ولی فقیه پاسبان منافع بورژوازی انگلی به سرکردگی بورژوازی نظامی

بورژوازی انگلی نشان داد که برای پیش بردن برنامه های نئولیبرالیستی خود بیش تر به “اسلام” نیاز دارد، تا به جمهوری. بورژوازی انگلی بدون کمک “ولی فقیه” رهبر “اسلام” نمی توانست اصل های پیش رو قانون اساسی را از سرشت خود تهی کند و اقتصاد کشور را به دست غارت گران واگذار کند.
باید به یاد داشت که ولایت فقیه تنها برای خشنودی خدا ساخته نشده است بلکه بهترین شیوه لایه های گوناگون بورژوازی انگلی برای سرکوب طبقاتی توده هایی است که با کمک خود ولی فقیه در چنگال سرمایه داری با شیوه ی نئولیبرالیستی با رنگ و بوی اسلامی گرفتار شده اند. دست اندرکاران گوناگون رژیم با دستور خود ولی فقیه اصل ۴۴ قانون اساسی را برداشتند تا گام گذاشتن در راه پیاده سازی سیاست های نئولیبرالی و خصوصی سازی بخش دولتی آسان تر شود. این کار از سوی ولی فقیه یک ندانم کاری نبود، خامنه ای در پشتیبانی خود از برنامه نئولیبرالیستی “مولد سازی” رک و راست گفت که راه برگزیده پس از انقلاب نادرست بود و راه اقتصادی کنونی با “مطالعه و بحث” گزینش شد.

این که شورای نگهبان کسی مانند روحانی “ مشاور رهبر” و “دبیر شورای عالی امنیت” را نمی پذیرد، نشان از خط ضدامپریالیستی دسته ولایت نیست بلکه نشان از ازهم گسیختگی یگانگی میان لایه های بورژوازی انگلی و ورشکستگی سراسری رژیم در همه ی زمینه ها است. بورژوازی نظامی با هم کاری رهبری چنان دستگاه فرماندهی کشور را در دست گرفته است که فرای “مشروعیت” سازی، دیگر نیازی به بازی با دیگر لایه های بورژوازی انگلی را نمی بیند. بورژوازی نظامی می داند که دیگر لایه های بورژوازی انگلی برای دزدی خود و سرکوب خیزش توده ها به او وابسته هستند و هرگز به سوی مردم نخواهند رفت.
اکنون بورژوازی نظامی یکه تاز سرزمین و فرمان روای جان ایرانیان خواهد شد.




امپریالیست ها خواهان جنگ با جمهوری خلق چین هستند

پارلمان اروپا چهار شنبه 28 فوریه (9 اسفند)، دو گزارش ارزیابی سالانه را تصویب کرد که در آن طرح این ادعا که «سرزمین اصلی چین و جزیره تایوان به یکدیگر وابسته نیستند» آشکارا خط قرمز چین را زیر پا گذاشت.
سخنگوی هیأت نمایندگی چین در اتحادیه اروپا این موضوع را رد کرد و گفت: چین قاطعانه با آن مخالف است و به شدیدترین وجه ممکن محکوم می‌کند.
ژائو لیجیان (Zhao Lijian ) سخنگوی وزارت امور خارجه چین از آمریکا خواست که به پای بندی سیاسی خود که در باره ی تایوان به چین داده است ارج بگذارد و از دست کاری سیاسی در تایوان دست بردارد. ژائو گفت که آمریکا هم چون کشوری برون از منطقه باید نقش مثبت و سازنده ای در گسترش صلح داشته باشد.
وزیر جنگ آمریکا به ناگزیر پذیرفت که تایوان را به عنوان کشور مستقل به رسمیت نمی‌شناسد و با آن پیوند دیپلماتیک ندارد، ولی قانون گزاران آمریکا قانون هایی گذراندند که بر پایه آن، امریکا می تواند جنگ افزار به تایوان بفروشد.
رئیس‌جمهوری چین بر سیاست “یک کشور، دو نظام” در مورد تایوان پافشاری کرده است. او گفت که تایوان پس از پیوستن به خاک چین، دولت و ارتش خود و همچنین آزادی و شیوه زندگی خود را نگه خواهد داشت. پرسش این است که او با این که رئیس‌جمهوری چین روی استقلال دولتی و فرهنگی و حتا ارتشی تایوان پافشاری می کند، پس چرا آمریکا “برای پشتیبانی از دموکراسی” به تایوان جنگ افزار می فروشد؟ برای چه؟
پاسخ چین پرنیرو و استوار بود. آقای وی فنگ هه گفته است که جدایی تایوان از چین برای چین به معنای جنگ است. او هم چنین گفته است که اگر کسی بخواهد تایوان را از چین جدا کند، ارتش آزادیبخش خلق، چاره‌ای غیر از نبرد برای پاسبانی از حاکمیت ملی و سرزمینی نخواهد داشت.




همه انتخاب شدگان طرفدار اقتصاد سرمایه داری

پس از انقلاب زیر فشار سنگین “چپ” و توده ها تلاش های نیم جانی برای پایه گزاری یک اقتصاد اسلامی که با سرمایه داری کمی زاویه داشت شده بود، ولی پس از اندک زمانی بورژوازی تجاری کارها را به دست گرفت و اقتصاد میهن سراسر سرمایه داری شد. پس از روی کار آمدن رفسنجانی و نیرومند شدن بورژوازی بوروکراتیک و مالی، بورژوازی انگلی آن چنان نیرومند شد که با گستاخی و آشکارا نماز به سوی بازار سرمایه گذاشت و با پیوند با نهادهای مالی جهانی درهای کشور را برای سرازیر شدن کالاها گشود. دو دولت خاتمی به رهبری اصلاح خواهان همین راه رشد اقتصادی را دنبال کرد. پس از آن با آمدن احمدی نژاد، که برخی ”چپ” ها شوربختانه هنوز با این که او خود را لیبرال دموکرات می داند او را دموکرات انقلابی می خوانند، بورژوازی نظامی در سایه مانده، رهبری دولت را به دست گرفت.

تاکنون همه ی لایه بورژوازی انگلی که زمانی دستگاه فرمان روایی دولت را به دست داشته اند، سرمایه های مردم را از بخش دولتی جدا و به بخش خصوصی و دوستان و آشیانان خود سپردند. بورژوازی بوروکراتیک که در دستگاه دیوان سالاری نظام سرمایه داری اسلامی لانه کرده است، دزدی ها را چنان در دل خود نهادینه کرده است که تنها با واژگونی جمهوری اسلامی می توان این دستگاه را از آلودگی زدود.
گزینش اکبر، محمد، محمود، حسن، و ابراهیم، تاکنون هیچ دگرگونی در زندگی مردم پدید نیاورده است. اگر هم در این جا و آن جا در دوره نخست دولت آقای خاتمی ما دست کم در زمینه آزادی و ارجمندی قانون کمی پیش رفت دیده بودیم، از برای جنبش مردمی نیرومندی بود که پشت این جنبش ایستاده بود و خط اقتصادی دولت های او همان خط اقتصادی دیگران بود.




امپریالیست های جنگ افروز خواهان پایان هیچ جنگی نیستند

هفته گذشته جنگ اوکراین وارد دو سالگی خود شد. یک درگیری که به نظر می‌رسید چند هفته بیشتر طول نکشد، حالا فرسایشی شده است و امپریالیسم امریکا، غرب، ژاپن به دنبال طولانی کردن این جنگ هستند.

بسیاری از کارشناسان بین المللی به درستی امپریالیسم امریکا را بازیگر اصلی در اوکراین می‌دانند که از طریق فرستادن اسلحه به اوکراین در صدد ادامه‌ جنگ تا آینده نامعلوم است. امپریالیست ها از همان آغاز با حمایت‌ و تأمین مالی و تجهیزاتی از اوکراین به دنبال گسترش بیشتر ناتو به شرق که نقطه قرمز روسیه بود، جنگ را ترغیب کرده‌اند و اکنون با ارسال تسلیحات سنگین به‌ دنبال طولانی‌تر کردن آن هستند.
بورس جانسون بریتانیایی پس از آماده شدن طرح صلح در استانبول به اوکراین رفت و از امضای آن از سوی اوکراین جلوگیری کرد. هر بار هم که مقام‌های اوکراین از دیپلماسی سخن گفته‌اند امپریالیسم آمریکا مذاکره در شرایطی کنونی را رد کرد.
نشریه پولیتیکو چند ماه پیش به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد که امپریالیسم امریکا خواهان این است که درگیری‌های میان اوکراین و روسیه به یک جنگ فرسایشی و «جنگ منجمد» تبدیل شود.
در این گزارش گفته شد که ارزیابی دولت آمریکا این است که بروز چنین وضعیتی به نفع امریکا و دیگر کشورهای حامی اوکراین است. بدین صورت صلح نخواهد شد ولی هزینه‌های حمایت امریکا از اوکراین نیز کاهش می یابد.
اندیشکده Air&Space Forces، VoX و بسیاری از دیگر رسانه‌های آمریکا به شواهدی اشاره کرده‌اند که نشان می‌دهد امریکا به‌ دنبال خاتمه یافتن این جنگ نیست.
امپریالیست ها با خون فرزندان زحمتکشان اوکراین جنگ را ادامه می دهند و سردمداران وابسته اوکراین آن را تایید می کنند. اگر امپریالیست های امریکا غرب ژاپن اجزه می داند هم جنگ ارتش فاشیستی اسراییل علیه خلق فلسطین و هم درگیری در اوکراین در طول چند هفته به پایان می رسید.




امپریالیسم امریکا با پول مردم امریکا و خلق های جهان، دزدی از امپریالیست های کوچک تر انحصارهای نظامی خود را پروار می کند

سرمایه داری از زمان لنین تا کنون پیچ و خم ها و چرخش های بسیاری داشته است، ولی در سرشت خود همان گونه مانده است. بهره برداری از نیروی کار و دزدیدن ارزش اضافی درهمه جای سرمایه داری یافت می شوند. دگرگونی روند تولید سرمایه داری، تمرکز، انحصار، نمو ناهموار پیش شرط های لازم برای امپریالیسم است. امپریالیسم به هیچ مرز اجتماعی یا سیاسی پایبند نیست.

به گفته لنین سیاست استعماری کشورهای سرمایه داری تجاوز به سرزمین های نزدیک و دورافتاده را به پایان رسانده است و تنها جنگ برای تقسیم این کشورها میان امپریالیست ها انجام می شود. امپریالیسم امریکا کشورهای  زیر فرمان امپریالیسم اروپا و ژاپن را می دزدد و به زیر فرمان خود می گیرد. امپریالیسم امریکا حتا امپریالیسم های ضعیف تر را بنده خود می کند.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، که جلوگیر بسیاری از پرخاش گری های امپریالیسم بود و چارچوب اقتصادی برای پیش رفت غیر سرمایه داری را برای دیگر کشورها فراهم می کرد، نفوذ سرمایه داری بدون محدودیت به همه کشورها گسترش یافت. سرمایه داری بازارهای بزرگ نیروی کار و کالا را در اروپای شرقی و در آسیا را به زیر برنامه های سرمایه داری کشاند. امپریالیسم نمی توانست بدون دست رسی به این بازارهای نوین و نیروی کار ارزان سیاست اقتصادی نیولیبرالیستی را در همه ی جهان سرمایه داری پیاده کند.

امپریالیسم امریکا سالانه هزار میلیارد دلار هزینه ارتش می کند. نیمی از این مبلغ برای رفع مخارج شرکت های بزرگ نظامی در نظر گرفته شده است. شرکتRTX قیمت موشک استینگر را از سال 1991 هفت برابر افزایش داده است. هر موشک جدید جایگزین موشک ارسال شده به اوکراین، بیش از 400 هزار دلار قیمت دارد. در عین حال،  پول برای مراقبت های بهداشتی برای همه شهروندان، مراقبت از کودکان، مسکن ارزان قیمت و سایر نیازهای کشور نیست.




نوزدهمین سخنرانی پوتین به مجلس فدرال و به قانونگذاران روسی (بهداشت و روابط با جهان)

بهداشت

پوتین گفت که تعداد افرادی که در ورزش شرکت می کنند افزایش یافته است، در حالی که مصرف الکل در روسیه در سال های اخیر کاهش یافته است. رئیس جمهور خاطرنشان کرد که این کشور در سال های اخیر به “نتیجه قابل توجهی خوبی” در زمینه کاهش مصرف الکل دست یافته است.

« بدون هیچ اقدام افراطی، مصرف الکل و مهمتر از همه نوشیدنی‌های قوی را به میزان قابل توجهی کاهش دادیم. و این البته بر سلامت ملت تأثیر مثبت می گذارد.»

روابط با جهان

مسکو روابط خوبی با جهان عرب حفظ کرده و به بهبود آنها ادامه خواهد داد، در حالی که گفتگو با آسه آن (انجمن کشورهای جنوب شرق آسیا) نیز “مثبت” در حال توسعه است و نشست روسیه و آفریقا در سال گذشته به عنوان “یک پیشرفت واقعی” عمل کرد. «قاره آفریقا منافع خود، حق حاکمیت واقعی را بلندتر و بلندتر اعلام می کند. ما صمیمانه از این آرزوها حمایت می کنیم.»

پوتین ادعاهای آمریکا و متحدانش مبنی بر اینکه روسیه می تواند به اروپا حمله کند را رد کرد. غرب درگیری در اوکراین، خاورمیانه و سایر مناطق جهان را تحریک کرد. حالا بدون هیچ شرمی می گویند که ظاهرا روسیه قصد حمله به اروپا را دارد. ما می‌دانیم که این مزخرف است.»

پوتین گفت: برخی کشورها استانداردهای اخلاقی را از بین می برند و مردم خود را به سمت انقراض سوق می دهند، اما “روسیه زندگی را انتخاب می کند.”

فرهنگ

رئیس دولت همچنین گفت که به دولت گفته است که بودجه برنامه های بین المللی را با هدف ترویج زبان روسی و فرهنگ چند ملیتی روسیه در فضای شوروی سابق و در کل جهان افزایش دهد.

او تاکید کرد: «روسیه سنگر ارزش‌های سنتی بوده و باقی می‌ماند و مردم در سراسر جهان از جمله در غرب در انتخاب آن سهیم هستند.




شکست انتخابات نمایشی؛ آغاز فروپاشی نظام سرمایه داری- دینی و شرمگینی “چپ”های خوش بین به جمهوری اسلامی

مقاله ۴۶/۱۴۰۲
۱۲ اسفند ۱۴۰۲، ۲ مارس ۲۰۲۴

پیش گفتار

به گزارش اکوایران، براساس آمارهای به ثبت رسیده، به نقل از «ایرنا»، بیش از ۲۵ میلیون نفر از واجدان شرایط در دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری شرکت کردند؛ که آمار مشارکت ۴۱ درصدی را برای این دوره از انتخابات رقم زده‌اند.

در دوران نئولیبرالیسم کنونی، انتخابات حتا در کشورهای پیش رفته سرمایه داری، کاری فرای جابجایی دسته های گوناگون در دستگاه فرمان دهی انجام نمی دهد. ولی حزب ها و سازمان هایی که در انتخابات در نظام های سرمایه داری غربی شرکت می کنند، تنها باید پایبند به سرمایه داری و منافع امپریالیسم باشند. در همه ی پهنه های دیگر با هم در رقابت هستند و به جدایی سه نیروی قضایی، مجلس و دولت باور دارند، هر چند که آن هم گاه گاهی بازی چه دست بورژوازی در این کشورها می شود.

در نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی که به دیکتاتوری دینی به رهبری «ولی فقیه» نیز آلوده است، برگزاری یک انتخابات “آزاد” مانند کشورهای غربی شدنی نیست. روشن است که در چنین نظامی، نماینده خدا بر زمین نیرو و توانایی بیش تری از دیگران دارد و از همان آغاز با شورای نگهبان زیر رهبری خود، تنها راه گزیدن میان دست چین شدگان را برای مردم باز می گذارد.

این بار هم مانند انتخابات پیشین، بیش تر مردم به دام “بد و بدتر” نیافتند و انتخابات را برای رهایی از چالش های فراوان مردم مهم ندانستند. دستگاه بزرگ فریب رژیم با همه ی توان خود نتوانست که مردم را به دام بیندازد. رژیم ولایت فقیه همه ی تلاش را کرد تا با شیوه های گوناگون تنور انتخابات را گرم نگه دارد و مردم را به صندوق های رای بکشاند. یک بار دیگر بیش تر مردم با رای ندادن خود نشان دادند که هنگام دگرگونی های ریشه ای فرا رسیده است. این “نه “، آغاز ایستادگی بزرگی در برابر ستم و گرسنگی و بی کاری است.

جمهوری اسلامی باوری به روشن اندیشی مردم ندارد و هیچ گاه دستگاه فرماندهی کشور را به دست انها نخواهد داد. راستش این است که در روند زمان، رنگ و بوی “جمهوری” در نظام جمهوری اسلامی کم تر و کم تر شد، و آرام آرام جای خود را به ولی فقیه و اسلام داد. تنها نیازی که تاکنون جمهوری اسلامی به انتخابات داشته است، نشان دادن پای گاه مردمی خود به دشمنان در درون و برون مرزها است. این رژیم تنها هنگام انتخابات به شرکت مردم نیاز دارد و پس از آن، کار مردم تا انتخابات آینده خانه نشینی است.

همان گونه که جمهوری اسلامی برنامه ریزی کرده بود، نام کسانی از میان دست چین شدگان از صندوق رای بیرون آمده است.  

آن چه که می توان گفت این است که سوای گرم نگاه داشتن بازار انتخاباتی، بورژوازی نظامی، به دیگر لایه های بورژوازی انگلی اجازه بلندپروازی نداد.

بگذارید نخست به نشان دادن سرشت فرمایشی و تهی انتخابات و دلبستگی همه ی نامزدشدگان به نظام سرمایه داری بپردازیم. پس از آن نگاهی به نقش ولی فقیه برای پاسبانی از منافع و  در یکه تازی بورژوازی نظامی داشته باشیم. در پایان فراهم بودن شرایط عینی واژگونی و نقش نیروهای انقلابی سوسیالیستی را بررسی خواهیم کرد.

انتخابات فرمایشی و نمایشی

نامزدشدگان در این انتخابات جمهوری اسلامی نشان دادند که هیچ برنامه ای ریشه ای برای برون رفت از چالش های گوناگون کشور نداشتند. اگر حتا به جای این نمایندگان برگزیده کنونی، آنان که رد صلاحیت شدگان برگزیده می شدند، باز راه چاره ای برای مردم میهن ما در چارچوب تنگ جمهوری اسلامی یافت نمی شد. هیچ کدام از نامزدشدگان، نظام سرمایه داری را به چالش نکشاند؛ هیچ کدام دست کم شیوه ددمنشانه نئولیبرالیسم را زیر پرسش نبرد.

برخی ها سخن از خانه سازی برای کارگران و دیگر رنج بران کردند. ولی نگفتند که اگر کسی می توانست زمین رایگان به مردم بدهد، پس چرا جمهوری اسلامی در این همه سال، هیچ گاه نتوانست این کار را انجام بدهد؟ هیچ کسی برای خانه سازی سخنی از نبرد با بورژوازی زمین خوار و خانه سازان انگلی  نکرد.

 شگفت انگیز است که برای رسیدن به هدف های مردم فریبی چون خانه سازی و رام کردن تورم، هیچ یک از نامزدان سخنی از چگونگی راه اقتصادی نگفتند. برخی از نامزدان سخن از کمک به جوانان کردند، بدون این که مرزهای دینی را که آزادی جوانان را نابود کرده است به چالش بکشانند. 

کسانی گفته اند که می خواهند ” فقر را” کم کنند و به “معيشت كارگران” برسند. آمار خود جمهوری اسلامی نشان می دهد که ۷۰ تا  ۷۵% مردم را زیر خط نداری زندگی می کنند. چگونه یک لیست در جمهوری اسلامی می تواند تنگ دستی و تهی دستی را نابود کند و یا کم کند؟ اگر کار این همه آسان بود، پس چرا در این چهل و پنج سال بر شمار تنگ دستان افزوده شد؟ با چه برنامه هایی می خواستند با تنگ دستی نبرد کنند؟ تورم و بهای دلار را کاهش دهند؟

انگار همه ی نامزدها، خودخواسته مانند کبکی سر در برف نهان کردند، تا گرسنگی، درماندگی و بی کاری مردم را نبینند و راه اقتصادی را که در چهار دهه دنبال می شود را زیر پرسش نگیرند. ولی راستش این است که همه ی آن ها راه اقتصادی خانمان برانداز نئولیبرالیستی را می پذیرند و تنها  در این اندیشه بودند که با بزک کردن روی زشت جمهوری اسلامی در اینجا و آنجا می توان کار را بهبود داد.

روشن نیست که چگونه یک نماینده می خواهد یک چالش اقتصادی را حل کند، بدون این که در باره ی راه رشد اقتصادی سخن گوید. روشن است که همه ی این نامزدان در چارچوب راه اقتصادی خانمان برانداز نئولیبرالیستی می خواهند چالش های کشور را چاره سازی کنند.

هم رفاه، رام کردن تورم و هم کاهش دلار نیاز به یک اقتصاد صنعتی و ملی دارد. همه ی این دسته ها خط اقتصادی،  ضدکارگری سرمایه داری- نئولیبرلیستی را با پیامدهایی هم چون خصوصی سازی که بی کاری و تنگ دستی را افزایش می دهد و شکاف طبقاتی را ژرف تر می کند پذیرفته اند.

اقتصاد سرمایه داری، برنامه همه ی نامزدشدگان

پس از انقلاب زیر فشار سنگین “چپ” و توده ها تلاش های نیم جانی برای پایه گزاری یک اقتصاد اسلامی که با سرمایه داری کمی زاویه داشت شده بود، ولی پس از اندک زمانی بورژوازی تجاری کارها را به دست گرفت و اقتصاد میهن سراسر سرمایه داری شد. پس از روی کار آمدن رفسنجانی و نیرومند شدن بورژوازی بوروکراتیک و مالی، بورژوازی انگلی آن چنان نیرومند شد که با گستاخی و آشکارا نماز به سوی بازار سرمایه گذاشت و با پیوند با نهادهای مالی جهانی درهای کشور را برای سرازیر شدن کالاها گشود. دو دولت خاتمی به رهبری اصلاح خواهان همین راه رشد اقتصادی را دنبال کرد. پس از آن  با آمدن احمدی نژاد، که برخی ”چپ” ها شوربختانه هنوز با این که او خود را لیبرال دموکرات می داند او را دموکرات انقلابی می خوانند، بورژوازی نظامی در سایه مانده، رهبری دولت را به دست گرفت.

تاکنون همه ی لایه بورژوازی انگلی که زمانی دستگاه فرمان روایی دولت را به دست داشته اند، سرمایه های مردم را از بخش دولتی جدا و به بخش خصوصی و دوستان و آشیانان خود سپردند. بورژوازی بوروکراتیک که در دستگاه دیوان سالاری نظام سرمایه داری اسلامی لانه کرده است، دزدی ها را چنان در دل خود نهادینه کرده است که تنها با واژگونی جمهوری اسلامی می توان این دستگاه را از آلودگی زدود.

گزینش اکبر، محمد، محمود، حسن، و ابراهیم،  تاکنون هیچ دگرگونی در زندگی مردم پدید نیاورده است. اگر هم در این جا و آن جا در دوره نخست دولت آقای خاتمی ما دست کم در زمینه آزادی و ارجمندی قانون کمی پیش رفت دیده بودیم، از برای جنبش مردمی نیرومندی بود که پشت این جنبش ایستاده بود و خط اقتصادی دولت های او همان خط اقتصادی دیگران بود.

ولایت فقیه پاسبان منافع بورژوازی انگلی و یکه تازی بورژوازی نظامی

بورژوازی انگلی نشان داد که برای پیش بردن برنامه های نئولیبرالیستی خود بیش تر به “اسلام” نیاز دارد، تا به جمهوری. بورژوازی انگلی بدون کمک “ولی فقیه” رهبر “اسلام” نمی توانست اصل های پیش رو قانون اساسی را از سرشت خود تهی کند و اقتصاد کشور را به دست غارت گران واگذار کند.  

باید به یاد داشت که ولایت فقیه تنها برای خشنودی خدا ساخته نشده است بلکه بهترین شیوه لایه های گوناگون بورژوازی انگلی برای سرکوب طبقاتی توده هایی است که با کمک خود ولی فقیه در چنگال سرمایه داری با شیوه ی نئولیبرالیستی با رنگ و بوی اسلامی گرفتار شده اند. دست اندرکاران گوناگون رژیم با دستور خود ولی فقیه اصل ۴۴ قانون اساسی را برداشتند تا گام گذاشتن در راه پیاده سازی سیاست های نئولیبرالی و خصوصی سازی بخش دولتی آسان تر شود. این کار از سوی ولی فقیه یک ندانم کاری نبود، خامنه ای در پشتیبانی خود از برنامه نئولیبرالیستی “مولد سازی” رک و راست گفت که راه برگزیده پس از انقلاب نادرست بود و راه اقتصادی کنونی با “مطالعه و بحث” گزینش شد. 

این که شورای نگهبان کسی مانند روحانی “ مشاور رهبر” و “دبیر شورای عالی امنیت” را نمی پذیرد، نشان از خط ضدامپریالیستی دسته ولایت نیست بلکه نشان از ازهم گسیختگی یگانگی میان لایه های بورژوازی انگلی و شکستگی درونی و ورشکستگی سراسری رژیم در همه ی زمینه ها است. بورژوازی نظامی با هم کاری رهبری چنان دستگاه فرماندهی کشور را در دست گرفته است که فرای “مشروعیت” سازی، دیگر نیازی به بازی با دیگر لایه های بورژوازی انگلی را نمی بیند. بورژوازی نظامی می داند که دیگر لایه های بورژوازی انگلی برای دزدی خود و سرکوب خیزش توده ها به او وابسته هستند و هرگز به سوی مردم نخواهند رفت.

هم اکنون که مجلس در دست بورژوازی نظامی، رییس جمهوری در دست بورژوازی نظامی، دستگاه قضایی در دست بورژوازی نظامی، و رهبری در دست بورژوازی نظامی خواهد افتاد، این لایه بورژوازی یکه تاز سرزمین ایران و فرمان روی جان ایرانیان خواهد شد.

رویدادهای  فراوانی نشان دهنده پذیرفت شکست از سوی بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی است. یکه تازی بورژوازی نظامی به سود بورژوازی تجاری که هم واره دوست و هم یار بورژوازی نظامی بوده است هم هست.    

این که بورژوازی نظامی با هم کاری رهبری به روی یک مجلس دست نشانده سرمایه گزاری کرده است، ناگهانی و پیش آمدی نیست. در این دوران  بورژوازی نظامی به چاکرانی نیاز دارد که دستور پذیر باشند و هنگام نیاز از کشتار مردم ترسی نداشته باشند و دستشان  نلرزد.  بورژوازی نظامی نمی خواهد که دستگاه دیگری در کنار سپاه یک نیروی امنیتی داشته باشد و به دنبال در دست گیری سراسری وزارت اطلاعت نیز هست.

بورژوازی نظامی که پس از دوره دوم احمدی نژاد شکست خورده بود، هم اکنون در اندیشه استوارتر و پایدارتر کردن جای گاه خود را در سراسر دستگاه ها و نهادهای جمهوری اسلامی است. “خویشتن داری” جمهوری اسلامی در جنگ ارتش فاشیستی در غزه، که برای آمریکاهایی هم خوش آیند است،  نشان گر امید جمهوری اسلامی به برآیند  خوب گفتگوهای برجام است. اگر این کار به سرانجام خوشی برسد، بدان گاه بورژوازی نظامی با چیدن میوه آن جای گاه خود را بیش از پیش در میهن نیرومند خواهد کرد. امپریالیسم امریکا هم بیش تر دوست دارد که رو در رو با بورژوازی نظامی گفتگو کند و نه با میانجی گری بورژوازی بوروکراتیک که نیرویی برای تصمیم گیری در زمینه هسته ای را ندارد.

شرایط عینی واژگونی

هم اکنون تضادی که رژیم با آن روبرو است، بزرگ تر از آن است که بتوان با پایان نمایش انتخابات  آن را چاره کند. رژیم می داند که با  کم شدن شرکت مردم در انتخابات باید شرایط سنگین بسیاری هنگام گفت و گو با امریکا را بپذیرد و شکننده می شود. با پشت کردن آشکار مردم به رژیم،  کار رژیم به آن جا رسیده است که خود را برای برخورد آشتی ناپذیر با مردم آماده می سازد.

شرایط عینی برای بهره جویی از این “نه بزرگ” برای واژگونی ولایت فقیه فراهم است، اگر چه که باید پذیرفت که پای شرایط ذهنی هنوز می لنگد. مردم بیش از پیش با تنگ دستی، بی کاری بیش تر، افزایش بی خانمانی و افسردگی روبرو هستند.  طبقه کارگر در هر دوره بیش تر از پیش سرکوب شده است،  و “مولد سازی” نشان می دهد که اقتصاد نئولیبرالیستی هم بیش از پیش و به زیان طبقه کارگر گسترش می یابد. خود رژیم می پذیرد که نزدیک به ۷۰ درسد مردم زیر خط نداری و تهی دستی زندگی می کنند. آن چه که مردم از گذشته آموخته اند این است که همه ی سیاست ها و برنامه های دولت های پیشین نمازگزاری در برابر خدای نئولیبرالیسم بوده است. همه ی لایه های رژیم از این “نه گفتن” بزرگ ترسیده اند و به دنبال فریب دوباره مردم ما هستند و هم زمان خود را برای درگیری با مردم آماده می سازند.

دست اندرکاران با زیرکی گناه دشواری های اقتصادی را به دوش تحریم می گذارد و شرکت نکردن در انتخابات را با دروغ به ناتوانی میهن در گفتگوهای جهانی پیوند می زنند. همان گونه که می بینیم شرایط عینی انقلاب فراهم است. رژیم از شکاف درونی رنج می برد و افسار رهبری اقتصاد کشور را از دست داده است و توده ها هم دیگر مانند گذشته نمی خواهند زندگی کنند.

وظیفه سوسیالیست های انقلابی

جنبش “نه گفتن” کنونی دیگر از «اصلاح خواهی» هم گذر کرده است. نیروهای راست هوادار امپریالیسم چیزی فرای جمهوری اسلامی بدون آخوند نمی خواهند.

“چپ”های خوش بین به جمهوری اسلامی با بزرگ منشی می گویند که ما باید یک دست شدن مجلس را بپذیریم، چرا که گویا “نگاه به شرق” در درگیری با لایه های دیگر بورژوازی انگلی می تواند آسان تر خط ضدامپریالیستی را پیش ببرد. آن ها با پند دادن به “نگاه به شرق”یان امیدوار هستند که آن ها خط اقتصادی ضدنئولیبرالیستی را به پیش گیرند. راستش این است که زمان آن فرا رسیده است که دیگر به دام این گونه نیرنگ ها گرفتار نشویم و آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی را در برون از چارچوب تنگ جمهوری اسلامی بجوییم. حتا آنان که به گزینش میان “بد و بدتر” خوی کرده اند، باید هم اکنون دریابند که آن “سبو بشکسته و آن پیمان ریخت”. ”چپ” های خوش بین به جمهوری اسلامی هم اکنون، تا دیر نشده، هنوز هم می توانند به همه ی لایه های بورژوازی انگلی پشت کنند و در کنار خلق رزمنده بایستند.

راه آزادی توده ها را باید در برون از چارچوب تنگ جمهوری اسلامی و بدون امید به کمک امپریالیست ها بجوییم. مردم ما تنها نیاز به آزادی ندارند، به نان، خانه و کار نیز نیاز دارند که نه تنها در جمهوری اسلامی بدست نخواهد آمد بلکه طبقه کارگر در پی پیاده کردن نئولیبرالیسم بهای سنگینی پرداخته است و لایه های میانی به مرز نابودی رسیده اند.

هم اکنون وظیفه سوسیالیست های انقلابی این است که به مردم نشان دهند که هیچ دسته ای از جمهوری اسلامی و راست های برون از جمهوری اسلامی و هواداران امپریالیسم خواهان دوری گزیدن از راه رشد سرمایه داری- نئولیبرالیستی نیست و برای دستیابی به نان، کار و خانه باید با سرنگونی روبنا و زیربنای جمهوری اسلامی به دنبال یک دگرگونی ژرف اقتصادی- اجتماعی رفت.

”چپ” ها باید با روشن گری در باره ی راه رشد اقتصادی کشور، و پیش گذاری برنامه اقتصادی پیشرو خود به مردم نشان دهند که گروه های راست چیزی سوای جمهوری اسلامی بدون آخوند و ولایت فقیه نمی خواهند. با آمدن راست ها برنامه های نئولیرالیستی جمهوری اسلامی نه تنها از میان برداشته نمی شود بل که ژرف تر هم خواهد شد.      

تنها نیروهای انقلابی سوسیالیستی که خواهان یک  اقتصاد ملی و دموکراتیک هستند که می تواند دگرگونی ریشه ای اقتصادی- اجتماعی در میهن ما انجام دهد. دگرگونی هایی که نه تنها کشور را به پیشرفت اقتصادی ملی می رساند بلکه به بهبودی شرایط زندگی کارگران و دیگر رنجبران نیز خواهد انجامید.

سرنگونی جمهوری اسلامی- سرمایه داری و دوری از راه رشد اقتصادی سرمایه داری تنها راه نجات میهن و مردم ما است، راه دیگری نیست. نمی توان روبنای ستم گر جمهوری اسلامی را سرنگون کرد و رهبری زیربنایی را که مایه تنگ دستی ۷۰% از مردم ما شد را دست نخورده نگه داشت.

ولی برای فراهم سازی شرایط ذهنی انقلاب، نیروهای سیاسی هنوز آمادگی هم کاری و هم یاری با هم، برای سازمان دهی نبرد توده ها را از خود نشان نداده اند. بدبختانه گروه های ”چپ” آن چنان دچار بیماری تک روی و خود دوستی هستند که تاکنون حتا فراهم بودن شرایط عینی انقلاب آن ها را به هم کاری انگیزه نمی دهد!!.

”چپ” ها هنگام برنامه ریزی برای یگانگی، آن چنان “تقدس”جو می شوند که جلوی راه هر گونه همکاری را از پیش می بندند. برخی ها از دیگران می خواهند که “پشیمان نامه” از گذشته خود بنویسند. برخی ها با متراز و ترازو به اندازه گیری “چپ” بودن دیگران می پردازند. 

یکه تازی، سایه مرگ بار خود را به روی همکاری های سیاسی‌ میان ”چپ” انداخته است. برخی از ”چپ” ها در نمی یابند که ما کم توان تر از آن هستیم که بتوانیم با “تقدس” جویی از همکاری با دیگر ”چپ” ها  پرهیز کنیم.

همه ی رسانه های غربی پشتیبان راست هوادار امپریالیسم است؛ نیروهای راست هوادار امپریالیسم با جمهوری اسلامی هم سانی ایدولوژیک در زمینه اقتصاد و فرنگ مصرف دارند.  بخت ما این است که ما خواست مردم را فریاد می کشیم. لایه های میانی و پایینی جامعه خواست های خود، آرزوی کار، نان، خانه را در برنامه های ما می بینند.  بنیاد گرفتن چنین هم کاری می تواند برای همه ی کسانی که براندازی فرمان فرمایی ولایی- سرمایه داری را آرزو دارند امیدآفرین باشد. ولی افسوس!

 با این همه، این “فرقه بازی” و کوته اندیشی نباید مایه نومیدی شود. پیشاهنگان و دوست دآران  طبقه کارگر باید کار خودشان را بکنند، اگر چه که به تنهایی به رزم گاه رفتن بخت پیروزی را کم می کند.

پایان سخن

یکی از پیامدهای ناگوار «ولایت فقیه» با نیروی خدایی که دارد، دست چین کردن “چاکران ولی فقیه” و “عاشقان سرمایه داری” از میان نامزدشدگان و برگزار کردن انتخابات نمایشی و فرمایشی است.

“نه” بزرگ مردم اگر چه شایسته است، ولی اگر نیروهای پیش رو انقلابی از پشت کردن آشکار مردم به همه ی دسته های جمهوری اسلامی برای سازمان دهی یک جنبش پرتوان برای واژگونی بهره جویی نکنند، به اندازه آن چه که بایسته و نیاز جنبش است کارساز نخواهد بود.

برای کمونیست ها، تنها انجام دادن وظیفه دموکراتیک و دست یابی به آزادی بس نیست، ما باید به وظیفه سوسیالیستی خود آگاه باشیم و آن را انجام دهیم. کار سوسیالیست های انقلابی با دست زدن برای “نه گفتن” مردم به انتخابات پایان نمی یابد. در گام نخست، ما باید با مرزکشی با نیروهای برانداز هوادار امپریالیسم، راه خود را با آن ها جدا کنیم. در گام پسین، ما باید سینه ی دیکتاتوری ولی فقیه و نظام سرمایه داری اسلامی را  با کمان خشم توده ها نشانه بگیریم.

راست ها می خواهند مردم را به این پندار نادرست باور دهند که گویا درماندگی و گرسنگی رنج بران و تنگ دستان که از پیامدهای ناگوار نظام سرمایه داری است را تنها با واژگونی ولایت فقیه می توان درمان کرد. ما باید به مردم بگوییم که تنها با بنیان گذاری یک اقتصاد غیرسرمایه داری می توان شکم گرسنه کودکان را سیر کرد، کار آفرید و خانه ساخت. برای انجام این کار ما باید هم زمان با سرنگونی ستم گر، نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی را نیز به چالش بکشانیم.

توده های رنج و کار در روند نبرد به خودآگاهی باارزشی دست می یابند، ولی تنها با آموزش و آگاهی طبقاتی می توان آن ها را برای این نبرد سرنوشت ساز آماده ساخت.

با پیش گزاری یک برنامه اقتصادی ملی- دموکراتیک با سمت گیری غیرسرمایه داری که می توان آن را زمینه چینی راه آینده سوسیالیستی دانست، باید به لایه های میانی و بورژوازی ملی نشان داد که گریز از گرداب نئولیبرالیستی شدنی است. ”چپ” ها باید لایه های پایینی، میانی و بورژوازی کوچک ملی را علیه لایه های گوناگون بورژوازی انگلی و ولی فقیه پاسبان منافع آن متحد کنند.




“نه” بزرگ مردم به نظام سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی

با اینکه براساس «خبرآنلاین» در نظرسنجی «یک مرکز دولتی» مشارکت درانتخابات در کل کشور ۳۰ درصد پیش‌بینی شده بود؛ خبرگزاری ایسنا پنجشنبه پیش‌بینی کرد که شرکت افراد واجد شرایط رای در انتخابات در کل کشور ۳۸.۵ درصد خواهد بود، به گزارش اکوایران، ۲۵ میلیون نفر از واجدان شرایط در انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری شرکت کردند؛ که آمار مشارکت ۴۱ درصدی را برای این دوره از انتخابات رقم زده‌اند.

با همه ی این دروغ ها و تقلب ها باید بگوییم که دستگاه بزرگ فریب رژیم با همه ی توان خود نتوانست که مردم را به دام بیندازد. رژیم ولایت فقیه همه ی تلاش را کرد تا با شیوه های گوناگون تنور انتخابات را گرم نگه دارد و مردم را به صندوق های رای بکشاند. یک بار دیگر بیشتر  مردم با رای ندادن خود نشان دادند که هنگام دگرگونی های ریشه ای فرا رسیده است. این “نه “، آغاز ایستادگی بزرگی در برابر ستم و گرسنگی و بی کاری است.

همان گونه که جمهوری اسلامی برنامه ریزی کرده بود، نام کسانی از میان دست چین شدگان از صندوق رای بیرون آمده است. محمدباقر نوبخت، رییس سازمان برنامه و بودجه که سخنگوی دولت قبل بود و سابقه چهار دوره نمایندگی مجلس را داشت، نتوانست آرای لازم را بدست بیاورد. محمدرضا باهنر و محمدرضا پورابراهیمی، نمایندگتن ادوار مجلس نیز نتوانستند رای بیاورند.

نامزدشدگان در این انتخابات جمهوری اسلامی هیچ برنامه ای ریشه ای برای برون رفت از چالش های گوناگون کشور نداشته اند. اگر حتا به جای این نمایندگان رد صلاحیت شدگان برگزیده می شدند، باز راه چاره ای در چارچوب تنگ جمهوری اسلامی یافت نمی شد.

آن چه که می توان گفت این است که سوای گرم نگاه داشتن بازار انتخاباتی، بورژوازی نظامی با حاکمیت مطلق، به دیگر لایه های بورژوازی انگلی اجازه بلندپروازی نداد.