آفریقا بناها و نامهای استعماری را از فضای عمومی حذف میکند

دولت آفریقایی  نام های دوران استعماری  را از خیابان ها حذف می کند. نیجر می گوید این ها یادآور خشونت تاریخی استعمار فرانسه بوده اند.

دولت نیجر نام ژنرال شارل دوگل، رئیس جمهور فقید فرانسه را از یک خیابان بزرگ در پایتخت، نیامی، حذف کرده است. این خیابان به اسم ججیو باکاری، یک شخصیت کلیدی در مبارزه استقلال غرب آفریقا تغییر نام داده است.باکاری، سیاستمدار سوسیالیست، اولین نیجریهای بود که قدرت اجرایی محلی را تحت حکومت فرانسه در دست داشت. او در رفراندوم سال 1958 از شهروندان خواسته بود که به قانون اساسی نوشته شده توسط شارل دوگل که به حفظ روابط با فرانسه کمک می کرد، رای منفی دهند.

مقامات نظامی روز سه شنبه، نام فرانسوی چندین خیابان و بنای تاریخی را حذف کردند. از زمان به دست گرفتن کنترل نیامی در یک کودتا در سال گذشته، رهبری جدید به دنبال قطع روابط با قدرت استعماری سابق فرانسه بوده است. عبدالرمان آمادو، سخنگوی دولت نیجریه در مراسم تغییر نام گفت: “بیشتر راه ها، بلوارها و خیابان های ما… نام هایی دارند که به سادگی یادآور رنج ها و قلدری هایی هستند که مردم ما در طول مصیبت استعمار تحمل کرده اند”.

نیجر اولین کشور آفریقایی نیست که خیابان هایی را که قبلا به استعمار فرانسه رابط داشت را تغییر نام داده است. بورکینافاسو بلوار شارل دوگل به بلوار توماس سانکاراوی به افتخار نماد پان آفریقاییستی و رئیس جمهور سابق بورکینابه که در کودتای 1987 ترور شد ، تغییر داد. روز سه شنبه تصویر افسر استعمارگر و کاوشگر فرانسوی پارفائیت-لوئیس مونتیل که بر روی یک بنای سنگی در نیامی حکاکی شده بود، با تصویر سانکارا جایگزین شد.

روابط فرانسه با نیجر، بورکینافاسو و مالی از زمانی که مقامات جدید رهبران غیرنظامی خود را از طریق کودتاهای نظامی بین 2020 و 2023 حذف کردند، رو به وخامت گذاشته است.




کسانی که حقیقت را می دانند و آنرا دروغ می خوانند تبهکار هستند

منبع:Caitlin’s Newsletter

ما دائما با تبلیغاتی بمباران می شویم تا به ما بقبولاند که ما واقعیت را به درستی درک نمی کنیم. این تبلیغات به ما دروغ می گویند. ما کسانی هستیم که همه چیز را به درستی می بینیم.  

تاریخ مملو از نمونه هایی از جنایات وحشتناک (هولوکاست، نابودی سیستماتیک سایر جمعیتهای بومی در پروژه های استعماری) است که اکثریت جمعیت به آن با طغیان و فوریت مناسب در آن زمان پاسخ ندادند. اکثر افرادی که اکنون به عقب نگاه می کنند و آن شرارت ها را به درستی قضاوت می کنند، هنگام تکرار آن جنایات در مورد فلسطین خواب آلود هستند.

کسانی که در برابر قساوت های جمعی تاریخ ایستادند، همیشه در اقلیت بودند ، زیرا اگر مخالفت با آنها عقل متعارف بود، در وهله اول اتفاق نمی افتاد. ما نمی توانیم هنگام ارزیابی در مورد درستی موضع خود، به دیگران نگاه کنیم، زیرا تاریخ به ما می گوید که  اکثریت در مورد مهمترین مسائل در لحظه فعلی، بسیار اشتباه می کنند.

آنهایی که آشکارا از خشونت های اسرائیل حمایت می کنند، اشتباه می کنند. کسانی که سعی می کنند زیاد درباره آنچه در غزه و لبنان میگذرد فکر نکنند، اشتباه می کنند. کسانی که می گویند همه چیز بسیار غم انگیز و دلهره آور است، اما بسیار پیچیده است و اسرائیل حق دارد از خود دفاع کند، اشتباه می کنند. کسانی که می دانند یک نسل کشی اتفاق می افتد، اما از سر و صدای بیش از حد در مورد آن اجتناب می کنند، زیرا می خواهند مطمئن شوند که دموکرات ها در انتخابات پیروز می شوند، اشتباه می کنند. کسانی که می دانند این یک نسل کشی است، اما با سطح مناسب فوریت، اجبار و تمرکز به این واقعیت پاسخ نمی دهند، اشتباه می کنند.   




جنبش ملی- دموکراتیک: دو رقابت بزرگ در مرکز ژئوپلیتیک منطقه

دو رقابت خلیج فارس را در مرکز ژئوپلیتیک منطقه قرار داد. رویارویی بین جمهوری اسلامی و عربستان سعودی است که بسیار فراتر از درگیری فرقه ای سنی و شیعه است، و بیشتر برای هژمونیک جهان اسلام و تقویت موقعیت ژئوپلیتیک دو کشور است. دوم، از سال ۲۰۱۱، رقابت منطقه ای بین بازیگران هوادار اخوان المسلمین و ضد آن در میان سنی ها بالا رفت. رویارویی بین کشورهای هوادار اخوان المسلمین مثل قطر و ترکیه علیه مصر،  امارات متحده عربی و عربستان سعودی که در مورد مصر دیدیم که به تحریم قطر از طرف عربستان و امارت ختم شد. جمهوری اسلامی به خاطر نزدیکی ایدولوژیک انجمن حجتیه و اخوان المسلمین در صف طرفداران اخوان المسلمین قرار گرفت.

علاوه بر این، حمایت کشورهای خلیج فارس از گروه های سیاسی رقیب در تونس به طور غیرمستقیم به قطبی شدن کشور کمک کرد. رقابت  های خلیج فارس همچنین مانعی برای حل مناقشاتی مانند لیبی است که قسمتی از آن زیر کنترل هواداران ترکیه است.

تجزیه لیبی تلاش برای آشوب و سرنگونی در سوریه، اتحاد ها را بین کشورها در خاورمیانه را بی ثبات تر از قبل کرد. واگرایی بین حماس و بقیه «محور مقاومت» در سال های اول درگیری سوریه، اختلاف مصر و عربستان در سال ۲۰۱۶، بحران شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۱۷، تنش های پراکنده بین مراکش و عربستان سعودی و فراز و نشیب های ناگهانی در روابط ترکیه با ایالات متحده و روسیه، همه نشان از این شکاف های عمیق است. علاوه بر این، کشورهایی که در یکی از درگیری های منطقه ای در یک اردوگاه قرار دارند، ممکن است در درگیری دیگری از گروه های رقیب حمایت کنند. مثل ترکیه و قطر طرفدار اخوان المسلمین در کنار  عربستان ضد اخوان المسلمین در سوریه قرار گرفته بودند.




جنبش ملی- دموکراتیک: رقابت قدرتهای بزرگ منطقه خاورمیانه

درگیری ها و بی ثباتی در خاورمیانه با سطوح نسبتا بالای فقر، توزیع نابرابر ثروت، نهادهای سیاسی که اغلب در نتیجه جنگ یا حکومت استبدادی طولانی مدت و فساد ضعیف شدند، بعلاوه ناهمگونی مذهبی و قومی زمینه هایی به وجود می آورد که امپریالیسم و دیکتاتوری های خلیج فارس از آن سوءاستفاده می کنند.

امپریالیسم به شکاف های ژئوپلیتیک خاورمیانه برای بی ثبات کردن این منطقه دامن می زند. غرب اعراب را در برابر غیرعربها، سنی ها را در برابر شیعه، غربگرایان را در برابر ضد غرب، کشورهای نفت خیز را در برابر کشورهای فقیر، و طرفداران وضع موجود را در برابر قدرت های تجدیدنظرطلب قرار میدهد.

حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و  خیزش های عربی در سال ۲۰۱۱  رویدادهایی هستند که عمیق ترین و گسترده ترین تأثیرات را بر دگرگونی نظم منطقه ای داشته اند.  

در  سوریه، عراق و سینا در مصر جنگ داخلی تمامیت ارضی را به چالش کشید. در جاهای دیگر مانند لیبی و یمن، بسیاری از جناح ها و مراکز قدرت در تلاش های خود برای استفاده از روند بازسازی نهادهای دولتی به عنوان ابزاری برای تضمین کنترل قدرت و اقتدار به ضرر رقبای خود موفق شدند.

افول نسبی مصر و خنثی شدن سوریه و عراق مرکز ثقل منطقه را به سمت خلیج فارس سوق داده است. به گفته مارک لینچ از “حمایت برای صلح بین المللی”، رویدادهایی که پس از قیام های عربی در سال ۲۰۱۱  رخ داد، فروپاشی نظم کهن را تأیید کرد و شرایط را برای توازن قدرت جدیدی فراهم کرد.

حضور حداقل پنج کشور به عنوان قدرت های منطقه ای – عربستان سعودی، مصر، اسرائیل، ایران و ترکیه – به رقابت ها تا حد جنگ میدان داده است. منابع نفتی جاه طلبی کشورهای کوچکتر خلیج فارس، مثل قطر و امارات متحده عربی، را تقویت کرده است.




جنبش ملی- دموکراتیک: سخنی با چپ ها در مورد نقش دوگانه جمهوری اسلامی

نباید هیچ شکی برای افراد مترقی جهان به خصوص چپ برای مبارزه در راه سرنگونی نظم جهانی کنونی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا وجود داشته باشد. نیروهای مترقی اگر از درک نقش فعلی این دو کشور در ایجاد یک جهان چند قطبی عاجز باشند در عمل در کنار غرب و در اردوگاه امپریالیسم ایستاده اند.

همینطور نیروهای چپ باید بین نقش جهانی جمهوری اسلامی و حاکمیت بورژوازی در سرکوب آزادی‌خواهانه و استثمار شدید طبقه کارگر و پایمال کردن حقوق ابتدایی صنفی آن تمایز قائل شوند.  حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت وحشی سرمایه داری است که بر خلاف دولتهای سرمایه داری غربی نه تنها در آن مردم، خلقها، اقلیت های دینی، جنسی و جنسیتی و طبقه کارگر هیچ حقوقی ندارند بلکه سه قوه از هم جدا نیستند و فساد، رشوه خواری، پارتی بازی، رانت خواری اساس این حکومت را تشکیل داده است. نه تنها وظیفه هر کمونیست بلکه وظیفه هر نیرو و فرد مترقی است که در سرنگونی چنین نظام کثیفی سعی و تلاش کند.  

ولی همین جمهوری اسلامی در صحنه جهانی به دلایلی با هژمونی جهانی امریکا مخالف است. یکی از دلایل این نقش وجود نیروهای نظامی خیلی قوی در جمهوری اسلامی است که در تمام عرصه های جمهوری اسلامی نفوذ کرده اند و در عمل قوه مجریه، قوه قضاییه و قوه مقننه را در دست خود دارند. حیات این نظامیان به جو متشنج در منطقه وابسته است.  تشنج تا در مرز جنگ ولی همزمان اجتناب از جنگی که موجب نابودی شود. این دسته نظامیان خیلی سعی کردند که موجودیت خود را به امریکا بقبولانند ولی امریکا با توجه به سیاست تسلیم کامل تمام کشورها، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را در ردیف نیروهایی نمیداند که حاضر به تسلیم کامل باشند.




خط سوم چیست؟

جبهۀ مردم برای نجات ایران ـ خط سوم ـ نه ملاـ نه آمریکا

فرح نوتاش ـ اعلامیه شماره 132

15.10.2024

خط سوم چیز تازه ای نیست . در طی تاریخ، هر گاه دو نیروی روبروی هم، مورد رای و نظر نیرویی دیگر نباشد، آن نیرو دیگر، با مطرح کردن دیدگاه خود، راه تازه ای را، که خط سوم، یا نیروی سوم است می گشاید.

در شرایط کنونی امپریالیست آمریکا واقمارش و ایرانیان وابسته به آمریکا، نیروی یک

و رژیم ملا نیروی دوم

و تمام آنانی که ضد هر دو نیروی اول و دوم هستند نیرو یا خط سوم خوانده می شوند.

خط سومی ها متشکل نیستند. ولی همه ضد جنگ اند و در تمام مقالات شان همسویی، کاملا نمایان است. و همین همسویی به وحدت آنان خواهد انجامید.

خط سوم خواهان شخصیت ملی، استقلال و آزادی های سیاسی و اجتماعی و فردی وعدالت اجتماعی است. نمی توان با گرایشات آمریکایی و اسرائیلی خود را خط سوم نامید. چون با اولین حرکت، گرایشات جانبدارانه به امپریالیسم هویدا می شود.

اکنون اسرائیل در دمیدن به تنور جنگ با ایران است. و آمریکا با این که از وجود رژیم ملا راضی و بهرمند است، و روابط تنگاتنگ زیرزمینی همچنان دائر بوده و هست، ولی اسرائیل را با انواع اسلحه انبار می کند. هم اسلحه می دهد و هم از مردم غزه دفاع می کند! و جهان ناظر این دوگانگی مضحک است. و رژیم ملا بدون این که بخواهد به عرصۀ این جنگ کشیده می شود.

جنگ به نفع ملت ایران یا هیچ ملت دیگری نیست. ولی جنگ افروزان استعمارگر،در پی برنامه های از پیش تعین شده خود، گام به گام جوامع را به سویی که مورد نظرشان است سوق می دهند.

آنان با محاسبات قوای خود و دشمنشان، وقتی که خود را برنده جنگ ارزیابی کنند، دیگر به تظاهرات و اعتراضات مردم جهان توجهی نمی کنند. نمونه : حملۀ آمریکا به عراق به بهانۀ واهی تسلیحات شیمیائی. میلیون ها نفر در سراسر جهان ، برای پیشگیری از حملۀ آمریکا به عراق، درفوریه و مارس 2003، تظاهرات کردند. ولی گوش جرج بوش هرگز شنوا به فریاد مردم نبود. چون آمریکا منافع خود را در حملۀ به عراق می دید.

در مورد ایران، آمریکا خواهان ماندگاری رژیم ملا است. چون واپسگرا تر از این حاکمیت را نمی تواند در ایران مستقر کند. ولی اسرائیل دیگر توان مزاحمت نیابتی های ایران را ندارد. و می خواهد بی درنگ صاحب اسرائیل بزرگ بشود.

خط سوم، ضد استعمار و ضد اشغال فلسطین، توسط اسرائیل، وپیشروی آن درخاور میانه است. 

خط دوم در مبارزۀ با اسرائیل، از گسترش خرافات، اشاعه واپسگرایی از یکسو، چپاول اموال ملی تحت نقاب مذهب ابا ندارد.  و رژیم ملا یک رژیم دلال است و نه سرمایه دار. و تولید داخلی را از بن نابود کرده و می کند. و فقط بار شدائد است که بر دوش طبقه کارگر می گذارد. و یک رژیم سرمایه داری به مفهوم کلاسیک، با تولیدات صنعتی نیست.

وانگهی بعد از پایان جنگ ایران و عراق، رژیم ملا، چنان سوار مرکب غارت اموال و کشتار اوپوزیسون عدالت خواه شد، که حمایت از آن در هیچ جنگی، برای خط سوم دیگر میسر نیست. و دادن عمر دوباره به این رژیم ضد مردمی ارزیابی می شود.

مبارزه علیه متجاوزین به ایران، وظیفه هر ایرانی است. چون حمله به هر خانه ای باید با ضد حمله جواب گفته شود. ولی این ضد حمله نمی باید به عمر دوباره رژیم ملا بیانجامد. این مشکلی که باید بوسیله ملت ایران حل شود.

در این مرحله تشکل های خط سوم، در گروه های کوچک، در مراکز مختلف، در کوچه ، خیابان، محل کار، دانشگاه و… می تواند مهمترین گام در ایجاد بدنه خط سوم باشد.

خط سوم یک خط واهی نیست. یک واقعیت محکم و موجود، ولی پراکنده است. و متشکل کردن آن ، عاجل ترین وظیفه انقلابیون است.

بزرگترین ثروت خط سوم تشکل است. تشکل با هدف بدست گرفتن حاکمیت ایران. خط سوم در بر گیرنده طیف عظیمی از احزاب ، سازمان ها ، مردم بی عضویت در احزاب و سازمان ها  است.

بارزترین شاخص هدفمند خط سوم، اتحاد و جان بخشیدن به دموکراسی درمیان تمام نیروهای مخالف با نیروهای 1 و2 است. بدون اتحاد و پیوستن  به هم، پیروزی محال است .

در این مقطع، باور جوهر ناب یگانگی، بی تلاش برای اهراز موقعیت برتر برای هر یک از احزاب وسازمان ها، به بدنۀ یک جریان عظیم دموکراسی خواه، جان می بخشد.

این مهمترین بخش خود سازی ما است. در شرایط کنونی، مبارزه ما، رویارویی دو طبقه مختلف نیست. ما در مقابله با دو شاخه از یک تنه امپریالیسم استعمارگر  و غارتگرهستیم. پس مبارزه طبقاتی ما تحت شعاع مبارزه ضد استعماری ما می باشد.

و گام دوم، باور و احترام راستین به رای مردم است.

و با تاکید به توانمند کردن مردم و تبلور شخصیت در انتخاب، ما به پیروزی خط سوم کمک می کنیم.

خط سومی ها خواهان استقلال و شخصیت ملی و حاکمیت به دست خود ملت است. و از استعمار بیزار است. و از تمام وجوه خود خواهی که استثمار نیز، بخش اقتصادی آن است بیزار است.

وظیفه خط سوم، در مبارزه مسلحانه، رویاروئی با خط یک و دو، و اهراز قدرت است.

خط دو، فرزندان ذکور ملت را مسلح و بزور به جبهۀ نبرد با خط یک خواهد فرستاد. ما اگر در تشکل و آگاهی مردم بطور سریع گام برداریم، خواهیم توانست از این تسلیحات، به نفع اهداف خط سوم که همانا اهراز قدرت و حاکمیت ملی است، برخوردار شویم. و گر

نه، دوباره فرزندان ملت در جبهه ها سلاخی خواهند شد و دوباره رژیم ملا طلبکار تر از پیش به سلطه و غارت خود ادامه خواهد داد.

ولی، رمز موفقیت این جهش بزرگ، مستلزم بکار گیری کلیدی مخصوص است.

کلید پوزش.

در میان تمامی افرادی که در عرصۀ مبارزات از هم دور شده اند، فقط تضاد دیدگاه های فکری، آنان را از هم دور نکرده است. بلکه شکل برخورد، و ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی، بیشترین نقش مخرب را داشته است. 

از این رو پیاده کردن خود از برج عاج رویاها، و خاکی شدن و پوزش خواهی ازتمامی دوستان ضد امپریالیستی که روزی با یک حرکت نامناسب دلشان را بدرد آورده ایم و برای همیشه رهایشان کرده ایم، در این مرحله، بزرگترین گام انقلابی برای ساختن آن جریان عظیم تغییر است. پنجاه سال گذشته و اکنون، نسلی برای ایجاد تغییر، در مقابل آخرین فرصت خود ایستاده است.

یا بلوغ سیاسی و پوزش؟

یا قهر قهر تا روز قیامت و باقی ماندن در کودکی سیاسی، و قیومیت امپریالیست ها و نوکرانشان بر ملتی رنج دیده؟

انتخاب با ماست.

در همینجا از تمام کسانی که از هر دو نیروی یک و دو بیزارند، انقلاب آتی ایران می خواهد که به دور و بر خود نگاه کنند. هر کسی را که با اشتباه از خود رنجانده اند، با یک تماس و یک پوزش عمیق و انسانی، با هدف جان دادن به پیکر دموکراسی خواهی ایران، جانشان را از درد پاک کنند. و بگذارند کار تشکل نیروهای تغییر، سامان گیرد. و بدانند تاثیر آن معجزه آسا است.

در میان ما، با رسوبات فئودالیسم در افکار و رفتارمان، فرهنگ پوزش بسیار ضعیف است. و پوزش را کوچک شدن خود می دانیم. و حال آنکه از نظر روانشناسی مدرن در جهان امروز، پوزش، مرهمی بر زخمی است که قبلا ایجاد کرده ایم. و بسیار انسانی وسازنده است. و کلید موفقیت انسان های فهیم است.

نیروهای یک و دو، ( آمریکا و ملا) ، در واقع دو شاخه از یک درخت تناور و فرتوت امپریالیسم هستند. و جنگ ما با نیروهای یک و دو، و شاخه های دو گانه استعمار و امپریالیسم است.

هرگز شعار مردم را فراموش نکنیم.   اوباما…با اونایی یا با ما؟ و معلوم شد که چطور هم با آنها بوده. و با انتقال 4000 نفر از فرزندان ملاها به آمریکا با میلیارد ها دلار ارز ایران در حساب هر کدام، که لیست دارایی های بانکی اشان افشاء شد. و اتصال ملایان با حزب دمکرات آمریکا، حزب کارخانه داران جنگ افزارها معلوم شد.

به پیش ای دلاوران

و ما پیروزمندانیم

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




جنبش ملی- دموکراتیک: تلاش امپریالیسم امریکا برای ایزوله کردن چین

امریکا سعی میکند تا چین را از طرق مختلف، با ایجاد ناتوی آسیایی با شرکت ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین  محاصره کند . امپریالیسم آمریکا حاضر است که با هزاران روش ارتباط کشورهای آسیایی را با چین قطع کند، تا برنامه جاده ابریشم چین که برای مبادله کالا بدون دخالت امریکا و وابستگی به شبکه ارتباطی زمینی، هوایی و دریایی غرب برنامه ریزی شده است به تمامی به مرحله اجرا نرسد.  

از طرف دیگر امریکا سعی می کند که از طریق اوکراین کنترل  دریای سیاه را هم در دست خود گیرد. امپریالیست‌های غرب به رهبری آمریکا با حرکت به سوی مرزهای روسیه و ایجاد پایگاه‌های نظامی در اطراف آن به دنبال تجزیه اوروسیا و سلطه بر آن هستند. جنگ روسیه علیه ناتو در اوکراین را باید به عنوان اولین جنگ برای تاسیس  یک نظم چند قطبی تحلیل کرد.

روسیه و چین با همکاری برزیل و هندوستان در مقابل هژمونی آمریکا و اروپا، سازمان شانگهای و اتحادیه بریکس را تاسیس کردند.       این حقیقت که کشورهای سرمایه داری مثل ایران، مصر، اتیوپی، عربستان سعودی و امارات عضو آن شده اند و به جز ویتنام و کوبای سوسیالیستی ۳۲  کشور سرمایه داری مانند پاکستان، ترکیه، تایلند، اندونزی، بنگلادش ووو خواهان عضویت در ان هستند به وضوح نشانگر تمایل بورژوازی کشورهای ”جنوب” به مقابله با هژمونی غرب است.

همانطور که روسیه و چین از هر شکافی در گردان امپریالیسم استفاده می کنند امریکا هم تمام تلاش خود را مصروف شکاف انداختن بین چین و روسیه می کند. بعضی از سیاستمداران غربی به وضوح میگویند که اگر چین راه خود را از روسیه جدا کند از لطف غرب بهره مند خواهد شد.

نقشه کشی برای جنگ در تایوان، جنگ فعلی در اوکراین و حمله وحشیانه اسرائیل به خلق های منطقه، همه برای تثبیت و حفاظت از هژمونی امریکا در جهان طراحی شده است.




ساختار طبقاتی جمهوری اسلامی، خدا را هم محافظ منافع بورژوازی انگلی خواهد کرد

عباس عبدی افشا می کند که چرا رییس جمهورهای جمهوری اسلامی ملیجکی بیش نیستند. بورژوازی انگلی حاکم آن چنان در تمام ارگانها و نهادهای جمهوری اسلامی نفوذ دارد که پست جمهوری به هر کسی واگذار شود، دست آخر حافظ منافع بورژوازی حاکم خواهد شد.

عباس عبدی در اعتماد نوشت: آقای پزشکیان گفته است: «تصور اینکه با روش فعلی به جایی خواهیم رسید، دیوانگی است. »

«پرسش اول این است که ویژگی‌های عمومی آن روش دیوانگی چیست؟ به علاوه آیا مقامات عالی و روسای قوای کشور نیز بر این گزاره وی با جزییات آن توافق دارند؟ یا آنان به گونه دیگری می‌اندیشند؟  آیا اراده مشترکی در اجرای راه‌حل‌های این ایده و تحلیل وجود دارد؟»

«چرا آقای پزشکیان قدری روشن‌تر در باره جزییات این روش دیوانگی و جایگزین آن و اقدامات انجام شده یا برنامه‌های مورد نظر برای آن سخن نمی‌گویند؟»

«وضعیت کسری بودجه سال جاری به قول وزیر اقتصاد ۸۵۰ هزار میلیارد تومان است و در کمترین حالت نیز از تورم ۳۰ درصدی عبور خواهیم کرد و این کسری بودجه در سال آینده نیز بیشتر خواهد شد».

«مسأله صندوق‌های بازنشستگی، افزایش دستمزدهای گروه‌های گوناگون مثل پرستاران و… میزان افزایش حقوق و دستمزد کارمندان دولت، همگی روی میز دولت است، بدون اینکه تصویر روشنی از نحوه افزایش منابع و درآمدهای دولت در دسترس باشد ولی افزایش هزینه‌ها که کاملا مشهود است».

«از سوی دیگر چرا دولت گزارشی از وضع کشور هنگام آغاز تصدی‌گری آن در اختیار افکار عمومی قرار نداده است؟»

«چرا تصویری روشن از ایده‌ها یا در بهترین حالت برنامه‌های دولت در موضوعات مهم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و سیاست خارجی ارایه نمی‌شود. »

مدیریت امور به گونه‌ای است که گویی هیچ نشانی از این اضطرار ندارد. آقای پزشکیان بارها بر نیاز کشور به حدود ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری تأکید کرده است. از کجا و چگونه می‌خواهد تامین شود؟