کاهش مالیات سرمایه داران در اقتصاد نئولیبرالیستی منجر به رشد اقتصادی نمی شود

دولت‌های نئولیبرالیستی اروپا امروزه معمولاً از طریق کاهش نرخ‌های مالیاتی برای شرکت‌ها یا ارائه یارانه‌های نقدی به سرمایه‌داران، امیدوارند که با این اقدامات سرمایه‌گذاری بیشتری را ترغیب کرده و اقتصاد را تحریک کنند. با این حال، حتی یک دانش حداقلی از اقتصاد نشان می‌دهد که چنین انتقال‌های غیرمستقیم پول به شرکت‌ها، که در اقتصاد نئولیبرالی مرسوم است، ضدمولد است.

دولت‌ها تحت عنوان “مسئولیت مالی”، سقف معینی برای کسری بودجه به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی تعیین می‌کنند. در این شرایط، وقتی که یک دولت با کاهش نرخ‌های مالیاتی شرکت‌ها درآمد کمتری پیدا می‌کند، باید برای جبران این موضوع در جای دیگری از مخارج کم کند. معمولاً این کار با کاهش مخارج رفاهی برای فقرا یا افزایش مالیات از طبقه متوسط جبران می‌شود. وقتی فقرا و طبقه متوسط فقیرتر می‌شوند، پول کمتری برای مصرف دارند و این امر باعث کاهش تقاضای کل و در پی آن کاهش اشتغال و تولید می‌شود.  

این اقدامات نه تنها اقتصاد را تحریک نمی‌کنند، بلکه رشد آن را کاهش می‌دهند. علاوه بر این، کاهش مصرف مردم تأثیر فوری بر اقتصاد خواهد داشت، در حالی که سرمایه‌گذاری امروز در قسمتی ممکن است سال‌ها بعد به رشد اقتصادی منجر شود. همچنین، کاهش قدرت خرید فقرا، کارگران و لایه ها متوسط باعث کاهش صادرات خالص (صادرات منهای واردات) می‌شود، چرا که مصرف سرمایه‌داران بیشتر به واردات وابسته است. نتیجه اینکار کسری تراز پرداخت ها و خالی کردن ذخیره ارزی کشور است.

کاهش قدرت خرید کارگران موجب کاهش تقاضای کل می شود که در نهایت منجر به کاهش تولید و اشتغال می‌شود. این وضعیت باعث افزایش ظرفیت بلااستفاده در اقتصاد می‌شود و در نتیجه سرمایه‌گذاری‌های آتی کاهش می‌یابد. معافیت یا کاهش مالیات برای سرمایه‌داران نه تنها موجب افزایش نابرابری می‌شود، بلکه در اقتصاد رکودی، به نفع سرمایه‌داران بزرگ است و موقعیت آنها را تقویت می‌کند.




نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است

اقتصاد جمهوری اسلامی با هزاران رشته با غرب در پیوند و به آن وابسته است.

نیروهای راست این گونه وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی با نگاه به شرق خود دست نشانده چین و روسیه شده است. برخی از “چپ”ها برای مشروعیت سازی حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه‌داری پیوستن آن به بریکس را بزرگ می‌کنند. ولی با یک نگاه به آمار ما می‌بینیم که نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است.

در آغاز سال ۲۰۲۴ نه تنها ایران، بلکه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر هبه بریکس پیوستند.

سرمایه‌گذاری چین در عربستان سعودی از ۱۸.۴۳ میلیارد دلار در پروژه‌های ساخت‌وساز در سال‌های ۲۰۲۱ -۲۰۲۴  گذشته بود که در تضاد با سرمایه‌گذاری بی‌اندازه کوچکش در جمهوری اسلامی است.

چین بزرگ‌ترین خریدار نفت عربستان است.۲۵٪ از نفت خام عربستان به چین فروخته می‌شود. آمار  سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که دادوستد عربستان و چین ۱۰۷ میلیارد دلار بوده‌است(www.trademap.org).

جمهوری اسلامی  بزرگ‌ترین فروشنده  نفت  به چین است. آمار در سال ۲۰۲۲ نشانگر دادوستد ۳۷ میلیارد دلار میان چین و ایران است(www.trademap.org). همان‌گونه که می‌بینیم، دادوستد عربستان با چین نزدیک به سه برابر دادوستد جمهوری اسلامی با چین است.

هم‌چنین گزافه‌گوی راست‌ها و برخی از ”چپ”‌ها در باره‌ی نقش روسیه در اقتصاد جمهوری اسلامی هم بسیار نادرست است. آمار نشان می‌دهد که دادوستد میان عربستان سعودی و روسیه در سال ۲۰۲۲ ۲  میلیارد دلار بود(www.trademap.org).

عرب نیوز می‌نویسد که در سال ۲۰۲۲، دادوستد جهانی روسیه به ۸۰۰  میلیارد دلار رسید، که در این میان بازرگانی  این کشور با ایران کم‌تر از ۳ میلیارد دلار بود.

جمهوری اسلامی برای گریز از پیامدهای تحریم، تنها بخش کوچکی از اقتصاد خود را به سوی شرق کشاند. برای همین است که حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان پیوند بیش‌تر با غرب و رهایی از تحریم‌ها است و برای رسیدن به این هدف آماده سازش‌های بسیاری است.




هیچ محدودیتی برای ماجراجویی وجود ندارد. آنها با نژاد بشری قمار می‌کنند…

نوشته: دیمیتریس کونس تان تاکوپولوس

به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور بایدن، با توجه به پایان زیستی خود، تصمیم گرفته است که همه بشریت را همراه خود ببرد!

درباره تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا برای اجازه دادن به نماینده‌اش، رئیس‌جمهور و دیکتاتور اوکراین—ولودیمیر زلنسکی (که مدت‌هاست دوره‌اش به پایان رسیده و به‌طور غیرقانونی در قدرت مانده است)، برای استفاده از سلاح‌های غربی به‌منظور حمله به عمق خاک روسیه چه می‌توان گفت و چه می‌توان نوشت ؟ این یک مأموریت است که زلنسکی نمی‌تواند بدون پرسنل ناتو انجام دهد و همانطور که هشدار منطقی رئیس‌جمهور پوتین نشان می‌دهد، ممکن است این امر به جنگ مستقیم بین ناتو و روسیه تبدیل شود. این هشدار با تجدید نظر در دکترین هسته‌ای روسیه همراه بود که شرایط استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را گسترش داد.

 برخی از شخصیت‌های احمق و بی‌مسئولیتی که بخشی از طبقه سیاسی کنونی غرب را تشکیل می‌دهند، که از یک فرآیند انتخاب افراد پیچیده در یک سیستم فزاینده‌ً توتالیتر بیرون آمده‌اند، و به طور عمده توسط «بین‌المللی مالی» که دنیای ما را اداره می‌کند، « منصوب» شده‌اند می‌گویند پوتین بلوف می‌زند.

اما تنها راهی که می‌توان فهمید آیا پوتین بلوف می‌زند، بازی رولت روسی است؛ پوکر، با  وجود بشریت. ما مدت‌هاست که در فرایند تشدید متقابل گرفتار شده‌ایم که هر دو طرف را در وضعیتی قرار می‌دهد که هیچ‌کدام نمی‌توانند به راحتی عقب‌نشینی کنند، اما خطر درگیری هسته‌ای ناشی از اشتباه یا محاسبه اشتباه نیز افزایش می‌یابد. این فرآیند تشدید مداوم در نهایت به ویرانی هسته‌ای منتهی می‌شود، مگر اینکه آن را متوقف کنیم. اگر روسیه بیشتر از سوی غرب مورد حمله قرار گیرد آنها از پوتین چه انتظاری دارند ؟ آیا انتظار دارند که تسلیم شود؟ آیا انتظار دارند که بی‌سر و صدا بدون اینکه واکنشی نشان دهد به پرخاشگری غربی‌ها نظاره کند ؟ یا او خود درگیری را به یک شکل یا شکل‌های دیگر تشدید خواهد کرد؟ و غربی‌ها وقتی پوتین درگیری را تشدید کند، چه خواهند کرد؟

از همان ابتدا، سیاست سرنگونی رژیم یک ابرقدرت هسته‌ای، با استفاده از مردم اوکراین به عنوان «گوشت دم توپ»، محکوم به شکست بود. آمریکایی‌ها نمی‌توانستند رژیم‌های افغانستان، سوریه، ایران یا کوبا را سرنگون کنند؛ چه چیزی باعث می‌شود فکر کنند که می‌توانند رژیم روسیه را سرنگون کنند؟

دقیقا به این دلیل که تشدید مداوم جنگ به تدریج، اگر نه به طور اجتناب‌ناپذیر، به ویرانی هسته‌ای اروپا و اگر نه خود بشریت منتهی می‌شود، باید اکنون آن را متوقف کنیم. و راه متوقف کردن آن، وارد شدن به مذاکرات، نه تشدید با اقدامات تهاجمی جدید است.

سیاست ناتو هیچ کمکی واقعی به اوکراین نکرده است؛ بلکه تنها به تخریب بیشتر این کشور تحت عنوان حمایت از آن کمک کرده است.

 و چون رهبران ناتو و کسانی که تصمیمات واقعی پشت پرده را می‌گیرند، احمق نیستند، انگیزه واقعی آنها قطعاً نجات اوکراین ویران‌شده نیست، که پیش از این نیز در نتیجه سیاست‌های نئولیبرالی تحمیل‌شده از سوی صندوق بین‌المللی پول و غارت توسط اولیگارشی داخلی طرفدار غرب و شرکت‌های چندملیتی غربی ویرانی زیادی متحمل شده بود. هدف واقعی از همان ابتدای بحران اوکراین، تضعیف و نابودی دولت روسیه و جایگزینی رژیم پوتین با یک رژیم طرفدار غرب و جمهوری دست نشانده، حتی بیش از رژیم بوریس یلتسین، بود. کمترین چیزی که اکنون می‌خواهند این است که از پذیرش شکست در اوکراین اجتناب کنند، که به‌درستی باور دارند که ضربه سنگینی به هدف سلطه جهانی آنها—نه برای مردم، بلکه برای طبقات حاکم در «غرب جمعی» خواهد بود.

اما آیا ارزش آن را دارد که برای وارد شدن اوکراین به ناتو، با وجود بشریت قمار کرد؟

اروپا

چه می‌توان گفت درباره دیگر شخصیت‌های غیرقابل باور، مانند امانوئل ماکرون بانکدار سابق خانواده روتشیلد و کییر استارمر که اکنون فرانسه و بریتانیا را رهبری می‌کنند؟ هر دو به سرعت به تصمیم بایدن برای اجازه دادن به استفاده از سلاح‌های بریتانیایی و فرانسوی توسط رژیم زلنسکی واکنش نشان دادند. و چه می‌توان گفت درباره لهستان، که پیشتاز هیجان ضد روسی است، حتی اگر آن کشور نخستین جایی باشد که خطر نابودی از نقشه را در صورت وقوع جنگ هسته‌ای در اروپا خواهد داشت؟

خوشبختانه، چیزی در آلمان در حال حرکت است، جایی که اولاف شولتز، صدراعظم آلمان، با حمایت سوسیال دموکرات‌ها، سرانجام تصمیم به گفت‌وگوی تلفنی با پوتین گرفت، اما این تلاش‌ها توسط وزیر امور خارجه‌اش، که در سخن گفتن سبز است اما در عمل سیاه در روح و سیاست است، خراب شد.

ما باید دوباره تکرار کنیم: ایالات متحده، همراه با نهادهای بین‌المللی پول که به نظر می‌رسد آنها را کنترل می‌کند، اکنون با خطر جنگ هسته‌ای و انهدام بشریت روبرو است تا از شکست غرب در اوکراین جلوگیری کند و عضویت کیف در ناتو را تضمین کند. آنها کاملاً بی‌تفاوت به آنچه در اوکراین یا اروپا می‌گذرد، هستند. تنها چیزی که سیاست آنها تاکنون به دست آورده است، ویرانی اوکراین است، در حالی که به‌عنوان مدافع آن خود را معرفی می‌کند.

اختلاف یا همکاری بین ترامپ و بایدن؟

پسر ترامپ از مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا انتقاد کرد که جنگ را تشویق می‌کند. ولی نیروهای مسلح ایالات متحده، چه در جنگ اوکراین و چه در جنگ‌ها (قتل‌عام‌ها) در خاورمیانه جدی‌ترین و محافظه‌کارترین بازیگران هستند ، زیرا آنها هنوز تحت منطق «کشور-ملت»، حتی اگر امپریالیستی باشد، عمل می‌کنند. صنایع جنگی ممکن است بخواهند درگیری را طولانی کنند، اما ما باور نداریم و هیچ دلیلی برای این باور نداریم که ارتش ایالات متحده خطر و عواقب جنگ هسته‌ای را دست کم بگیرد. (روشن است که نویسنده ارتباط میان لایه های مختلف بورژوازی و نمایندگان سیاسی آنها را در حاکمیت امریکا درک نکرده است. )   

اما اینجا، ترامپ باید صحبت کند. اگر او مخالف است، باید دستور بایدن (و سایر خدمتگزارانش، مانند ماکرون و استارمر) را لغو کند و بایدن را برای هر آنچه که اتفاق می‌افتد مسئول بداند.

اگر این اتفاق نیفتد، این به این معنی خواهد بود که ترامپ ما را فریب داده است.

ترجمه از منبع defenddemocracy.press




پزشکیان هم مثل روحانی و رئیسی از ”مشارکت‌پذیری مردم” ، ”قانون‌زدایی” و ”التزام به بخش خصوصی” می گوید

بارها ثابت شده است که حاکمیت جمهوری اسلامی با رییس جمهورهای مختلف از دسته های مختلف به اجرای اقتصاد نئولیبرالیستی ادامه می دهد. تمام لایه های بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی، اگر چه با کمی اختلاف در مورد شدت و عمق، در مورد خط اقتصادی نئولیبرالیستی با هم توافق دارند. الان آقای پزشکیان هم با پا گذاشتن در جای روحانی و رئیسی همان شعارهای  نئولیبرالیستی مثل ”مشارکت‌پذیری مردم” ، ”قانون‌زدایی” و ”التزام به بخش خصوصی” را تکرار می کند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، پزشکیان رئیس جمهور در دیدار اعضای «شورای هماهنگی تشکل‌های مهندسی، صنفی و حرفه‌ای کشور» در خصوص راهکارهای رفع موانع تولید، در راستای سهولت در سرمایه‌گذاری و امکان افزایش مشارکت‌پذیری مردم در طرح‌های توسعه‌ای، گفت: ما در جلسه سران قوا نیز همراه با آقای دکتر قالیباف و حجت‌الاسلام والمسلمین اژه‌ای در خصوص عزم و اراده نظام برای ایجاد بستری امن جهت انجام فعالیت‌های اقتصادی و از بین بردن موانع گفتگو کرده‌ایم و مصمم به اجرا و انجام این کار هستیم.

به ویژه صادرات خدمات فنی و مهندسی در قالب بسته حمایتی دولت، تعیین تکلیف 90 هزار پروژه نیمه تمام در کشور، توجه دولت به طرح آمایش سرزمینی جهت احداث شهرهای جدید، امکان دسترسی به منابع و استفاده از اسناد بالادستی در اجرای طرح‌های توسعه، تدوین نظام فنی و اجرای یکپارچه، جلب مشارکت بخش خصوصی، قانون‌زدایی و التزام عملی دولت به میدان دادن به بخش خصوصی و اجرای قوانین و افزایش بودجه عمرانی با توجه به توان بخش خصوصی از اهم نکات مطرح شده در جلسه بود.

انگار اینکه پزشکیان معتقد است که گرانی گوشت، نان و مسکن و قطع برق را می توان با خصوصی سازی بیشتر حل کرد.




دگرگونی استراتژیک در سیاست خارجی

جمهوری اسلامی، هم اکنون به دنبال تنش‌آفرینی با کمک گروه‌های دوست و جانشینی خود در خاورمیانه نیست. “ام القری” که محمد جواد لاریجانی، ایدیولوگ ژئوپلتیک شیعه حاکمیت، به روشنی می‌گوید که هنگامی که جمهوری اسلامی در خطر است، می‌توان سیاست پشتیبانی از امت اسلام را به کنار گذاشت و آن را فراموش کرد.  

او در کتاب “کاوش‌های نظری در سیاست خارجی” می گوید که ”اگر میان حفظ مصالح امت و منافع ملی در عمل، تزاحمی‌ به وجود آید همواره مصالح امت اولویت دارد مگر این‌که هستی ام‌القری که حفظ آن بر همه‌ی امت (و نه تنها مردم ام‌القری) واجب است، به خطر افتد”.

به زبان دیگر، گفته می شود که چون زندگی خود جمهوری اسلامی هم اکنون در خطر است، باید از سیاست ”صدور انقلاب اسلامی”  در این زمان پرهیز کرد. برای همین، حاکمیت بورژوازی جمهوری اسلامی با شیوه‌های گوناگون تلاش می کند که ”هستی ام‌القری” را نجات دهد.

جمهوری اسلامی پس از ضربه‌های فراوان به گروه‌های جنگی دوست خود از سوی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم، دست دوستی به کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه دراز کرده‌است.

روشن است که هم‌کاری‌ها میان کشورهای خاورمیانه، برآوردهای استراتژیک اسراییل را در خاورمیانه به ویژه در برابر ایران را پیچیده‌تر می‌کند. اسراییل خواهان گسترش و ژرفش این دوستی نیست و با همه‌ی توان خود تلاش خواهد که در راه آن سنگ بیاندازد.

پزشکیان ۲۴ آبان در دیدار با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران، گفت که جمهوری اسلامی آماده همکاری و همگرایی با این نهاد بین‌المللی برای «رفع ابهامات و شبهات» درباره برنامه هسته‌ای خود است.

فایننشال تایمز، پس از بازدید رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از ایران نوشت که تهران خواهان سازش درباره برنامه هسته‌ای خود می باشد و به دنبال کاهش تنش‌ها با غرب در آستانه رفتن دونالد ترامپ به کاخ سفید است.




اخراج کارگران در امریکا

ترامپ با شعار حفظ شغل برای کارگران امریکا بین کارگران رای آورد، ولی هم اکنون یکی از بزرگترین تولید صنعتی امریکا کارگران و کارمندان را اخراج می کند.

یک منبع آگاه در آمریکا اعلام کرد که شرکت جنرال موتورز، غول خودروسازی این کشور، برای بهبود بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها، حدود ۱۰۰۰ نفر از کارکنان خود را در سطح جهانی اخراج کرده است. به گزارش بیزینس استاندارد، این منبع آگاه روز جمعه خبر از اخراج تعداد زیادی از کارکنان جنرال موتورز داد، که بیشتر آن‌ها در ایالات متحده مشغول به کار بودند. جنرال موتورز این خبر را در بیانیه‌ای تأیید کرده است.

در بیانیه این شرکت مستقر در دیترویت آمده است: “برای موفقیت در این بازار رقابتی، باید سرعت و کارایی را افزایش دهیم… به همین دلیل به عنوان بخشی از تلاش‌های مداوم، تصمیم به کاهش اندازه تیم خود گرفتیم.”

این تعدیل نیروی کارکنان در حالی انجام می‌شود که جنرال موتورز در تلاش است جایگاه خود را به عنوان پیشرو در تولید خودروهای برقی و همچنین در بخش نرم‌افزار، که هر دو پرهزینه هستند، تثبیت کند. این شرکت قصد دارد تا سال آینده 2 تا 4 میلیارد دلار از ضررهای خود در بخش خودروهای برقی را کاهش دهد.

این اخراج‌ها پس از آن صورت می‌گیرد که جنرال موتورز در ماه اوت بیش از 1000 نفر از کارکنان خود را در بخش نرم‌افزار اخراج کرد. علاوه بر این، در ماه سپتامبر نیز حدود 1700 نفر از کارکنان یکی از کارخانه‌های تولیدی این شرکت در کانزاس اخراج شدند.

یکی از بزرگ‌ترین کاهش‌های نیروی کار این شرکت در سال 2023 اتفاق افتاد، زمانی که حدود 5000 نفر از کارمندان جنرال موتورز پیشنهاد بازنشستگی زودهنگام را پذیرفتند و شرکت را ترک کردند




حاکمیت بورژوازی جمهوری اسلامی علیه دکترین اختاپوس بورژوازی صهیونیسم

برنامه کنونی جمهوری اسلامی این است که با هر شیوه‌ای، به ویژه با کاربرد دیپلماسی از پیاده شدن دکترین اختاپوس بورژوازی صهیونیسم جلوگیری کند.

این دکترین فاشیستی که در تضاد با همه‌ی قانون‌های شناخته‌شده و پذیرفته جهانی نیز است، از اسراییل می‌خواهد که به جای یورش به  نیروهای جانشینی رژیم جمهوری اسلامی که بازوهای این اختاپوس هستند، باید به سر این اختاپوس، یعنی جمهوری اسلامی ضربه بزند..

بر پایه همین دکترین اختاپوس است که نتانیاهو هدف پایانی ارتش اسراییل را جلوگیری از دست‌یابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای و پیروزیدر هدف‌های کوچکتر می‌داند.

نقشه بورژوازی صهیونیسم با پشتیبانی امپریالیسم غرب به بردگی کشاندن خلق‌های خاورمیانه، با ویران کردن کشورهای کلیدی است.

هر ایرانی میهن‌دوستی باید تحریم‌ اقتصادی و یورش جنگی به ایران را محکوم کند. سرنوشت ایران با دست‌های توانای مردم ایران نوشته خواهد شد.

نیروهای میهن- و مردم فروش هوادار امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم، به دنبال ساختن کلاهی از این نمد هستند و در این راه هیچ شرمی از پشتیبانی از یورش به کشور ما ندارند.

مصی علینژاد گفت: برای من جای خوشحالی و خرسندی دارد اگر ببینم هر حرکتی باعث تضعیف جمهوری اسلامی می شود!!

هر حرکتی؟ یعنی حتا نابودی پالایشگاه‌های ایران و بمباران سایت‌های هسته‌ای با خطر بیمار شدن میلیون‌ها ایرانی؟!

منشه امیر، کارشناس خاورمیانه هوادار بورژوازی صهیونیسم بارها گفته‌است که زمان آن رسیده که کشورهای غربی، به ویژه آمریکا و اروپا، خطر نفوذ رژیم اسلامی ایران را درک کرده و به اسراییل اجازه دهند که کار این رژیم را یک‌سره کند.

برای نبرد با پیاده شدن دکترین اختاپوس، جمهوری اسلامی نه تنها باید در برون از مرزها چالش‌های دیپلماتیک را حل کند، بل‌که باید در درون مرزها نیز به آرام کردن جنگ‌خواهان بپردازد و اگر نیاز به آن باشد با گلوله و چوبه‌دار به خواست‌های آزادی‌خواهانه و صنفی مردم   پاسخ دهد.




سیاست میلیتاریستی جمهوری کوچک چک

طبق گزارش‌ها، از فوریه 2022، جمهوری چک 306 میلیون دلار کمک مالی به کی‌یف ارسال کرده و همچنین هشت فروند هواپیما، 62 تانک و 131 خودروی جنگی به اوکراین تحویل داده است. اگرچه این کمک‌ها در مقایسه با میلیاردها دلار کمک‌های کشورهای بزرگ‌تر به اوکراین نسبتا کم به نظر می‌رسد، اما چک از آن به عنوان دستاوردی برای خود یاد می‌کند.

چک همچنین به همراه دانمارک و هلند طرحی برای خرید مهمات از کشورهای ثالث به منظور ارسال به اوکراین دارد. طبق این طرح که توسط پراگ آغاز شده، تا پایان سال 500 هزار مهمات سنگین به اوکراین ارسال خواهد شد. نخست‌وزیر چک، پیتر فیالا، اعلام کرده که ارسال سلاح به اوکراین در سال 2025 نیز ادامه خواهد یافت.

در یک نظرسنجی که به‌تازگی انجام شده، بیش از 55 درصد از شهروندان چک اعلام کرده‌اند که حتی اگر کشورشان در معرض تهدید خارجی قرار گیرد، تمایلی به جنگیدن ندارند.

این نگرانی‌ها نه تنها درباره جنگ در اوکراین، بلکه در خصوص وضعیت امنیتی کلی کشور چک نیز وجود دارد. چهار پنجم از کسانی که در نظرسنجی‌ها شرکت کرده‌اند، معتقدند که وضعیت امنیتی چک به دلیل جنگ در اوکراین بدتر شده است. بسیاری از مردم چک احساس می‌کنند که مشارکت در این جنگ می‌تواند باعث تشدید بحران و گسترش آن به سایر مناطق اروپا شود.

وضعیت فعلی در جمهوری چک نشان می‌دهد که هرچند دولت این کشور تلاش دارد تا نقش خود را در حمایت از اوکراین در برابر روسیه پررنگ کند، اما احساسات عمومی و نگرانی‌های مردم ممکن است این سیاست‌ها را به چالش بکشد.