ونزوئلا؛ خنثا کردن برنامه‌های امپریالیسم و بسیج طبقه کارگر برای پیاده‌کردن هدف‌های اقتصادی- اجتماعی انقلاب

استاد دانشگاه کانادا و سردبیر گاهنامه پژوهشی و ضد امپریالیستی Global Research، میشل چوسودوفسکی، می گوید که هدف امپریالیسم به دست آوردن سرزمین‌های نو نیست، بل‌که هدف در هم شکستن دست‌گاه دولتی کشورها با اقتصاد نئولیبرالیستی برای باز کردن درهای کشور به روی “بازار آزاد” است.

هدف بنیانی امپریالیسم گام گذاشتن همه‌ی کشورها به “بازار رقابت آزاد” و “عرضه آزاد” نیروی کار ارزان است. در این بازار کشورهای پیرامونی باید نیروی کار ارزان و مواد خام بفروشند و کشورهای پیش‌رفته صنعتی کالاهای پیش‌رفته تولیدی و سرمایه.

شرایط در ونزوئلا نشان می‌دهد که حتا هنگامی که نیروهای ”چپ” در رهبری انقلاب ملی و دموکراتیک هستند، بورژوازی انگلی بومی با کمک امپریالیسم آن‌چنان آن‌ها را زیر فشار می گذارد که برنامه مردمی– دمکراتیک و ملی- ضدامپریالیستی نمی‌تواند پیاده شود. در پایان بخش سازش‌کار ”چپ” به این نتیجه می‌رسد که راه نجات کشور پیاده‌کردن برنامه‌های اقتصادی نئولیبرالیستی هست. و این راست‌روی سراغاز شکست انقلاب و پشت کردن به مردم می‌شود. این همان راه نادرستی است که حزب سوسیالیست و دولت مادورو برگزیده اند.

برای همین، نبرد با برنامه‌های بدشگون و ناخجسته امپریالیسم، نیرومند کردن اقتصاد ملی است. اقتصاد ملی– دمکراتیک انقلاب، که هنوز یک اقتصاد سوسیالیستی نیست، دارای ویژگی ضد امپریالیستی– ملی است که باید با دگرگونی‌های بنیانی اقتصادی– اجتماعی هم‌راه باشد.

اقتصاد ملی و مردمی از آن جا که از پشتی‌بانی توده‌های رنج و تنگ‌دست برخوردار می شود، از استقلال کشور پاسبانی می‌کند و سپهری می‌شود در برابر پرخاش‌گری امپریالیسم و برنامه‌های آن برای یورش جنگی.

”چپ” ونزوئلا باید از یک سو برای خنثا کردن برنامه‌های امپریالیسم و نیروهای راست برای سرنگونی دولت مادورو بجنگد، و از سوی دیگر با سازمان‌دهی و بسیج طبقه کارگر و دیگر لایه‌های مردمی به حزب سوسیالیست برای پیاده‌کردن هدف‌های اقتصادی- اجتماعی انقلاب ملی- دموکراتیک بولیواری فشار بیاورد.




مهمترین قوانین دیالکتیک: کمیت و کیفیت

“با وجود تمام تدریجی های ظاهری، انتقال از یک شکل حرکت به شکل دیگر همیشه یک جهش است، یک تغییر تعیین کننده.” (انگلس، «ضد دورینگ»)

ایده تغییر و تکامل اکنون به طور کلی پذیرفته شده است، اما اشکالی که تغییر در طبیعت و در جامعه رخ می دهد تنها توسط دیالکتیک مارکسیستی توضیح داده شده است. درک رایج از تکامل به عنوان یک روند صلح آمیز، روان و بدون وقفه هم یک طرفه و هم اشتباه است. در سیاست، این تئوری تغییر اجتماعی «تدریجی» سنگ بنای رفرمیسم است.

هگل معتقد بود که که در مقاطع خاصی از تکامل، تغییرات صرفا کمی منجر به یک جهش کیفی می شود: به عنوان مثال، اگر آب گرم یا سرد شود، نقطه جوش یا نقطه انجماد نقاطی است که در آن در شرایط عادی جهش به حالتی رخ می دهد که کمیت به کیفیت تغییر می کند.

تبدیل آب به بخار یا یخ به تدریج اتفاق نمی افتد، بلکه کاملا ناگهانی در دمای معینی (به ترتیب 100 درجه سانتیگراد و 0 درجه سانتیگراد) اتفاق می افتد. اثر انباشته شده از تغییرات کوچک بی شمار در سرعت مولکول ها در نهایت آب را به بخار یا یخ تبدیل می کند – کمیت به کیفیت تبدیل می شود.

نمونه های بی شمار دیگری را می توان از همه شاخه های علم، از زندگی اجتماعی و زندگی روزمره ارائه داد. به عنوان مثال، نقطه ای که افزودن نمک سوپ را از چیزی با طعم خوب به چیزی غیرقابل خوردن تبدیل می کند.

قانون تبدیل کمیت به کیفیت از اهمیت بالایی ، نه تنها برای علم (حتی دانشمندانی که دیالکتیکی نمی اندیشند، ندانسته از آن و سایر قوانین دیالکتیک استفاده می کنند)، بلکه بیش از هر چیز برای تجزیه و تحلیل تاریخ، جامعه و جنبش طبقه کارگر مهم است.




دوراهی چپ ونزوئلا؛ همکاری با امپریالیسم نه؛ بسیج مردم برای تعمیق هدفهای انقلاب آری

هم اکنون، ”چپ” در یک دوراهی گرفتار مانده‌است؛ از یک سو، دولت مادورو، سیاست فزاینده‌ی دست راستی را پیاده کرد – و از سوی دیگر، ماریا کورینا ماچادو، خواهان واژگونی دولت به رهبری ایالات متحده، خصوصی‌سازی گسترده، کوچک کردن بخش دولتی و سرکوب بخش‌های بزرگی از جنبش چاویستا است.

انتقاد حزب کمونیست ونزوئلا از مادورو، با برنامه‌های نیروهای راست هوادار امپریالیسم برای سرنگونی هم‌خوانی ندارد. حزب کمونیست پشتی‌بان انقلاب بولیواری است، زیرا این انقلاب ویژگی «رهایی بخش ملی» دارد. حزب کمونیست در جست‌جوی ره‌یافتی انقلابی برای برون‌رفت از الگوی رانتی سرمایه‌داری است.

جنبش کارگری و ”چپ” در ونزوئلا باید با استقلال طبقاتی، راهی میان دولت مادورو که به هدف‌های انقلاب پشت کرده‌است و ماچادو هوادار امپریالیسم بیابد. ”چپ” باید با سازمان‌دهی اتحادیه‌های کارگری، شوراهای دهقانی و تنگ‌دستان تلاش کند، تا ساختارهای انقلاب بولیواری که در چند سال گذشته کم‌توان شده است را دوباره نیرومند کند و رنج‌بران را با شعارهای درست و برای ژرفش هدف‌های انقلاب به میدان بیاورد. ”چپ” باید دَرِ گفت‌وگو را با نیروهای مردمی حزب سوسیالیست که پای‌گاه طبقاتی کارگری دارند بگشاید و با هم‌گامی و اتحاد با این نیروها، رهبری این حزب را از دست هواداران بورژوازی به در آورد.

”چپ” جهانی باید استوار در کنار مرم ونزوئلا بایستاد و با برنامه‌های امپریالیستی برای سرنگونی نیکولاس مادور بجنگد. ولی ”چپ” با حس انترناسیونالیسم پرولتری، پشتی‌بان طبقه‌کارگر ونزوئلا و حزب این طبقه نیز هست. برای همین، ”چپ” باید از منافع طبقه کارگر و رنج‌بران در برابر امپریالیست‌ها و نیروهای راست و هم در برابر سرمایه‌داری بوروکرات و رانتی که در دولت لانه کرده است پشتی‌بانی کند.

راه چاره درست برای برون‌رفت از بحران کنونی، هم‌یاری با امپریالیسم برای سرنگونی مادورو نیست، بل‌که بسیج مردم برای ژرفش هدف‌های انقلاب و برگشت به سیاست‌های نخست انقلاب بولیواری با شیوه انقلابی و در پیش‌گیری راه روشن غیرسرمایه داری است.




چرا ایجاد «نسخه خاورمیانه‌ای ناتو» با استقبال کشورهای منطقه مواجه نشده است؟

نویسنده: لوئو لایی آن روزنامه نگار چینی

نتانیاهو در آمریکا گفت که برای مقابله با «تهدید ایران»، اتحادی با الگوی ناتو با آمریکا در خاورمیانه ایجاد خواهد کرد.

هدف واقعی آن، کشیدن سنی‌ها به سوی خود برای مبارزه با شیعیان، پیوند دادن  کشورهای عربی و اسرائیل در قالب یک اتحاد نظامی و به حاشیه راندن کامل قضیه فلسطین است.

 ایجاد «نسخه خاورمیانه‌ای» بیش از 20 سال پیش از جانب آمریکا مطرح شد. طی این 20 سال موضوع فلسطین تقریبا کنار گذاشته و موضوع هسته‌ای ایران به مسئله‌ای داغ در منطقه تبدیل شده و اسرائیل با برخی کشورهای عربی روابط دیپلماتیک برقرار کرده است.

اینکه نتانیاهو در کنگره آمریکا به «نسخه خاورمیانه‌ای ناتو» اشاره کرد ممکن است بر اساس نگرانی‌ها درباره وضعیت انزوای بین‌المللی کنونی و امیدواری برای جلب حمایت بیشتر آمریکا و دستیابی به یکپارچگی بیشتر از منافع  دو کشور باشد. 

مانع واقعی بر سر راه ایجاد «نسخه خاورمیانه‌ای ناتو» عدم واکنش کشورهای منطقه است. به غیر از اسرائیل، هیچ کشور منطقه‌ای به صراحت اعلام نکرده که مایل به پیوستن به بلوکی با هدف مقابله با ایران است.

وضعیت کنونی خاورمیانه دستخوش تغییرات اساسی شده است. در ماه مارس سال گذشته، عربستان سعودی و ایران به توافقی برای از سرگیری روابط دیپلماتیک در پکن دست یافتند. ماه ژوئیه سال جاری، 14 جناح فلسطینی در چین گامی کلیدی در جهت دستیابی به آشتی داخلی و ایجاد حکومت وحدت ملی برداشتند.

سیاستمداران آمریکا و کشورهای غربی طی سال‌های اخیر ایجاد یک «ناتوی جهانی» را تبلیغ کرده تا «نسخه خاورمیانه‌ای ناتو» و «نسخه هند و اقیانوس آرام ناتو» راه اندازی گردد. گسترش ناتو به سمت شرق علت اصلی وقوع درگیری روسیه و اوکراین و نیز علت اصلی تراژدی امنیتی امروز اروپاست.

اگر به این «اتحاد جنگ سرد» اجازه داده شود در سراسر جهان  گسترش یابد، جهان هرگز روی آرامش نخواهد دید.




بورژوازی انگلی ونزوئلا انقلاب ملی- دموکراتیک بولیواری را خفه کرد

بورژوازی انگلی توانست، مانند خوره‌ای دست‌گاه دولتی را آرام آرام از درون، از هدف‌های انقلابی تهی کند و بدون هیچ پیامدی به دزدی و رشوه خواری بپردازد.

مادورو نتوانست و نخواست که اقتصاد کشور را از تک کالایی و وابستگی به ذخیره‌های نفتی برهاند. می‌توان گفت که کشور به “بیماری هلندی” دچار شد. بیماری هلندی، ریشه در یک اقتصاد تک کالایی و درآمد از سرچشمه‌های زیرزمینی دارد. از  پیامدهای منفی اقتصادی آن می توان از کاهش رقابت و صادرات کالاهای غیرنفتی‌ کشور  نام برد. این بیماری که بیش از همه به کارگران صنعتی‌ غیرنفتی‌ و بورژوازی تولیدی ملی‌ ضربه می‌زند.

مادورو نتوانست با نیرومند کردن تعاونی‌های کشاورزی و هم‌کاری با دهقان کم‌زمین و بی‌زمین، کم‌بود کالاهای خوراکی را چاره‌جویی کند. هنوز سه درصد از زمین‌داران بزرگ، هفتاد درصد از کشت‌زارها را در دست خود دارند. این طبقه انگلی هیچ دل‌بستگی به تولید کالاهای خوراکی ندارد و هم‌راه با بورژوازی تجاری به واردات و فروش کالاهای خوراکی می‌پردازد. دولت نتوانست و نخواست که به ملی کردن بازرگانی خارجی بپردازد. برای همین، طبقه وابسته بورژوازی تجاری به چالش کشیده نشده‌است. این طبقه انگلی با بهره برداری از ارز دولتی کشور، به خرید و فروش کالاهای لوکس و بی‌ارزش شرکت‌های فراملیتی می‌پردازد.

نبرد با طبقه وابسته بورژوازی بوروکراتیک نیز به جایی نرسید. کارمندان بلندپایه دولتی و مدیران بزرگ نفتی، نه تنها خواهان بازرسی مردمی به کارهای خود نیستند، بل‌که از نبرد با آلودگی و رانت خواری نیز جلوگیری کرده‌اند. بورژوازی بوروکراتیک توانست، با پشتوانه اقتصاد رانتی نفتی و  کاغذبازی‌های خود، روند دموکراتیزه کردن اداره و مدیریت دولتی را کُند کند. این لایه انگلی طبقه بورژوازی با پارتی‌بازی، رشوه‌گیری و رانت‌خواری به  هم‌وار کردن سودورزی شرکت های فراملیتی در کشور می‌پردازد و با کمک تجاری حقوقی به این شرکت‌ها پول هنگفتی را به جیب می‌زند.




تبانی امپریالیسم علیه ونزوئلا

تردیدی نیست که امپریالیسم امریکا خواهان درهم شکستن انقلاب بولیواری است. امپریالیسم امریکا سال‌هاست که با قلدری علیه ونزوئلا به تحریم‌های اقتصادی دست زده‌است. امپریالیسم آمریکا و دوستانش به تحریم‌های ژرف و گسترده علیه خلق ونزوئلا و ربودن میلیاردها دلار از پول این کشور در بانک‌های غربی پرداختند. امپریالیست‌ها از سال ۲۰۱۹ تلاش کرده‌اند خوان گوایدو، از رهبران برانداز و رییس پیشین مجمع ملی ونزوئلا را  رییس‌جمهور دست‌نشانده خود در این کشور نفتی کنند. 

همچنین شکی نیست که ماریا کورینا ماچادو (Maria Corina Machado) که دوست سیاسی ترامپ است، از تلاش‌های کودتا پشتی‌بانی  کرده و حتا آشکارا خواستار یورش نظامی امریکا علیه ونزوئلا شده‌است. باز هم تردیدی نیست که همه‌ی رسانه‌های دست راستی غربی اکنون برای پیش‌برد دستور کار خود، گردباد بزرگی را علیه ونزوئلا به راه انداخته‌اند.

امپریالیسم آمریکا و دوستانش، مانند سازمان کشورهای آمریکایی (OAS) نتیجه انتخابات را نادرست خوانده‌اند و اپوزیسیون را پیروز می‌دانند. ریاکاری به آن اندازه که امریکا از دولت پرو که خود با یک کودتای غیردموکراتیک و سرکوب ددمنشانه به فرمان‌دهی رسیده‌است، سود می‌جوید، تا نتیجه انتخابات را به سود اپوزیسیون راست وانمود کند.

شکی نیست که امپریالیسم آمریکا از سرکوب و گرایش‌های اقتدارگرایانه دولت مادورو، برای افزایش فشار به ونزوئلا بهره‌برداری خواهد کرد.

ولی این حقیقت‌های روشن به معنای نبود تقلب انتخاباتی نیست. ”چپ” با انتقاد از گرایش آشکار بوروکراتیک و اقتدارگرایانه‌ای که دولت در چند سال گذشته داشته‌است، و  بدون در کنار ایستادن امپریالیسم به دنبال روشن شدن حقیقت است. 

راست‌ش این‌ است‌که دولت مادورو با دور شدن از هدف‌های دموکراتیک- ملی نتوانست، با نیرومند کردن پایه‌های دموکراتیک نهادهای تصمیم گیری و شرکت توده‌ها در نهادهای دموکراتیک، با زورگوی‌های امریکا نبرد کند. مادورو نه تنها از جبهه متحد خلق بیرون رفت، بل‌که با در پیش گرفتن راه اقتصادی نئولیبرالیستی به سرکوب ”چپ”‌ها نیز پرداخت. 




دستان کثیف آمریکا به دنبال آلوده کردن زمین بکر المپیک

منبع: رادیو چین

«جانگ یوفی» ستاره شنای پروانه چین که دو بار عنوان قهرمانی جهان را به خود اختصاص داده بود در بازی‌های المپیک پاریس نتوانست از عنوان قهرمانی خود دفاع کند و در مسابقات 100 متر پروانه زنان روی سکوی سوم ایستاد. با این حال، طرفداران چینی همچنان به او افتخار می‌کنند زیرا این مدال برنز در میان تهمت‌های افسارگسیخته و آزمایش‌های ضد دوپینگ بیش از حد روی شناگران چینی و تحقیقات جنایی وزارت دادگستری آمریکا درباره به اصطلاح «رسوایی دوپینگ شناگران چینی» به دست آمده است.

پس از آنکه «پان جان له»، شناگر چینی، مدال طلای 100 متر آزاد مردان را به دست آورد و رکورد جهانی را شکست، تلاش‌های آمریکا برای بی اعتبار کردن شناگران پایان نیافته و حتی شدت گرفت. «مارک آدامز» سخنگوی کمیته بین‌المللی المپیک در نشست خبری جمعه گذشته گفت: «تیم شنای چین تیمی است که بیشترین تست دوپینگ را در المپیک پاریس داده و از ژانویه تاکنون این تیم تحت 600 آزمایش قرار گرفته است. بنابراین می توان گفت آنها تحت آزمایش‌های همه‌جانبه قرار گرفته‌اند.»

نتایج تمام آزمایشات ثابت می‌کند که شناگران چینی پاک هستند.

به علاوه، «قانون ضد دوپینگ رودچنکوف» آمریکا که در سال 2020 اجرایی شد، نیز نارضایتی و مخالفت کمیته بین المللی المپیک و آژانس جهانی ضد دوپینگ را به همراه داشته است. این قانون به آمریکا اجازه می‌دهد تا از «اختیارات کیفری فراسرزمینی» در خصوص حوادث دوپینگ در رویدادهای ورزشی بین‌المللی استفاده کند.  کمیته بین‌المللی المپیک و آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ معتقدند که این قانون به خلوص و انصاف رویدادهای ورزشی بین‌المللی آسیب جدی وارد می‌کند و به آمریکا قدرت بیش از حدی برای اجرای قوانین جهانی ضد دوپینگ می‌دهد.»

90 درصد ورزشکاران آمریکایی در حالیکه خارج از نظارت آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA) هستند، در مسابقات شرکت می‌کنند.




انتقاد حزب کمونیست ونزوئلا از  چرخش به راست خط اقتصادی دولت

حزب کمونیست ونزوئلا که پیش‌تر از پشتی‌بانان مادورو بود، از  چرخش به راست خط اقتصادی حزب سوسیالیست انتقاد کرد.

سیاست این حزب در برابر حزب فرمان‌روای سوسیالیست متحد ونزوئلا، سیاست انتقاد و اتحاد است. این حزب نمی خواهد که پادوی حزب فرمان‌روا و یک حزب دست‌آموز و مار بی‌نیش در باغ‌چه بورژوازی انگلی باشد.

حزب کمونیست ونزوئلا «سازش طبقاتی» را درست نمی‌داند. حزب سیاست برتری‌جویانه «خودی و غیر خودی» که دولت مادورو پیاده می‌کند را درست نمی‌داند. حزب کمونیست ونزوئلا می گوید که دگرگونی‌های روبنایی و «سیاسی» نتواست، زمینه‌های دگرگونی‌های زیربنایی در اقتصاد سیاسی را فراهم کند. دلیل آن را باید در سردرگمی و ندانم‌کاری حزب متحد سوسیالیست درباره‌ی برنامه جای‌گزین برای اقتصاد نئولیبرالی دانست.

حزب کمونیست ریشه‌ی «بحران جدی در ونزوئلا» را «وابستگی تولید به نظام سرمایه داری» می‌داند که با «الگویِ رانتی انباشت سرمایه مشخص می‌شود.»

حزب کمونیست بر این باور است که «ونزوئلا در عرصه ی رشد نیروهای مولده که در برپایی ساختارهای ملی مستقل امری کلیدی است، پیشرفتی نداشته است». حزب می گوید که «سیاست‌های اقتصادی لیبرالی نمی‌تواند کشور را از بحران بیرون بیاورد.» بر این پایه است که حزب سرمایه‌گذاری برون‌مرزی را تنها در چارچوب یک برنامه‌ی اقتصاد ملی- دموکراتیک  درست می‌داند و برجسته می‌سازد که هدف «سرمایه گذاری خارجی سودبری مستقیم از فروش نفت است. سرمایه‌داران هرگز برای پیش‌رفت ونزوئلا از خود مایه نگذاشته اند، آن‌ها هرگز یک پشیز سرمایه‌گذاری نکرده‌اند.»

پاسخ مادورو به این انتقادها سرکوب بود، آن هم هنگامی که اپوزیسیون برانداز وابسته به امپریالیسم، نه تنها کارزارهای انتخاباتی برگزار می‌کند، بل که حتا از رسانه های فراوانی نیز برخوردار است. حزب متحد سوسیالیست ونزوئلا حزب کمونیست ونزوئلا را سرکوب کرد و ان را ”بازوی بلند امپریالیسم امریکا” خواند. 

دولت مادورو با سرکوب حزب کمونیست ونزوئلا، راه را برای گردآوری مردم ناخشنود، زیر چتر نیروهای راست هم‌وار کرد.