تحریم انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، تنها سیاست انقلابی!

مقاله ۴۵/۱۴۰۲
۶ اسفند ۱۴۰۲، ۲۵ فوریه ۲۰۲۴

پیش گفتار

جمهوری اسلامی در همه‌ی زمینه‌های اقتصادی- اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ورشکست شده‌است، ولی سران آن هنوز باد در مشت می‌فروشند و به دروغ اقتصاد کشور را به سوی شکوفایی نشان می‌دهند.

رژیم با نظرسنجی های خود فهمیده است که شرکت در انتخابات زیاد نخواهد بود.

برای رژیم، انتخابات در پیش هم اکنون از مهترین چالش ها هست. رژیم با همه ی توان خود تلاش می کند که تا مردم را به آینده امیدوار کند، تا از شرکت آنها در انتخابات برای خود مشروعیت فراهم کند. رژیم ولایت فقیه از شرکت نکردن مردم در انتخابات وحشت دارد. همه نیروهای خود را برای نبرد با تحریم انتخابات سازمان دهی کرده است.

«تحریم انتخابات» برای جمهوری اسلامی مانند زهر در تن بیمارش است. بر پایه تازه ترین  برآوردهای رسمی، شمار شرکت کنندگان زیر ۵۰ درصد و در تهران حتا زیر ۲۰ درصد خواهد بود. هنگامی که می دانیم که رژیم «درصد مشارکت» بالا را برابر با «مشروعیت» خود می داند، در می یابیم که چرا خواب از چشمان سردمداران رژیم پریده است.

جمهوری اسلامی مانند دیگر کشورهای سرمایه داری یاد گرفته است که میان چند دسته که هم نظام سرمایه داری را قبول دارند و هم نظام روبنایی و دینی آن را، رقابت پدید آورد تا نام این نمایش را انتخابات بگذارد. حتا همه ی نمازگزاران به سوی قبله نئولیبرالیسم و جماران،  باید از چندین فیلتر حکومتی رد بشوند تا سرسپردگی آن ها به نظام سرمایه داری و ولی فقیه ثابت شود.

با این همه رژیم ولایت فقیه هم خدا را می خواهد و هم خرما را. از یک سوی می خواهد انتخابات نمایشی برگزار می کند و از سوی دیگر دلش می خواهد که برای مشروعیت نظام شمار شرکت کنندگان خیلی بالا باشد.

به چه دلیلی، به چه امیدی مردم، به ویژه زحمتکشان در این انتخابات شرکت کنند؟

سال‌هاست که همه ی دسته های درون و بیرون حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان بدترین شکل ممکن نظام سرمایه داری با سیاست‌های اقتصادی مبتنی بر نئولیبرالیسم بوده و هستند. هیچ کدام از دسته هایی که در انتخابات شرکت می کنند برنامه ای برای راه رشد اقتصادی ندارند. هنگامی هم که صحبت از اقتصاد می کنند در لفاظی های کلی مثل مهار تورم، کاهش نرخ دلار، ساختن خانه ووو بسنده می کنند.

دلیلش این است که تمام جناح ها با نظام سرمایه داری و اقتصاد نئولیبرالیستی مشکلی ندارند. سال ها است که همه ی دولت ها هنوز به اجرای سفارش های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی می پردازند.

از لحاظ روبنای دینی هم، هیچ دسته ای صحبت از طرد ولی فقیه نمی کند. و حتا آنهایی که رد صلاحیت شدن این جرات را نداشته اند که حداقل استبداد ولی فقیه را زیر سوال ببرند.

هم اکنون ورشکستگی سراسری همه‌ی زمینه‌های دستگاه فرمان‌دهی جمهوری اسلامی را فرا گرفته است و خروارها داده‌های گوناگون نشان می‌دهند که آقای خامنه ای هم مانند ولی فقیه به ناگزیر پوشش ریا بر کند و خود برای پشتیبانی از دوستان و یاران خود در لایه‌های گوناگون بورژوازی انگلی گام به نبردگاه طبقاتی گذاشت.

برای این کار رژیم در درون کشور سیاست شیرینی و تازیانه را به کار می برد و در برون کشور سیاست سازش با شیطان های بزرگ و کوچک .

تلاش رژیم برای بالا بردن شرکت در انتخابات

جمهوری اسلامی برای دل داری دادن به نیروهای نومید خود، برای نیرومند کردن خود در گفت و گو با امریکا می خواهد شمار شرکت کنندگان را با هر شیوه ای بالا ببرد. 

– درون مرزی

سرکوب

تصادفی نیست که رژیم چند روز پس از کشتن چندین جوان، سخن از گسترش پیوند با عربستان در پهنه نبرد با تروریسم و کمک به مردم غزه می کند!!. تنش زدایی به سود خلق های خاورمیانه است، ولی خواست رژیم آماده شدن برای سرکوب خلق های زیر ستم، جنبش های کارگری و آزادی خواهانه و (زن، زندگی، آزادی) هست.

رژیم روزی نیست که گل سرخی را در زندان های فراوان میهن پرپر نکند؛ روزی نیست که ستاره یی را به زمین نکشاند؛ روزی نیست که گورستان های ما را با تن جوانان پرپر شده ی ما پر نکند. این رژیم ناپاک دل دشت را تهی از سرو والا می کند، و سینه زمین را پر از کنگرهای خارا می کند.

ستم گران و فرمان روایان روزگار همیشه روشن اندیشان آزادی خواه را به زندان، شکنجه و مرگ محکوم کردند، ولی جمهوری اسلامی پای را از این هم فراتر گذاشته است. این رژیم روشنایی، اندیشه و آزادی را کشته است. پاسداران تاریک اندیش برای حفاظت از منافع بهره کشان در تلاش همیشگی هستند تا خورشید را زیر ابرهای دروغ سیاه پنهان کنند. ولی زمین را نمی توان از چرخش ابدی بدور خورشید باز داشت.

یک مشت ستم گر واپسگرا و بی وجدان برای “اشیا اشخاص” را نابود می کنند. جمهوری اسلامی جامعه ای ساخته است که در آن انسان گرگ انسان می شود. این زراندوزان آزمند زشتی را پایدار کردند و نان را از سفرگان برچیدند و زیبایی را حرام کردند.

ناباوران شب پرست هم به شب نشینی این کرکسان مرده خور می روند و روزها اعدام ماهیان سپید در رودخانه های زلال را به تماشا می نشینند.

کرنش و نرمش

برای بالا بردن شرکت مردم در انتخابات، ولی فقیه “دموکرات انقلابی” پیشین و لیبرال دموکرات کنونی را به دست بوسی خود فراخواند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صبح امروز جمعی از مسئولان کشوری و لشکری و نمایندگان سیاسی کشورهای اسلامی در تهران، به مناسبت سالروز بعثت حضرت محمد(ص) با رهبر انقلاب دیدار کردند. محمود احمدی نژاد بعد از حواشی پیش آمده بخاطر تغییر چهره اش در مراسم تجدیدمیثاق اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در حرم امام (ره) این بار نیز یکی از سوژه های اصلی عکاسان بود.

برخی از “چپ”ها این پوپولیست را دموکرات انقلابی و نماینده خرده بورژوازی در حاکمیت می خواندند، ولی او در گفت و گو با شماره 73 ماهنامه «اندیشه پویا»، خود را یک لیبرال دموکرات خواند. احمدی‌نژاد با همراهی ده‌ها هوادار خود برای نام‌نویسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران به  وزارت کشور رفت.  در سخنانی تهدید کرد که اگر رد صلاحیت شود، نه در انتخابات شرکت می‌کند و نه از کسی پشتیبانی می‌نماید.

امیری‌فر به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: او با این توهم که نظام برای بالابردن مشارکت او را تایید صلاحیت کرده، می خواهد دوباره به انتخابات ورود کند. او همچنین گریزی به پشتیبانی صادق محصولی، دبیر کل جبهه پایداری از احمدی‌نژاد می زند و می گوید که  که پایداری‌ها به دنبال سودجویی از سبد رای احمدی‌نژاد هستند.

تلاش “پوپولیستی” رژیم برای بالا بردن شرکت مردم در انتخابات چشمک های دیگری هم به مردم می زند. برای انگیزه دادن به مردم برای شرکت در انتخابات، رژیم تا بدان جا پیش رفته است که شورای نگهبان واپسگرا پیشنهاد دولت “انقلابی ” در باره ی رد مصوبه متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان را نپذیرفت. پس از اینکه در برنامه هفتم توسعه، مجلس به متناسب سازی حقوق بازنشستگان رأی داد، دولتی‌ها با این مصوبه مخالفت کردند و با رفتن به شورای نگهبان این مصوبه را ضد اصل 75 قانون اساسی می‌دانستند و خواستار رد این مصوبه بودند.

این هفته نهاد برگزاری انتخابات می گوید که مهر توی شناسنامه هم لازم نیست. “به‌گفته‌ی ستاد انتخابات کشور در انتخابات امسال الزامی بر ممهور شدن شناسنامه‌ی فرد رأی‌دهنده وجود ندارد. رأی‌دهندگان می‌توانند با در دست داشتن یکی از مدارک پنج‌گانه‌ی گذرنامه، کارت ملی، شناسنامه، گواهینامه رانندگی و کارت پایان خدمت در انتخابات مشارکت داشته باشند “.

کارشناسان انتخابات نام یکی از این ترفندها را “پویش ملی «به اضافه یک»” گذاشته اند. به گزارش همشهری پویش ملی «به اضافه یک» تا کنون ۲ میلیونی شرکت کننده داشته است. بیش از ۵۰۰ هزار نفر آماده اند که دست کم یک نفر از مخالفان شرکت در انتخابات را پای صندوق رای ببرند.

یکی از ترفندهای دیگر رژیم ولایت فقیه تشویق دختران به شرکت در انتخابات و بالا بردن “عظمت” مجلس هست. کارشناس مسائل سیاسی، قنادباشی می گوید: بخش زیادی از جوانان ما نسبت به رسانه‌های معاند ناامید شدند. در ایران سه و نیم میلیون رای اولی داریم که اکثریت آن دختران این سرزمین هستند و نقش آنها در انتخابات حائز اهمیت است.
افزون بر این، هفته پیش نهاد برگزاری انتخابات گفت که بی حجابی برای رای دادن مساله ای نیست. به گمان بسیار در روزهای پیش از انتخابات پلیس فاشیستی “حجاب زنان”، کم کار تر می شود، تا زنان احساس کنند که سیاست های ضدزن رژیم در روند دگرگونی است.

قنادباشی با اشاره به هک سایت مجلس، گفت: ضربه زدن به اعتبار مجلس و انتقاد از شیوه تایید صلاحیت‌ها و همه اینها واکنشی است در برابر روند درستی که کشور دارد پیش می‌رود. باید همه در انتخابات شرکت کنیم. یعنی رد اعتبار کردن اصلاح طلبان و دیگر چاکران پیشین نظام “روند درست” هست.

رژیم پورمحمدی، یکی از مسئولان مستقیم اعدام های زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را به میدان فرستاد تا رقابت ساختگی پدید آورد.

پورمحمدی گفت: اگر می خواهید شما را قبول داشته باشند، روی منبر بروید و بگویید مردم در رأی دادن آزادید. اگر ناراحتید، از آنکه به او رأی داده اید، رأیتان را پس بگیرید! به یک نفر دیگر بدهید. می گویند نفر بعدی چه فایده! می گوییم شما اول رایت را از آن آقایی که می گویید قول داد و عمل نکرد پس می گیری و دیگر به او رای نمی دهی. مجازاتش می کنی. می گویی تو دیگر قابل اعتماد من نیستی. اگر هم فکرش هم آمد و خواست رای بگیرد، می گویی هم فکرانت ظاهرا خب عمل نکردند و اعتماد من اکنون سلب شده است.

نمایش انتخاباتی در جمهوری اسلامی چون تهی از درون مایه است، به نمایشی خنده دار دگرگون می شود. همه ی دسته های بزرگ و کوچکی که در انتخابات لیست های کاندیدایی داده اند در سیاست های کلان اقتصادی- اجتماعی و روبنای دینی با هم هم عقیده هستند.

برای همین کسانی که به دنبال کوبیدن رقیب می روند، سخن از بررسی برنامه های اقتصادی و کشورداری رقیبان نمی کنند.  یا بیش تر دزدی های هم دیگر را افشا می کنند که خود را پاک تر نشان دهند و یا خود را مسلمان تر می نمایانند تا دین جویی رقیب را زیر پرسش برند.

روزنامه فرهیختگان نوشت: «اگر سیاست در وضع طبیعی بود، باید درباره تفاوت گروه‌های سیاسی حول مسائل اصلی کشور حرف می‌زدیم. درباره این حرف می‌زدیم که گروه الف نظرش درباره کنترل تورم و سیاست‌های ارزی و… فلان است و گروه ب نظر مخالفی دارد. نظر این آقایان سیاسی درباره مسکن و عقب‌ماندگی کشور در ساخت‌وساز چیست؟ گره سرمایه‌گذاری در صنعت نفت کجاست؟ و ده‌ها مساله دیگر»

«ائتلاف اصولگرایان که در مجلس فعلی جناب قالیباف را از میدان اجرایی به بهارستان آورد و رئیس کرد، با یک انشعاب بزرگ روبه‌رو شده است. انشعابی که هیچ معنابخشی کارکردی و اجتماعی ندارد.. جناح رقیب به‌یکباره یک افشاگری بزرگ درباره سفر پسر محمدباقر قالیباف به کانادا فضایی شبیه ماجرای «سیسمونی‌گیت» برای او درست کرد. آقازاده رئیس مجلس برای تحصیلات می‌خواهد به یکی از مقصدهای مهاجرتی مهم ایرانی‌ها برود. اگر فامیلی آقای «اسحاق» قالیباف نبود اتفاق خاصی از منظر سیاسی رخ نداده بود. »
پذیرفتن بی محتوا بودن رقابت انتخاباتی از سوی “فرهیختگان” ارجمند هست، ولی ” فرهیختگان” که به گمان بسیار هوادار رییس مجلس هست، یادش رفت که بگوید که مردم از دورویی سردمداران بی زارند.

چرا جوانان ما زیر مرزهای بی شمار دینی باید شکنجه شوند، ولی آقازادگان بتوانند از دوزخی که پدرانشان برای مردم ساختند بگریزند؟

با بسته شدن همه راه های دگرگونی، مردم چاره ای فرای تحریم انتخابات ندارند.

– برون مرزی

جمهوری اسلامی پس از سال ها دشمنی با  شیطان کوچک، عربستان سعودی، هم اکنون یکی از دوستان نزدیک آن شده است. جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی هم از دید زیربنایی و هم از لحاظ روبنایی همانند هم هستند. در هر دو کشور روبنای اسلامی (حنفی- شیعوی) فرمان روایی می کند که پاسبان منافع سرمایه داری ددمنشانه است. هر دو کشور بالاترین شمار اعدام ها را در جهان دارند.

پس از چند هفته تنش آفرینی و فرستادن موشک به عراق، پاکستان و سوریه، رژیم تلاش می کند که امید مردم به صلح را بالا ببرد.

حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در سفر به بیروت، پایتخت لبنان، می گوید که ایران و ایالات متحده از هنگام   جنگ بین حماس و اسرائیل با یکدیگر تماس داشته اند. به گزارش خبرگزاری رویترز، وی می گوید در این زمان و در هفته های گذشته پیام هایی میان ایران و آمریکا دادوستد شده است.

او می گوید که ایالات متحده از جمهوری اسلامی خواسته است که «حزب الله را تشویق کند تا به طور کامل در جنگ علیه اسرائیل دخالت نکند». وزیر امور خارجه ایران در بیروت با همتای لبنانی خود دیدار و پس از آن در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که نه ایران و نه لبنان تلاشی برای افزایش تنش و درگیری در خاورمیانه نکرده اند.

به سخن دیگر عبداللهیان می گوید که ما به سخن امریکا گوش داده ایم، هم اکنون زمان پیش کشی (انعام) ما فرا رسیده است. کابوس تحریم انتخابات، خواب از چشمان رژیم ولایت فقیه ربوده است.

پایان سخن

رژیم می خواهد با هزاران ترفند مشروعیت سیاسی برای خود فراهم کند. چاکران ولی فقیه اصلاح‌ خواه هم هنگام بحران “نظام” به یاری فقیه می شتابند.

ولی آمار خود رژیم نشان داده بود که درصد شرکت زیر ۵۰ و در تهران زیر ۲۰ درصد خواهد بود. رژیم ولی فقیه در درون و بیرون تنها شده است. گروه های رقیب “انتخاباتی” برای دستیابی به موقعیت دزدی از ثروت مردم به جان هم افتاده اند!

راستش این است که لایه های بورژوازی انگلی با هم ناسازگاری دارند، ولی در سرکوب مردم و اجرای اقتصاد نئولیبرالیستی به رهبری ولی فقیه همیشه با هم همگام هستند. حتا اصلاح خواهان سال ها است که یک مار بی نیش برای رژیم ولایت فقیه شدند.مازنی فعال سیاسی اصلاح‌ خواه گفت: یکی از خطوط قرمز مخالفت با تحریم انتخابات است و تحریم انتخابات در ذات اصلاح‌طلبی وجود ندارد.

همه ی این دسته ها برای “حفظ نظام” با شیطان هم سازش می کنند، تا نیروی شان برای سرکوب خیزش های مردمی پرتوان تر کنند.عبداللهیان در گفت و گوی دیگری گفت که پس از آغاز جنگ غزه میان امریکا و جمهوری اسلامی گفت و گویی هایی بوده است.

به همین دلیل تحریم نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی کم هزینه ترین راه برای مبارزه با مشروعیت دادن به نظام سرمایه داری و رژیم ولایت فقیه جمهوری اسلامی است.




دستگاه بزرگ فریب رژیم برای به دام انداختن مردم با شیوه های گوناگون تنور انتخابات را گرم نگه می دارد

در دوران جولان نئولیبرالیسم، انتخابات حتا در کشورهای پیش رفته سرمایه داری تنها به جابجایی دسته های گوناگون برای به دست گیری فرمان دولت برای پیاده کردن اقتصاد نئولیرالیستی می انجآمد. ولی نظام های سرمایه داری غربی دست کم در ریخت بیرونی خود دموکراسی را ارج می گذراند و به جدایی سه نیروی قضایی، مجلس و دولت باور دارند. در نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی که به دیکتاتوی «ولایت فقیه» نیز آلوده است، کارایی این گونه انتخابات در هم سنجی با کشورهای غربی بسیار بسیار کم تر است. روشن است که در چنین نظامی، نماینده خدا بر زمین نیرو و توانایی بیش تری از دیگران دارد و دیدگاه او بر مردم چند ده میلیونی برتری دارد. «ولایت فقیه» با نیروی خدایی که دارد، به بازبینی و بررسی همه ی نهادها می پردازد که یکی از پیامدهای ناگوار آن سنگینی سایه تاریک و زشت “ستم دینی” به روی مردم و میهن است.

اگر در آغاز ویژگی “جمهوری” کمی در جمهوری اسلامی جایی داشت، ولی آرام آرام جای خود را به ولی فقیه و اسلام داد.

جمهوری اسلامی از همان آغاز آغشته به یک دوگانگی آشتی ناپذیر بود. ولایت روا بودن (مشروعیت) خود را از خدا و آیت الله ها می گیرد و جمهوری روا بودن خود را بر پایه مردم سالاری سوار می کند. از همان آغاز هم آشکار بود که نماینده خدا بر زمین هم چون ابری سیاه جلوی تابیدن خواست خورشیدی توده ها را می گیرد.

هیچ کسی در نهادهای انتخاباتی جمهوری اسلامی با رای مردم بر گزیده نشده است. سنجه های گزینه شورای نگهبان همیشه چاکری سددرسد برای «ولایت فقیه» و بندگی سددرسد برای خدا و اسلام بوده است.مردم در بهترین شرایط میان دست چین شده های رهبر و شورای نگهبان کسانی را گزیده اند.




سیاست خارجی امپریالیسم امریکا: اگر نخورید، خورده می شوید!

منبعpersian.cri.cn

«آنتونی بلینکن» وزیر خارجه ایالات متحده در «کنفرانس امنیتی مونیخ» (MSC) در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه «تنش‌های آمریکا-چین به چند دستگی بیشتر ختم می‌شود»، از یک عبارت آمریکایی استفاده کرد که می‌گوید «اگر سر میز نیستید، پس قرار است در منو باشید.»

معادل این عبارت بسیار مشابه «اگر چاقو و تخته گوشت خرد کنی نیستید، ماهی و گوشت روی تخته خواهید بود.»

به زبان ساده، اگر قدرت داشته باشید، دیگران را سر میز می‌خورید، اگر قدرت ندارید، در منو قرار می‌گیرید تا خورده شوید.

این طرز فکر کاملا به قانون جنگل پایبند است جایی که در آن قدرت و موقعیت، نه هنجارهای اخلاقی یا قانونی، رفتار را دیکته می‌کند.

استفاده بلینکن دیپلمات عالیرتبه یک کشور ابرقدرت، از این عبارت، نشان دهنده جهان‌بینی است که ویژگی آن دیدگاهی خشن و ویرانگر از جهانی است که در آن قدرتمندان ضعیفان را شکار می‌کنند.

جلوه‌های این طرز فکر بیش از 200 سال قبل با قتل عام و غصب زمین مردم بومی ساکن آمریکای شمالی خود را نشان داد. جنگ جهانی اول توسط امپراطوری‌های قدیمی اروپایی تحریک شد. با این وجود، با پیشرفت تمدن انسانی و توسعه جهانی سازی اقتصادی، این طرز فکر و رویکرد به شکل روزافزونی نامحبوب شده است.

کاربرد این عبارت حتی در خاک ایالات متحده با انتقاد همراه است.

اظهارات صریح او در مجامع عمومی بین‌المللی نیز از تفکر هژمونیک دیپلماسی کنونی ایالات متحده حکایت دارد.

لفاظی دیپلماتیک رسمی فعلی آمریکا بر به‌اصطلاح «نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین» تاکید دارد، اما تمام اینها به عنوان ابزاری برای مطالبه، مهار و متهم کردن دیگران یا سرپوش گذاشتن بر اهداف هژمونیک خود واشنگتن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آمریکا دیگر کشورها را مجبور می‌کند که بین واشنگتن و پکن، جانب یک طرف را بگیرند در غیر این صورت در «منو» قرار خواهند گرفت.




با بسته شدن همه راه های تغییر، مردم چاره ای جز  تحریم انتخابات ندارند

رژیم با نظرسنجی های خود فهمیده است که شرکت در انتخابات زیاد نخواهد بود. برای همین، هفته پیش مسول برگزاری انتخابات گفت که بی حجابی برای رای دادن مساله ای نیست. این هفته همین نهاد می گوید که مهر توی شناسنامه هم لازم نیست.

“به‌گفته‌ی ستاد انتخابات کشور در انتخابات امسال الزامی بر ممهور شدن شناسنامه‌ی فرد رأی‌دهنده وجود ندارد.

رأی‌دهندگان می‌توانند با در دست داشتن یکی از مدارک پنج‌گانه‌ی گذرنامه، کارت ملی، شناسنامه، گواهینامه رانندگی و کارت پایان خدمت در انتخابات مشارکت داشته باشند “.

رژیم می خواهد با این گونه ترفند مشروعیت سیاسی برای خود فراهم کند.

به چه دلیلی، به چه امیدی مردم، به ویژه زحمتکشان در این انتخابات شرکت کنند؟

سال‌هاست که همه ی دسته های درون و بیرون حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان بدترین شکل ممکن نظام سرمایه داری با سیاست‌های اقتصادی مبتنی بر نئولیبرالیسم  بوده و هستند. هیچ کدام از دسته هایی که در انتخابات شرکت می کنند برنامه ای برای راه رشد اقتصادی ندارند. هنگامی هم که صحبت از اقتصاد می کنند در لفاظی های کلی مثل مهار تورم، کاهش نرخ دلار، ساختن خانه  ووو بسنده می کنند.

دلیلش این است که تمام جناح ها با نظام سرمایه داری و اقتصاد نئولیبرالیستی مشکلی ندارند. سالها است که همه ی دولت ها هنوز به اجرای سفارش های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی می پردازند.

از لحاظ روبنای دینی هم، هیچ دسته ای صحبت از طرد ولی فقیه نمی کند. و حتا آنهایی که رد صلاحیت شدن این جرات را نداشته اند که حداقل استبداد ولی فقیه را زیر سوال ببرند.

به همین دلیل تحریم نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی کم هزینه ترین راه برای مبارزه با مشروعیت دادن به نظام سرمایه داری و رژیم ولایت فقیه جمهوری اسلامی است.




حزب توده ی ایران در آینه تاریخ؛ جبهه ضددیکتاتوری و جبهه متحد خلق

توده‏اى‏‏‏ها بايد پديده نبرد طبقاتى‏‏‏ در ايران را درك كنند، تا بتوانند بر روى‏‏‏ آن تاثير خود را بگذارند. براى‏‏‏ درك اين پديده، جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد با تحليل ديالكتيكى‏‏‏ اجزاى‏‏‏ اين نبرد را تشخيص دهد و درك كند.

١- جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد تحليل مستقل خود را از موضع طبقه كارگر ايران از اوضاع جهان، منطقه و ايران داشته باشد. شناخت از تحليل مشخص طبقه كارگر را بايد جدا از برداشت و تحليل طبقات و قشرهاى‏‏‏ ديگر جامعه تنظيم كرد و ارايه داد.

٢- برپايه شناخت مستقل بدست آمده از نبرد طبقاتى‏‏‏ در ايران و تعيين جايگاه و منافع و سياست طبقات و قشرهاى‏‏‏ ديگر در كشور، بايد جنبش توده‏اى‏‏‏ سياست مستقل خود را در ارتباط با اتحادهاى‏‏‏ ممكن در جامعه تعيين كرده و اعلام دارد.

٣- بايد بين اتحادها براى‏‏‏ تغييرات بنيادى‏‏‏ با هدف تغييرات زيربنايى‏‏‏ و رشد ترقى‏‏‏خواهانه جامعه از يك سو، و اتحادها براى‏‏‏ پاسخ به نيازهاى‏‏‏ روز و عاجل اجتماعى‏‏‏ از سوى‏‏‏ديگر، تفاوت قايل شد.

٤- جبهه ضددیکتاتوری؛ اتحاد و وحدت عمل در تحقق بخشيدن به وظايف روز يا آنى‏‏‏ كه رفیق جان داده راه آزادی و برابری جوانشير آن را در كتاب “سيماى‏‏‏ مردمى‏‏‏ حزب توده ايران”، وظايف دموكراتيك طبقه كارگر مى‏‏‏نامد، از طريق ايجاد همكارى‏‏‏ با قشرهاى‏‏‏ مختلف اجتماعى‏‏‏ تا حد احزاب ملى‏‏‏ ممكن مى‏‏‏گردند. اين اتحاد و همكارى‏‏‏ها مى‏‏‏توانند گذرا و ناپايدار باشند.

٥- جبهه متحد خلق؛ اتحاد براى‏‏‏ اهداف دورنمايى‏‏‏ و به بيان جوانشير، اهداف آتى‏‏‏ و سوسياليستى‏‏‏ طبقه كارگر هستند. براى‏‏‏ مثال پيشنهاد “جبهه متحد خلق” توسط حزب توده ايران در دوران پس از پيروزى‏‏‏ انقلاب، كه با هدف تغييرات اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ در جهت گذار از نظام فرتوت سرمايه‏دارى‏‏‏ اعلام شده بود، از اين نوع اتحادهاى‏‏‏ استراتژيك و دورنمايى‏‏‏ است.

بنابراین، وظیفه دموکراتیک و وظیفه سوسیالیستی حزب طبقه کارگر باید دست به دست هم انجام شود




چگونه بايد راه بررسى‏‏‏ پديده نشناخته را طى‏‏‏ كرد. از كجا بايد شروع كرد؟

هگل: كليت، حقيقت است.

حقيقت اما يك بافت يك دست، يك لايه، با يك جنبه و لحظه و … نيست، بلكه «روند جارى‏‏‏ زندگى‏‏‏» به قول ماركس از بهم‏تنيدگى‏‏‏ و بهم‏پيوستگى‏‏‏ مجموعه‏اى‏‏‏ از لايه‏ها، و وجه و لحظه‏ها و… تشكيل مى‏‏‏شود، كه تحت تاثير شرايط تغيير يابنده، در حال تغيير و شدن است.

هر چه پديده رشد‏يافته‏تر باشد، پيچيدگى‏‏‏ و هزار لايگى‏‏‏ آن بيش‏تر است.

روند رشد و تغيير از ساده به بغرنج و از بسيط به مركب را مى‏‏‏توان در كليه پديده‏ها يافت و نشان داد. جامعه طبقاتى‏‏‏ پيشرفته سرمايه‏دارى‏‏‏ بدون ترديد يكى‏‏‏ از بغرنج‏ترين و مركب‏ترين پديده‏هاست، كه شناخت و درك از آن را ماركس در “كاپيتال” وظيفه دورانساز خود قرار داد. ماركس به منظور تشريح ساختار و عملكرد نظام سرمايه‏دارى‏‏‏، به نگارش يك كتب دستور عمل براى‏‏‏ انديشه ديالكتيكى‏‏‏ نپرداخت، بلكه اسلوب و انديشه ديالكتيكى‏‏‏ را گام به گام و در جاى‏‏‏ جاى‏‏‏ پژوهش و بررسى‏‏‏ صورتبندى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ سرمايه‏دارى‏‏‏ در “كاپيتال”، و در زيربناى‏‏‏ اقتصادى‏‏‏ آن، بكار گرفت.

لذا براى‏‏‏ درك اسلوب شناخت از حقيقت و ساختار ديالكتيكى‏‏‏ حقيقت، مى‏‏‏توان به شيوه كار علمى‏‏‏ ماركس اعتماد كرد.

وقتى‏‏‏ با يك درخت نشناخته روبرو هستيم، برپايه آنچه كه در آموخته خود ذخيره داريم، در انتزاع خود، درخت را به اجزايش تقسيم مى‏‏‏كنيم. محل رشد و محيط پيرامون، وضع آب و هوا وغيره را و … در بررسى‏‏‏ خود وارد مى‏‏‏كنيم.  ماركس اين روند را پر كردن انتزاع توخالى‏‏‏ اوليه مى‏‏‏نامد ، زيرا نشناخته و درك نشده، با لحظه‏ها و جنبه‏ها و… در جريان پژوهش، شناخته و درك مى‏‏‏شوند.

در پايان پژوهش، پديده و يا انتزاع توخالى‏‏‏، به پديده مملو از داده‏ها و روابط و بهم‏تنيدگى‏‏‏ جنبه‏ها، به پديده‏اى‏‏‏ در حال تغيير و رشد و شدن تبديل مى‏‏‏شود. شناخت ديالكتيكى‏‏‏ از «روند جارى‏‏‏ زندگى‏‏‏» در پديده مورد پژوهش، از اين طريق بدست مى‏‏‏آيد و درك مى‏‏‏شود.




امپریالیسم، حامی ارتش فاشیستی در کشتار خلق فلسطین، برای فرار از تیر خشم جهانیان به فکر مسلمانان چین افتاده است!

امپریالیسم امریکا بار دیگر قطعنامه شورای امنیت را وتو کرد و به ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم اجازه داد که خلق فلسطین را نابود کند. امپریالیسم اروپا هم صد در صد پشت جنایت اسراییل در غزه ایستاده است. اگر امپریالیسم امریکا می خواست، می توانست کشتار مردم فلسطین را متوقف کند!

ولی امپریالیسم تلاش می کند که با مطرح کردن چین خود را از تیر تنفر جهانیان نجات دهد.

منبع:persian.cri.cn

رسانه‌های غربی و کنگره آمریکا بار دیگر تلاش‌ها برای داغ کردن موضوع دروغین «کار اجباری در شین جیانگ» را آغاز کرده‌اند. آنها می‌گویند پیست آزمایش خودروی شرکت فولکس واگن و گروه خودروی شانگهای در منطقه خودمختار اویغور شین جیانگ با استفاده از «کار اجباری» ساخته شده‌ است. مجلس نمایندگان ایالات متحده لایحه‌ای به منظور «حفاظت از جمعیت اویغور» را به تصویب رساند.

«کار اجباری» را «آدریان زنز»، یکی از اعضای نهادی به نام «بنیاد یادبود قربانیان کمونیسم (VOCMF) » ساخته و پرداخته کرده است. این بنیاد یک سازمان راست افراطی است که از واشنگتن بودجه دریافت می‌کند.

این در حالیست که فولکس واگن پیشتر بیانیه‌ای صادر و اعلام کرد، هیچ نشانه یا مدرکی دال بر «کار اجباری» در کارخانه فولکس واگن در شین جیانگ پیدا نشده است.

آیا آمریکا واقعا نگران وضعیت حقوق بشر مسلمانان در چین است؟ با توجه به جنایات جدی ایالات متحده علیه حقوق بشر مسلمانان در افغانستان، عراق، سوریه، لیبی و غزه، هر گونه تصوری مبنی بر آن که آمریکا واقعاً به حقوق بشر مسلمانان در چین اهمیت می‌دهد، پوچ است.

آمریکا در تلاش است تا اعتبار الگوی دموکراسی خود را حفظ کند و با مشکل سازی برای دشمنان خیالی خود مانند چین، خود را از مشکلات خلاص کند.

بر خلاف عراق یا افغانستان، کنترل چین یا تهاجم علیه چین تصوری محال است، بنابراین آمریکا باید چین را از خارج بشکند، بدنام و منزوی کند.




بابک زنجانی نمونه ای کامل از فساد بورژوازی انگلی در حاکمیت نظام سرمایه داری- دینی است

جمهوری اسلامی یکی از فاسدترین رژیم های سرمایه داری جهان هست. یکی از پدیده های فاسد این نظام سرمایه داری فاسد فردی به اسم بابک زنجانی هست. ایشان نمونه کاملی از تیپ بورژوازی انگلی ایران است. لیست شرکت هایی که او مالک آن بوده است نشان می دهد که او رابط بورژوازی تجاری، مالی، بوروکراتیک و مغز مالی بورژوازی نظامی بوده است که در دوران احمدی نژاد با شیوه های مافیایی موفق به دور زدن تحریم ها و موجب تحکیم قدرت بورژوازی نظامی در حاکمیت جمهوری اسلامی شد.

به گزارش همشهری آنلاین، بدهی‌های بابک زنجانی به وزارت نفت حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان بوده است.
۲۵ برابر بودجه وزارت امور خارجه و یک ماه یارانه ۴۰۰ میلیون نفر است.

او در سال‌های ریاست جمهوری احمدی‌نژاد که بعضی از چپ ها او را دموکرات انقلابی می دانند، ولی خودش خود را لیبرال دموکرات می خواند، با سوء‌استفاده از روابطش با مقام‌های دولتی ثروتی افسانه‌ای اندوخت.
سلطانی، عضو کمیته پیگیری پرونده زنجانی گفت، بسیاری از مقام‌های بلندپایه دولت احمدی‌نژاد از جمله وزیر دارایی، رئیس بانک مرکزی و وزیر نفت در تخلفات او سهیم بوده‌اند.
زنجانی روابط نزدیکی نیز با سعید مرتضوی داشت که تفاهم‌نامه‌ای با بابک زنجانی که معامله‌ای ۳.۵ میلیارد یورویی برای سازمان تأمین اجتماعی بود، منعقد کرد.

او «مالک ۶۴ شرکت ایرانی و خارجی» بود: هتل مریم، هواپیمایی یورو جت، کترینگ هواپیمایی قشم ایر، پروژه بزرگ ایران زمین در شهرک غرب، ترمینال اتوبوسرانی اسیا اکسپرس تاجیکستان، آسیا اکسپرس تاکسی تاجیکستان، هواپیمایی قشم ایر، استودیو صدابرداری سورینت، فرست اسلامیک بانک مالزی، دکل حفاری دریایی، کنت بانک تاجیکستان، هواپیمایی اسیا اکسپرس، فروشگاه های محصولات کارخانه سورینت کیش، باشگاه ورزشی راه آهن، پروژه بزرگ تهران قدیم جزیره کیش، هتل سورینت تاپ رز کیش، هتل سورینت صدف، کشت هایدروپانیک میوه، هتل بین المللی سورینت قشم، هواپیمایی انور ایر ترکیه و شرکت سورینت فیلم.