نجات اقتصاد ویران شده، بدون پیروزی در نبرد طبقاتی شدنی نیست!

مقاله ۱۳/۱۴۰۳
۱ تیر ۱۴۰۳، ۲۱ ژوئن ۲۰۲۴

پیش‌گفتار

در کشورهای سرمایه‌داری، هر حزبی که دست‌گاه دولتی را در دست دارد، برداشتی از آمارها و داده‌های اقتصادی- اجتماعی می‌دهد که با دستور کار سیاسی او هم‌خوانی دارد. برای نمونه، دولت‌های سرمایه‌داری آمار بی‌کاری را ریز ریز می‌کنند تا کسانی که بیمار و بی‌کار هستند از آمار بی‌کاران برون نگه داشته شوند و در آمار بی‌ماران جای بگیرند.

ولی ویژگی سرمایه‌داری در جمهوری اسلامی بسیار ددمنشانه تر از این است.

در جمهوری اسلامی سوای چند سردمدار بنیانی این نظام، هیچ کس دیگری دست‌رسی به آمار درست را ندارد. انگار هر دسته‌ای برای خودش آمار می‌سازد و آن را دست‌کاری و به سود خود دگرگون می‌کند. برای همین واکاوی شرایط ناگوار اقتصادی مردم با کاربرد آمار بسیار دشوار است و باید به دنبال نشانه‌های دیگری مانند کاهش خرید روزانه مردم و روشن‌گری دسته‌های نظام علیه هم دیگر رفت.

بگذارید نخست کوتاه به شرایط ناگوار اقتصادی از زبان خودی‌ها بپردازیم و سپس فراسنج‌های  اقتصادی مانند دادوستد بازرگانی جمهوری اسلامی، رویش اقتصادی، تورم، بیکاری و اقتصاد رانتی جمهوری اسلامی را بررسی کنیم.

شرایط ناگوار اقتصاد از زبان خودی‌ها

به گزارش خبرآنلاین علی نصری پژوهش‌گر و کارشناس روابط بین الملل نوشت:

“اگر اقتصاد ایران در سالهای گذشته تحت تحریم نبود، امروز میتوانست GDP معادل ۱ تریلیون دلار (به جای ۴۰۰ میلیارد)، تورم ۳-۵٪ (به جای ۳۰-۴۰٪) و سرانه ۱۱ هزار دلار (به جای ۳هزار) داشته باشد. اقتصادی که با عربستان سعودی برابری میکرد”.

ببینید که جمهوری اسلامی میهن ما را به کجا کشاند که به‌ترین بخت ما عربستان سعودی شدن است!! البته این سخن هم درست نیست.

روزنامه اطلاعات نوشت “بخش عمده‌ای از نوسانات اقتصادی در کشور، ناشی از سوء‌مدیریت دولت و عدم تدبیر در اداره اقتصاد و کشور است. حتی اگر تحریم از بین برود،[..] قادر به حل مشکل تورم، سقوط ارزش پول ملی و حل مشکلات اقتصادی نخواهیم بود. *

بزرگ‌ترین دادوستد بازرگانی عربستان سعودی و جمهوری اسلامی با چین است، ولی هیچ کدام از این دو کشور دیکتاتور به خرید تکنولوژی از چین برای گسترش و ژرفش تولید صنعتی دل‌بستگی ندارد.

احمدی‌نژاد هم دهان بازگشود و پیش از نامزدشدن برای رییس‌جمهوری گفت:  “شرایط کشور، شرایط خطیری است. اکثریت قاطع مردم تحت فشارهای سنگین زندگی هستند. شرایط اقتصادی بگونه ای شده که اکثریت مردم نسبت به آینده دچار تردید و سستی شده اند.” سپس او بدون آن که چیزی از پیاده کردن سفارش بانک جهانی پول در باره‌ی برداشتن سوبسیدها و پرداخت بخشی از آن ها به “جیب مردم” به نام “یارانه” بگوید،  آن را بزرگ‌ترین دست‌آورد اقتصادی در چند دهه گذشته خواند!

چندان شگفت‌آور نیست که همه‌ی لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی به قبله نئولیبرالیسم نماز می‌گذارند. احمدی‌نژاد هم پس از خرده‌گیری‌ها، چاره راه را در “شرایط اقتصادی به جایی رسیده است که چند تا جراحی بزرگ نیاز دارد تا مردم را از این وضعیت نجات داد.” او که الان خود را لیبرال دموکرات می‌خواند با نسخه‌برداری از همه‌ی نئولیبرالیست‌های جهان که می‌گویند مردم بهتر از دولت می‌دانند پول کشور را چگونه به کار برند، راه حل اقتصادی خود را با دو برنامه بزرگ نئولیبرالیستی “مولد سازی” و “جهش تولید” ولی فقیه هم‌آهنگ می‌کند و می‌گوید: ” وقتی می گوییم نفت ملی است یعنی مال مردم است، باید مستقیما به جیب مردم برود”.

فراسنج‌های اقتصاد

برای بررسی چگونگی یک اقتصاد می‌توان به واکاوی فراسنج‌ها (پارامتر) مانند دادوستد بازرگانی جمهوری اسلامی، نمو تولید ناخالص ملی، تورم و گرانی، هم‌میهنان زیر خط تنگ‌دستی، ارزش پول ملی، بی‌کاری، کسری بودجه دولت، تراز بازرگانی خارجی پرداخت. ما در زیر به موشکافی برخی از این فراسنج‌ها می‌پردازیم.

دادوستد بازرگانی جمهوری اسلامی

بنا بر گزارش سایت /oec.world فراسنج‌های (شاخص های) کلان اقتصادی ایران در پایان سال 2022 به گونه زیر بود.

در هم سنجی با دیگر کشورهای جهان،  تولید ناخالص داخلی جمهوری اسلامی شماره ۴۰،  صادرات شماره ۸۶ ، واردات شماره ۶۹ ، تولید ناخالص داخلی سرانه شماره ۱۱۶ و اقتصاد صنعتی و پیچیدگی اقتصادی شماره ۶۰ در جهان بود.

بزرگ‌ترین صادرات ایران دربرگیرنده نفت و فراورده‌های نفتی (۲،۷۳ میلیارد دلار)، مس (۱،۰۲  میلیارد دلار)، الکل های حلقوی (۹۹۷ میلیون دلار)، الومینیوم (۸۹۴ میلیون دلار) و گاز (۵۹۵  میلیون دلار) بود. بیشتر صادرات ایران به چین (۵،۷۲ میلیارد دلار)، ترکیه (۳،۱۷ میلیارد دلار)، کویت (۹۶۰ میلیون دلار)، پاکستان (۷۶۲ میلیون دلار) و هند (۶۵۳ میلیون دلار) بود.

در همین سال دزدان فرمان روا بزرگ‌ترین صادرکننده گوسفند و بز در جهان (۳۶۲ میلیون دلار) بودند! روشن است که هنگامی که گوشت قرمز هم گران و هم کم‌یاب است، فروش گوسفند و بز به دیگر کشورها تنها برای پول اندوزی و دزدی از سرمایه مردم است. 

بالاترین واردات ایران دربرگیرنده ساز و برگ رادیو و تلویزیونی (۳،۱۸ میلیارد دلار)، ذرت(۲،۲۹ میلیارد دلار)، سویا(۱،۶۳ میلیارد دلار)، خودرو  و افزارهای کمکی (۱،۲۱ میلیارد دلار) و برنج ( ۱،۱۷ میلیارد دلار) بود. واردات ایران از چین (۹،۴۴ میلیارد دلار)، امارات متحده عربی(۶،۳۸ میلیارد دلار)، برزیل(۴،۳ میلیارد دلار)، ترکیه(۲،۹ میلیارد دلار) و هند(۱،۸۴ میلیارد دلار) بود.

اقتصاد سال گذشته جمهوری اسلامی کم و بیش مانند سال ۲۰۲۲ بود. آن چه که روشن است، جمهوری اسلامی نفت می‌فروشد و کالاهای خوراکی، خودرو، افزارهای  یدکی و سازوبرگ های رادیو- تلویزیونی می‌خرد. دادوستد بازرگانی جمهوری اسلامی نشان‌گر یک اقتصاد بسیار ساده سرمایه‌داری است.

از چین که بگذریم بزرگ‌ترین دادوستد بازرگانی جمهوری اسلامی با کشورهای سرمایه‌داری هست. آمار نشان می‌دهد که خرید جمهوری اسلامی از چین دربرگیرنده ماشین‌آلات صنعتی برای تولید صنعتی نمی شود!  

 آن چه که رئیسی از برنامه‌ریزی و پیاده‌سازی اقتصادی می‌دانست، آموخته‌های او از نهادهای انگلی و رانتی مانند امامزاده صالح و آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام بود، نه از اقتصاد تولیدی و صنعتی.

با این که جمهوری اسلامی عضو پیمان شانگهای، بریکس است و پیمان ۲۵ ساله اقتصادی با چین بسته است،  در دوران رئیسی، هیچ سرمایه گذاری صنعتی چینی در ایران انجام نگرفت. ”چپ‌”های هوادار جمهوری اسلامی که این همه هورا برای “نگاه به شرق” رژیم می‌کشند، باید به ما بگویند که جمهوری اسلامی از پیمان شانگهای و بریکس چه دست‌آوردی برای صنعتی کردن کشور داشته است؟

راستش این‌ است‌ که، بخش سنتی بورژوازی تجاری که در حاکمیت است، دادوستد پر سود با چین را جانشین “غرب” کرده است. بورژوازی نظامی هم که بزرگ‌ترین ضربه را چه در دوران تحریم و چه بی تحریم خورده است، با “نگاه به شرق” خود به یک لایه نیرومند و بزرگ بورژوازی دگرگون شده است.

رویش اقتصادی

روزنامه‌های درون کشور یکی از دست‌آوردهای دولت رئیسی را رویش اقتصادی پنج درصدی می‌دانند. در این باره هم نمی‌توان هیچ باوری به آمار جمهوری اسلامی داشت. ولی راستش این است که با افزایش فروش نفت، خودبخود اقتصاد هم رویش می کند. ولی این رویش تنها به فروش نفت وابسته است، رضایی به تازگی گفت که ما صنعتی نشده ایم، یعنی این رویش پیوندی به افزایش کارهای تولیدی ندارد. افزون بر این، کشاورزی جمهوری اسلامی حتا با رویش منفی روبرو است.

درآمد فروش نفت سال پایانی رییس‌جمهوری روحانی هشت میلیارد دلار بود، درآمد فروش نفت سال نخست رئیسی بیش از ۲۵ میلیارد دلار بود. امپریالسیم به جای نفت تحریم شده روسیه، نیاز به افزایش تولید نفت در ایران داشت. بر پایۀ گزارش مرکز آمار ایران رویش اقتصادی ریشه در افزایش ۲۲ درصدی تولید نفت و افزایش  ۱۷ درصدی هزینه دولتی داشت.

عبدال‌ناصر همتی، رئیس بانک مرکزی در دوران حسن روحانی و نامزد پیشین رییس‌جمهوری گفت:  «آیا ثبت ۱۶۰٪ تورم، ۵۸ ٪ کاهش ارزش پول ملی در ۳۰ ماه با در آمد ۳۵ میلیارد دلاری نفت، قابل دفاع است؟»

بانک جهانی در تازه‌ترین گزارش خود از اقتصادی جمهوری اسلامی می‌گوید تولید ناخالص داخلی ایران در سال‌های گذشته به کمک افزایش فروش نفت بالاتر بوده، اما امسال و سال‌های در پیش کاهش خواهد داشت. بر پایه گزارش ۲۴ خرداد بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی ایران پارسال رویش پنج درصدی داشت، اما امسال به ۳,۲ درصد، سال آینده به ۲,۷ درصد و سال ۱۴۰۵ به ۲,۴ درصد کاهش خواهد یافت.

پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول نیز به همین گونه است. بانک جهانی دلیل رویش پنج درصدی اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ را بخشودگی جمهوری اسلامی از کاهش تولید نفت اوپک و تولید و فروش بیش‌تر نفت دانسته است.

آمار دادوستدی “کپلر”، نشان می‌دهد که فروش نفت در نیمه زمستان پارسال به ۱,۵ میلیون بشکه رسید که ۵۰ درصد بیشتر از  سال ۱۴۰۱ است.

آمارهای اوپک نیز نشان‌گر این است که از آغاز امسال، تولید روزانه نفت ایران به سه میلیون و ۲۰۷ هزار بشکه رسید که ۲۳ درصد بیش تر از فروردین پارسال است، ولی پس از آن فروش نفت کاهش نزدیک به ۷ درصدی داشته است..

به گزارش بانک جهانی، اگر جمهوری اسلامی چالش‌هایی مانند تحریم‌ها، کاهش جهانی خرید نفت و کمبود درون مرزی انرژی را چاره جویی کند، بدان گاه  رویش اقتصادی در سال ۱۴۰۳ تنها ۳,۲ درصد خواهد داشت.

کم‌بود درون مرزی انرژی در پیوند با کم‌بود تولید برق در تابستان و کم‌بود تولید گاز در زمستان است که به بخش‌های صنعتی هم آسیب می رساند.

پس از ۴۵ سال جمهوری اسلامی که یکی از پیش‌رفته ترین صنعت نظامی به رهبری بورژوازی نظامی را پایه‌گزاری کرده است، هنوز نتوانست زیرساختارهای تولید برق و گاز را به اندازه‌ی برساند که بتواند به نیاز صنعت مُرده پاسخ دهد. برآورد می‌شود که این کم‌بود  سالانه تا هشت میلیارد دلار زیان به بخش صنعتی می زند.

تورم

گرانی و تورم از همان آغاز یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های جمهوری اسلامی بوده‌است. ایت‌الله خمینی بر این باور بود که ریشه گرانی و تورم را باید در گران‌فروشان یافت.

دهه‌های گذشته هیچ‌گاه در جمهوری اسلامی تورم سالانه پایین‌تر از ده درصد نبوده‌است.  به ویژه در ده سال گذشته تورم از مرز ۳۰ درصدی هم بالاتر رفت. ولی تورم افسارگسیخته بالای ۴۰ درصد از سال ۱۳۹۸ و با دولت حسن روحانی آغاز شد.

کارشناسان خود جمهوری اسلامی ریشه تورم را در کسری بودجه و چاپ پول بی‌پشتوانه می‌دانند که بدین گونه پول در گردش جامعه پیوند خود را با اقتصاد واقعی از دست می‌دهد و رویش نقدینگی پدید می‌اید. تورم دولت رئیسی به  ۵۰ درصد رسید که در ۸۰ سال گذشته بالاترین بوده است. بهای دلار در دورۀ دولت رئیسی ۱۶۰ درصد افزایش یافت.

پس از مرگ رئیسی روزنامه‌های درون کشور از میان دست‌آوردهای اقتصادی او سخن از پایین آوردن تورم کرده اند. به راستی هم، از آن جایی که با فروش بیش‌تر نفت کسری بودجه کمتر شده بود، تورم می‌بایست کاهش می‌یافت. با این همه، مردمی که روزانه در بازار خرید می‌کنند، چنین کاهشی را را ندیده‌اند و نمی‌بینند. به آمارهای جمهوری اسلامی که هیچ‌گاه نمی توان باور کرد، برای این که همیشه دست‌کاری می شود. اگر ما سخنان هر رییس‌جمهوری را در باره‌ی تورم و رویش اقتصادی باور کنیم، هم اکنون اقتصاد جمهوری اسلامی می‌بایست رویش ده درصدی داشته باشد و تورم هم صفر باشد. ولی همه به ویژه لایه‌های پایینی جامعه ما می‌دانند که این گونه نیست.

هنگامی که آمار دولتی در باره‌ی تورم با سبد خرید توده‌ها هم‌خوانی ندارد، باید برای بررسی تورم دست به دامن دلار زد.

مردم می‌دانند که برای خرید هر چیزی، از خانه، خودرو، دارو تا شیر و گوشت باید دلار بیش‌تری از گذشته بپردازند. این شگفت‌انگیز نیست، چرا که دلار  بیست هزار تومانی پس از سه سال به ۶۰ هزار تومان رسید ، اگر چه که در زمان کوتاهی دولت گاهی با زور آن را پایین‌تر از این مرز نگه می دارد.

اگر افزایش دست‌مزد دست کم برابر با نرخ تورم نباشد، مردم یا باید گرسنگی بکشند و یا آن‌هایی که پول دارند نرخ سود بالاتر از نرخ تورم داشته باشند. از آن جا که بیش‌تر مردم میهن ما از تنگ‌دستان هستند، نرخ بالای تورم به معنای سبد کوچک‌تر خوراکی و پایین آوردن نیازهای روزمره است. این روند به تولید کشاورزی و تولید صنعتی‌ای که نیاز روزمره مردم را تولید می کند ضربه بزرگی می‌زند.

دولت رئیسی در خانه‌سازی هم دست‌آوردی نداشته است. اگر چه که گفته بود که می‌خواهد یک میلیون خانه در سال بسازد. هم اکنون نرخ افزایش اجاره خانه از میان‌گین نرخ تورم بالاتر است. آن هم هنگامی که کارگران به ویژه در تهران ۱۵ میلیون کم‌تر از هزینه خود دست‌مزد می گیرند.

بی‌کاری

برای همین کاهش بی‌کاری هم یک دروغ بزرگ است. نخست این که هنگامی که رشته‌های پیشه آفرین اقتصاد مانند صنعت و کشاورزی رویش نداشته‌اند، چگونه می توان از کاهش بی‌کاری سخن گفت؟ اگر بی‌کاری کم شده‌باشد، پس شمار تنگ‌دستان کشور باید کاهش یابد، ولی پژوهش‌گران خود مجلس می‌گویند که تنگ‌دستی افزایش دوبرابری داشته‌است.

دوم این که با نرخ ۴۵ درصدی بهره بانکی و بهای دلاری که هر روز افزایش می‌یابد، چگونه می‌توان تولید را افزایش داد؟ قانون سرمایه‌داری کنش های خود را بدون نگاه کردن به خواست این و آن پیاده می کند. چرا سرمایه‌داری که می‌تواند ۴۵ درصد بهره بانکی بگیرد، دست به کار پر زیان و ناروشن تولیدی بزند؟ چگونه این سرمایه‌دار می‌تواند برنامه‌ریزی تولیدی خود را با تحریم و بالا و پایین رفتن دلار پیاده کند؟ چگونه او می‌تواند آینده تولید خود را با این همه فراسنج‌های ناروشن پیش‌بینی کند؟

اقتصاد رانتی جمهوری اسلامی

افزون بر این، هنگام بررسی اقتصادی جمهوری اسلامی، نباید دست‌گاه دوست‌بازی، پول‌سازی و رانتی جمهوری اسلامی را که دوست نادان را به‌تر از کارشناس دانا می‌داند از یاد برد.
بر پایه گزارش نمایه دریافت و اگاهی آلودگی CPI(corruption perceptions index) ایران شماره ۱۴۹ از ۱۸۰ کشور است. حتا شرایط آلودگی، هرزگی و پول‌خوری دست‌گاه دولتی در جمهوری اسلامی بدتر از اوگاندا، نیجریه، پاکستان، فیلیپین، مکزیک، امارات متحده عربی، قطر، اسرائیل، عربستان سعودی است.

برای نمونه در زیر دزدی‌های آشکاری که حتا بودجه‌گزاری شده‌است را می‌بینیم.
در بودجه ۱۴۰۲ ۱۶ هزار میلیارد تومان بودجه به قرارگاه خاتم الانبیا و هم چنین پول بسیاری به بنياد شهيد و کمیته امداد امام خمینی داد. رئیسی در بودجه سال ۱۴۰۳ به صداوسیما ۲۲۲۰۸میلیارد تومان ، سازمان تبلیغات اسلامی ۸۷۳۱ میلیارد تومان ، مرکز خدمات حوزه علمیه ۷۵۴۴ میلیارد تومان ، شورای عالی حوزه های علمیه ۶۹۶۲ میلیارد تومان ، قرارگاه جهادی حضرت قرب بقیه الله ۲۹۵۵ میلیارد تومان ، و زیر نام “تنگ دستی زدایی” به نهادهایی هم چون بسیج سازندگی ۵۲۰۰ میلیارد تومان، بنیاد شهید ۳۲۰۰ میلیارد تومان، ستاد فرمان امام ۳۲۰۰ میلیارد تومان، گروه‌های جهادی ۲۴۰۰ میلیارد تومان، بنیاد علوی ۲۵۰۰ میلیارد تومان ووو واگذار کرد. افزوده شود که در همان بودجه نیز ۶۹ میلیارد تومان به بنیاد سعدی به سرپرستی حدادعادل داده شده‌است. ولی رئیسی از بودجۀ سرمایه‌گذاری برای به‌سازی تولید ملی و آموزش و پرورش و به‌داشت و تأمين اجتماعی کاست.

پایان سخن

همان‌گونه که دیدیم، اقتصاد جمهوری اسلامی یک اقتصاد ساده سرمایه‌داری است که بر پایه فروش نفت و خرید کالاهایی مانند خودرو و سازوبرگ تلویزیونی و فراهم کردن نیازهای روزانه مردم برنامه‌ریزی شده است. در ۴۵ سال با این همه پول نفت، جمهوری اسلامی نتوانست میهن ما را صنعتی کند و تنها صنعت نظامی بزرگ شد. در زمان رئیسی تورم به ۴۰ درصد رسید؛ بهای یک دلار ۶۰ هزار تومان شد؛ سال نخست نمو اقتصادی ۵ درصدی به دلیل افزایش فروش نفت داشت ولی به گمان بسیار پایان امسال نمو اقتصادی بیش از ۳ درصد نخواهد شد.

تحریم نه تنها ضربه‌ای به بورژوازی بازرگانی و بورژوازی نظامی نزده است، بل‌که مایه گسترش این لایه‌های انگلی و بیش‌تر پول دار شدن آن‌ها هم شده‌است. دوستان رانت‌خوار خودیِ بهره‌مندی فراوانی از تحریم‌ها به دست آورده‌اند.

دولت رئیسی با پیاده کردن دستور نئولیبرالیستی “مولدسازی” و “جهش تولیدی” خامنه‌ای به  فروش سهام شرکت‌های دولتی و دارایی‌های  دولتی پرداخت. برآمد این کار افزایش درآمدی ناچیز برای دولت و فروختن ارزان سرمایه‌های مردم به دوستان رانت‌خوار خود بوده‌است که هیچ خواست و توان کار تولیدی نداشته‌اند.

کسانی که دل‌بسته “نگاه به شرق” لایه‌ای از بورژوازی انگلی شده‌اند، حتا یک نمونه هم نمی‌توانند به ما نشان دهند که این “نگاه به شرق” برای صنعتی کردن و گسترش بخش تولیدی به کار برده شده‌است.

تنها راه نجات مردم میهن ما، در پیش‌گیری یک راه رشد غیرسرمایه داری و برپایی یک نظام سکولار سیاسی است. از آن جایی که اپوزیسیون راست از اصلاح‌خواهان گرفته تا شهنشاهی خواهان چیزی سوای یک سرمایه‌داری کراواتی و بدون ریش و عمامه نمی‌خواهد، بلند کردن این بار سنگین بر دوش “چپ”ها می‌افتد. “چپ” باید با هم‌آهنگی و هم‌گامی و بدون امید داشتن به کمک امپریالیسم و لایه‌ای از بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی با یک خط مستقل طبقاتی گام به پهنه نبرد گذارد.




یک بار برای همیشه باید به بازی “بد و بدتر” پایان داد

بازی سیاسی حاکمیت با مردم و آرزوهایشان پس از بیش از چهل سال، به گلیم رنگ و رو باخته می‌ماند. کم‌تر کسی دیگر به “دمکراسی‌بازی” و نمایش “بد و بدتر” حاکمیت باور دارد.

بورژوازی انگلی با واکاوی شرایط درون‌مرزی و هم‌سنگی نیروهای جهانی برآورد می‌کند که چه لایه‌ی از آن برای رییس جمهوری سودمند است. برای همین حاکمیت گاهی نمایندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و مالی و گاهی هم نمایندگان سیاسی بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی را برای پاسبانی از منافع مشترک طبقه بورژوازی در پست رییس جمهوری شایسته می داند.

روزنامه هم‌میهن چاپ تهران در روز دوشنبه ۲۱ خرداد، نوشت که حسین بیات، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلا درباره نقش «فضای سیاسی غالب» بر تصمیم‌گیری‌های شورای نگهبان گفت: « نظر شورای نگهبان همان نظر «نظام سیاسی» حاکم است: «در برخی دوره‌ها نظام سیاسی در مواجهه با مسائل بین‌المللی دچار مشکلاتی شده و ترجیح داده که سکان قوه مجریه به دست افراد عملگرا، معتدل و اهل گفت‌وگو و معامله با غرب قرار گیرد. گاهی هم تشخیص داده که باید چهره‌ای بر سر کار بیاید که با غرب زاویه جدی داشته باشد.»

حتا آقای نگهدار که از روراست‌ترین “چپ” هوادار جمهوری اسلامی است، در باره‌ی انتخابات به روشنی می‌نویسد: 

«هر کس رئیس جمهور چهاردهم شود تغییر مهمی در بالا، در ساختار حکومت یا سیاست راهبردی آن رخ نخواهد داد.» «بنا به تجارب دولت خاتمی و دولت روحانی، کاملا قابل پیش بینی است که هرگاه پزشگیان پیروز شود اختیاراتی بیش از بقیه دولت های جمهوری اسلامی نخواهد داشت. تصمیم سازی های استراتژیک و حیاتی برای کشور در جای دیگر صورت خواهد گرفت. تا ساختار قدرت در ایران به گونه ای هست که هست، انتظار این نیست که حالا با آمدن دولت پزشگیان راه حل مشکلات اساسی کشور گشوده شود.»




بورژوازی تجاری هسته اصلی اصولگرایان

هسته بنیانی “اصول‌گرایان” حزب موتلفه اسلامی است. از نام‌داران گذشته این دسته می‌توان از جلال‌الدین فارسی، لاجوردی، عسکراولادی و پرورش نام برد. این دسته در دهه‌های گذشته از ناطق نوری، احمدی‌نژاد، ولایتی و رئیسی پشتیبانی کرد. هم اکنون باهنر، بادامچیان، میرسلیم، شجونی و محسن رفیقدوست از چهره های برجسته آن هستند.

کنش‌های تجاری این دسته در بازار بر همگان آشکار است. پس از انقلاب میان حزب توده‌ی ایران و نماینده سیاسی بورژوازی تجاری، آقای عسگر اولادی درگیر ایدولوژیک، به ویژه در باره‌ی ملی کردن بازرگانی خارجی بود. هیات موتلفه می خواهد تا دست بخش خصوصی را در رهبری بازرگانی و اقتصاد کشور باز بگذارد. این دسته یکی از واپس‌گراترین تفسیر اقتصادی- اجتماعی را از اسلام دارد؛ اسلامی که هم ضدکارگر است و هم ضدزن.

بورژوازی تجاری هنگامی که زیر تحریم غرب است، سودورزی خود را با دادوستد با چین و با خرید جنگ‌افزار از جمهوری دموکراتیک به دست می آورد.

“ده مهر” می نویسد: «این نیروها همان هواداران «خط ضدامپریالیستی و خلقی امام» هستند که بر اثر تحولات مثبت جهانی و منطقه‌ای، […] می‌کوشند تا انقلاب ایران را به ریل اصلی آن بازگردانند».

رفیق عمویی در “صبر تلخ” در باره ی «مؤتلفه اسلامی» می گوید: “برای ما مشخص شد که در واقع آن جناح افراطی بیشتر به آقای خمینی نزدیک است. با گذشت زمان دیدیم که […] در واقع  «مؤتلفه اسلامی»  مشاور اصلی و تعیین کننده دادستانها و… شد. ” (ص ۴۶۵)

 “ این نشان میدهد که واقعا بازار و این لایه متحجر روحانیتی که سالیان دراز متکی بر اقتصاد بازار بوده […] استخوانبندی این نظام را تشکیل میداده، در تحلیل نهایی این برنده قضیه است! “(ص ۷۵۴)

“ده مهر” باید پاسخ دهد که “جناح افراطی” “لایه متحجر روحانیت که سالیان دراز متکی بر اقتصاد بازار بوده” در چه هنگامی با چه جهش کوانتومی “ضدامپریالیستی و خلقی” شده‌است؟




ادامه سیاست های نئولیبرال در انگلیس پس از Brexit

نتیجه سیاست نئولیبرالی که از زمان مارگارت تاچر آغاز شده است، بدتر شدن خدمات عمومی است که اکنون در مدارس و مراقبت پزشکی در حال فروپاشی دیده می شود.

دولت محافظه کار نئولیبرال ، در حال تلاش برای ایجاد یک شرایط جدید هست که تمام سیاست هایی که استانداردهای زندگی را پایین می اورند، حتی شتاب گرفته اند. دولت یک سری قوانین اقتدارگرا را برای  پلیس در استفاده از زور و محدود کردن اعتراضات تصویب کرده است و به دنبال ممنوعیت اعتصاب است. تخریب خدمات عمومی هم به منظور هموار کردن راه برای خصوصی سازی بیشتر و هم برای کاهش انتظارات شهروندان از دولت در زمانی است که سرمایه داری دیگر نمی تواند افزایش استاندارد زندگی را تضمین کند، است.

بخش عمده ای از این پروژه توسط حزب کارگر حمایت می شود که می گوید می خواهد قوانین پلیس اقتدارگرا را حفظ کند و از سرمایه گذاری لازم در  خدمات عمومی  خودداری کند.

از انجا که استانداردهای زندگی مردم همچنان کاهش می یابد، نئولیبرالیسم احتیاج به یک آدرس غلط دارد تا خشم مردم را به سمت گروهای ضعیف مهاجران و پناهندگان کانالیزه کند. محافظه کاران دست راستی انگلیس همراه با دیگر کشورهای اروپایی، در حال تلاش شکستن قوانینی هست که پس از شکست فاشیسم و ایجاد سازمان ملل متحد برای حمایت از پناهندگان ایجاد شده است.

بیرون رفتن از اتحادیه اروپا اگر توسط یک دولت چپ گرا رهبری می شد، می توانست سیاست های خصوصی سازی 40 سال گذشته را معکوس کند. سازگاری با وضعیت موجود برای چپ فلج کننده است.

انتخاب یک دولت کارگری دست راستی هیچ کاری علیه راست افراطی انجام نخواهد کرد: تنها یک جنبش سوسیالیستی مبارز و اگاه طبقاتی که علت واقعی مشکلات مردم در سرمایه داری و دشمن واقعی را شناسایی می کند، می تواند این کار را انجام دهد.




تناقض بین سرمایه مالی پیشرفته رانتی در برابر نیازهای طبقات مردمی و بخش های صنعتی- کشاورزی سرمایه

منبع:thetricontinental.org

این تضاد نتیجه کاهش نرخ سود و دشواری سرمایه برای افزایش نرخ استثمار طبقه کارگر به سطحی کافی است که بتواند نیازهای فزاینده سرمایه گذاری را تامین مالی کند و رقابتی باقی بماند.

تقریبا در تمام کشورهای پیشرفته سرمایه داری و در بیشتر جنوب جهانی – با برخی استثنائات، به ویژه در اسیا – بحران سرمایه گذاری وجود دارد. انواع جدیدی از شرکت ها بوجود امده اند که شامل صندوق های تامینی مانند Bridgewater Associates و شرکت های سهام خصوصی مانند BlackRock هستند. “بازارهای خصوصی” دارایی های 9.8 تریلیون دلاری را در سال 2022 در کنترل داشتند. مشتقات، شکلی از سرمایه ساختگی و سوداگرانه، در حال حاضر 18.3 تریلیون دلار ارزش در “بازار” دارند، اما ارزش فرضی 632 تریلیون دلاری دارند – ارزشی بیش از پنج برابر بیشتر از کل تولید ناخالص داخلی واقعی جهان.

گروه جدیدی از انحصارات مبتنی بر فناوری اطلاعات، از جمله گوگل، فیس بوک / متا و امازون – برای جذب رانت انحصاری ظهور کرده اند. انحصارات دیجیتال ایالات متحده، تحت نظارت مستقیم سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده، معماری اطلاعات کل جهان را کنترل می کنند. این انحصارات پایه و اساس گسترش سریع قدرت نرم امریکا در 20 سال گذشته هستند.
تشدید مرحله انباشت سوداگرانه و انحصاری رانتی سرمایه، ضربه علیه سرمایه گذاری های اجتماعی ضروری را عمیق تر می کند.

حتی کشورهای امپریالیستی پیشرفته زیرساخت های خود مانند شبکه برق، پل ها و راه اهن را نادیده گرفته اند. نخبگان جهانی ضربه به سیستم مالیاتی را با کاهش شدید نرخ مالیات و همچنین پناهگاه های مالیاتی قانونی افزایش سهم خود از ارزش اضافی مهندسی کرده اند.

فرار مالیاتی توسط سرمایه و خصوصی سازی بخش های بزرگی از بخش دولتی، دسترسی به کالاهای اساسی عمومی مانند اموزش، مراقبت های بهداشتی و حمل و نقل برای میلیاردها نفر را از بین می برد.




راست افراطی در حزب محافظه کار انگلیس لانه کرده است

سیستم انتخاباتی بریتانیا دستیابی به موفقیت احزاب کوچکتر را بسیار دشوار می کند. جنبش های سیاسی چپ و راست، که در سایر نقاط اروپا احزاب جدید مانند حزب یونانی سیریزا، یا Vox اسپانیایی یا AfD المان می سازند، در بریتانیا در دو حزب اصلی در وست مینستر باید هضم شوند.

بنابراین تجدید حیات سوسیالیستی سال ۲۰۱۵ در خود حزب کارگر از طریق رهبری جرمی کوربین بیان شد، و امروز هم خانه اصلی سیاسی ناسیونالیسم افراطی ضد مهاجر مانند فرانسه، ایتالیا یا المان  در یک حزب فاشیستی نیست، بلکه در خود حزب محافظه کار لانه کرده است.

این بدان معنا نیست که نیروهای دست راستی در آنجا نیست. امروز، حزب (Reform UK) “اصلاح بریتانیا”  13درصد در نظرسنجی ها رای می آورد و یک نماینده مجلس دارد که از حزب محافظه کار بوده است و تهدید می کند که بخش بزرگی از رای محافظه کاران را در انتخابات عمومی به سوی خود بکشاند.

“اصلاح بریتانیا” ترکیبی از سیاست های هیستریک ضد مهاجر با نژادپرستی علیه جوامع غیر سفید تاسیس شده است. اندرسون (نماینده آن در مجلس) ادعا می کند که راهپیمایی های همبستگی با فلسطینی ها نشان می دهد که لندن توسط اسلام گرایان گرفته شده است.

راست افراطی از نگرانی های ایجاد شده توسط مدل اقتصادی شکست خورده بریتانیا به منظور جذب رای برای سیاست “ضد سیستم” تغذیه می کند.

استاندارد زندگی در انگلستان در حال کاهش است. دستمزدهای واقعی برای 15 سال متوالی  و سهم تولید ناخالص داخلی که به دستمزدها می رود برای بیش از 40 سال متوالی کاهش یافته است، در حالی که سهم سود و اجاره افزایش یافته است.

 سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی در پنج دهه جنبش کارگری و حزبهای چپ را ضعیف کرد، ولی به دیدگاه های ضدخارجی میدان داد.




پزشکیان خدمتگزار نظام و ارادتمند رئیسی

پزشکیان چگونه توانست در دست‌گاهی به این آلودگی، با این همه دزدی، با این همه کشتار تاکنون در سیاست زنده بماند؟ چگونه است که شورای نگهبان نامزدی روحانی برای مجلس، لاریجانی، احمدی‌نژاد رییس جمهور دو دوره را نمی پذیرد، ولی پزشکیان از سوراخ باریک سوزن همان شورا گذر می‌کند؟

در بهترین شرایط می‌توان گفت که حاکمیت او را مانند مار بی نیش، برای خود بی‌خطر می‌داند.

روزنامه کیهان در باره ی «مسعود پزشکیان» نوشت:

«آقای پزشکیان به درستی خود را خدمتگزار نظام و انقلاب می‌داند و در تشییع رئیسی از ارادت خود به آن شهید گفت.»

پزشکیان به روشنی نشان داده‌است که او در برابر ولی فقیه سرسپردگی را می‌پذیرد که راست‌ترین سیاست در میان ”اصلاح خواهان” هست.

افزون بر این، بخش میانه ”اصلاح‌خواهان” سال‌ها است که با نمایاندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و بورژوازی مالی بده و بستان دارد. در دو دوره رییس جمهوری آقای روحانی، ”اصلاح‌خواهان” میانه‌رو به او رای دادند و هم اکنون نیز نمایندگان سیاسی بورژوازی بوروکرات و بورژوازی مالی مانند آقای ظریف، وزیر خارجه پیشین و محسن هاشمی به پزشکیان رای خواهند داد. اگر کسی بر این باور است که بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی و نمایندگان سیاسی آن‌ها مانند کارگزاران و حزب اعتدال و توسعه از روی نادانی و ندانستن منافع طبقاتی خود به او رای می دهند، پس باید دوباره دانش سیاست را بیاموزد.

بنیان‌گذاران حزب اعتدال و توسعه  که هم اکنون می خواهند به پزشکیان رای بدهند، در برگیرنده محمدباقر نوبخت، فاطمه هاشمی رفسنجانی، سید حسین موسویان و زهرا پیشگاهی‌فرد و رهبری ایدولوژیک آن ها آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی بود.  سید حسین موسویان، همان سفیر پیشین جمهوری اسلامی در آلمان است که پای وزیر سازمان امنیت آن زمان، فلاحیان را به اروپا باز کرد تا ترور میکونوس را انجام دهد و نیز فریدون فرخزاد را بکُشد.




Levica  ، حزب چپ مقدونیه بر ضد ناتو

Vankovska نامزد رییس جمهوری این حزب می گوید:

به عنوان استاد مطالعات صلح و یک فعال ضد جنگ، من همیشه مخالف گسترش ناتو و مداخله لیبرالی بودم. درک اینکه چگونه و چرا کشوری که شاهد انحلال یوگسلاوی- از جمله مداخله ناتو در کوزوو در سال 1999 ، که منشور سازمان ملل را نقض کرد و همچنین درگیری نظامی داخلی در سال ۲۰۰۱- بود، مایل به پیوستن به یک اتحاد نظامی است، دشوار است. بهانه نخبگان این است که ناتو صلح و دموکراسی و همچنین سرمایه گذاری های نظامی را به ارمغان می اورد. من به دلایل سیاسی، اجتماعی-اقتصادی، امنیتی و اخلاقی مخالف عضویت در ناتو بودم. Levica تنها حزب سیاسی است که با عضویت در ناتو مخالفت کرده است. اکنون وضعیت حتی بدتر از چهار سال پیش است که مقدونیه در ناتو پذیرفته شد.

اول، ناتو درگیر یک جنگ نیابتی در اوکراین است و اشکارا از یک “ناتو جهانی”،  برای یک اتحاد امپریالیستی غربی، با امکان فشار برای جنگ بین ایالات متحده و چین بر سر تایوان حمایت می کند. این چیزی جز اغاز جنگ جهانی سوم نیست.

دوم، مقدونیه باید بودجه محدود رفاه مردم ، به ویژه در حوزه اجتماعی و اقتصادی را کاهش دهد ، تا به جنگ های ناتو در سراسر جهان کمک کند. دولت با افتخار لاف می زند که در سال 2024 ما در میان 18 کشور عضو ناتو خواهیم بود که بیش از 2 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای عضویت در ناتو پرداخت می کنند. این کار، در کشوری با مراقبت های بهداشتی و اموزش عمومی ویران شده، بی شرمانه است.  نامزدهای دیگر حامیان قوی ناتو هستند و حتی برای اثبات وفاداری بیشتری به این ائتلاف رقابت می کنند. اما تاریخ و سنت ما به عنوان یک ملت عدم تعهد است، نه مشارکت فعال در اتحادهای نظامی.