حزب توده ی ایران در آیینه تاریخ؛ حل مساله مالکیت بر ابزار و وسایل تولید

حزب توده ی ایران در ۴۴ سال پیش بدون هیچ تعارفی به روشنی می گوید که بدون حل مساله مالکیت کشور ما عملا در حالت “طاغوتی” است. باید با الغای مالکیت خصوصی یک جامعه مردمی بر اساس منافع توده های مردم به وجود آورد.

رهبری جمهوری اسلامی به بهانه جنگ و به دستور آقای خمینی بند ج و د  هرگز پیاده نشد. به حقوق کارگران  از همان دوره وزیری توکلی دست یازی شد. جمهوری اسلامی  از آغاز دولت سازندگی رفسنجانی برنامه ریزی و پیاده سازی اقتصاد نئولیبرالیستی آرام آرام را آغاز کرد. با کمک همسایگان پیوند با نهادهای امپریالیستی هم چون صندوق بین المللی پول آغاز شد که اوج این پیوند در دوران آقای احمدی نژاد در جمهوری اسلامی بود. 

همه ی دولتهای جمهوری اسلامی از آغاز دولت رفسنجانی تا کنون با پیاده کردن  اقتصاد نئولیبرالیسم مالکیت عمومی حذف کردند و ثروت ملی را به بخش خصوصی وحشی و بدون تجربه در کار تولیدی سپردند.

حزب توده ی ایران حتا با هوشیاری بی نظیری در آن زمان گفته بود که هر مالکیت دولتی یک مالکیت مترقی نیست. زمانی که ابزار تولید به صورت مالکیت خصوصی در قبضه سرمایه داران و زمینداران است، دولت و سیاست های حاکم بر آن هم برای منافع این طبقه های انگلی به کار برده می شود. دولت خودش چیزی فراتر از ابزار سیاسی و حقوقی طبقه های فرمانروا در جامعه نیست.




در سال2023 ، جهان 2400 میلیارد دلار برای جنگ افزارها هزینه کند؛ مبارزه برای صلح یک نبرد ضدامپریالیستی است

به  گزارش موسسه تحقیقات صلح سوئد، SIPRI :

هزینه های تسلیحاتی جهان در حال افزایش است. در سال 2023، جهان به رهبری امپریالیسم امریکا 2443 میلیارد دلار هزینه تسلیحات کرد.31 کشور عضو ناتو در مجموع 1341 میلیارد دلار برای ارتش هزینه کردند. این معادل 55 درصد از کل هزینه های نظامی جهان است.

هزینه های نظامی امریکا با 2.3 درصد افزایش به 916 میلیارد دلار رسید. این معادل 68 درصد از کل هزینه های نظامی ناتو است. اوکراین، لهستان، فنلاند و دانمارک بزرگترین درصد افزایش بودجه نظامی در جهان را داشته اند.

در خاورمیانه این اسرائیل است که بیشترین سلاح را خریداری کرده است. هزینه های ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم در سال 2023 با 24 درصد رشد به 27.5 میلیارد دلار رسید.

828 میلیون نفر در کره زمین گرسنه هستند که 2.5 برابر بیشتر از کل جمعیت آمریکاست. از این 828 میلیون نفر، 345 میلیون نفر شدیدترین گرسنگی را تجربه می کنند.

در سال 2021، برنامه جهانی غذای سازمان ملل سالانه بیش از 100 میلیون نفر را با بودجه 10 میلیارد دلاری از گرسنگی نجات داد. یعنی فقط 5 درصد کاهش بودجه نظامی کشورهای جهان برای سیر کردن گرسنگان جهان کافی است.

هزینه ساخت یک بیمارستان مجهز در یک مکان خوب 100 میلیون دلار است. یعنی هزینه هزار بیمارستان مجهز در شهرهای فقیر جهان کمتر از 5 درصد هزینه نظامی جهان است.

ولی امپریالیسم سه گانه به رهبری امپریالیسم امریکا و بورژوازی صهیونیسم ترجیح می دهند که انسان های گرسنه را بکشند تا نجات دهند.

پیروزی خلق های محروم جهان بر امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم نجات بخش جهان و جهانیان است.

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته ///  جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته

نه بمب هسته‌ای داره، نه بمب‌افکن، نه خمپاره /// دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌ذاره (یغما گلرویی)




خصوصی سازی آموزش و پرورش اگر موجب جدایی با “نظام و دولت” نشود خیلی خوب است!

به گزارش خبرآنلاین، غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در جمع مدیران مدارس غیردولتی و هیئت امنایی گفت: “برخی خانواده‌ها امکانات مالی دارند و می‌خواهند هزینه تحصیل فرزندشان را تامین کنند؛ این به معنای صرفه‌جویی است و آموزش وپرورش می‌تواند هزینه آن را صرف دانش‌آموزان دیگر کند.

افرادی که مدرسه غیردولتی ایجاد می‌کنند حساب خود را از نظام و دولت جدا ندانند و برای این نظام نیرو تربیت کنیم، جاده‌صاف کن عده‌ای نباشیم که با پول و مالیات این کشور درس می‌خوانند، اما در خدمت سایرین هستند”.

جالب این که ایشان از نام “خصوصی” می ترسد و این مدرسه ها را غیر دولتی می نامد! ایشان چنین مدرسه هایی را برای صرف جویی دولت خوب می داند، ولی تنها نگرانی او “جدا نشدن از نظام” است!

خصوصی سازی مدرسه و دانشگاه ها یکی از سیاست های نئولیبرالیستی است که تنها به سود فرزندان طبقه های بالا هست و مایه شکاف طبقاتی بیشتر در جامعه می شود.

بچه های پولدار مدرسه های خصوصی بهترین آموزگار، آزمایشگاه، سالن ورزش و کنفرانس و غذاخوری و کلاس بزرگ با دانش آموز کم دارند و هر ساله رتبه های بالای کنکور را به خودشان اختصاص می دهند.

دبیرستان‌ های پسرانه انرژی اتمی، مدارس دخترانه سلام، مجتمع آموزشی پسرانه دکتر حسابی، مجتمع آموزشی دخترانه علامه طباطبایی و دبیرستان پسرانه ماندگار البرز ووو که فرزندان ازمابهتران در آن درس می خوانند بهترین دانش آموزان کشور می شوند و همگی رتبه های بالا در کنکور می گیرند.

بیش از 40 دانش‌آموز دبیرستان انرژی اتمی با شهریه 30-40  میلیونی در سال 1401، مدال‌های طلا، نقره و برنز در رشته‌های مختلف المپیادی به‌دست آوردند.

البته جای هیچ شگفتی نیست، زیرا بورژوازی انگلی با فراهم کردن بهترین شرایط آموزشی برای فرزندان خود، آن ها را برای سرکردگی طبقاتی در آینده آماده می سازد.




سخنان نغز
جوانشیر در باره ناسیونالیسم

کمونیست ها نباید با فراموشی تحلیل علمی و طبقاتی به دام احساسات دروغین ملی بیفتند. سواستفاده از احساسات ناسیونالیستی یکی از ویژگیهای مشترک همه ی نیروهای فاشیستی در طول تاریخ بوده است.

جمهوری اسلامی هم از این حربه کارساز بهره گیری می کند.

حق دفاع در مقابل حمله تروریستی، حتا برای رژیم های فاشیستی سرمایه داری محفوظ است، ولی نباید با به دام افتادن در تور ناسیونالیستی رژیم وظیفه طبقاتی خود را فراموش کرد. حاکمیت سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی از درگیری با اسراییل برای منحرف کردن افکار عمومی از چالشهای فراوانی مانند تورم، گرانی، بیکاری، سیاست ضدکارگری، زن ستیزی، آزادی خواه کشی سود می جوید.

برای نمونه، رژیم ولایت فقیه مانند رژیم محمدرضا در اینجا و آنجا از این بیت فردوسی سواستفاده می کند.

ببینید رفیق جان داده در راه آزادی و برابری، جوانشیر در این باره چه می گوید:

«به متن شاهنامه توجه کنید.

چنین گفت لشگر به افراسیاب…

همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم

در شاهنامه از زبان لشکریان توران خطاب به افراسیاب است. به قصد تشویق او برای هجوم به ایران. افراسیاب از رستم شکست میخورد و دچار وحشت می شود. در کار عزیمت است. سپاهیان توران به شاه خود دلداری میدهند. او را به جنگ با رستم و هجوم به ایران تشویق میکنند و میگویند قدرت ایران در رستم است. او را بکشیم نه شاه میماند و نه گنج. آنها در ضمن وضع دشوار خودشان را هم توضیح میدهند که نمیتوان کشور خود (توران) را به دشمن( ایران ) بدهند.»

یعنی نه رستم و نه کس دیگری از لشگر ایرانیان این سخن را بر زبان نیاورده است، ولی فاشیست ها برای منافع طبقاتی خود آن را به هدفهای ناسیونالیستی چسباندند و  از آن برای تحمیق توده ها بهره جویی کرده اند.




تاثیر فلسفه ماتریالیستی در انقلاب بورژوا دموکراتیک فرانسه

انچه در ماتریالیسم انگلیسی اشتباه بود، تفسیر مکانیکی ان از طبیعت بود. تصادفی نیست که فلسفه ماتریالیستی انگلیسی دقیقا در قرن هجدهم ، زمانی که اکتشافات نیوتن مکانیک را به پیشرفته ترین و مهم ترین علم تبدیل کرد، شکوفا شد. به گفته انگلس: “محدودیت خاص این ماتریالیسم در ناتوانی آن در درک جهان به عنوان یک فرآیند بود، به عنوان ماده ای که پیوسته در روند تکامل تاریخی است.”

فلسفه ماتریالیستی از انگلستان به فرانسه، جایی که توسط رنه دکارت (1596-1650) و پیروانش توسعه یافت، نقل مکان کرد. ماتریالیستهای فرانسوی خود را به انتقاد از دین محدود نکردند، بلکه انتقاد خود را به تمام نهادها و ایده ها گسترش دادند. انها دین و خرافات را با تکیه به “عقل” به چالش کشیدند و و با اینکار طبقه سرمایه دار در حال ظهور را در مبارزه با سلطنت قوی کردند. پایه ایدولوژیک انقلاب بزرگ بورژوایی فرانسه در سال های 1789 تا 1793، فلسفه ماتریالیستی بود. بر خلاف انقلاب انگلیس در اواسط قرن هفدهم، انقلاب فرانسه نظم فئودالی قدیمی را به طور کامل نابود کرد. همانطور که انگلس بعدها نوشت، “ما امروز می دانیم که این قلمرو عقل چیزی بیش از قلمرو ایده ال طبقه سرمایه دار نبود.”

انقلاب فرانسه تاثیر زیادی بر جهان متمدن داشت. این انقلاب بورژوا دموکراتیک، مایه پیشرفت و شکوفایی ایده ها در فلسفه، هنر و شاخه های گوناگون علم، مانند زمین شناسی، گیاه شناسی، شیمی و اقتصاد سیاسی شد، تفکر را در همه زمینه ها انقلابی کرد.
در این دوره بود که انتقاد از رویکرد مکانیکی ماتریالیست ها به اشیاء شروع شد.

فیلسوف المانی، کانت (1724-1804) کشف کرد که زمین و منظومه شمسی همیشه وجود نداشته اند، بلکه در یک زمان معینی بوجود آمده بودند. همین امر در جغرافیا، زمین شناسی، گیاهان و حیوانات صادق است – هیچ چیز برای همیشه وجود نداشته است.




امپریالیسم امریکا در حرف «دو کشوری» را می پذیرد، ولی در عمل درخواست فلسطین برای عضویت در سازمان ملل را وتو کرد

امپریالیسم امریکا یک بار دیگر چهره استعماری خود را نشان داد و بر ضد خلق فلسطین و به نفع بورژوازی صهیونیسم رای داد.

18 آوریل (30 فروردین)، پیش‌نویش قطعنامه «پیشنهاد پذیرش عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل متحد» از سوی ایالات متحده وتو شد.

«فو تسونگ» نماینده دائم چین در سازمان ملل پس از رای‌گیری درباره این قطعنامه گفت که

«امروز باعث تأسف است که به علت وتوی آمریکا، درخواست فلسطین برای کسب عضویت در سازمان ملل به تصویب نرسید و آرمان ده‌ها ساله مردم فلسطین بی‌رحمانه ویران شد. چین به شدت نسبت به تصمیم آمریکا ابراز تاسف می‌کند.»

«تاسیس کشور مستقل فلسطین، سال‌هاست که آرمان چندین نسل از فلسطینی‌ها  بوده و در عین حال عضویت رسمی فلسطین در سازمان ملل می‌توانست گامی کلیدی برای تحقق این روند تاریخی محسوب ‌شود. کشوری که از پذیرش عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل پشتیبانی نکرد، علت آن را عدم توانایی فلسطین برای حکمرانی عنوان می‌کند؛ اما ما با این رفتار و گفته‌ها مخالفیم.»

«طی 13 سال گذشته، تحولات فراوانی در اوضاع فلسطین رخ داده که اساسی‌ترین آنها گسترش مداوم شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری رود اردن بوده که با کاستن پیوسته از فضای لازم برای زیست فلسطین به عنوان یک کشور مستقل باعث تخریب مداوم پایه‌های طرح «دو کشور» شده است. »

غیرقابل قبول‌تر آن است که همان کشور مربوطه می‌پرسد آیا فلسطین واجد شرایط مندرج در منشور ملل متحد برای کسب عضویت سازمان ملل هست یا خیر. آیا چنین اتهامات زیاده از حدی مثل یک توهین بزرگ و پاشیدن نمک روی زخم مردم فلسطین نیست که به طور گسترده از اشغال رنج می‌برند.

تاسیس کشور مستقل یک حق مسلم، غیر قابل تردید و مبادله ملت فلسطین است. هر کشوری که صادقانه از طرح «دو کشور» حمایت می‌کند، نباید با عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل مخالفت کند.




جنبش انقلابی مهسا به جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل نه گفته و می گوید.

اکبر دهقانی ناژوانی

بعد از انقلاب ۵۷ به مرور محدودیت‌ها و محرومیتهای مردم زیادتر شد. به همین نسبت مقاومت ها و مبارزات مردم با این محدودیت‌ها و محرومیتها بطور پنهان و آشکار ادامه پیدا کرد. در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ این مقاومت ها و مبارزات توده وارتر، جهت دارتر و هدفمندتر گردیدند. مردم رژیم آخوندی را بهتر شناختند و پی بردند که این رژیم آخوندی و مذهب افراطی دشمن واقعی بشریت، انسانیت و دشمن ایران و ایرانی هستند. در جنبش انقلابی مهسا در سال ۱۴۰۱ خودآگاهی مردم بیشتر و بر خلاف گذشته کمر رژیم آخوندی و نوکران داخلی و خارجیش را شکست. 

ریشه ها و علتهای جنبش انقلابی مهسا را بیشتر بشناسیم:

اگر درست بنگریم ریشه جنبش انقلابی مهسا بر می گردد به چندین قرن گذشته که زنان و دختران همه جوره تحت ظلم و ستم بودند و حجاب اجباری یکی از آنها بود. به بهانه حجاب اجباری هر نوع فشار، ظلم و ستمی را به زنان تحمیل می کردند. در طول تاریخ زنان آزاده بسیاری با این ظلم همه جانبه مبارزه می کردند، در زمان رضا شاه با زور و تحمیل کشف حجاب شد، ولی جامعه ایران آن روز مذهب زده و  آمادگی چنین تغییری را نداشت. کشف حجاب بهانه های زیادی به دست مذهبی ها داد که تا با هر نوع نوگرایی مخالفت و جامعه را فریب بدهند و به عقب برگردانند. اما در آخر رژیم محمد رضا شاه فرزند رضاشاه افراد وابسته به رژیم و اربابان خارجی و روحانیون درباری و روحانیون افراطی مثل خمینی با تبلیغات ضد غربی و به نفع مذهب همراه با تبلیغات بی محتوای غربی و تبلیغات سکسی توسط مزدوران رژیم شاه که به نوعی از غرب دستور می گرفتند جامعه را به عقب راندند و کم کم جوانان سطحی بار آمده و بی حجابی زمان شاه را به بد حجابی تبدیل کردند تا جایی که در جامعه رایج شده بود که دختران و زنان عروسکهای کاغذی هستند. کم کم بسیاری ار مردم از این بدحجابی خسته و این خود یکی از بهانه هایی بود که مذهبی های افراطی مثل خمینی و دار و دسته از آن بر علیه رژیم شاه و غرب و به نفع خودشان استفاده و مردم را فریب و با این مردم مسخ شده انقلاب ۵۷ را راه انداختند که البته دستهای آشکار و پنهان اربابان خارجی در آن نقش داشتند. بعد از انقلاب اگر مردم با حجاب اجباری مخالفت می کردند همه جوره، حتی با زندان، سرکوب خیابانی، سنگسار، اسید پاشی و قتل‌های ناموسی سرکوب می شدند.

چرا و چگونه آتشفشان جنبش انقلابی مهسا فورانی شد؟.

۱- این جنبش چندین قرن ریشه دارد. زنان در هر زمان سعی کرده اند تا آن حدی که می توانند خودشان را پیدا بکنند و با این ظلم و ستمی که بر آنها رفته و می رود مبارزه کنند.

 ۲- این جنبش حکایت از ظلم و ستمی کرده و می کند که به جامعه تحمیل و زنان در مرکز این اجحاف و تحمیل بوده اند.

 ۳- این جنبش زنانه و مسئله حجاب اجباری رشدیابنده و نه فقط تحت تاثیر زنان و جامعه عقب افتاده رشد می کرد، بلکه خود این حجاب اجباری همه جوره در رشد ذهنی و روحی زنان و افراد جامعه نقش بازی می کرد. چگونگی رشد حجاب اجباری در درجه اول روی ذهن و روح زنان تاثیر و کم کم ذهن و روح مردان را هم به خود مشغول و درگیر می کرد. به مرور  ریشه دار تر و در درون ذهن و روح زنان و مردان جامعه ریشه می دواند. این حجابها فقط محدود به حجاب اجباری زنانه نبودند و هر محرومیت و محدودیت، بی عقلی، فقر و غیره حجابی بودند جلوی پیشرفت بشر.  حجابهای تحمیلی به مرور در رابطه با افراد متوهم رشد کرده و حجاب اندر حجاب شدند و کمبود ها و خرابی های زیادی پیدا کردند. از دل آنها پس از چندین قرن مذهب، ناسیونالیست، قومگرایی افراطی و این اواخر کمونیسم افراطی بوجود آمده اند. از همه بدتر مذهب افراطی بود.

 ۴-حجاب اجباری زنانه بهانه ای شده بود که تا همه جانبه کمبود ها و گرایش‌های افراطی مذهبی، ناسیونالیستی و قومگرایی افراطی و بحران‌های فرهنگی و اقتصادی که در جامعه در حال رشد بودند را به زنان و نهایتا مردان و کل جامعه تحمیل کنند.

 ۵- برای مثال مذهبی های عقب مانده عقلی نداشتند که مردم دست آورد و کارهای خردمندانه آنها را ببینند و تحت تاثیر کارهای خردمندانه آنها قرار بگیرند، در نبود عقل سلیم و احساس سالم  فقط احساس کور مذهبی همه کاره ذهن و روح مذهبی ها و آخوندهای ریاکار می بود. این خدای احساس کور مذهبی کمبود دار به این مذهبي ها و آخوندها امر می کرد که چرا معطل هستید با فشار، محرومیت و محدودیت هر نوع سنگی را جلوی راه پیشرفت مردم بیندازید تا عقل و احساس مردم درست رشد نکنند  و  مردم برای هر چیزی حجاب اندر حجاب در بن بست قرار گیرند. اگر مردم پیشرفت نکنند بی عقل، بی احساس و فقیر و در لاک خود محجوب می شوند و ما مذهبی ها بر گرده آنها سوار خواهیم بود. در غیر این صورت آنها عقل دار و ما بی عقلهای مذهبی نمی توانیم بر گرده مردم سوار باشیم.

 ۶- احساس کور ادامه می دهد؛ حجاب اجباری زنانه یکی از این حجاب اندر حجابها است که مردم بی عقل و عقب افتاده برای آبروی خود و برای رضای خدا به آن وابسته اند و می ترسند که آبرویشان ریخته و سنگسار شوند.  ما مذهبی ها با این حجاب زنانه زنجیر به گردن زنان و مردان می اندازیم و هزار و یک حجاب و آره و نه دیگر را به آنها تحمیل می کنیم تا اصلا به فکر عقل سلیم و احساس سالم و علم نیفتند. به آنها بگویید که با پای چپ به مستراح( توالت) داخل شوند و هزار و یک جفنگ دیگر را به خوردشان بدهید، زیرا عقل سلیم و احساس سالم آنها نباید رشد و پیشرفت بکنند. در عوض احساسکور مذهبی در ذهن و روح مردم باید تقویت شود.

 ۷- مذهب و احساس کور مذهبی با این چرندیات ذهن و روح و جسم مردم را بیشتر بیمار و ویران کرده تا حدی که مردان باید خیلی مواظب حجاب اجباری زنان و دخترانشان می بودند که اولا در جامعه عقب مانده و بسته مذهبی آبرویشان نرود. دوم با کفر مذهبی و گناهان کبیره گرفتار نشوند. در غیر این صورت از جامعه ترد و سنگسار و یا هزار بلای دیگر بر سرشان می آوردند. از جمله در جمهوری اسلامی. در مرحله ای مردم دیگر توان تحمل آنها را نداشتند و کم کم مثل آتشفشان فوران کردند و می کنند.

نمونه بارز آن آتشفشان جبیش انقلابی مهسا می باشد . 

۸-حجاب اجباری زنانه حکایت از آن دارد که اولا در چندین قرن و بخصوص در زمان رژیم آخوندی چه بلاهایی بر سر زنان و جامعهٔ ما رفته. به بهانه حجاب اجباری زنانه در هر زمان حجابهای اجباری مذهبی افراطی، ناسیونالیستی ، قومگرایی و کمونیستی افراطی را به زنان و مردان جامعه تحمیل کرده و می کنند. به همین خاطر ما مردم شناختی نسبت به خوب و خوب تر نداشته و  همیشه بین بد و بدتر انتخاب کرده ایم.

 ۹- در دی ۹۶ و آذر ۹۸ تا حدودی ورق برگشت و مردم زن و مرد همه در تنگنا و دشمن واقعی خود رژیم آخوندی ناب محمدی را شناختند و بر علیه این رژیم و مذهب افراطی موضع جدی تری گرفتند. اما با وجود بهای سنگین جانی و مالی نه فقط مردم عقب ننشستند، بلکه در سال ۱۴۰۱ آتشفشان فورانی جنبش انقلابی مهسا را بوجود آوردند. زنان در این جنبش نقش پر رنگ و برجسته ای داشتند.  به این ظلم چند قرنه ، بخصوص در ۴۵ سال رژیم منفور آخوندی، زنان و مردان در جنبش انقلابی مهسا به این ظلم جواب نه دادند و کمر رژیم آخوندی و نوکران داخلی و خارجیش را شکستند.

 ۱۰- پس بنابراین شکست حجاب اجباری در برابر حجاب اختیاری زنانه در جنبش انقلابی مهسا دست آورد بزرگی است که به راحتی به دست نیامده و حکایت از آن دارد که ذهن و روح زنان و مردان در این چند قرن و  در ۴۵ سال رژیم نکبت آخوندی چگونه رشد کرده. این پیروزی حجاب اختیاری بر حجاب اجباری دست آوردی برای جهش رشد ذهنی و روحی افراد، بخصوص برای زنان و در درجات مختلف اختیار، اعتبار و آگاهی ما مردم را بالا برده است و ما را به خود متکی کرده تا حدی که نه فقط رژیم و نوکران داخلی و خارجی رژیم و اربابانش را شناختیم و این دشمنان بشریت و ضد ایرانی را ترد کردیم، بلکه مذهب افراطی و ایدئولوژی های افراطی و کهنه دیگر را هم شناخته و پس زده ایم، به عبارت دیگر آنچه در ذهن و روح ما می گذرد نه فقط حجاب اجباری را رد می کند، بلکه هر نوع حجاب تحمیلی مذهبی و غیر مذهبی دیگری را که به ما و ذهن و روح ما تحمیل می کنند را هم رد می کند.  جنبش پیام روشنی برای مخاطبینش داشت و دارد که ما همه انسانیم وحق انتخاب داریم و انتخاب ما دیگر بین بد و بدتر نیست. ما به خودآگاهی رسیده ایم. هر چه را که عقل سلیم و احساس سالم ما حکم می کنند ما می پذیریم و همان را عمل می کنیم.

 ۱۱– ما زنان به حجاب اجباری آخوندی مذهبی افراطی و به کشف حجاب رضاشاهی نه می گوییم ، زیرا تمام این اینها زمینه را فراهم کرده و می کنند که دیگران بر ما کنترل داشته و هر حجاب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را که می خواهند به زنان و مردان جامعه ما تحمیل کنند. هرحرف غلط و هر پندار غلط و هر کردار غلط حجاب مخرب و مانعی هستند تا افراد به هم نزدیک نشوند. اما در برابر این حجابهای غلط حجاب منطقی و بجا و درست وجود دارد که ما را در برابر حجابهای غلط محافظت می کند. ما این حجابهای منطقی را با عقل سلیم و احساس سالم خود تشخیص داده و آنها را رعایت می کنیم. حجاب اختیاری زنانه یکی از آنها است. فیلسوف بزرگ ما زرتشت گفت پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، این گفتار زرتشت بزرگ فاصله و مرزبندی بین حجابهای مثبت و حجابهای منفی ما را تعیین می کند.

 ۱۲- ما زنان و مردان ایرانی ذهنی و روحی از جنبش مهسا الهام گرفته و در رابطه با هم روی رشد ذهنی، روحی خود و همنوع خود نقش مثب بازی می کنیم و همدیگر را کمی و کیفی رشد می دهیم. به همین نسبت ما تکثرگرا و میلیونی و در سراسر ایران پخش هستیم و هر روز در کوچه، خیابان، مغازه و در خانواده از حق انتخاب و از حجاب اختیاری خود دفاع می کنیم و رژیم منفور آخوندی را به زانو در آورده ایم. رژیم نتوانسته و نمی تواند جلوی حق انتخاب و حجاب اختیاری ما را بگیرد، البته این به این معنی نیست که ما مشکل نداریم و مشکلاتمان را حل کرده ایم، ولی دشمنان واقعی خودمان را شناخته و کم کم آماده می شویم که انسانیت ، حق و حقوق و کشور عزیزمان را از چنگ این دشمنان بیرون بکشیم.

 ۱۳- حجاب اختیاری زنانه در کوچه و بازار و مغازه نه فقط حجاب اجباری زنانه پاره کرده، بلکه حجابهای اجباری را نیز پاره کرده تا حدی که نه فقط اکثر زنان و مردان جامعه از این حجاب اختیاری دفاع می کنند، بلکه مردم حجابها و محدودیت‌ها و محرومیتهای دیگر مثل بی آبی، بی نانی، بی کاری و بی خانمانی را هم به نویی به این مبارزه حجاب اختیاری وصل و گره می زنند. مردم بر سر همه این حجابها و محدودیتها با رژیمی ها می جنگند، حتی زنان با حجاب هم  از محدودیت حجاب اجباری زنانه و از محدودیتهای حجاب اندر حجاب بن بست های زندگی خسته و همه با زنان حجاب اختیاری همصدا و همراه شده اند، چون مشکلات جامعه فقط به حجاب اجباری زنانه محدود نمی شوند، بلکه حجاب اندر حجاب و در هر زمینه ای به بن بست رسیده اند. 

چرا مشکلات ما در جمهوری اسلامی زیاد شده و می شوند؟

 ۱۴- رژیم آخوندی نشان داد که در این  ۴۵ سال آتش به اختیار است و اصلاح پذیر نیست و اصلاحات را نمی فهمد و نمی تواند به آن عمل کند، زیرا عقل سلیم و احساس سالم ندارد و فقط تابع خدای احساسکور مذهبی در ذهن و روح مرده آخوندی اش است و اصلا اصلاحات برای مردم نمی خواهد.اصلاحات فقط برای بهتر شدن وضعیت خودشان خوب است آن هم به هر شکل ، بخصوص با غارت و کشتن مردم. رژیمی ها الآن برای نجات خودشان همه جوره آتش به اختیار عمل می کنند، حتی اگر بتوانند یک جنگ و قحطی تمام عیار را به ما مردم تحمیل می کنند تا مرز نابودی، قحطی و آوارگی میلیونها نفر. با چنین ساختاری ما مردم با دشمن بشریت، انسانیت و شرف و دشمن ایران و ایرانی مثل جمهوری اسلامی آتش به اختیار رو به رو هستیم. جنبش انقلابی مهسا ادامه دارد و حجاب اختیاری بطور کامل کارهایی که یاد گرفته و یاد خواهد گرفت را هنوز به پایان نرسانده است. حجاب اختیاری  در هر زمان از رشد ذهن و روح فرد و افراد تاثیر می گیرد. متقابلا ذهن و روح و جسم فرد و افراد از این حجاب اختیاری درونی شده تاثیر می گیرند، پس جنبش انقلابی مهسا و حجاب اختياری اش باید متناسب با شرایط و اوضاع و احوال شرایط جامعه  مدام رشد خودشان را حساب شده با اتکا به علوم طبیعی و اجتماعی و با اتکا به واقعیات اجتماعی و محیط زیست به روز کنند و در برابر هر مانع و حجاب اجباری ایدئولوژیکی، بخصوص مذهبی وامانده و عقبگرای اصلاح نا پذیر به ایستند و آنها را پس بزنند.

 ۱۵- جنبش انقلابی مهسا و حجاب اختیاری آن میلیونی در سراسر کشور هر روزه خودنمایی و مبارزه می کند و می داند که چه می خواهد و چه می کند. در هیچ زمینه ای تبعیض قائل نمی شود، مثلا شما در جنبش مهسا زنان حجاب اختیاری و زنان با حجاب پیدا می کنید. زنان در سنین مختلف و از قشر های مختلف پیدا می کنید. همچنین در این جنبش مردان هم در کنار زنان مشارکت دارند. در سراسر کشور هر روز شما این پدیده مبارزه گر و حق طلب یک شکل را در همه جا می بینید که همه با یک هدف انگشت اتهام خود را به طرف رژیم پوشالی آخوندی گرفته اند و در برابر هر نوع حجاب اجباری و هر نوع حجاب اندر حجاب دیگری مبارزه می کنند.

کار تشکیلاتی جنبش مهسا و زیر مجموعه های آن:

 ۱۶- این جنبش انقلابی پویا و رشدیابنده کار تشکیلاتی عام و عمومی در سراسر کشور دارد و رهبری آن دست  میلیونها نیروهای مردمی، بخصوص در دست دختران و زنان است. در سراسر کشور هر روز و هر ساعت برنامه و کار تشکیلاتی عام و عمومی دارد. در برابر نا ملایمات زندگی و عاملین آنها، یعنی رژیم آخوندی و دار و دسته داخلی و خارجیش می جنگد. این رهبران مردمی در کار تشکیلاتی عمومی‌و عام جنبش مهسا از همدیگر خیلی چیزها یاد گرفته و می گیرند.

 ۱۷- جنبش انقلابی مهسا این توانایی بالقوه و بالفعل را دارد که در کار تشکیلاتی عام و عمومی خود در سراسر کشور حساب شده و با اطمینان کامل به مرور کارهای تشکیلاتی زیر مجموعه ای دو نفره، چند نفره، شورایی، جبهه ای، گروهی، حزبی و سازمانی و غیره بوجود آورد. چرا؟، چون حجاب اختیاری با حجاب اندر حجاب  و بن بست های مذهبی، حجابها و بن بستهای  اجتماعی، حجاب ها و بن بست های دیگری در اقتصاد شکست خورده، در بی کاری، بی نانی، بی پولی، گرانی و تورم می جنگد و همه اینها در زمینه های مختلف حجاب اندر حجاب و ویرانگر هستند.  تشکل عام و عمومی جنبش انقلابی مهسا و حجاب اختیاری باید حساب شده و با اطمینان زيرمجموعه پیدا بکند و از اراده و توانایی ها و درایت افراد مردمی کمک گرفته تا در هر کجا بتواند حساب شده سرک بکشد و با این حجابهای اجباری و ویران گر همه جانبه و در هر زمینه و در هر سطحی مبارزه کند. به عبارت دیگر رشدیابندگی و دوام جنبش انقلابی مهسا و حجاب اختیاری و گستردگی آنها در سراسر کشور کمک می کند که جنبش انقلابی مهسا و حجاب اختیاری در رابطه با هم کیفیتی و کمیتی رشد کنند و گسترده شوند و زيرمجموعه  پیدا کرده و تاثیرات درست خود را حساب شده و با اطمینان در زمینه ها و جاهای مختلف بگذارند، این شایستگی ها در جنبش مهسا تا به حال دیده شد که اولا رشد یابنده. دوما توانمند، با دوام، تاثیر گذار و گسترده و میلیونی هستند ، سوما زنان شیردل و مردان شیر دل خودآگاه حاضر در میدان دارد و شکست ناپذیر  است . کار تشکیلاتی عام و عمومی جنبش انقلابی مهسا از قبل تا حدودی زيرمجموعه پیدا کرده است، ولی باید حساب شده تر گسترش یابد، چون در هر زمینه و در همه جا مشکلات رنگ و وارنگ حجاب اندر حجاب زیادی داریم.

 ۱۸- در چنین فضا جنگی و امنیتی که جمهوری اسلامی بوجود آورده این زیر مجموعه های جنبش مهسا می توانند از پایین به طرف بالا رشد کنند، مثلا تمام افراد تا آن حدی که می توانند باید با اطمینان همدیگر را دو نفره و چند نفره پیدا کنند و در هر زمینه فردی و جمعی که مایل هستند با هم همکاری و کار تشکیلاتی کنند، بخصوص در خانواده نقش زن و شوهر در برابر خودشان و در برابر بچه هایشان باید پر رنگ باشد تا برسد به جامعه و کارهای کوچک و بزرگ در جامعه از جمله اقتصاد و سیاست. در چنین شرایطی جنبش انقلابی مهسا با شعار حجاب اختیاری بستر رهبری فراهم کرده و همه در آن در اندازه های مختلف نقش رهبری دارند و نه فقط به حجاب زنانه می پردازند، بلکه هر نوع حجاب اندر حجاب. در چنین بستر رهبری یک درصدی های جامعه فعال تر می شوند. جنبش انقلابی مهسا در همه جا در کوچه، بازار، خیابان و خانه در کنار ما مردم بیدار و هوشیار است و به ما الهام می بخشد. چرا؟ ، چون این جنبش یک پدیده اجتماعی رشدیابنده ریشه دار است و در رابطه با ذهن و روح ما مردم رشد دارد و متقابلا ذهن و روح ما مردم در رابطه با این جنبش انقلابی مهسا رشد دارند و این رشد و تکامل همراه با عقل سلیم و احساس سالم و همراه و هماهنگ با واقعیات اجتماعی و محیط زیست می باشد، به عبارت دیگر جنبش انقلابی مهسا همان ذهن و روح آزاد شونده ما مردم است که از بند حجابهای مختلف اجباری ایدئولوژی های افراطی، بخصوص مذهبی آخوندیسم آزاد شده و دارد آزاد می شود  که دیگر انتخاب بین بد و بدتر ندارند. از این به بعد ذهن و روح ما دیگر منتظر معجزه و نیروهای غیبی مثل خمینی نیستند و اجازه نمی دهند که دیگران، بخصوص مذهبی ها و آخوندها برای من و شما مردم تصمیم بگیرند. ذهن، روح، عقل و احساس ما  دشمنان واقعیشان، یعنی آخوندهای کذاب و مذهب افراطی و دیگر ایدئولوژی های افراطی و نوکران داخلی و خارجی آنها را شناخته و با آنها می جنگند تا سرنگونی رژیم آخوندی و رسیدن به جریانات درست بعد از آن.

 ۱۹- حال که خوشبختانه جنبش انقلابی مهسا را داریم و حجاب اختیاری کار تاریخی خودش را کرده و می کند و رژیم منفور آخوندی هم گفته که ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ با حجاب اختیاری در می افتد. از طرفی دیگر  بمب باران کنسولگری ایران در سوریه توسط اسرائیل بهانه ای به دست رژیم آخوندی داد و بنا به گزارشهای بین المللی رژیم آخوندی هم برای تلافی روز شنبه شب پهپاد و موشک به طرف اسرائیل پرتاب کرده .

این چند معنی می تواند داشته باشد؟  

 ۲۰- اولا رژیم درمانده و از شورش و انقلاب گرسنگان در ایران می ترسد.

 دوم از جنبش مهسا و حجاب اختیاری ضربه خورده است و می خواهد اگر بتواند تلافی کند، اما او و اربابانش کور خوانده اند و جنبش انقلابی مهسای زنانه را دست کم گرفته اند .

 سوم از طرفی دیگر رژیم می خواهد حواسها را فقط به حجاب اجباری گرم کند تا پشت پرده با کمک اربابان خارجی کارهای دیگری بکند که تا شاید جنگ رژیم آخوندی، اسرائیل و اربابانشان کلید بخورد. همه این رژیمها در بحران و به نوعی می خواهند بحران‌های خودشان را بر طرف بکنند. خوشبختانه مردم ما از حمله اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی و از پرتاب موشک و پهپاد جمهوری اسلامی به طرف اسرائیل دفاع نکردند.  رژیم آخوندی و اسرائیل و اربابان آنها آرزویش را داشتند تا مردم ایران به نوعی درباره  این حملات دو جانبه موضع بگیرند و به نفع رژیم آخوندی و یا به نفع اسرائیل و یا دو دسته شده و از هر دو حمایت کنند و به نوعی وارد جنگ احتمالی در آینده شوند. اما خوشبختانه موضع مردم مثل همیشه  نشان داد که دشمنانشان را می شناسند و با جنگ افروزی آنها از هر دو طرف مخالف هستند. فقط عده ای بسیجی جیره خور در دانشگاه شعار می دادند و توقع داشتند که مردم به آنها بپیوندند، ولی مردم آگاه حسابی رویشان را کم کردند، پس بنابراین اگر ما مردم ایران هوشیار و همه جانبه در صحنه حضور داشته باشیم چنین غلط هایی نمی توانند بکنند. 

 ۲۱- رژیمی های درمانده از روز شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۳ به زنان و حجاب اختیاری آنها گیر دادند و روز شنبه به طرف اسرائیل موشک و پهپاد پرتاب کرده اند. از این به بعد جواب ما به این رژیم و اربابانش این است که اولا هر نوع حق کشی و اجحاف به زنان و حجاب اختیاری آنها در هر کجا و از طرف رژیم آخوندی و هر کس دیگری با مقاومت سرسختانه ما زنان و مردان حاضر در صحنه همراه است. ما مردم از زنان و حجاب اختیاری آنها بصورت گسترده دفاع و با متخلفین رژیمی برخورد جدی می کنیم. دوم باید مشکلات و موضوعات دیگر ، مثل بی آبی، بی نانی، بی کاری ، فقر، بی خانمانی و مخالفت با جنگ را به مشکل حجاب اختیاری زنان گره بزنیم، یعنی در عین حال که از زنان و حجاب اختیاری آنها دفاع می کنیم لازم است که مشکلات دیگر را هم فریاد بزنیم تا مشکلات همگانی برای همه مطرح  شوند، چون جامعه همه جوره و در هر زمینه حجاب اند حجاب و به بن بست رسیده و در حال نابودی است.  با مطرح کردن مشکلات دیگر همراه با دفاع از زنان و حجاب اختیاری، افراد  دلگرم تر و بیشتر همدیگر را پیدا می کنند.

 ۲۲- سال ۱۴۰۳ سال خیلی بد و خیلی خطرناک است. احتمال جنگ و قحطی خیلی بالا است. ارتجاعیون داخلی و خارجی نمی خواهند که مردم ایران همه کاره کشورشان باشند. اما مردم ایران نشان دادند که در صحنه هستند و از اپوزیسیون های ایرانی خیلی آگاه تر وجلو تر هستند. این آن چیزی است که ارتجاعیون داخلی و خارجی از آن می ترسند. جمهوری اسلامی درمانده ، اسرائیل درمانده و بعضی از کشورهای دیگر خواهان یک چنین جنگی بوده و هستند. آمریکا اگر نخواهد وارد جنگ شود آنقدر اسرائیل این قضیه جنگ را کش می دهند و جمهوری اسلامی توسط نفوزی های اسرائیل در داخل ایران و خود اسرائیل از بیرون خواسته و نا خواسته به دام اسرائیل افتاده و با هم بحران جنگ را بالا می برند تا نهایتا در مرحله ای آمریکا مجبور شود به جنگ با ایران و منطقه خاورمیانه که ممکن است به جنگ جهانی ختم شود یک نه بزرگ بگوید.

در این مؤرد مشخص اگر مردم ایران در صحنه مبارزاتی حضور فعال داشته باشند روی تصمیم آمریکا برای نه بزرگ به جنگ گفتن تاثیر مثبت و سرنوشت ساز می گذارد. اما اگر مردم ایران بطور فعال در صحنه نباشند همه چیز برای جمهوری اسلامی و اسرائیل آماده و اسرائیل جنگ افروز و جنگ طلبان که می خواهند سلاح بفروشند این تصور را در ذهن سیاستمداران آمریکا و دولت بایدن جا بیندازند که عزیزجون مردم ایران در صحنه نیستند و جنگ ما با ایران زیاد بزرگ نمی شود و آمریکا را مجبور می کنند که تسلیم جاه طلبی های اسرائیل و جنگ افروزان داخل آمریکا و خارج از آمریکا شود و وارد یک جنگ با ایران و منطقه شود که این دومی اشتباه بزرگ و خطرناک برای ایران، منطقه و جهان است، پس بنابراین روی آمریکا فعلا چندان نمی شود حساب باز کرد.

کشورهای دیگر هم ممکن است که قدمی برای شروع جنگ بر ندارند، ولی جنگ که شروع شد برای فروش اسلحه آماده اند. فقط می ماند که ما مردم ایران و مردم منطقه که چه تصمیمی می خواهیم بگیریم. مردم منطقه دنبال جنگ نمی گردند، ولی فعلا مشخص نیست که چگونه می خواهند جلوی جنگ را بگیرند. شاید با تظاهرات ضد جنگ. اما تا آنجایی که به ما ایرانی ها مربوط می شود. رژیم منفور آخوندی از شنبه ۲۵ فروردین امسال شروع کرده با زنان و حجاب اختیاری آنها در افتد و اگر زنان را سرکوب کند مقدمه جنگ بعدی است که جمهوری اسلامی و اسرائیل می خواهند آن را کلید بزنند. ما مردم ایران باید با هوشیاری و خودآگاهی فردی و جمعی و با دفاع از زنان و حجاب اختیاری آنها از سرکوب زنان و حجاب اختیاری آنها جلوگیری کرده و با تظاهرات و اعتصابات و تجمعات مختلف و گسترده با شعارهای اصلی در رابطه با بی آبی، بی نانی، بی کاری، بی خانمانی، تورم و گرانی در کف خیابان قدرت همبستگی و توانایی های مردمی خودمان را به جمهوری اسلامی و اربابانش نشان بدهیم که ما مردم ایران خواب نیستیم و در صحنه اجتماعی و سیاسی ایران حضور داریم.

اگر آنها ما مردم را در کف خیابان ببینند هم جمهوری اسلامی، هم اسرائیل و هم اربابان شرق و غرب، بخصوص آمریکا در برابر حضور پر شور و پر رونق ما مردم در صحنه سیاسی و اجتماعی عقب نشینی می کنند و می فهمند که نمی توانند جنگ داخلی و جنگی از بیرون را به ما مردم تحمیل کنند و جلوی یک قحطی بزرگ نیز گرفته می شود. علت اینکه تا به حال نتوانسته اند که جنگ داخلی و جنگی از خارج را به ما مردم غیور و دلاور تحمل کنند فقط و فقط آگاهی و هوشیاری ما مردم ایران بوده است. شاید که مردم کشورهای منطقه از مردم ایران تاثیر بگیرند و تجمعاتی بر قرار کنند، چون جنگ منطقه ای مشکل همه است.

 ۲۳- با چنین گردهمایی گسترده و خودآگاهی جمعی و حضور فعال ما مردم ایران در صحنه نه فقط جنگی در نمی گیرد، بلکه رژیم آخوندی به دست توانای ما مردم سرنگون می شود و چون آگاهانه در صحنه مبارزاتی هستیم هیچ رژیم دیکتاتوری را نمی توانند به ما تحمیل کنند. ما مردم در بستر رهبری گسترده با خودآگاهی همدیگر دوران گذار بعد از جمهوری اسلامی را طی و رهبری می کنیم  تا برسیم به یک دولت مردمی آن هم باز به دست خودمان. در هر زمان بستر رهبری متناسب با آن زمان را آماده می کنیم و هر کدام از ما در سطحهای مختلف نقش رهبری داریم، البته در جریان رهبری نباید از همه توقع یکسان داشت. اگر هم یک رهبر و رهبران برجسته ای پیدا شدند بخشی از رهبری را به عهده می گیرند و نه همه رهبری، چون در بستر رهبری همگانی همه در حد توانایی های خود در رابطه با هم رهبری شوندگی و رهبری کنندگی دارند و با تقسیم کار جریان و بستر رهبری را رهبری کرده و به پیش می برند، البته بدون مشکل نیست و بدون تلفات جانی و مالی هم نیست. اما چون همه در صحنه و بستر رهبری فعال هستیم تلفات خیلی کم و در هر زمان و به موقع خودمان قادر خواهیم بود که هر مشکلی را با کمک هم و تقسیم کار بین هم و به موقع حل کنیم.

 ۲۴- در هر زمان متناسب با شرایط آن زمان دو نفره، چند نفره، خانوادگی و یا در اجتماع و سیاست، در اقتصاد و صنعت، در حقوق فردی و جمعی، در تظاهرات و اعتصابات بر علیه هر ظلم و ستم، بخصوص بر علیه رژیم منفور آخوندی باید حساب شده از عقل و احساس همدیگر استفاده کنیم. باید با هم مشورت کرده تا بدانیم در برابر مشکلات مختلف کجاها باید عقلی و کجاها باید عاطفی و کجاها باید با ترکیبی از هر دو شروع کنیم، مثلا در خانواده و برخورد با بچه ها باید حتماً ترکیبی از هر دو باشد، چون زن و شوهر و بخصوص بچه ها در رابطه با هم باید عقلی و احساسی درست رشد کنند، چون ذهن، روح، عقل، احساس و جسم پدر و مادر و بخصوص بچه ها با این رشد درست عقلی و احساسی نیاز دارند .

 ۲۵- اگر با همدیگر در هر زمینه ساده و سخت و در همه جا از جامعه بجا و به موقع عقلی و احساسی برخورد کردیم ما مردم با خودمان جنبشی برخورد می کنیم ، یعنی همدیگر را می فهمیم، با هم متحد، نسبت به هم تعامل پذیر، انعطاف پذیر، مسئولیت پذیر، قانون مدار، جدی، راسخ، استوار، گوش به زنگ و هوشیار و حساب شده هوای هم را داریم و بین ما مردم بستر رهبری در هر سطحی آماده و پویا و رشدیابنده و  ما مردم رهبری جمعی را درست رشد و متقابلا رهبری جمعی ما را درست رشد می دهد. به همین نسبت ما و کارهایمان با واقعیات اجتماعی و محیط زیست هماهنگ و هم ما آنها را درست رشد می دهیم و می سازیم و هم آنها ما را درست رشد می دهند و می سازند.

 ۲۶- پس بنابراین ما مردم غیور ایران باید هم از حجاب اختیاری زنان دفاع کنیم. هم تظاهرات ، اعتصابات و تجمعات گسترده راه بیندازیم. اگر لازم شد به شورش و اسلحه سرد و گرم روی آوریم. این یعنی ما مردم در این تظاهرات و اعتصابات و شورشها باید با خودمان جنبشی برخورد کرده و هوای همدیگر را داشته باشیم و با رژیم منفور آخوندی شورشی برخورد  کنیم، چون رژیم شورشی و آتش به اختیار عمل می کند. همین گرایش‌های جنبشی و شورشی را پس از سرنگونی رژیم برای ساختن زندگی خودمان و ایران عزیز نیاز داریم. اگر این گرایشهای جنبشی و شورشی ما مردم در هر زمان  بجا و به موقع بکار روند ما موفق و راه درست خودمان را پیدا خواهیم کرد.  شرط اصلی آنها این است که مدام در زمینه های مختلف با هم مشورت و با کمک عقل سلیم و احساس سالم همدیگر مدام این گرایشهای جنبشی و شورشی ذهن و روح خودمان را تنظیم و اصلاح کنیم که در برخورد با واقعیات اجتماعی و محیط زیست بجا بکار بروند و اشتباه از آب در نیایند. در این مهم زن و مرد و کوچک و بزرگ باید در حد آگاهی و توانایی هایشان شریک باشند. اگر چنین شد در هر زمان آثار تلاش و همفکری، همکاری و همدلی خودمان را درهر زمان در اجتماع، محیط زیست، سیاست، اقتصاد، صنعت، مراکز آموزشی، فرهنگ، قانون، حقوق و علوم طبیعی و علوم اجتماعی( جامعه شناسی و روانشناسی) خواهیم دید، البته تا رسیدن به این مراحل کار زیادی داریم، ولی باید در همین چهارچوبهای گرایش‌های جنبشی و شورشی بجا و به موقع عمل کنیم. از شما عزیزان بزرگوار، بخصوص در داخل ایران تمنا و خواهش دارم که از زنان مبارزه جنبش انقلابی مهسا و حجاب اختیاری آنها دفاع کنید و تظاهرات و تجمعات و اعتصابات و ضدیت خودتان با جنگ و قحطی را گسترش دهید  و شعار های اصلی و درخور شما باید درباره حجاب اختیاری، بی آبی، بی نانی، بی کاری، بی خانمانی و ضدیت با هر جنگ و قحطی باشند. حضور پر رنگ و معنی دار شما در صحنه و کف خیابان تو دهنی محکمی به رژیم آخوندی و اربابانش می زند و جلوی یک جنگ و یک قحطی بزرگ را می گیرد و به دست توانای ما مردم این رژیم نابکار آخوندی سرنگون می شود . خیلی ممنون که بنده را تحمل کردید. برای شما سروران عزیز آرزوی موفقیت و سر بلندی آرزو دارم. پاینده و جاویدان ایران عزیز ما

اکبر دهقانی ناژوانی




هر گردی گردو نیست؛ دشمنی با اسراییل به خودی خود یک نبرد ضدامپریالیستی نیست

هیچ کشوری حق دست اندازی و انگلک در روی دادهای کشورهای دیگر را ندارد. 

هر کشوری حق دارد و باید در برابر دست یازی و دست درازی مستقیم و یا غیرمستقیم امپریالیسم به مرزهای خود از تمامیت ارضی خود در برابر هر دشمن نیرومندی دفاع کند.

ولی فرستادن پهپاد و موشک به سوی آسمان اسراییل، دلیل ضدامپریالیستی بودن دستگاه فرماندهی جمهوری اسلامی نیست.  فراموش نشود که رژیم فاشیستی صدام حسین نیز هنگام جنگ با نیروهای امپریالیستی، دو موشک به سوی اسراییل پرتاب کرده بود. ولی کم تر کسی است که رژیم صدام را یک رژیم ضدامپریالیستی بداند، اگر چه خلق‌های عرب که با مردم‌فروشی رهبران وابسته به امپریالیسم روبرو هستند، هنوز روی دیوار خانه عکس صدام آویزان می کنند.

بدون هیچ تردید رژیم فاشیستی بورژوازی صهیونیسم جمهوری اسلامی را بزرگ‌ترین دشمن خود در خاورمیانه و حتا در جهان می داند. بدون هیچ تردید نظام سرمایه داری- دینی  جمهوری اسلامی اسراییل را بزرگ‌ترین دشمن خود در جهان می داند.

ولی نه بورژوازی صهیونیسم نگران سرنوشت مردم یهودی است، و نه حاکمیت جمهوری اسلامی به رهبری بورژوازی نظامی نگران سرنوشت خلق فلسطین است.

بورژوازی صهیونیسم و بورژوازی نظامی جمهوری اسلامی برای در قدرت ماندن به تنش‌ها و دشمنی با هم‌دیگر نیاز دارند و آماده‌اند که برای پاسبانی از منافع خود خطرهای بسیاری کنند.

کوبای سوسیالیستی که بسیار تنگ دست تر از کشور ما هست، با اقتصاد ملی و عدالت اجتماعی توانست آن چنان نیرومند شوند که تحریک های همیشگی بیش از ۶۰ سال امپریالیسم نتوانست کار را به جایی دل خواه بکشاند.

بزرگ ترین نبرد ضدامپریالیستی، برپایی یک اقتصاد ملی و دموکراتیک با راه رشد غیرسرمایه داری  است که این کار هم اکنون با روند چند قطبی شدن جهان، شدنی است. بهترین دفاع از تمامیت ارضی یک کشور برپایی عدالت اجتماعی، تضمین حقوق های دموکراتیک و آزادی های دموکراتیک مردم هست.