فروخته اند را اعلام کرده است.

تلاش برای انتقام، واکنشهای داخلی و خارجی را با هم ترکیب کرد. چند روز پس از ملاقات با روی پرین، معاون سفیر ایالات متحده در هندوراس سه شرکت پرونده های حقوقی  11 میلیارد دلاری  علیه مقامات به دلیل «سود از دست رفته » تنظیم کردند. بعدها پنج شرکت دیگر نیز به آنها پیوستند. لورا دوگو سفیر آمریکا از دیدار وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش هندوراس با همکاران ونزوئلایی ابراز نارضایتی کرد. مخالفان راهپیمایی هایی را ترتیب دادند که خواستار استعفای دولت بودند. حملات به طرفداران دولت بیشتر شده است. در 14 سپتامبر، معاون شورای محلی خوان لوپز، در شهر توکوآ که با سیاست غارتگرانه شرکتهای استخراج معدن خارجی مخالف بود کشته شد.

کاسترو در درخواست تجدید نظر به ملت، از ساکنان خواست تا با نیروهای راستگرا مبارزه کنند. او گفت :”طرحی برای نابودی دولت سوسیالیستی و دموکراتیک در جریان است. مداخله گرایی ایالات متحده و رهبری سیاستهای هندوراس از طریق سفارت آنها غیرقابل قبول است” .




جنبش ملی- دموکراتیک: رقابت جمهوری اسلامی و عربستان سعودی

مدرن دیپلماسی با انتشار گزارشی مدعی شد، «رقابت ایران و عربستان سعودی ، دو بازیگر کلیدی در غرب آسیا، به لحاظ ژئوپلیتیکی پیچیدگی‌هایی را ایجاد کرده که پس لرزه‌هایش فراتر از مرزها به منطقه گسترده غرب آسیا سرایت می‌کند.» به ادعای مدرن دیپلماسی چشم‌انداز ناپایدار ژئوپلیتیکی غرب آسیا با مبارزه برای قدرت تغییر می‌کند.

این نشریه مدعی است، «بخشی از بازی ایران برای افزایش نفوذ خود در غرب آسیا، تعاملش با حوثی‌هاست.» به ادعای مدرن دیپلماسی، «ایران با حمایت از یمن، موقعیت استراتژیک خود را در مرز جنوبی عربستان سعودی و همچنین در امتداد تنگه باب المندب تقویت کرده، نقطه‌ای که بخش زیادی از نفت جهان از آن عبور می‌کند». جمهوری اسلامی مثل هر کشور دیگری برای منافع ژیوپولیتیکی خود از نیروهای طرفدار خود که در مورد جمهوری اسلامی گروههای شیعه و شبه شیعه مثل حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن، حکومت سوریه و جنبش شیعوی عراق است استفاده کرد و می کند.

به ادعای مدرن دیپلماسی، «تمایل عربستان سعودی برای محدود کردن نفوذ ایران در منطقه باعث شده که این کشور به طور قابل توجهی در یمن سرمایه گذاری نظامی کند. با تداوم جنگ در خاورمیانه اسرائیل و عربستان سعودی در تلاش برای ایجاد اتحادهای جدید جهت تقویت موقعیت منطقه‌ای خود بودند.  توافقنامه ابراهیم که در سال ۲۰۲۰ توسط امارات، بحرین و اسرائیل امضا شد، هنجار پذیرفته شده برای عادی سازی بین اسرائیل و کشورهای عربی است. عربستان سعودی روابط دیپلماتیک مستقیم با اسرائیل ندارد، اما به تدریج وارد صحنه همکاری آرام با تل آویو شده است.»

ایالات متحده متحد عربستان سعودی و اسرائیل بوده و هست.  به معنای دیگر، امریکا و اسرائیل در نقشه اجرای توافقنامه ابراهیم بین اسرائیل و عربستان و امارت علیه جمهوری اسلامی بودند و امید عضویت دیگر کشورهای عربی را در این توافقنامه داشتند.




سخنان نغز

احسان طبری در باره ی خواری و پستی انسان

انسان وجود دوگانه ای است: خوارترین و سر افرازترین، ناتوانترین و نیرومندترین. ولی انسان می تواند همیشه از نوع دوم باشد به شرط آن که در پایگاه انسانی خود به ایستد. ابدیت واقعی در ابدیت حیات انسانی است و حیات سیر دائمی است به سوی حل مهمترین مسائل و پر ثمرترین پیروزیها. فاجعهٔ کنونی انسانی عرضی و سپنجی است. بشر به سوی خورشید می رود. مهمترین منشاء بی سعادتی انسان بی باوری اوست به سعادت، تسلیم اوست به دیوهائی که بدبختی می زایند، یعنی ستم ، نادانی، آز و نومیدی.

چشمانش با نور فلسفه می درخشد، مغزش انباشته از شبچراغ علم است، از لبان نمناکش ترانهٔ امید م یتراود و در قلبش چشمه محبت میجوشد. درمان درد هستی و رنج زندگی آن است که زندگی محدود خود را با این نامحدود، با این بی منتها پیوند دهیم و وجود خود را به طناب تاریخ گره زنیم و در این نهر جوشان حل شویم:

چو کرم کور به روی زمین چه خواهی زیست که نی فسانه زتو یاد و نی ترانه کند!




تضمین اسرائیل بزرگ مستلزم ریشه‌کن ساختن غیرنظامیان فلسطینی و لبنانی‌ست

نوشتهپل گریگوری

برگردانآمادور نویدی

اینک بیش از یک‌سال‌ست که کشتار و گرسنگی دادن به اکثریت مردم عادی فلسطینی گرفتار و محصور شده با دیوار آپارتاید در نوار غزه ، با آمار رسمی حدود ۴۲ هزار کشته(۱) ادامه دارد. در سال‌گرد شوم این فاجعه بشری، به‌حای این‌که اسرائیل جهت ایجاد آتش‌بس تلاش نماید، یورش خشون‌ت‌آمیزش را به کرانه باختری گسترش داده و در هفته‌های گذشته کمپین نظانمی خود را علیه لبنان آغاز نموده است.

روی‌کرد نسل‌کشی اسرائیل در غزه گسترش یافته است، و اینک جمعیت مدنی لبنانی را به‌بهانه حمله به حزب الله هدف خود قرارداده، کاملا شبیه به همان شیو‌ ای که ده‌ها هزار نفر فلسطینی را در باریکه غزه تحت عنوان تمرکز بر حماس قتل‌عام نموده است. و، علی‌رغم این کشتار اسرائیل، وزرای استرالیایی نمایش غیرقانونی پرچم‌های «تروریست‌ها» را در راهپیمایی‌های هفته گذشته کشور محکوم کرده اند.

طی ماه‌های طولانی نسل‌کسی(۲) در غزه، دو واقعیت بشدت فزاینده در تخیل استرالیایی‌ها حک شده است، و این‌ها شامل اند از این‌که آمریکا بدترین خشونتی را که دنیا متعاقب جنگ جهانی دوم متحمل شده، تأمین مالی می‌کند، درنتیجه، این جنگ اساسا یک جنگ آمریکایی‌ست، هم‌چنین این واقعیت که دولت استرالیا مشتاقانه از تلاش‌های اسرائیل پشتیبانی می‌کند.

درحالی‌که  بیش از ۳۶۵ روز از نسل‌ک‌شی غزه می‌گذرد، بسیاری در این‌جا سئوال می‌کنند که چرا اسرائیل فکر می‌کند می‌تواند مجموعه‌ای از حملات تروریستی را علیه کشور لبنان(۳) و متعاقبا حملات گسترده ای را علیه کل جمعیت مدنی لبنان انجام دهد(۴ بسیار شبیه به آن‌چه در یک‌سال گذشته، که سرزمین غزه را غصب نموده است. پاسخ این‌ست که صهیونیست‌ها، جنوب لبنان و غزه را متعلق به خود می‌دانند.

 Prime Minister Benjamin Netanyahu addresses the 78th Session of the UN General Assembly in New York City, US, September 22, 2023 (photo credit: REUTERS/BRENDAN MCDERMID)

محو نقشه غزهفلسطین)

در سپتامبر ۲۰۲۳، بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل، نقشه ای از اسرائیل در دست داشت، که ترکیبی از ُ قلمرو کامل فلسطین– کرانه باختری، نوار غزه و اورشلیم شرقی (بیت المقدس) بود – به‌گونه‌ا‌ی‌که که این مناطق فلسطینی را به‌عنوان بخشی از حاکمیت ملت– کشور اسرائیل درنظر می‌گرفت. نتانیاهو در سازمان ملل تلاش نمود تاهدف بزرگ‌تر صهیونیسم را که یک دکترین سیاسی است برجسته نماید. صهیونیسم، این دکترین سیاسی را در سال‌های ۱۸۸۰ در اروپا و در پاسخ به اذیت و آزار هزاران ساله یهودی‌ها فرموله کرد، که اصل بنیادین آن ایجاد یک کشور یهودی، اسرائیل، در سرزمین‌های تاریخی فلسطین است. نقشه ای‌که نتانیاهو نشان داد، به بیزنس ناتمام صهیونیست‌ها اشاره داشت.

در آن‌زمان، سفیر تشکیلات خودگردان فلسطین(PLO)، لیث عرفه (Laith Arafeh ) در آلمان، در یک توئیت ( که اکنون X خوانده می‌شود)، گفت که نخست وزیر اسرائیل، در نقشه ای که نشان داد و «کُل قلمرو بین نهر تا بحر را در برمی‌گیرد»، به اصول بنیادی سازمان ملل بی‌احترامی نمود، در حالی‌که مدیر عامل اجرایی آمریکایی‌ها برای صلح اکنون(Americans for Peace Now)- هادار ساسیکایند(Hadar Susskind ) در نوشت که نقشه اسرائیل بزرگ « تنها بخش صادقانه سخن‌رانی نتانیاهو» بود.

نقشه ای‌که نتانیاهو در سازمان ملل نشان‌داد، واکنش و اشاره به باور بنیادین کلیدی صهیونیست‌ها دارد که کُل قلمرو فلسطین را بخشی از حق قانونی دولت اسرائیل درنظر می‌گیرند.

نشست‌ها و گردهم‌آیی‌ها در سال گذشته در اسرائیل برگزار گردید، که بحث آن‌ها متمرکز بر دست‌یابی به املاک غزه بود. ادعای مالکیت به سرزمین‌های بیش‌تر (بخوان زمین‌خواری) به بخش‌هایی از لبنان و دیگر کشورها گسترش می یابد.

در حقیقت، علی‌رغم انتقاد رهبران دو حزب بزرگ استرالیا(کارگر و لیبرال)، آنتونی البنیزی(Anthony Albanese) و پیتر داتون( Peter Dutton) نسبت به معترضان حامی فلسطین در کشور (استرالیا) جهت استفاده از شعار آزاد‌ی‌بخش «از نهر تا بحر»، اما  هدف همیشگی حزب سیاسی اسرائیلی لیکود(Likud)، که نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل آن‌را رهبری می‌کند، به‌عنوان بخشی از پلاتفرم حزبش(۹)  این بوده که « فقط حاکمیت اسرائیل بین دریا و اردن وجود خواهد داشت».

تضمین بریتانیا

هنوز هم  در اذهان عمومی این تصور غلط درباره اسرائیل وجود دارد، و خیلی‌ها براین باورند که پروژه استعماری شهرک‌نشینان که دولت اسرائیل را در سال ۱۹۴۸ تأسیس نمود، پاسخی بود به هولوکاست نازی‌ها علیه یهودی‌های اروپا، طی جنگ جهانی دوم، که منجر به نسل‌کشی ۶ میلیون یهودی شد. اما حقیقت این‌ست‌که دستورکار صهیونیست‌ها طی جنگ جهانی اول مقرر شده بود.

بیانیه بالفور(The Balfour Declaration) بیانیه‌ای‌ست که در سال ۱۹۱۷ و توسط آرتور بالفور، وزیر امور خارجه آن‌زمان انگلیس به لیونل والتر روتشیلد(Lionel Walter Rothschild)، یکی از مهم‌ترین چهره های جامعه یهودی انگلیسی خطاب شده بود، بدین‌منظور که وقتی انگلیس حکم‌رانی بر فلسطین تاریخی را متعاقب جنگ جهانی اول بدست گرفت، به تأسیس اسرائیل « کشوری برای یهودی‌هایی که متعهد به صهیونیست اند»، کمک خواهد کرد.

در زمانی‌که بیانیه بالفور صادر شد، یهودی‌ها فقط ۱۰ درصد از کل جمعیت فلسطین را تشکیل میدا‌دند.

بهرحال، متعاقب دوران جنگ، بریتانیایی‌ها کوچ یهودی‌های اروپا را به‌گونه‌ای‌ تنظیم نمودند که تا سال ۱۹۳۵، جمعیت یهودی منطقه به ۲۷ درصد کل ساکنان قلمرو فلسطینی‌ها افزایش یافت.

ایجاد اسرائیل بزرگ

در اواسط ۱۸۸۰، ژورنالیست اآتریشی– مجارستانی، تئودور هرتزل، جنبش صهیونیستی را بنیان‌گذاری نمود، که به‌دنبال ایجاد دولت–کشور یهودی، از طریق استعمار  منطقه ای خارج از اروپا بود. درحالی‌که سرزمین‌های دیگری از جمله آرژانتین جهت قوم جدید اسرائیل درنظرگرفته می‌شد، اما هرتزل مصمم شد که فلسطین بهترست، زیراکه طبق کتاب مقدس، کوه مشهور به صهیون در آن‌جاست.

درحقیقت، سرآغاز کتاب مقدس راهنمای عبری خلقت (Hebrew Bible)، فصل ۱۵:۱۸ تا ۲۱ مقرر می‌دارد که یاهوه (Yahweh)، وعده سرزمین اسرائیل را به ابراهیم داد، و خداوند متعال مرزهایی را تعیین نمود که سرزمین مذکور در چارچوب آن بنا می‌شد. و این نه فقط شامل اسرائیل امروزی‌ست، بل‌که شامل باقی‌مانده قلمرو فلسطین، و بخش هایی از مصر کنونی، لبنان، سوریه و عراق می‌شود

متعاقبا در کتاب مقدس، در کتاب اعداد، در فصل ۳۴:۱ تا ۱۲(۱۲)، سرزمین موعود به قوم اسرائیلی، مجددا ترسیم شده است و این‌بار مرزها باریک‌ترند، که شامل اسرائیل، قلمرو فلسطین ، و بخش‌هایی از اردن، سوریه، و جنوب لبنان می‌شود.

از این‌رو تل آویو در جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل، به‌دنبال گسترش سرزمین‌هایش و رسیدن به آن‌چیزی بود که درنظرداشت خدا، حق مرزهای بزرگ‌تر را به قوم یهود داده است.

به‌همین دلیل‌ نیروهای راست‌گرای افراطی که قدرت را در اواخر ۲۰۲۲ در اسرائیل به‌دست گرفتند، و سکان نسل‌کشی در غزه را به عهده دارند، همیشه اسرائیل بزرگ– یا کل اسرائیل (۱۳)) را به‌عنوان هدف نهایی خود در نظر داشته اند.

مشخص است که خشم‌ اسرائیل به‌خاطر وظیفه غصب بیش‌تر سرزمین‌های خارجی اطراف مرزهایش است که تلاش می‌کند فلسطینی‌های غزه را نسل‌کشی کند، و هم‌چنین با جنایات جنگی خود در کرانه باختری و اکنون هم قوانین بشردوستانه بین‌المللی را در جنوب کشور مستقل لبنان، بیش‌تر نقض می‌کند.

درباره نویسنده:

پل گریگوری(Paul Gregoire)، ژورنالیست و نویسنده مقیم سیدنی – استرالیاست. وی برنده جایزه ۲۰۲۱ شورای نیو ساوت ولز( NSW Council for Civil Liberties Award)، جهت برتری در آزادی‌های مدنی‌ست. پُل قبل از هم‌کاری با وکلای کیفری سیدنی (Sydney Criminal Lawyers®)، برای وایس (VICE) قلم می‌زد و سردبیر اخبار در مرکز شهر سیدنی بود.




دموکراسی بورژوازی قادر به قبول واگذاری مسالمت آمیز قدرت به نیروهای مردمی نیست

دموکراسی بورژوایی همواره به عنوان پرده ای برای سلطه سرمایه داران عمل کرده است. به عبارت دیگر، با دادن حق رای به مردم، طبقه حاکم، افسار کشور را محکم در دست خود نگه میدارد. اگر کنترل طبقه حاکم با بالا آمدن حتا معترضان کوچک به قدرت احساس تضعیف کند، به راحتی ماسک دموکراستی  را پرت میکند.

دو سال پیش، در کلمبیا نامزد ائتلاف چپ (با پیمان تاریخی) به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. رای دهندگان از تغییر نظام اجتماعی-اقتصادی حمایت کردند.

دولت یک اصلاحات مالیاتی مترقی را انجام داد که باعث افزایش هزینه های شهروندان ثروتمند و شرکتهای بزرگ شد. اما ابتکار بعدی برای اصلاح مراقبتهای بهداشتی، با گذار از قدرت مطلق بنیادهای خصوصی به سیستم دولتی، با خرابکاری نیروهای بورژوایی روبرو شد.

رییس جمهور در یک درگیری شدید با سرمایه است، که بیشتر کرسی ها، رسانه ها و سیستم قضایی را در اختیار دارد. دادگاه قانون اساسی افزایش مالیات برای مشاغل بزرگ را غیرقانونی خواند و به طور مؤثر جلوی اصلاحات را گرفت. رئیس جمهور و یارانش به نقض تأمین مالی کارزار انتخاباتی متهم میشوند، مخالفان تهدید میکنند که در پارلمان روند استیضاح را آغاز خواهند کرد. رئیس جمهور گفت که توطئه گران با کپی رویدادهای سال 2022 در پرو و 2019 در بولیوی قصد داشتند رئیس جمهور را به اتهام نقض قانون حذف کنند و رئیس مجلس سنا، عضو حزب محافظه کار را جایگزین او کنند.

قتل رئیس جمهوردر رژه به افتخار روز استقلال در 20 ژوئیه برنامه ریزی شده بود.

نیروهای راست سعی کردند که مثل کودتای شیلی در سال ۱۹۷۳ از اعتراضات رانندگان علیه افزایش قیمت دیزل سواستفاده کنند. دولت موفق شد با معترضان مذاکره کند. بسیج سراسری در حمایت از دولت در 19 سپتامبر ضربه ای به برنامه های مخالفان بود. مردم تحت شعار «رئیس جمهور، مردم با شماست! » بیرون آمدند.




جنبش ملی- دموکراتیک: دلیل نگاه به شرق جمهوری اسلامی

حاکمیت بورژوازی ایران به خصوص بورژوازی بوروکراتیک، در مجموع غربی است، ولی تا نیروهای نظامی از قدرت فعلی برخوردار هستند، آشتی کامل با غرب ممکن نیست و  نیروهای پرقدرت نظامی جمهوری اسلامی هژمونی امریکا را به زیر ضربه می برند. برای همین این حاکمیت برای حیات خود لازم به نگاه به شرق هم دارد. به نوشته وال استریت ژرونال، «تقریبا ۹۰ درصد صادرات ایران راهی چین می‌شود. همزمان برخی از بازرگان‌ها و تجار ایرانی برای فرار از تحریم‌های موجود با استفاده از شرکت‌های مستقر در مالزی، چین، هند و امارات متحده عربی کالاهای خود را به چین و سایر مقاصد انتقال داده‌اند».

این دوگانگی بین سیاست ارتجاعی در داخل و زاویه داشتن با هژمونی قدرتهای غربی در خارج، در شکل ضعیف تر و کمتر متشنج آن در حاکمیت های هندوستان و ترکیه نیز برقرار است. بخش بزرگی از بورژوازی انحصاری هندوستان به انرژی ارزان روسیه محتاج است و برای همین زیر بار هژمونی امریکا نمیرود اگر چه که بخش دیگر بورژوازی حاکمیت هندوستان در پیمان نظامی کواد بر ضد چین و روسیه با امریکا همکاری میکند. اردوغان هم نقش میانجی میان بخش های مختلف بورژوازی ترکیه را دارد. اردوغان جدیدا گفت که ترکیه به خاطر نزدیکی به غرب شرق را ول نمی کند و در همان سخنرانی گفت که نزدیکی به شرق به معنای دوری با غرب نیست. درست همین حرفها را عبداللهیان وزیر خارجه دولت رئیسی گفته بود.

این حقیقت را که به دلایل مختلف بخشی از بورژوازی کشورهای ”جنوب” با هژمونی امریکا زاویه پیدا کرده اند را باید درک کرد و از آن به نفع ایجاد جهان چندقطبی استفاده کرد. همزمان نباید اجازه داد که بخشی از چپ به این دلیل، ما را به ائتلاف با بورژوازی حاکم تشویق کنند و جنبش کارگری را تسلیم حاکمیت بورژوازی سازند.




آفریقا بناها و نامهای استعماری را از فضای عمومی حذف میکند

دولت آفریقایی  نام های دوران استعماری  را از خیابان ها حذف می کند. نیجر می گوید این ها یادآور خشونت تاریخی استعمار فرانسه بوده اند.

دولت نیجر نام ژنرال شارل دوگل، رئیس جمهور فقید فرانسه را از یک خیابان بزرگ در پایتخت، نیامی، حذف کرده است. این خیابان به اسم ججیو باکاری، یک شخصیت کلیدی در مبارزه استقلال غرب آفریقا تغییر نام داده است.باکاری، سیاستمدار سوسیالیست، اولین نیجریهای بود که قدرت اجرایی محلی را تحت حکومت فرانسه در دست داشت. او در رفراندوم سال 1958 از شهروندان خواسته بود که به قانون اساسی نوشته شده توسط شارل دوگل که به حفظ روابط با فرانسه کمک می کرد، رای منفی دهند.

مقامات نظامی روز سه شنبه، نام فرانسوی چندین خیابان و بنای تاریخی را حذف کردند. از زمان به دست گرفتن کنترل نیامی در یک کودتا در سال گذشته، رهبری جدید به دنبال قطع روابط با قدرت استعماری سابق فرانسه بوده است. عبدالرمان آمادو، سخنگوی دولت نیجریه در مراسم تغییر نام گفت: “بیشتر راه ها، بلوارها و خیابان های ما… نام هایی دارند که به سادگی یادآور رنج ها و قلدری هایی هستند که مردم ما در طول مصیبت استعمار تحمل کرده اند”.

نیجر اولین کشور آفریقایی نیست که خیابان هایی را که قبلا به استعمار فرانسه رابط داشت را تغییر نام داده است. بورکینافاسو بلوار شارل دوگل به بلوار توماس سانکاراوی به افتخار نماد پان آفریقاییستی و رئیس جمهور سابق بورکینابه که در کودتای 1987 ترور شد ، تغییر داد. روز سه شنبه تصویر افسر استعمارگر و کاوشگر فرانسوی پارفائیت-لوئیس مونتیل که بر روی یک بنای سنگی در نیامی حکاکی شده بود، با تصویر سانکارا جایگزین شد.

روابط فرانسه با نیجر، بورکینافاسو و مالی از زمانی که مقامات جدید رهبران غیرنظامی خود را از طریق کودتاهای نظامی بین 2020 و 2023 حذف کردند، رو به وخامت گذاشته است.




کسانی که حقیقت را می دانند و آنرا دروغ می خوانند تبهکار هستند

منبع:Caitlin’s Newsletter

ما دائما با تبلیغاتی بمباران می شویم تا به ما بقبولاند که ما واقعیت را به درستی درک نمی کنیم. این تبلیغات به ما دروغ می گویند. ما کسانی هستیم که همه چیز را به درستی می بینیم.  

تاریخ مملو از نمونه هایی از جنایات وحشتناک (هولوکاست، نابودی سیستماتیک سایر جمعیتهای بومی در پروژه های استعماری) است که اکثریت جمعیت به آن با طغیان و فوریت مناسب در آن زمان پاسخ ندادند. اکثر افرادی که اکنون به عقب نگاه می کنند و آن شرارت ها را به درستی قضاوت می کنند، هنگام تکرار آن جنایات در مورد فلسطین خواب آلود هستند.

کسانی که در برابر قساوت های جمعی تاریخ ایستادند، همیشه در اقلیت بودند ، زیرا اگر مخالفت با آنها عقل متعارف بود، در وهله اول اتفاق نمی افتاد. ما نمی توانیم هنگام ارزیابی در مورد درستی موضع خود، به دیگران نگاه کنیم، زیرا تاریخ به ما می گوید که  اکثریت در مورد مهمترین مسائل در لحظه فعلی، بسیار اشتباه می کنند.

آنهایی که آشکارا از خشونت های اسرائیل حمایت می کنند، اشتباه می کنند. کسانی که سعی می کنند زیاد درباره آنچه در غزه و لبنان میگذرد فکر نکنند، اشتباه می کنند. کسانی که می گویند همه چیز بسیار غم انگیز و دلهره آور است، اما بسیار پیچیده است و اسرائیل حق دارد از خود دفاع کند، اشتباه می کنند. کسانی که می دانند یک نسل کشی اتفاق می افتد، اما از سر و صدای بیش از حد در مورد آن اجتناب می کنند، زیرا می خواهند مطمئن شوند که دموکرات ها در انتخابات پیروز می شوند، اشتباه می کنند. کسانی که می دانند این یک نسل کشی است، اما با سطح مناسب فوریت، اجبار و تمرکز به این واقعیت پاسخ نمی دهند، اشتباه می کنند.