حزب توده ی ایران در آیینه تاریخ؛ دفاع از اهداف مترقی انقلاب

برخی از چپها که متاسفانه خود را توده ای هم می دانند، طرفدار ابدی یک جناح از جمهوری اسلامی هستند و همواره زیر سایه یک لایه بورژوازی انگلی می ایستند.

در حالیکه حزب توده ی ایران ۴۴ سال پیش از

تامین آزادی های دموکراتیک

تغییرات بنیادی به سود زحمتکشان

سهم زحمتکشان از ثروت ملی

سخن می گفت و از هجوم راستگرایان به آزادی ها نگران بود و خواهان حل مسالمت آمیز مساله ملی و تامین حقوق خلق های میهن بود.

پس از ۴۴ سال که از آن روزها گذشت، جمهوری اسلامی اقتصاد سرمایه داری با شیوه ددمنشانه نئولیبرالیستی بر ضد  زحمتکشان پیاده کرد؛ رژیم ولایت فقیه حتا به خودی ها  دیگر آزادی نمی دهد؛ خلق های میهن ما مانند کردستان و بلوچستان از فقیرترین منطقه های کشور هستند و از هیچ حقوق خلقی برخوردار نیستند.

چگونه می توان از چنین نظام سرمایه داری- دینی که بهره کشی از طبقه های رنجبر، دزدی از ثروت ملی را با فشار دینی به زنان، سنی ها، بهایی ها، عرب، کرد ووو  و دگراندیشان قاطی کرده است، دفاع کرد؟

چگونه می توان زیر سایه بورژوازی انگلی به رهبری بورژوازی نظامی که با روبنای دینی به رهبری ولایت فقیه به غارت و کشتار می پردازد، ایستاد؟




هدیه نوروزی جمهوری اسلامی به هم میهنان ما؛ مرگ دلخراش در جاده های ناامن

جاده های ایران از مرگبارترین جاده های جهان هستند. از میان  ۱۹۱ کشور ایران در ردیف ۱۳۱ ام قرار دارد. در نروژ از هر صد هزار نفر فقط دو نفر در تصادف جاده ها کشته می شوند؛ در ایران ۲۲ نفر.

از مارس 2020 تا مارس 2021.  3090 تصادف در جاده های برون شهری استان کرمانشاه 398 کشته و 4805 مجروح برجای گذاشت.

صد آنلاین | رئیس پلیس راه کشور با بیان اینکه ۲۲ درصد کشته‌شدگان ما در تصادفات بین ۲۰ تا ۳۰ سال دارند، گفت: در سه روز گذشته ۱۱۰ نفر جان خود را از دست دادند.

225 تن در 5 روز گذشته کشته شدند!

30 جاده روستایی کشور مسدود شد

اولین تصادف مرگبار سال جدید در جاده سمنان

جریمه های رانندگی ۶ برابر خواهد شد

از سفر به 10 استان کشور خودداری کنید

جاده چالوس یکطرفه شد

توقیف موقت گواهینامه ۸۰۰۰ راننده متخلف تا پایان سال 1402

مچاله شدن ماشین مرد قزوینی در سقوط درخت

واگذاری تعدادی از خدمات پلیس راهور به بخش خصوصی

لغزندگی جاده بر اثر آغشته بودن به گازوییل حادثه آفرید

اولین تصادف مرگبار تهران در سال 1403 / پسر 25 ساله کشته شد!

فیلم لحظه وحشتناک له کردن چندین خودرو توسط یک تریلی وسط اتوبان

سیل خودروها را با خود برد!

مرگ دردناک زن مسافر پس از سقوط خودرو به دره

۵ حادثه رانندگی در اولین روز سال 1403/ مرگ تلخ زن ۳۵ ساله در اولین روز بهار

این 6 مسافر داخل پژو 206 به سمت مرگ می تاختند

فیلم لحظه به لحظه تعقیب پلیسی دزد پراید / تمام تهران را چرخیدند

۳۶۶ نفر در برف و کولاک گرفتار شدند

توقیف 3 دستگاه کامیون حامل سوخت قاچاق در شهرری

اعلان هشدار قرمز برای 8 استان کشور

اولین تصادف زنجیره ای سال در کرج با 2 کشته / 8 خودرو به هم کوبیدند !




شیوه های گوناگون امپریالیسم برای جهت دهی افکار عمومی جهان به سود خود

امپریالیست های آمریکا و انگلیس دارای بیشترین مراکز مطالعاتی و بنیاد‌های اندیشه‌ورز هستند. هزاران پرفسور و کارشناس در زمینه های مختلف شبانه روز در حال بررسی شرایط کشورهای مختلف هستند و به تالیف باصطلاح مقاله های علمی می پردازند.

این مراکز مطالعاتی همه مدعی استقلال هستند، ولی مستقیم و غیرمستقیم به بنیاد‌های امپریالیستی وصل هستند.

امپریالیسم آمریکا با کمک این “کارشناسان” چین و روسیه را تهدید‌های اصلی ثبات در جهان معرفی می کند. گروه ضد چینی تحت حمایت امپریالیسم امریکا به نام «بنیاد یادبود قربانیان کمونیسم» مشغول رهبری افکار عمومی غرب علیه جمهوری خلق چین است.

این بنیادها می خواهند از خیزش ها و شورشهای هم میهنان ما به سود خود و هواداران امپریالیسم سود جویند. این ها به ایران اینترنشیونال، تلویزیون من و تو، رادیو فردا، رادیو امریکا ووو  کمک می کنند تا افکار عمومی را در میهن ما به سود خود رهبری کنند.

اگر مغزشویی این بنیادها کارساز نبود، امپریالیسم به شوی های دیگری عمل می کند.

روزنامه های کوبا می نویسند که در هندوراس و بولیوی، ارتش و پلیس با افسران اموزش دیده ایالات متحده، و همچنین چند قاضی و روزنامه نگار، رهبران مترقی امریکای لاتین و سیاستمداران و احزابی را که تنها جرم انها شانس پیروزی در نبرد قانونی در انتخابات است، را رد صلاحیت می کنند. در یونان، مهد دموکراسی و فرهنگ غربی، رای مردم برای بانکها هیچ معنایی نداشت، انها کاملا بر خلاف اراده ملی بیان شده توسط شهروندان، طرحی را که توسط اتحادیه اروپا دیکته شده بود، در صندوق های رای تحمیل کردند. از شمال به جنوب و شرق به غرب، نتایج انتخاباتی تنها تا زمانی مورد احترام قرار می گیرد که تداوم سرمایه داری به خطر نیفتد، در غیر این صورت اجبار مالی، تحریم های اقتصادی و کودتاها مسئولیت اصلاح را بر عهده می گیرند.




نوروز به مردمان رنج و کار، به رزمندگان راه آزادی و برابری خجسته باد!

ارمغان نوروز به ما بهار است. گرمایی که بهار با خود می‌آورد، رخسار یخ زده را آب می‌کند و تن را از تن پوش های سنگین می‌رهاند و روان افسرده  را شاد می‌سازد. کارشناسان زیبایی شناسی می‌گویند که شوری که بهار در انسان برمی‌انگیزد، در نهاد انسان نهفته است.  

خورشید درخشان، درازی روز، گرمایی تن، سبزی طبعیت، آواز پرندگان مایه‌ی شادی روان می‌شود. در روانی که شاد است، دانه امید کاشته می‌شود. انسان که زمستان را جاودانه می‌یافت، هنگامی که بوسه آفتاب به گونه را حس می‌کند و آسمان پاک و آبی را می‌بیند، باور به سرافرازی زندگی در او نیرومند می‌شود. 

بهار مرز میان رویا و واقعیت را در هم می‌شکند و به رویای آینده‌ای روشن بال‌های نیرومند پرواز می‌دهد. بهار فصل عاشقان هم هست. نیاکان ما آواز بُلبُل در باغ‌چه و پرواز پروانه به دور گُل را در پیوند ناگسستنی با دل‌دادگی می‌دیدند.  

نوروز نماد پیروزی اهورا بر اهریمن،  پیروزی نیکی بر بدی، و پیروزی بهار بر زمستان است. انسان در طبیعت دگرگون شده پیرامون، سراسر شور رستاخیز می شود و در می یابد که می‌توان بهار زندگی  را با سازندگی و رزمندگی برپا ساخت.

بگذارید انسان‌ها با الگوگیری از طبیعت، تن پوش نومیدی زمستان را به دور ریزند و با رویشی  نو، نیرومند پای در راه آزادی و برابری بگذارند، تا نوروز آینده نمایش‌گاه نیروی سازنده کارگران و رنج‌بران شود.

 نوروز امسال برای طبقه کارگر و دیگر رنج‌بران نوید آزادی و رهایی از سردی فرمان‌روایی سرمایه با کمک واپس‌گرایان دینی است.

این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود (کسرایی)

نوروز به مردمان رنج و کار، به رزمندگان راه آزادی و برابری خجسته باد!




دزدی زمین در روز روشن، نشانگر ذات فاسد جمهوری اسلامی

مانند همیشه هر وقت یک جناح در جمهوری اسلامی دزدی و فساد جناح دیگر را افشا می کند. سیاست “کی بود کی بود من نبودم” جناح متهم شروع می شود.

۴۲۰۰ مترمربع زمین در بهترین نقطه تهران به نام  امام جمعه تهران سند زده می شود ولی ایشان می گوید که این عمل کار او نبوده بلکه کار یک فرد “مورد اعتماد ”  بوده است. معلوم نیست که اگر این فرد مورد اعتماد  قصد دزدی داشته است چرا زمین را به اسم خود سند نزده است؟؟!!

مالکیت زمینهای دولتی و عمومی و سرمایه ملی در جمهوری اسلامی آن چنان غیر شفاف و از زیر نظر کنترل حتا نهادهای معمول آن خارج است که هر کسی میتواند دست به هر دزدی بزند. و اگر این دزدی با جناح های دیگر تنظیم شود هیچ وقت افشا نخواهد شد.

یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار تحقیقی، با انتشار اسنادی گفت مالکیت «۴۲۰۰ متر از زمین‌های مرغوب» در مجاورت «مدرسه علمیه امام خمینی تهران»، در منطقه ازگل در شمال تهران، به شرکت «پيروان انديشه‌های قائم» منتقل شده است که نام کاظم صدیقی و دو فرزندش در میان صاحبان به چشم می‌خورد.

کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، نوشته است: «فردی قبلا مورد اعتماد مجموعه بوده، مسئول پیگیری و انجام امور ثبت اداری موسسه شد. اما متاسفانه فرد مذکور با سوءاستفاده از اعتماد اقدام به تدوین و ثبت اساسنامه، جعل امضاء اینجانب، تسهیم سهام به آن کیفیت و بدون اطلاع تولیت، مدیر حوزه و برخی اعضا نموده و مع‌الاسف حتی بدون ورود و امضاء اینجانب و برخی اعضا ثبت این قضیه صورت پذیرفته است.»

این زمین ۴۲۰۰ متری بر اساس اطلاعاتی که یاشار سلطانی منتشر کرده، در شمال شرق مدرسه علمیه امام خمینی قرار دارد و قیمت روز آن با توجه به بهای متوسط زمین در منطقه، «حدود هزار میلیارد تومان» تخمین زده می‌شود.




سخنان نغز

احسان طبری

افلاطون، کانت و هگل «زیبا » را به نوعی خاصیت روح و امری درون ذاتی و ذهنی تعبیر میکنند، ولی برخی از ماده گرایان قرن نوزدهم )و نیز ماده گرایان پیش از آنها( خواستند برای زیبائی و زشتی عوامل و اسباب عینی برون ذاتی جستجو کنند مانند تناسب و هماهنگی. از آن جمله چرنی شوسکی زیبائی را ناشی از تجلی کامل نیروهای حیاتی میدانست، یعنی زیبائی و زندگی را بهم پیوند میداد. این تعاریف عینی مسلماً متضمن واقعیاتی است، ولی فلسفهٔ علمی بر آنست که صرف نظر از عامل عینی، عامل ذهنی و دید انسان اجتماعی، به تناسب درجه معرفت وی به قوانین عینی نیز در ادراک زیبائی عنصر متشکله مهمی است:

ادراک زیبائی در آثار هنری تجلی کامل مییابد و مایهٔ نشاط و لذت میشود و دارای قدرت بسیجنده و پرورنده است. لذا «زیبا » پیوند معینی است از عین و ذهن، طبیعت و تاریخ، انسان و پیرامون، که در صورت فقدان یک جهت، احساس زیبائی پدید نمیشود و به همین جهت این مقوله دارای نسبیت تاریخی و اجتماعی است.

والا با زیبا پیوند دارد و هر دوی آنها محصولات مثبت «آرمان استه تیک » انسان در دوران معین تاریخ است. والا و زیبا در عین حال با فاجعه آمیز )یا تراژیک( میتوانند در پیوند باشند ولی هرگز مضحک و خنده آور نیستند. چنانکه زشت و فرومایه و مضحک با یکدیگر خویشاوندی دارند، هر قدر هم که خود را در جامه های مزین مستور سازند. در پیدایش احساس والا نیز پیوند عین و ذهن وجود دارد. یعنی هم عظمت طبیعی یا تاریخی و انسانی و هم برخورد انفرادی شخص و هیجانات مثبت روح او در قبال این عظمت.

هنگامی که شرایط پیروزی زیبا و والا علیه زشت و پست در لحظهٔ معین فراهم نیست، تضادی آشکار پدید میشود، مسئله ای که باید حل شود، حل نمیشود.




جهانی شدن نوینی با چهره شرقی

در بسیاری از زمینه ها ما شکست امریکا را دیدیم؛ اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی وجنگی. در همه ی این زمینه ها، امریکا سرکردگی جهانی خود را از دست داده است. از دید اخلاقی، هیچ هم سانی میان آن چه که خود می گوید و می پسندد، با آن چه خود انجام می دهد نیست. فرهنگ پرخاش گری چنان در جامعه ریشه دوانده است که یک صدم امریکایی ها پیوسته در زندان ها به سر می برند؛ فرهنگ تفنگ دآری آن چنان گسترده شده است که هیچ مادری که فرزند دانش آموز دارد روز را آسوده به شب نمی رساند.

اقتصاد از هم پاشیده است، نزدیک به چهل میلیون گرسنه دارد و گرانی هر روز افزایش می یابد. در چند سال گذشته لیبی، عراق، افغانستان را با شکست ننگ آوری رها (ترک)کرده است.

نقش جهانی امریکا پیوسته کاهش می یابد و به قلدری و زورگویی او با ایستادگی پاسخ داده می شود.

برای چاره جویی پیامدهای ناگوار رکود بزرگ، کشورهایی مانند چین آغاز  به دلار زدایی از ذخیره های ارزی خود کردند. آن ها به جای یک ذخیره بزرگ دلار به ذخیره ارزهای گوناگون پرداختند. این کار به کاهش سهم دلار  در ذخیره جهانی ارز از ۷۰ درصد در سال  ۲۰۰۰ به ۵۹ درصد در سال ۲۰۲۰ انجامید.  سهم دلار در ذخیره های  ارزی روسیه در سال ۲۰۱۹ ۲۳٫۶ درصد بوده و تا سال ۲۰۲۱ به ۱۰٫۹ درصد کاهش یافته است. بانک مرکزی روسیه به دلیل تحریم ها با درخواست پرداخت سوخت و گندم با روبل به جای دلار، برای دلار زدایی پرداخته است.

استرالیا و بسیاری از کشورهای آسیا مانند هند و ژاپن که از متحدان بزرگ ایالات متحده هستند، چندان خواهان شکستن پیوند اقتصادی و سیاسی خود با چین و روسیه نیستند. 




نوروز بزرگ‌ترین جشنِ خلقی و نمایش‌گاه جای‌گاه طبقاتی توان‌گران

سخن روز شماره ۵
۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ۱۸ مارس ۲۰۲۴

طبری می‌گوید که “نوروز بزرگ‌ترین جشنِ خلقی مردم ایران است.”

با آن‌که جشن‌های باستانی فراوانی به گرد فراموشی سپرده شده‌اند، ولی نوروز با همه زخم‌های ژرف بر تن زنده است و از یادگاه تاریخی مردم ما پاک نشده است. نیاکان ما پس از اسلام با ترس و دل‌هره نوروز را در دل‌ها نهان کرده بودند و پنهانی آن را جشن می‌گرفتند. آن‌ها با دلیری نوروز را با پول دادن به فرمان‌روایان عرب و پنهان‌کاری از ددمنشان مغول‌ها زنده نگه داشتند و به دودمان های پسین پیش‌کش کردند.

تاریک اندیشان رژیم ولی فقیه هم ریشه نوروز را در فرهنگ زمینی ما دست کم گرفته بودند و نمی‌دانستند که نوروز را نمی‌توان به این آسانی از یاد مردم زدود. با آمدن هر بهاری مردم با همه ی بازداشتگی‌ها سردمداران زورگو به یاد نوروز می‌افتادند و می‌افتند.

نوروز زمان آمادگی زمین، برای حس کردن  دست نوازش‌گر و آفریننده کشاورز نیز هست. با آن‌که با فرارسیدن نوروز زمان کشت و کار توان‌فرسا نیز فرا می‌رسید، مردم آن را گرامی می‌داشتند، چرا که کار سخت را فراهم کننده نان شب می دانستند. خاک بوی تازگی می‌گیرد که کشاورز را در رویا و آرزوی کشتی پربار سرمست می کند. کشاورزان به پاشيدن دانه‌های بهاری به روی زمین آماده مي پرداختند.

برای همین طبری می گوید که “کاشتِ نمونه‌وار گندم و برنج و جو و باقلا و کاجیله و ارزن و نخود و ماش در جشن نوروز و برخی رسوم دیگر نمودارِ خصلتِ کشاورزی جشن است“.

در  آغاز کشت و کار، زنان کشاورزان رنج‌بر در نوروز، به پيشانه گاوها که افزار کار بودند رنگ می‌انداختند و گردن‌بندی‌های رنگارنگ می‌بافتند  و به گردن  گاوهای پُرکار می‌آويختند و بدین‌گونه به پيشواز بهار و شکوفايی طبيعت می‌رفتند. مردم برای جشن و پای‌کوبی به دامن تپه‌های سرسبز و صحراها می‌رفتند و با طبیعت بهاری در آمیخته و با آن هم  آجین می‌شدند.

 زنان ایران باستان برای بزرگ‌داشت نوروز و پیشوازی از آمدن بهار آماده می شدند، خوراک می پختند، سبزه می‌کاشتند و خانه تکانی می‌کردند. زنان در آستانه‌ نوروز با شستن فرش‌ها و گردگیری و پاکیزگی خانه،  شادی و شور را در آستانه بهار به خانه می‌آورند. در گذشته‌های دور زنان نوروز را با جشن‌های ویژه خود گرامی می‌داشتند. تا پاسی از شب به آوازخوانی و داستان خوانی می‌پرداختند. و هوای آنشب شور ویژه‌ای داشت. در اين شب زنان دور ديگ گرد هم می‌آمدند (گویا این آیین هنوز در بخشی از افغانستان کنونی پایدار است) و تا نزديکی‌های سپیده دم شادی و پایکوبی می‌کردند و ترانه می‌خواندند.

افزون بر این، نوروز نمود با شکوهی از دیالکتیک زندگی و مردگی؛ از زایش زندگی پرجوش از تن خسته و روان افسرده کهنگی ی که میرنده است.

طبری می‌افز‌اید که نمی توان نوروز را “تنها جشن کشاورزی دانست”. “بهار در تفکر اسطوره ای نیاکانِ انسان، یادآورِ از نو زنده شدنِ مرده است. طبیعتِ بی جان در این ماه بار دیگر بر می جوشد. درختِ خشک برگ می کند. زمینِ سیاه سبز می شود بوتۀ بی جان گُل می دهد، برفِ گداز، نهرهای جوشان را به راه می اندازد و تابشِ خورشید، جانوران را از خوابِ زمستانی بر می انگیزد.”

بهار همراه نوروز می آید. بهار فصل خانه تکانی، نوسازی و بازسازی  است. جهان کهنه و پیر که به چشم مرده می‌نمود، دوباره در بهار جان می گیرد و جوان می‌شود. دیالکتیک طبعیت این است؛ مرده‌ها به زنده‌گان تازه‌ای دگرگون می‌شوند.

پس از برگ ریزان خزان، زمستان هم هم اکنون به دم پایانی خود نزدیک می شود. ماه‌ها چشم به راهی ما برای بهار جان بخش به پایان می‌رسد. خورشید از خواب زمستانی برمی خیزد و با توانایی می‌درخشد. شب دراز یلدایی به سر می اید و روشنی درازتر می شود . زمستان با همه‌ی سرسختی خود به ناگزیر جای خود را به بهار می‌دهد.

بهار آغازی نو است که انگیزه زنده بودن را نیرومند می‌کند. دشت و صحرا دوباره سبز، گُل‌ها شکوفا می شوند و مرغ‌های بهاری با آواز گوش نواز خود خواب‌زدگان را بیدار می‌کنند. دست افسون گر بهار هنرمندانه به آنی چادر سبز را روی زمین پهن می‌کند. بهار با زبردستی، به رنگ‌کاری تپه ها، جنگُل‌ها و کوه‌ها  می‌پردازد. گُل‌های رنگارنگ پیرامون، آواز خوش پرندگان نشانه‌های طبیعتی است که با دست و دل بازی برای ما خوراک و آب در سفره می‌چیند. بهار برف را آب می‌کند تا چهره‌های پنهان شده دوباره آشکار شوند. باران بهاری چشمه‌های زلال را به دشت‌های خفته روان می‌کند، زمین را از خواب سنگین زمستانی بیدار و زنده می‌کند تا زندگی به زمین می گردد.  گُل‌ها با خوش بویه (عطر)  خود هوا را پر می‌کنند. جوانه‌های ریز  و سبز روی شاخه‌های درخت سر بر می‌اورند. پروانه‌ها که از سردی زمستان به پرواز دور شمع‌های شب دل خوش بودند دوباره در باغ  و بیشه به دنبال معشوقه گُل می‌گردند. بلبلان آواز خوانان به سوی لاله زار پرواز می کنند و مگس مرغ از انگبین لاله های سرخ و سپید سر مست می‌شود.

گرمایی که بهار با خود می‌آورد، رخسار یخ زده را آب می‌کند و تن را از تن پوش های سنگین می‌رهاند و روان افسرده  را شاد می‌سازد. کارشناسان زیبایی شناسی می‌گویند که شوری که بهار در انسان برمی‌انگیزد، در نهاد انسان نهفته است.  خورشید درخشان، درازی روز، گرمایی تن، سبزی طبعیت، آواز پرندگان مایه‌ی شادی روان می‌شود. در روانی که شاد است، دانه امید کاشته می‌شود. انسان که زمستان را جاودانه می‌یافت، هنگامی که بوسه آفتاب به گونه را حس می‌کند و آسمان پاک و آبی را می‌بیند، باور به سرافرازی زندگی در او نیرومند می‌شود. بهار مرز میان رویا و واقعیت را در هم می‌شکند و به رویای آینده‌ای روشن بال‌های نیرومند پرواز می‌دهد. بهار فصل عاشقان هم هست. نیاکان ما آواز بُلبُل در باغ‌چه و پرواز پروانه به دور گُل را در پیوند ناگسستنی با دل‌دادگی می‌دیدند.   

نوروز اما همیشه نمایش‌گاه جای‌گاه طبقاتی دارایان نیز بوده است. طبری در این باره سخن از “عامل پیوند فرهنگ با زندگی سیاسی جامعه (اشرافیت شاهنشاهی و نظام زمره ای)” می‌گوید.

زراندوزان با آزمندی شگفت‌انگیزی زور خود را با زر به نمایش می‌گذاشتند. آن‌ها در آستانه نوروز سامان (اسباب) خانه خود را نو می‌کردند. درون خانه‌ خانواده‌های دارا هنگام خانه تکانی با خون انگشتان و عرق تن زنان رنج‌بر آمیخته بود. میهمان نوازی اربابان و پذیرایی مهمانان با کار توان‌فرسای مردان رنج شدنی بود.

شوربختانه، نوروز هنوز هم نمایش‌گاه جای‌گاه طبقاتی است. ما در سفره‌های لایه‌های گوناگون بورژوازی “صد ناز و نعمت”  و در سفره‌های طبقه کارگر و لایه‌های پایینی “نان جو آلوده با خون” را  می‌بینیم.

دریغا! که نوروز تهی‌دستان و رنج‌بران در روند گذر از نظام فئودالی به سرمایه‌داری چندان دست‌خوش دگرگونی نشده‌است. سفره‌ی نوروزی آن‌ها هم‌چنان کم رنگ است، اگر چه آن‌ها رویاهای پُررنگی دارند.

شاملو می سراید:

نوروز
بی گندم ِ سبز و سفره می آید،
بی پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور

با این همه، نوروز نماد پیروزی اهورا بر اهریمن،  پیروزی نیکی بر بدی، و پیروزی بهار بر زمستان است. انسان در طبیعت دگرگون شده پیرامون، سراسر شور رستاخیز می شود و در می یابد که می‌توان بهار زندگی  را با سازندگی و رزمندگی برپا ساخت.

بگذارید انسان‌ها با الگوگیری از طبیعت، تن پوش نومیدی زمستان را به دور ریزند و با رویشی  نو، نیرومند پای در راه آزادی و برابری بگذارند، تا نوروز آینده نمایش‌گاه نیروی سازنده کارگران و رنج‌بران شود.

 نوروز امسال برای طبقه کارگر و دیگر رنج‌بران نوید آزادی و رهایی از سردی فرمان‌روایی سرمایه با کمک واپس‌گرایان دینی است.

این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود (کسرایی)

نوروز به مردمان رنج و کار، به رزمندگان راه آزادی و برابری خجسته باد!