پیشرفتهای صنعتی چین لرزه به اندام امپریالیسم انداخته است

جمهوری خلق چین در زمان کوتاهی از سوسیالیسم کشاورزی به سوسیالیسم مدرن پرش کرده است.

ارزش بازار جهانی هواپیماسازی بیش از 400 میلیارد دلار است. بوئینگ و ایرباس تنها تولیدکنندگان بزرگ هواپیماهای مسافربری در جهان هستند. ولی Comac چینی پای در میدان رقابت گذاشته است، و UAC روسی در آینده تکمیل می شود.

منبع: persian.cri.cn

طی دو هفته آینده، هواپیماهای C919 و ARJ21 پروازهای نمایشی خود را در پنج کشور ویتنام، لائوس، کامبوج، مالزی و اندونزی انجام خواهند داد. این پروازها عمدتاً برای تأیید سازگاری هواپیماهای تجاری ساخت چین با فرودگاه‌ها و مسیرهای موجود در این پنج کشور واقع در جنوب شرقی آسیا، سازگاربودن تجهیزات خدمات زمینی، کاربرد ترتیب‌های ویژه پرواز و اقتصادی بودن ظرفیت آنها برای خطوط پروازی صورت می‌گیرد تا با نشان دادن عملکرد خوب این هواپیما‌ها، پایه لازم برای توسعه آنها در بازار جنوب شرق آسیا بنا نهاده شود

زیردریاپیما سرنشین‌دار “جائو لونگ” چین اخیرا برای اولین بار رفتن به عمق آب‌های اقیانوس اطلس را آغاز کرده است.

به گفته اداره مدیریت امور اقیانوسی چین، عملیات در آب رفتن زیردریاپیما سرنشین‌دار «جائولونگ» در اقیانوس اطلس، علاوه بر هشتاد و سومین عملیات اقیانوسی چین، اولین عملیات تحقیقاتی اعماق دریای این زیردریاپیما به همراه کشتی حامل آن با نام “شن های- یک” در اقیانوس اطلس است. تا 23 فوریه، زیردریاپیما سرنشین‌دار “جائو لونگ” در جنوب اقیانوس اطلس رکورد جدید 23 بار رفتن به زیر آب شامل نُه بار در طول نُه روز متوالی را ثبت کرده است. در حال حاضر، وضعیت فنی “جائو لونگ” مطلوب است و در مناطق با دمای آب مختلف و شرایط محیطی پیچیده، تحقیقات دقیق و عملیات مؤثری را انجام داده و حدود ۳۰۰ نمونه زمین‌شناسی، زیست‌شناسی و داده‌های محیطی و تصویری با ظرفیتی در حدود ۴ ترابایت را جمع‌آوری کرده است.




نوزدهمین سخنرانی پوتین به مجلس فدرال و به قانونگذاران روسی (اقتصاد و عدالت اجتماعی)

اقتصاد

پوتین پیش بینی کرد که روسیه می تواند از ژاپن پیشی بگیرد و به چهارمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود.

اقتصاد روسیه از نظر تولید ناخالص داخلی از نظر قدرت خرید بزرگترین اقتصاد اروپا و پنجمین اقتصاد در جهان است. سرعت و از همه مهمتر کیفیت رشد به ما این امکان را می دهد که امیدوار باشیم که در آینده نزدیک بتوانیم گامی دیگر به جلو برداریم و به چهار قدرت بزرگ اقتصادی جهان بپیوندیم.

سهم بریکس تا سال 2028 به 36.6 درصد افزایش می یابد، در حالی که سهم G7 به 27.8 درصد کاهش می یابد.

عدالت اجتماعی

پوتین گفت: که نیاز به بازنگری و نوسازی سیستم مالی روسیه برای دستیابی به توزیع عادلانه‌تر بار مالیاتی وجود دارد. او توضیح داد که کسانی که از درآمد شخصی و شرکتی بالاتری برخوردار هستند باید هزینه بیشتری بپردازند.

کسب و کارهایی که در پروژه های اجتماعی و توسعه زیرساخت ها سرمایه گذاری می کنند باید با مالیات کمتر پاداش بگیرند.

در عین حال باید خلاءهای موجود که برخی شرکت ها برای اجتناب از پرداخت بدهی خود استفاده می کنند، ریشه کن شود.

کسانی که «در دهه 1990 جیب خود را پر کردند… قطعاً نخبگان نیستند. نخبگان واقعی کسانی هستند که به روسیه خدمت می کنند.

نخبگان جدید کشور «کارگران و رزمندگان» هستند. او گفت که آنها «در باره خود لاف نمی زند، اما در لحظات کلیدی مسئولیت را بر عهده می‌گیرند» و افزود که آنها افرادی هستند که «می‌توان در آینده به روسیه اعتماد کرد».

پوتین گفت: شرکت کنندگان در عملیات نظامی روسیه علیه اوکراین ثابت کرده اند که “عقب نشینی نخواهند کرد، شما را ناامید نخواهند کرد و به شما خیانت نمی کنند.” او گفت: «آنها هستند که باید در جایگاه رهبری جامعه قرار گیرند».




شرکت در انتخابات نظام سرمایه داری- دینی جمهوری اسلامی هیچ تاثیری در سرنوشت مردم ندارد

 این اولین انتخابات بعد از کشتار و اعدام شرکت کنندگان جنبش «زن زندگی آزادی» است. اولین امتحان پس از قتل و عام مردم. رژیم مانند دانش آموزی هست که در طول سال درس نخوانده است، همکلاسی ها را اذیت و با معلم بی ادبی کرده است و موقع امتحان نمره قبولی می خواهد!!!

حکومت نگران است که حتا طرفداران قدیمی  به انتخابات پشت کنند. یک دستی تا به دانجا رسیده است که چاکر و مخلصان قبلی ولی فقیه مثل علی لاریجانی، رئیس سابق چند دوره مجلس، محمود احمدی‌نژاد رئيس جمهور دو دوره و حسن روحانی از چهره‌های امنیتی سابق و رئيس جمهور دو دوره حذف شدند.

مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاح‌طلب که در زندان است، نوشت که «رهبر جمهوری اسلامی چشم خود را بر واقعیات فاجعه‌بار ایران بسته و فریاد اعتراض میلیون‌ها ایرانی را نمی‌شنود».

«سعید حجاریان، نظریه‌پرداز سیاسی می‌گوید: «نظام به جایی رسیده که می‌گوید من مهره‌های شطرنج انتخابات را خودم و با صلاحدید خودم در صفحه می‌چینم، بازی را هم خودم اداره می‌کنم.»

جبهه اصلاحات ایران، اعلام کرد که انتخابات «تهی از معنا، غیررقابتی، غیر منصفانه و غیرموثر در اداره کشور» است و فقط ۲۰ تا ۳۰ نامزد آنها برای انتخابات مجلس تایید شده‌اند.

تقی آزاد برمکی، جامعه‌شناس گفت: « جامعه نزدیک به یک‌ دهه است که به این نتیجه رسیده، مشارکت در انتخابات در دفاع از اصلاح‌طلب یا اصولگرا منجر به تغییر و بهبود نمی‌شود. جامعه‌ای که به چنین نتیجه‌ای رسیده، تصمیم ‌می‌گیرد به مسائل مرتبط با انتخابات گوش نکند.»

پس همانطور که حجاریان هم گفته است:

«رأی دادن در انتخابات امسال تفاوت زیادی با رأی ندادن ندارد؛ مثل این است که یک تکه کاغذ را داخل جیب‌های یک شلوار شش جیب جابجا کنیم.»

همه ی راه های جمهوری اسلامی به بن بست می رسد. باید از این نظام سرمایه داری- دینی گذر کرد.




چرا تحریم انتخابات؟

بی تردید جمهوری اسلامی، جمهوری ستم، زندان، شکنجه و کشتار و به قول زنده یاد کیانوری حکومت “اوباشان” است.

جمهوری اسلامی شاید تنها کشوری در جهان باشد که سه رییس قوه های گوناگون آن، به گونه ای در کشتارهای انسان ها دست داشته اند. آن چه که ما در باره ی رییس جمهور و رییس قوه قضایی می دانیم، می تواند در هر دادگاهی برای گناه کاری آن ها زندان بیاورد.

هزاران انسان می گویند که “رییسی”، زندانیان سیاسی را در سال ۶۷ به چوبه دار فرستاده بود و آقای منتظری هم در نوار خود هنگام دیدار “رییسی” و دیگران آن ها را آدم کش خواند. سعید امامی و دیگران در روند بازجویی خود بارها گفته اند که کشتارهای زنجیره ای باید با پذیرش یک فقیه انجام گیرد و برای همین هم محسن اژه ای دستور این کشتار را در سال ۸۲ داده بود.

در باره ی قالیباف، رییس مجلس خیلی ها نوشته اند و گفته اند که او از سردمداران سرکوب شورش خرداد سال ۱۳۸۸ بوده است. نواری هم در دست است که او با سربلندی بی‌شرمانه ای از پرتاب دانشجوها از خوابگاه به خیابان سخن می گوید.

هیچ یک از اعدام هم بدون پذیرش ولی فقیه نمی تواند انجام بگیرد. بدین گونه، او هم می تواند برای جنایتهای خود محاکمه شود.

نهاد ولایت فقیه  و سرکردگی سه تا از برجسته ترین نهادهای جمهوری اسلامی در دست کسانی است که دست کم برای کشتار مردم می توانند به دادگاه کشیده شوند.

افزون بر آدمکشی، اقتصاد سرمایه داری با شیوه ددمنشانه نئولیبرالیستی که همه ی این چهار تن در اجرای آن شریک هستند، لایه های بسیاری از مردم، به ویژه زحمتکشان را درمانده و بدبخت کرده است.

پس به چه امیدی باید در انتخابات شرکت کرد؟




رژیم دیکتاتوری عربستان سعودی در حال تغییر تصویر خود در جهان و زندگی طبقه های بالایی در جامعه هست

عربستان سعودی به تدریج میلیاردها دلار روی همه ورزش ها خرج کرده است. این لیست شامل: فوتبال، گلف، کریکت، اسب دوانی، بوکس، فرمول 1، و در حال حاضر به طور جدی نیز تنیس است.

عربستان سعودی هم اکنون به طور جدی وارد ورزش تنیس شده است. در یک ویدیو با حضور یکی از بزرگترین ستاره‌های این ورزش در ژانویه ما رافائل نادال را در کنار بازیکنان جوان و مشتاق تنیس در عربستان سعودی می بینیم. نادال سفیر فدراسیون تنیس عربستان سعودی شد.

عربستان سعودی برنامه های بزرگی برای ورزش تنیس دارد. عربستان سعودی اکنون پول زیادی را برای بازی کردن بزرگترین ستاره های تنیس جهان در صرف می کنند. در حال حاضر عربستان برنامه دارد که یک تورنمنت با نام “6 کینگز اسلم” برگزار کند که در آن بزرگترین ستاره های این ورزش شرکت خواهند کرد. برنده تورنمنت ده میلیون دلار خواهد گرفت.

عربستان با تیر تنیس به دنبال زدن دست کم سه هدف مهم هست.

یک- افکار عمومی جهان به شدت در باره ی دیکتاتوری عربستان منفی هست. رژیم  عربستان سعودی تلاش می کند که توجهات را از قتل ها و بسیاری از جنایاتی که رژیم پشت سر آن است، منحرف کند.

دو- عربستان سعودی در حال برنامه ریزی تنوع بخشیدن به اقتصاد خود و دور شدن از وابستگی به نفت است. می خواهد با سرمایه گذاری در بخش های دیگر به جز نفت به ایجاد یک بخش خصوصی پایدار بپردازد. قبلاً سعودی ها برای تفریح ​​کردن به خارج از کشور می رفتند، و پول زیادی از کشور خارج می شد.

سه- طبقه بالا و متوسط عربستان از بیماری های قندی و قلبی رنج می برند. عربستان سعودی می خواهد سبک زندگی مردم را تغییر دهد و ورزش را جزوی از فرهنگ ملت سازد.




ترس امپریالیسم از پیشرفت جمهوری خلق چین!

از زمانی که چین از کوله بار سنگین دوران استعمار رهایی یافت، سال ها گذشته است. در این سال های کوتاه چین به آزمون و خطا بسیاری برای پیدا کردن راه سوسیالیستی خود دست زد. پس از کوشش های فراوان و جان گدازی های بسیار، در پایان چین راهی یافت که اگر چه برای بسیاری از کسانی که سوسیالیسم را در نوشته ها خوانده اند سوسیالیسم نیست، ولی توانست که کشور را به یک کشور نوین صنعتی دگرگون کند و نزدیک به یک میلیارد شهروند چین را از تنگ دستی و نداری رهایی دهد.

پیروزی های جهانی چین به آن اندازه بوده است که خواب را از چشم امپریالیسم ربوده است.

برای نخستین بار پس از مرگ اردوگاه سوسیالیستی، امپریالیسم مرگ سرکردگی خود را با چشمان خود می بیند. کسی که مرگ را در برابر خود می بیند، از هر ترفندی و فریبی سود می جوید، تا خود را از این سرنوشت دل خراش رها سازد. امپریالیسم همه ی تلاش خود را خواهد کرد، تا پوزه چین را به زمین مالد.   

امپریالیسم آمریکا برای ناپایدار کردن چین، یورش سیاسی خود را دیر زمانی است که به کار انداخته است. آن ها برای انجام این کار از گذشته استعماری خود در هنگ کنگ، تبت (فئودالیسم مذهبی) و شینیجانگ (جدایی خواه  مسلمان) سود می جویند و تایوان را هم چون کانون این جنگ به کار می برند.

 در اکتبر ۲۰۲۱، سرویس اطلاعاتی سیا یک شاخه مستقل بزرگ نو به نام  – مرکز ماموریت چین- ساخت. این بخش برای ایستادگی در برابر «بزرگترین تهدید ژئواستراتژیک برای ایالات متحده در سده بیست و یکم» به کار خواهد گرفته شد.

امپریالیسم برای به خاک نشاندن چین  نقشه ” جدایی تایوان از چین” ، ” تنها کردن چین در آسیا ” و ” یورش هسته ای به چین ” را دارد.




تحریم نمایش انتخاباتی و “نه” بزرگ به رژیم ولایت فقیه

پشت کردن به «انتخابات»، را نباید به معنای خانه نشینی است. با “نه گفتن” خود به انتخابات، مردم گام به یک پهنه ی سیاسی پرجوشی می گذارند که با کم ترین هزینه، خشم و ناخشنودی خود را از سیاست های اقتصادی- اجتماعی و دیکتاتور ی دینی نشان می دهند.

پشت کردن به انتخابات، کوشش برای بهتر کردن سرنوشت خود نیز هست. با این کار مردم هم زمان نشان می دهند که هم اقتصاد سیاسی سرمایه داری و هم دیکتاتوری ولی فقیه را به یک اندازه نمی پذیرند، و هم زمان درمی یابند که برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی، باید راهی دیگر جست. چنین کاری نه تنها گوشه نشینی نیست بلکه می توان آن را یک کنش سیاسی نیرومند خواند. این “نه بزرگ” را می توان به پرش گاهی برای خیزش بزرگ علیه جمهوری اسلامی است.

شرایط عینی برای بهره جویی از این “نه بزرگ” برای واژگونی ولایت فقیه فراهم است، اگر چه که باید پذیرفت که پای شرایط ذهنی هنوز می لنگد.

مردم در هر دوره جمهوری اسلامی ندارتر و طبقه کارگر در هر دوره بیش تر از پیش سرکوب شده است، ولی هم اکنون گرسنگی، بی کاری، بی خانمانی و افسردگی مردم بیش از پیش است. کم بود آب و گرانی نان در کشور نشان گر ناتوانی ژرف نظام در برآورده کردن خواست های پیش افتاده مردم است. خود رژیم می پذیرد که نزدیک به ۷۰ درسد مردم زیر خط نداری و تهی دستی زندگی می کنند.

کارگران رهبری جنبش ایستادگی در برابر ستم ملی، دینی و طبقاتی را در دست گرفته اند. در ماه های گذشته ما نمونه های فراوانی از ایستادگی یک پارچه کارگران در برابر ستم طبقاتی را دیده ایم.

مردم ترسی از تازیانه و زندان ندارند و این بار مردم به دام “بد و بدتر” نمی افتند.




 جنایات جنگی آمریکا و ادامه نسل‌کشی ارتش فاشیستی اسرائیل

منبع: eshtrak.wordpress.com: margaret.kimberley

قبل از صدور حکم دادگاه بین‌المللی دادگستری( ICJ- از این به‌بعد دادگاه لاهه) علیه اسرائیل به اتهام نسل‌کشی، دولت بایدن با اسرائیل تبانی کرد که آژانس کمک‌رسانی سازمان ملل به فلسطین را متهم به هم‌کاری با جنبش مقاومت فلسطین کند. واشنگتن با ارتکاب جنایت جنگی و مجازات جمعی مردم غزه تلاش می کند نسل‌کشی اسرائیل را ماست‌مالی کند.

در همان روزی‌که دادگاه لاهه حکمش را صادر کرد، وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد(۳) که آمریکا موقتا کمک مالی اش را به آژانس کمک‌رسانی و کار سازمان ملل (آنروا– UNRWA) متوقف می‌کند، زیرا اسرائیل مدعی‌ست که ۱۲ کارمند آژانس آنروا در عملیات نظامی حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شرکت داشته اند.

دولت بایدن، علی‌رغم ادعای خود مبنی بر نگرانی‌های بشردوستانه و صحبت از مذاکرات خصوصی با اسرائیل، آشکارا حامی کمپین پاک‌سازی قومی در غزه است. تیم سیاست خارجی بایدن خیلی خوب می‌داند که حکم دادگاه لاهه شکستی برای اسرائیل و در نتیجه برای آمریکا هم می‌باشد.

اما، آمریکا و اسرائیل مصمم‌اند که ( حکم دادگاه لاهه) را با ندادن مواد غذایی و عدم کمک‌های پزشکی از مردمی‌که خانه‌ها و بیمارستان‌هایشان را تخریب کرده اند، مشروعیت‌زدایی کنند. اسرائیل بدون حمایت و هدایت آمریکا نمی‌تواند مرتکب جنایات جنگی شود، و این کشور را به یک اندازه در همه جنایاتش مقصر می‌کند. تصادفی نیست که تصمیم ضدآنروا در همان‌روزی گرفته شد که دادگاه لاهه حکمش را صادر نمود.

دادگاه لاهه به اسرائیل دستور داد تا «… باید بلافاصله اقدامات مؤثری را جهت ارائه خدمات ابتدایی مورد نیاز ضروری و کمک‌های بشردوستانه جهت رسیدگی به شرایط بد زندگی که فلسطینی‌ها در باریکه غزه با آن مواجه هستند، تدارک بیند.» و بدین‌جهت اسرائیل نیاز داشت که به اونروا تهمت بزند، زیرا که وظیفه‌اش تأمین و ارائه نیازهای فلسطینی‌ه بود و هست.