جهان یک قطبی برای منافع امپریالیسم امریکا

دوری از جهان تک‌قطبی و ارزش های ”غربی” و به کارگیری یک نظام ارزشی چندفرهنگی، از دیدگاه ماتریالیست- تاریخی، ابزاری برای آغاز جهانی نو و دادگرانه است. تمدن‌ها با دادوستد فرهنگی، اقتصادی و با یادگیری از هم دیگر برای پیش‌رفت و صلح جهانی سودمند هستند و جهانی پربارتر و رنگارنگ‌تر می‌سازند. تمدن دست‌آورد مادی و معنوی یک جامعه در درازنای تاریخی هستند که در یاد  (حافظه) گروهی یک کشور یا ملت به نام فرهنگ نهشته شده‌است.

جهان تک‌قطبی به رهبری غرب، تمدن چینی، تمدن روسی، تمدن پارسی، تمدن هندی، تمدن عثمانی ووو را نه تنها نادیده می‌گیرد، بل‌که با جلوه‌گری های آن‌ها می‌رزمد.

با پیمان‌های نو روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نوینی فراهم می شود که کشورهای جهان ”غیرغربی” را امیدوار به پیش‌رفت می‌کند. تا چه اندازه این کشورها بخواهند و یا بتوانند از این شرایط برای پایه‌گزاری یک اقتصاد ملی و به‌روزی طبقه‌های رنج‌بر تلاش کنند، بستگی به نبرد طبقاتی در درون خود این کشورها دارد.

بهره‌برداری از شرایط شایسته‌ای که پیمان‌هایی مانند بریکس در جهان فراهم کرده‌اند بستگی به منافع طبقاتی کشورها دارد. در جمهوری اسلامی طبقه کارگر که هیچ حتا بورژوازی ملی نیز در حاکمیت  نیست تا بتواند از این پیما‌ن‌ها برای پایه‌گزاری یک اقتصاد مستقل و ملی برای پیش‌رفت صنعتی، نبرد با تنگ‌دستی  و کاهش شکاف‌طبقاتی بهره‌‌برداری کند.

برای همین، کمونیست‌ها نمی‌توانند به دلیل پیوستن کشور خود به بریکس نبرد طبقاتی را پایان یافته بدانند و زیر سایه بورژوازی جای خوش کنند.




پزشکیان سوپاپ نظام از جناح اصلاح طلبان نشان داد که دوصد گفته چو یک کردار نیست!

همه به یاد دارند که پزشکیان هم در دوران مبارزه انتخاباتی و هم پس از آن او بارها گفت که لغو اخراج تمام دانشجویان و استادان اخراجی را خواهد داد و برای آزادی مهندس موسوی و کروبی تلاش خواهد کرد.

 پزشکیان که رسانه های رژیم از او یک چهره راستگو و درستکار ساخته اند، در نخستین نشست خبری روز دوشنبه از ترس حتا جرات نام آوردن از مهندس موسوی را نداشت و گفت “اون یکی..” بعدش در این باره گفت “نباید با نظام درافتاد”. به این معنا که چون آقای موسوی با نظام در افتاده است، حل حصر خانگی او سخت است. پزشکیان در محتوای درافتادن موسوی با نظام نیز چیزی نگفت. آیا موسوی تفنگ به دست علیه جمهوری اسلامی جنگید؟

در یک نمایش دیگر پزشکیان گفت که «آدم خائن و جاسوس را ما نگفتیم برگردانید به دانشگاه.»

مسعود پزشکیان، چنین استاد و دانشجویی را حتا تهدید کرد و گفت که باید «به قوه قضائیه سپرده و محاکمه شود.»

وی همچنین گفت که «جلوی پرونده سازی‌ها را خواهیم گرفت» ولی بلافاصله اصافه کرد که «معنی این حرف این نیست که توطئه‌گرها را بازگردانیم.»

اول اینکه حتا سیاستمداران بالای جمهوری اسلامی به عدالت قوه قضایی اعتقاد ندارند و بارها به دلیل دعوای جناحی خود راهی زندان شده اند، اگر چه اعضای جناح رقیب با همان جرم وزیر و مجلسی بوده اند. دوم اینکه جمهوری اسلامی صدبار دانشگاه ها را با اخراج دانشجو و استاد پاکسازی کرده است، چطور ممکن است که هنوز در آن “خائن، جاسوس، توطئه‌گر” باشد؟




سرکردگی در حال افول امپریالیسم امریکا

دیگر این ایالات متحده، ناتو و اتحادیه اروپا نیستند که دستور کار جهان را برنامه‌ریزی  می‌کنند. سازمان هم‌کاری شانگهای (SCO) یک سازمان سیاسی، اقتصادی، امنیتی بین‌المللی و دفاعی اوراسیا است. این بزرگ‌ترین سازمان منطقه‌ای جهان است که ۶۰  درصد از پهنه اوراسیا و ۴۰  درصد از جمعیت را پوشش می‌دهد. افزون بر این، چین، هند و روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی  بریکس را بنیان گذاشته‌اند که ۳۰  درصد از پهنه زمین و ۴۰ درصد از جمعیت جهان را پوشش می‌دهد. بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین خواهان پیوستن به بریکس هستند. با کمک بریکس و سازمان هم‌کاری شانگهای، کشورهای عضو تا اندازه‌ای توانستند که  یک سیستم پرداخت دیجیتال جای‌گزین سوئیفت کنند و با ارزهای بومی و یا کالا به کالا دادوستد کنند.

پیمان‌نامه‌ها و هم‌کاری‌های منطقه‌ای مانند آسه آن، CAREC و APEC در آسیا، ALBA در آمریکای لاتین، اتحادیه آفریقا که ۵۵ کشور عضو دارد، امنیت خلیج فارس، شورای هم‌کاری خلیج فارس و اتحادیه عرب در خاورمیانه خواهان جهانی چندقطبی هستند.

چین به راستی تنها کشور صنعتی بزرگ جهان است و روسیه جای‌گاه ژئوپلیتیکی برجسته‌ای در اروپا و جهان دارد. چین هم‌چنین توانسته‌است از یک صنعت نیروی کار فشرده به یک صنعت سرمایه‌بر دگرگون شود. اگرچه که امپریالیسم با تحریم‌ها هنوز تلاش می‌کند که چین را از دست‌یابی به هدف خود برای رسیدن به یک  اقتصاد بر پایه فن‌اوری پیش‌رفته باز دارد. روسیه نه تنها بزرگ‌ترین کشور جهان است، بل‌که درازترین مرز با قطب شمال را نیز دارد که شمال و جنوب، غرب و شرق را به یک‌دیگر پیوند می‌دهد. روسیه ۱۴۶  میلیون نفر جمعیت، سرچشمه‌های زیرزمینی بی‌شمار و ارزشمندی دارد و دارای دومین زرادخانه هسته ای بزرگ جهان هست.

زمان آن فرا رسیده است که سیاست‌مداران چپ اپوزیسیون ایرانی درک کنند  که جهان در روند چندقطبی شدن است.




از ایران: به بهانه انتشار نامه خانم فائزه هاشمی بهرمانی زندانی سیاسی

انتشار نامه سرگشاده زندانی سیاسی سرکارخانم فائزه هاشمی با هرنیت ومقصودی جز همراهی با دولت اصولگرای-اصلاح طلب دکترپزشکیان ولبیک به ولی فقیه در سیاست ورزی جدید یعنی بازی دادن طیف  اصلاح طلبان شیفته قدرت وغارت،  درهل دادن ارابه  مرگ نیست.

جنسیت خانم فائزه هاشمی وخطاب نامبرده به زنان مبارزی که در زندانهای جمهوری اسلامی آهنگ مرگ جمهوری اسلامی را از سازهای جنبش مهسائی کوک کرده اند باعث شده  نخست خلاصه ای ازنقش زنان مبارزدرتحولات دویست ساله اخیر را برای توجه عموم و بویژه امثال خودایشان که تصوردارند مبارزه زنان ایران از سال 1388 یا 1391 شروع شده بازگوکنیم. تاریخ ایران ازدوران مشروطیت  مشحون از حضور زنان پر انگیزه و فعالی است که در امر سیاست و اجتماع در ایران جدید، مشارکت کرده و پیشروان ترقی و جنبش های تاریخ ساز  بوده اند.  از همان صدر مشروطه که زنان انقلابی همپای مردان سازمان‌های زنان را در ایران شکل دادند و در امر مشروطه‌خواهی مشارکت کردند تا امروز، زنان همواره در صحنه‌ی مبارزات اجتماعی و سیاسی مشارکت داشته‌اند. همین مشارکت مستقل در صحنه نیز هیچ‌گاه مورد قبول حاکمان مستبد حاکم بر ایران نبوده ‌است و هر بار به روشی با آن‌ها برخورد شده ‌است. مستبدان مردسالار ایرانی همواره تلاش کرده‌اند تا زنان را از عرصه‌ی فعالیت حذف کنند و یا آن‌ها را عناصری منقاد و تحت  نفوذ خود درآورند که اگر حضور دارند، مطیع قدرت سیاسی و مبلغ و ستایش‌گر او باشند. اگر هم جز این باشد، سزای زن نافرمان داغ و درفش و قتل ناموسی و شکنجه و تحقیر و تجاوز بوده است. درپسآمد همین فعالیت سیاسی زنان  ،وازگان زن زندانی سیاسی  پدیدارشده است.زنانی که بر سنت استقلال و مبارزه‌ خود برای حقوق انسانی همه‌ ملت ایران پا فشرده‌اند و به بند حاکمان مستبد در ایران در آمده‌اند.دردوران مشروطیت برخی از انجمن‌ها و سازمان‌های مخفی زنان به نبردهای مسلحانه برای مشروطیت دست می‌زدند. برای مثال، در مبارزه‌ای مسلحانه بین موافقان و مخالفان مشروطه در آذربایجان جسد ۲۰ زن در لباس مردانه یافت شده‌است. در سال ۱۲۹۰ وقتی شایعه شد برخی نمایندگان مجلس به خواسته‌های روس‌ها تن داده‌اند حدود ۳۰۰ تن از زنان با تپانچه به مجلس رفتند تا آنان را مجبور به «حراست از آزادی و تمامیت ارضی کشور» کنند در آذربایجان قیام زینب پاشا را در دهه ۱۳۱۰ قمری مشاهده می‌کنیم و هنگام اوج‌گیری مبارزات مسلحانه مشروطیت زنان بسیاری مخفیانه در لباس مردان در مبارزات شرکت کرده‌اند و برخی از آنان به‌طور اتفاقی شناخته شده‌اند، مثلاً سربازی بود که جراحت برداشته بود و در درمانگاه از مداوای زخمش امتناع می‌کرد. کار به آنجا رسید که ستارخان به بالین او می‌آید و از او می‌خواهد که «پسرم تو نباید بمیری. ما به نیروی تو، به اراده آهنین تو نیاز داریم. چرا راضی نمی‌شوی زخمت را مداوا کنند؟» و سرباز در گوش او می‌گوید که من زن هستم. مثال ثبت شده دیگر حاکی است که در جریان یکی از مبارزه‌های آذربایجان پس از یافتن اجساد یک گروه ۲۰ نفره از سربازان مشروطه‌خواه، مشخص شد که تمامی آن‌ها زن بودند.

انجمنهای زنان اقدامات غیرقهرآمیز زیادی نیز در دفاع از مشروطیت و نیز وادار کردن انگلیس و روسیه به ترک ایران انجام دادند. از جمله فروختن جواهرات و خرید سهام از دولت در جریان تأسیس بانک ملی توسط مجلس. زنان مبتکر تحریم کالاهای خارجی بودند، مثلاً سعی کردند قهوه‌خانه‌ها را متقاعد کنند برای کاهش مصرف شکر وارداتی تعطیل شوند. این انجمن‌ها میتینگ‌های بزرگی درباره نقش زنان در جنبش ملی ۱۲۹۰ برای خارج ساختن انگلیس و روسیه از ایران برگزار می‌کردند. جالب آنکه در یکی از مراوده‌های میان انجمن‌های زنان و هیئت روسی، این هیئت تلاش کرده بود زنان را متقاعد کند به دلیل اینکه قانون اساسی ایران حقوق زنان ایران را رعایت نکرده‌است، آن‌ها نیز نباید برای حراست آن تلاش کنند. پاسخ گروه‌های زنان این بوده‌است که آن‌ها خود نیز از شرایط خودشان ناراضی هستند اما مقصر، پیچیدگی‌های سیاسی ناشی از حضور قدرت‌های خارجی است. گروه‌های زنان در سال ۱۲۹۰ با فعالان حق رای زنان در انگلستان تماس گرفتند و از آنان تقاضا کرده بودند دولت انگلیس از نفوذ سیاسی خود برای حمایت از ایرانی‌ها استفاده کند، که این فعالان پاسخ داده بودند متأسفانه هیچ امتیاز سیاسی در دولت خود و قدرتی برای حمایت مردم ایران ندارند.

سردار بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی‌خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده‌ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می‌پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقان اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می‌شد. وی طی نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف بین سران ایل و سخنرانی‌های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر« ستبداد محمدعلی شاهی» آماده می‌کرد و به عنوان یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده‌است.

سردار بی بی مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهٔ علیقلی‌خان سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به‌طوری‌که به لقب سرداری مفتخر شد.

نویسندگان بزرگ مشروطیت مانند کسروی، ملک‌زاده، آدمیت، نظام مافی، محیط مافی، ناظم الاسلام کرمانی، صفائی، دولت‌آبادی، رضوانی در آثار خود اشاراتی به تشکل‌های زنان در انقلاب مشروطیت می‌کنند:

هرچند که به دلیل مخفی عمل کردن بسیاری از این انجمن‌ها اطلاعاتی از آن‌ها در دست نیست. مورگان شوستر نیز در کتاب اختناق ایران می‌نویسد چند بار با این انجمن‌های مشروطه خواه زنان برخورد نزدیک داشته‌است؛ مثلاً یک بار از طریق یکی از منشیان دفتر خزانه به او پیغام می‌دهند که خود و همسرش نباید با سلطنت طلبان رفت‌وآمد داشته باشد. هنگامی که می‌پرسد شما چطور از رفت‌وآمد همسر من اطلاع دارید پاسخ می‌گیرد مادرم که عضو انجمن‌های مخفی زنانه‌است این پیغام را داده‌است. حتی دربرخی مستندات تاریخی ذکرشده که افتخارالسلطنه و تاج‌السلطنه دختران ناصرالدین شاه، از جمله پیشگامان زنان تجددخواه و از موسسین اولین انجمن‌های زنان در ایران بودند و از استقلال میهن و لزوم تقویت مشروطیت ایران و همکاری با مشروطه‌خواهان سخن می‌گفتند. برخی از انجمن‌های زنان:انجمن آزادی زنان در ۱۹۰۷انجمن مخدرات وطن در 1289-اتحادیه غیبی نسوان در 1907-انجمن نسوان ایران در ۱۹۱۰انجمن نسوان وطن در ۱۹۱۰شرکت خیریه خواتین ایران ۱۹۱۰-اتحادیه نسوان در ۱۹۱۱انجمن همّت خواتین در 1911-شورای هیئت خواتین مرکزی در 1911-از دیگر نتایج بیداری زنان تأسیس مدارس دخترانه بود که در آن زمان یکی از مهم‌ترین پایه‌های روشنگری محسوب می‌شد.

البته باید یادآورشد تنها معدودی از این زنانِ طرفدار مشروطیت، هوادار حقوق زنان بودند اما نخستین زنانی که در جنبش حقوق زنان ایران شرکت کردند یا خودشان از مشروطه‌خواهان و فعالان جنبش ملی دهه ۱۲۸۰ بودند مانند صدیقه دولت‌آبادی و بانو امیر صحی ماه‌سلطان یا از خانواده‌های روشنفکر ملی‌گرا بودند «مانند محترم اسکندری.».   بعد از فروکش کردن تب مشروطه‌خواهی، انبوه زنان بی‌سواد به اندرونی‌های سابق خود بازگشتنداما  تنها زنان تحصیل‌کرده و روشنفکر جنبش حقوق زنان را پی گرفتند..

در این زمان مردان مشروطه‌خواه روشنفکری همچون میرزاده عشقی، محمدتقی بهار، ایرج میرزا و… نیز از جنبش نوخواسته حقوق زنان حمایت می‌کردند به ویژه در حق تحصیل و کنار گذاشتن حجاب. مثلاً در ۱۲ مرداد ۱۲۹۰ محمدتقی وکیل‌الرعایا، نماینده مجلس نخستین بار در ایران برابری زن و مرد را در مجلس شورا مطرح کرده و خواستار حق رأی برای زنان شد که مجلس را شوکه کرد و با مخالفت یکی از روحانیان مجلس مواجه شد.هرچند که این حمایت‌ها نتوانست نتیجه چندانی داشته باشد، اما درمقایسه با حمایت از خواسته‌های زنان در جریان انقلاب ۱۳۵۷ قابل توجه‌تر بود.

ازمشهورترین زنان مبارز دوران مشروطیت صدیقه دولت‌آبادی روزنامه‌نگار ایرانی و از فعالان انقلاب مشروطه و جنبش زنان در ایران است.او از مؤسسان انجمن مشروطه‌خواهانه انجمن مخدرات وطن بود همچنین، بعداً از نخستین فعالان حقوق زنان در ایران شد و نشریه زبان زنان را دربارهٔ حقوق زنان منتشر کرد. دولت‌آبادی در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در اصفهان به دنیا آمد. پدرش میرزا هادی دولت‌آبادی و مادرش خاتمه بیگم نام داشت. پدرش از روحانیان متجدد آن زمان محسوب می‌شد. صدیقه دولت‌آبادی تحصیلات خود را در فارسی و عربی در تهران آغاز نمود، سپس تحصیلات متوسطه را در دارالفنون ادامه داد. پانزده ساله بود که با اعتضاد الحکما ازدواج کرد، ولی ازدواجشان با شکست مواجه شد. در سال ۱۲۹۶ شمسی به همت او یکی از نخستین دبستان‌های دخترانه، به نام «مکتب شرعیات» تأسیس شد. پدرش سید میرزا هادی دولت‌آبادی از مجتهدین مؤثر محلی و مشهور به رهبری شاخه ازلی بابیه بود. و نماینده صبح ازل در ایران بود. وقایع منتهی به انقلاب مشروطه فصل جدیدی در زندگی یحیی دولت‌آبادی و برادر کوچکترش علی محمد گشود. آنان در میان اولین اعضای حلقه‌ای کوچک ولی اثرگذار از معتقدان بابیه ازلی بودند که جمال‌الدین واعظ اصفهانی و ملک المتکلمین را نیز شامل می‌شد.[۱۶] افکار شیخ محمد منشادی یزدی – که گفته می‌شد از بابیان ازلی است – در او و جمال الدین واعظ اصفهانی و ملک المتکلمین تأثیر داشته‌است.  صدیقه دولت‌آبادی در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ هجری شمسی در سن ۸۰ سالگی در تهران درگذشت. وی در جوار برادرش در قبرستان امامزاده اسمعیل در زرگنده به خاک سپرده شد. عده‌ای مقبره وی را پس از انقلاب ۱۳۵۷ ویران کردند.با بررسی مبارزات اجتماعی ایران بعدازمشروطیت ، به نام‌های متعددی به عنوان قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی زن در ایران برخورد می کنیم. اما شاید بتوان گفت که روایت در خصوص یکی از ایشان، «جمیله صدیقی کسمائی»، از همه قطعی‌تر باشد.(۱) جمیله صدیقی کسمائی اولین زنی بود که در سال ۱۳۲۲ به عضویت حزب توده ایران درآمد و در کمیته‌ی رشت این حزب، عضو شد. حزب توده ایران در سال ۱۳۲۰ تشکیل شد و اما به سبب آن‌چه مخالفت سلیمان میرزا اسکندری، نخستین دبیر اول حزب توده ایران، با عضویت زنان در حزب روایت شده، این عضویت تا ۱۳۲۲ و مرگ سلیمان میرزا به تعویق افتاد. اما جمیله صدیقی کسمائی سابقه‌ای قدیمی‌تر از این عضویت در حزب توده داشت و سابقه‌ی زندان سیاسی او به پنج سال پیش از شهریور ۱۳۲۰ و کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت برمی‌گشت.(۲) صدیقی کسمائی به همراه شوکت روستا در ۱۳۱۵ به سبب برخی فعالیت‌های ترقی‌خواهانه‌ای که البته، رنگ و بوی چپ‌‌گرایانه داشت و مقبول دستگاه حاکم در آن روزگار نبود، به زندان افتاده بودند. حبسی که به روایتی چهار سال و به روایتی تا ۱۳۲۰ و خروج رضا شاه از ایران ادامه پیدا کرد. این دو زن هر دو عضو «جمعیت پیک سعادت نسوان» بودند که در ۱۳۰۰ در رشت توسط تعدادی از زنان روشنفکر این شهر با گرایش‌های چپ تشکیل شد. این دو نام، جمیله صدیقی کسمائی و شوکت روستا را می‌توان اولین زنان زندانی سیاسی در ایران دانست. نخستین زن زندانی دو رژیم پهلوی راضیه ابراهیم زاده بود که  تجربه زندان رضاخان و محمد رضا پهلوی را با هم داشته است

درواقع اینک  ۸۸ سال است که زنان به سبب فعالیت‌های سیاسی خود در ایران پسا مشروطه، توسط رژیم‌های استبدادی حاکم بر ایران مورد تعقیب و برخورد و بازداشت و حبس قرار می‌گیرند. از زمان پهلوی اول تا امروز، گویی سنت حضور زن زندانی سیاسی در بند ادامه پیدا کرده‌ است و زنان فعال سیاسی به خار چشم مستبدان حاکم بر ایران بدل شده‌اند.در قبل انقلاب اولین زندانی سیاسی زن ویدا حاجبی بود که بعد انقلاب خاطرات خودرا در یک کتاب دوجلدی  به نام دادو بیداد منتشرکرد. شاید بدنباشد خانم فائزه هاشمی کتاب داد بی داد ویداحاجبی را یکباربدقت مطالعه کند تا بداند درمبارزات انقلابی ایران ازمشروطیت تاکنون زنان چپ نقش برجسته ای داشته اند . ویدا حاجبی تبریزی متولد 1314 که در سال 1395 درخارچ کشوردرگذشت ازجمله زنانی بودکه  هم مبارز و فعال سیاسی بود و هم نویسنده و روشنفکر. حاجبی در سال 1335 تحصیلات آکادمیک خود را در مدرسه عالی معماری پاریس به پایان رساند؛ جایی که با فرح دیبا هم کلاس بود. حاجبی، از نخستین زنان زندان سیاسی در ایران، از سال 1351 تا 1357 در زندان بود. سازمان عفو بین الملل او را در سال 1356 «زندانی سال» معرفی کرد. او را از با نفوذترین زنان مارکسیست در جهان می دانند که دوستی نزدیکی هم با فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا، داشت. حاجبی در سال های 1340 جذب اندیشه های جنبش چریکی در آمریکای جنوبی شد و فعالیت های سیاسی خود را در جنبش چریکی آمریکای لاتین در ونزوئلا آغاز کرد. سپس به کوبا و الجزایر رفت و در فعالیت های چریک های چپ گرا در این کشورها شرکت کرد. در ایران نیز تا انقلاب عضو سازمان چریک های فدایی خلق بود که پس از انقلاب از این سازمان جدا شد. زندگی سیاسی و فکری او بسیار تامل برانگیز است؛ خصوصا کتاب مهم «داد بی داد» که اولین مجموعه ای است که سرگذشت شکل گیری زندان زنان سیاسی را در دهه پیش از انقلاب از زبان بخشی از زندانیان آن دوره روایت می کند. این کتاب مهم ترین اثر اوست که به گردآوری خاطرات 37 زن زندانی سیاسی در زندان شاه می پردازد. مشاهده میکنید فائزه خانم زمانی که امثال جنابعالی به  خواندن  دعای کمیل مشغول بودند یک زن  تحصیلکرده بهترین دانشگاه های جهان برای احقاق حقوق مردم ایران وزنان زحمتکش رنج ومرارت زندان اعلیحضرتی را کشید و هیچگاه هم به دریوزگی همکلاسی سابقش که ملکه کشوربود نپرداخت .

بعدها از سال 1350 به بعد اوین وکمیته مشترگ شاهد حضور زنان انقلابی که عمدتا در سازمان جریکهای فدائی حلق و سازمان مجاهدین فعالیت داشتند بود.از جهره های مشهور آن زمان دکتر سیمین صالحی اولین زن جراح در ایران بود که همسر بهرام آرام از رهبران بهخش مارکسیست سازمان مجاهدین بود. سیسمن صالحی در هنگام ساخت بمب در حالی که هفت ماهه باردار بود براثر انفجار بمب یک چشمش را از دست داد .دختر او به نام سپیده سحر در اوین بدنیا آمد او بعد انقلاب بامریکا مهاجرت و در ایالت فلوریدا بعنوان پزشک خانواده مشغول کارشد. از دیگر زنان مبارز دوران شاه اشرف دهقانی خواهر بهروز دهقانی از رهبران چریکهائی فدائی خلق بود که در زندان شاه به او تجاوز نمودند. او توانست در سال 1354 از زندان قصر بگریزد و اگرچه بعد انقلاب بایران بازگشت و در سازمان  چریکهای فدائی خلق در کردستان مبارزه میکرد اما بعدها به خارج مهاجرت و ظاهرا در فرانسه یا آلمان اقامت دارد وکماکان برعلیه جمهوری اسلامی فعالیت دارد . اشرف ربیعی ، معصومه شادمانی ،اشرف احمدی و.. اخرین زندانیان سیاسی زن دوره شاه بودند که در فاصله ابان تا دیماه 1357 اززندان آزادشدند. این سنت سرکوب زنان فعال سیاسی در تاریخ ادامه پیدا کرد. از زنان ملی تا چپ و مذهبی و غیرمذهبی در زمان پهلوی دوم تا انقلاب بهمن ۵۷ و سرکوب زنان به بهانه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، این روند تاریخی زندانی شدن زنان به دلایل سیاسی در ایران ادامه دارد. امروز اما نام‌هایی با احکامی بلند مدت به عنوان قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی زن در ایران هستند .اگر بخواهیم قدیمی‌ترین زن فعال سیاسی که امروز در بند است را نام ببریم، این نام کسی نیست جز زینب جلالیان. زندانی سیاسی کرد ایرانی که در سال ۱۳۸۶، هفده سال پیش از نوشتن این متن، بازداشت شد و در سال ۱۳۸۸ به اتهام «خروج غیرقانونی از کشور» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «محاربه به دلیل عضویت در گروه‌های مخالف نظام (پژاک)» به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تأیید، اما سپس به حبس ابد تقلیل یافت. زندانی سیاسی زنی که در زمان بازداشت به شیوه‌هایی چون شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار و تهدید به تجاوز، مورد آزار و شکنجه قرار گرفت و حال ۱۷ سال است بدون مرخصی، هم‌چنان در بند است. او که بدون رعایت اصل تفکیک جرایم مدتها در کنار زندانیان عادی محبوس  و در سال‌های زندان به بیماری ناخنک چشم هم مبتلا شده که این بیماری موجب کاهش بینایی او شده‌ و با وجود داشتن مشکلات پزشکی متعدد دیگر از جمله بیماری‌های کلیوی و گوارشی، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده‌ است.(۳) اما او هم‌چنان با اراده به عمل سیاسی خود ادامه می‌دهد. در یکی از آخرین سخنانی که از او به بیرون از زندان رسید، در آستانه‌ی رای‌گیری انتخابات اسفند ۱۴۰۲ حاکمیت جمهوری اسلامی، در پیامی به مردم گفت: «من به خاطر شما پشت میله‌های زندان می‌مانم و شما هم به خاطر من فقط یک روز در خانه‌های خود بمانید و در این انتخابات فرمایشی شرکت نکنید.»(4). قابل توجه خانم فائزه درمورد رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی ؟!-بعد از زینب جلالیان، دومین زن قدیمی‌ زندانی سیاسی، مریم اکبری منفرد است. او در دی ماه ۱۳۸۸ پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال بعد به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. او را متهم به محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران کردند. اما او خود این اتهام را وارد ندانست. مریم اکبری منفرد مادر سه دختر است که تا لحظه‌ی نوشتن این متن، بیش از چهارده سال است که از آن‌ها دور افتاده. او در تمام طول این سال‌ها لحظه‌ای هم مرخصی نداشت. مریم اکبری منفرد در اسفند ۱۳۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد. این زندانی بدون رعایت اصل تفکیک جرایم و عدم وجود امکانات بهداشتی در بند عمومی این زندان به سر می‌برد. لازم به ذکر است که دو برادر مریم اکبری منفرد در سال‌های ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق توسط دادگاه‌های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.(۵) سال‌ها زندان اما مریم اکبری منفرد را ساکت نکرده ‌است. او در سال ۱۳۹۵ در نامه‌ای سرگشاده، خانواده‌های قربانیان اعدام‌های دهه‌ی ۱۳۶۰ را فراخوانده تا علیه کسانی که بستگانشان را کشتند، دادخواهی کنند. خود او شکواییه‌ای را تسلیم دستگاه قضایی جمهوری اسلامی کرده و در آن خواهان «تحقیق پیرامون موضوع اعدام غیرقانونی خواهر و برادر خود» شده است.(۶) او هم‌چنین تلاش کرد و شکایتی را در کارگروه ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل ثبت کرد و از این نهاد خواست تا جمهوری اسلامی ایران را درباره‌ی پرونده و سرنوشت خواهر و برادرش مورد پرسش قرار دهند. یک زندانی سیاسی که هم به عمل سیاسی خود دست می‌زند و هم در نقش یک دادخواه، به دادخواهی عزیزان اعدام شده خود می‌پردازد، آن ‌هم پس از سال‌ها زندان و دوری از خانواده و فرزندان و فشارهای فراوان نظامی که می‌خواهد همه‌ی مخالفان خود را منقاد و مطیع خود سازد.

مهوش شهریاری (ثابت) و فریبا کمال آبادی از مدیران سابق جامعه بهایی در ایران (گروه یاران) قدیمی‌ترین زندانیان زن در بند زنان زندان اوین هستند. خانم ثابت از ۱۵ اسفند ۸۶ و خانم کمال آبادی از ۲۵ اردیبهشت ۸۷ در زندان به سر می‌برند. آنها ابتدا به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند؛ اما دادگاه تجدیدنظر با حذف اتهاماتی نظیر جاسوسی و همکاری با دولت اسرائیل، حکم اولیه را نقض و آنها را به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد. اما دادستان کل کشور این حکم را برخلاف شریعت تشخیص داد و مجدداً حکم به ۲۰ سال زندان داد. با این حال سال گذشته با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم مدیران سابق جامعه بهایی به ۱۰ سال کاهش یافت و آنها قاعدتا باید تا دو سال دیگر از زندان آزاد شوند.

بهاره هدایت، فعال سرشناس دانشجویی در ایران با حکم سنگین ۱۰ سال زندان در بند زنان زندان اوین، زندانی است. او عضو شورای مرکزی و سخنگوی سابق دفتر تحکیم وحدت است که دهم دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۲ سال حبس به دلیل توهین به رهبری، ۶ ماه حبس به دلیل توهین به رئیس جمهوری و ۵ سال حبس به خاطر اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب محکوم شد. خانم هدایت پیشتر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق مسارکت در برگزاری تجمع اعتراضی زنان در ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

بهاره هدایت بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، خرداد سال ۹۴ باید از زندان آزاد می‌شد. اما حکم دو سال زندان تعلیقی او به اجرا گذاشته شد. خانم هدایت پیش از این چند بار دیگر هم بازداشت و زندانی شده بود.

ریحانه طباطبایی، روزنامه‌نگار از ۲۲ دی ماه ۹۴ در بند زنان زندان اوین است. او به یک سال زندان و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروها، دستجات سیاسی و فعالیت در رسانه‌ها و فضای مجازی محکوم شده است. اتهام او تبلیغ علیه نظام اعلام شده است. روزنامه‌نگاری که در زمستان سال ١٣٩١ و در جریان بازداشت گسترده روزنامه‌نگاران در ایران هم به زندان افتاده بود.

ریحانه طباطبایی در سال‌های ۸۹ و ۹۳ هم زندانی شده بود. او همکار روزنامه‌هایی چون بهار و شرق بوده است. خانم طباطبایی اخیرا برای چند روز به مرخصی آمده است.

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و نایب‌رئیس کانون مدافعان حقوق بشر اما از اردیبهشت سال ۹۴ در بند زنان زندان اوین به سر می‌برد. او خرداد سال ۸۹ بازداشت و به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” و “تبلیغ علیه نظام” به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود. حکمی که در دادگاه تجدیدنظر به شش سال کاهش یافت.

خانم محمدی تیر ماه ۹۱ به دلیل بیماری و فلج عضلانی در زندان با حکم “عدم تحمل کیفر” از زندان آزاد شده بود، اما از اردیبهشت ۹۴ مجدداً زندانی شد و در حالی در حال سپری کردن محکومیت ۶ سال زندان خود است که مجدداً به ۱۶ سال زندان دیگر محکوم شده است.

آفرین چیت ساز، ستون‌نویس روزنامه دولتی ایران، دیگر روزنامه‌نگار زندانی در بند زنان زندان اوین است که به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت و همکاری با دول متخاصم” به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. او از ۱۱ آبان ماه بازداشت و بیش از ۶ ماه در بند ۲ الف سپاه زندانی بود.

متهمان همکاری با مجاهدین

ریحانه حاج ابراهیم، مریم اکبری منفرد، صدیقه مرادی، زهرا زهتابچی، فاطمه مثنی و بهناز ذاکری، ۶ زندانی بند زنان زندان اوین هستند که با اتهام همکاری یا هواداری از سازمان مجاهدین خلق، حکم‌های سنگین زندان دریافت کرده‌اند.

ریحانه حاج ابراهیم در روز عاشورای ۸۸ به اتفاق احمد و محسن دانش پور مقدم، مطهره بهرامی و هادی قائمی بازداشت و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. حکم او در دادگاه تجدیدنظر به ۱۵ سال زندان تبدیل شد. خانم حاج ابراهیم تاکنون از مرخصی محروم بوده. او در زندان اوین با احمد دانش پور مقدم که محکوم به اعدام است ازدواج کرده است .

صدیقه مرادی که سابقه زندان در دهه ۶۰ را هم دارد به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق به محاربه و ۱۰ سال زندان محکوم شده و از اردیبهشت ماه ۹۰ در بند زنان زندان اوین زندانی است. او به گفته همسرش “قبل از ۳۰ خرداد بازداشت شده بود؛ یعنی ۲۷ خرداد سال ۶۰. درواقع یک دانش آموز دبیرستانی که در آن زمان هوادار مجاهدین بود. بعد هم سال ۶۴ او را دوباره دستگیر کردند و ۴ سال زندانی بود و سال ۶۸ آزاد شد. اما دیگر هیچ فعالیتی نداشت و الآن به نوعی دارد تاوان همان دهه ۶۰ را باز می‌پردازد. تنها ارتباطش این بود که با دوستان سابقش که در زندان با هم بودند، یعنی هم بندی‌های زندان، رفت و آمد داشت که آن‌ها هم همین جا، یعنی در ایران زندگی می‌کنند. همسرم با آنها که دوستان قدیمی و همبندی زندان بودند، رفت و آمد داشت. همین را گفتند ارتباط و اتهام محاربه زدند”.

زهرا زهتابچی کارشناس جامعه‌شناسی و پژوهشگر علوم اجتماعی هم به اتهام “محاربه از طریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام” به ۱۰ سال زندان محکوم شده و از مهرماه سال ۹۲ دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین می‌گذراند. پدر خانم زهتابچی در دهه ۶۰ اعدام شده است.

فاطمه مثنی، دیگر زندانی بند زنان زندان اوین هم با اتهام “محاربه از طریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام” به ۱۵ سال زندان محکوم شده است. همسر او حسن صادقی هم با ۱۵ سال محکومیت در زندان رجایی شهر به سر می‌برد.

خانم مثنی و همسرش سابقه زندان در دهه ۶۰ را هم دارند و سه برادر او در دهه ۶۰ اعدام شده‌اند.

بر اساس گزارش وب سایت‌های حقوق بشری، پدر همسر فاطمه مثنی در کمپ لیبرتی کشته شده و او به دلیل برگزارش مراسم ترحیم برای پدر همسرش در سال ۹۱ بازداشت و سپس به تحمل ۱۵ سال زندان محکوم شده است.

بهناز ذاکری هم با اتهام مشابه فاطمه مثنی و زهرا زهتابچی به ۱۰ سال زندان محکوم شده. او تابعیت دو گانه ایرانی- دانمارکی دارد و سال ۹۱ پس از سفر به ایران بازداشت و زندانی شد.

سایر زندانیانی که خان هاشمی به آنان تاخته است ؟!

رؤیا صابری نژاد نوبخت که تابعیت دو گانه ایرانی و بریتانیایی دارد از سال ۹۲ و پس از سفر به ایران زندانی شده و به اتهام توهین به مقدسات و توهین به مقامات از طریق فعالیت سایبری به ۵ سال زندان محکوم شده است. تاو ابتدا به ۱۸ سال و نیم زندان محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی به ۵ سال کاهش یافت. از دیگر زندانیان سیاسی که دارای خط سیاسی مشخص دارند و سلطنت طلب نیستند نسیم سلطان‌بیگی، آنیشا اسداللهی، مهوش ثابت، نرگس محمدی، سپیده قلیان، ویدا ربانی، گلرخ ایرائی، جوانا سنه (وریشه مرادی)، پخشان عزیزی، فریبا کمال‌آبادی و محبوبه رضائی را می توان نامبرد. خانم فائزه هاشمی عامدانه فراموش می کند که مبارزه زنان ایرانی دقیفا از  بعد از انقلاب اسلامی که ایشان اتفاقا سرسخت هوادارآن بوده اند شروع شده و زندانیان زن نیز قبل از سال 1391 که ایشان به زندان تشریف بردند وجودداشتند.افرادی همچون فروغ سمیع‌نیا، جلوه جواهری، زهره دادرس، زهرا دادرس، هومن طاهری، سارا جهانی، متین یزدانی، یاسمین حشدری، شیوا شاه‌سیاه، نگین رضایی و آزاده چاوشیان، یازده فعال حقوق زنان هستند که با حکم قاضی مهدی راسخی، رییس شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت به یک تا ۹ سال زندان محکوم شده‌اند. این احکام بابت اتهامات «تشکیل گروه غیرقانونی، عضویت در گروه غیرقانونی، اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام» برای این فعالان صادر شده است. تا سال 1395 قریب شش سال بودکه زندانیان سیاسی زن در بند زنان زندان اوین از حق تلفن و بسیاری دیگر از حقوق قانونی خود محروم هستند. زندانیانی که برخی از آنها علیرغم گذشت سال‌های طولانی از حبس و محکومیتشان از امکان استفاده از مرخصی هم محروم بوده‌اند.وصرفا بعداز جنبش های سال 1396 و1398 و1401 باپایداری زنان مبارززندانی وحمایت افکارعمومی داخل وخارج تسهیلاتی برای آنان فراهم شد که صدالبته تسهیلات افرادی نظیرجنابعالی بیش از سایرین بود .

حضورزنان شجاعی همچون فاطمه سپهری از خانواده شهدای جنگ عراق  وایران که از سال 1398 رسما برعلیه ولایت فقیه موضع گیری وبکرات بازداشت و زندانی شده فارغ از این که طرفدارچه گروهی باشد چرا باید موجب نگرانی حضرتعالی شود .شما بخوبی  آگاه بوده وهستید که زندانیان سیاسی چه دربند زنان وچه دربندمردان  با گرایشات مختلف سیاسی و عقیدتی، اتهامات گوناگون و حکم‌های متفاوت زندانی هستند.لذا همان طوریکه در یک خانواده همه فرزندان یک نظرو مشابه نبوده وهرکسی سازخودش را می نوازد اماتابع مقررات اعمالی  پدریامادرهستند ، زندان هم ازاین قانون اجتناب ناپذیرجدانیست بطوری که  برای حفظ سلامت خودزندانیان و مقررات بسنده از قدیم الایام در زندان های سیاسی و به تبع آن حتی در بندهای زندانیان غیرسیاسی مقررات خاصی مثل انتخاب چرخشی مسئول بند، تقسیم کار نظافت و سایراموربند وجودداشته ودارد وخواهدداشت جزآن که در دهه شصت دریک دوره جهنمی مسئولان بند و سلول ها راهم زندانبانان انتخاب میکردند ولی تقسیم کارکماکان وجودداشت واین مقررات برای همه زندانیان اعم ازقدیمی و جدید لازم الرعایه است تانظم و پاکیزگی بند برقرارباشد.الته که اجرای این مقررات برای برخی زندانیان ژن خوب ممکن است خوشایندنباشد کما این که در بندهای زندانیان عادی ژن های پولدارو قدرتمند اززندانیان محتاج و ضعیف برای نوبت کارگری خود استفاده می کنند.

زمانی که سی زن شجاع زندانی شامل سارا احمدی، نرگس ادیب، افسانه امامی، ثمین احسانی، الناز اسلامی، هستی امیری، نیلوفر بیانی، ناهید تقوی، نوشین جعفری، مریم حاج حسینی، زهره داوری، زهره زیوری، زهره سرو، بهاره سلیمانی، نرگس ظریفیان، مهناز طراح، گلاره عباسی، فریبا عادلخواه، رها عسکری‌زاده، هاله غلامی، سپیده کاشانی، مروارید فرتومی، سپیده قلیان، شهره قلی‌خانی، نازنین محمدنژاد، ژیلا مکوندی، فرنگیس مظلوم، روشنک ملایی، ملیحه نظری و فائزه هاشمی طی نامه ای خواستار توقف اعدام معترضان و احکام ناعادلانه جنبش سال 1401 شدند فائزه هاشمی فقط یکی ازآنان بود که تحت تاثیر جو  نامه را امضاکرده بود والا همه میدانند حکم اعدام شالوده هستی بخش اسلام ناب محمدی و جمهوری اسلامی است که پدرش هم از بانیان آن بوده است که یک نمونه آن جدای از اعدام وتیرباران حدود 12 هزارنفر دردهه شصت ،  اعدام حدود 4500 نفر زندانی دارای محکومیت در مردادتا شهریور ماه سال 1367 به فرمان خمینی و با اطلاع وموافقت بابای عزیز ایشان بوده است . از دیگر زندانیان سیاسی زنان اوین که باید نام آنان را ذکرکرد عبارتندازپانیذ عظیمی هم به اتهام فعالیت فیسبوکی به یک سال زندان محکوم شده و در بند زنان به سر می‌برد.

الهام برمکی و نازیلا حمیدوا دو زندانی متهم به جاسوسی هستند. خانم برمکی شهروند ایرانی- قبرسی حکم ۷ سال زندان دارد ولی خانم حمیدوا هنوز در بازداشت به سر می‌برد و دادگاهی برای رسیدگی به اتهام جاسوسی او تاکنون تشکیل نشده. نازیلا حمیدوا تبعه کشور آذربایجان است.

فهیمه اعرفی، لیلا جعفری و مرجان داوری ۳ زندانی مرتبط با عرفان حلقه و عرفان متافیزیک هستند. خانم اعرفی و خانم جعفری از شاگردان محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه هستند که محکومیت ۵ و ۳ سال زندان دارند.

مرجان داوری اما از عرفان متافیزیک و موسسه راه معرفت است که تاکنون دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات او تشکیل نشده است.

زهرا شریفی، نوه شیخ علی‌اکبر تهرانی هم از اسفند ۹۴ همچنان در بازداشت در بند زنان اوین به سر می‌برد و تاکنون دادگاهی برای رسیدگی به وضعیت او تشکیل نشده است.

مریم نقاش زرگران، معلم موسیقی و نوکیش مسیحی هم با حکم ۴ سال زندان از تیر ۹۲ در بند زنان زندان اوین است. او هم پرونده‌ای سعید عابدینی، کشیش نوکیش مسیحی ایرانی آمریکایی بود که در معاوضه زندانیان میان ایران و آمریکا آزاد شد.

دستکم در بند زنان زندان اوین، بالغ بر حداقل هفتاد نفر  زن زندانی سیاسی نگهداری می‌شوند که نسبت به خانم فائزه هاشمی هم دوران حبس بلندتری را طی کرده اند و هم مقاومت آنان با مقاومت و مبارزه خانم هاشمی تفاوت اساسی دارد .آنها اساسا اعتقاد به اصلاحات در حاکمیت توتالیتر مذهبی چه در عبای سیاه خامنه ای و چه در عبای سفید پدر فائزه نداشته و دعوای آنها با حاکمیت برسر سهم بری خانواده و پدر نیست، چرا که پدران این زندانیان و خانواده های انان هیچگاه در کیک قدرت نظام جمهوری اسلامی سهیم  نبوده اند. برخی از ایشان در سنین بالا هم هستند و چهره‌های درخشانی از جنبش کارگری هستند که در دفاع ازجامعه کارگری کشور درزندان هستند نه دعوای فامیلی ولایت فقیه و بدون شک ارج وقرب مبارزاتی آنان بیش از فائزه هاشمی می باشد اگرچه رسانه های داخل وخارج عامدانه  سعی در برجسته کردن چند جهره همچون خانم هاشمی برای روزمبادا دارند بطورمثال آیا شمافکر کی کنید جایگاه جنابعالی بعنوان یک مبارز درون رژیمی با جایگاه افرادی چونزینب جلالیان، سعدا خدیرزاده، مژگان کاوسی، سکینه پروانه، ژیلا هژبری، هاجر سعیدی، فرشته حسینی، وریشه مرادی و پخشان عزیزی  و یا  پروین محمدی، نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ، هاله صفرزاده، عضو کانون مدافعان حقوق کارگر ، یا  ناهید خداجو، عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران  و یا سپیده قلیان یکسان است ؟ 

اگرچه ازمشروطیت تا کنون پس آمدهرجنبش اجتماعی مقررشده بود  تا دیگر زندانی سیاسی در زندان‌ها نباشد و آزادی و استقلال و حاکمیت ملت بر ایران حاکم  باشد. اما در سال‌های سلطنت پهلوی اول و دوم مشروطه را به مشروعه شاهنشاهی و در پیآمد انقلاب 1357 پدرران امثال جنابعالی با فریب ونیرنگ دستاوورد جنبش انقلاب مردم را به یغمابردند تا رژیم منحط ولایت فقیه را پابرجانمایند. وازآن پس در همراهی با مردان دردوران سیاه خمینی و بابای جنابعالی وخامنه ای  هزاران زن به دلیل اندیشه‌ی سیاسی و عقیده‌ی متفاوت به سال‌ها زندان محکوم شده و یا به چوبه‌های دار و تیرهای تیرباران سپرده شدند. اینک نیز که محتوای نوشته جنابعالی هرراس دیگری از مبازات زنانی داردکه به سیطره امثال شماوقعی نمی نهند. بدون شک فریاد آزادی‌خواهانه‌ زنان ایرانی چه در زندان وچه بیرون زندان بایدهراس برای وارثان سیاه بختی این دوران داشته باشد زیرا این رود خروشان ارادهی زنان ایرانی که درجنبش مهسا-ژینائی تبلوریافت  سنگ این استبداد و تعصب را خواهد شکافت و روزی خواهد رسید که زنان برخلاف آموزه های دینی شما دوشادوش مردان و برابر با آنان در تمام عرصه‌های سیاسی و زندگی، آزاد و رها خواهند بود. ومبازه زنان زندان و نامه شما نشان داده که آن روز فرارسیده است .شاید بد نباشد به حضورمبارک خانم هاشمی برسانیم همانطوری که شخصا بیان داشته اید مدتها پشت کنکور بودید ونتوانستید در دانشگاه قبول شوید تا به یمن دانشگاه آزاد بتوانید در رشته نامربوط حقوق بشر آن هم در جمهوری اسلامی تحصیل و سپس چون برادر بزرگوار که به بلژیک برای ادامه تحصیل رفتند به انگستان مسافرت وماموریت تشریف بردید و ناکام ار اخذ مدرک همچون سایر سران حکومتی به ایران بازگشته ودر همان دانشگاه بابا دکترای خودرا اخذکردید برسانیم زمانه بیداد مدتهاست گذشته و زنانی در زندانهای ایران بسر می برند که هریک ازآنان میتواند سرمشق زندگی شرافتمندانه ای برای جنابعالی گردد

لیست اسامی برخی زنان مبارز سیاسی

۱. سودابه فخارزاده اجتماع و تبانی علیه حکومت، ۵سال حبس، زندان اوین

۲. مریم اکبری منفرد هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران، دادخواهی برای خواهر و برادران اعدام شده، ۱۵سال حبس، زندان سمنان

۳. مهوش عدالتی علی آبادی فعالیت و تبلیغ علیه حکومت ولایت فقیه، ۱سال حبس، زندان اوین

۴. شیوا اسماعیلی اجتماع و تبانی علیه حکومت، ۱۰سال حبس، زندان اوین

۵. فرشته (طاهره) نوری اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت حکومت، ۶سال حبس زندان اوین

۶. پروین میرآسان فعالیت علیه حکومت، بلاتکلیف، زندان اوین

۷. زینب جلالیان عضو گروه‌های کردی مخالف حکومت، حبس ابد، زندان یزد

۸. ارغوان فلاحی تبلیغ علیه نظام وهمکاری با گروه های مخالف، بلاتکلیف، زندان اوین

۹. معصومه ( اکرم) اکبری فعالیت تبلیغی علیه حکومت، ۶سال حبس، زندان اوین

۱۰. مریم حاجی حسینی افساد فی‌الارض ۱۰سال حبس، زندان اوین

۱۱. نرگس منصوری تبلیغ علیه حکومت، ۹سال حبس، زندان اوین

۱۲. سعیده(سمیرا) صبوری، زندان اوین

۱۳. یاسمن صبوحی، زندان اوین

۱۴ آنیشا اسداللهی تبلیغ علیه حکومت،۵سال و ۸ماه حبس، زندان اوین

۱۵. ویدا ربانی اجتماع و تبانی ۵سال + ۶سال و ۱۵ماه حبس، زندان اوین

۱۶. ریحانه انصاری نژاد اجتماع و تبانی وتبلیغ علیه حکومت، زندان اوین

۱۷. شادی شهید زاده فعالیت با گروه های مخالف، ۵سال حبس، زندان اوین

۱۸. ناهید تقوی فعالیت تبلیغی علیه حکومت ۱۰سال و۸ماه حبس، زندان اوین

۱۹. نرگس محمدی تبلیغ علیه حکومت،مجموعا ۱۲سال و ۶ماه حبس، ۸۰ ضربه شلاق، پرداخت ۲فقره جزای نقدی و مجازات‌های تکمیلی، زندان اوین

۲۰. بهاره هدایت تبلیغ علیه حکومت، ۴سال و ۸ماه حبس، زندان اوین

اسامی و مشخصات زنان زندانی

۲۱. گلرخ ایرایی تبلیغ علیه حکومت، ۵سال حبس، زندان اوین

۲۲. مرضیه فارسی هوادار سازمان مجاهدین خلق ، ۱۵سال حبس، زندان اوین

۲۳. زهرا صفایی هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران، ۵سال حبس، زندان اوین

۲۴. فرحناز نیکخو، زندان اوین

۲۵. مرضیه جانی پور، زندان اوین

۲۶. سپیده کاشان دوست ( کاشانی) همکاری با دولت آمریکا، ۶سال حبس، زندان اوین

۲۷. شکیلا منفرد تبلیغ علیه حکومت، مجموعا ۹سال و ۱۱ماه حبس، ۲سال تبعید، پرداخت جزای نقدی و مجازات‌های تکمیلی زندان اوین

۲۸. رضوانه احمد خان‌بیگی تبلیغ علیه حکومت، ۵سال حبس، زندان اوین

۲۹. نسرین (اعظم) خضری جوادی اجتماع و تبانی، ۵سال حبس، زندان اوین

۳۰. نیلوفر بیانی همکاری با آمریکا، ۱۰سال حبس، زندان اوین

۳۱. فائزه هاشمی اجتماع و تبانی، ۵ سال حبس و ممنوعیت خروج از کشور، زندان اوین

۳۲. فریبا کمال آبادی اقلیت مذهبی تبلیغ آیین بهایی، ۱۰سال حبس، زندان اوین

۳۳. مهوش شهریاری ترویج بی‌حجابی، ۱۰سال حبس زندان اوین

۳۴. محبوبه رضایی فعالیت تبلیغی علیه حکومت، ۱سال و ۹ماه حبس، پرداخت ۸میلیون تومان جزای نقدی و مجازات‌های تکمیلی، زندان اوین

۳۵. سمانه نوروزمرادی همکاری باگروه‌های مخالف، ۱۱سال حبس، زندان اوین

۳۶. هاجر سعیدی همکاری با مخالفین حکومت ۱سال حبس، کانون اصلاح و تربیت سنندج

۳۷. سارینا جهانی اجتماع و تبانی، ۲سال حبس، زندان اوین

۳۸. مینا خواجوی اقدام علیه امنیت، ۶سال حبس، زندان اوین

۳۹. زهره سرو تبلیغ علیه حکومت، ۷سال حبس، زندان اوین

۴۰. شیرین سعیدی، زندان اوین

اسامی و مشخصات زنان زندانی

۴۱. راحله راحمی پور تبلیغ علیه حکومت، ۶سال حبس، زندان اوین

۴۲. نسیم سلطان بیگی اجتماع و تبانی، ۴سال و ۱ماه و ۱۶روز حبس و مجازات‌های تکمیلی، زندان اوین

۴۳. مهناز طراح تبلیغ علیه حکومت، ۴سال و ۴ماه حبس، زندان اوین

۴۴. سروناز احمدی تبلیغ علیه حکومت، ۳سال و ۶ماه حبس، زندان اوین

۴۵. نسیم غلامی سیمیاری متهم به بغی، بلاتکلیف، زندان اوین

۴۶. کبری بیگی، زندان اوین

۴۷. سها مرتضایی اجتماع و تبانی، ۶سال حبس، زندان اوین

۴۸. سپیده قلیان توهین به خامنه‌ای، مجموعا ۳سال و ۳ماه حبس و مجازات تکمیلی، زندان اوین

۴۹. سحر (فاطمه) مختاری، زندان اوین

۵۰. آذر کروندی موسی زاده همکاری با گروه‌های مخالف، ۵سال حبس، زندان اوین

۵۱. زینب همرنگ سید بگلو اجتماع وتبانی، ۵سال حبس، زندان اوین

۵۲. پخشان عزیزی همکاری با گروه‌های مخالف، بلاتکلیف، زندان اوین

۵۳. وریشه مرادی متهم به بغی، بلاتکلیف، زندان اوین

۵۴. الهه فولادی، بلاتکلیف، زندان اوین

۵۵. نسرین روشن، زندان اوین

۵۶. مریم وحید فر، زندان اوین

۵۷. مولود حسین دوست، زندان اوین

۵۸. سمیرا نجاتیان، زندان اوین

۵۹. لاله ساعتی، زندان اوین

۶۰. ندا فتوحی، زندان اوین

۶۱. ژیلا هژبری همکاری با گروه‌های مخالف، ۳سال و ۸ماه حبس، کانون اصلاح و تربیت سنندج

۶۲. ناهید خداجو اجتماع و تبانی، ۵سال حبس و ۷۴ضربه شلاق، زندان اوین

۶۳. فروغ تقی پور هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱۵سال حبس، زندان اوین

۶۴. سپیده کشاورز فعالیت تبلیغی علیه حکومت، ۱سال حبس، زندان اوین

۶۵. آرمیتا پاویر توهین به خامنه‌ای، ۱سال و ۱۰ماه و ۱۷روز حبس، زندان تبریز

۶۶. نوشین مصباح همکاری با گروه‌های مخالف، ۱سال حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۶۷. نسرین سادات شهرآئینی تبلیغ علیه حکومت، ۱سال و ۳ماه حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۶۸. رؤیاملکوتی فعالیت تبلیغی علیه حکومت، ۶سال و ۸ماه حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۶۹. آزیتا فروغی مطلق تبلیغ علیه حکومت، ۳سال و ۸ماه حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۷۰. نگین حسن زاده همکاری با گروه‌های مخالف، ۳سال و ۶ماه و ۱روز حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۷۱. رها پورابراهیم تبلیغ علیه حکومت، ۳سال حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۷۲. سکینه پروانه توهین به خامنه‌ای، ۷سال و ۶ماه حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۷۳. فاطمه سپهری توهین به خامنه‌ای مجموعا ۱۹سال حبس و پرداخت جزای نقدی زندان وکیل آباد مشهد

۷۴. ساناز تفضلی اجتماع و تبانی، ۱۰سال و ۹ماه حبس، زندان وکیل آباد مشهد

۷۵. سارا ناصری، زندان وکیل آباد مشهد

۷۶. زیبا قلیچ خانی تبلیغ علیه حکومت، بلاتکلیف، کانون اصلاح و تربیت سنندج

۷۷. لیان درویش، زندان اوین

۷۸. فریده مراد خانی، ۳سال حبس، کانون اصلاح و تربیت تهران

۷۹. فرزانه قره حسنلو، ۵سال حبس، زندان مشهد

۸۰. نسرین حسنی تبلیغ علیه حکومت، مجموعا ۱سال و ۷ماه حبس و پرداخت جریمه، زندان بجنورد

اسامی و مشخصات زنان زندانی  در سراسر ایران

۸۱. ناهید شیربیشه تبلیغ علیه حکومت، ۵سال حبس، زندان زنجان

۸۲. معصومه یاوری همکاری با گروه‌های مخالف حکومت، ۱۳سال حبس، زندان دولت آباد اصفهان

۸۳. مهسا سعیدی، بازداشتگاه اطلاعات سپاه یزد

۸۴. ساناز جهان تیغ تبلیغ علیه حکومت، زندان ساری

۸۵. شیوا خلیلی تبلیغ علیه حکومت، ۱سال حبس تعزیری ضبط تلفن همراه، زندان بابل

۸۶. شریفه محمدی، زندان لاکان رشت

۸۷. رؤیا ثابت، بازداشتگاه پلاک ۱۰۰شیرا

۸۸. نیلوفر سادات هاشمیان، بازداشتگاه اطلاعات سپاه سمنان

۸۹. ژینوس شادابی، بازداشتگاه اطلاعات همدان

۹۰. نیلوفر غزاله انتشار عکس‌های بدون حجاب، ۵سال حبس از پرونده اول و بلاتکلیف از پرونده دوم بازداشتگاه اطلاعات اصفهان

۹۱. نرگس سلیمانی، بازداشتگاه اطلاعات سنندج

۹۲. فرشته فدایی فر، بازداشتگاه اطلاعات سنندج

۹۳. سحر صالحیان، بازداشتگاه اطلاعات سنندج

۹۴. فریده قهرمانی فر، بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه

۹۵. پریسا محمدی، بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه

۹۶. فرزانه معینی، بازداشتگاه اطلاعات یاسوج

۹۷. مریم جلال حسینی توهین به خامنه‌ای، ۶سال زندان و ۲سال تبعید به شهرستان ایلام، زندان کچویی کرج

۹۸. پرستو افشاری نژاد تبلیغ علیه حکومت، زندان دولت آباد اصفهان

۹۹. بتول امیدی تبلیغ علیه حکومت، زندان ایلام

۱۰۰. فخری امید تبلیغ علیه حکومت، زندان ایلام

اسامی و مشخصات زنان زندانی

۱۰۱. گلاویژ طهماسبی، بازداشتگاه اطلاعات سنندج

۱۰۲. تینا دلجو تبلیغ علیه حکومت، ۱سال حبس، زندان لاکان رشت

۱۰۳. یکتا فهندژ سعدی، زندان عادل آباد شیراز

۱۰۴. صفورا ملکی، بازداشتگاه اطلاعات ایلام

۱۰۵. مریم ابراهیمی تبلیغ علیه حکومت، زندان دولت آباد اصفهان

۱۰۶. فرمیسک بابایی، بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه

۱۰۷. فاطمه ( مژگان) تدریسی توهین به خامنه‌ای، ۶سال حبس و ۲سال تبعید به شهرستان زنجان، زندان کچویی کرج

۱۰۸. سحر احمدی، بازداشتگاه اطلاعات سنندج

۱۰۹. مینا کرمی فعالیت آموزشی وتبلیغ علیه حکومت، ۵سال حبس، زندان عادل آباد شیراز.

۱۱۰. لالیخان نیک نیا همکاری با گروه‌های مخالف، بازداشتگاه اطلاعات ارومیه

۱۱۱. مریم سادات یحیوی تبلیغ علیه حکومت، ۱سال حبس، زندان اوین

۱۱۲. ژینا پندار، بازداشتگاه اطلاعات سنندج

پانوشت‌ها:
۱- نخستین زن زندانی سیاسی در ایران، که بود؟، ابراهیم مروجی، عصر نو، ۶ فروردین ماه ۱۳۹۳.
۲- بررسی عملکرد تشکیلات زنان حزب توده؛ بین سال‌های ۱۳۲۲ تا ۱۳۶۱، سمانه بایرامی، فصلنامه‌ی مطالعات تاریخی، سال نوزدهم، شماره‌ی ۷۳، تابستان ۱۴۰۰.
۳- عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت زینب جلالیان در زندان یزد، خبرگزاری هرانا، ۱۹ بهمن ماه ۱۴۰۲.
۴- زینب جلالیان، زندانی سیاسی: یک روز در خانه‌ بمانید و در انتخابات فرمایشی شرکت نکنید، صدای آمریکا، ۱۰ اسفندماه ۱۴۰۲.
۵- گزارشی از آخرین وضعیت مریم اکبری منفرد در زندان سمنان، خبرگزاری هرانا، ۲۳ تیرماه ۱۴۰۲.
۶- دادخواهی از زندان: نامه‌ی سرگشاده و شکواییه‌ی مریم اکبری منفرد، رادیو زمانه، ۲۷ مهرماه ۱۳۹۵.

ژینا سنندجی




اسطوره‌های صهیونیستی(۱) اختراع کشور جعلی اسرائیل

نوشتهجمال کنج

برگردانآمادور نویدی

تظاهرات در دانشگاه بریتیش کلمبیا(UBC) در ونکوور علیه بازدید موشه دایان، ژنرال ارتس اسرائیل.

افسانه های صهیونیستی:

اختراع واقعیت مصنوعی توسط اسرائیل

۷۵ سال پس از از نکبت(کوچ اجباری فلسطینی‌ها)، من  شاهدی زنده از خانواده ای «نامرعی» هستم که از خانه و کاشانه خود رانده شدند تا «مکانی» برای نوکیشان اروپایی خزر*(European Khazar) بنا کنند.

*اروپایی خزر(European Khazar)، عضوی از قوم ترک بود که بخش بزرگی از جنوب روسیه را از قرن ۶ تا ۱۱–م اشغال کرد و در قرن ۸–م به یهودیت گروید.

به‌احتمال زیاد، اسرائیل تنها « ملت» دوران پسااستعماری‌ست که مدعی حاکمیت بر قلمروی‌ست که با اقلیتی از یک جمعیت بی‌گانه و خارجی مشخص می‌شود.

گروه‌های شبه‌نظامی صهیونیستی، تحت قیمومت استعمارگران انگلیسی، کمپینی تروریستی به‌راه انداختند که بیش از ۸۰۰ هزار فلسطینی را(براساس داده های سازمان ملل) از خانه و کاشانه‌اشان پاک‌‌سازی قومی کردند، سرزمین‌هایشان را مصادره نمودند، و بیش از ۵۰۰ شهر و روستا را ویران ساختند.

صهیونیسم سیاسی، نیم قرن پیش  و از سال ۱۹۴۵، جهت ساخت تاریخی زیبا و فریبنده، روایت‌های تحریف شده‌ای را با تنیدن اسطوره‌ها، نقش‌ها، اختصارات و افسانه‌ها بر فراز ویرانه‌های خانه و کاشانه فلسطینی‌ها بنا نمود. پروژه صهیونیستی، هویت فرهنگی دیرینه بومیان فلسطینی را مصادره نمود و هاسبارا(hasbara)(دیپلماسی عمومی) آن‌را به‌کار گرفت تا با جعل جغرافیای دروغین، تاریخ اساطیری آن‌را تحریف کند.

بدون هم‌دستی کامل قدرت‌های غربی و کلیسا– که هر یک به دستور‌کار نامشروع خودخدمت می‌کرد– تا جهت توجیه غصب سرزمین مردم فلسطین، آلترناتیو صهیونیستی را بپذیرد– موفقیت فریب‌کارانه پروژه صهیونیستی غیرممکن بود.

جهت نمونه، به پیام تبریک اخیر پریزدنت کمیسیون اروپا، اورسولا ون دیر لی‌ین(Ursula von der Leyen)، به‌مناسبت ۷۵ –مین سال‌گرد پروژه صهیونیستی بنگرید. وی در پیام ویدئویی رسمی خود، تبلیغات دروغین صهیونیست‌ها را تکرار نمود، و این‌که صهیونیست‌ها «کویری را آباد کردند».

تصور آباد کردن بیابانی در سوئد نیز مضحک است– این‌طور نیست؟ آیابه‌همان اندازه مضحک نیست که صهیونیست‌ها، یا دست‌نشاندگان آن‌ها در غرب، درباره فلسطین که در مرکز سرزمین‌های حاصل‌خیز، با بارندگی سالانه واقع شده و قابل مقایسه با سوئد است، مغرضانه برخورد کنند؟ درواقع، میان‌گین بارش در اورشلیم، و مناطق گالیله فلسطین تاریخی از «بیابان» استگهلم بیش‌ترست!

شرایط آب و هوایی پدیده‌های جدیدی نیستند، و در کتاب مقدس قدیمی (Old Testament)، در سوره مهاجرت دسته‌جمعی–آیه هجرت ۳:۱۷، سرزمین کنعانیان(فلسطینی‌های اصیل) را به‌‌عنوان «سرزمینی که شیر و عسل در آن جاری‌ست» توصیف نموده است.

برفرض که فون دیر لی‌ین، احتمالا از کتاب مقدس یهودی‌ها، یا از ویژگی‌های آب و هوایی فلسطین مطلع نباشد، اما امکان ندارد که صهیونیست‌ها با به‌اصطلاح وعده و وعیدهای کتاب مقدس قدیمی آشنا نباشند. و این‌که چرا اشاعه اسطوره‌های صهیونیستی توسط روشن‌فکران غربی بدون چالش باقی‌مانده، و اجازه داده اند که افسانه‌های مذکور سر از کتاب‌های تاریخی در بیاورند،  که متعاقبا، فقر هنگی را تا بالاترین سطح ارتقاء دهند.

پژوهش‌گران فلسطینی و یهودی که روایات دروغ صهیونیستی را بی‌اعتبار ساخته اند، توسط روشن‌فکران غربی نادیده گرفته شد.. جهت نمونه، احد هاام(Ahad Ha’Am)، اندیش‌مند برجسته یهودی اروپای شرقی و پدر صهیونیسم فرهنگی در سال ۱۸۹۱، خیلی پیش‌تر از تئودور هرتزل– بنیان‌گذار صهیونیسم سیاسی از سرزمین مقدس(فلسطین) دیدن نمود. هام از نخستین یهودی‌هایی بود که اسطوره‌های صهیونیسم سیاسی در باره فلسطین را به چالش کشید.

وی در بازگشت به اروپا، سریعا مشاهدات سفرش را برای حامیانش به رشته تحریر درآورد:

«در خارج از کشور براین باوریم که سرزمین اسرائیل (Eretz Yisrael )(بخوان فلسطین) تقریبا کاملا خالی از سکنه و مخروبه، کویری‌ست که عاری از کشت است … اما درواقع این‌طوری نیست، و دشوارست که در کُل فلسطین زمینی یافت که بایر باشد».

پروژه صهیونیستی که برخلاف کتاب مقدس قدیمی(Old Testament) درباره فلسطین  که سرزمین «شیر و عسل» بود، باز هم اسطوره چرند و  بدون چالش دیگری اختراع نمود، و فلسطین را «سرزمینی فاقد مردم برای مردمی فاقد سرزمین» (terra nullius) اعلام نمود.

شعار مذکور توسط گلدا مایر(Golda Meir )، رهبر اسرائیلی، در مصاجبه با ساندی تایمز (Sunday Times) در سال ۱۹۶۹ تکرار شد و گفت که «سرزمینی به‌نام فلسطین وجود نداشته است». وزیر دارایی کنونی اسرائیلی، بزالئیل اسموتریچ(Bezalel Smotrich)، که یک برتری‌طلب یهودی‌ست،در سفری که در ماه مارس گذشته به پاریس داشت، تقریبا همان گفته گلدا مایر را کلمه به کلمه بلغور کرد.

جهت تکذیب این گفته چرند، و از آن‌جایی‌که صهیونیست‌ها پیش‌تر روایات کتاب مقدس خود‌خودشان‌را را تحریف کرده اند، از تکرار نقل‌قول کتاب مقدس قدیمی(Old Testament) در باره مردم در سرزمین کنعان پرهیز می‌شود. نه به کارزارهای صلیبی اشاره می‌شود‌ که توسط ساکنان «غیرموجود» شکست خورده اند؛ نه به آمار سرشماری استعمارگران بریتانیایی در فلسطین استناد می‌شود.

در ادامه، درباره موارد واضح استدلال نمی‌شود: من می‌نویسم، پس، وجود دارم. با این‌حال، به دو منبع اصلی صهیونیستی، پیش از تأسیس اسرائیل اشاره می‌شود.

بنیان‌گذار صهیونیسم سیاسی، تئودور هرتزل، در سال ۱۸۹۵، در دفتر خاطراتش نوشت: «ما باید تلاش کنیم که به جمعیت فقیر آن‌سوی مرز جرأت دهیم… پروسه غصب فلسطین و کوچاندن اجباری فلسطینی‌ها… باید صبورانه و با تدبیر انجام گیرد».‌

جوزف ویتز (Joseph Weitz)، مدیر صندوق ملی یهودی‌ها(Jewish National Fund (JNF)، نیز، دراواسط سال‌های ۱۹۴۰، توضیح داد: «باید روشن شود که در فلسطین هیچ جایی برای دو ملت وجود ندارد».

۷۵ سال پس از از نکبت(کوچ اجباری فلسطینی‌ها)، من شاهدی زنده از خانواده ای «نامرعی» هستم که از خانه و کاشانه خود رانده شده اند تا «خانه ای» برای نوکیشان اروپایی خزر*(European Khazar) بنا گردد.

ممکن‌ست که دیگر آواره‌های فقیر در فلسطین زندگی نکنند، اما به کوری چشم صهیونیسم، سرزمین «شیر و عسل» همیشه در قلب و خاطر فلسطینی‌هاست.

درباره نویسنده:

جمال کنج(Jamal Kanj)، نویسنده کتاب «کودکان فاجعه»، سفر از یک کمپ پناهندگان فلسطینی به آمریکا، و کتاب‌های دیگرست. وی اغلب دربار مشکلات دنیای عرب جهت تفسیرهای گوناگون ملی و بین المللی قلم میزند. وی این مقاله را به سایت شرح وقایع به‌ترتیب تاریخ فلسطین(The Palestine Chronicle) ارائه داده است.

https://www.palestinechronicle.com/writers/jamal-kanj

برگردانده شده از:

Zionist Myths: Israeli Invention of Artificial Reality

By Jamal Kanj




آزار جنسی توسط کارکنان سازمان جاسوسی آمریکا

به گفته الیزابت ژان وود، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، تجاوز جنسی به زنان ویتنامی توسط پرسنل نظامی آمریکایی توسط فرماندهان آنها نادیده گرفته می شد. از میان هزاران تجاوز جنسی، تنها 41 مورد تجاوز جنسی توسط ارتش ایالات متحده منجر به محکومیت های دادگاه نظامی در مورد قربانیان ویتنامی بین سال های 1965 و 1973 شده است.

حالا آن فرهنگ کثیف به دفتر خود سیا سرایت کرده است.

به گزارش آسوشیتدپرس، تازه‌ترین در جریان یک جشن کوچک در دفتر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به مناسبت تولد ۵۰ سالگی یک افسر، فردی که میهمانی برای او برپا شده بود در حالت مستی دست به زیر دامن همکار زنش می‌زند و او را به‌زور در مقابل چشمان حیرت‌زده دیگر همکاران می‌بوسد.

بر اساس گزارش دادگاه، افسر‌ متهم به آزار جنسی دستش را بارها زیر دامن قربانی برده تا بتواند بالای ران او را لمس کند و این سبب شده تا دامن بالا برود و لباس زیر وی نمایان شود.

مورد تازه آزار جنس، سال گذشته تنها چند روز پس از آن که سیا وعده داده بود با رفتارهای نادرست جنسی در صفوف خود مقابله کند، رخ داد. به گزارش آسوشیتدپرس، سیا همچنان سعی در پنهان‌کاری دارد.

گزارش نهاد نظارتی نشان می‌داد دست کم بیش از ۱۰ کارمند زن در سیا به مقامات مسئول و اعضای کنگره مراجعه کرده و گزارش‌هایی از تعرض‌های جنسی ارائه داده‌اند.

یکی از این زنان که آسوشیتدپرس نامش را فاش نکرده، می‌گوید: «من به‌طور کامل به این سازمان اعتماد داشتم و همچنین باور داشتم که اقدامات وعده داده شده برای اصلاح آنچه من آن را یک اپیدمی می‌دیدم، واقعی است. اما حالا متوجه شده‌ام که فقط حرف بوده است.»




دنیای در حال تغییر

پس از پیروزی گذرای امپریالیسم بر اردوگای سوسیالیسم و ویران‌سازی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، امپریالیسم امریکا مانند گاوچران هفت تیر به کمری، زمان را شایسته یافت، تا به چراگاه‌های دیگری دست یابد. امپریالیسم یوگوسلاوی را بمباران و پاره پاره کرد؛ افغانستان را صد سال به پس راند؛ فرزندان عراقی را کُشت و مادرانشان را بیوه ساخت؛ لیبی، که زمانی الماس سیاه نامیده می‌شد، را ویران و کویرستان کرد؛ سومالی را به گروه های لات و دزدان دریایی سپرد؛ سودان را دو نیمه کرد؛ ناتو، بازوی جنگی امپریالیسم امریکا در اروپا را سالانه به مرزهای روسیه نزدیک کرد. 

ولی هم اکنون کشتی را کشتی‌بان دیگری  آمده‌است. در هم‌سنجی با سال‌های نود و سال‌های نخستین دوهزار جهان امروز دست‌خوش دگرگونی‌های بزرگی شده‌است. خلق‌ها و دولت‌هایی که زمانی گوشه نشین بودند، به گرد هم آمده‌اند تا با هم‌کاری هم “فلک را بشکفاند و طرحی نو دراندازند”.

برای چندین دهه، روسیه مانند بره کوچکی در چنبره گرگ‌ها بود. رهبران روسیه سوسیالیسم را ویران کردند، تولید صنعت خود را بستند، اقتصاد نئولیبرالیستی  را به دستور بانک جهانی پیاده کردند، هم‌زمان ناتو به سوی مرزهای آن‌ها گسترش یافت. پوتین به دیدار ملکه انگلستان رفت؛ مهمان ملکه دانمارک بود؛ با بوش و همسرش در کرافورد، تگزاس دیدار کرد؛ می‌خواست به ناتو بپیوندد، باز هم ناتو به سوی مرزهای روسیه گسترش یافت.

اکنون روسیه، چین و بخش بزرگی از باشندگان (جمعیت) جهان از تحریم‌ها، دست‌یازی‌ها و پرخاش‌گری ها  ایالات متحده خسته شده‌اند. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در سخن‌رانی خود در نشست بریکس گفت که همه‌ی کشورها باید قانون‌های بین‌المللی را ارج بگذارند و نه با زور سخن گویند. چین خواهان جهانی چندقطبی است و روسیه را نزدیک‌ترین متحد خود می‌داند. به همین دلیل است که شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، از دوستی استراتژیک با روسیه سخن می‌گوید.




کار انسان را آفرید

«تمام افسانه ها با کمک تخیل و در خیال بر نیروی طبیعت غلبه می‌کنند و ان را شکل می‌دهند؛ بنابراین با ظهور آنها، تسلط واقعی بر نیروی طبیعت ناپدید می‌شود». (مارکس).

در گذشته گفته می شد که یکی از بزرگترین تفاوت انسان و حیوان، دین نداشتن حیوان است. اما در واقع باید گفت که شعور و آگاهی در سطح بالا فقط خاص انسان است.

انسان تافته جدا بافته ای از حیوانات نیست، بلکه محصول روند طبیعی تکامل آن ها است. بنابراین، یک خلقت خاص و منحصر به فرد نیست، بلکه انسان اجداد مشترکی با حیوانات دارد، و از بسیاری جهات مهم ، حیوان باقی می ماند. ما نه تنها عضوهای یک نوع با حیوانات دیگر در بدن داریم، بلکه تفاوت ژنتیکی بین انسان و شامپانزه کمتر از دو درصد است. این پاسخی خرد کننده به مزخرفات خلقت گرایانی است که تکامل را قبول ندارند.

تحقیقات اخیر با شامپانزه ثابت کرده است که این نزدیکترین پستاندار به انسان، قادر به انجام سطحی از فعالیت ذهنی هست که از برخی جهات شبیه به کودک انسان است. با وجود تمام تلاش های آزمایشگران، به روی شامپانزه در قفس، این حیوان نمی تواند صحبت کردن یاد بگیرد و یا ابزاری سنگی شبیه به ساده ترین ابزارهای انسان اولیه بسازد.

همان دو درصد که از نظر کمّی بسیار کوچک است، آنچنان تفاوتی ژنتیکی بین انسان و شامپانزه آفرید که جهش کیفی از حیوان به انسان را ممکن کرد. این کار نه توسط یک خالق انجام شد، بلکه با رشد مغز انسان از طریق کار یدی انجام شد.

افسانه های انسان فقط برای غلبه خیالی بر طبیعت در جامه دین آفریده نشده اند، بلکه از سوی استثمارگران و استعمارگران برای توجیه جامعه طبقاتی نیز خلق شده اند. مارکس می گوید “مردمان فقیر، خداوندان بس غنی دارند.”