ANC بر سر دوراهی سرنوشت ساز؛ ادامه خیانت به زحمتکشان، یا دوری از اقتصاد سرمایه داری و برگشت به آغوش توده ها

حزب حاکم کنگره ملی افریقای جنوبی اکثریت انتخاباتی سه دهه خود را از دست داد.

نرخ بیکاری بالای 30 درصد، خدمات عمومی کاهش یافته و نرخ  جرایم خشونت امیز بالا رفته است. 40% مردم درآمد متوسط پایین روزانه  3.65 دلار دارند و 20.5% مردم با  درآمد متوسط  2.15 دلار در فقر شدید هستند.

سهم رای ANC از 57.5٪ در سال 2019 به 40.2٪ در انتخابات هفته گذشته سقوط کرد.

حزب دست راستی DA  21.81%، حزب MK رئیس جمهور سابق زوما 14.58% و حزب کمونیستی EFF 9.52% آرا را به دست آوردند.

بسیاری از رای دهندگان MK ادعا کردند که زندگی در زمان زوما بهتر بود. زوما به اتهام دریافت رشوه از تولید کننده اسلحه فرانسوی تالس در سال ۱۹۹۹ به زودی محاکمه شود.

برخی از اعضای جناح چپ  ANC خواهان ائتلاف با MK، که خواهان دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی، و حزب مارکسیستی-لنینیستی که خواهان عدالت اجتماعی و کاهش طبقاتی است، هستند. اگر این ائتلاف صورت گیرد این سه حزب نزدیک به 60 درصد ارا در پارلمان خواهند داشت.

بدون شک امپریالیسم امریکا و بورژوازی صهیونیسم از شکست ANC برای خارج کردن آن از بریکس و دوری از روسیه و چین استفاده خواهند کرد. ولی موفقیت آن ها بستگی به این دارد که آیا ANC به خط خیانت به طبقه کارگر و زحمتکشان ادامه می دهد و با حزب دست راستی  DA ائتلاف می کند، یا با درس گیری از گذشته با دو حزب چپ MK  و EFF  یک دولت ائتلافی می سازد.  

ناگفته نماند که دیدگاه های مخالف بین بخش هایی از ANC و MK و EFF در مورد ملی کردن بانک مرکزی افریقای جنوبی،  تصرف زمین از کشاورزان سفید برای توزیع مجدد در میان سیاه پوستان فقیرتر وجود دارد.




امامزاده ضدمسلمان “مودی” در هند دیگر معجزه نمی کند

حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) مودی که یک دهه است بر هند حکومت می کند، اکثریت خود را از  دست داده است و برای ادامه حاکمیت به ائتلاف نیاز دارد.

دستور کار ناسیونالیستی هندو و ضدمسلمان مودی که یک ابزار سیاسی قدرتمند برای او بود، دیگر معجزه ای نمی کند و بسیاری از لفاظی های ضدمسلمان او دیگر خوششان نمی آید. حتی در حوزه انتخابیه نخست وزیر شهر مقدس واراناسی، همچنین در اوتار پرادش، رای حزب مودی از نیم میلیون رای در سال 2019 به 150،000 رای در روز سه شنبه رسید.

بسیاری از کنترل شدید رسانه ها که روایت تقریبا یکنواخت طرفدار دولت را در طول انتخابات ارائه دادند، خشنود نیستند.

این دولت نتوانست شغل ایجاد کند یا فقر را کاهش دهد. بیش از 40 درصد از جمعیت، یعنی 570 میلیون نفر، با درآمد روزانه 3.65 دلار آمریکا هنوز در فقر ​​زندگی می کنند . این در حالی است که دارایی ده نفر ثروتمند هندی 400 میلیارد دلار است. در سال گذشته بیکاری جوانان 20 تا 24 ساله به 44.49 و  بیکاری در بین جوانان 25 تا 29 ساله  به 14.33 درصد افزایش یافت.

سال 2023 هند پنجمین اقتصاد بزرگ جهان با تولید ناخالص داخلی نزدیک به 4.0 تریلیون دلار بود. ولی بورژوازی انحصاری بزرگترین برنده این رشد اقتصادی است و چیز چندانی نصیب مردم فقیر نشده است.

بدون شک امپریالیسم امریکا از شکست مودی برای فاصله گرفتن هند از بریکس استفاده خواهد کرد، ولی از آنجایی که او نماینده سیاسی بورژوازی انحصاری است که به نفت و گاز روسیه نیاز دارد، و جمهوری خلق چین بزرگترین صادر کننده کالا به هند است، نقش دولت ائتلافی آینده هند در بریکس تغییر نخواهد کرد، اگر چه که هند همچنان با امریکا در پیمان کواد (quad) همکاری نظامی خواهد داشت.




وارونه آن چه که شهنشاهی خواهان می گویند، رضا خان و محمدرضا گماشته امپریالیست ها بودند

گریز رضاخان پس از جنگ جهانی دوم، نوید بخش آزادی هم میهنان ما شد. وزش باد بهاری می رفت که دشت های خفته را بیدار کند و پرندگان را به آواز در آورد. در سال های پیش از کودتا ۲۸ مرداد، دو گردان در برابر هم جلوه و خودنمایی می کردند؛ هواداران آزادی و برابری در برابر هواداران استعمار و بهره کشی. هواداران سوسیالیسم و ملی گرایان راستین در گردان خلق به گرد هم آمده بودند و گماشته گان امپریالیسم نوجوان امریکا و دست پروردگان امپریالیسم کهنه کار بریتانیا در گردان دزدان. 

دروازه های دربار برای چاپلوسان و دزدان و لایه های گوناگون بورژوازی باز بودند، ولی درهای حزب توده ی ایران به روی کارگران و رنج بران و اندیشمندان باز بودند. حزب از پیوند و هم بستگی مردان خردمند و نیک سرشت با توده های رنج بنیان گزاری شده بود.

پس از سال ها شکاف میان ملی گرایان و سوسیالیست ها، خورشید زرافشان در  بامدادی روشن و دلپذیر می رفت، تا روزی گرم و پر امید برای هم میهنان ما به ارمغان بیاورد، ولی افسوس! گجسته و پلیدترین روی داد زندگی میهن ما در روز ۲۸ مرداد رخ داد که در آن محمدرضا با هم راهی دیگر گماشته گان انگلیس و امریکا راه آزادی ایرانیان را دل سنگانه بست. بدین سان، برگ دیگری بر تاریخ سیاه شاهان خودکامه میهن ما افزوده شد.  

سیاه ترین برگ کارنامه این خاندان کشتار بهترین افسران بی همانند میهن مانند سیامک و وکیلی و میهن- و مردم دوستی بی باک مانند فاطمی بود.

پس از کودتا، جامعه نه تنها دیگر اندک آزادی هم نداشت، بلکه توده ها فشار دستگاه شاهنشاهی و سوزش خودکامگی محمدرضا را بر پوست جان و روان خود حس می کردند. محمدرضا بر آن بود که می تواند میهن را برای همیشه با مشت آهنین خود فرمان روا باشد.




کارشناس جمهوری اسلامی: اگر تحریم نبود، اقتصاد ایران مثل عربستان می شد!

به گزارش خبرآنلاین علی نصری پژوهشگر و کارشناس روابط بین الملل نوشت:

“اگر اقتصاد ایران در سالهای گذشته تحت تحریم نبود، امروز میتوانست GDP معادل ۱ تریلیون دلار (به جای ۴۰۰ میلیارد)، تورم ۳-۵٪ (به جای ۳۰-۴۰٪) و سرانه ۱۱ هزار دلار (به جای ۳هزار) داشته باشد. اقتصادی که با عربستان سعودی برابری میکرد”.

ببینید که جمهوری اسلامی میهن ما را به کجا کشاند که در بهترین حالت می توانست عربستان سعودی شود!! البته این ادعا هم درست نیست.

روزنامه اطلاعات نوشت “بخش عمده‌ای از نوسانات اقتصادی در کشور، ناشی از سوء‌مدیریت دولت و عدم تدبیر در اداره اقتصاد و کشور است. حتی اگر تحریم از بین برود،[..]  قادر به حل مشکل تورم، سقوط ارزش پول ملی و حل مشکلات اقتصادی نخواهیم بود.“

در سال 2022، عربستان در تولید ناخالص داخلی رتبه 17(ایران 40)، کل صادرات شماره23 (ایران 86)، کل واردات شماره32 (ایران 69) ، تولید ناخالص داخلی سرانه 37  (ایران 116) و از لحاظ اقتصاد صنعتی با توجه به شاخص پیچیدگی اقتصادی شماره 35  (ایران 60) بود.

اقتصاد هر دو کشور بر اساس فروش مواد اولیه و واردات کالاهای لوکس مثل خودرو و کالاهای روزمره مثل مواد غذایی و دارو اداره می شود.

صادرات عربستان نفت خام (236 میلیارد دلار)، نفت تصفیه شده (45.3 میلیارد دلار)، هستند که بیشتر به چین (68 میلیارد دلار) ، هند (46.2 میلیارد دلار)، ژاپن (36.5 میلیارد دلار)، صادر می شود.

واردات عربستان خودرو (13.2 میلیارد دلار)، تجهیزات پخش (5.43 میلیارد دلار)، طلا (5.22 میلیارد دلار)، نفت تصفیه شده (4.87 میلیارد دلار) و داروهای بسته بندی شده (3.08 میلیارد دلار) است که بیشتر از چین (36.5 میلیارد دلار) امارات متحده عربی (27.8 میلیارد دلار)، وارد می شود.

بزرگترین شریک بازرگانی هر دو کشور چین است ولی هیچ کدام از این دو کشور به واردات تکنولوژی برای تولید صنعتی علاقه ای ندارند.




سه تضاد برجسته برای مردم کشورهای سرمایه‌داری “غیرغربی”

تضاد یکم – تضاد طبقه‌های فرمان‌روای کشورهای سرمایه‌داری “غربی” در برابر بورژوازی کشورهای سرمایه‌داری “غیر غربی”.

منافع بورژوازی در کشورهای پیش‌رفته سرمایه‌داری با منافع بورژوازی کشورهای “غیرغربی” در تضاد است. در این جا کشورهای “غیرغربی” را می توان به سه دسته بخش کرد.

یک- کشورهایی که بیش‌تر درآمد خود را نه از تولید صنعتی، بل‌که از فروش مواد اولیه به دست می آورند که کشورهای تنگ‌دستی نیستند، ولی تولید صنعتی برجسته‌ای ندارند، مانند ایران، ونزوئلا، عربستان، امارت، الجزایر، عراق، مالزی ووو.

دو- کشورهای که هم تنگ‌دست هستند و هم از مواد اولیه بی‌بهره هستند، مانند نیکارگویه، کلمبیا، اندونزی، سوریه، لبنان، افغانستان ووو.

سه- کشورهای سرمایه‌داری کم و بیش پیش‌رفته مانند روسیه، هندوستان، آفریقای جنوبی و برزیل. 

تضاددوم- تضاد بورژوازی برتری خواه سفیدپوست سرمایه‌داری “غربی” در برابر طبقه‌های پایینی مردمی (کارگران، دهقانان و خرده بورژوازی پایین) در کشورهای سرمایه داری “غیرغربی” ‌تیره پوست .

امپریالیسم افزون بر تضاد خود با بورژوازی کشورهای “غیرغربی”، با طبقه کارگر و دیگر رنج‌بران این کشورها نیز در تضاد است. انحصارهای امپریالیستی از سرچشمه‌های زمینی و زیرزمینی این کشورها می دزدند و از نیروی کار ارزان آن‌ها برای سودورزی و پیش‌رفت صنعت خود سود می جویند.

تضادسوم- تضاد بورژوازی و لایه‌های بالای کشورهای سرمایه‌داری “غیرغربی” در برابر طبقه‌ها و لایه‌های پایینی مردمی در کشورهای سرمایه‌داری”غیر غربی”.

در بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری “غیرغربی”  دست‌گاه فرمان‌روایی در دست لایه‌های گوناگون بورژوازی است که اقتصاد سرمایه‌داری نئولیبرالیستی را پیاده می کند. در این کشورها، از طبقه کارگر ددمنشانه بهره‌کشی می شود و طبقه کارگر از کم‌ترین حق تاریخی خود، مانند حق داشتن سندیکاهای مستقل و حق اعتصاب برخوردار نیست. لایه‌های انگلی این بورژوازی به دزدی از سرمایه هم‌گانی می پردازند. شکاف طبقاتی بزرگی بورژوازی را وا می دارد که برای پاسبانی از منافع انگلی خود حتا دموکراسی نمایشی بورژوازی را زیر پای خود لگدمال کند.




سیاست خارجی توسط ولی فقیه و بورژوازی نظامی تنظیم می شود

“چپ”های هوادار جمهوری اسلامی بیشتر اوقات “کاسه گرمتر از آش”  می شوند و از خود حاکمیت هم  جمهوری اسلامی را بهتر می دانند.

بورژوازی حاکم شامل لایه های مختلف است که بدون شک با هم اختلافاتی دارند، ولی در سیاستهای کلان اقتصادی نئولیبرالیستی و “حفظ نظام” در شرایط بحرانی با هم صددرصد هم عقیده هستند. یکی از ادعاهای “چپ” هوادار جمهوری اسلامی این است که کسانی در دولت روحانی بی خبر از ولی فقیه به دنبال رابطه با امریکا بودند. البته دیدیم که این خط در دولت رئیسی با مذاکرات مخفیانه در عمان دنبال شد.

بینیم  آقای ظریف به گزارش “خبر آنلاین” در مورد تعیین خط سیاست خارجی چه می گوید. 

ظریف گفت: جایگاه وزارت خارجه در تصمیم‌های کنونی کجاست؟ وزیر خارجه تصمیم‌گیر نهایی نیست؛ ولی بخشی از تصمیم‌سازی است و مسئول اجراست؛ البته گاهی اجرای برخی مصوبات امنیتی ممکن است به نهاد دیگری سپرده شود که باید با اطلاع صورت بگیرد. در برخی موضوعات نقش وزارت خارجه بیشتر است و در برخی موارد، متأسفانه در هماهنگی نقش کمتری دارد. در مسئلۀ برجام، حمایت کامل رهبری با وزارت خارجه بود. نمی‌شود هر دستگاهی یک وزارت خارجه داشته باشد. هماهنگی‌های خارجی باید با وزارت خارجه باشد.

من با شهید سلیمانی از زمان کنفرانس بن ارتباط داشتم. ما هر هفته یک بار ملاقات داشتیم. قبل از برخی سفرهایم به منطقه، با شهید سلیمانی هماهنگ می‌کردم. چندین بار با مقامات خارجی دو نفری ملاقات داشتیم که من اسم آن مقامات را نمی‌آورم. هماهنگی خیلی خوب بود؛ اگر چه طبعاً اختلاف نظر هم وجود داشت؛ همانطور که من با معاونان وزارت خارجه هم اختلاف نظر داشتم. به نظرم، مطابق نظرات رهبری، گفتمان ما در مورد بحث هسته‌ای، بازدارندگی نبوده است؛ بلکه گفتمان عزت بوده است.




تضاد بین طبقات کشورهای امپریالیستی G7 و نخبگان سیاسی و اقتصادی کشورهای سرمایه داری در جنوب جهانی.

منبع:thetricontinental.org

این رابطه از دوران اوج دهه 1990 و اوج قدرت و استکبار یکجانبه امریکا دستخوش تغییر بزرگی شده است. امروز، شکاف های فزاینده ای در اتحاد بین G7 و نخبگان قدرت جهانی جنوب وجود دارد. موکش امبانی و گوتام ادانی، بزرگترین میلیاردرهای هند، به نفت و زغال سنگ روسیه نیاز دارند.

دولت راست افراطی به رهبری مودی نماینده بورژوازی انحصاری هند است. بنابراین، وزیر امور خارجه هند اکنون گاه به گاه علیه هژمونی امریکا در امور مالی، تحریم ها و سایر زمینه ها اظهارات می کند. غرب توانایی اقتصادی و سیاسی ندارد که همیشه انچه را که نخبگان در هند، عربستان سعودی و ترکیه به ان نیاز دارند، فراهم کند.

با این حال، این تناقض تا حدی تشدید نشده است که بر خلاف تناقض بین چین سوسیالیست و بلوک G7 به رهبری ایالات متحده، تا بتواند نقطه کانونی تناقضات دیگر باشد.




اصغر کمونیست کارگر بی‌سواد تربیت شده حزب توده ایران

احمد مزارعی منبع:eshtrak.wordpress
حزب توده دردوره آزادی‌های دموکراتیک سالهای 1328 به‌بعد، کلاس‌هائی را برای کارگران بی‌سواد ترتیب داده بود، و بدین‌شکل که تعدادی کارگر بی‌سواد را در کلاسه‌ایی گرد میاورد و یک عضو حزب بطور خلاصه تاریخ ایران وجهان و مسائل کارگری، اقتصادی و سیاسی را به ان‌ها اموزش می‌داد.

یکی از این کارگران که درآبادان درسال‌های 1344، با وی آشنا شدم، اصغر گودرزی بود که درمیان دوستانش بطور مخفی به «اصغرکمونیست» معروف بود،. وی علی‌رغم بی‌سوادی اما خلاصه ای از تاریخ جهان، انقلابات کارگری و مسائل سیاسی ایران وجهان را می‌دانست و با شور و شوق فراوانی در قهوه‌خانه برای دیگران تعریف می‌کرد. یک‌بار پاسبانی وی وی را دست‌گیر وبه شهربانی آبادان می‌برد و در ضمن بازجویی از وی می‌پرسد: «تو توده ای هستی؟» وی جواب می‌دهد که بله من «توده» زندگی می‌کنم و خودش را به بی‌اطلاعی از حزب توده نشان می‌دهد. و روزهای زیادی وی را کتک می‌زنند، ولی بر سر توده‌ا‌ی و دهاتی بودن خود اصرار می‌ورزد و سرانجام آزادش می‌کنند. اصغر کمونیست خلاصه ای از تاریخ جهان، تاریخ انقلاب شوروی و عدالت در شوروی و این‌که در شوروی کارگران از رفاه زیادی برخوردارند با اب وتاب صحبت می‌کرد.

من دران دوره طرفدار زردشت بویژه مدتی عضو «باهماد آزادگان» بودم که بنیان‌گذارش زنده یاد احمد کسروی بود. احمد کسروی یکی از بزرگان ادب و تاریخ ایران بود که در سال 1324 دردادگاه بتوسط اعضای فداییان اسلام ترور شد. اصغر کمونیست بسیار از شوروی و شخص استالین تعریف میکرد و مورد علاقه وتشویق کارگران قرار داشت.

دردوره های بعدی که خود به سازمان مارکسیستی لنینیستی توفان پیوستم با کمونیسم بیش‌تر آشنا شده و به نوشتن و ترجمه آثاری زیادی از کمونیسم و جنبش‌های کارگری پرداختم، می‌توانم بگویم که حزب توده بنیان‌گذار فکر علمی اقتصادی، تاریخی و فرهنگی در ایران بود و در سایه کوشش‌های حزب توده طیف بسیار گسترده ای از دانش‌مندان، نویسندگان، شعرا و ادبای طراز اول تاریخ ایران تربیت شدند که می‌توان از شاملو، محمود دولت ابادی، مرتضی راوند بزرگ‌ترین و فرهیخته ترین مورخ تاریخ ایران، سیمین دانشور، آتشی ، صالحی و….نام برد/ درحقیقت نسل برجسته تاریخ معاصر ایران عمدتا ابش‌خو ر اولیه آن‌ها حزب توده بود که موجب خدمات ارزنده ای به تاریخ معاصر ایران به حساب می‌آید.