سازمان ملل متحد: شدت تخریب اسراییل در غزه از جنگ جهانی به بعد در هیچ کجا دیده نشده است

اسراییل با پشتیبانی امپریالیسم، بدون هیچ ترسی از مجازات، به جنایات بزرگ تاریخی علیه خلق فلسطین ادامه می دهد.

دستیار دبیرکل سازمان ملل، گفت: «ما از سال 1945 به بعد این  تخریب عظیم و با شدت، در مدت زمان کوتاه را در هیچ کجا ندیده ایم.»

دستیار دبیرکل سازمان ملل، گفت که 72 درصد از کل ساختمان های مسکونی در غزه به طور جزئی یا کامل تخریب شده است. «برآورد اولیه برنامه توسعه سازمان ملل برای بازسازی نوار غزه از 30 میلیارد دلار فراتر رفته و می تواند به 40 میلیارد دلار برسد.»

بمباران اسرائیل با بمباران استراتژیک ایالات متحده و متفقین در شهرهای ژاپن و آلمان در طول جنگ جهانی دوم مقایسه شده است که شامل بمباران درسدن و پرتاب بمب های اتمی در هیروشیما و ناکازاکی می شود.

تلاش برای بازسازی غزه تنها زمانی می تواند آغاز شود که محاصره اسرائیل به پایان برسد، و هیچ نشانه ای وجود ندارد که به این زودی اتفاق بیفتد. حتی اگر اسرائیل و حماس به یک توافق گروگان‌گیری که شامل آتش‌بس باشد برسند، نتانیاهو تصریح کرده است که این فقط موقتی خواهد بود.

اسراییلی با پشتیبانی امپریالیسم به سرکردگی امریکا آنچنان به قلدری عادت کرده است که حتا حاضر نیست پاسخگوی این جنایت بی نظیر باشد.

اسرائیل همچنین با یک پرونده نسل کشی در دیوان دادگستری بین المللی (ICJ) مواجه است که به اختلافات بین دولت ها رسیدگی می کند. امپریالیسم آمریکا حکم دیوان بین‌المللی دادگستری مبنی بر اینکه اسرائیل در غزه نسل‌کشی می‌کند را رد کرده است.

آکسیوس روز چهارشنبه گزارش داد که اسرائیل به آمریکا گفته است که اگر دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) حکم بازداشت مقامات ارشد اسرائیلی را صادر کند، اقدام قاطعانه‌ای علیه تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) انجام خواهد داد که می‌تواند منجر به فروپاشی آن شود.




ژنرال بلندپایه اوکراین: جنگ با روسیه تنها با مذاکره میتواند پایان یابد

در ماه فوریه، ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین بار دیگر مذاکرات صلح را رد کرد. زلنسکی در مصاحبه با فاکس نیوز گفت:

“این فقط در مورد قلمرو نیست. این در مورد امنیت ماست. پوتین هرگز متوقف نخواهد شد”.

اما این روزها سخنان دیگری از زبان ارتشیان اوکراین شنیده می شود.

“جنگ علیه روسیه را نمی توان تنها در میدان جنگ برد و بنابراین دیر یا زود اوکراین باید خود را برای اغاز مذاکرات صلح با روسیه اماده کند”.

این سخنان وادیم اسکیبیتسکی، ژنرال ارشد اوکراینی و معاون رئیس سرویس اطلاعات نظامی این کشور،  در مصاحبه ای با اکونومیست است.

ناظران می گویند که  سخنان این سرلشکر ممکن است سناریویی باشد که اوکراین مجبور به پذیرش ان باشد.

این سرلشگر در ادامه گفت: “حتا اگر اوکراین بتواند نیروهای روسی را به مرزهای قبلی بازگرداند، باز هم جنگ پایان نخواهد یافت. این گونه جنگ ها تنها از طریق توافقنامه های صلح به پایان می رسند. در حال حاضر، هر دو طرف برای دستیابی به مطلوب ترین موقعیت پیش از مذاکرات بالقوه تلاش می کنند. “

اسکیبیتسکی پیش بینی می کند که مذاکرات صلح معنی دار می تواند در نیمه دوم سال 2025 اغاز شود.

ناظران می گویند که سرلشگر توسط زلنسکی به این ماموریت فرستاده شده است تا هم زمینه را برای مذاکرات صلح احتمالی اماده کند و در این حال زلنسکی چهره سازش ناپذیری خود را حفظ کند.

لازم به یادآوری است که امپریالیسم در سال ۲۰۱۴ رییس جمهوری منتخب مردم را با یک کودتا سرنگون کرد و دست نشاندگان خود و طرفداران ناتو را بر سر قدرت نشاند. پس از آن نیروهای فاشیستی اوکراینی به مناطق روسی زبان اوکراین حمله کردند و به کشتار غیرنظامیان پرداختند.




برخی از چپها به خاطر حمله موشکی- پهپادی رژیم به اسراییل، مبارزه علیه نظام سرمایه داری- دینی را رها کرده اند

به گزارش ۱۳ اردیبهشت خبرآنلاین، وزیر خارجه گفت: “عملیات غرور آفرین وعده صادق [..] موجب احساس غرور، همبستگی هموطنان ایرانی و ایرانیان خارج از کشور شد و فرصت مطلوبی برای همدلی آحاد ایرانیان در اقصی نقاط جهان فراهم آورده است.”

متاسفانه این سخنان لاف زنی نیست. برخی از ایرانیان چپ مقیم خارج با فراموشی تحلیل علمی و طبقاتی به دام احساسات دروغین ضدآمریکایی و ضداسراییلی رژیم افتاده اند.

حمله موشکی- پهپادی رژیم به اسراییل که پاسخ حمله تروریستی اسراییل به یک سفارت بود، نباید ما را از مبارزه علیه زیربنای سرمایه داری و روبنای دینی جمهوری اسلامی باز دارد.

مبارزه علیه جنایت ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیستی نباید ما را هم جبهه رژیم ولایت فقیه کند. در مبارزه علیه جمهوری اسلامی مرز کشیدن در برابر تجزیه طلبان و هواداران امپریالیسم هم درست است.

ما باید با هشیاری و آگاهی توازن بین مبارزه با رژیم ولایت فقیه و مبارزه با امپریالیسم را بیابیم. باید مبارزه علیه امپریالیسم را هم زمان به یورش علیه مواضع ارتجاع داخلی سوق داد، باید مبارزه رهایی بخش را همراه و هم جهت با مبارزه انقلابی علیه ارتجاع داخلی کرد.

انتخابات اسفند ماه نشان داد که مردم از چارچوب جمهوری اسلامی گذشته اند. و اگر چپها به سازماندهی  جنبش مردمی نپردازند، این جنبش از سوی راستها در جهت هدف‌های ضد مردمی‌شان کانالیزه خواهد شد. تنها راه درست مبارزه با امپریالیستها به دست گرفتن رهبری جنبش توسط “چپ ها ” است، نه در کنار رژیم ولایت فقیه ایستادن. گذار از دیکتاتوری و گذار از سیاست اقتصادی آن ، یکی از اهرم های مهم مبارزه ضدامپریالیستی است.

ظرافت دیالکتیکی مبارزه آزادی خواهانه، ضدسرمایه داری و حفظ یکپارچگی میهن و مبارزه ضدامپریالیستی را نباید از یاد برد.

تنها پادزهر مترقی علیه  پرخاشگری بورژوازی صهیونیسم و امپریالیسم پایبندی چپها به سیاست مستقل طبقاتی است، نه زیر چتر ضداسراییلی رژیم ایستادن.




اهمیت مبارزه ایدئولوژیک علیه راستها و چپهای سازشکار برای ایجاد شرایط ذهنی انقلاب به سود طبقات زحمتکش

این روزها برخی انسانهای صادق ضدرژیم صحبت از یک جبهه ضددیکتاتوری وسیع، حتا با شرکت سلطنت طلبان می کنند. برخی از چپ های ناامید هم چندان مخالف این ایده نیستند.

راست ها با کمک دستگاه ایدئولوژیک امپریالیستی توانستند نبرد علیه روبنای واپسگرای رژیم را مهمتر از مبارزه علیه زیربنای سرمایه داری آن جلوه دهند. به نظر آنها اقتصاد ایران با مدیریت درست سرمایه داری روبراه خواهد شد.

چپها اگر به شرایط ذهنی انقلاب نپردازند، این خطر هست که راست ها رهبری جبهه ضددیکتاتوری را به دست خود گیرند.

به منظور آماده کردن توده‌‌ها برای انقلاب فقط وجود شرایط مناسب عینی کافی‌ نیست. شرایط ذهنی‌ نیز باید آماده باشد.
مهم ترین عامل ذهنی، وجود یک جبهه متحد از پیش آهنگِان طبقه کارگر است. برنامه چنين جبهه ای  سندی تئوریک با تکیه بر تحلیل مشخص دیالکتیکی از وضعیت مشخص، هم راه با ارائه چارچوب نظری برای تغییرِ ترقي خواهانه ي به هژموني طبقات زحمتکش در صحنه سیاسی ــ اقتصادی جامعه است.

بخش اصلی وظیفه این جبهه متحد آماده سازی شرایط ذهنی‌ انقلاب با آماده کردن زحمتکشان براي شركت در مبارزه طبقاتی از طریق اعتراضات اقتصادی، آموزش سیاسی و تئوریک برای به دست گرفتن اهرم های قدرت جامعه و مبارزه ایدئولوژیک با افکار بورژوازی و خرده بورژوازی است.

بنابراین، مهم ترین اشکال مبارزه طبقاتی، مبارزه اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک است.

برای همین، مبارزه ایدئولوژیک در دو جبهه باید در جریان باشد، علیه نظرات خرده بورژوازی در درون چپ که باعث ریشه گرفتن فرصت طلبی و تجدید نظرطلبی، سازشکاری، راست روی و چپ روی می شود و علیه نظرات بورژوازی در برون چپ که تبلیغ کننده راه رشد سرمایه داری و خواستار استثمار  فرد از فرد است.

بنابراین، مبارزه ایدئولوژیک جزو وظایف ما برای ایجاد شرایط ذهنی انقلاب به سود طبقات زحمتکش است. 




حزب توده ی ایران در آیینه تاریخ؛ کارگر مذهبی

حزب توده ی ایران همیشه گفته است که یک حزب طبقاتی و سیاسی هست. راستها و برخی از چپهای صادق ولی کم دان مرز طبقاتی را مخدوش می کنند و مرزهای مصنوعی و غیرطبقاتی می سازند.

درهای حزب توده ی ایران، مانند حزب لنین همیشه برای باورمندان مذهبی باز بوده است. تنها شرطی که برای مذهبی ها و غیرمذهبی باید قایل شد این است که آن ها برای منافع طبقاتی طبقه کارگر بجنگند و خواهان یک جامعه سوسیالیستی فارغ از بهره کشی انسان از انسان باشند.

برخورد حزب طبقه کارگر با کارگران مذهبی با برخورد آن با حاکمان دینی که  از دین برای لگام زدن بر مردم بهره می گیرند فرق می کند. برخورد ایدولوژیک حزب طبقه کارگر با مقولات مذهب که انعکاس پندار آمیز مقولات واقعیت هستند با برخورد آن با کارگر مذهبی فرق می کند. نهادهای دینی و هيئت حاکمه مورد حمایت آن ها همواره بر ضد منافع توده های رنج عمل کرده اند، ولی کارگری که مذهبی هست بر اساس جایگاه طبقاتی خود ضد نظام سرمایه داری است. در اینجا البته صحبت از یک کارگر به خصوص نیست که می تواند هم مذهبی باشد و هم به خاطر عدم آگاهی طبقاتی طرفدار نظام سرمایه داری باشد.

مرز طبقاتی اصل است و نباید با عمده کردن مرزهای ملی، مذهبی، جنسی، جنسیتی، نژادی و زبانی مرز طبقاتی را مخدوش کرد.




اول ماه مه، روز جهانی کارگر خجسته باد! نبرد علیه سیاست ضدکارگری حاکمیت جمهوری اسلامی ادامه دارد

با نگاهی به بازار کار سرمایه داری-دینی می بینیم که چگونه بهینه سازی ارزش افزایی، دست مزد کارگران را کاهش داده و زندگی نابسامان بیکاران را بدتر کرده است.
دولت نئولیبرالیستی برای کم توان کردن نیروی چانه‌زنی کارگران به دنیا آمده است. سرمایه در سرشت خود به دنبال سود است و روی‌کرد اجتماعی ندارد و نمی تواند در اندیشه به‌زیستی و به‌روزی انسان‌ها باشد. در جمهوری اسلامی سرمایه‌داری، همه‌ی کارگران زیر شرایط سخت و ناخوشایند کار می کنند.

نبرد طبقاتی در ماه‌های گذشته در باره حداقل دست‌مزد ماهانه کارگران بوده است. کارگران کمینه دست‌مزد کارگران پذیرفته شده دولت را کنشی ضدکارگری و به سود سرمایه‌داران می دانند. گروه اتحاد بازنشست‌گان کمینه دست‌مزد کنونی را زیر مرز گرسنگی خواند.
وب سایت «امتداد» نیز در گزارشی از سعید اسلامی بیدگلی، تحلیل گر بازارهای مالی و مسائل اقتصادی، نوشت که «همه افزایش حقوقی که دولت برای کارمندان و کارگران در سال ۱۴۰۳ در نظر گرفته در همین یک ماهه فروردین، پیش‌خور شده است».

به گزارش مثلث آنلاین، محمدرضا باهنر گفت: «عده‌ای می‌گویند وقتی تورم ۴۰ درصد است چرا حقوق‌ها ۲۰ درصد افزایش می یابد نه ۴۰ درصد، باید گفت نمی‌توان به اندازه تورم، حقوق‌ها را افزایش داد».

راستش این است که حاکمیت جمهوری اسلامی سرشت ضدکارگری خود را در کردارهای فراوان ضدکارگری نشان می دهد و می خواهد بار سنگین گرانی و تورم را بر دوش طبقه کارگر بیندازد.
خامنه‌ای جوانان ما را تنبل می نامد و می گوید که «برخی جوانان نه میل به کار دارند نه در جستجوی آن هستند.»
ولی فقیه چیزی در این باره نمی گوید که شرایط کاری به آن اندازه بد و دست مزد به آن اندازه کم است که به گزارش روزنامه جهان صنعت نیروی کار ما به ترکیه، آذربایجان، عراق، عربستان، بحرین، کویت و امارات کوچ می کند.




نبرد طبقاتی ساخته ذهن مارکسیست‌ها نیست، بل‌که ریشه در تضاد درونی سرمایه‌داری دارد

آغازگر خط اقتصادی نئولیبرالیستی، دولت “سازندگی” آقای رفسنجانی بود. سپس آیت‌الله خامنه اى در تیرماه ١٣٨۵ با “حکم حکومتى” خود تیری کُشنده به اصل ۴۴ قانون اساسى‏ بیرون آمده از دل انقلاب بهمن ۵٧ زد. پس از آن قانون سرمایه‌گذارى‏ خارجى‏ در ایران از مجلس اسلامى‏ گذشت. جمهوری اسلامی با پذیرشِ برنامه نئولیبرال امپریالیستى‏ به هم‌کاری و اتحاد با امپریالیسم پرداخته است. نقدینگى‏ چند صدمیلیارد دلارى‏ بورژوازی انگلی که با دزدی به دست آمده است، باید با کنش آزاد سرمایه‏ مالى‏ امپریالیستى‏ به کشور بیش‌تر شود. این هم‌کاری با امپریالیسم استقلال اقتصادى‏ راستین کشور را بر باد داده است و استقلال سیاسى را دیر و زود بر باد خواهد داد.

آن‌هایی که پرواز اندیشه‌شان بالاتر از جانشینی ولی‌فقیه با کراوات‌داران نمی رود، می خواهند که دستگاه سرمایه را نگه دارند. طبقه کارگر تنها خواهان سرنگونی ولایت فقیه نیست، بل‌که خواستار جابجایی طبقاتی در دستگاه اقتصادی- اجتماعی جامعه و خواهان دگرگونی‌های بزرگ هست. توده‌های بزرگ رنجبر به رهبری طبقه‌ کارگر چاره‌ای فرای نبرد برای یک جامعه جایگزینی که در آن صلح، آزادی، نان، خانه و کار یک رویا نیست، ندارند.
بورژوازی در همه جای جهان نیروی طبقاتی خود را برای سرکوب طبقه کارگر به کار می برد، ولی هم زمان به “چپ”های شیفته سوسیال دموکراسی می گوید که نبرد طبقاتی یک مقوله کهنه شده‌ای است که پیوندی با زندگی و هم‌زیستی صلح‌آمیز میان طبقه‌ها ندارد. به راستی هم “چپ”های نو با دوری گرفتن از نبرد طبقاتی، از طبقه کارگر می خواهند که آتش بست یک سویه بدهد و زیر یورش مرگبار روزانه بورژوازی تنها بماند و دستمال سپید سرسپردگی بالا برد.
نبرد طبقاتی ریشه در تضاد درونی سرمایه داری دارد و تنها با فروپاشی آن می توان امید زندگی بخش به آینده داشت.




سخنان نغز
سلطنت مطلقه و ولایت مطلقه فقیه

خودکامگان روانشناسی جامعه خود را خوب می شناسند. در فرهنگ ما رهبر را چوپان و مردم را گوسفند او دانستن، به ویژه از زمان رژیم محمدرضا شدت گرفت.

رفیق جان داده در راه آزادی و برابری، جوانشیر در این باره می گوید:

»یکی از خصوصیات تبلیغات فاشیستی رجعت به عقب و بازخوانی تحریف آمیز تاریخ است. تئوریسین های فاشیست می کوشند تا آنچه را که با زندگی زنده قابل توجیه نیست، با احضار ارواح توجیه کنند. آنان تئوری نژادی خود را بر تحریف خودسرانه تاریخ بنا میکنند و برتری نژاد آریایی و به ویژه شاخه ژرمن آن را با تعبیر ویژه ای که از تاریخ تمدن بشری به دست می دهند، توجیه می کنند.

کوچک ابدال های هیتلر و گوبلز در ایران نیز همین شیوه را پیش گرفتند. به تاریخ ایران باستان روی آوردند، مردگان را فراخواندند تا زندگان را دفع کنند. به آیین زرتشت و اوستا متوسل شدند، تا بر افکار نوی که در قلب ها و مغز ها راه می یافت، چیره شوند. مشتی روشنفکر نمای خرده‌بورژوا و عده ای از خدمه سفارت انگلیس و شرکت نفت انگلیس به سوی تحریف تاریخ ایران هردود کشیدند [هجوم آورند]. مبارزات مردم ایران از مزدک تا مشروطه و جنگل یکسره به دور افکنده شد، روی خودکامگی ها و خیانت ها و ستمگری های شاهان پرده افتاد. تاریخ ۱۴۰۰ ساله پس از اسلام ایران فراموش شد و به ویژه جنایت صد ساله استعمار از یادها رفت و سر پهلوی به دم ساسانی پیوند خورد.

تردیدی نیست که مردم ایران هنگامی که بندهای اسارت سیاسی و اجتماعی را از دست و پای خود بگسلند و گرد پیری، خستگی و عقب ماندگی قرون را از سر و روی خویش بزدایند. از سکوی آینده به گذشته خواهند نگریست، تاریخ خود را از نو از موضع درست علمی وطبقاتی بررسی خواهند کرد. «