ولادیمیر ایشچنکو (Volodymyr Ishchenko)  جامعه‌شناس چپ‌گرا اوکراینی: رشد مارکسیسم-لنینیسم میان جوانان اوکراین

سومین بخش چپ اوکراین مارکسیست-لنینیستی است و به آنچه که من «احیای نئو-شوروی» می‌نامم تعلق دارد، امری که در بسیاری از کشورهای پساشوروی در حال وقوع است. این گروه‌ها عموماً در «کروژکی» – به معنای لغوی «دایره‌ها» – سازماندهی شده‌اند. این‌ها سازمان‌های سیاسی پیشرفته‌ای هستند که فراتر از گروه‌های مطالعه مارکسیست-لنینیستی هستند. در روسیه، این گروه‌ها بسیار محبوب‌تر هستند چرا که می‌توانند کانال‌های یوتیوب با صدها هزار مشترک راه‌اندازی کنند. در روسیه، بلاروس و آسیای مرکزی، کروژکی می‌توانند هزاران جوان را شامل شوند که حتی یک روز هم در شوروی زندگی نکرده‌اند، اما در مواجهه با واقعیت اجتماعی و سیاسی کشورشان نقد دارند و در مارکسیسم-لنینیسم سنتی ابزارهایی برای مقابله با این واقعیت پیدا می‌کنند. این گروه‌ها در اوکراین هم وجود دارند و حتی علی‌رغم سیاست‌های ضدکمونیستی و ناسیونالیسم ضدروسی در این کشور، رشد کرده‌اند.

این گروه‌ها از همان ابتدا علیه دولت‌های خود موضع گرفته و یک دیدگاه انقلابی-ناباورانه را اتخاذ کرده‌اند. این سوال پیش می‌آید که آیا اصلاً یک انقلاب اجتماعی، مانند آنچه که صد سال پیش در اوکراین و در دوران فروپاشی امپراتوری روسیه اتفاق افتاد ممکن است. با این حال، این گروه‌ها از همان ابتدا علیه فراخوان‌های اجباری، بین‌المللی‌گرایی و تلاش برای مشروعیت‌بخشیدن به اقدامات دولت اوکراین انتقاد کردند.




روزنامه وال استریت ژورنال از حماقت بایدن انتقاد کرد

روزنامه وال استریت ژورنال به شدت از رئیس‌جمهور بایدن، انتقاد کرده و او را نمونه‌ای از «حماقت» در زمینه‌های مختلف سیاسی و بین‌المللی توصیف کرده است.

رویکرد نظامی بایدن در قبال اوکراین جنگ و قتل فرزندان زحمتکشان روسی و اوکراینی را ادامه داد و حتا یکبار بایدن از صلح صحبت نکرد.

در مورد اسرائیل، بایدن نیز حمایت قوی نظامی خود را ادامه داده است و در قتل غیرنظامیان فلسطینی توسط ارتش فاشیستی اسرائیل شرکت کرده است

این دو سیاست، هرچند در میان برخی از جریان‌های سیاسی ایالات متحده مثل وال استریت محبوب است، اما از سوی منتقدان به‌عنوان تصمیمات ناکارآمد و بی‌نتیجه ارزیابی می‌شود.

روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: بایدن به مدت چهار سال تصمیماتی گرفته وضعیت حامیان، حزب، کشور و متحدان خارجی‌اش را بدتر کرده است.تصمیمات او اغلب به نفع مخالفان سیاسی‌اش، عمدتاً «دونالد ترامپ» رئیس جمهور منتخب آمریکاست و نه خودش.

هیچ شکی نیست که بایدن و حزب دموکرات او از جمله نمایندگان سیاسی انحصارهای مالی مثل وال استریت بوده اند. وال استریت از جنگ طلبی و حمایت از رژیم فاشیستی اسرائیل که بایدن در ۴ سال پیاده کرده است عصبانی نیست. عصبانی بودنش برای از دست دادن جایگاه خود در حاکمیت به علت اشتباه های دیگر بایدن است.

او در ماه دسامبر، ۱۴۹۹ مجرم را عفو کرد که بسیاری از آنها مرتکب جرایم شنیع شدند و هیچ نشانه‌ای از پشیمانی نشان ندادند.

وال استریت ژورنال عفو هانتر بایدن، پسر جو بایدن از سه اتهام مربوط به خرید سلاح در سال ۲۰۱۸ را مورد دیگری از حماقت‌های بایدن دانست که از نظر این روزنامه می‌تواند اقدامی در راستای استثمارگری باشد که طی آن، رئیس جمهور سود می‌برد و در عین حال باعث رسوایی جایگاه ریاست جمهوری می‌شود.




جاه طلبی ژئوپولتیک ترکیه

گسترش جاه‌خواهی ژئوپولتیکی ترکیه در آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه، بازارهای نوینی برای دادوستد و سرمایه‌گذاری فراهم می‌آورد. شرکت‌های بزرگ ترکیه در بخش‌هایی مانند انرژی، ساخت‌وساز و بانک‌داری از این استراتژی‌ها بهره‌مند می‌شوند. شرکت‌های ترکیه‌ای در بخش انرژی، چه در تجدیدپذیر و چه در سوخت‌های فسیلی، از این استراتژی‌ها سود می‌برند. درگیری جنگی  ترکیه در سوریه، عراق و لیبی برای شرکت‌های ترکیه‌ای که در  بازسازی و سرمایه‌گذاری در اقتصادهای پسا‌درگیری درگیر می شوند سودهای فراوانی فراهم می‌کند. نمایندگان سیاسی بورژوازی در حاکمیت ترکیه، به‌ویژه آن‌هایی که با حزب عدالت و توسعه و اردوغان هم‌راستا هستند، از سیاست‌های خارجی ترکیه در راستای استواری جای‌گاه خود هم در درون و هم در پهنه  بین‌المللی بهره‌مند می‌شوند. این سیاست‌مداران مانند خود اردوغان با ملی‌گرای دروغین، با اسلام‌گرایی فریب‌کارانه جای خود را در درون دل‌های مردم زخم خورده از امپریالیسم و صهیونیسم در خاورمیانه باز می‌کنند. این کارها هم‌چنین به نیرومندی اقتصادی و سیاست‌های ترکیه می‌انجامد.

طبقه کارگر و تنگ‌دستان ترکیه از بازندگان ملی‌گرایی و گسترش‌خواهی و جاه‌خواهی حاکمیت ترکیه هستند. طبقه‌های رنج‌بر نه تنها از درگیری های جنگی  و سیاست‌های خارجی ترکیه سودی نمی‌برند، بل‌که هزینه‌های این جنگ‌افروزی با  کاهش سرمایه‌گذاری در برنامه‌های اجتماعی و کاهش خدمات اجتماعی، بر دوش آن‌ها می‌افتد.

ترکیه زیر رهبری رئیس‌جمهور اردوغان، به دنبال بازسازی امپراتوری عثمانی رفته‌است و برای همین به بازسازی جای‌گاه خود به ویژه در خاورمیانه روی آورده است. اردوغان بارها گفته‌است که «هر کاری برای برآورده شدن رویای ترکیه بزرگ انجام خواهیم داد». این کشور مانند همه‌ی کشورهای جهان برای دست‌یابی به هدف‌های استراتژیک خود هم از شیوه‌های «سخت» و هم از شیوه های «نرم» سود می‌جوید. ترکیه می‌خواهد که با کاربرد این دو روش، به هدف‌های  ژئوپولتیکی خود نزدیک‌تر شود و جای‌گاه خود را در خاورمیانه و  در یک جهان در روند دگرگونی پایدار کند.




ولادیمیر ایشچنکو (Volodymyr Ishchenko)  جامعه‌شناس چپ‌گرا اوکراینی: مردم تمایلی  به رفتن به جبهه ها ندارند

وقتی اوضاع جبهه برای اوکراین خوب بود ، حمایت از مذاکرات بسیار کم بود. اما هنگامی که وضعیت بدتر شد و امید به پیروزی اوکراین در جنگ کاهش یافت، حمایت از مذاکرات افزایش یافت، در حالی که اعتماد به زلنسکی کاهش یافت.

تعداد کسانی که سعی دارند از مرز عبور کنند زیاد است. آمار دیگری که مربوط به اکثر مردان مشمول خدمت بین ۱۸ تا ۶۰ سال است که داده‌های خود را در اداره سربازگیری به‌روزرسانی نکرده‌اند. به‌جای استفاده از روش‌های خشونت‌آمیز برای دستگیری افراد از خیابان‌ها، تلاش می‌شود تا داده‌های تمام سربازان بالقوه جمع‌آوری شود تا سپس بتوان به‌طور مؤثرتر آنها را فراخواند. کسانی که داده‌های خود را به‌روز نمی‌کنند، جریمه‌های سنگینی خواهند شد و کسانی که جریمه را پرداخت نمی‌کنند، در کار و زندگی خود مشکلات بیشتری خواهند داشت.

اکثریت مردان اوکراینی به این تعهد عمل نکرده‌اند. و در مورد مردان اوکراینی خارج از کشور، برآوردها نشان می‌دهند که تعداد کمی از آنها داده‌های خود را به‌روزرسانی کرده‌اند، گرچه همه ملزم به انجام این کار بودند. این به این معنی است که تمایل واقعی برای فدا کردن خود برای دولت بسیار پایین است.

فراخوانی برای خدمت نظامی به‌طور فزاینده‌ای خشن‌تر می‌شود. ویدیوهایی از دستگیری‌های افراد مشمول خدمت در ملأعام و برخوردهای میان پلیس و ارتش از یک‌سو و مردم حاضر در محل از سوی دیگر منتشر شده است.

تحویل تسلیحات به اوکراین به کارایی سربازگیری اوکراین بستگی داشت. بنابراین ایالات متحده تحویل تسلیحات به اوکراین را به تغییر قانون سربازی در سال جاری مشروط کرد. ایالات متحده از اوکراین انتظار داشت که سربازگیری خود را مؤثرتر کند.

مسئله فوری امروز کاهش سن سربازی است. این سن قبلاً از ۲۷ به ۲۵ سال کاهش یافت و اکنون فشار زیادی وجود دارد تا آن را بیشتر کاهش دهند، به ۲۲ یا حتی ۱۸ سال.




رفیق بهمن زمانی پس از عمری مبارزه در راه آزادی، عدالت و سوسیالیسم درگذشت!

اخبارروز:

رفیق بهمن زمانی یکی از شخصیت‌های نامدار جنبش چپ در آذربایجان، بعد از یک بیماری طولانی در بیمارستانی در تبریز چشم بر جهان فرو بست.

بهمن زاده‌ی قره‌داغ بود. در جوانی مانند هم‌دوره‌ای‌های روشنفکر و چپ خود، برای خدمت به مردم پیشه‌ی معلمی برگزید و در روستاهای آذربایجان به تدریس پرداخت. آشنایی او با زندگی سخت زحمتکشان روستاهای آذربایجان، سبب افزونی نفرت او از نظام غارتگرانه و عشق به آزادی و عدالت گشت. بهمن از معلمانی بود که با طیف صمد بهرنگی – بهروز دهقانی شناخته می‌شوند. او با بسیاری از بنیانگذاران چریک‌های فدایی خلق ایران در آذربایجان دوستی داشت.

بهمن زمانی سال‌هایی از عمر خود را در زندان‌های رژیم شاه و جمهوری اسلامی گذراند، او فرزند دلاوری مانند «شاهرخ زمانی» پرورد که بعنوان یکی از رهبران جنبش کارگری و بخاطر دفاع از حقوق طبقه کارگر و تلاش برای تشکل‌یابی آنها زندانی شد و در زندان رجایی شهر به دست عمال رژیم کشته شد.

مرگ شاهرخ، تزلزلی در شجاعت و اراده‌ی بهمن وارد نکرد. اشعاری که او به‌مناسبت مرگ فرزند دلیر و مبارز خود سروده است، نشان پایداری و تداوم مبارزه اوست.

او یکی از شاعران برجسته و تاثیرگذار آذربایجان به شمار می‌رفت و بسیاری از سروده‌هایش با نوای عاشق‌های آذربایجان همدم و ورد زبان مردم قره‌داغ بود. شعر مشهور «آراز – آراز، خان آراز» از سروده‌های زنده‌یاد بهمن زمانی است که توسط عاشق‌ها، جاودانه شده است.

سروده‌های رفیق بهمن زمانی، در توصیف زندگی، مبارزه و پایداری‌های چریک های فدایی خلق ایران، بخشی از شاهکارهای ادبیات آذربایجان به شمار می‌آیند. این سروده‌ها افشاگر جنایات رژیم شاه و الهام‌بخش بسیاری از مبارزان آن دوران در آذربایجان بود. اکثر اشعاری که او پس از انقلاب ۵۷ سرود، در افشای جنایات رژیم اسلامی هستند که گاه به طنز و گاه به جد سروده شده‌اند.




کوبا علیرغم تحریم های ضد انسانی امپریالیسم امریکا راه سوسیالیستی را ادامه می دهد

بر اساس آمار رسمی، به دنبال سیاست‌های ایالات متحده، کوبا از اول مارس 2023 تا 29 فوریه 2024 زیان‌هایی به مبلغ 5.56 میلیارد دلار متحمل شد.

در طول شش دهه، خسارات ناشی از این محاصره، که هر ساله از سوی اکثریت کشورهای سازمان ملل متحد محکوم می‌شود، با در نظر گرفتن تغییرات ارزش دلار در برابر طلا در بازار بین‌المللی، بیش از 1.499 تریلیون دلار بوده است.

ادامه راه سوسیالیستی و راه فیدل کاسترو در کوبا نشان‌دهنده یک تلاش مستمر برای حفظ اصول انقلاب کوبا و ایجاد یک جامعه عادلانه و بدون طبقات است. فیدل کاسترو در طول دوران رهبری خود بر کوبا، با تأکید بر استقلال ملی، عدالت اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم، به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای پرداخت. پس از او، دولت کوبا همچنان بر اصول سوسیالیستی خود تأکید دارد و تلاش می‌کند با وجود چالش‌ها و فشارهای بین‌المللی، مسیر خود را در جهت بهبود زندگی مردم و حفظ انقلاب ادامه دهد. سیاست‌های اجتماعی، بهداشت و آموزش رایگان، و تکیه بر خودکفایی اقتصادی از جمله ارکان اصلی این راه بوده‌اند.

میگل دیاز-کانل رئیس‌جمهور کشور، نوشت که فیدل، مانند خوسه  مارتی ، در هر ایده‌ی درست و در هر عمل انقلاب حضور دارد و در قلب مردم جای دارد. میگل دیاز-کانل افزود: ” هرکس که می‌گوید که او در میان ما نیست، دروغ می‌گوید. فیدل در میان ما زنده است. حتی در میان کودکانی که بعد از مرگ او به دنیا آمده‌اند.”

مجلس ملی قدرت مردم نیز پیامی از رئیس خود، استبان لازو، منتشر کرد که در آن آمده است: بهترین تجلیل از آرمان‌ها و کارهای فیدل، عملی کردن روزانه اصول “مفهوم انقلاب” او است.




کدام طبقه از استراتژی ژئوپولتیکی ترکیه بهره‌مند می‌شود؟

سیاست خارجی ترکیه، زیر رهبری اردوغان، هم‌واره به دنبال گسترش بازارها و واژگونی دیگر رژیم‌ها در خاورمیانه بوده‌است که منافع طبقه فرمان‌روا را فراهم می‌کند. یکی از پایه‌های بنیادی سیاست‌های خارجی ترکیه، فراهم کردن سرچشمه‌های انرژی برای بورژوازی صنعتی و زیرساختارهای خود است. درگیری نظامی و دیپلماسی ترکیه در  دریای مدیترانه شرقی و خاورمیانه، به‌ویژه درگیری با یونان و قبرس در باره مرزهای دریایی، کمک و دست داشتن در واژگونی قذافی در لیبی و اسد در سوریه به هدف دست‌رسی به نفت و گاز است. این استراتژی‌ها به بورژوازی ترکیه کمک می‌کند که به سرچشمه‌های انرژی نوین دست یابد.

ترکیه تلاش می‌کند که با کشورهایی مانند آذربایجان، قطر و لیبی دوستی  نزدیک‌تری داشته باشد. این اتحادها به ترکیه کمک می‌کند  که به بازارها و سرمایه‌گذاری در بخش‌های گوناگون  کشورها دست یابد. یکی از بزرگ‌ترین برندگان جنگ‌افروزی ترکیه، بورژوازی نظامی و صنعت جنگی این کشور است. شرکت‌های ترکیه‌ای مانند آسلسان، راکِتسان و صنعت هوایی ترکیه (TAI) که دوستی نزدیکی با دولت دارند، سودهای فراوانی از پیمان‌های نظامی و فروش جنگ‌افزار به کشورهای گوناگون بهره‌مند می‌شوند. دولت ترکیه با افزایش نظامی‌گری، صنعت نظامی ترکیه را به یکی از فروشندگان بزرگ جنگ‌افزار در خاورمیانه دگرگون کند. این جاه‌خواهی‌ها به نفع بورژوازی، پیمان‌کاران دفاعی و نمایندگان سیاسی است، و نه به سود مردم.  

بخش نظامی-صنعتی ترکیه نقش مهمی در استراتژی‌های ژئوپولتیکی دولت دارد. افزایش هزینه‌های نظامی و تولید جنگ‌افزارها نیاز به کاربرد آن در برون و درون مرزها، برای نمونه در سوریه، لیبی و علیه کُردهای ترکیه دارد. جنگ‌افروزی به پیمان‌کاران جنگی و شرکت‌های تولید جنگ‌افزارها کمک می‌کند تا با فروش جنگ‌افزارها به کشورها به سود هنگفتی دست یابند. ژئوپولتیک کنونی ترکیه به سود بورژوازی نظامی آن است. لایه‌های دیگر بورژوازی ترکیه، که فرمان‌دهی انحصارها و شرکت‌های  چندملیتی را در دست خود دارد، از سیاست‌های خارجی دولت بیش‌ترین بهره‌برداری را می‌کنند.




با انتخاب جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهور جدید لبنان، سرکردگی کامل صهیونیسم و امپریالیسم در این منطقه برقرار شد

انتخاب جوزف عون به عنوان رئیس‌جمهور جدید لبنان یک توافق سیاسی است. او که فرمانده ارتش لبنان است، با ۹۹ رأی از ۱۲۸ رأی پارلمان لبنان، حتی با وجود تردیدهای اولیه از سوی حزب‌الله و متحدان آن به این مقام دست یافت.

با انتخاب جوزف عون به رییس جمهوری لبنان، صهیونیسم و امپریالیسم کنترل همه ی کشورهای همسایه اسراییل (مصر، اردن، لبنان و سوریه) را در دست گرفته اند.

این تغییرات به دلیل تحولات منطقه‌ای و ضعف‌هایی مانند تضعیف جمهوری اسلامی و سقوط بشار اسد در سوریه رخ داده است.

ایالات متحده و اسرائیل به‌طور مستمر در تلاش بوده‌اند تا نفوذ خود را در کشورهای منطقه خاورمیانه، از جمله سوریه و لبنان، گسترش دهند. این فرآیند در چند دهه گذشته با استفاده از استراتژی‌های مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی دنبال شده است.

در لبنان، ایالات متحده به‌ویژه از طریق حمایت‌های نظامی و مالی از ارتش لبنان و گروه‌های سیاسی خاص، نفوذ خود را گسترش داده است. در کنار این، اسرائیل نیز نقش بزرگی در معادلات سیاسی لبنان ایفا کرده و از نیروهای نظامی خود در برابر تهدیدات امنیتی استفاده کرده است.

در سوریه، ایالات متحده و اسرائیل پس از جنگ‌های متعدد در منطقه، تلاش کردند تا با حمایت از گروه‌های مخالف رژیم بشار اسد و تأسیس پایگاه‌های نظامی در خاک سوریه، و سرنگونی اسد و گماشتن دست نشاندگان اسلامی ترکیه و امریکا کنترل و نفوذ خود را در این کشور برقرار کنند.

در نهایت، ایالات متحده و اسرائیل از طریق مجموعه‌ای از سیاست‌ها و اقدامات مختلف به‌دنبال تغییر معادلات قدرت در این کشورها بوده‌اند، که این تغییرات به کاهش نفوذ برخی گروه‌ها مانند حزب‌الله و تقویت حضور نیروهای امپریالیستی و صهیونیستی و متحدانشان انجامیده است.