کوچک شدن لایه میانی

جمهوری اسلامی، جامعه ما را به تندی دوقطبی می‌کند. در یک سوی این قطب ده‌درصد دزدان توان‌گر و در سوی دیگر آن نود درصد تنگ دست هستند. بورژوازی انگلی، آزمندی خود را تا به‌دان‌جا کشانده‌است که لایه‌های میانی در روند نابود شدن هستند.

به گزارش دنیای اقتصاد، مسعود نیلی، اقتصاددان که خود در دولت‌های رفسنجانی و روحانی در برنامه‌ریزی و بودجه نقش داشته‌است، دهه نود را دهه کاهش درآمد لایه‌های میانی در جامعه می‌داند. او می‌گوید که یک درصد بالایی جامعه  «۸۶ برابر»  یک درصد پایینی درآمد دارد.

اقتصاددانان خود جمهوری اسلامی می‌گویند که ۵۷ درصد از لایه‌های میانی به مرز تنگ‌دستی رسیده‌اند. به گزارش اخبار جدید، حسین اشرفی، عضو معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق بازرگانی تهران از کوچک شدن لایه‌های میانی جامعه گفت و افزود که «طبقه متوسط  سالانه به‌ میانگین ۱۱ درصد کوچک‌تر شده است».

سیاست مالیاتی به گونه‌ای برنامه‌ریزی و پیاده می‌شود که به بورژوازی بازرگانی، مالی، نظامی و دیوان‌سالاری (بوروکراتیک) ضربه‌ای کاری نزند. برای همین، بار افزایش نرخ مالیات بر دوش لایه‌های میانی افتاده‌است. افزون بر این، سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی مایه دشواری زندگی لایه‌های میانی شده‌است. وحید شقاقی، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفت‌گو با فرارو گفت: «اگر طبقه متوسط با همین سرعت به‌سوی محوشدن حرکت کند، [] کشور روزبه‌روز با جمعیت فقیرتری روبه‌رو خواهد شد.»

خوش‌بختانه بخش‌های آگاه لایه‌های میانی نمی‌خواهند تنها تماشاچی نابودی خود باشند و آهسته ولی با بی‌باکی گام به پهنه نبرد گذاشته‌اند. نشست‌های آموزگاران، بازنشستگان و اعتصاب پرستاران نشان می‌دهد که تا چه اندازه لایه‌های میانی زیر فشار اقتصادی هستند. فشار اقتصادی این لایه‌ها را به سوی تنگ‌دستی و حتا زیر خط تنگ‌دستی کشانده‌است و آن‌ها چاره‌ی دیگری سوای نبرد نمی‌بینند.

اعتصاب پرستاران اکنون به بیش از ۱۰ شهر گسترش یافته‌است. خانه پرستار خراسان رضوی در باره‌ی دلیل اعتصاب نوشت که «سیاست‌های غلط، دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه، نگاه‌های تبعیض‌آمیز و مدیریت پزشک‌سالارانه است». 




خودکشی کارگران کشاورزی پنجابی در ایتالیا

پنجاب دچار بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مکرر شده است که تعداد فزاینده ای از پنجابی ها را به مهاجرت سوق داده است. پنجاب از نظر میزان مهاجرت در رتبه دوم در بین ایالت های هند قرار دارد. استان لاتین در جنوب رم – مرکز اصلی تولیدات کشاورزی در مرکز-جنوب ایتالیا – به محبوب ترین مقصد برای مهاجران پنجابی تبدیل شد.

جذابیت خاص لاتین در تقاضای زیاد آن برای نیروی کار در بخش کشاورزی و حضور یک جامعه پنجابی تثبیت شده از دهه 1980 نهفته است. به منظور به حداکثر رساندن سود و پایین نگه داشتن هزینه های تولید برای رقابت در بازار اتحادیه اروپا، بخش کشاورزی و مواد غذایی مرفه در منطقه  به یک شبکه بین المللی قاچاق کارگران مهاجر فصلی برای بهره برداری در مزارع  تبدیل شده است. این شبکه شامل کارفرمایان و متخصصان ایتالیایی، کاپورالی و واسطه های ایتالیایی و خارجی و گاهی اوقات مقامات فاسد در نهادهای دولتی می شود.

بسیاری از کارگران پنجابی کارهای یدی سنگین را انجام می دهند، میوه ها و سبزیجات را به مدت دوازده تا چهارده ساعت در روز یا بیشتر، شش یا هفت روز در هفته، بدون هیچ گونه حفاظت یا بیمه می چینند و بسته بندی می کنند. برای این کار، آنها مبلغ بسیار پایین تر از استانداردهای قابل زندگی دریافت می کنند.

بسیاری نمی دانند که در صورت بیماری یا مرخصی مستحق دریافت حقوق هستند: وقتی فصل برداشت محصول به پایان می رسد قراردادشان منقضی می شود. اینگونه ارتش ذخیره بزرگی از کارگران مهاجر یکبار مصرف و استثمارپذیر تشکیل می شود. آنها مجبور به اطاعت از هر دستوری هستند، حتا اگر برای خود و دیگران مضر باشد. خودکشی کارگران کشاورزی پنجابی که غرق در بدهی و ناامیدی هستند، پیامد ویرانگر این سیستم جنایتکار استثمار و قاچاق است.




حزب دموکرات امریکا ۱۲ میلیارد اسلحه به ارتش فاشیستی بورژوازی اسراییل ارسال کرده است، ولی نمیخواهد نسل کشی در غزه موضوع انتخابات امریکا شود

منبع:notowar

امریکا متعهد شد که تا سال ۲۰۲۸سالانه  ۳.۸ میلیارد دلار برای اسرائیل ارسال کند تا حفظ برتری نظامی کیفی  آن فراهم شود. به گفته کارشناسان نظامی در رویترز در ۲۹ ژوئن ، ایالات متحده باید سلاح های بهتری نسبت به سلاح های دیگر کشورهای غرب آسیا در اختیار اسرائیل قرار دهد. این ظاهرا «توانایی اسرائیل برای دفاع از خود» را از نظر نظامی در برابر رقبای احتمالی حفظ می کند.

از ۷ اکتبر، اسرائیل ۱۲.۵ میلیارد دلار از امریکا دریافت کرده است که بیشتر آن کمک نظامی است. بر اساس مقاله رویترز، واشنگتن تاکنون بیش از 10000 بمب با 2000 پوند مواد منفجره و هزاران موشک هلفایر ارسال کرده است.

جرمی کونیندیک، مقام ارشد سابق دولت بایدن گفت: “این فروش فوق العاده در مدت زمان بسیار کوتاهی است که واقعا به شدت نشان می دهد که جنگ اسرائیل بدون این سطح از حمایت ایالات متحده پایدار نخواهد بود.”

این افزایش عظیم کمک های نظامی امریکا بدون بررسی کنگره یا افکار عمومی انجام شده است. با ارسال بسته های نسبتا کوچک تسلیحات، هزینه حمل و نقل هر کدام به اندازه ای ناچیز می شود که لزومی به بررسی کنگره نیست.

انبارهای بزرگی از سلاح های موجود در اسرائیل، مانند باتری های دفاع موشکی گنبد آهنین وجود دارد که ایالات متحده آن را خریداری کرده و اکنون به اسرائیل اجاره داده است.

دولت آمریکا  سلاح هایی را در اختیار اسرائیل قرار داده است که برای نابودی اهداف بسیار مکانیزه یا زرهی طراحی شده است. این سلاح ها که اغلب توسط منشور سازمان ملل غیرقانونی اعلام شده اند، می توانند انسان ها را پاره پاره کنند، آنها را بسوزانند و تکه تکه کنند. اسرائیل از آنها عمدتا علیه کودکان و زنان استفاده می کند، نه علیه اهداف نظامی.




استثمار مرگبار کارگران مهاجر در بخش کشاورزی ایتالیا

ساتنام سینگ مهاجر سی و یک ساله دو روز پس از قطع دستش و شکستگی پاهایش در یک تصادف غم انگیز در بیمارستانی رومی درگذشت. او همراه با همسرش سونی از سال 2021 بدون قرارداد روی یک ماشین کشاورزی در مزرعه ای در پنجاه مایلی جنوب رم که در آن شبکه های جنایتکار به طور سیستماتیک از کار هزاران مهاجر از پنجاب، هند بهره برداری می کنند، کار می کرد و خربزه را فقط با 4 یورو در ساعت می کاشت.

در زمان حادثه، ساتنام دوازده ساعت کار کرده بود. هنگامی که دستگاه بدن او را مثله کرد، مالک ایتالیایی مانع از تماس با آمبولانس شد. در عوض، مالک به جای اینکه فورا آنها را به بیمارستان ببرد، ساتنام بیهوش و همسرش  را کیلومترها در وانت خود راند و تکه های بازوی بریده ساتنام را در یک جعبه میوه در پشت خانه انداخت و آنها را از وانت پیاده کرد و خودش فرار کرد.   

غیرانسانی بودن اقدامات او که وحشت گسترده ای را برانگیخت، یک استثنا نیست. کارگران مهاجر در بخش کشاورزی ایتالیا به شدت استثمار میشوند . ولی مشکل فقط چند کارفرمای شرور و واسطه های حریص و بی رحم نیست. داستان پیچیده تری در پشت بازار کار ایتالیا پنهان شده است. سیاست سخت مهاجرتی ایتالیا علیه مهاجران غیر اتحادیه اروپا (EU) که قصد کار و اقامت در این کشور را دارند،  در واقع مهاجرت را متوقف نمی کند، بلکه کسانی را که به ایتالیا می رسند و می مانند آسیب پذیر و قابل استثمار نگه می دارد و قدرت نامتناسبی به کارفرمایان و واسطه ها می دهد.

در سالهای  2000 کاپورالاتو (Caporalato) نوعی واسطه گری و استثمار غیرقانونی کارگران مهاجر در بخش کشاورزی در ایتالیا رواج یافت. متقاضیان 10000 تا 20000 یورو را به کاپورالی می پردازند که قرارداد را ترتیب می دهد.




تجارت اسلحه و نظامی گری موجب فساد سیاسی می شود

منبع 40 درصد از کل فساد در تجارت جهانی در تجارت جهانی اسلحه می باشد که مسئول مرگ بیش از نیم میلیون نفر در سال است. این تجارت در پنهان کاری تحمیل شده زیر نام امنیت ملی، توسط گروه کوچکی از سیاستمداران، مدیران شرکت ها، رهبران نظامی و اطلاعاتی و واسطه ها  انجام می شود که همگی با مصونیت عمل می کنند و از نظر مالی یا سیاسی سود می برند. تجارت اسلحه با فساد سیاسی آغشته شده است و دموکراسی و حاکمیت قانون را تضعیف می کند، و همزمان امنیت را در جهان  کمتر می کند. 

صنعت تسلیحات جهانی حتا نسبت به تجارت جهانی موز زیر کنترل و بازرسی کمتری است. کنترلهای حاکم موجود متناقض و ضعیف اجرا شده، باعث شده است که گزارش بین کشورهای واردکننده و صادرکننده به یک امر عمدتا خصوصی تبدیل شود و حاوی هیچ اطلاعات معنادار نیست. فساد گسترده که اغلب نادیده گرفته می شود، منجر به خرید تدارکات نظامی غیرضروری برای رشوه به جای امنیت کشور می شود. چنین معامله ای با مصونیت از مجازات و تحت پوشش لفاظی های امنیت ملی انجام می شود.

شرکت Leonardo SpA که قبلاً Finmeccanica نامیده می شد، یکی از ده شرکت برتر نظامی ، که بخشی از آن متعلق به دولت ایتالیا بود، در دهه گذشته درگیر رسوایی های فساد متعدد در سراسر جهان بوده است. این شرکت در پرونده های جدی فساد و پرداخت رشوه به مقامات دولتی در هند، کره جنوبی، الجزایر و پاناما درگیر بوده است .  

الساندرو پروفومو، مدیر عامل لئوناردو، قبلا در سال   2015 زمانی که رییس یک بانک بزرگ ایتالیا بود، توسط دادگاه ایتالیایی به دلیل کلاهبرداری به حبس و جریمه 2.5 میلیون یورویی محکوم شده بود.  




آموزش در کوبای سوسیالیستی

مهدکودک ها توسط دولت اداره می شوند، اما برخی از آنها توسط راهبه ها اداره می شوند و همچنین یک طرح مهدکودک وجود دارد که در آن مادران آموزش می بینند تا بتوانند از فرزندان خود و دیگران مراقبت کنند.

مادرانی که از فرزندان خود مراقبت می کنند، دوره های آموزشی در مورد کودکان، تربیت کودک و روابط خانوادگی را می گذرانند.

مهدکودک ها و مدارس پزشک، پرستار، گفتاردرمانگر، روانشناس و سایر کارشناسان را استخدام می کنند تا اطمینان حاصل شود که کودکان کمک های لازم را برای رشد خود دریافت می کنند. آنها از پنج سالگی پیش دبستانی را شروع می کنند.

در کوبا، کودکان از دوشنبه تا جمعه به مدرسه می روند. کلاس ها از ساعت 8 صبح شروع می شوند و ساعت 5 بعد از ظهر به پایان می رسند. ولی مدرسه از ساعت 6 صبح برای کودکانی که به دلیلی زودتر می آیند با ارائه برنامه های خاص باز است. دانش آموزان، چهار کلاس درس پیش از ظهر و سه کلاس درس بعد از ظهر دارند. هر کلاس های درس 45 دقیقه طول می کشد. بعدازظهر معلمها به آمادگی برای روز بعد می پردازند و سایر گروه های حرفه ای با فعالیت هایی مانند موسیقی، رقص، ورزش و موضوعات خلاقانه، کار آموزش کودکان را بر عهده می گیرند.  

بقیه وقت کودکان هم صرف حل تکالیف نوشتاری می شود ، و دانش آموزان در صورت نیاز می توانند برای تکالیف مدرسه حمایت ویژه دریافت کنند.

در چهل سال گذشته، آموزش اولویت اصلی دولت کوبا بوده است. مخارج کوبا برای آموزش 10 درصد تولید ناخالص ملی است. تحصیلات ابتدایی تا دانشگاهی مجانی است.

یونسکو سیستم آموزشی کوبا را یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب کوبا می داند و در سال  2019 نوشت که دانش آموزان کوبایی سطح آموزشی بالایی از خود نشان می دهند.




مهندسی گزینش پزشکیان برای رییس جمهوری، جمهوری اسلامی را از فروپاشی نجات نخواهد داد!

مقاله ۲۲/۱۴۰۳
۷ شهریور ۱۴۰۳، ۲۸ آگوست ۲۰۲۴

پیش‌گفتار

آقای پزشکیان رییس جمهور شد، و کسانی که به او رای دادند، یک بار دیگر نومید از هرگونه دگرگونی در ساختار این نظام سرمایه‌داری آلوده، با افسردگی به مهندسی روی‌دادها از سوی لایه‌های بورژوازی انگلی به رهبری ولی‌فقیه می‌نگرند.

خوش‌بختانه، بخش بزرگی از مردم به انتخابات نمایشی پشت کردند، ولی رژیم آب سردی به روی آن‌هایی که در پندار پیدا کردن روزنه‌ای در این سیاه‌خانه بودند ریخته‌است؛ انگار کوه موش زایید. همان‌گونه که ما گفته بودیم، با گزینش پزشکیان هیچ دگرگونی بزرگ و یا کوچکی  برنامه‌ریزی نشده است. دست‌کم پزشکیان به آن اندازه راست‌گو هست که بگوید چینش وزیران از سوی رهبر گرامی‌اش انجام شده‌است که در آن سرکوب‌گران و نئولیبرالیست‌ها کنار هم چینه‌بندی شده‌اند. او رک‌وراست می‌گوید که افزون بر ولی‌فقیه، «با سازمان‌های امنیتی و سپاه تفاهم کردیم بعد افراد را معرفی کردیم.» روزنامه کیهان به این راست‌گویی  پزشکیان تاخت.

همه‌ی رسانه‌های جمهوری‌اسلامی دستور دارند که با پزشکیان مانند یک ستاره سینما برخورد کنند. البته هم او به خوبی نقشی را که ولی‌فقیه به او داده است را در چهار سال آینده بازی خواهد کرد. پزشکیان برای دست‌گاه ددمنش طبقاتی جمهوری‌اسلامی، به گفته اروپایی‌ها یک “نادان سودمند” (useful idiot) است.

سه دقیقه از سخن‌رانی پنج دقیقه‌ای رییس جمهور در کنار ولی‌فقیه، نه به زبان شیرین مادری او آذری و نه به زبان شیوای ملی او فارسی، بل‌که به زبانی که او با آن بیگانه است، یعنی به زبان عربی، آن هم به شیوه‌ای که مایه چندش هر عرب زبان بود، انجام شد. در آن سخن‌رانی او ریشه چالش‌های کشور را نه در شکاف طبقاتی و جنگ طبقه‌ها، بلکه خوش‌باورانه در “هوای نفس” دانست و از همه لایه‌های بورژوازی انگلی خواست که برای “حفظ نظام” از  “هوای نفس” خود بگذرند. ساده‌انگاری او از دست‌گاه فرمانروایی جمهوری اسلامی تا به‌دان‌جا است که می گوید: «بیایید با هم برادر شده و پیمان برادری ببندیم.» 

بگذارید یک‌بار دیگر بر پایه رسانه‌های خود رژیم نشان دهیم که نظام سرمایه داری- دینی با چالش‌های فراوانی روبرو است که هیچ‌گاه با جابجایی مهره ها حل نخواهد شد.

بگذارید نخست به کاهش توان صنعتی کشور به دلیل خاموشی پی در پی برق بپردازیم؛ و با بررسی نمونه‌هایی، سیاست ضدکارگری این نظام نئولیبرالیست را نشان دهیم؛ سپس شرایط غم انگیز زندگی لایه‌های میانی و چگونگی روند نابود شدن آن‌ها را بشکافیم.

کاهش توان صنعتی و سیاست ضدکارگری نئولیبرالیستی

در کشوری که این هم باد، آفتاب، رودخانه و دریا دارد و به دنبال انرژی هسته‌ای است به گفته هاشم اورعی، استاد برق دانشگاه شریف، تنها پنج درصد برق کشور با این شیوه‌ها تولید می‌شود. هم اکنون شهروندان، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، درپی ساعت‌ها خاموشی برق، زیان فراوانی می‌بینند. برای نمونه، نانوایی‌ها نمی‌توانند خمیر زده‌شده را در تنور گذارند و این کار به ترش شدن خمیر نانوایی‌ها می‌انجامد. تولید تولیدکنندگان دارو نیز در نبود برق کاهش یافته‌است.

صمد حسن‌زاده، رییس اتاق بازرگانی ایران گفت: «این‌طور نمی‌شود که وزارت نیرو هر زمان بخواهد برق واحد‌های تولیدی را قطع کند و هیچ غرامتی هم پرداخت نکند. صنایع کشور از ضعف مدیریت انرژی بسیار متضرر شده‌اند».

حسن‌زاده می‌افزاید که «در ۳۶ ماه گذشته توسعه اقتصادی ما به پایین‌ترین میزان خود رسید، اما در تیر ۱۴۰۳ به‌دلیل قطعی برق باز هم در ۱۳ رشته صنعتی کشور شاهد کاهش رشد بودیم.» حسن‌زاده دست‌کم همه‌ی گناهان کاهش تولید و افت اقتصادی را به گردن خاموشی برق نمی‌گذارد.

رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی اتاق بازرگانی خراسان، محمد سهامیان مقدم به روزنامه هم‌میهن گفت که «با حدود هزار کارخانه تماس گرفته شده» و گفته شد که « باید مصرف برق را به مدت دو هفته بیش از ۹۰ درصد کاهش دهید در غیر این صورت به دلیل مشکلات شبکه، بی‌خبر برق قطع خواهد شد.»

هم‌چنین سامان فیروزی، مدیرعامل بزرگ‌ترین کارخانه خصوصی خودروسازی، کرمان‌موتور در باره‌ی خاموشی برق می‌گوید که «اثرات مخربی بر خط تولید کارخانجات گذاشته و تولید خودرو را مختل کرده است». علی‌اکبر الوندیان، دبیر انجمن کارفرمایی صنعت سیمان ایران، به اقتصادآنلاین گفت: «صنعت سیمان امسال نسبت به سال گذشته با کاهش تولید روبرو بوده و در حال حاضر ۷۰ درصد کوره‌های صنعت سیمان متوقف شده است». محمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه و صنعتگر به خبرآنلاین گفت که خاموشی برق روزانه بیش از ۵ هزار میلیارد تومان به صنعت زیان می‌زند.

همان‌گونه که می‌بینیم بی‌برنامگی دست‌اندرکاران رژیم ضربه سنگینی به تولید صنعتی کشور ما زده‌اند، ولی این حتا پایان کار نیست. به گزارش ایلنا، در بخش صنعتی مادر مانند کارخانه‌های فولاد و ذوب، تولید در تابستان امسال به یک‌سوم سال پیش کاهش یافته‌است. آرش نجفی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، به ایلنا گفت: «واقعیت این است که ما از ۱۰ سال قبل بحران امروز را پیش‌بینی می‌کردیم». شگفتی در این است که آن‌ها با این که ده سال است که می‌دانستند خاموشی برق زیان‌های فراوانی به اقتصاد میهن ما خواهد زد، کاری سوای دست به روی دست گذاشتن و چشم به راه “امام زمان” ماندن نکردند. این بی‌برنامگی‌ها افزون بر سخت کردن زندگی مردم، میخ‌های پایانی را نیز به تابوت بورژوازی بیمار  ملی کوبیده‌است. بورژوازی انگلی که درآمد خود را با دادوستد، کاغذ‌بازی و پول‌سازی در می‌آورد، در باره‌ی افت توان صنعتی کشور نه برنامه‌ای دارد و نه حتا نگران است.

بنگاه‌ها و کارگاه‌های تولیدی هم با این که زیر فشار بورژوازی انگلی هستند، با بهره‌جویی از از سیاست‌های ضدکارگری نئولیبرالیست‌ها، تاوان زیان‌های خود را از کارگران می گیرند؛ یا آن‌ها را بیرون می‌کنند و یا این که به دلیل خاموشی برق دست‌مزد آنها را کاهش می‌دهند. کارگری در کارگاه قطعه‌سازی در حاشیه تهران به  خبرنگار ایلنا، می‌گوید: «وقتی برق در میانه روز و در ابتدای شیفت کاری ما قطع می‌شود، ما را به مرخصی اجباری می‌فرستند و از مرخصی استحقاقی‌مان کم می‌کنند. ما چه گناهی مرتکب شده‌ایم که باید چوب بی‌تدبیری‌ها و سمبل‌کاری‌ها را بخوریم. آن‌ها برق کشور را نمی‌توانند تامین کنند ما باید رنج بی‌پولی را ببریم؟»

درآمد کارگران ساختمانی نیز به‌دلیل خاموشی برق کاهش یافته‌است. حسن عزتی، رییس انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه، به ایلنا گفت: «کارگرانی که حرفه آنها فصلی است و تنها در یکی دو فصل سال یعنی بهار و تابستان می‌توانند کار کنند، حالا به علت قطعی مدام برق دستشان در حنا مانده و سفره‌شان خالی‌تر از همیشه است.»

در هفته گذشته کارگران نفت و گاز و ساختمانی زیر گرمای کُشنده در خوزستان و دیگر استان‌های جنوبی  پتروشیمی،  به سر کار رفتند. به گزارش «رکنا»، یک کارگر پتروشیمی خوزستان زیر گرمای۴۷ درجه و در زیر تابش خورشید جان سپرد. دو هفته پیش نیز کارگر دیگری از شرکت پارس جنوبی دچار گرمازدگی شد و جان سپرد.

علیرضا میرغفاری، رئیس هیئت مدیره انجمن‌‌های صنفی کارگران پالایشگاه گاز بوشهر در گفت‌وگو با «خبرآنلاین» می‌گوید: « غالبا در فصل گرم سال، مخصوصا در مجموعه پالایشگاهی نیروهای ستادی تعطیل می‌شوند و یا ساعات کار آن‌ها کم می‌شود اما نیروهای عملیاتی به همان روال همیشگی به کار خود ادامه می‌دهند».

وبسایت «رویداد ۲۴» نیز به نقل از یک کارگر صنعت‌نفت در جنوب نوشته‌است: «مشاغل کارگران در این مناطق از جمله فاز ۲ پالایشگاه آبادان و پتروشیمی آبادان، همگی سخت و زیان‌آور بوده و خارج از توان عادی بدن است.»

کارگری نیز در گفت‌وگو با «تجارت نیوز» می‌گوید: «گرمای هوا [] بیش از ۵۰  درجه []، باعث شده است ما هر سال با تعداد قابل‌توجهی از کارگران مواجه باشیم که بر اثر شدت گرما کارشان به بیمارستان می‌کشد و در مواردی هم جانشان را از دست می‌دهند»

اکبر شوکت، رئیس کانون صنفی انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی ایران به «ایلنا» گفته‌است: «در بسیاری از موارد کارفرمایان پروژه‌ها حتی از تامین آب آشامیدنی سالم و خنک برای کارگران هم امتناع می‌کنند». این واپس‌گرایان بی‌دین سالانه یک خلقی را در چهل روز برای بی آبی مردم کربلا در بیش از ۱۳۰۰ سال پیش به گریه در می‌آورند، ولی آب را از کارگران ما دریغ می دارند! در کجای جهان کارگران را بدون آب در گرمای ۴۷ درجه به سر کار می‌فرستند؟

کارگران ما تنها از بی‌آبی نیست که می‌میرند، بل‌که به دلیل سیاست‌های نئولیبرالیستی، شرایط ایمنی کارگران در سر کار به آن اندازه بد است که کارگران هنگام کار کردن کُشته می‌شوند و از کارفرمایان هیچ بازخواستی در این باره نمی‌شود. آمار سازمان پزشکی قانونی ایران، نشان می‌دهد که در سال گذشته در هر روز بیش از ۵ کارگر جان خود را هنگام کار از دست داده‌اند . هر روز نان آور پنج خانواده، به دلیل آزمندی سرمایه‌داران جان خود را از دست می‌دهند و ناخواسته فرزندان و زنان بیوه شده خود را در دنیای سنگ‌دل سرمایه، در گرسنگی رها می‌کنند.

کوچک شدن لایه میانی

جمهوری اسلامی، جامعه ما را به تندی دوقطبی می‌کند. در یک سوی این قطب ده‌درصد دزدان توان‌گر و در سوی دیگر آن نود درصد تنگ دست هستند. بورژوازی انگلی، آزمندی خود را تا به‌دان‌جا کشانده‌است که لایه‌های میانی در روند نابود شدن هستند.

به گزارش دنیای اقتصاد، مسعود نیلی، اقتصاددان که خود در دولت‌های رفسنجانی و روحانی در برنامه‌ریزی و بودجه نقش داشته‌است، دهه نود را دهه کاهش درآمد لایه‌های میانی در جامعه می‌داند. او می‌گوید که یک درصد بالایی جامعه  “۸۶ برابر”  یک درصد پایینی درآمد دارد.

اقتصاددانان خود جمهوری اسلامی می‌گویند که ۵۷ درصد از لایه‌های میانی به مرز تنگ‌دستی رسیده‌اند. به گزارش اخبار جدید، حسین اشرفی، عضو معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق بازرگانی تهران از کوچک شدن لایه‌های میانی جامعه گفت و افزود که «طبقه متوسط  سالانه به‌ میانگین ۱۱ درصد کوچک‌تر شده است».

سیاست مالیاتی به گونه‌ای برنامه‌ریزی و پیاده می‌شود که به بورژوازی بازرگانی، مالی، نظامی و دیوان‌سالاری (بوروکراتیک) ضربه‌ای کاری نزند. برای همین، بار افزایش نرخ مالیات بر دوش لایه‌های میانی افتاده‌است. افزون بر این، سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی مایه دشواری زندگی لایه‌های میانی شده‌است. وحید شقاقی، کارشناس مسائل اقتصادی، در گفت‌گو با فرارو گفت: «اگر طبقه متوسط با همین سرعت به‌سوی محوشدن حرکت کند، [] کشور روزبه‌روز با جمعیت فقیرتری روبه‌رو خواهد شد.»

خوش‌بختانه بخش‌های آگاه لایه‌های میانی نمی‌خواهند تنها تماشاچی نابودی خود باشند و آهسته ولی با بی‌باکی گام به پهنه نبرد گذاشته‌اند. نشست‌های آموزگاران، بازنشستگان و اعتصاب پرستاران نشان می‌دهد که تا چه اندازه لایه‌های میانی زیر فشار اقتصادی هستند. فشار اقتصادی این لایه‌ها را به سوی تنگ‌دستی و حتا زیر خط تنگ‌دستی کشانده‌است و آن‌ها چاره‌ی دیگری سوای نبرد نمی‌بینند.

اعتصاب پرستاران اکنون به بیش از ۱۰ شهر گسترش یافته‌است. خانه پرستار خراسان رضوی در باره‌ی دلیل اعتصاب نوشت که «سیاست‌های غلط، دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه، نگاه‌های تبعیض‌آمیز و مدیریت پزشک‌سالارانه است». پرستاران به دلیل اجرایی نشدن قانون تعرفه‌گذاری، دست‌مزد کم، شیفت‌های دراز و دیر شدن دریافت دست‌مزد به خیابان‌ها آمده‌اند.

به گفته محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران، یک پرستار ماهانه ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان، برابر با ۲۰۰ دلار دست‌مزد می‌گیرد: «در آلمان یک پرستار به محض ورود به کار ۲ هزار دلار می‌گیرد و در برخی دیگر کشورهای اروپای ۴ هزار دلار و در آمریکا و کانادا نیز ۵ هزار دلار حقوق ماهانه به پرستار می‌دهند».

در دست‌گاه رسته‌بندی (سلسه مراتبی) جمهوری‌اسلامی، پرستاران هم به دلیل پرستار بودن و هم بسیاری به دلیل زن بودن پشیزی ارزش ندارند.  محمد شریفی مقدم گفت: «مدیران وزارت بهداشت از صدر تا ذیل پزشک هستند و پزشک هیئت علمی دانشگاه که ۷۰ میلیون حقوق ثابت می‌گیرد و چند صد میلیون تومان کارانه» 

بازنشستگان شرکت مخابرات ایران در ۱۱ استان با خواست‌های صنفی و پاک‌سازی دستگاه اداری «بنیاد تعاون» و «ستاد اجرایی فرمان امام» هم‌چنان به نشست اعتراضی می پردازند.

یکی از راه‌کارهایی که لایه‌های میانی برای گریز از تنگ‌دست شدن و هم تراز شدن با لایه‌های پایینی جامعه پیدا کرده‌اند، کوچ است. کوچ دسته‌های بزرگی از دانش‌آموختگان دانشگاهی مانند مهندس، پزشک و پرستار برای پیش‌رفت آینده کشور ما نگران کننده‌است.هم اکنون  نیروهای کار ساده و ویژه کار (ماهر) نیز برای یافتن کار یا دست‌مزد بالاتر روزانه به کشورهای همسایه کوچ می‌کنند. حتا روزنامه اعتماد هم نوشت که خیزاب بزرگ کوچ از کشور نشان‌گر این است که در زمینه نگه‌داشت و به‌کارگیری سرمایه‌های انسانی جمهوری اسلامی شکست خورده‌است.

هم‌زمان با با کوچ ایرانی ها از کشور، به گفته یاسر دستمالچیان، دبیر کارگروه تنظیم و کنترل بازار املاک و مستغلات وزارت راه و شهرسازی، شهروندان کشورهای دیگر خانه‌ها  و زمین‌های خوب خوزستان را خریده‌اند و برای همین بهای خانه و زمین در این استان آن چنان افزایش یافته است که بسیاری از مردم به ناگزیر به شهرهای دیگر کوچ کرده‌اند. او می‌گوید که «بومیان خوزستان در این استان ملک و زمین نمی‌خرند، چراکه دیگر زمینی نیست و اراضی مرغوب از سوی خارجی‌ها خریداری شده‌ و اگر هم باشد قیمت آن به‌شدت افزایش پیدا کرده، چراکه تقاضای خارجی‌ها قیمت‌ها را بالا برده ‌است».  

دستمالچیان در گفت‌وگویی به رسانه‌ها در هفته گذشته گفت: «در حال حاضر سرمایه‌گذاری عمانی‌ها، قطری‌ها و اماراتی‌ها در بازار مسکن شیراز را شاهدیم. همچنین سرمایه‌گذاران افغانستانی وارد بازار مسکن چابهار شده‌اند و در خوزستان و برخی مناطق استان‌های غربی هم سرمایه‌گذاران اقلیم کردستان و عراق ورود پیدا کرده‌اند.» به زبان دیگر، میهن‌فروشی سردم‌داران جمهوری اسلامی لایه‌های میانی خوزستان را بدبخت کرده‌است و از کوچه و خیابان‌های مادرزادی خود رانده‌است.

پایان سخن

همان‌گونه که دیده‌ایم، جمهوری‌اسلامی نه تنها هیچ برنامه‌ای برای پیش‌رفت صنعتی ما ندارد، بل‌که حتا نگران از دست‌دادن ساختارهای صنعتی ما هم نیست.

با نابودی صنعت، یکی از نگرانی‌های بزرگ “نظام”، یعنی جنبش طبقه کارگر نیز از میان برداشته خواهد شد. نظام سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی به آن اندازه ضدکارگر است که حتا با بستن شیر آب به روی کارگران آن‌ها را تشنه به لب می‌کُشد.

دزدی و پول‌به‌جیب زدن آقایان که نیازی به صنعت پیش‌رفته ندارد، فروش نفت، رانت‌خواری، کارهای تجاری، کاغذبازی و دیگر شیوه‌های پول‌سازی برای به دست آوردن میلیاردها بس است.

بورژوازی انگلی با شیوه‌های گوناگون سرمایه مردم ما را به دوستان خود می‌سپارد. با این که نهادهای گوناگونی که زیر رهبری ولی فقیه هستند، بودجه خود را از درآمدهای غیرقانونی و فراقانونی ولی فقیه دریافت می‌کنند و با کنش‌های انگلی خود پول اندوزی می‌کنند، نهادهای دیگر انگلی پول خود را از بودجه دولت دریافت می‌کنند. این نهادها که نه گردانندگانشان و نه دامنه کنش‌هایشان به روشنی برای مردم پیش‌گزاری می شود، پشت مهره‌ رژیم برای سرکوب و شست و شوی مغزی هستند. این نهادهای دزد، سرکوب‌گر و انگلی نزدیک به هزار میلیارد تومان، یعنی به اندازه دست‌مزد ده هزار کارگر در سال، از دولت برای انجام کارهای ناروشنی پول می‌گیرند.

سرمایه‌داری ددمنشانه در جمهوری‌اسلامی، هم‌راه با دیکتاتوری دینی هر گونه راه را برای دگرگونی از درون بسته است. منافع طبقاتی بورژوازی انگلی زندگی طبقه کارگر و دیگر رنج‌بران و لایه‌های پایینی میانی را سیاه کرده‌است و واپس‌گرایی دینی، راه نفس کشیدن زنان، جوانان، دگرباشان، دگراندیشان و دگرباوران را بسته است. تنها راهی که به بهره‌کشی ددمنشانه طبقه‌های رنج پایان می‌دهد و آسمان آزادی خواهان را آبی می‌کند، راه نبرد است. تنها با برپایی یک نظام ملی- دموکراتیک با سمت‌گیری اقتصادی روشن غیرسرمایه‌داری و روبنای دنیوی (سکولار) غیردینی می‌توان مردم میهن ما را از دشواری‌های بی‌شماری که با آن روزانه دست به گریبان هستند، نجات داد.




سیستم مراقبت های بهداشتی کوبا

سازمان بهداشت جهانی (WHO) سیستم  بهداشتی کوبا را “بهترین در جهان” نامید و معاون مدیر کل سازمان بهداشت جهانی، دکتر آنرفی آساموآ-باه، در سال 2017 خواستار “یادگیری کل جهان از کوبا” شد.

یکی از ویژگی های بارز سیستم مراقبت های بهداشتی کوبا این است که همه شهروندان دسترسی بسیار آسان و رایگان به پزشک و پرستار دارند. دندانپزشک و دارو نیز رایگان است. دارو در کشورهای اسکاندیناوی مجانی نیست.

سیستم مراقبت های بهداشتی کوبا دارای سه سطح است، پزشکان خانواده، کلینیک های سرپایی و بیمارستان ها. علاوه بر این، طبیعی است که پزشکان در محل های کار بزرگتر حضور داشته باشند. در کوبا برای هر هزار نفر 8.4 پزشک هست (سوئد 7؛ دانمارک  4.3 ) و به همه شهروندان سالی یک بار معاینه سلامت عمومی ارائه می شود.

به گفته  انجمن سازمان ملل،  مرگ و میر کودکان زیر پنج سال مانند کشورهای اسکاندیناوی چهار نفر از هر 1000 کودک است.

زنان باردار از زمان تشخیص بارداری تا چهار سالگی کودک توسط پزشک خانواده پیگیری می شوند. زنان بارداری که عوارضی دارند می توانند در بیمارستان بستری شوند. آمادگی برای زایمان و مشاوره در مورد شیردهی و مسائل خانوادگی پس از زایمان اجباری است.

در طول بحران کرونا، کوبا بیش از 4000 پزشک و پرستار را به بیش از 30 کشور اعزام کرده است که از کوبا درخواست کمک کردند.

با این حال، کارکنان سیستم مراقبت های بهداشتی کوبا راضی نیستند. آنها افتخار می کنند که از روی ناچاری موفق به اختراع داروها و واکسن های موثر جدید از منابع طبیعی کوبا می شوند. اما آنها همچنین ایالات متحده را به مرگ کوبایی ها متهم می کنند زیرا امپریالیسم امریکا از طریق محاصره مانع از ارائه داروی مناسب به بیماران می شود.