مقاله ۴۷/۱۴۰۲
۲۱ اسفند ۱۴۰۲، ۱۱ مارس ۲۰۲۴
صلح به معنای نبود درگیری نیست، بل که توانایی مدیریت درگیری با شیوههای صلحآمیز است.
در دنیای کشمکشها، گفتگو زبان صلح است. (اولوف پالمه -Olof Palme)
پیش گفتار
پس از جنگهای ناپلئونی و زمانی که سوئد فنلاند را به امپراتوری روسیه در سال ۱۸۰۹ واگذار کرد، این کشور کوچک دانههای استقلال از پیمانهای جنگی را در دلهای شکسته پس از جنگ کاشت. این کشور رهبران بزرگ صلح دوستی مانند اولوف پالمه (Olof Palme) داگ هامرسکولد (Dag Hammarskjöld)[i] داشت که نخستوزیر و دبیرکل سازمان ملل متحد، در سال های پس از جنگجهانی دوم بودند که به گمان بسیار هر دو از سوی سیا کشته شدند. در آن سالها سوئد کشوری بود که آزاد از جنگ بازی میان نیروهای بزرگ، الگوی دیگر کشورهای کوچک شده بود.
پس از ماهها درگیری و امتیازگیری از سوی ترکیه و مجارستان، بورژوازی سوئد به آرزوی کهن خود برای پیوستن به ناتو رسید. پس از بیش از دو سده صلح زیستی و صلح خواهی، سوئد هم اکنون بخشی از جنگآفرینترین پیمان جنگی جهان شده است! این بدان معنی است که از هم اکنون سوئدی ها باید به شناختی نوین از خود و کشور خود دست یابند. سوئد چیست و سوئدی های کیستند؟ سوئدیها باید هم اکنون بیندیشند و پردازش کنند که چگونه پس از دو سده صلح تنها راه بیمه صلح پیوستن به یک پیمان جنگی پرخاشگر است؟
بورژوازی سوئد و فنلاند این گونه وانمود می کنند که پس از درگیری میان روسیه و اوکرایین خطر یورش روسیه به این کشورها بالا رفته است و برای همین باید با پیوستن به ناتو از مرزهای خودشان در برابر “پرخاش گری روس ها” پاسبانی کنند.
راستش ولی این است که هر دو کشور سالها زیر فشار ناتو و به ویژه امریکا برای پیوستن به ناتو بودهاند. هر دو کشور آرام آرام سیاست برونمرزی امپریالیسم امریکا را پذیرفتند. در ۲۰ سال گذشته، انها گام به گام به ناتو نزدیک شدند و با آن همکاری میکرده اند. سرکردگی جنگی امپریالیسم امریکا، سیاستمداران آرام اسکاندیناوی را به ناگهان دلیر کرد و آنها پاسخهای جنگی به هر چالشی را در روابط بین المللی بهتر از گفتوگو و صلح میدانند.
در این نوشته نشان خواهیم داد که بورژوازی این دو کشور و به ویژه بورژوازی سوئد با همکاری امپریالیسم امریکا حتا در دوران جنگ سرد به دنبال هم کاری جنگی با امپریالیسم امریکا بودهاست. پس از آن به بررسی جنگافروزی این دو کشور میپردازیم. در پایان نشان خواهیم داد که وارونه آن چه که امپریالیسم و بورژوازی این دو کشور میگویند امنیت این دو کشور با پیوستن به ناتو بهتر نمی شود.
سوئد در دوران جنگ سرد و خطر افسانهای روسیه
پس از ترور نخستوزیر سوئد اولاف پالمه – مردی که برای هدفهای سازمان ملل متحد برای جهانی بدون جنگافزار، به ویژه هستهای تلاش میکرد- سفیرهای امریکا نشستهای پنهانی با عضوهای پارلمان سوئد داشتهاند، تا پارلمان هوادار خط صلح پالمه نشود. امریکا یک جنگ روانی را برای ترساندن سوئد از اتحاد شوروی آغاز کرد. هدف از این کار این بود که سوئد دریابد که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی یک خطر بزرگ برای سوئد است. بدترین چالش امنیتی سوئد در آن زمان زیردریایی روسی U 137 (S-363) بود.
پروفسور بازنشسته اولا تونندر (Ola Tunander) در پژوهشهای برجسته خود این جستار را به روشنی باز کرده است. او در کتاب تازه خود به نام “کارشناس ناوبری. چگونه سوئد به خود اجازه داد که از سوی U 137 فریب بخورد”“Navigations-Experten. Hur Sverige lät sig bedras av U 137” نشان میدهد که سازمانهای جاسوسی سوئد و امریکا به گل نشستن زیردریایی شوروییایی را سازماندهی کردند تا که امریکا بتواند سوئد را گام به گام به سوی سیاستهای ضدکمونیستی و جنگ دوستی بکشاند.
پس از بستن پیمان ورشو، ناتو نیز میبایست از میان برداشته میشد. همه رهبران کلیدی در غرب با گورباچف پیمان بسته بودند که ناتو “یک اینچ” به سوی مرزهای روسیه گسترش نخواهد یافت، ولی به جای این کار ناتو هر سال گسترش یافت، جنگهای گرم تازه ای آفرید و جنگ بسیار سرد نوینی علیه روسیه و به ویژه چین آغاز کرد. ناتو در نبرد با روسیه که هزینههای نظامی ان ۸ درصد ناتو است، حتا خواهان کاربرد جنگ افزارهای هستهای است.
تلویزیون سوئد 4 در ۸ ژانویه ۲۰۲۴ گزارش داد که فرمانده جنگ مایکل بین (Bydén) گفت: “همه شهروندان باید برای جنگ در سوئد اماده شوند.” بورژوازی سوئد ترس از روسیه و یورش روسیه به کشورهای اروپا را پایه سیاست برونمرزی خود کردهاست، تا وابستگی خود به امپریالیسم امریکا را افزایش دهد. هشدار افسران وزارت جنگ به سوئدیها برای آماده شدن در جنگ علیه روسیه را باید از این دیدگاه بررسی کرد.
بورژوازی با دروغ میگوید که ناتو یک پیمان دفاعی است، و چیزی در بارهی بمباران یوگسلاوی، لیبی و افغانستان از سوی ناتو نمیگوید. بورژوازی با ترساندن مردم از روسیه امنیت مردم و استقلال سوئد را رها کرد و همبستگی بیشتری با ایالات متحده نشان داد. بورژوازی به دروغ به مردم گفته است که روسیه به جزیره گوتلند یورش خواهد کرد. نیاز به یادآوری هست که روسیه با ۸ درصد هزینه نظامی ناتو، هرگز به هیچ کشوری در ناتو یورش نبرده است، ولی ۷۰ سال است که ما شنیدهایم، که روسیه (شوروی) میخواهد این کار را انجام دهد.
جنگافروزی این دو کشور
سوئد با نروژ ، فنلاند در جنگ بود و با دانمارک ۱۱ بار جنگ داشت که هفت بار پیروز شد، ولی در بیش ۲۰۰ سال در جنگها “بی طرف” بوده است و سوئدیها فراموش کردهاند که جنگ چه پدیدهای است.
با این همه صنعت جنگی سوئد در همهی سالهای تولید خود چاکر و فرمانبردار امپریالیسم امریکا بوده است. بخش مهندسی دیجیتالی سوئد و فنلاند شرکت هایی مانند (Ericsson) ، (Telia) و (Nokia ) سالها است که در برنامههای کوچک و بزرگ جنگی امریکا همکاری کردهاند و همچنان می کنند. صنعت جنگی سوئد هم اکنون هم بازار بزرگی در اوکرایین دارد که با پول مالیاتدهندگان سوئدی فراهم میشود.
به گزارش https://www.sipri.org فنلاند در سالهای گذشته بزرگترین افزایش هزینههای جنگی در اروپا را داشته است و سوئد در رده سوم بوده است.
بر پایه گزارش 247wallst سوئد در سال های ۲۰۱۷ -۲۰۲۱ ۱۳مین صادرات کننده جهانی جنگافزارها بود. یک چهارم این جنگافزارها به پاکستان، یک چهارم دیگر ان به امپریالیسم امریکا و نیمی از آن به کشورهای کوچکتر فروخته شد. هزینههای جنگی سالانه سوئد ۶.۵ میلیارد دلار (۱.۲ ٪ از تولید ناخالص داخلی) است.
سوئد پیش از آن که عضو ناتو باشد پیمان جنگی بسیار گسترده با ایالات متحده بسته است که توانایی این کشور برای انجام یک سیاست امنیتی مستقل را از او می گیرد. این تصمیم بدون آنکه با مردم سوئد در میان گذاشته شود گرفته شدهاست. این پیمان جنگی به امریکا اجازه دسترسی به ۱۷ پایگاه نظامی با انبار کردن جنگافزار هستهای را در سراسر خاک سوئد میدهد. برای بورژوازی سوئد همکاری با امریکا- کشوری که از سال ۱۹۴۵ بیش از هر کشور دیگری جنگ آفریده است و مردم بیشتری را کشته است و هم اکنون پشتیبان اصلی نسلکشی اسرائیل در فلسطین است- برجسته تر از صلح جهانی است. وزیر جنگ برای پشتیبانی از این پیمان گفت که با این پیمان اگر دشمن بخواهد سوئد را بگیرد کشور ما آماده میشود. رسانهها هم کورکورانه به بازگویی سخنان سیاستمداران بورژوازی میپردازند.
سرسپردگان امپریالیسم در سوئد بر سر مردم خود کلاه گذاشتهاند و حتا بر خلاف قانون اساسی سوئد پیوستن به ناتو را به همه پرسی نگذاشتهاند. سیاست ضددموکراسی سیاستمداران کنونی، وارونه اصل دموکراتیک کهن است که بر پایه آن مردم باید از چنین گفتو گوهایی آگاه باشند، و پیش از تصمیمگیری و امضای چنین پیمانهایی باید زمان گفتو گو داشته باشند و در تصمیم در بارهی آینده کشور شریک باشند. رسانههای برجسته این کشور به جای زیر پرسش بردن این پیمان، سخنگوی پنتاگون و دولت بورژوازی خود شدند.
نخست وزیر سوئد کریسترسسون به تازگی گفت که سوئد در سال ۲۰۲۴، دستور ناتو برای هزینه کردن دو درصد از تولید ناخالص برای هدفهای جنگی را پیاده خواهد کرد و هزینههای جنگی را دو برابر خواهد کرد. بورژوازی سوئد حتا سرسپرده تر از بورژوازی دانمارکی که عضو دیرینه ناتو است به امپریالیسم امریکا شده است. جنبش صلح در دانمارک توانست بورژوازی را به پذیرش برخی از “مرزها” کند که آن هم هم اکنون زیر ضربه است.
دانمارک در ۷۵ سالی که عضو بوده است مرزهایی برای ناتو گذاشته است (البته آن هم هم اکنون در روند تهی شدن است):
- نبود نیروهای برون مرزی در خاک دانمارک
- بدون ذخیره سازی جنگ افزار پیش رفته در خاک دانمارک.
- بدون جنگ افزار هسته ای در خاک دانمارک.
- بدون شرکت در گروه برنامه ریزی هسته ای ناتو.
سوئد جنگافزار به ارزش ۷.۱ میلیارد کرون سوئدی به اوکراین پیشکش خواهد کرد. این پانزدهمین بسته کمکی و بزرگترین بسته کمکی تاکنون از سوئد است. به گفته SVT، این بسته دربرگیرنده جنگافزار توپخانهای، و پول برای کشتیهای دولتی ویژه از گونه “Stridsbåt 90” است. این کشتی ساخت خود سوئد است. نیروهای ویژه نیروی دریایی سوئد میگویند که این کشتی بیش از ۷۰ کیلومتر در ساعت سرعت دارد- و گنجایش ۱۰ تا ۱۲ سرباز و افسر را دارد. این کشتی را میتوان به همه چیز از مسلسلهای سنگین گرفته تا نارنجکانداز مجهز کرد.
رهبران جنگخواه کنونی سوئد برای درستانگاری این کمکهای هنگفت به دیکتاتوری اوکرایین به مردم میگویند که آنها از “رزم اوکرایین” علیه روسیه پشتیبانی میکنند. راستش این است که پیش از درگیری کنونی، حتا یک دیدسنجی در اوکرایین نشان نداد که اوکراینی ها خواستار عضو شدن در ناتو بودند. هیچ گاه هواداران پیوستن به ناتو در اوکرایین بالای ۱۵ درصد نبود. پیش از درگیری کنونی، نزدیک به ۷۰ درصد مردم خواستار دوستی و پیمان بستن با روسیه بودند.
چرایی پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو و پیامدهای آن
ناتو نشان داده است که نه تنها کبوتر صلح نیست، بل که شاهین جنگ است. ناتو جنگ افروزترین پیمان تاریخ انسان است. رهبر آن، ایالات متحده آمریکا، ۲۲۵ سال از ۲۴۳ سال زندگی خود را در جنگ با دیگر کشورها بوده است.
شوربختانه، فنلاند و سوئد به این سازمان جنگآفرین و شکستخورده میپیوندند. مردم سوئد و فنلاند از این کار سودی نخواهند برد. انحصارهای جنگ افزارسازی کسانی که با خونریزی دیگران سود می آفرینند، بزرگترین برندگان هستند.
اولف کریسترسون گفت “این یک گام بزرگ است، اما این نیز یک گام بسیار طبیعی است” و افزود «اتحاد و همبستگی چراغ راهنمای سوئد در این راه خواهد بود.» ایشان روشن نکرد که این کار برای کی یک گام بزرگ بود؟ اتحاد و همبستگی با کی و برای چه چراغ راهنمای سوئد است؟ راستش این است که پیوستن سوئد یک گام بزرگ برای بورژوازی آن در راه اتحاد با نیروهای امپریالیستی جهان برای پرخاشگری و جنگ آفرینی است.
امپریالیسم امریکا و غرب بسیار خوشنود از پیوستن سوئد به ناتو است، زیرا همکاری های پنهانی سوئد برای پیاده کردن هدفهای جنگی امپریالیسم، هم اکنون میتواند بدون پردهپوشی انجام شود. جو بایدن رئيس جمهوری آمریکا نیز گفت امروز ناتو «از همیشه نیرومندتر است.» ینس استولتنبرگ، دبیر کل ناتو در شبکه ایکس نوشت که سوئد با خود نیروهای جنگی توانمند و صنعت جنگی شماره یک را به ناتو میآورد.
صنعت جنگ افزارسازی سوئد با فروش جنگافزار به دیگر کشورها سود آفرینی میکند. برای نمونه، ۵۸ درصد از درآمد فروش ساب (saab) از فروش جنگافزار به دست میاید. با پیوستن به ناتو دسترسی صنعت جنگافزارسازی به بازارهای کشورهای عضو ناتو آسانتر خواهد شد. کشورهای ناتو بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار برای جنگافزار هزینه خواهند کرد.
با پیوستن به ناتو تصمیمگیری های مستقل این دو کشور نیز کمتر شدنی است، زیرا تصمیمگیری در بارهی چالشهای امنیتی و جنگی با ناتو و به ویژه امریکا هست. فنلاند و سوئد هنگامی که عضو ناتو شدند بار انبار شدن جنگافزارهای هستهای و کاربرد آن را نیز بر دوش خود دارند. بیگمان ناتو بدون پرسش در این دو کشور جنگافزار هستهای انبار می کند. سوئد و فنلاند دیگر نمیتوانند برای جایگزینهای صلحآمیز در سطح جهانی، یعنی برای نابود کردن جنگافزار هستهای و جهانی بدون جنگافزار ، امنیت مشترک، امنیت انسانی کار کنند. این در تضاد با فرهنگ و سیاست ۷۰ ساله گذشته علیه جنگافزار هستهای در سوئد است.
سوئد و فنلاند پس از پیوستن به ناتو دیگر نمیتوانند مانند اتریش و سوئیس میانجیگری کنند، زیرا بخشی از پیمان جنگی ناتو هستند. اگرچه همه می خواهند که در اینده نزدیک قطب شمال منطقهای برای امنیت و صلح باشد، ولی با پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو آنها هم به رویارویی اینده با روسیه و چین کشانده خواهند شد.
با پیوستن به ناتو، این دو کشور به ناگزیر در دگرگونیهای اینده نظم جهانی که در ان چین، خاورمیانه، افریقا و امریکای جنوبی و همچنین پیمانهای بزرگ غیرغربی منطقهای نیرومندتر خواهند شد، باید در کنار ناتو به رهبری امریکا بایستند.
امریکا چین و روسیه را دشمن شماره یک میداند. سوئد و فنلاند در ناتو در اینده نمی توانند به راه رفتن بر روی دو پا، یکی غربی و دیگری غیر غربی بپردازند. بخش بزرگی از سیستم رفاهی این دو کشور بر پایه شرکت نکردن در جنگها و هزینه نکردن برای جنگافزارهای گران بوده است. با پیوستن به ناتو، هزینههای جنگی به دوش مردم به ویژه تهیدستان و طبقه کارگر خواهد گذاشته شد.
بورژوازی سوئد فریب کارانه به مردم می گوید که گویا این پیمان از مرزهای سوئد در برابر یورش دشمن (روسیه) پاسبانی میکند. ولی تاریخ نشان می دهد که این سوئد است که به روسیه یورش برده است. روسیه تزاری، اتحاد شوروی و روسیه کنونی هرگز به سوئد یورش نبردند.
فرمانده جنگ سوئد یک ماه پیش از جبهه شرقی اوکراین بازدید کرد و روشن شد که سوئد خلبانان اوکراینی را آموزش میدهد. بورژوازی سوئد هم چنین در روند بررسی فرستادن جنگنده های پیشرفته گریپن به اوکراین است.
این دو کشور اسکاندیناوی در زمان جنگ سرد از ناتو برون ماندند. آمریکا هم اکنون پایگاههایی در دانمارک و نروژ، و سربازان آمریکایی در سوئد و فنلاند دارد. آیا کسی باور به این دارد که با بودن پایگاه های جنگی امریکا در مرزهای فنلاند به روسیه و سربازان ناتو ، فنلاند امنتر خواهد بود؟ مردم فنلاند به بیطرفی خود افتخار میکردند و زمانی که در اوج جنگ سرد پیمان ورشو در برابر ناتو ده برابر نیرومندتر از روسیه امروز بود، آنها از آن نمیترسیدند و خواهان پیوستن به پیمان های شرق و غرب نبودند. چگونه و چرا، امروز به ناگهان خطر روسیه برای آنها به آن اندازه بزرگ شد که باید ناتو را پاسبان مرزهای خود بگمارد؟
با این پیمان سوئد در جنگهای امپریالیسم امریکا در گوشه و کنار دنیا درگیر خواهد شد. پیوستن به ناتو فنلاند و سوئد را امنتر نمیکند. تنها دلیل پیوستن به ناتو ماده ۵ خواهد بود، که همهی کشورهای ناتو باید برای دفاع از همدیگر در جنگها شرکت کنند. ولی ماده ۵ از کشورهای عضو می خواهد که در همهی جنگهای ناتو شرکت کنند، حتا اگر برای دفاع از خود نباشد. شاید حتا در جنگهای اینده در خاورمیانه مانند جنگهای گذشته با پای مال کردن قانونهای بین الملی در یوگسلاوی، عراق و لیبی. ایا جوانان فنلاندی و سوئدی در جنگهای اینده کشورهای عضو ناتو کشته خواهند شد؟ ایا انها برای ان اماده هستند؟
نئولیبرالیسم در درون و هم گامی با امپریالیسم در برون
حتا حزب سوسیالدموکرات سوئد هم نه تنها صلحخواه دیگر نیست، بلکه هوادار اقتصاد نئولیبرالیستی نیز شده است. دولت گوران پرسون، نخست وزیر سوسیال دموکرات، قانون سوئد را زیر پا گذاشت تا بتواند به امریکا در سال ۲۰۰۱ در زمان یورش به عراق جنگافزار بفروشد. گرایش سوسیالدموکراسی به سوی ”راست” کسی را شگفتانگیز نکرد. حزب سوسیالدموکرات سالیان درازی است که یک حزب بورژوا-لیبرال شده است. این حزب سالها است که آرام آرام با چکانیدن (تزریق) زهر نئولیبرالی به رگ کم خون دولت رفاه مایه مرگ آن شده است و هم اکنون میخهای پایانی را بر تابوت این مرده می زند. یکی از پیامدهای دلخراش قانونی که دولت سوسیالدموکرات در سال ۱۹۹۷ تصویب کرد این بود که امروز ۲۴۵۰۰۰ از بازنشستگان در سوئد نیز زیر خط نداری (فقر) زندگی میکنند. هم چنین کارهای صفرساعتی و پیمان کاری بسیار روامند (معمولی) شده است. آمار نشان می دهد که شمار کارکنان دائمی در سالهای گذشته کاهش داشته است.
بسیاری از بازنشستگان سوئدی پس از پرداخت هزینههای ماهانه کمی بیشتر از ۱۰۰ دلار در ماه برای تهیه و خرید خوراک برایشان می ماند. هم زمان، سود بانکهای بزرگ در سالهای گذشته بیش از ۱۰ میلیارد دلار سالانه بوده است.
این نمونهی روشنی از خوی نظام سرمایهداری است که انسانها را پس از بهرهکشی به خود رها میکند. این گونه است که دوران پیری کسانی که با رنج و کار سالیان دراز جامعه کنونی سوئد را به اینجا رساندهاند باید با گرسنگی بگذرد ولی کسی اصل مقدس سود انباشته بانکها و فربه شدن شرکتهای جنگی را زیر پرسش نمی برد.
سیاست خارجی سوئد بهتر از این نیست. شرکتهای فناوری مانند Saab، BAE Systems، و Bofors با ایالات متحده و اسرائیل در فروش جنگافزارها به ارزش میلیاردها دلار، رقابت میکنند. سوئد، مانند همسایه نروژی خود، در لگد مال کردن حقوق بشر میلیونها تن در سراسر جهان و به ویژه در کشورهای “جهان سوم” شریک است.
دیو پوشاک سوئدی H&M می تواند کالاهای خود را در کشورهای پیش رفته با سود بالا بفروشد، تنها به این دلیل که از کارگران و کودکان کشورهای تنگدست مانند بنگلادش را بهرهکشی میکند. این شرکت در سال گذشته یک میلیارد دلار سود داشته است. به سخنی دیگر، اگرچه کارگران کشورهای تنگ دست کالاها را ساخته اند، سود هنگفت آن به جیب بورژوازی سوئد رفته است.
رسانه های هوادار امپریالیسم
به هیچ کس اجازه سخن گفتن در بارهی صلح، اشتی، دیپلماسی، گفتو گو، میانجیگری، امنیت مشترک، امنیت انسانی داده نمی شود.
دولت ها، حزبهای پارلمانی و رسانههای این کشورها که همگان در دست بورژوازی هستند هر گونه نوای کارشناسانه را که دیدگاه جنگ خواهی آنها را نپذیرد خفه می کنند و جایی برای پخش کردن ندای دلنشین صلح به کسی داده نمیشود. رسانهها انتقاد خود از جنگ و جنگافروزی را به کنار گذشتهاند.
فنلاند و سوئد اکنون به این دلیل به ناتو پیوسته اند که گام به گام تصمیم نادرست در باره ی این که هیچ گزینه ای فرای ناتو نیست گرفتهاند. این دو کشور در ۲۵ ساله گذشته به گونه ای سامان مند (سیستماتیک) وزارت امور خارجه خود را از کارشناسان صلحخواه تهی کرده اند و هوداران نئولیبرالیسم و دوستان امپریالیسم امریکا را جانشین آن ها کرده اند. در سوئد و فنلاند تصمیم گیرندگان سیاسی نه از برگزیدهگان مردم، بل که از رهبران و کارمندان صنعت جنگافزاری و کارشناسان وابسته به امپریالیسم در رسانهای و دانشگاهی هستند. این سیاستگذاران پشت پرده میدانستند که ناتو به دلیل جنگها و پرخاشگریهایش در به ویژه در خاورمیانه، هواداری در میان شهروندان ندارد. برای همین، میبایست آن چنان دشمن نیرومندی برای مردم در اروپا بسازند تا آنها بزهکاری ها و ددمنشی های ناتو در خاورمیانه را فراموش کنند. رسانه های “آزاد” این دو کشور میگویند که در این باره نمیتوان از مردم همه پرسی کرد، زیرا زمان کم است و روسیه در هر آن میتواند به سوئد و فنلاند یورش برد .
هیچ عضو تازه ناتو همهپرسی برگزار نکرده است که در ان ناتو و گزینههای دیگر امنیتی به گفتو گو گذاشته شود. پیش از برنامه سوئد برای پیوستن به پیمان جنگی ناتو، دیدسنجیها نشان میداد که تنها ۴۷ درصد از مردم خواهان پیوستن به ناتو هستند، ولی هم اکنون مردم زیر بمباران دشمن تراشی در باره ی روسیه و چین، خاموشی برگزیدهاند. بورژوازی فنلاند برای مردم جایگزین دیگری را پیشگزاری نکرد و نمی کند. گفتمان صلح در رسانه ها ناپدید شده است. نهادی مانند SIPRI – پژوهش صلح بین المللی استکهلم – که سال ها به پژوهش مستقل می پرداخت هم اکنون کنام هوداران پنهان صنعت جنگ افزارسازی شده است.
سوئد دموکراسی بورژوازی را زیر پای خود لگدمال کرد. سیاستمداران همیشه در تصمیمهای بزرگ با مردم و کارشناسان غیردولتی گفتو گو می کردند. شیوهای که دولت اندرسون در ان زمان و دولت کریسترسون هم اکنون به کار می برد خرد کردن دموکراسی بورژوازی زیر پا هست.
پایان سخن
سال ها همکاری پنهان و آشکار بورژوازی سوئد و فنلاند با امپریالیسم و هم اکنون پیوستن آنها به پیمان جنگی ناتو نشانگر این است که سرمایهداری “خوب” و “صلح دوست” پندار بیهوده ای است که دیگر خریداری ندارد.
هم اکنون به روشنی میتوان نشان داد که سرمایهداری پیشرفته در هیچ کشوری بدون هم گامی با دستگاه امپریالیستی جهانی شدنی نیست. پیوستن هم اکنون این دو کشور به ناتو نتیجه منطقی پیشرفت سرمایهداری و پیاده کردن ددمنشانه اقتصاد نئولیبرالیستی در این دو کشور است. همانگونه که دیدهایم پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو دهه ها پیش از درگیری اوکرایین از سوی امپریالیسم امریکا به همدستی بورژوازی این دو کشور برنامهریزی شده بود. به ویژه صنعت جنگافزارسازی سوئد از این پیوستن سود بسیار می برد.
[i] امپریالیست ها از هامرسکولد بی زار بودند، زیرا او برای آزادی کشورهای آفریقایی می جنگید. در سال ۲۰۱۷، پژوهش های سازمان ملل نشان داد که هواپیمای او با موشک سرنگون شده باشد.