همکاری بورژوازی سوئد با امپریالیسم امریکا

پس از ترور نخست‌وزیر سوئد اولاف پالمه – مردی که برای هدف‌های سازمان ملل متحد برای جهانی بدون جنگ‌افزار، به ویژه هسته‌ای تلاش می‌کرد- سفیرهای امریکا نشست‌های پنهانی با عضوهای پارلمان سوئد داشته‌اند، تا پارلمان هوادار خط صلح پالمه نشود. امریکا یک جنگ روانی را برای ترساندن سوئد از اتحاد شوروی آغاز کرد. هدف از این کار این بود که سوئد دریابد که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یک خطر بزرگ برای سوئد است. بدترین چالش امنیتی سوئد در آن زمان زیردریایی روسی U 137 (S-363) بود.

پروفسور بازنشسته اولا تونندر در پژوهش‌های برجسته خود این جستار را به روشنی باز کرده است. او در کتاب تازه خود به نام “کارشناس ناوبری. چگونه سوئد به خود اجازه داد که از سوی U 137 فریب بخورد”“ نشان می‌دهد که سازمان‌های جاسوسی سوئد و امریکا به گل نشستن زیردریایی شوروی‌یایی را سازمان‌دهی کردند تا که امریکا بتواند سوئد را گام به گام به سوی سیاست‌های ضدکمونیستی و جنگ دوستی بکشاند.

تلویزیون سوئد 4 گزارش داد که فرمانده جنگ مایکل بین گفت: “همه شهروندان باید برای جنگ در سوئد اماده شوند.” بورژوازی سوئد ترس از یورش روسیه به کشورهای اروپا را پایه سیاست برون‌مرزی خود کرده‌است، تا وابستگی خود به امپریالیسم امریکا را افزایش دهد. هشدار وزارت جنگ به سوئدی‌ها برای آماده شدن در جنگ علیه روسیه را باید از این دیدگاه بررسی کرد.

بورژوازی با دروغ می‌گوید که ناتو یک پیمان دفاعی است، و چیزی در باره‌ی بمباران یوگسلاوی، لیبی و افغانستان از سوی ناتو نمی‌گوید. بورژوازی با ترساندن مردم از روسیه امنیت مردم و استقلال سوئد را رها کرد و هم‌بستگی بیش‌تری با ایالات متحده نشان داد. بورژوازی به دروغ به مردم گفته است که روسیه به جزیره گوتلند یورش خواهد کرد. ۷۰ سال است که ما شنیده‌ایم، که روسیه (شوروی) می‌خواهد این کار را انجام دهد.




بورژوازی تجاری و نظامی و انجمن حجتیه بدون نگرانی از تورم و گرانی به فکر حجاب و قران هستند

هر رژیم معمولی پس از ضربه بزرگ انتخاباتی که از مردم می خورد به میز کار خود برمی گردد و برای جلب نظر مردم برنامه می چیند.

اگر شما فکر می کنید که نظام سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی در حال تفکر و تغییر سیاست برای کسب “مشروعیت” در نزد مردم با مهار تورم و اقتصاد ورشکسته است بسیار اشتباه می کنید.  

شورای نگهبان در حال بررسی لایحه عفاف و حجاب است. ولی فقیه نگران غلط خواندن قران توسط قاریان قران است. سردار سپاه در حال کف زدن برای برگرداندن ثروت بابک زنجانی است. سپاه اول به زنجانی کمک می کند که پولها را بدزدد و وقتی که لایه های دیگر بورژوازی انگلی به افشای آن می پردازند به خود مدال می دهد.

به گزارش همشهری آنلاین، رهبر انقلاب در بخشی از این محفل نورانی فرمودند: باید از غنای حرام پرهیز شود، من گاهی اوقات برخی تلاوت قاری‌های مصری را می‌شنوم شبهه می‌کنم و رادیو را خاموش می‌کنم. گاهی اوقات چیزی که قاری می‌خواند سبک خواندن غنای عربی است و تلاوت قرآن نیست.

رهبر انقلاب در این مراسم در سخنانی تلاوت قرآن را «هنر مقدس» خواندند.

حضرت آیت‌آلله خامنه‌ای با اظهار خرسندی از تعداد بالای قاریان جوانِ «صحیح‌خوان» و «خوشخوان» در کشور، رشد فزاینده قاریان جوان را از نعمت‌های بزرگ انقلاب اسلامی برشمردند.

سردار شریف با اشاره به دیگر اقدامات سازمان اطلاعات سپاه در سال جاری گفت: بازگرداندن اموال بابک زنجانی که به عنوان مطالبه ملی در کشور از آن یاد می‌شود، از جمله اقدامات موفق مجموعه اطلاعات سپاه است. در این فرآیند توانستیم با همکاری قوه قضاییه، بیت‌المال را به خزانه کشور بازگردانیم. این نوع اقدامات سازمان اطلاعات سپاه از تداوم ایجاد فساد در کشور می‌تواند موثر باشد و همه کسانی که نیت‌های سوء دارند، بدانند که زیر دید و تیر سازمان اطلاعات سپاه قرار دارند.




قبضه کامل قدرت از سوی بورژوازی تجاری و نظامی با کمک انجمن حجتیه

درحالیکه عمادالدین باقی می گوید که موافقان وضع موجود ۲۰ درصد هستند و مشارکت واقعی ۳۴ درصد است نه ۴۱ درصد، احمد خاتمی، عضو شورای نگهبان، گماشته ولی فقیه برای روحیه دادن به نیروهای خودی می گوید:  در برخی کشورهای جهان فراز و نشیب مشارکت در انتخابات وجود دارد که جورج بوش با ۲۵ درصد مشارکت رئیس جمهور آمریکا شده.

حزب توده ی ایران در آخرین پلنوم قبل از ضربه رژیم ارتجاعی ولی فقیه خود در مورد به قدرت رسیدن بورژوازی تجاری هشدار داده بود. پس از ۴ دهه هم اکنون یاران و دست پرودگان مصباح یزدی و انجمن حجتیه به آروزی بزرگ خود رسیده اند و بورژوازی تجاری با همکاری بورژوازی قدرتمند نظامی همه ی نهادهای جمهوری اسلامی را در بست قبضه کرده اند. یادمان باشد که ولی فقیه کنونی و رییس جمهوری پیشین آقای خامنه ای عضو رهبری حجتیه جواد مادرشاهی را مشاور خود کرده بود که همچنان در سایه جزو مشاوران او هست.

این دو لایه بورژوازی انگلی برای نشان دادن افکار ارتجاعی خود تصویب لایحه عفاف و حجاب را در دستور روز قرار داده اند. هادی طحان نظیف، سخنگوی شورای نگهبان، گفت: شورای نگهبان در یکی دو روز اخیر لایحه عفاف و حجاب را نیز دریافت کرده است و این لایحه در نوبت رسیدگی است.  انگار عفاف و حجاب زنان چالشهای تورم، بیکاری، کمبود مسکن را حل خواهد کرد.

وزیرخارجه هم دست به دامن امام زمان افتاده است.

فرمانده محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سلام علیکم،
دریافت نشان فتح، از سوی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) را به جنابعالی صمیمانه تبریک عرض می‌کنم.

توفیقات جنابعالی در راه نیل به اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در ظل توجهات خاصه امام عصر (عج) را مسألت می‌نمایم.

توجه کنید: نه صحبتی از جمهوریت است و نه ” ظل توجهات” مردم.




وظیفه دموکراتیک و وظیفه سوسیالیستی کمونیست ها پس از شکست نمایش انتخابات

“نه” بزرگ مردم اگر چه شایسته است، ولی اگر نیروهای پیش رو انقلابی از پشت کردن آشکار مردم به همه ی دسته های جمهوری اسلامی برای سازمان دهی یک جنبش پرتوان برای واژگونی بهره جویی نکنند، به اندازه آن چه که بایسته و نیاز جنبش است کارساز نخواهد بود.

برای کمونیست ها، تنها انجام دادن وظیفه دموکراتیک و دست یابی به آزادی بس نیست، ما باید به وظیفه سوسیالیستی خود آگاه باشیم و آن را انجام دهیم. کار سوسیالیست های انقلابی با دست زدن برای “نه گفتن” مردم به انتخابات پایان نمی یابد. در گام نخست، ما باید با مرزکشی با نیروهای برانداز هوادار امپریالیسم، راه خود را با آن ها جدا کنیم. در گام پسین، ما باید سینه ی دیکتاتوری ولی فقیه و نظام سرمایه داری اسلامی را  با کمان خشم توده ها نشانه بگیریم.

راست ها می خواهند مردم را به این پندار نادرست باور دهند که گویا درماندگی و گرسنگی رنج بران و تنگ دستان که از پیامدهای ناگوار نظام سرمایه داری است را تنها با واژگونی ولایت فقیه می توان درمان کرد. ما باید به مردم بگوییم که تنها با بنیان گذاری یک اقتصاد غیرسرمایه داری می توان شکم گرسنه کودکان را سیر کرد، کار آفرید و خانه ساخت. برای انجام این کار ما باید هم زمان با سرنگونی ستم گر، نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را نیز به چالش بکشانیم.

توده های رنج و کار در روند نبرد به خودآگاهی باارزشی دست می یابند، ولی تنها با آموزش و آگاهی طبقاتی می توان آن ها را برای این نبرد سرنوشت ساز آماده ساخت.

با پیش گزاری یک برنامه اقتصادی ملی- دموکراتیک با سمت گیری غیرسرمایه داری که می توان آن را زمینه چینی راه آینده سوسیالیستی دانست، باید به لایه های میانی و بورژوازی ملی نشان داد که گریز از گرداب نئولیبرالیستی شدنی است.




بورژوازی سوئد و امپریالیسم امریکا برندگان پیوستن سوئد به ناتو!

مقاله ۴۷/۱۴۰۲
۲۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۱ مارس ۲۰۲۴

صلح به معنای نبود درگیری نیست، بل که توانایی مدیریت درگیری با شیوه‌های صلح‌آمیز است.

در دنیای کشمکش‌ها، گفت‌گو زبان صلح است. (اولوف پالمه -Olof Palme)

پیش گفتار

پس از جنگ‌های ناپلئونی و زمانی که سوئد فنلاند را به امپراتوری روسیه در سال ۱۸۰۹  واگذار کرد، این کشور کوچک دانه‌های استقلال از پیمان‌های جنگی را در دل‌های شکسته پس از جنگ کاشت. این کشور رهبران بزرگ صلح دوستی مانند اولوف پالمه (Olof Palme) داگ هامرسکولد (Dag Hammarskjöld)[i] داشت که نخست‌وزیر و دبیرکل سازمان ملل متحد، در سال های پس از جنگ‌جهانی دوم بودند که به گمان بسیار هر دو از سوی سیا کشته شدند. در آن سال‌ها سوئد  کشوری بود که آزاد از جنگ بازی میان نیروهای بزرگ، الگوی دیگر  کشورهای کوچک شده بود. 

پس از ماه‌ها درگیری و امتیازگیری از سوی ترکیه و مجارستان، بورژوازی سوئد به آرزوی کهن خود برای پیوستن به ناتو رسید. پس از بیش از دو سده صلح زیستی و صلح خواهی، سوئد هم اکنون بخشی از جنگ‌آفرین‌ترین پیمان جنگی جهان شده است! این بدان معنی است که از هم اکنون سوئدی ها باید به شناختی نوین از خود و کشور خود دست یابند. سوئد چیست و سوئدی های کیستند؟ سوئدی‌ها باید هم اکنون بیندیشند و  پردازش کنند که چگونه پس از دو سده صلح تنها راه  بیمه صلح پیوستن به یک پیمان جنگی پرخاش‌گر است؟

بورژوازی سوئد و فنلاند این گونه وانمود می کنند که پس از درگیری میان روسیه و اوکرایین خطر یورش روسیه به این کشورها بالا رفته است و برای همین باید با پیوستن به ناتو از مرزهای خودشان در برابر “پرخاش گری روس ها” پاسبانی کنند.

راستش ولی این است که هر دو کشور سال‌ها زیر فشار ناتو و به ویژه امریکا برای پیوستن به ناتو بوده‌اند.  هر دو کشور آرام آرام سیاست برون‌مرزی امپریالیسم امریکا را پذیرفتند. در ۲۰ سال گذشته، ان‌ها گام به گام به ناتو نزدیک شدند و با آن هم‌کاری می‌کرده اند. سرکردگی جنگی امپریالیسم امریکا، سیاست‌مداران آرام اسکاندیناوی را به ناگهان دلیر کرد و آن‌ها پاسخ‌های جنگی به هر چالشی را در روابط بین المللی به‌تر از گفت‌وگو و صلح می‌دانند.

در این نوشته نشان خواهیم داد که بورژوازی این دو کشور و به ویژه بورژوازی سوئد با هم‌کاری امپریالیسم امریکا حتا در دوران جنگ سرد به دنبال هم کاری جنگی با امپریالیسم امریکا بوده‌است. پس از آن به بررسی جنگ‌افروزی این دو کشور می‌پردازیم. در پایان نشان خواهیم داد که وارونه آن چه که امپریالیسم و بورژوازی این دو کشور می‌گویند امنیت این دو کشور با پیوستن به ناتو بهتر نمی شود.

سوئد در دوران جنگ سرد و خطر افسانه‌ای روسیه

پس از ترور نخست‌وزیر سوئد اولاف پالمه – مردی که برای هدف‌های سازمان ملل متحد برای جهانی بدون جنگ‌افزار، به ویژه هسته‌ای تلاش می‌کرد- سفیرهای امریکا نشست‌های پنهانی با عضوهای پارلمان سوئد داشته‌اند، تا پارلمان هوادار خط صلح پالمه نشود. امریکا یک جنگ روانی را برای ترساندن سوئد از اتحاد شوروی آغاز کرد. هدف از این کار این بود که سوئد دریابد که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یک خطر بزرگ برای سوئد است. بدترین چالش امنیتی سوئد در آن زمان زیردریایی روسی U 137 (S-363) بود.

پروفسور بازنشسته اولا تونندر (Ola Tunander) در پژوهش‌های برجسته خود این جستار را به روشنی باز کرده است. او در کتاب تازه خود به نام “کارشناس ناوبری. چگونه سوئد به خود اجازه داد که از سوی U 137 فریب بخورد”“Navigations-Experten. Hur Sverige lät sig bedras av U 137” نشان می‌دهد که سازمان‌های جاسوسی سوئد و امریکا به گل نشستن زیردریایی شوروی‌یایی را سازمان‌دهی کردند تا که امریکا بتواند سوئد را گام به گام به سوی سیاست‌های ضدکمونیستی و جنگ دوستی بکشاند.

پس از بستن پیمان ورشو، ناتو نیز می‌بایست از میان برداشته می‌شد. همه رهبران کلیدی در غرب با گورباچف پیمان بسته بودند که ناتو “یک اینچ” به سوی مرزهای روسیه گسترش نخواهد یافت، ولی به جای این کار ناتو هر سال گسترش یافت، جنگ‌های گرم تازه ای آفرید و جنگ بسیار سرد نوینی علیه روسیه و به ویژه چین آغاز کرد. ناتو در نبرد با روسیه که هزینه‌های نظامی ان ۸ درصد ناتو است، حتا خواهان کاربرد جنگ افزارهای هسته‌ای است.

تلویزیون سوئد 4 در ۸ ژانویه ۲۰۲۴ گزارش داد که فرمانده جنگ مایکل بین (Bydén) گفت: “همه شهروندان باید برای جنگ در سوئد اماده شوند.” بورژوازی سوئد ترس از روسیه و یورش روسیه به کشورهای اروپا را پایه سیاست برون‌مرزی خود کرده‌است، تا وابستگی خود به امپریالیسم امریکا را افزایش دهد. هشدار افسران وزارت جنگ به سوئدی‌ها برای آماده شدن در جنگ علیه روسیه را باید از این دیدگاه بررسی کرد.

بورژوازی با دروغ می‌گوید که ناتو یک پیمان دفاعی است، و چیزی در باره‌ی بمباران یوگسلاوی، لیبی و افغانستان از سوی ناتو نمی‌گوید. بورژوازی با ترساندن مردم از روسیه امنیت مردم و استقلال سوئد را رها کرد و هم‌بستگی بیش‌تری با ایالات متحده نشان داد. بورژوازی به دروغ به مردم گفته است که روسیه به جزیره گوتلند یورش خواهد کرد. نیاز به یادآوری هست که روسیه با  ۸ درصد هزینه نظامی ناتو، هرگز به هیچ کشوری در ناتو یورش نبرده است، ولی ۷۰ سال است که ما شنیده‌ایم، که روسیه (شوروی) می‌خواهد این کار را انجام دهد.

جنگ‌افروزی این دو کشور

سوئد با نروژ ، فنلاند در جنگ بود و با دانمارک ۱۱  بار جنگ داشت که هفت بار پیروز شد، ولی در بیش ۲۰۰ سال در جنگ‌ها “بی طرف” بوده است و سوئدی‌ها فراموش کرده‌اند که جنگ چه پدیده‌ای است.

با این همه صنعت جنگی سوئد در همه‌ی سال‌های تولید خود چاکر و فرمان‌بردار امپریالیسم امریکا بوده است. بخش مهندسی دیجیتالی سوئد و فنلاند شرکت هایی مانند (Ericsson) ، (Telia) و (Nokia ) سال‌ها است که در برنامه‌های کوچک و بزرگ جنگی امریکا هم‌کاری کرده‌اند و هم‌چنان می کنند. صنعت جنگی سوئد هم اکنون هم  بازار بزرگی در اوکرایین دارد که با پول مالیات‌دهندگان سوئدی فراهم می‌شود.

به گزارش https://www.sipri.org فنلاند در سال‌های گذشته بزرگ‌ترین افزایش هزینه‌های جنگی در اروپا را داشته است و سوئد در رده سوم بوده است.

بر پایه گزارش 247wallst سوئد در سال های  ۲۰۱۷ -۲۰۲۱ ۱۳مین صادرات کننده جهانی جنگ‌افزارها بود. یک چهارم این جنگ‌افزارها به پاکستان، یک چهارم دیگر ان به امپریالیسم امریکا و نیمی از آن به کشورهای کوچک‌تر فروخته شد. هزینه‌های جنگی سالانه سوئد ۶.۵  میلیارد دلار (۱.۲ ٪ از تولید ناخالص داخلی) است.

سوئد پیش از آن که عضو ناتو باشد پیمان جنگی بسیار گسترده با ایالات متحده بسته است که توانایی این کشور برای انجام یک سیاست امنیتی مستقل را از او می گیرد. این تصمیم بدون آن‌که با مردم سوئد در میان گذاشته شود گرفته شده‌است. این پیمان جنگی به امریکا اجازه دست‌رسی به ۱۷ پایگاه نظامی با انبار کردن جنگ‌افزار هسته‌ای را در سراسر خاک سوئد می‌دهد. برای بورژوازی سوئد هم‌کاری با امریکا-  کشوری که از سال ۱۹۴۵ بیش از هر کشور دیگری جنگ آفریده است و مردم بیش‌تری را کشته است و هم اکنون پشتی‌بان اصلی نسل‌کشی اسرائیل در فلسطین است- برجسته تر از صلح جهانی است. وزیر جنگ برای پشتی‌بانی از این پیمان گفت که با این پیمان اگر دشمن بخواهد سوئد را بگیرد کشور ما آماده می‌شود. رسانه‌ها هم کورکورانه به بازگویی سخنان سیاست‌مداران بورژوازی می‌پردازند.

سرسپردگان امپریالیسم در سوئد بر سر مردم خود کلاه گذاشته‌اند و حتا بر خلاف قانون اساسی سوئد پیوستن به ناتو را به همه پرسی نگذاشته‌اند. سیاست ضددموکراسی سیاست‌مداران کنونی، وارونه اصل دموکراتیک کهن است که بر پایه آن مردم باید از چنین گفت‌و گوهایی آگاه باشند، و پیش از تصمیم‌گیری و امضای چنین پیمان‌هایی باید زمان گفت‌و گو داشته باشند و در تصمیم در باره‌ی آینده کشور شریک باشند. رسانه‌های برجسته این کشور به جای زیر پرسش بردن این پیمان، سخن‌گوی پنتاگون و دولت بورژوازی خود شدند.

نخست وزیر سوئد کریسترسسون به تازگی گفت که سوئد در سال ۲۰۲۴، دستور ناتو برای هزینه کردن دو درصد از تولید ناخالص برای هدف‌های جنگی را پیاده خواهد کرد و هزینه‌های جنگی را  دو برابر خواهد کرد. بورژوازی سوئد حتا سرسپرده تر از بورژوازی دانمارکی که عضو دیرینه ناتو است به امپریالیسم امریکا شده است. جنبش صلح در دانمارک توانست بورژوازی را به پذیرش برخی از “مرزها” کند که آن هم هم اکنون زیر ضربه است.

دانمارک در ۷۵ سالی که عضو بوده است مرزهایی برای ناتو گذاشته است (البته آن هم هم اکنون در روند تهی شدن است):

  • نبود نیروهای برون مرزی در خاک دانمارک
  • بدون ذخیره سازی جنگ افزار پیش رفته در خاک دانمارک.
  • بدون جنگ افزار هسته ای در خاک دانمارک.
  • بدون شرکت در گروه برنامه ریزی هسته ای ناتو.

سوئد جنگ‌افزار به ارزش ۷.۱ میلیارد کرون سوئدی به اوکراین پیش‌کش خواهد کرد. این پانزدهمین بسته کمکی و بزرگ‌ترین بسته کمکی تاکنون از سوئد است. به گفته SVT، این بسته دربرگیرنده جنگ‌افزار توپخانه‌ای، و پول برای کشتی‌های دولتی ویژه از گونه  “Stridsbåt 90” است. این کشتی ساخت خود سوئد است. نیروهای ویژه نیروی دریایی سوئد می‌گویند که این کشتی بیش از ۷۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارد- و گنجایش ۱۰  تا ۱۲ سرباز و افسر را دارد. این کشتی را می‌توان به همه چیز از مسلسل‌های سنگین گرفته تا نارنجک‌انداز مجهز کرد.

رهبران جنگ‌خواه کنونی سوئد برای درست‌انگاری این کمک‌های هنگفت به دیکتاتوری اوکرایین به مردم می‌گویند که آن‌ها از “رزم اوکرایین” علیه روسیه پشتی‌بانی می‌کنند. راستش این است که  پیش از درگیری کنونی، حتا یک دیدسنجی در اوکرایین نشان نداد که اوکراینی ها خواستار عضو شدن در ناتو بودند. هیچ گاه هواداران پیوستن به ناتو در اوکرایین بالای ۱۵ درصد نبود. پیش از درگیری کنونی، نزدیک به ۷۰ درصد مردم خواستار دوستی و پیمان بستن  با روسیه بودند.

چرایی پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو و پیامدهای آن

ناتو نشان داده است که نه تنها کبوتر صلح نیست، بل که شاهین جنگ است. ناتو جنگ افروزترین پیمان تاریخ انسان است. رهبر آن، ایالات متحده آمریکا، ۲۲۵  سال از ۲۴۳ سال زندگی خود را در جنگ با دیگر کشورها بوده است.

شوربختانه، فنلاند و سوئد به این سازمان جنگ‌آفرین و شکست‌خورده می‌پیوندند. مردم سوئد و  فنلاند از این کار سودی نخواهند برد. انحصارهای جنگ افزارسازی کسانی که با خون‌ریزی دیگران سود می آفرینند، بزرگ‌ترین برندگان هستند. 

اولف کریسترسون گفت “این یک گام بزرگ است، اما این نیز یک گام بسیار طبیعی است” و افزود «اتحاد و هم‌بستگی چراغ راهنمای سوئد در این راه  خواهد بود.» ایشان روشن نکرد که این کار برای کی یک گام بزرگ بود؟ اتحاد و هم‌بستگی با کی و برای چه چراغ راهنمای سوئد است؟ راستش این است که پیوستن سوئد یک گام بزرگ برای بورژوازی آن در راه اتحاد با نیروهای امپریالیستی جهان برای پرخاش‌گری و جنگ آفرینی است.

امپریالیسم امریکا و غرب بسیار خوشنود از پیوستن سوئد به ناتو  است، زیرا هم‌کاری های پنهانی سوئد برای پیاده کردن هدف‌های جنگی امپریالیسم، هم اکنون می‌تواند بدون پرده‌پوشی انجام شود. جو بایدن رئيس جمهوری آمریکا نیز  گفت امروز ناتو «از همیشه نیرومندتر است.» ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو در شبکه ایکس نوشت که سوئد با خود نیروهای جنگی توان‌مند و صنعت جنگی شماره یک را به ناتو می‌آورد.

صنعت جنگ افزارسازی سوئد با فروش جنگ‌افزار به دیگر کشورها سود آفرینی می‌کند. برای نمونه، ۵۸ درصد از  درآمد فروش ساب (saab) از فروش جنگ‌افزار به دست می‌اید. با پیوستن به ناتو دست‌رسی صنعت جنگ‌افزارسازی به بازارهای کشورهای عضو ناتو آسان‌تر خواهد شد. کشورهای ناتو بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار برای جنگ‌افزار هزینه خواهند کرد.

با پیوستن به ناتو تصمیم‌گیری های مستقل این دو کشور نیز کم‌تر شدنی است، زیرا تصمیم‌گیری در باره‌ی چالش‌های امنیتی و جنگی با ناتو و به ویژه امریکا هست. فنلاند و سوئد هنگامی که عضو ناتو شدند بار انبار شدن جنگ‌افزارهای هسته‌ای و کاربرد آن را نیز بر دوش خود دارند. بی‌گمان ناتو بدون پرسش در این دو کشور جنگ‌افزار هسته‌ای انبار می کند. سوئد و فنلاند دیگر نمی‌توانند برای جای‌گزین‌های صلح‌آمیز در سطح جهانی، یعنی برای نابود کردن جنگ‌افزار هسته‌ای و جهانی بدون جنگ‌افزار ، امنیت مشترک، امنیت انسانی کار کنند. این در تضاد با فرهنگ و سیاست ۷۰ ساله گذشته علیه جنگ‌افزار هسته‌ای در  سوئد است.

سوئد و فنلاند پس از پیوستن به ناتو دیگر نمی‌توانند مانند اتریش و سوئیس میانجی‌گری کنند، زیرا بخشی از پیمان جنگی ناتو هستند. اگرچه همه می خواهند که در اینده نزدیک قطب شمال منطقه‌ای برای امنیت و صلح باشد، ولی با پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو آن‌ها هم به رویارویی اینده با روسیه و چین کشانده خواهند شد.

با پیوستن به ناتو، این دو کشور به ناگزیر در دگرگونی‌های اینده نظم جهانی که در ان چین، خاورمیانه، افریقا و امریکای جنوبی و هم‌چنین پیمان‌های بزرگ غیرغربی منطقه‌ای نیرومندتر  خواهند شد، باید در کنار ناتو به رهبری امریکا بایستند.

امریکا چین و روسیه را دشمن شماره یک می‌داند. سوئد و فنلاند در  ناتو در اینده نمی توانند  به راه رفتن بر روی دو پا، یکی غربی و دیگری غیر غربی بپردازند. بخش بزرگی از سیستم رفاهی این دو کشور بر پایه شرکت نکردن در جنگ‌ها و هزینه نکردن برای جنگ‌افزارهای گران بوده است. با پیوستن به ناتو، هزینه‌های جنگی به دوش مردم به ویژه تهی‌دستان و طبقه کارگر خواهد گذاشته شد.

بورژوازی سوئد فریب کارانه به مردم می گوید که گویا این پیمان از مرزهای سوئد در برابر یورش دشمن (روسیه) پاسبانی می‌کند. ولی تاریخ نشان می دهد که این سوئد است که به روسیه یورش برده است. روسیه تزاری، اتحاد شوروی و روسیه کنونی هرگز به سوئد یورش نبردند.

فرمانده جنگ سوئد یک ماه پیش از جبهه شرقی اوکراین بازدید کرد و روشن شد که سوئد خلبانان اوکراینی را آموزش می‌دهد. بورژوازی سوئد هم چنین در روند بررسی فرستادن جنگنده های پیشرفته گریپن به اوکراین است.

این دو کشور اسکاندیناوی در زمان جنگ سرد از ناتو برون ماندند. آمریکا هم اکنون پای‌گاه‌هایی در دانمارک و نروژ، و  سربازان آمریکایی در سوئد و فنلاند دارد. آیا کسی باور به این دارد که با بودن پای‌گاه های جنگی امریکا در مرزهای فنلاند به روسیه و سربازان ناتو ، فنلاند امن‌تر خواهد بود؟ مردم  فنلاند به بی‌طرفی خود افتخار می‌کردند و زمانی که  در اوج جنگ سرد پیمان ورشو در برابر ناتو ده برابر نیرومندتر از روسیه امروز بود، آن‌ها از آن نمی‌ترسیدند و خواهان پیوستن به پیمان های شرق و غرب نبودند. چگونه و چرا، امروز به ناگهان خطر روسیه برای آن‌ها به آن اندازه بزرگ شد که باید ناتو را پاسبان مرزهای خود بگمارد؟

با این پیمان سوئد در جنگ‌های امپریالیسم امریکا در گوشه و کنار دنیا درگیر خواهد شد. پیوستن به ناتو فنلاند و سوئد را امن‌تر نمی‌کند. تنها دلیل پیوستن به ناتو ماده ۵ خواهد بود، که همه‌ی کشورهای ناتو باید برای دفاع از هم‌دیگر در جنگ‌ها شرکت کنند. ولی ماده ۵ از کشورهای عضو می خواهد که در همه‌ی جنگ‌های ناتو شرکت کنند، حتا اگر برای دفاع از خود نباشد. شاید حتا در جنگ‌های اینده در خاورمیانه مانند جنگ‌های گذشته با پای مال کردن قانون‌های بین الملی در یوگسلاوی، عراق و لیبی. ایا جوانان فنلاندی و سوئدی در جنگ‌های اینده کشورهای عضو ناتو کشته خواهند شد؟ ایا انها برای ان اماده هستند؟

نئولیبرالیسم در درون و هم گامی با امپریالیسم در برون

حتا حزب سوسیال‌دموکرات سوئد هم نه تنها صلح‌خواه دیگر نیست، بل‌که هوادار اقتصاد نئولیبرالیستی نیز شده است.  دولت گوران پرسون، نخست وزیر سوسیال دموکرات، قانون سوئد را زیر پا گذاشت تا بتواند به امریکا در سال ۲۰۰۱ در زمان یورش به عراق جنگ‌افزار بفروشد. گرایش سوسیال‌دموکراسی به سوی ”راست” کسی را شگفت‌انگیز نکرد. حزب سوسیال‌دموکرات سالیان درازی است که  یک حزب بورژوا-لیبرال شده است. این حزب سال‌ها است که آرام آرام با چکانیدن (تزریق) زهر نئولیبرالی به رگ کم خون دولت رفاه مایه مرگ آن شده است و هم اکنون میخ‌های پایانی را بر تابوت این مرده می زند. یکی از پیامدهای دلخراش قانونی که دولت سوسیال‌دموکرات در سال ۱۹۹۷ تصویب کرد این بود که امروز ۲۴۵۰۰۰ از بازنشستگان در سوئد نیز زیر خط نداری (فقر) زندگی می‌کنند. هم چنین کارهای صفرساعتی و پیمان کاری بسیار روامند (معمولی) شده است. آمار نشان می دهد که شمار کارکنان دائمی در سال‌های گذشته کاهش داشته است.

بسیاری از بازنشستگان سوئدی پس از پرداخت هزینه‌های ماهانه کمی بیش‌تر از ۱۰۰ دلار در ماه برای تهیه و خرید خوراک برایشان می ماند. هم زمان، سود بانک‌های بزرگ در سال‌های گذشته بیش از ۱۰ میلیارد دلار سالانه بوده است.

این نمونه‌ی روشنی از خوی نظام سرمایه‌داری است که انسان‌ها را پس از بهره‌کشی به خود رها می‌کند. این گونه است که دوران پیری کسانی که با رنج و کار سالیان دراز جامعه کنونی سوئد را  به اینجا رسانده‌اند باید با گرسنگی بگذرد ولی کسی اصل مقدس سود انباشته بانک‌ها و فربه شدن شرکت‌های جنگی را زیر پرسش نمی برد.

سیاست خارجی سوئد به‌تر از این نیست. شرکت‌های فن‌اوری مانند Saab، BAE Systems، و Bofors با ایالات متحده و اسرائیل در فروش جنگ‌افزارها به ارزش میلیاردها دلار، رقابت می‌کنند. سوئد، مانند همسایه نروژی خود، در لگد مال کردن حقوق بشر میلیون‌ها تن در سراسر جهان و به ویژه در کشورهای “جهان سوم”  شریک است.

دیو پوشاک سوئدی H&M می تواند کالاهای خود را در کشورهای پیش رفته با سود بالا بفروشد، تنها به این دلیل که از کارگران و کودکان کشورهای تنگ‌دست مانند بنگلادش را بهره‌کشی می‌کند. این شرکت در سال گذشته یک میلیارد دلار سود داشته است. به سخنی دیگر، اگرچه کارگران کشورهای تنگ دست کالاها را ساخته اند، سود هنگفت آن به جیب بورژوازی سوئد رفته است.

رسانه های هوادار امپریالیسم

به هیچ کس اجازه سخن گفتن در باره‌ی صلح، اشتی، دیپلماسی، گفت‌و گو، میان‌جی‌گری، امنیت مشترک، امنیت انسانی داده نمی شود.

دولت ها، حزب‌های پارلمانی و رسانه‌های این کشورها که همگان در دست بورژوازی هستند هر گونه نوای کارشناسانه را که دیدگاه جنگ خواهی آن‌ها را نپذیرد خفه می کنند و جایی برای پخش کردن ندای دل‌نشین صلح به کسی داده نمی‌شود. رسانه‌ها انتقاد خود از جنگ و جنگ‌افروزی را به کنار گذشته‌اند. 

فنلاند و سوئد اکنون به این دلیل به ناتو پیوسته اند که گام به گام تصمیم نادرست در باره ی این که هیچ گزینه ای فرای ناتو نیست گرفته‌اند. این دو کشور در ۲۵ ساله گذشته به گونه ای سامان مند (سیستماتیک) وزارت امور خارجه خود را از کارشناسان صلح‌خواه تهی کرده اند و هوداران نئولیبرالیسم و دوستان امپریالیسم امریکا را جانشین آن ها کرده اند. در سوئد و فنلاند تصمیم گیرندگان سیاسی نه از برگزیده‌گان مردم، بل که از رهبران و کارمندان صنعت جنگ‌افزاری و کارشناسان وابسته به امپریالیسم در رسانه‌ای و دانشگاهی هستند. این سیاست‌گذاران پشت پرده می‌دانستند که ناتو به دلیل جنگ‌ها و پرخاش‌گری‌هایش در به ویژه در خاورمیانه، هواداری در میان شهروندان ندارد. برای همین، می‌بایست آن چنان دشمن نیرومندی برای مردم در اروپا بسازند تا آن‌ها بزه‌کاری ها و ددمنشی های ناتو در خاورمیانه را فراموش کنند. رسانه های “آزاد” این دو کشور می‌گویند که در این باره نمی‌توان از مردم همه پرسی کرد، زیرا زمان کم است و روسیه در هر آن می‌تواند به سوئد و فنلاند یورش برد .

هیچ عضو تازه ناتو همه‌پرسی  برگزار نکرده است که در ان ناتو و گزینه‌های دیگر امنیتی به گفت‌و گو گذاشته شود. پیش از برنامه سوئد برای پیوستن به پیمان جنگی ناتو، دیدسنجی‌ها نشان می‌داد که تنها ۴۷ درصد از مردم خواهان پیوستن به ناتو هستند، ولی هم اکنون مردم زیر بمباران دشمن تراشی در باره ی روسیه و چین، خاموشی برگزیده‌اند.  بورژوازی فنلاند برای مردم جای‌گزین دیگری را پیش‌گزاری نکرد و نمی کند. گفتمان صلح در رسانه ها ناپدید شده است. نهادی مانند SIPRI – پژوهش صلح بین المللی استکهلم – که سال ها به پژوهش مستقل می پرداخت هم اکنون کنام هوداران پنهان صنعت جنگ افزارسازی شده است.

سوئد دموکراسی بورژوازی را زیر پای خود لگدمال کرد. سیاست‌مداران همیشه در تصمیم‌های بزرگ با مردم و کارشناسان غیردولتی گفت‌و گو می کردند. شیوه‌ای که دولت اندرسون در ان زمان و دولت کریسترسون هم اکنون به کار می برد خرد کردن دموکراسی بورژوازی زیر پا هست.

پایان سخن

سال ها هم‌کاری پنهان و آشکار بورژوازی سوئد و فنلاند با امپریالیسم و هم اکنون پیوستن آن‌ها به پیمان جنگی ناتو نشان‌گر این است که سرمایه‌داری “خوب” و “صلح دوست” پندار بی‌هوده ای است که دیگر خریداری ندارد.

هم اکنون به روشنی می‌توان نشان داد که سرمایه‌داری پیش‌رفته در هیچ کشوری بدون هم گامی با دستگاه امپریالیستی جهانی شدنی نیست. پیوستن هم اکنون این دو کشور به ناتو نتیجه منطقی پیش‌رفت سرمایه‌داری و پیاده کردن ددمنشانه اقتصاد نئولیبرالیستی در این دو کشور است. همان‌گونه که دیده‌ایم پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو دهه ها پیش از درگیری اوکرایین از سوی امپریالیسم امریکا به هم‌دستی بورژوازی این دو کشور برنامه‌ریزی شده بود. به ویژه صنعت جنگ‌افزارسازی سوئد از این پیوستن سود بسیار می برد.


[i] امپریالیست ها از هامرسکولد بی زار بودند، زیرا او برای آزادی کشورهای آفریقایی می جنگید. در سال ۲۰۱۷، پژوهش های سازمان ملل نشان داد که هواپیمای او با موشک سرنگون شده باشد.




وظیفه سوسیالیست های انقلابی پس از شکست انتخابات فرمایشی

جنبش “نه گفتن” کنونی دیگر از «اصلاح خواهی» هم گذر کرده است. نیروهای راست هوادار امپریالیسم چیزی فرای جمهوری اسلامی بدون آخوند نمی خواهند.

“چپ”های خوش بین به جمهوری اسلامی با بزرگ منشی می گویند که ما باید یک دست شدن مجلس را بپذیریم، چرا که گویا “نگاه به شرق” در درگیری با لایه های دیگر بورژوازی انگلی می تواند آسان تر خط ضدامپریالیستی را پیش ببرد. آن ها با پند دادن به “نگاه به شرق”یان امیدوار هستند که آن ها خط اقتصادی ضدنئولیبرالیستی را به پیش گیرند. راستش این است که زمان آن فرا رسیده است که دیگر به دام این گونه نیرنگ ها گرفتار نشویم و آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی را در برون از چارچوب تنگ جمهوری اسلامی بجوییم. ”چپ” های خوش بین به جمهوری اسلامی هم اکنون، تا دیر نشده، هنوز هم می توانند به همه ی لایه های بورژوازی انگلی پشت کنند و در کنار خلق رزمنده بایستند.

راه آزادی توده ها را باید در برون از چارچوب تنگ جمهوری اسلامی و بدون امید به کمک امپریالیست ها بجوییم. مردم ما تنها نیاز به آزادی ندارند، به نان، خانه و کار نیز نیاز دارند که نه تنها در جمهوری اسلامی بدست نخواهد آمد بلکه طبقه کارگر در پی پیاده کردن نئولیبرالیسم بهای سنگینی پرداخته است و لایه های میانی به مرز نابودی رسیده اند. هم اکنون وظیفه سوسیالیست های انقلابی این است که به مردم نشان دهند که هیچ دسته ای از جمهوری اسلامی و راست های برون از جمهوری اسلامی و هواداران امپریالیسم خواهان دوری گزیدن از راه رشد سرمایه داری- نئولیبرالیستی نیست و برای دستیابی به نان، کار و خانه باید با سرنگونی روبنا و زیربنای جمهوری اسلامی به دنبال یک دگرگونی ژرف اقتصادی- اجتماعی رفت.




foreignpolicy.com ایده یک اوکرایین بی طرف چندان هم بد نیست

منبع بخشی از: foreignpolicy.com

مسکو تا حد زیادی برای جلوگیری از پیوستن کیف به ناتو به آن حمله کرد، در این صورت وارد کردن اوکراین در حال حاضر صرفاً جنگی را که این کشور در حال حاضر در حال شکست خوردن در آن است را طولانی خواهد کرد.

بی طرفی همیشه چیز بدی نیست، حتی برای کشورهایی که در نزدیکی روسیه قرار دارند. فنلاند بین سالهای 1939 و 1940 جنگی پرهزینه علیه اتحاد جماهیر شوروی داشت و در نهایت مجبور شد حدود 9 درصد از خاک قبل از جنگ خود را واگذار کند. در عوض، فنلاند یک کشور بی طرف و یک دموکراسی باقی ماند، با اقتصاد بازاری که هم با اتحاد جماهیر شوروی و هم با غرب تجارت می‌کرد.

اگر فنلاند در آن دوران سعی می‌کرد به ناتو بپیوندد، تقریباً به طور قطع باعث یک بحران بزرگ یا حتی یک جنگ پیشگیرانه می‌شد. این دو وضعیت کاملاً مشابه نیستند – اما نشان می‌دهد که بی طرفی رسمی نباید مانع از ایجاد یک دموکراسی قوی و داشتن روابط اقتصادی گسترده با کشورهای غربی شود.

بنابراین، به همه این دلایل، ورود سریع اوکراین به ناتو ایده خوبی نیست. در عوض، حامیان اوکراین در غرب باید خلاقانه در مورد ترتیبات امنیتی جایگزینی بیندیشند که می‌تواند در چارچوب توافقنامه صلح یا آتش‌بس پس از جنگ به اوکراین اطمینان دهد. کیف باید در برابر یک جنگ تجدید‌ شده توسط مسکو ایمن باشد، نمی‌تواند موافقت کند که خلع سلاح شود یا مجبور به پذیرش سلطه روسیه شود. فهمیدن اینکه چگونه می‌توان حفاظت کافی را به گونه‌ای فراهم کرد که مسکو را به تجدید جنگ تحریک نکند، آسان نخواهد بود. اما تعجیل در پیوستن به ناتو بهترین راه برای رسیدن به اوکراینی امن‌تر نیست. این احتمال بیشتر است که جنگ را طولانی کند و وضعیت این کشور رنج کشیده را بدتر از قبل کند




همکاری های ضدکمونیستی سوسیال دموکراسی آلمان با سیا

منبع: en.granma.cu

فیلیپ ایجی (Philip Agee) ، مامور سابق سیا، در مارس ۱۹۸۷ در مصاحبه ای با مجله Ground Zero،  اظهار داشت: در برنامه دموکراسی، که توسط اژانس (سیا) توسعه یافته است، توجه ویژه ای به پایه های احزاب سیاسی المان شده است. این کار عمدتا با کمک  بنیادهای فردریش ابرت (Friedrich Ebert) از حزب سوسیال دموکرات و کنراد ادناور (Konrad Adenauer) از حزب دموکرات مسیحی انجام می شد. این بنیادها در دهه ۱۹۵۰ توسط احزاب المانی تاسیس شدند و برای هدایت پول سیا به این سازمانها به عنوان بخشی از “عملیات دموکراسی سازی ” پس از جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار می گرفتند.

بعدها، در دهه ۱۹۶۰، بنیادهای المانی شروع به حمایت از احزاب خواهر و سایر سازمانهای خارج از کشور کردند و کانالهای جدیدی برای پول سیا ایجاد کردند. تا سال ۱۹۸۰، بنیادهای المانی برنامه هایی در حدود ۶۰ کشور داشتند و حدود ۱۵۰ میلیون دلار هزینه کردند. انها تقریبا به طور کامل محرمانه عمل کردند و می کنند . عملیات بنیاد فردریش ابرت، از حزب سوسیال دموکرات، امریکایی ها را مجذوب خود می کند، به ویژه برنامه های اموزشی انها و یارانه هایی که انها به سوسیال دموکرات ها در یونان، اسپانیا و پرتغال، مدت کوتاهی قبل از سقوط دیکتاتوری ها در ان کشورها و بلافاصله پس از ان می دهند.

به عنوان مثال، در پرتغال، زمانی که رژیم سالازار، که ۵۰ سال به طول انجامید، در سال ۱۹۷۴ سرنگون شد، کل حزب سوسیالیست به سختی اعضای کافی برای بازی پوکر داشت و در پاریس واقع شده بود و هیچ پیرو در پرتغال نداشت. اما با بیش از ۱۰ میلیون دلار از بنیاد ابرت و برخی حواله های دیگر از سیا، حزب سوسیالیست پرتغال به سرعت رشد کرد و به زودی به حزب حاکم تبدیل شد.