خاورمیانه روی لبه انفجار؟

🔥
در حالی‌که آمریکا و اسرائیل آشکارا از احتمال حمله به ایران سخن می‌گویند، فضای منطقه بیش از هر زمان دیگری متشنج شده است. به گفته الکسی ددوف، سفیر روسیه در تهران، خطر یک تشدید نظامی گسترده نه‌تنها خاورمیانه بلکه فراتر از آن را تهدید می‌کند. او تأکید می‌کند سیاست‌های آمریکا و متحدانش عامل اصلی افزایش تنش‌ها بوده‌اند.

⚖️ دیپلماسی یا درگیری؟
مسکو اعلام کرده آماده کمک به روند دیپلماتیک است، اما قصد تحمیل خود به مذاکرات را ندارد. به گفته ددوف، ایران بارها تعهد خود به گفت‌وگو و حل بحران از مسیر مذاکره برابر و بدون تهدید نظامی را نشان داده است. روسیه امیدوار است راه‌حل سیاسی مانع وقوع جنگی شود که تنها ویرانی و بی‌ثباتی به همراه خواهد داشت.

🚀 تفاوت با تنش‌های سال گذشته
با این حال، مسکو تأکید دارد که مسیر گفت‌وگو هنوز بسته نشده و ابتکارهای دیپلماتیک می‌تواند از انفجار «بمب‌های ساعتی» منطقه جلوگیری کند. به گفته سفیر روسیه، هرگونه ماجراجویی نظامی نه‌تنها امنیت انرژی و تجارت جهانی را تهدید می‌کند، بلکه خطر گسترش درگیری به بازیگران فرامنطقه‌ای و بی‌ثباتی طولانی‌مدت را نیز افزایش خواهد داد.

🛡️ در عین حال، ددوف ریشه بحران را تلاش غرب برای واداشتن ایران به پذیرش چارچوبی نواستعماری می‌داند؛ چارچوبی که با تحریم‌های گسترده، فشارهای سیاسی و مداخله در امور داخلی دنبال می‌شود. او همچنین نسبت به تکرار سناریوی حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در اوج مذاکرات هشدار داده و آن را نقض آشکار حقوق بین‌الملل توصیف کرده است.

🌍 همکاری‌های راهبردی تهران–مسکو
کریدور بین‌المللی شمال–جنوب به‌عنوان پروژه‌ای کلیدی معرفی شده که می‌تواند مسیرهای تجاری جایگزین ایجاد کند و ایران را به هاب مهم ترانزیتی اوراسیا تبدیل کند. همچنین اجرای معاهده مشارکت جامع راهبردی میان دو کشور، زمینه گسترش همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی را تقویت کرده است.




سوگ لاله زار

چهل روز گذشت

خون ببار ای ابر باران بهار
از فراق لاله‌های بی‌مزار

ناله‌ای سر کن میان این قفس
در هجوم تندباد روزگار

سینه را از داغ دل صدچاک کن
تیره کن سیمای دشت و کوهسار

آتشی بر جان این عالم زدند
شعله‌ها در خرمن صبر و قرار

در سکوت تلخ این ویران‌سرا
باز گو از قصۀ آن یادگار

سهم ما از فصل گل جز غم نشد
شوکران شد در دهان، شهد انار

برگ‌ریزان شد تمام خواب ما
زد تبر بر ریشۀ این لاله‌زار

ای فلک تا کی ستم بر ما روا؟
تا به کی بر دوش بار انتظار؟

کاروان نور رفت و سایه ماند
خاک حسرت بر دل این سوگوار

ای اجل گلخانه‌ها ویرانه شد
چون نماند از گل در اینجا اعتبار

گریه کن ای ابر، بر این دشت خون
تا بشوید لکه‌ را از کارزار

آسمان، پیراهن نیلی بپوش
تا شود خاک زمینت شرمسار

شعر: مریم نیلوفری




چین دیگر مستعمره ژاپن نیست؛ پکن می‌تواند پاسخ بدهد

🔥
روابط میان چین و ژاپن وارد مرحله‌ای تازه و پرتنش شده است. پس از اظهارات نخست‌وزیر ژاپن، Sanae Takaichi، درباره احتمال نقش‌آفرینی نظامی توکیو در صورت بحران در Taiwan، پکن واکنشی چندلایه و حساب‌شده را آغاز کرده است. مسئله تایوان برای چین «خط قرمز مطلق» محسوب می‌شود و هرگونه اشاره به مداخله خارجی را دخالت در حاکمیت خود می‌داند.
🐼✈️ پانداها هم رفتند!
بازگرداندن دو پاندای مشهور باغ‌وحش اوئنو به چین، تنها یک اقدام نمادین نبود؛ بلکه پیامی سیاسی داشت. چین نشان داد حتی در حوزه فرهنگی نیز می‌تواند اهرم فشار ایجاد کند.

🚢⚔️ فشار خاکستری در دریا و آسمان
توکیو می‌گوید کشتی‌ها و پهپادهای چینی در اطراف جزایر مورد مناقشه Senkaku Islands (دیائویو) فعال‌تر شده‌اند. این همان راهبرد «فشار خاکستری» است: نه جنگ آشکار، نه عقب‌نشینی کامل؛ بلکه فرسایش تدریجی طرف مقابل.

💰📉 ضربه اقتصادی هدفمند
پکن صادرات برخی مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی را محدود کرده، پروازها را کاهش داده و به شهروندانش درباره سفر به ژاپن هشدار داده است. گردشگران چینی بخش بزرگی از بازار توریسم ژاپن را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین این فشار مستقیماً اقتصاد را هدف می‌گیرد.

🌏🧭 بعد ژئوپلیتیک
چین با تکیه بر قدرت فزاینده‌اش و حمایت‌هایی مانند نزدیکی به Xi Jinping، تلاش می‌کند نشان دهد دوران ضعف تاریخی گذشته است. در مقابل، توکیو نیز با اتکا به حمایت آمریکا—از جمله مواضع Donald Trump—تمایل دارد قاطع بایستد.

🎭🤝 تانگویی که ادامه دارد
تحلیلگران می‌گویند تنش‌ها به این زودی فروکش نخواهد کرد. چین می‌خواهد نشان دهد دیگر ژاپنِ مثل دوران جنگ جهانی دوم تعیین‌کننده نیست.




اطلاعیه اعلام موجودیت «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»

  • اخبار روز
  •  27 بهمن 1404

این اتحاد فراگیر چپ انقلابی برای پشتیبانی از مبارزات آزادی‌خواهانه‌ و عدالت‌طلبانه مردم مبارز ایران و برای کمک به جنبش‌های مستقل و مردمی در ایران تشکیل شده است. حاکمیت فاشیستی- اسلامی-ارتجاعی ایران نه تنها زندگی مردم زحمت‌کش و فرودست را در چهل‌و‌هفت سال گذشته به فلاکت کشانده و زنان، ملیت‌ها و گروه‌های اتنیکی را با تبعیض‌های چند لایه، به شهروند درجه دو تبدیل کرده، بلکه تمام منابع و زیرساخت‌های ایران را با سیاست‌های فاشیستی و سلطه‌طلبانه‌ی ایدئولوژیک خود در داخل و خارج از کشور، ویران ساخته و خطر حمله‌ی نظامی و جنگ را بر سر مردم ایران تحمیل کرده است. ضرورت این اتحاد در شرایط خطیر امروز ایران، به‌ویژه پس از سرکوب خونین خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴، بیش از پیش برجسته شده است. این خیزش گسترده که ابتدا در اعتراض به تورم و گرانی سرسام آور آغاز شده بود، در ادامه خواست سرنگونی جمهوری اسلامی ایران را فریاد زد. هم‌چنان‌که از دی‌ماه ۹۶ با شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا دیگه تمامه ماجرا»، این خواست کلید خورد، در سال ۹۸ ادامه یافت و در خیزش انقلابی و شکوهمند «زن، زندگی، آزادی» علیه هرگونه تبعیض و نابرابری، به اوج خود رسید. 

قتل‌عام مردم معترض ایران در دی‌ماه، جامعه‌ی ایرانیان در داخل و خارج از کشور را به‌شدت غمگین ساخته و خشم عمیقی را در ما برانگیخته است که چرا نمی‌توانیم نقشی موثر در تغییر این شرایط هولناک و جلوگیری از کشتار مردم معترض ایفا کنیم. ما فعالان سیاسی و اجتماعی زنده مانده در خارج از کشور در برابر تمامی جان‌های شیفته که زندگی خود و خانواده‌های‌شان را برای دستیابی به آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و دموکراسی فدا کردند، مسئول هستیم. بنابراین ضرورت دارد که با احترام به اختلاف‌های‌ نظری که ممکن است داشته باشیم، بر سر اشتراک‌های‌مان با همدیگر همکاری کنیم تا بتوانیم صدایی قدرتمند شویم و اقدام‌های موثری را انجام دهیم. آن‌هم در این شرایط سرنوشت‌ساز که نیروهای راست و سلطنت‌طلب با کمک کشورهای سلطه‌گر و امپریالیستی قصد دارند جنبش‌های مستقل و مردمی در ایران را به زیر گام‌های جنگ‌طلبانه‌ی خود بکشانند و مسیر رهایی مردم مبارز ایران از شر رژیم ستمگر، سرمایه‌داری و ارتجاعی اسلامی ایران را منحرف سازند.   

ما نیروهای انقلابی سوسیالیست، چپ، دموکرات، فمینیست، کوئیر، فعالان رفع ستم ملی و محیط زیستی در خارج از کشور، نیروی عظیمی هستیم که در صورت هم‌گرایی برای اتحادی فراگیر، می‌توانیم نقش مؤثری در انتقال خواست‌های ترقی‌خواهانه‌ی مبارزات مردم ایران علیه هرگونه ستم، تبعیض، بی‌عدالتی، نابرابری، مرد-پدرسالاری و تخریب محیط زیست ایفا کنیم. اگر ما عزم‌مان را جزم کنیم که از پراکندگی به درآییم، بی‌تردید قادر خواهیم بود که همبستگی اتحادیه‌های کارگری و دانشجویی چپ، تشکل‌های فمینیستی و سازمان‌ها و احزاب چپ و مترقی در سراسر دنیا را برای پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی مردم ایران جلب کنیم و فریاد دادخواهی و صدای انقلاب واقعی مردم ایران را به تمام آزادی‌خواهان جهان برسانیم.   

بدین منظور، ما امضا کنندگان زیر؛ دستان خود را به‌سوی تمامی نیروهای انقلابی چپ، دموکرات، فمینیست و آزادی‌خواه در خارج از کشور دراز می‌کنیم تا بتوانیم همراه با همدیگر صدایی قدرتمند شویم و گام‌های عملی موثری در راستای دفاع از مبارزات و خواست‌های آزادی‌خواهانه و برابری طلبانه‌ی مردم ایران برداریم.

قابل توجه: این منشور پیشنهادی برای فراگیر شدن، راه نقد، بازنگری و تکمیل آن را، متناسب با ضرروت‌های زمان، باز گذاشته است. برای همراهی و مشارکت با ما، با این ایمیل تماس بگیرید:

[email protected]

یک‌شنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۵ فوریه ۲۶ ۲۰

*****

سند سیاسی (منشور) «اتحاد فراگیر چپ انقلابی»

مقدمه :

ما در شرایط بسیار خطیر و سرنوشت‌سازی به سر می‌بریم. از یک‌سو، جامعه‌ی ایران درگیر بحران‌های فزاینده‌ی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست ‌محیطی شده و سایه‌ی جنگ زندگی مردم ایران را تهدید می‌کند؛ از سوی دیگر، خیزش‌های پیاپی  خیابان‌ها را به صحنه‌ی پیکار علیه هرگونه تبعیض و برای آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، نان، کار، مسکن و رهایی از تمامی قید وبندهای رژیم جمهوری اسلامی بدل کرده است. جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» نیز؛ مصمم و پیگیر علیه آپارتاید جنسیتی جمهوری اسلامی، پدر-مردسالاری و حاکمیت دین بر دولت و جامعه ایستاده و چهره‌ی ایران را دگرگون کرده و تحسین جهانیان را برانگیخته است. در این شرایط، ما بر این باوریم که با تکیه به روحیه‌ی همکاری برای برداشتن گام‌های مؤثر، شکل‌گیری یک اتحاد عمل فراگیر چپ انقلابی مبتنی بر مشارکت داوطلبانه افراد و نیروهای آزادی‌خواه ضروری است. بدین‌منظور سندی تدوین شده است و از فعالان مستقل و از اعضای احزاب، سازمان‌ها، نهادها، انجمن‌ها، محافل چپ و کمونیست به صفت فردی دعوت می‌کنیم تا در فضایی رفیقانه، آزاد و مبتنی بر احترام متقابل، کنار هم گردآییم و گفت‌وگو کنیم تا بتوانیم به این «اتحاد فراگیر چپ انقلابی» دست یابیم. 

ما که هستیم و اتحاد فراگیر ما برای چیست؟

  • ما جمعی از فعالان آزادی‌خواه، چپ، سوسیالیست، کمونیست، دموکرات، دادخواه، فمینیست و کوئیر (LGBTQIA+) هستیم که در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیست‌محیطی و رسانه‌ای فعالیت می‌کنیم؛
  • ما جمعی هستیم که برای رهایی از هرگونه سلطه، استثمار و تبعیض، برای پایان دادن به مردسالاری و تبعیض جنسی–جنسیتی، برای رفع ستم ملی، برای آزادی‌های بدون قید و شرط سیاسی، برای پایان دادن به کشتار و شکنجه و اعدام، و برای دستیابی به برابری واقعی زنان با مردان، جامعه کوئیر و تمام انسان‌ها، برای دموکراسی برخاسته از اراده‌ی توده‌ها، برای اعمال حاکمیت مردم در تعیین و تغییر نظام سیاسی، برای حق تعیین سرنوشت ملیت‌های ساکن ایران و اتحاد داوطلبانه‌ی آن‌ها، برای دادخواهی و ساختن دنیایی عادلانه و انسانی مبارزه می‌کنیم؛
  • ما می‌خواهیم همراه کارگران، تهیدستان، زنان، جوانان، دانشجویان، پرستاران، معلمان، بازنشستگان، دادخواهان، ملیت‌های تحت ستم و استثمار؛ کورد، بلوچ، عرب، ترکمن، آذری و …، زندانیان سیاسی، هنرمندان، نویسندگان، جامعه کوئیر (LGBTQIA+)، فعالان محیط‌زیست و همه نیروهایی باشیم که برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و برای آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و رهایی مردم ایران مبارزه می‌کنند؛
  • ما می‌خواهیم طرحی برای سازماندهی عملی و تقویت ظرفیت‌های همکاری رادیکال میان نیروهای پراکنده‌ی چپ انقلابی ایجاد کنیم و با جنبش‌های انقلابی در منطقه و جهان اعلام همبستگی کرده و دست همکاری به سوی آن‌ها دراز ‌کنیم و خود را متحدان طبیعی آنان بدانیم؛
  • ما می‌خواهیم اتحادی فراگیر ایجاد کنیم که نه بر مبنای یگانگی ایدئولوژیک، حزبی و یا آلترناتیوسازی از خارج از کشور، بلکه بر محور فعالیت‌های مشترک، و در همبستگی با جنبش‌های اجتماعی درون ایران و سایر کشورهای منطقه، بر موضع‌گیری‌های روشن و صریح استوار باشد؛ 
  • ما معتقدیم که مبارزات نیروهای انقلابی در خارج از کشور باید با ضربان نبض مبارزات داخلی هماهنگ باشد؛ نه از بالا و نه در حاشیه، بلکه در پیوند تنگاتنگ با جبهه‌ی کار و زحمت و در حمایت از تشکل‌های مستقل و جنبش‌های اجتماعی، مدنی و مردمی؛ 
  • ما قاطعانه علیه تمامیت جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم و علیه سرکوب، تبعیض، بی‌عدالتی، دیکتاتوری، ارتجاع، تمام جناح‌های درون‌ساختار جمهوری اسلامی (اعم از اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، محور مقاومتی)، و اپوزیسیون‌های ارتجاعی و رژیم‌چنجی خارج‌نشین، امپریالیسم، ارتجاع جهانی، صهیونیسم و دولت‌های مرتجع منطقه می‌ایستیم؛ 
  • ما خواهان جامعه‌ای انسانی، دموکراتیک و آزاد می‌باشیم که در آن تولید کنندگانِ جامعه تصمیم گیرنده‌ی اصلی بوده و مستقیما کنترل تولید، توزیع و مصرف را در دست داشته باشند. اجتماعی که در آن رشد و شکوفایی آزاد هر فرد شرط رشد و شکوفایی همگان باشد. 

وظایف و اهداف این اتحاد فراگیر: 

  • تقویت ظرفیت همکاری و همگرایی افراد و  نیروهای چپِ دموکراتیک در خارج از کشور برای پشتیبانی از مبارزات در داخل کشور؛
  • حمایت از شوراها و تشکل‌های مستقل کارگری ، دانشجویی، زنان، معلمان  و جنبش‌های اجتماعی و آزادی‌خواهانه در داخل؛
  • تلاش برای ایجاد ساز و کارهای پایدار برای هماهنگی، شبکه‌سازی و اقدام مشترک، تولید محتوا و انتشار مواضع و فعالیت‌های رسانه‌ای برای تقویت گفتمان ضد سرمایه‌داری و رهایی از بیگانگی ناشی از آن؛  
  • پشتیبانی از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آسیب دیده و دادخواه در داخل و خارج از کشور؛
  • پشتیبانی از آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی–عقیدتی، لغو کامل مجازات اعدام و شلاق و ممنوعیت هرگونه شکنجه؛
  • پشتیبانی از آزادی‌های سیاسی و اجتماعی بدون هیچ حصر و استثناء؛ آزادی اندیشه، بیان و نشر در همه‌ی عرصه‌های حیات فردی و اجتماعی و برخورداری از حق تشکل، تجمع و اعتصاب؛  
  • پشتیبانی از مبارزه برای رفع هرگونه تبعیض و دفاع از برابری، عدالت اجتماعی و رهایی طبقاتی؛
  • پشتیانی از مبارزه برای پوشش اختیاری و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط و رفع آپارتاید جنسی–جنسیتی؛ 
  • پشتیبانی از مبارزه برای تامین اجتماعی فراگیر و همگانی در عرصه‌های؛ آموزش، بهداشت، درمان رایگان، مسکن اجتماعی و تمام مطالبات برخاسته از جنبش‌های اجتماعی؛
  • پشتیبانی از مبارزه برای رهایی از ستم مذهبی و جدایی کامل دین از تمام نهادهای دولتی، قضایی، قانون‌گذاری، آموزشی و تبدیل آن به امر خصوصی افراد؛ 
  • پشتیبانی از مبارزه برای پایان دادن به غارت منابع طبیعی و تخریب محیط زیست؛ 
  • پشتیبانی از حقوق کودکان، معلولان و سالمندان و مبارزه برای پایان دادن به کار کودکان و نوجوانان؛ 
  • مخالفت با مهاجرستیزی، اخراج مهاجران افغانستانی‌ و سایرین مهاجران از ایران؛ 
  • مبارزه با کلیت نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی ایران.

تعهدات ما بر ای پیشبرد مبارزات مشترک:

۱)    مشارکت فعال در مسیر شکل‌گیری و تقویت اتحاد فراگیر چپ انقلابی؛

۲)    به رسمیت شناختن اختلاف‌های نظری و جلوگیری از تبدیل آن‌ها به مانع همکاری؛

۳)    حمایت آشکار و مداوم از مبارزات انقلابی مردم ایران علیه نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی؛

۴)    مرزبندی سیاسی و نظری با آلترناتیوهای لیبرال، ناسیونالیستی، سلطنت‌طلب، بنیادگرایی مذهبی و وابسته به قدرت‌های خارجی، مخالفت با جنگ‌های امپریالیستی، تجاوز نظامی به ایران و سایر کشورها و نسل‌کشی مردم فلسطین؛

۵)    تلاش برای همکاری در تولید رسانه، موضع‌گیری، بیانیه، تبلیغ و ترویج؛

۶)    تلاش برای برگزاری نشست‌ها، تریبون‌های آزاد، اکسیون‌ها، گفت‌وگوها و کمپین‌های مشترک؛

۷)    پشتیبانی عملی از کنش‌گران زندانی، شوراهای محلی، تشکل‌های مستقل کارگری و جنبش‌های اجتماعی و مدنی در داخل کشور.

ما بر این باوریم که تنها از مسیر سازمان‌یابی آگاهانه، مستقل، ریشه‌دار و متحد است که می‌توان صدایی رادیکال و قدرتمند در برابر جمهوری اسلامی و سرمایه‌داری جهانی پدید آورد. ما از تمامی فعالان مستقل، به‌‌ویژه تشکل‌های کارگری، زنان، معلمان، دانشجویان، جامعه کوئیر (LGBTQIA+)، زیست محیطی، رفع ستم ملی و مذهبی، مهاجران و پناهندگان که موافق آزادی‌های بنیادین و خطوط کلی این فراخوان هستند، دعوت می‌کنیم تا با حفظ استقلال خود، برای حمایت از جنبش‌های داخل کشور در اقدام‌های مشترک باهم سهیم شویم.

امضا کنندگان این سند سیاسی (منشور) تاکنون، به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:

۱ـ ابراهیم دین‌خواه

۲ـ ارژنگ بامشاد

۳ـ اسفندیار اسلامی

۴ـ اصغر فتاحی

۵ـ اکرم کوهساری مرند

۶ـ الیاس آسکی

۷ـ امید پیوندی

۸ـ امیر فرهادی

۹ـ امین بیات

۱۰ـ آزاده شکوهی

۱۱ـ آناهیتا  تهرانی

۱۲ـ بهار دهکردی

۱۳ـ بهزاد عزتی

۱۴ـ پتی بلوچ

۱۵ـ پروانه بکاه

۱۶ـ پریسا نیا

۱۷ـ پروانه عظیمی

۱۸ـ جعفر امیری

۱۹ـ جمشید مهر

۲۰ـ جمیله ندائی

۲۱ـ حجت پورقاسمی

۲۲ـ حماد شیبانی

۲۳ـ حمید جهان‌بخش

۲۴ـ حمید روشن

۲۵ـ چیا نمامی

۲۶ـ ذبیح جودکی

۲۷ـ رضا پایا

۲۸ـ رضا رئیس‌دانا

۲۹ـ روبن مارکاریان

۳۰ـ رویا ذغالیان

۳۱ـ رویا رحیمی دهبان

۳۲ـ ژیرا مهر

۳۳ـ سارا صالحی

۳۴ـ ساسان دانش

۳۵ـ سبزه حقی

۳۶ـ سیروس دهکردی

۳۷ـ سیما ریاحی

۳۸ـ سیمین اصفهانی

۳۹ـ شهاب شکوهی

۴۰ـ شهلا زندگانی

۴۱ـ شهین نوروز

۴۲ـ صدیقه حاج‌محسن

۴۳ـ علی پیریائی

۴۴ـ علی قاضی نوری

۴۵ـ علی کریمی

۴۶ـ علی غفوری

۴۷ـ علیرضا کیا

۴۸ـ علیرضا ندیمی

۴۹ـ علی دروازه غاری

۵۰ـ غلامرضا غلام‌حسینی

۵۱ـ فرامرز دادور

۵۲ـ فروغ اردشیری

۵۳ـ فریبرز امید

۵۴ ـ فریدا سهرابیان 

۵۵ ـ کریم عقیقی

۵۶ـ لاله آر مانی

۵۷ـ لیلا حسین‌زاده

۵۸ـ محمد اشرفی

۵۹ـ محمد خسروی

۶۰ـ محمد رضایی‌فر

۶۱ـ محمد صفوى

۶۲ـ محمد فارسی

۶۳ـ محمدرضا شالگونی

۶۴ـ مریم اسکوئی

۶۵ـ مریم عظیمی

۶۶ـ مسعود پیوندی

۶۷ـ مسعود چینی جانی

۶۸ـ مسعود زمان

۶۹ـ مسعود علوی بحرینی

۷۰ـ  معین کردستانی

۷۱ـ منصوره بهکیش

۷۲ـ مهرداد صمدزاده

۷۳ـ مهری جعفری

۷۴ ـ مهرانگیز شاهمرادی

۷۵ـ میترا محمودی

۷۶ـ منصور خلیلی

۷۷ـ ناصر مصلحتی

۷۸ـ  ناهید جعفرپور

۷۹ـ ناهید ناظمی

۸۰ـ نصرالله قاضی

۸۱ نوید مومن‌زاده

۸۲– هدایت نوروزی

۸۳ یعقوب ریگی 




مذاکرات اتمی؛ دوقطبی دیپلماسی و مرگ؛ مردم ما میان چکش و سندان

🔺
از یک سو، خبرهای مذاکره از ژنو می‌رسد. آمریکا پس از ماه‌ها بن‌بست، با دو شرط ایران موافقت کرده: مذاکره فقط هسته‌ای و عقب‌نشینی از «غنی‌سازی صفر». جرد کوشنر، داماد ترامپ، در تیم آمریکایی حضور دارد.
⚰️ از سوی دیگر، رسانه‌های صهیونیستی آشکارا از اهداف خود برای «نابودی زیرساخت‌های اقتصادی»، «نابودی مراکز هسته‌ای» و «ترور فرماندهان ایران» سخن می‌گویند.

🚁 جمهوری اسلامی می نویسد که بالگردهای تهاجمی Mi-28NE روسی «شکارچی شب» وارد ایران می‌شوند و اسرائیل می نویسد که موشک‌های هایپرسونیک دانگ فنگ ۱۷ از چین به ایران می‌رسد. موشک‌هایی با سرعت ۵ تا ۱۰ برابر صوت، غیرقابل رهگیری، با برد ۲۵۰۰ کیلومتر. همزمان، جمهوری اسلامی به آمریکا هشدار داده: «اگر حمله کنید، سرمایه‌گذاری‌های شخصی ترامپ و دامادش را در منطقه هدف می‌گیریم.»

⚠️ حاکمیت هایی می توانند در برابر امپریالیسم مقاومت کنند که از پشتیبانی مردم برخوردار باشند. جمهوری اسلامی با کشتار پی در پی مردم بی گناه معترض هیچ مشروعیت مردمی ندارد و به جای رفاه و امنیت واقعی به قتل مردم می پردازد و آن ها را گرسنه نگه می دارد. برای همین، جمهوری اسلامی برای نجات خود در برابر رژیم صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا دست به دامن کشورهای مطنقه افتاده است. در این مذاکرات واسطه‌های منطقه‌ای مانند عمان و قطر نقش کلیدی داشتند.

💥 در این بازی خطرناک، مردم ایران میان تهدید خارجی و دیکتاتوری داخلی تنها می‌مانند. مردم ما از یک سو، زیر تهدید امپریالیسم قاتل و از سوی دیگر با رژیم مردم‌کش که کمر به نابودی یک ملت بسته است، روبرو هستند.
✋ نه به جنگ، نه به حکومت‌ مردم‌کش و امپریالیسم قاتل. خواست مردم ایران صلح، آزادی و رهایی از این دو قطبی مرگبار است.




جهان چندقطبی در همه جا در حال ظهور

🌍
منابع جهان در حال اتمام است و برای همین دعوای کشورهای امپریالیستی با بورژوازی کشورهای پیرامونی شدیدتر شده است. غارت از مردم بومی دیگر به آن اندازه نیست که بورژوازی کشورهای پیرامونی بتوانند مانند گذشته بخش بزرگی از آن را به کشورهای امپریالیستی بدهد.
در سراسر جهان، نظمی که پس از جنگ سرد با وعده برتری غرب شکل گرفت، دیگر حقیقتی تغییرناپذیر تلقی نمی‌شود. در این خلأ، بسیاری از دولت‌ها به‌دنبال تعریفی تازه از «نظم»؛ نظمی مبتنی بر توازن میان چند مرکز قدرت، نه دستور از یک مرکز واحد هستند.

⚖️ توافق ریاض–اسلام‌آباد و منطق شراکت‌های لایه‌ای
امضای توافق دفاعی راهبردی میان عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ نشانه‌ای از همین تغییر بود. این توافق صرفاً تضمین جنگی نیست؛ هشداری استراتژیک است مبنی بر اینکه بازیگران منطقه در حال ساخت گزینه‌های مستقل‌اند، به‌ویژه پس از رخدادهایی مانند حمله اسرائیل به دوحه که فرض «چتر خودکار امنیتی» را زیر سؤال برد.

🧲 دو آرایش امنیتی در حال شکل‌گیری
در یک‌سو، همگرایی عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان؛ چارچوبی مبتنی بر حاکمیت و بازدارندگی بومی دیده می‌شود. در سوی دیگر، هم‌افزایی اسرائیل و امارات با اتکا به فناوری و همکاری دفاعی پیشرفته؛ شبکه‌ای که با پیوندهایی همچون آذربایجان تقویت می‌شود در حال تعمیق است.

🚢 گسترش رقابت از خلیج تا شاخ آفریقا
تحولات تنها به خلیج محدود نیست. از دریای سرخ تا شاخ آفریقا، خطوط گسل تازه‌ای شکل گرفته‌اند. بنادر، کریدورهای انرژی، کابل‌های زیردریایی و مسیرهای پهپادی امنیت را به سامانه‌ای به‌هم‌پیوسته بدل کرده‌اند.

🔮 فرصت در دل تلاطم
شکل‌گیری بلوک‌های رقیب خطر «معمای امنیتی» را افزایش می‌دهد، اما در دل همین رقابت، فرصتی برای ساخت معماری امنیتی بومی نیز نهفته است. خاورمیانه می‌تواند از میدان رقابت قدرت‌ها به یکی از طراحان نظم چندقطبی نوین؛ با خودمختاری بیشتر و قدرت چانه‌زنی بالاتر بدل شود.




کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) : ساختاری ۲۰ میلیون یورویی با نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده

💶 Jan Oberg

کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) دیگر محلی برای گفتگوی واقعی نیست. هزینه آن ۷ میلیون یورو از دولت آلمان، ۱۰ میلیون عمدتاً از صنایع دفاعی تأمین می‌شود. وقتی صنایع تسلیحاتی تأمین‌کننده اصلی هستند، راه‌های صلح و دیپلماسی بسته و تعریف امنیت به سمت نظامی‌گری متمایل می‌شود.
🗣️ گفتگو درباره جهان، نه با جهان
در پنل‌های مونیخ، روس‌ها درباره روسیه حرف نمی‌زنند، پژوهشگران صلح درباره صلح نه و کشورهای جنوب جهانی درباره خودشان نه. پنل‌ها با مقامات غربی و ژنرال‌ها پر شده‌اند که فرضیات حاکم را تقویت می‌کنند. این هم‌خوابگی نخبگان، نتیجه‌ای جز جهان‌بینی بسته ندارد.

💣 تنها نسخه: سلاح بیشتر
نسخه کنفرانس برای هر بحرانی یکی است: سلاح بیشتر، بازدارندگی قوی‌تر. منطق اینجا باطل است: ناامنی با تسلیحات پاسخ داده می‌شود که خود ناامنی بیشتری تولید می‌کند. جهان هرگز به اندازه امروز خرج تسلیحات نکرده، اما خطر جنگ بزرگ بیشتر شده است.

🔇 از گفتگو تا تثبیت روایت
از ۲۰۱۴، درهای مونیخ به روی گفتگو با روسیه بسته شده است. پنل‌ها درباره روسیه کاملاً از دریچه تهدید غربی قاب گرفته می‌شوند.
🕊️ غایب بزرگ: کنفرانس جهانی صلح
هیچ مجمع سطح‌بالای معادلی برای صلح وجود ندارد. هیچ گردهمایی سالانه‌ای نیست که پژوهشگران صلح، میانجی‌گران و جامعه مدنی در آن رویکردهای غیرنظامی به امنیت را بررسی کنند. هیچ پلتفرم ۲۰ میلیون یورویی برای دیپلماسی و صلح‌سازی وجود ندارد.

⚠️ درک مونیخ برای آنچه شده است
MSC به بسته امنیتی ؛ جایی که منافع نخبگان همگرا می‌شود و مرزهای گفتمان مدیریت می‌شود تبدیل شده. تا زمانی که کنفرانس جهانی صلحی با مقیاس مونیخ تشکیل نشود، خطرات جنگ باقی خواهد ماند.
✍️ کنفرانسی که ماریا کورینا ماچادو را درباره ونزوئلا، لیندسی گراهام (سرهنگ بازنشسته پنتاگون) را درباره روسیه و تونی بلر را درباره صلح دعوت می‌کند، خلع‌سلاح فکری و اخلاقی غرب در حال افول را مستند می‌کند.




چرا روسیه از جمهوری اسلامی دفاع نکرد؟ غروب آرمان‌ها؛ چرخش روسیه به سمت منافع ملی

📝رسانه دولتی روسیه Правда.Ру

منافع ملی
روسیه به این نتیجه رسیده که دفاع ایدئولوژیک از دولت‌های دوست، بدون دریافت منافع ملموس، یک اشتباه استراتژیک است. تجربه شوروی در افغانستان و آنگولا نشان داد که «وظیفه بین‌المللی» بدون بازگشت سرمایه، به فروپاشی می‌انجامد. امروز کرملین اولویت را به روابط باثبات تجاری داده است، نه حمایت بی‌قیدوشرط از افرادی که حتی نمی‌توانند از خود محافظت کنند.

🎭 خائنان در داخل متحدان هستند، نه در مسکو
بهانه‌جویی از روسیه بیهوده است. حلقه بشار اسد ایده پان عربیسم را قربانی منافع شخصی کرد و اطرافیان مادورو حتی جرات تحقیق در مورد ربایش رئیس‌جمهور خود را ندارند. اگر نخبگان یک کشور برای حفظ قدرت، حساب‌های بانکی در فلوریدا و پاسپورت بریتانیایی را ترجیح می‌دهند، چرا مسکو باید هزینه بقای آن‌ها را بپردازد؟ در تهران نیز اگرچه توانستید با کمک سامانه‌های روسی تا حدی بایستید، اما نفوذ گسترده موساد و ناتوانی در تأمین امنیت داخلی، پرسش‌های جدی ایجاد کرده است.

🎯 دکترین جدید: منافع پایدار، نه بقای افراد
مسکو از استراتژی «پیروزی به هر قیمت» فاصله گرفته است. امروز روسیه نمی‌تواند سه جنگ همزمان را مدیریت کند. هدف، حفظ نفوذ و پایگاه‌های راهبردی از طریق مذاکره با هر قدرت حاکمی است، نه دفاع کورکورانه از یک شخص خاص.

🤝 پیروزی دیپلماسی بر شعار
آرژانتین نمونه‌ای از این رویکرد جدید است. علیرغم مواضع ضدروسی رئیس‌جمهور لیبرال‌اش، همکاری اقتصادی به‌دلیل منافع متقابل (صادرات گوشت و میوه در برابر کود و سوخت) حفظ شده است. اگر کریدور شمال-جنوب در ایران پایدار بماند، حتی بازگشت یک حکومت سلطنتی هم مانع همکاری نخواهد بود. کمک روسیه (مانند جنگنده‌های سو-۳۵) به کسانی تعلق می‌گیرد که بتوانند از خود دفاع کنند، نه به دولت‌های درمانده‌ای که از دشمن داخلی بیش از دشمن خارجی می‌ترسند. اگر از خود دفاع نکنید، نه روسیه و نه خدا کمکی نخواهند کرد.