جهان چندقطبی در همه جا در حال ظهور

🌍
منابع جهان در حال اتمام است و برای همین دعوای کشورهای امپریالیستی با بورژوازی کشورهای پیرامونی شدیدتر شده است. غارت از مردم بومی دیگر به آن اندازه نیست که بورژوازی کشورهای پیرامونی بتوانند مانند گذشته بخش بزرگی از آن را به کشورهای امپریالیستی بدهد.
در سراسر جهان، نظمی که پس از جنگ سرد با وعده برتری غرب شکل گرفت، دیگر حقیقتی تغییرناپذیر تلقی نمی‌شود. در این خلأ، بسیاری از دولت‌ها به‌دنبال تعریفی تازه از «نظم»؛ نظمی مبتنی بر توازن میان چند مرکز قدرت، نه دستور از یک مرکز واحد هستند.

⚖️ توافق ریاض–اسلام‌آباد و منطق شراکت‌های لایه‌ای
امضای توافق دفاعی راهبردی میان عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ نشانه‌ای از همین تغییر بود. این توافق صرفاً تضمین جنگی نیست؛ هشداری استراتژیک است مبنی بر اینکه بازیگران منطقه در حال ساخت گزینه‌های مستقل‌اند، به‌ویژه پس از رخدادهایی مانند حمله اسرائیل به دوحه که فرض «چتر خودکار امنیتی» را زیر سؤال برد.

🧲 دو آرایش امنیتی در حال شکل‌گیری
در یک‌سو، همگرایی عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان؛ چارچوبی مبتنی بر حاکمیت و بازدارندگی بومی دیده می‌شود. در سوی دیگر، هم‌افزایی اسرائیل و امارات با اتکا به فناوری و همکاری دفاعی پیشرفته؛ شبکه‌ای که با پیوندهایی همچون آذربایجان تقویت می‌شود در حال تعمیق است.

🚢 گسترش رقابت از خلیج تا شاخ آفریقا
تحولات تنها به خلیج محدود نیست. از دریای سرخ تا شاخ آفریقا، خطوط گسل تازه‌ای شکل گرفته‌اند. بنادر، کریدورهای انرژی، کابل‌های زیردریایی و مسیرهای پهپادی امنیت را به سامانه‌ای به‌هم‌پیوسته بدل کرده‌اند.

🔮 فرصت در دل تلاطم
شکل‌گیری بلوک‌های رقیب خطر «معمای امنیتی» را افزایش می‌دهد، اما در دل همین رقابت، فرصتی برای ساخت معماری امنیتی بومی نیز نهفته است. خاورمیانه می‌تواند از میدان رقابت قدرت‌ها به یکی از طراحان نظم چندقطبی نوین؛ با خودمختاری بیشتر و قدرت چانه‌زنی بالاتر بدل شود.




کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) : ساختاری ۲۰ میلیون یورویی با نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده

💶 Jan Oberg

کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) دیگر محلی برای گفتگوی واقعی نیست. هزینه آن ۷ میلیون یورو از دولت آلمان، ۱۰ میلیون عمدتاً از صنایع دفاعی تأمین می‌شود. وقتی صنایع تسلیحاتی تأمین‌کننده اصلی هستند، راه‌های صلح و دیپلماسی بسته و تعریف امنیت به سمت نظامی‌گری متمایل می‌شود.
🗣️ گفتگو درباره جهان، نه با جهان
در پنل‌های مونیخ، روس‌ها درباره روسیه حرف نمی‌زنند، پژوهشگران صلح درباره صلح نه و کشورهای جنوب جهانی درباره خودشان نه. پنل‌ها با مقامات غربی و ژنرال‌ها پر شده‌اند که فرضیات حاکم را تقویت می‌کنند. این هم‌خوابگی نخبگان، نتیجه‌ای جز جهان‌بینی بسته ندارد.

💣 تنها نسخه: سلاح بیشتر
نسخه کنفرانس برای هر بحرانی یکی است: سلاح بیشتر، بازدارندگی قوی‌تر. منطق اینجا باطل است: ناامنی با تسلیحات پاسخ داده می‌شود که خود ناامنی بیشتری تولید می‌کند. جهان هرگز به اندازه امروز خرج تسلیحات نکرده، اما خطر جنگ بزرگ بیشتر شده است.

🔇 از گفتگو تا تثبیت روایت
از ۲۰۱۴، درهای مونیخ به روی گفتگو با روسیه بسته شده است. پنل‌ها درباره روسیه کاملاً از دریچه تهدید غربی قاب گرفته می‌شوند.
🕊️ غایب بزرگ: کنفرانس جهانی صلح
هیچ مجمع سطح‌بالای معادلی برای صلح وجود ندارد. هیچ گردهمایی سالانه‌ای نیست که پژوهشگران صلح، میانجی‌گران و جامعه مدنی در آن رویکردهای غیرنظامی به امنیت را بررسی کنند. هیچ پلتفرم ۲۰ میلیون یورویی برای دیپلماسی و صلح‌سازی وجود ندارد.

⚠️ درک مونیخ برای آنچه شده است
MSC به بسته امنیتی ؛ جایی که منافع نخبگان همگرا می‌شود و مرزهای گفتمان مدیریت می‌شود تبدیل شده. تا زمانی که کنفرانس جهانی صلحی با مقیاس مونیخ تشکیل نشود، خطرات جنگ باقی خواهد ماند.
✍️ کنفرانسی که ماریا کورینا ماچادو را درباره ونزوئلا، لیندسی گراهام (سرهنگ بازنشسته پنتاگون) را درباره روسیه و تونی بلر را درباره صلح دعوت می‌کند، خلع‌سلاح فکری و اخلاقی غرب در حال افول را مستند می‌کند.




چرا روسیه از جمهوری اسلامی دفاع نکرد؟ غروب آرمان‌ها؛ چرخش روسیه به سمت منافع ملی

📝رسانه دولتی روسیه Правда.Ру

منافع ملی
روسیه به این نتیجه رسیده که دفاع ایدئولوژیک از دولت‌های دوست، بدون دریافت منافع ملموس، یک اشتباه استراتژیک است. تجربه شوروی در افغانستان و آنگولا نشان داد که «وظیفه بین‌المللی» بدون بازگشت سرمایه، به فروپاشی می‌انجامد. امروز کرملین اولویت را به روابط باثبات تجاری داده است، نه حمایت بی‌قیدوشرط از افرادی که حتی نمی‌توانند از خود محافظت کنند.

🎭 خائنان در داخل متحدان هستند، نه در مسکو
بهانه‌جویی از روسیه بیهوده است. حلقه بشار اسد ایده پان عربیسم را قربانی منافع شخصی کرد و اطرافیان مادورو حتی جرات تحقیق در مورد ربایش رئیس‌جمهور خود را ندارند. اگر نخبگان یک کشور برای حفظ قدرت، حساب‌های بانکی در فلوریدا و پاسپورت بریتانیایی را ترجیح می‌دهند، چرا مسکو باید هزینه بقای آن‌ها را بپردازد؟ در تهران نیز اگرچه توانستید با کمک سامانه‌های روسی تا حدی بایستید، اما نفوذ گسترده موساد و ناتوانی در تأمین امنیت داخلی، پرسش‌های جدی ایجاد کرده است.

🎯 دکترین جدید: منافع پایدار، نه بقای افراد
مسکو از استراتژی «پیروزی به هر قیمت» فاصله گرفته است. امروز روسیه نمی‌تواند سه جنگ همزمان را مدیریت کند. هدف، حفظ نفوذ و پایگاه‌های راهبردی از طریق مذاکره با هر قدرت حاکمی است، نه دفاع کورکورانه از یک شخص خاص.

🤝 پیروزی دیپلماسی بر شعار
آرژانتین نمونه‌ای از این رویکرد جدید است. علیرغم مواضع ضدروسی رئیس‌جمهور لیبرال‌اش، همکاری اقتصادی به‌دلیل منافع متقابل (صادرات گوشت و میوه در برابر کود و سوخت) حفظ شده است. اگر کریدور شمال-جنوب در ایران پایدار بماند، حتی بازگشت یک حکومت سلطنتی هم مانع همکاری نخواهد بود. کمک روسیه (مانند جنگنده‌های سو-۳۵) به کسانی تعلق می‌گیرد که بتوانند از خود دفاع کنند، نه به دولت‌های درمانده‌ای که از دشمن داخلی بیش از دشمن خارجی می‌ترسند. اگر از خود دفاع نکنید، نه روسیه و نه خدا کمکی نخواهند کرد.




سخنرانی فراکسیون حزب کمونیست فدراسیون روسیه در دومای دولتی – ۱۱ فوریه

📢
حزب کمونیست روسیه بر ضرورت حمایت از سیاست خارجی‌ای تأکید کرد که از جنگ‌های بزرگ جلوگیری کند، حق حاکمیت و انتخاب متحدان را برای روسیه حفظ نماید و از میراث دیپلماسی دهه ۹۰ عبور کند.
🌍 دیپلماسی پارلمانی و همبستگی بین‌المللی
فراکسیون حزب کمونیست با اشاره به همکاری‌های گسترده با احزاب کمونیست چین، کوبا و ویتنام، بر اهمیت ابتکارات ضدفاشیستی و کارزارهای همبستگی جهانی تأکید کرد. آنان اعلام کردند مبارزه با نئونازیسم و باندریسم بخشی جدایی‌ناپذیر از این مسیر است.

✊ قدرت همبستگی جهانی
در این سخنرانی یادآوری شد که فشار و یک‌جانبه‌گرایی آمریکا تنها واقعیت جهان نیست. همان‌گونه که گئورگی دیمیتروف در برابر نازیسم ایستاد و نلسون ماندلا پس از سال‌ها زندان آزاد شد، همبستگی بین‌المللی می‌تواند معادلات را تغییر دهد.
🛡 سخنرانی مونیخ و جهان چندقطبی
۱۹ سال از سخنرانی معروف ولادیمیر پوتین در مونیخ جایی که او از خطرات جهان تک‌قطبی، گسترش ناتو و بی‌توجهی به امنیت جمعی سخن گفت می‌گذرد. به گفته نوویکوف، همین تأکید بر منافع ملی روسیه کافی بود تا موجی از دشمنی در غرب شکل گیرد.

📚 ضرورت شناخت امپریالیسم
نوویکوف با استناد به نظریه لنین درباره امپریالیسم تأکید کرد که بدون درک ریشه‌های تاریخی و اقتصادی سلطه‌طلبی امپریالیسم، نمی‌توان در برابر آن ایستاد. او خواستار بازگشت آثار مارکس و لنین به برنامه‌های آموزشی شد تا نسل جوان بتواند تحولات قرن بیستم و بیست‌ویکم را عمیق‌تر بفهمد.

🚩 میراث اتحاد شوروی و قدرت ملی
به گفته او، «СССР» تنها چهار حرف نبود، بلکه نماد اقتدار، توازن قوا و احترام جهانی بود. روسیه امروز نیز برای آنکه سیاست خارجی مؤثری داشته باشد، نیازمند اقتصاد قدرتمند، عدالت اجتماعی و انسجام داخلی است.
🤝 پیام نهایی
برای مقابله با فشارهای خارجی، باید اکثریت ضد استعماری و ضد امپریالیستی جهانی را شکل داد.




در دوراهی جهان چندقطبی

🌍
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه، درباره اولویت‌های سیاست خارجی و جایگاه روسیه در نظم نوظهور جهانی سخن گفت: جهان وارد مرحله‌ای از تحولات عمیق و شتابان شده و شکل‌گیری نظم چندقطبی دیگر یک فرضیه نیست، بلکه واقعیتی در حال تثبیت است.

⚖️ گذار از یک‌جانبه‌گرایی به توازن قدرت
به گفته لاوروف، نظام تک‌قطبی که پس از جنگ سرد شکل گرفت، اکنون با چالش جدی روبه‌روست. مراکز جدید قدرت در آسیا، آمریکای لاتین و دیگر مناطق در حال تقویت جایگاه خود هستند. این روند با مقاومت قدرت‌های قدیمی غربی همراه است؛ مقاومتی که در قالب تحریم‌ها، فشارهای سیاسی و جنگ‌های اقتصادی بروز می‌یابد. با این حال، «اکثریت جهانی» به‌تدریج نقش فعال‌تری در تعیین قواعد بازی بین‌المللی ایفا می‌کند.

🏛 چالش نهادهای بین‌المللی
بحث درباره عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی نیز مطرح شد. اگرچه این نهاد بر اصول غیرتبعیض‌آمیز بنا شده، اما سازوکار حل اختلاف آن عملاً به‌دلیل کارشکنی آمریکا فلج شده است.
🤝 ائتلاف‌های نوظهور و همکاری‌های منطقه‌ای
در چارچوب جهان چندقطبی، همکاری‌های منطقه‌ای و سازمان‌هایی چون اتحادیه اقتصادی اوراسیا و بریکس اهمیت بیشتری یافته‌اند. رویکرد روسیه، حفظ حقوق بین‌الملل و پرهیز از فروپاشی نظم حقوقی جهانی است؛ زیرا مشروعیت اخلاقی و حقوقی، سرمایه‌ای راهبردی در رقابت جهانی محسوب می‌شود.

🛰 حاکمیت دیجیتال و استقلال ارتباطی
پرسش درباره حاکمیت دیجیتال و رعایت قوانین ملی نشان می‌دهد که رقابت ژئوپلیتیک تنها به حوزه نظامی یا اقتصادی محدود نیست، بلکه عرصه فناوری و اطلاعات را نیز دربر گرفته است.
🚀 پیام راهبردی
جهان چندقطبی به‌معنای بی‌ثباتی دائمی نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد توازن عادلانه‌تر است. در این مسیر، کشورها باید با تقویت اقتصاد داخلی، همگرایی منطقه‌ای و دفاع از اصول حقوق بین‌الملل، جایگاه خود را تثبیت کنند. آینده، متعلق به نظمی است که در آن هیچ قدرتی نتواند اراده خود را بر دیگران تحمیل کند.




 
آقای پزشکیان لطفا بیدار شوید!

جبهۀ مردم برای نجات ایران 

خط سوم ـ نه ملا نه آمریکا 

اعلامیه شمارۀ 151

13 فوریه 2026= 23 بهمن

فرح نوتاش

امروز آقای پزشکیان در جواب به حرف‌های علی شکوری‌راد، فعال اصلاح‌طلب زندانی، که درباره سرکوب مرگبار دی گفته بود: «نهادهای امنیتی در ایران، در هر اعتراضی خشونت تزریق کرده‌اند تا آن خشونت را برای سرکوب بهانه کنند.»

گفته است: «ما اشتباه را انگار نمی کنیم ، اما این که یکی بیاید در فضای مجازی به اسم

اصلاحات، ادعا بکند که حاکمیت خودش این کارها را کرده، این خیلی بی انصافی است»

بله آقای پزشکیان، خیلی خوب هم ممکن است. 

نظامی که شما رئیس جمهورش هستید اساسن این کاره است. 

باید بیادتان بیاوریم که شما رئیس جمهور چه نظامی هستید.

در 28 مرداد 1357 پیش قراولان همین نظام، رسیده با فرمان از عراق، سینما رکس آبادان را به آتش کشیدند و درها را بستند که بینندگان فیلم گوزن ها، نتوانند فرار کنند. آن افراد زنده زنده همگی جزغاله شدند. و بعد هو انداختن که نظام شاهنشاهی سینما را به آتش کشیده است. و همین باور یکی از دلائل عمدۀ راه پیمایی های میلیونی بر علیه رژیم شاه بود. 

این شروع کار این نظام بود. اساسا کاخ های تمام ملایان بر روی موج خون ملت ایران بنا شده است. 

بیاد بیاورید سال 1367 را ، که چگونه بعد از قبول صلح تحمیلی، فرزندان اسیر ملت 

را در زندان ها، به فرمان روح اله خمینی قتل عام کردند. جملۀ معروف او: بکشید

همه را ، ما در اسلام زندانی سیاسی نداریم !

بیاد بیاورید چگونه فرنگی کارهای امنیتی در خارج، فریدون فرخ زاد را مثله کردند و صد ها نفر را در خانه های خودشان در اروپا به طرق مختلف کشتند. 

بیاد بیاورید چطور انقلابیون را در کوچه و محله و خانه ، هر یک را به نحوی سر به نیست کردن. 

بیاد بیاورید تمام سپاهیان طرفدار اصلاحات را زمان خاتمی، چگونه یک یک با تزریق زهر، کشتند و سکته های تزریقی را به نام سکته نیم شب جا انداختند. 

بیاد بیاورید که چطور بعد از کودتای 1388 تمام معترضان را در سوله ها قرچک قتل عام کردند و عکس هایشان را برای ایجاد وحشت در فضای مجازی پخش کردند. 

بیاد بیاورید که چگونه زندانیان سیاسی را از اوین به زندان فشافویه منتقل کرده و دستور قتلشان را به قاتلان ابد با قول آزادی دادند. 

بیاد بیاورید که با دزدی های میلیلاری در رژیم ملا، بودجه ای برای ملت نماند و مردم از گرسنگی به قعر فقر سیاه و مرگ در غلطیدند.

بیاد بیاورید که این نظام سراسر دروغ و شر ، چطور اموال ملی را به دستور بانک جهانی، مفت به خودی هایش فروخت و کارگران ایران را از تمام حقوق خود، مثل بازنشستگی، بیمه، حق صدمه در حین کار خلع ید کرد. 

بیاد بیاورید ، که فرزندان طبقه کارگر چطور از شدت فقر کودکان خیابانی شدند. و در خیابان ها، دست بدست گشتند.

بیاد بیاورید، که چطور زنان ایران را از تمام حقوق خود، رانده و جذب صیغه خانه های مشهد و قم، در حراج به زائرین خاور میانه، با حق دلالی ملایان واسطه، به دلار کردند. 

بیاد بیاورید که زنانی را که از طریق ملایان صیغه نمی شدند، چطور در قتل های زنجیره ای کشته شدند. 

کاش این درد ها را پایانی بود. 

آیا هرگز از تحمیل اسلام به ایرانیان و جزغاله کردن یک ملت به مدت 1404 سال برای دوری از تمدن خود، چیزی به گوشتان خورده؟ 

آیا کمی به عنوان یک تحصیل کرده به قیافۀ خود در آینه نگاه کرده اید تا ببینید چگونه آنان توانسته اند شما را مسخ کنند و آداب نوکری را به شما بیاموزند؟ 

که شما به عنوان یک پزشک مقام و مرتبه والای پزشکی را فراموش کرده و در مقابل یک ملای وابسته به انگلیس، این چنین دست به سینه می ایستید؟ 

در سال 1349 وقتی پدرم مرد، در عزای خانگی در خیابان درختی، زنگ در بصدا در آمد. در را باز کردم. ملای لاغر اندامی با ریش سیاه و عینک ذره بینی قهوه ای پشت در بود. گفتم بله؟ گفت مرا برای خواندن فاتحه دعوت کرده اند. تعجب کردم. ولی چاره ای جز راه دادن به او نداشتم. او وارد جمع دوستان من شد. و در روی یکی از مبل ها نشست. پانزده دقیقه ای راجع به حجاب، در جمع بی حجابان صحبت کرد و بلند شد. من نیز همراه او بلند شدم. دم در، از او پر سیدم برای چه اینقدر از حجاب حرف زدید؟ این جمع برای تسلیت به اینجا آمده اند. او طلب 80 تومان حق روضه کرد! و من با ناراحتی دادم و رفت.  او سید علی خامنه ای بود. و امروز شما ببینید در مقام یک پزشک، چقدر باید سقوط کرده باشید که دست به سینه، اوامر او، را که از سازمان حجتیه انگلیسی است، اجرا کنید.  هر آنچه را که او می گوید، دستورهای رسیده از بالاست. 

روز 17 شهریور 1357 در تهران هم، تمام محله های از میدان ژاله ( میدان شهدا) تا میدان خراسان تا عمق نیروی هوایی، مثل میدان جنگ در آتش می سوخت. و شاه گفت از خارج آمده اند. ولی من به چشم خودم دیدم که همین مذهبی ها بانک ها، فروشگاه کورش و ماشین ها را به آتش می کشیدند. لطفا بیدار شوید!

http://www.farah-notash.com/womens-power

http://www.farah-notash.com

Women’s Power




با مبارزه از بروز جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی ممانعت کنیم

 پیرامون حمله احتمالی امپریالستی صهیونیستی به ایران

 روز جمعه ششم فوریه پس از پایان  مذاکرات ایران وآمریکا در مسقط، پایتخت عمان پیرامون مسئله هسته ای ویا موضوعاتی که هنوز برما دقیقا روشن نیست تهدیدات امپریالیسم آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ رئیس جمهورنئوفاشیست این کشور و صهیوفاشیست اسرائیل تحت رهبری بنیامین نتانیاهو برای تجاوزنظامی مجدد به ایران وبمباران تاسیسات زیربنایی میهن ما موجی ازنگرانی و نفرت میان نیروهای صلحدوست وانقلابی و دموکرات در سراسرجهان ایجاد کرده است.

البته ایرانیهای ولگرد ومزدورسلطنت طلب و حتی بخشی با نقاب «کمونیست کارگری» و «چپ» به چهره زده اند از این تهدیدات و حمله نظامی احتمالی علیه ایران استقبال کرده و تحریمهای ضد بشری آمریکا را «موهبتی الهی» برای انقلاب  «ملی و دمکراتیک و یا اجتماعی» در ایران میدانند تا به این وسیله ارتجاعی بتوانند مواضع آمریکائی خود را توجیه کنند. این ایرانیهای خودفروخته که بیشرمانه التماس حمله نظامی به ایران دارند اساسا حقوقی برای کشورما قایل نیستند زیرا دارا بودن حقوق ربطی به ایدئولوژی و سیاست کشورها ندارد. این امر یک مسئله دموکراتیک است و نمیشود به این بهانه که گویا خاطیان وجانیان درجامعه فاقد حقوقی هستند که سایر افراد در مقابل دادگاهها دارند، آنها را از برخورداری از این حقوق محروم نمود. این عده مزدور ایرانی که با نقابهای گوناگون پیدا شدهاند نه تنها ضد جنگ تجاوزکارانه به میهن ما ایران نیستند، نه تنها ضد دموکرات و مرتجعاند بلکه ضد بشر بوده و با بیرحمی خواهان نابودی مردم ایران و فروپاشی وویرانی کامل زیر ساخت های ایران هستند.

دیگر همه جهان میدانند که  تجربه جنگ استعماری و تحریمهای کشورهای مختلف نشان داده است که تنها مردم این کشورها قربانیان واقعی این جنگ هستند و در هیچ کجای دنیا از بطن جنگ وتحریم حکومتهای انقلابی ودمکراتیک زاده نشده است. همه مردم جهان با چشم خود دیده و با عقل خود سنجیدهاند که تجاوز به کشورها که نقض آشکار حقوق ملل و لگدزدن به دستآوردهای بشریت و تحقیر میلیونها کشته دو جنگ جهانی است، تنها فقر و فلاکت و بدبختی برای مردم این مناطق به وجود آورده است.

حال امروزما با ایرانیان و گروه هائی سر وکارداریم که وقیحانه خواهان تجاوزنظامی امپریالیسم آمریکا به ایران هستند .باید بی پرده از آنها به نام مزدور نام برد و آنها را به مردم ایران معرفی وماهیتشان را رسوا نمود.

مبارزه بر ضد جنگ تجاوزکارانه به ایران  که شعار عمده کنونی است هدفش آن است که با بسیج مردم بکوشیم نیروئی در افکار عمومی بر ضد توحش امپریالیسم و صهیونیسم ایجاد نمائیم تا تاثیرات این فشار مانع از آن شود که اساسا جنگی علیه ایران در بگیرد. مبارزه بر ضد حمله نظامی به ایران و شعار دستها از ایران کوتاه باد، باید بتواند نقش بازدارنده در انجام چنین جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی ایفاء کند و به بربرهای جهان بفهماند که برافروختن آتش جنگ هزینه گرانی برای آنها خواهد داشت.

مخالفت با نابودی ایران و تخریب شرایط مادی زندگی زحمتکشان طبیعتا به نابودی مبارزه طبقاتی انجامیده و تمام دستآوردهای تا کنونی کارگران و مبارزات مدنی مردم ایران را نابود میکند و این امرمی تواند به تقویت رژیم جمهوری سرمایه داری اسلامی منجر شود.

تجاوز به ایران مترادف با سرنگونی رژیم ایران نیست، بلکه نابودی صدها هزارایرانی، تجزیه ایران، تخریب معادن و دستآوردهای مردم و آغاز فقر و فلاکتی است که با نمونه هائی از آنها در عراق، افغانستان، یمن، سوریه و لیبی روبروبوده ایم.

اخیرا بیانیه های مختلف ومشکوکی درمورد جنگ منتشر شده است .تعدادی ازاین بیانیه ها توسط چند سازمان وگروه سیاسی ظاهرا چپ صادر شده است که موجب شرم هرنیروی انقلابی و کمونیستی است. آنها در شرایط تهدید و تجاوز دشمنان ایران به کشور ما نوشته اند سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را پاسخی کوبنده به تهدیدات و اعمال فشارهای امپریالیستی آمریکا و نیروهای مختلف مدافع وضع موجود اعم از حکومتی و اپوزیسیونی نوشته اند. بزدلی این عده در این است که شهامت آنرا ندارند به مردم ایران بگویند که خواهان تجاوز امپریالیسم به ایران هستند و بر ضد تجاوز امپریالیستی نه تنها هیچ اقدام مثبتی نخواهند کرد، بلکه برای هرگونه خرابکاری آماده اند. آنها میان مردم ایران این دروغ را رواج میدهند که راه مقابله با تجاوز آمریکا به ایران مقابله با متجاوز وممانعت از تجاوز نیست، بلکه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است که گویا پاسخی «کوبنده»!!؟؟ به «تهدیدات و اعمال فشارهای امپریالیستی آمریکا» محسوب میشود. آنها مُبلغ خیانت ملی هستند. بزدلی این عده در این است که به صراحت بیان نمیکنند که این «پاسخ کوبنده» همان همدستی با امپریالیسم آمریکا ودرپارکابی ماشین جنگی دشمن خارجی برای ایفای نقش خیز برداشته اند. این گروها با نقاب «چپ کارگری و شورایی»برای «سرنگونی انقلابی» جمهوری اسلامی و استقرار دولتی «کارگری و شورائی» مبارزه می‌ کنند!  این جریانات سیاسی با پرگوئیهای مردم فریب درشرایط کنونی که شرایط حمله احتمالی نظامی آمریکا به ایران است، درکنار امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و نه برای ممانعت از درگیری و جنگ مبارزه کرده و خواهان استقرار سوسیالیسم با توافق آمریکائیهای متجاوز هستند. طبیعتا امپریالیسم آمریکا در صورت پیروزی با این گروههای خود فروخته و همدست امپریالیستها کاری نخواهد داشت و آنها را به عنوان دستنشاندگان خود به حکومت خواهد رسانید ولی واقعیت این است که اگر این نیروها انقلابی میبودند باید از تجاوز امپریالیسم آمریکا که با بمباران هوایی زیرساخت های ایران را ویران می کند ودست به کشتار جمعی می زند وده ها هزار نفر را به قتل می رساند بیشتر واهمه داشتند تا جمهوری سرمایه داری اسلامی که مبارزه کردن با آن به مراتب سهل تر از مبارزه با سلطه هیولای امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل است. عراق و سوریه ولیبی ….نمونه های روشن برای اثبات مدعای ماست. ولی این مزدوران مطمئن هستند که از «حکومت شورائی» و «سوسیالیسم» آنها امپریالیسم آمریکا نیز دفاع میکند. این است که مدعی میشوند که ما نیروهای طبقه کارگر!!؟؟ با:» برافراشتن پرچم آلترناتیو سوسیالیستی طبقه کارگر با هدف سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی» در پی «استقرار حاکمیت شورائی» در ایران هستیم که گویا آلترناتیو سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در زمان تجاوز آمریکاست. 

پس میبینیم که ایرانیان میهندوست و کمونیستهای ایران که میهندوست وانترناسیونالیست هستند وجز این هم نمیتواند باشد به مقابله با «میهنپرستی» امپریالیسم و صهیونیسم ونوچه شان رضا پهلوی برخاسته و تلاش میکنند از وقوع جنگ که به فاجعه منجر میشود جلوگیری کنند ولی مزدوران در پی آن هستند تا از این «فرصت طلائی» و «موهبت الهی» تجاوز امپریالیسم و صهیونیسم به ایران استفاده کرده تا آش خود را بپزند. طبیعتا آنها تجاوز نظامی  آمریکا را در خدمت این «فرصت طلائی» دانسته و حامی آن هستند و این سیاست خود را در تمام مبارزات ضد جنگ امپریالیستی  صهیونیستی و همبستگی مردم در سراسر جهان با خلق فلسطین در طی دوسال اخیر با خرابکاری و تبلیغات ریاکارانه به منصه ظهور رسانده اند.

ما بارها گفته و از تکرار آن خسته نمیشویم که یا با مردم ایران بر ضد جنگ تجاوزکارانه، تحریم و فلاکت و یا با امپریالیسم، صهیونیسم برای تجاوز به ایران و کسب «فرصت طلائی» برای ایفای نقش ستون پنجم. آلترناتیو دیگری وجود ندارد. تاکتیک و سیاست حزب ما شفاف و روشن است:

دستها ازایران کوتاه باد!

سرنگونی نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و هرگونه تغییر وتحول سیاسی فقط وظیفه مردم ایران است ونه قدرت های امپریالیستی صهیونیستی! 

علیه تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران!

دستها ازایران کوتاه باد!

حزب کارایران(توفان)

۲۲بهمن ماه ۱۴۰۴




“فدایی”* – پوئما- احد واحدی

  • اخبار روز
رحیم اسدالهی

«امسال منظومه ای را که سال‌ها پیش شروع به سرودنش کرده بودم در آستانه ۱۹ بهمن سالگرد حماسه تاریخی سیاهکل به پایان رساندم. این پوئما که در وصف مبارزات رفیق رحیم اسدالهی (علی چریک) است، نشانگر چند مرحله مهم از زندگی مبارزاتی وی می باشد. زمانیکه آغاز به سرودن آن کردم، هنوز رفیق در قید حیات بود. شروع آن سال ۶۶ بود و من با اینکه در پاییز آن سال مجبور به مهاجرت شدم، حدوداً  یک چهارم آنرا در تهران سروده بودم. سالها برای ایجاد فضای مناسب شعر در محیط‌های جدید طول کشید ولی من آنرا بخشی از وجود خود کرده بودم تا اینکه در ماه‌های اخیر به آنچه میخواستم رسیدم. بطوریکه دوستان می دانند، رفیق رحیم در آتش سوزانی که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در پی نوشیدن جام زهر برای مبارزان آزادیخواه و کمونیست کشور تدارک دیده بود، در سال ۱۳۶۷ تیرباران شد! این منظومه تقدیم می شود به یاد و خاطره جانگداز تک تک اعدام شدگان توسط این جنایتکاران وحشی. یادشان همواره  موجب ارتعاش دل‌های دردمند ما خواهد بود. یادشان گرامی باد!»

گؤیلرین ساللانیب قاشی – قاباغی

گونشین اوزونی بولوتلار آلیب.

چن – دومان بورویوب دره نی ـ داغی،

خان چینار وقارلا خیاله دالیب.

توتولوب احوالی، قارالیب قانی،

قلبینه یول تاپیب بعضاً گوماندا.

طوفانلار اؤنونده برکییب جانی،

اونی سارسیتماییب اؤلومده – قاندا!

او ایللر حاصیلی، ائللر حاصیلی،

اوزون آیلار، ایللر یاشایاجاقدی،

قلبینده وطنه باغلی – آسیلی،

باهار تمناسین داشییاجاقدی.

باهار تمناسی دوزدی – دوغرودی!

هاوا لاکین هله، شاختادی – قاردی!

شیرین اولماسا دا حقیقت بودی:

باهار عوضینه عکس باهاردی!

*****

هاوا توتقونلاشیب، سارالیب گونش،

مغرب ساحه سینه یول آپاریر یول.

دونیا ایشیقسادا، کائنات گئنیش،

قارانلیق اودقونور داریسقال سلول!

سلول دئدیگیمیز بیر قارا محبس،

اوردا ائشیدیلمیر نه سمیر، نه سس.

سلول دئدیگیمیز قارانلیق – نملی،

سلول دئدیگیمیز غصه لی – غملی.

سلول دئدیگیمیز نه بیلیم نه دی؟

آنجاق عادی دگیل گرگین صحنه دی.

دورت آتدیم بویودور اوچ آتدیم ائنی،

بیر اسیر انسانا هر بیرزاد یئنی.

هریانا باخیرسان قارانلیق – ظلمت،

باخدیقجا اوز وئریر انسانا نفرت!

نفرت بو داخمانین تمل داشینا،

نفرت اسارتین عینی یاشینا!

نفرت بو زنداتی یارادانلارا،

انسان طالعینه سویوق قانلارا!

نفرت بو دهشتلی ظلمته نفرت،

یاشاسین آزادلیق، بیرده حقیقت!

*****

دئدیگیم بو سؤزلر ظنیمجه بسدی،

قلبیمی اسدیره ن حزین بیر سس دی.

بو بیر سیزیلتی دیر، دگیل عادی سس!

آغیر درد ایچینده زارییر بیر کَس!

بعضاً اینیلده ییر، بعضاً سیزلاییر،

شاعرین اوره گی اونی ایزله ییر.

من اونا تانیشام، او منه تانیش،

انسان آدی وئریب بیزه یارانیش!

او یارا آلیبدیر هر بیر یئریندن،

بعضی سی سئیره کدی، بعضی دریندن.

اونون بدنینده صاف یئری یوخدی،

هر یئری قاباردی، یاراسی چوخدی.

او کیمدیر؟: قارا گؤز، بیغلی بیر جوان،

عشقین آتشینده بالمره یانان!

اونون سینه سینده پولاد بیر اوره گ،

اونون اوره گینده آلوولی دیلک!

او، دردین اولادی، عشقین بالاسی،

اونون سینه سیدی ارکین قالاسی!

او روحدان دوشمه ییب روحلی دیر مدام

روحونی اوخشاییر گؤزه ل بیر اینام.

او کیمدیر؟ کیمدیر او سوروشسانیز سیز؟

بئله جواب وئرره م: «بیر قلبی تمیز،

اوزی آغ قهرمان، وطن ائولادی!

او وطن اوغلونون «رحیم» دیر آدی!

ایندی ائشیتسکده دار سلولوندا،

اونون اینیلتی سین بیر سیزی کیمی،

او ایللر دؤیوشموش خلقین یولوندا،

سیلاحلی دؤیوشون اولدوزی کیمی!

دؤیوشموش او اؤزی – آرخاداشلاری،

عدالت نامینه دوزه لسین ایشلر!

او قانلی ایللرده سیلاحداشلاری،

اونا «علی چریک» آدی وئرمیشلر!

بئش ایلدن آرتیقدی حبس اولونوبدور

یئنه سیماسیندا سولماییب غرور!

او هئچه ساتماییب ناموسی – عاری،

اونی قورخوتماییب دار آغاجلاری.

هر جوره اشکنجه اولونوب ولی،

هئچ سیرّا چاتماییب دوشمانین الی.

قیرخ گونده آسیلیب ایکی قولوندان،

بودا سارسیتماییب اونی یولوندان،

آغیر سیناغیندان گئچیب زامانین،

بو آجی روزگار برکیدیب جانین!

*****

هریانی آغرییر هاچاندان بری،

یامان زوققولداییر شاللاق یئرلری!

شاللاغین یئرلری زولاق ـ زولاقدی

صاف قالان تَک یئری بلکه قولاق دی!

او یارا آلیبدیر هر بیر یئریندن،

بعضی سی سئیره کدی بعضی دریندن!

«اوف» دا دئمه ییبدی مردانه لیکدن،

دوشمان غضبله نیب دیوانه لیکدن،

شاللاغی اندیریب وار قوّه سیله،

یامان دا سؤیله ییب اوجا سسیله:

«فلان ـ فلان شده! یولداشلارینی،

دئمه سن سیندیرام او قیشلارینی!

کیمی تانییرسان دئه آدلارینی،

دئمه سن یولارام قانادلارینی!

جانین الیمیزده بیر هیمه بند دی،

دئمه سن، قازانجین دهشتلی درددی!

چوخ دا عناد ائتمه سؤیله هر نه وار!

دانیش شوشله نیبدی سنه قولاقلار!»

گؤیدن آشاغیا ائندیکجه شاللاق،

لالسان لال! کارسان کار! دینمه دی آنجاق!

هر ضربه دیدیکجه آیاقلارینا،

آرتیق قفیل ووردی دوداقلارینا!

آرزوسی گؤزونده قالدی دوشمانین،

جانینا ولوله سالدی دوشمانین!

*****

آغیر گئچمیش گئجه، آچیلمیش سحر،

نه لر اوز وئره جک؟ گؤره سن نه لر؟

آرتیق فیکیر وئرمیر آغریا ـ درده،

اونا الهام وئریر دوشونجه لرده!

دوشونور: ایندی کی یاخالانیبدی،

گره ک اینانماسین هله یانیبدی!

او تکخال کیمی دی، اویون اوندادی،

نتیجه بلکه ده هله سوندادی.

نه لر، اوز وئره جک او بیلمیر یقین،

بعضاُ لازم اولور انسانا تلقین!

ایناما دایانیب، اوزی آغ چیخماق،

‌ظولمون – فلاکتین کؤکونی ییخماق!

اونون سینه سینده پولاد بیر اوره گ،

اونون اوره گینده یانار بیر دیلک!

آغیر امتحاندا، آغیر آیاق دا،

اوره ک اولمامالی سسیز بیر تاختا.

او گره ک گؤسترسین قانلی دوشمانا،

بوتون ظن ائتدیگی: ناغیل، افسانا!

نه «اوین پیچ» ینه کیمسه اینانار!

نه بیر تکخال اولان ساده جه یانار!

او بیلیر نتیجه هله سوندادی،

او تکخال کیمی دی، اویون اوندادی!

نه هده، نه قورخی، نه قامچی – شاللاق،

نه آغیر اشکنجه، نه آغری – نه داغ،

هئچ بیری کار کسمز دایانسا اؤزی،

دوشمنین اؤنونده اونون سون سؤزی:

«اؤلدی وار، دؤندی یوخ!» اولاجاق البت!

«یاشاسین آزادلیق، بیرده حقیقت!»

*****

بوگون گلمیش اونون ملاقاتینا،

آناسی تبریزدن اهوازا قدر.

رحیم سانکی مینیب مراد آتینا،

هئچ بئله یوخویموش غصه، غم، کدر.

آنا بیر گون تامام یوللاردا ایکن،

چوخ یورقون، یوخوسوز اورا یئتیشدی،

رحیم، آناسینی گؤرجه گین سانکی،

دردی – یارالاری بوتون بیتیشدی!

قول – بویون اولدولار آنا – بالایلا،

ایللرین حسرتی توکه ندی بیر آن.

آنانین قوینوندا سانکی بیر لایلا،

چیخاردی دردلری اونون جانیندان.

سسله ندی آناسی: «اوغلوم نئجه سن؟

چوخ دوشگون گؤرونور وجودون سنین!»

رحیم ایسته ییردی سؤیله سین کی: «من،

یاخشی یام، فیکر ائتمه!..» پاسدار گده نین،

قالخدی باغیرتیسی: «ترکی حرف نزن!

ترکی قدغن است، به فارسی بگو!»

رحیم تمکین ایله دئدی: «مادرم

فارسی نمی داند، کم بهانه جو!»

پاسدار برک حرصله نیب اونون سؤزونه!

دئدی: «گئری دؤنسون بو هفته اولماز!»

سونرا ترس باخاراق اونون اوزونه،

دئدی: «پاسدار ترک نیامده باز!

او پاسدار اولماسا هاردان بللی دیر،

سیز نه دانیشیرسیز، من کی آنلامام!

گئتسین صاباح گلسین!» رحیم باغیردی:

«مین بئش یوز کیلومتر یول گلیب آنام

گرکدی بوگون ده گئری قاییتسین!»

سونرا باخدی اونا، گؤزلرینده کین،

دئدی: «ملاقاتیز آی یئره باتسین!

بوندان آرتیق سیزدن گؤزله مک چتین!»

قلبینده مین نفرت قالخدی آیاغا

قاپینی چیرپاراق، دؤندی دوستاغا!

آنا حسرت قالدی اوغلون گؤرمگه،

چیخدی مین حسرتله گؤروش یئریندن،

گؤیلره گؤز تیکیب، نفسین دریب،

کؤکسونی اؤتوردی بیرآن دریندن!

*****

بیرگون آپاردیلار تهرانا اونی

بو آغیر گونلرین سانکی یوخ سونی!

یئنی اعترافلار چیخمیش آشکارا،

بعضی آغ نوقطه لر، اولموش قاپ ـ قارا!

اونون رابطه سی «افسرلر» ایله

اورتایا چیخمیشدی چوخ خطریله.

اعتراف ائتمیشدی بونا بیر نفر

اونون دوسیه سی بؤیوموش بتر.

ایشلر یاواش ـ یاواش چتینه دؤنموش

آزادلیق امیدی ائله بیل سؤنموش!

آغیر اشکنجه لر باشلاندی یئنه:

«بوتون بیلدیگینی تک به تک دئنه!»

اشکنجه اولوندی او قیرخ گون تامام

ائله «او اسگی تاس، او اسگی حامام!»

هر ضربه دیدیکجه آیاقلارینا

آرتیق قیفیل ووردی دوداقلارینا!

سورغی ساعاتلاری قورخونج یوروجی

هرنه سوروشدویسا جلاد سوروجی،

الینه چاتمادی «بیلمم» دن غئیری،

بو ایشین اولمادی اونا هئچ خئیری!

*****

تهراندان اهوازا گئری گَتدیلر،

بیر مدت تَکینه زندان ائتدیلر.

هرگون اعصاب پوزوب، همی دؤیدولر،

یامان تحقیر ائدیب، یامان سؤیدولر!

جواب آلماینجا، سوال ائدینجه،

اشکنجه اولوندی هوشدان گئدینجه.

هر ضربه دیدیکجه آیاقلارینا

آرتیق قیفیل ووردی دوداقلارینا.

رژیم چوخ چالیشدی سیندیرا اونی،

اولمادی! چالیشدی قاندیرا اونی!

اوزوندن چیخاریب مستنطیق ماسکی،

او بؤیوک انسانا گتیردی باسقی

توتوب جدیتله اونا اوزونی،

دئدی: «سؤیله ییره م سؤزون دوزونی:

«سنین قاباغیندا ایکی یولون وار:

بیری «مصاحبه»، او بیریسی «دار!»

یا بیز، نه دئییریک، دئیه رسن اونی،

یا سنین ایشینین بللی دیر سونی!»

نه حیله کار کسدی، نه هده – قورخی،

“نصیحت» کیمیدی صحبتین چوخی!

قبول ائیله مه ییب ایسته دیکلرین،

موضوع نی اطرافلی دوشونوب درین!

آرتیق اراده سی دؤندی پولادا،

قلبینده بسله دی نفرت جلادا!

نفرت بو سیستمه، بو نظمه نفرت

یاشاسین آزادلیق بیرده عدالت!

*****

ایکی هفته سونرا گؤردی آناسین.

هئچ نه سؤیله مدی، توتدی چنه سین!

بیر ـ بیریله ایستی قوجاقلاشدیلار،

او یاندان، بو یاندان صحبت آچدیلار.

سونوندا آنایا آچدی دورومی،

گؤرسون نه اولاجاق اونون یورومی؟:

«آی آنا، اؤنومده ایکی یولوم وار،

بیری مصاحبه، او بیریسی دار!

سنده ایکی یولون آیریجینداسان!

بیریسی چوخ چتین، بیریسی آسان!

یا من لال اولمالی یا دانیشمالی!

بو ایکی وضع ایله سن تانیشمالی.

لال اولسام کیمسه یه ضرریم اولماز،

کیمسه نین عؤمرونون باهاری سولماز!

اما اؤزوم گره ک چیکیلم دارا!

سن ده منیم اوچون گئیه سن قارا!

قلبیمده واریکن بو قدر رؤیام،

آرتیق حیاتما سون نوقطه قویام!

دانیشسام! چوخ آنا آغلایاجاقلار.

اونلار ائولاد یاسی ساخلایاجاقلار!

اما منه هئچ نه اولمایاجاقدی،

منیم آل یاناغیم سولمایاجاقدی!

بیلمیره م بو ایشین هاراسیندایام؟

من بو ایکی یولون اراسیندایام!

ایسته مم کیمسه نی گودازا وئریم،

«خائن لر» ایچینده یوخ منیم یئریم!

منیم بو سوالدا، ترجیحیم «اؤلوم»

بئله لیکله سونا چاتاجاق یولوم!»

آنا دئدی: «اوغلوم جوانسان هله،

ایسته مم عؤمرونه هئچ زاوال گله!

اما منه قبول هرنه سئچیرسن!

هانسی یولی سئچیب، نئجه گئچیرسن!

بو سنین حیاتین، «قرار»دا سنین،

«اؤلومه»، «قالیما» عیاردا سنین!

ایسته مم اما من هئچ جوان اؤله!

هئچ آنا گؤز یاشی تؤکمه سین هله!

هرنه ائدیرسن ائت، شرفله یاشا!

ایسته دیگین کیمی عؤمری وئر باشا!..»

اوغول آناسینین سؤزونی کسدی

سونرا یاخین گلیب باغرینا باسدی.

دئدی: «سن باش تاجیم، افتخاریمسان.

سن منیم شرفیم هم ووقاریمسان!

سنین هئچ بورجونی اؤده یه نمه دیم،

اما شرفینه «آفرین» دئدیم!»

*****

بیر زامان وئردیلر عمومی بنده،

دوستلار تانیمادی اونی گؤره نده!

دیشلری تؤکولموش، ساچی آغارمیش،

عؤمرونون باهاری سانکی قارلی قیش!

گلیب قیرخا هله چاتمامیش یاشی،

آغارمیش قار کیمی ساققالی ـ باشی.

گؤرکمی مردانا، روحی چوخ جوان،

اوزونده بیر گولوش، اوره گینده قان.

آیلار اوزاق دوشموش دوستلاری گؤردی

غایب یولداشلاری آرادی، سوردی.

دئدیلر چوخ دالغین، بوینی قینیندا:

«چوخی اؤلدورولموش یای قیرغینیندا!»

بیر به بیر دئدیلر کیملر وورولموش

اعدام آغاجلاری هاردا قورولموش؟

ایچینه آغلادی، گؤزلرینده کین،

دئدی: «اونلار یازیر بیزیم تاریخین،

هر بیر سطیرینی اؤلومله – قانلا،

هر بیر جومله سینی وئردیگی جانلا!

دووارلار دیل آچیب دانیشسا اگر،

سؤیله یه ر بو دوستلار چکیبدی نه لر؟»

*****

گونلر گئچدی باغلی دوگونلر کیمی،

گونلر گؤرمه میشدی بوگونلر کیمی!

دواملی انتظار، اؤلومدن یامان،

گئچدی اضطرابلار، گئچدیگجه زامان!

هامی یولداشلارلا علاقه قوردی،

عهدینه – سؤزونه او، ییه دوردی.

بوتون زندانی لر تانیشدی اونا،

دوستلوق بیر دونیا کی یئتمه میش سونا!

دوستلاری گؤرونجه باغ – باغ آچیلدی،

هر کسین دؤشونه گول تک ساچیلدی.

زندانین چکه رک چوخ اراده لی

دوزدی چوخ تمکینله اولمادی دلَی!

او بیلیردی، رژیم آچمازدا قالیب،

اونون سینماسینا نه قدر طالیب!

اونون سینماسیلا، بیر اوردو سینار،

اونون یانماسیلا چوخلاری یانار!

دوشوندی: نتیجه هله سوندادی!

او تکخال کیمی دی اویون اوندادی.

نئچه آی فاصله دیریلتدی اونی،

جانیندان گئچمکسه بو ایشین سونی؟

جانیندان گئچمیشدی ائله او آخشام

بازجو ائده نده حجتین تمام!

قالان گونلرینی او وئردی باشا،

بوتون تانیشلاری دئدیلر: «یاشا!»

هئچ توزدا قونمادی او مرد اوزونه،

هئچ نه گؤرونمه دی ترسه گؤزونه!

بوتون دوستاقلارا روحیه وئردی،

بوتون مشکلاته سینه سین گَردی!

هامیلا آغلادی، هامیلا گولدی،

هامینین دردینی – غمینی بیلدی.

هر کیمی بیر دیلله دیندیریردی او،

بندین فضاسینی سیندیریردی او!

گؤردی! بو زندانین تملی یالان،

دوشمن هر زادی دا ائله سه تالان،

اونون اراده سی اؤنونده عاجز!

دوشمنه سؤیلوردی: «هَل مِن مبارز!»

اوره گ بیر وولقان تک جوشوب – داشیردی،

عشقین مسلخینه یاخینلاشیردی!

*****

حیرت، کیچیک سؤزدی بو «سرگذشته»

هامیا بللی ایدی ناغیلین سونی.

«ییغ شئی ـ شویونی گل زیر هشته!»

دوستاقبان بیر آخشام چاغیردی اونی.

دولاشدی تام بندی اوتاق به اوتاق،

بوتون دوستاقلارلا قول – بویون اولدی.

غصه لی – پریشان اولدی هر دوستاق،

بوتون یولداشلارین گؤزلری دولدی!

گلدی زیر هشته دایاندی بیر آن،

دئدی: «من گئدیره م، الوداع سیزه!

مندن نه گؤردوزسه بو اوزون زامان،

بیر خاطیره کیمی یازین قلبیزه!

دوستلار «شرف» منیم تکجه واریمدی!

من اونی بئش گونلوک عؤمره ساتمادیم.

«مراملا یاشاماق!» اعتباریمدی!

اولسون کی مراده هله چاتمادیم!

هرکسی دیندیردیم بیر شیرین دیلله،

هر کیمی من سئودیم اورگله ـ جانلا!»

سونرا اؤپوشِلرین داغیتدی یئلله!

هامی چَپیک چالدی چوخ هیجانلا!

اونی زیرهشتدن یولا سالدیلار

زندان شولوقلاشدی اولدی قال ما قال،

او گئتدی وقارلا، اونلار قالدیلار

اوخودی هامیسی: «اینترناسیونال!»

*****

آچیلدی گولله لر شاراقاشاراق،

یاریلدی سینه سی او قهرمانین.

آغزیندا یاریمچیق شعاری آنجاق

تیتره تدی تملین قارا زندانین!

عؤمرونون کتابی تماملانمادی،

قووشدی بوگوندن ابدیته.

حقی، عدالتی، عشقی دانمادی؛

چالیشدی سون وئرسین قارا ظلمته!

اؤنونده دایاندی فیرتینالارین،

وقاری یئنیلمز اوجا داغ کیمین.

پارلادی قلبینده قارانلیقلارین

ابدی ایشیقلا بیر چراغ کیمی!

او قَنیم بیچیلدی قودورقانلارا،

اشکنجه آلتیندا نه سینماز اولدی!

بدنی آلدیسا هر جوره یارا،

دردی چوخ اولدیسا، روحی ساز اولدی!

گولله لر دئشنده اونون سینه سین،

گوزلری قاپالی شفقی دویدی.

دان یئری سوکولدی ائشیتدی سسین

مین ناخیش یاغدیران اوفوقی دویدی!

دشمن طعنه ووردی دورمادان اونا،

سیندیلار دوستلارین، دایانما سنده.

دئدی: «یوخ! بو دؤیوش یئتمه میش سونا،

اونون شعله سیله یانارام منده!

اگیلمزدی باشیم دوشمنه – یادا،

تؤکولسه آل قانیم، بیتمز عنادیم!

منیم بو وارلیغیم خلقیمه فدا،

خلقین فدایی سی آدلانیر آدیم!»

(سون)

۱۳۶۶ – ۱۴۰۳

* بو پوئمانی ایراندا اولدوغوم زامان باشلادیم و حدوداً دورت دن بیرین اوردا یازدیم و اونی یول یولداشی و وارلیغیمدان بیر پارچا کیمی بوگونه قدر اؤزومله داشیدیم، بعضاً بیر بند آرتیردیم، بعضاً بیر سؤز اسگیتدیم بو یاخینلارا کیمی. شعر باشلاناندا هله عزیز یولداشیمیزا رحیم ساغیدی و اهوازدا زنداندایدی. شرایط ائله گتیردی کی ۱۳۶۶ نجی ایلین پاییزیندا وطنی ترک ائدیب و غربتچی اولدوم، شعرده هابئله! شعرین وارلیغیندان خبری اولان بعضی یولداشلار اونون سرنوشتیندن سوروشاندا، دییردیم هله قورتارمامیشام. تا اینکی شعری گئچن آیلاردا قورتاردیم. بوگون اونون اعدامیندان ۳۷ ایل گئچیر، ۳۷ بهار و هله ده رژیمین ووردوغی یارا اوره گیمیزده تازادی! بو شعری یولداش «رحیم اسدالهی» نین اونودولماز یادینا، دیری خاطیره سینه و حقلی مبارزه سینه اتحاف ائدیره م.