مقاله ۴۴/۱۴۰۲
۱ اسفند ۱۴۰۲، ۲۰ فوریه ۲۰۲۴
“آزادی گرایی بورژوازی” و “چند گرایی” (پلورالیسم یا تعدد سازمان های حزبی و غیره) به طور عمده “نمای” بی محتوی است و آن اندازه هم که محتوی واقعی در پس این نمای پر زرق و برق وجود دارد، به برکت فداکاری های عظیم خلق و علی رغم بورژوازی به دست آمده است. و بورژوازی هر گاه که دستش برسد و به هر نحو که بتواند گاه صاف و ساده و روشن، گاه با شیوه های ظریف و مستور آنها را نقض می کند و بی اثر می گذارد. (طبری)
پیشگفتار
شاهنشاهی خواهان و هواداران دیکتاتوری محمدرضا به مردم میگویند که اگر فرماندهی کشور همچنان در دست محمدرضا میبود، او کشور را همچون کرهجنوبی پیشرفته میکرد. این یک دروغ بزرگ است که تنها برای مردمفریبی ساخته شدهاست. اقتصاددان انگلیسی-کره ای، ها جون چانگ (Ha-Joon Chang) میگوید که پیشرفت اقتصادی کره ریشه در یک اقتصاد مرکانتالیستی در پاسبانی از صنعت تولیدی کشور و گسترش آن داشته است.
پرفسور چانگ می گوید که پیشرفت اقتصادی و دستاوردهای مهم صنعتی در کرهجنوبی، با گسترش بخش دولتی انجام شده و با پشتیبانی دولت از بخش خصوصی شدنی گردید. هنگام برنامهریزی و ریختگیری پیشرفت اقتصادی، گام نخست کرهجنوبی پشتیبانی از صادرات و گمرگ سنگین بر واردات بود، تا بدین گونه، توان رقابت کالاهای تولیدی خود را در بازار جهانی بالا ببرد. چهل سال دیکتاتوری نظامی دستراستی که از سوی امپریالیسم امریکا پشتیبانی شده بود، شرایط سیاسی را برای پیشرفت صنعت کرهجنوبی مانند ژاپن فراهم کرد.
اقتصاد رژیم محمدرضا درست وارونه آن بود. اقتصادی با درهای باز برای کالاهای بنجل غربی، به رهبری بورژوازی کمپرادور، با اندکی از صنعت مونتاژ، که هیچ کدام ستونهای پیشرفت صنعتی در کشور را پایهگزاری نمیکرد. فرای صنعت ذوبآهن و تراکتورسازی که هر دو از سوی کشورهای سوسیالیستی پایه گزاری شده بودند، هیچ نشانی از گسترش و پیشرفت صنعت تولیدی در زمان رژیم محمدرضا نبود.
همین سخن یاوه را برخی از اصلاحخواهان هم میگویند که گویا اگر کشور در دست انها بود، ایران را کرهجنوبی میکردند. بگذریم از اینکه این دسته کم وبیش ۲۵ سال فرمان رهبری کشور را در دست خود داشت، بدون آنکه چیزی دگرگون شود و آبی از آب تکان بخورد.
بگذارید، گمان را بر این بگذاریم که هم محمدرضا و هم اصلاحخواهان توان و خواست دگرگون ساختن ایران به کرهجنوبی را داشتند، پرسش این است که آیا این دگرگونی یک آرمان والای انسانی است یا یک سراب؟
بورژوازی کرهجنوبی هم صدا با امپریالیسم سخن از داستان پیشرفت اقتصادی کرهجنوبی زیر نام «معجزه در رودخانه هان» میگوید. این داستان هم مانند همهی پدیدههای طبقاتی، همیشه برندگان و بازندگان خود را دارد.
بخش دلخراش این داستان این است که بورژوازی کرهجنوبی در کشتار مردم ویتنام به امریکا کمک کرد، فرزندان را از خانوادههای تنگدست و تهیدست کره ای جدا کرد و در بازار آزاد غرب به فروش کودکان پرداخت، گردانش دولتی صنعت سکس برای سربازان آمریکایی را به راه انداخت، از طبقه کارگر تا مرز مرگ بهرهکشی کرد، و دههها دولت نظامی به ترور ضدکمونیستی دولتی دست زدند و بیهیچ دادگاهی انسانهای مردمـ و میهندوست را کُشتند. در همهی این رویدادها، نقش پلید بورژوازی وابسته کرهجنوبی که چیبول(chaebol) نام دارد به روشنی دیده میشود.
با این که پس از سرنگونی دیکتاتوری نظامی در سال ۱۹۸۰، بورژوازی کرهجنوبی و امپریالیسم تلاش کردهاند که رخت دروغین دموکراسی به تن زشت این سیستم بپوشانند، راستش این است که مردم کرهجنوبی هیچ مالکیتی بر اقتصاد کرهجنوبی ندارند. میانگین بدهیهای خانوارها دو برابر درآمد سالانه آنها است. ۶۴ شرکت بزرگ صنعتی چیبول کرهجنوبی که از آن خانوادههای لایه بالای طبقه بورژوازی هستند، ۸۴ درصد تولید ناخالص داخلی را در دست دارند، ولی تنها برای ۱۰ درصد از نیروی کار، کار فراهم کردند. در پشت الکترونیک درخشان و خودروهای زیبایی که چیبولهایی مانند سامسونگ، هیوندای یا ال جی میسازند، بهرهبرداری ددمنشانه پنهان شده است. امروزه کرهجنوبی دارای یکی از بالاترین زمان کاری سالانه در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و در رده سوم هست.
بگذارید نخست به نقش ویرانگر امپریالیسم و نئولیبرالیسم در جامعه کرهجنوبی بپردازیم. پس از آن نگاهی به بهرهکشی ددمنشانه از نیروی کار و شرایط کارغمانگیز کارگران مهاجر داشته باشیم. در پایان ایستادگی دلیرانه طبقه کارگر علیه نئولیبرالیسم و نبرد ضدامپریالیستی و صلح آمیز آن را بررسی کنیم.
نقش ویرانگر امپریالیسم در کرهجنوبی
سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی در درون، با سیاست واپسگرای برونمرزی دولت دست راستی یون سوک یول (yoon suk yeol)، به ویژه دنبالهروی از واشنگتن، ژاپن و تایوان، برای بریدن پیوند اقتصادی با چین گره خوردهاست.
امپریالیسم نه تنها خواهان تنش میان کرهجنوبی و جمهوری دمکراتیک کره است، بلکه می کوشد که آتش جنگ را میان آن ها بیفروزد.
نکته مهم این است که کرهجنوبی در سال ۲۰۲۱ با رهبری یک رییس جمهور لیبرال به نام مون جائه این (Moon Jae-in) تلاش کرد که دو کشور کره با هم همزیستی صلحآمیز داشته باشند. کارهای پیشرویی مانند امضای اعلامیه پانمونجوم در سال ۲۰۱۸، که یک نقشه راه برای روند اتحاد دوباره دو کره بود انجام داد، ولی رییس جمهور نئولیبرالیست تندرو کنونی راه به جای دیگری میبرد و همهی رشتههای صلح را پنبه کردهاست.
پیش از جنگ، کرهجنوبی و جمهوری دموکراتیک کره بیش از ۱۰۰۰ سال تاریخ مشترک داشتند. پس از جنگ، یک سوم خانوادههای کرهای از هم جدا شدند. کسانی در این دو کشور امروز زنده هستند که پدر و مادر یا فرزندانشان را دههها است که ندیدهاند، هیچ گاه خواهر و برادرشان را ندیدهاند. این بدان معنی است که در سراسر شبه جزیره کره، مردم یک سرنوشت مشترک دارند.
از دید سیاسی، پایان دادن به این جنگ به سود مردم دو کره و بر ضد منافع بورژوازی کرهجنوبی و امپریالیسم است. روایتی که بورژوازی کره و امپریالیسم در باره ی یورش شبانه جمهوری دموکراتیک کره به کرهجنوبی برای مردم کرهجنوبی می گویند، سراسر دروغ و به سود منافع خودشان است. جنگ به سود انحصارهای جنگ افزارسازی و به سود کسانی است که منافع تجاری یا منافع سیاسی در پیشبرد جنگ دارند.
هم اکنون، کرهجنوبی نهمین بودجه جنگی جهان را دارد و هشتمین صادرکننده بزرگ جنگ افزار جنگی جهان است. کرهجنوبی سال ها جنگ افزارهای خود را از صنعت جنگی امپریالیسم امریکا می خرید، ولی در دهه های گذشته خود یک تولید کننده بزرگ جنگ افزار شده است. با این همه، کرهجنوبی همچنان سومین کشور بزرگ خریدار جنگ افزار از ایالات متحده است و بازار بزرگی برای انحصارهای جنگ افزارسازی و پیمانکاران جنگی ایالات متحده است که ۳۰ در صد از جنگ افزارهای این کشور را فراهم می کنند. دیگر کشورهای صهیونیستی و امپریالیستی که به کرهجنوبی جنگ افزار می فروشند، اسراییل (۲۶%)، بریتانیا (۲۱%)، آلمان (۱۲%) و فرانسه (%۹) هستند.
در سال گذشته، کرهجنوبی نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار، یعنی نزدیک به ۱۰ درصد از بودجه دولتی خود را هزینه ی خرید جنگ افزارها کرده است که در همسنجی با سال پیش از آن ۴.۴ درصد افزایش داشته است.
امپریالیسم امریکا به دنبال یک اتحاد نظامی پرخاشگر میان ژاپن، کرهجنوبی و ایالات متحده است. ژاپن در ۷۰ سال استعمارگر کره بود. حتی میان کرهجنوبی و ژاپن بر سر تاریخ استعماری، درگیری هست. یون سوک یول اکنون تلاش میکند تا درگیری با ژاپن را به فراموشی بسپارد، تا راه کرهجنوبی برای پیوستن به اتحاد نظامی با ایالات متحده و ژاپن که با نقشه کمتوان کردن چین برنامه ریزی شده است، هموار کند.
یاداوری شود که چین یک نیروی بزرگ اقتصادی منطقه و یک شریک بازرگانی بزرگ همه این کشورها است. بنابراین کرهجنوبی نمیتواند بدون هزینههای هنگفت برای مردم خود، با برنامه امریکا برای درهم شکستن چین همراهی کند. با زیانی بزرگی که اقتصاد کرهجنوبی از پیامد کم کردن دادوستد با چین دیده است، جنگ رییس جمهوری نئولیبرالیست کنونی، با اتحادیههای کارگری بخشی از تلاش او برای به دست اوردن سود بیشتر برای بورژوازی با افزایش بهرهکشی و بالا بردن ارزش اضافی هست.
کرهجنوبی برای خشنود کردن امپریالیسم امریکا هزینههای نظامی خود را، تنها برای بالا بردن توان رقابت امپریالیستی ایالات متحده با چین، بالا برده است. سال ۲۰۲۲ سال بسیار پرتنشی در شبه جزیره کره بود. چندین مانورهای نظامی مشترک کرهجنوبی و امریکا برگزار شد که به روند صلح و گفتگو ضربه زدهاست.
۶۴ تا شرکت انحصاری، ۸۴ درصد از تولید ناخالص کرهجنوبی را با تنها ۱۰ درصد کارکنان جامعه فراهم میکنند. این بدان معنی است که نزدیک به ۹۰ درصد از درآمد اقتصادی، تنها به ۱۰ درصد مردم سود می رساند. از این ۱۰ درصد، بخش بزرگی از بهرهدهان کارگر و کارمند هستند که بخش آنها از این درآمد هنگفت بسیار ناچیز هست. این سود هنگفت به جیب طبقه سرمایهگذار میرود که تنها در خود کرهجنوبی نیست. این خانواده های الیگارشی، میلیاردرهای بزرگ، همچنین بانکها، شرکتهای انحصاری آمریکایی، ژاپنی و اروپایی هستند که در این گُندلهها (کنگلومراها) سرمایهگذاری میکنند.
تاریخ نئولیبرالیسم
از زمان دیکتاتوری چون دو هوان در دهه ۱۹۸۰، اقتصاد نئولیبرالیستی آرام آرام سیاستهای کم وبیش رفاهی کرهجنوبی را از میان برداشت و بازارها را به هزینه کارگران به روی سرمایهگذاران برونمرزی باز کرد. در میانه دهه ۱۹۹۰، کرهجنوبی ۱۰۰ میلیارد دلار وام دریافت کرد. امپریالیسم امریکا در سال ۱۹۹۷ پرداخت هزینه بخشی از بحران اقتصادی خود را به کرهجنوبی واگذار کرد.
هنگامی که بحران مالی اسیا در سال ۱۹۹۷ رخ داد، اقتصاد به تندی با برون رفتن سرمایه آمریکایی و ژاپنی به سوی ورشکستگی رفت. با نزدیک شدن به ورشکستگی ملی، کرهجنوبی به ناگزیر برای کمک از صندوقبینالمللیپول (IMF) وام گرفت. ولی وام صندوقبینالمللیپول با شرط سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی، مانند نئولیبرالسازی قانونکار همراه بود که ساختار اقتصادی کشور را دگرگون کردهاست.
بحران ۱۹۹۷ و پیامدهای ان مایه برکنار کردن گسترده کارگران، گسترش کارگران “بی نظم” کرهجنوبی و دو برابر شدن نرخ تهیدستی در یک دهه شد. هنوز لایههای بسیار بزرگی از طبقه کارگر کره جنوبی، از زخمهای آن زمان بهبودی نیافتهاند.
این دگرگونیها به زیان کارگر و دست آوردهایشان، همراه با خصوصیسازی شرکتهای دولتی و باز شدن بازار به روی سرمایه برون مرزی بود که برای مکیدن دوباره خون کارگران و دزدیدن داراییهای ملی دوباره به کره بازگشتند. تا این که در سال ۲۰۰۴، ۴۴ درصد از سرمایه بازار کرهجنوبی در دست شرکتهای انحصاری بود که بیشترشان از ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ژاپن بودند.
نقش مردم کرهجنوبی در برنامهریزی سیاستهای دولت کمتر از شرکتهای آمریکایی است که بر پایه پیمان تجارت آزاد ایالات متحده و کره در سال ۲۰۰۷ می توانند که قانونهای دولتی را که دوست ندارند به چالش بکشانند.
مون جائه این رییس جمهور پیشین از حزب لیبرال در برخی از زمینهها پیشرو بود، با اینکه او هم نماینده طبقه سرمایهدار بود. او با انقلاب نور شمع در سال ۲۰۱۶ رییس جمهور شد که رییس جمهور آلوده پیشین پارک گون هی را برکنار کرد. این جنبش با پیروزی، رئیس جمهور پیشین را برکنار کرد، ولی دستگاه فرماندهی هم چنان در دست بورژوازی ماند. به زبان دیگر، مون جائه این، نماینده بخش چپ نئولیبرالیسم در کرهجنوبی بود. مانند بسیاری از کشورهای سرمایهداری در سراسر جهان (دموکرات- جمهوری خواه در امریکا؛ محافظه کار- کارگر در بریتانیا) ، اگر دو حزب با هم هماوردی (رقابت) سیاسی دارند، بیشتر ناسازگاری آن ها به شیوههای گوناگون پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی بر میگردد.
در ماه مه ۲۰۲۲ ، بخش راست نئولیبرالیسم با پیروزی یون سوک یول فرماندهی کشور را به دست خود گرفت. او پیشتر دادستان مون جائه برای پیگرد قانونی دولت پیشین بود، ولی اندک اندک چهره ناپاک خود را نشان داد و هنگام انتخابات بسیار ضدچینی و ضدکره شمالی سخن گفت. او به تلاشهای دیپلماتیک مون جائه این برای صلح یورش برد و گفت که مالیاتها را کاهش میدهد و شرایط کاری کارفرمایان را بهبود میبخشد.
یون سوک یول با کمتر از یک درصد رای پیروز شد. او تلاش میکند که در شرق اسیا با همکاری ژاپن و امریکا پیمان نظامی علیه چین و کره شمالی را نیرومندتر کند. ما از یک سو درباره بدتر شدن شرایط کار کارگران در کرهجنوبی سخن میگوییم، و از سوی دیگر افزایش هزینه های جنگی را میبینیم. سیاست واپسگرای درونمرزی کنونی، با همکاری با امپریالیسم در سیاست برونمرزی پیوند دارد.
کرهجنوبی ۴۰ سال زیر فرمانروایی فاشیسم نظامی خودکامه بود. اینها، البته، رژیمهایی بودند که از سوی ایالات متحده پشتیبانی میشدند، با این که در همان زمان کرهجنوبی را چراغ دموکراسی علیه توتالیتاریسم تاریک کمونیستی می دانستند.
شرکتهای بزرگ شناخته شده چیبول، رگ های دل تپنده اقتصاد را در دست خود دارند. ۱۰ درصد بالای جامعه ۴۵ درصد درامد کرهجنوبی در سال ۲۰۱۶ را در دست داشتند. در سال ۲۰۱۹، بزرگترین شرکت، سامسونگ، ۱۷ درصد از تولید ناخالص کرهجنوبی را از آن خود کرد. سوداگری خانه و زمین مایه بحران خانه شدهاست و خصوصیسازی در اموزش و پرورش و مراقبتهای بهداشتی نابرابری را افزایش دادهاست.
کارگران بدون قرارداد و پیمانی که زیر پوشش قانون کار نیستند، افزایش یافتند. از دهه ۲۰۰۰ پیوسته نیروی کار کارگران پیمانی افزایش یافتهاست و هم اکنون نیمی از نیروی کار به شیوههای گوناگون پیمانی یا بدون قرارداد کار میکنند.
قانون اجاره در کره جنوبی، کارگران را برده بانکها میکند. هنگام اجاره خانه کارگر باید اجاره چندین سال را از پیش پرداخت کند. بدینگونه، بورژوازی مالی بخشی از دستمزد آن ها را همچون سود به جیب خود میریزد. برخی از کارشناسان میگویند که میانگین بدهی خانوادهها در چند سال گذشته بالاتر از درامد سالانه یک خانواده شدهاست.
چشمانداز پیشرفت سرمایهداری کرهجنوبی زیر ارایش امپریالیستی به گونهای فزاینده تاریک میشود. پاسخ دولت یون این است که جنبش کارگری را کنترل کند تا انها بتوانند چرخ دستگاه سرمایهداری را بگردانند. ولی گویا سیستم سرمایهداری کرهجنوبی به مرز فیزیکی و سیاسی برای بهرهکشی از کارگران نزدیک شدهاست . این بحرانی نیست که دولت یون بتواند ان را به آسانی چارهجویی کند. ولی دولت پاسخ برون رفت از بحران را با آزاد گشتن دست کارفرمایان برای بهرهکشی بیشتر میدهد.
رییس جمهوری کنونی یون، یک محافظهکار که هوادار بازار کار بیبندوبار هست، قانون کار سال ۲۰۱۸ حزب لیبرال دموکرات با ۴۰ کار ساعت کار و ۱۲ ساعت اضافه کاری پرداخت شده را کنار گذاشت و خواهان ۶۹ ساعت کار در هفته شد.
نئولیبرالیستهایی همچون وزیر کار، لی یونگ سیک، میگویند که افزایش هفتگی کار به ۶۹ ساعت، به زنان کمک میکند که تا برای زمان بارداری و نگهداری از کودکان، پول ذخیره کنند و به کاهش زمان کار در دوران بارداری یا در هنگام بزرگ کردن کودکان بپردازند.
بهره کشی نیروی کار
در ماه مارس ۲۰۲۳ پیشنهاد دولت این بود که ساعت کار هفتگی تا ۶۹ ساعت در هفته افزایش یابد. حتا پیش از این پیشنهاد، مردم کرهجنوبی یکی از بالاترین ساعت کار هفتگی را داشتند، تنها مردم مکزیک، کاستاریکا و شیلی از آنها بیشتر کار می کردند. قانون پیشین بر پایه ۴۰ ساعت کار در هفته با ۱۲ ساعت اضافه کاری برنامهریزی شده بود.
در سال ۲۰۲۱، میانگین سالانه ساعت کار مردم کرهجنوبی ۱۹۱۵ ساعت بوده است که ۲۰۰ ساعت بیشتر از کشورهای OECD و ۵۶۶ ساعت بیشتر از کارگران در المان است.
برنامه کار هفتگی ۶۹ ساعت به بازار کار اجازه می دهد که کارفرما تنها پایبند به میانگین ساعت کار هفتگی باشد، یعنی برخی از روزها زمان کار میتواند بیش از اندازه میانگین باشد. پیش از رییس جمهور شدن، یون سوک یول، یک محافظهکار هوادار بی پرده بورژوازی، پیشنهاد کرد که مردم در هنگام نیاز کشور باید ۱۲۰ ساعت در هفته کار کنند.
زمان کار هفتگی بسیار بالا است. کنفدراسیون اتحادیههای کارگری کره می گوید که برخی از کارگران از ساعت ۹ صبح تا نیمه شب در کارخانهها کار میکنند. شرکتهای بزرگ جایی برای زندگی شخصی کارمندان خود نمی گذارند و کمبود انرژی کارمندان در خانه، زندگی خانوادگی آنها را به خطر می اندازد. ساعتهای دراز کاری، نشستن پشت میز، بسیاری از کارکنان را دچار کمردرد کرده است و در نتیجه بسیاری افسرده شدهاند. بسیاری از کار کردن در این شرکتها دست میکشند.
یک دیدسنجی از سوی Gapjil 119، که یک سازمان مدنی علیه بدرفتاری رییسان شرکت علیه کارمندان است، نشان داد که اضافه کاری ۵۹ درصد از پاسخدهندگان پرداخت نشدهاست. حتا قانون خود کره میگوید که اضافه کاری باید با ۱.۵ برابر نرخ دستمزد پرداخت شود.
آمار خود کرهجنوبی نشان میدهد که ساعتهای کار بیش از اندازه، به افزایش خطر خودکُشی میانجامد. خودکُشی دلیل اصلی مرگ و میر برای کره ایهای زیر ۳۹ ساله است. آمار رسمی میگوید که سالانه ۵۰۰ کآرمند و کارگر در سرکار به دلیل فشار کاری جان خود را از دست میدهند. بر پایه برآورد کارشناسان کرهای پیشنهاد زمان کاری ۶۹ ساعته کارکنان بیشتری را از کار بیش از اندازه خواهد کُشت.
فشار کار تا به آن اندازه بالا هست که زنان کرهای شوری برای باردار شدن و زایندگی ندارند. دولت بی شرمانه میگوید که این زنان می توانند با کار بسیار در یک دوره زمانی، برای زمان بارداری و زایمان خود پول پسانداز کنند. اتحادیهها و سیاستمداران میگویند که زمانکاری دراز در چهارمین اقتصاد بزرگ اسیا، هیچ کمکی به نرخ پایین زایش در کشور نمیکند.
بهرهکشی ددمنشانه و شرایط بد کاری در سراسر بخشهای صنعتی فرمانروایی میکند. معدنچیان زغالسنگ در یک شرکت معدن زغالسنگ دولتی، زیر شرایط بهداشتی بد، در میان گرد و غبار زغالسنگ با تنگی نفس، کار بیش از اندازه و رنج آور میکنند. دولت نیمی از نیروی کار را کاهش داده است، بدینگونه، کارگرانی که هنوز کار دارند، باید دو برابر گذشته کار کنند. کارشناسان برآورد میکنند که همه کارگران پیمانی در این بخش ها بیمار هستند.
کارگران کرهجنوبی از سوی کارفرمایان بدخویی و آزار میبینند. زنان مهماندار در شرکتهای هواپیمایی کرهای زیر فشار برای آمیزش جنسی هستند. آزار کارفرمایان به کارکنان تا به آن اندازه است که واژه ویژه خود را در کرهجنوبی برای آن ساختهاند: “gapjil”. برای نمونه، روزنامه نوشتند که یک رییس به یک کارگر دستور میدهد تا به سگش غذا بدهد و آن را تمیز کند. نوه ۱۰ ساله یک سرمایهدار روزنامهدار به رانندهاش توهین میکند و او را از کار برکنار کردن میترساند. جامعه کرهجنوبی بسیار هرمی است، و جایگاه اجتماعی هر کس بر پایه کار و دارایی او ساخته و پرداخته میشود.
بهره کشی ددمنشانه کارگران مهاجر
کرهجنوبی زمانی خود نیروی کار به دیگر کشورهای آسیایی، از میان آنها ایران میفرستاد و از دهه ۱۹۶۰ معدنچیان و پرستاران را به المان میفرستاد. ولی از دهه ۱۹۹۰، پس از یک دوره رشد اقتصادی، نیروی کار کرهای شوری برای کارهای سخت و خطرناک نداشت. میانگین فرزندزایی زنان کرهجنوبی هم اکنون ۰.۷۸ است – پایین ترین نرخ در هم سنجی با کشورهای بزرگ و بسیار پایین تر از ۲.۱ کودک که کشور به آن نیاز دارد. کارشناسان نیروی کار میگویند که نیروی کار از ۳۶ میلیون تن امروز به ۲۴ میلیون تن تا سال ۲۰۵۰ کاهش مییابد.
برای همین، دولت برای چاره جویی، نگاه به برون از مرزها انداخت. برای دههها، کرهجنوبی در برابر پذیرش کارگران مهاجران ایستادگی میکرد، ولی کمبود نیروی کار آن را وادار کرد که کارگران مهاجر را بپذیرد.
کارگر مهاجرپذیری در سال ۱۹۹۴ با ۲۰۰۰۰ کارگر مهاجر راهاندازی شد. این کارگران برای آمدن به کرهجنوبی، به میانجیگران پول بسیار دادند و به آنها بدهکار شدند. و از انجایی که کارگران هم چون “کاراموزان صنعتی” طبقهبندی میشدند، زیر پوشش قانون کار نبودند و بیشتر آنها ساعتهای دراز در شرایط خطرناک با نیمی از دستمزدی که کره جنوبیها دریافت میکردند، کار میکردند.
در سال ۲۰۰۴، دولت لیبرال، EPS را جایگزین برنامه گذشته کرد. با دور زدن میانجیگران، دولت با هم کاری ۱۶ کشور آسیایی کارگران را با قراردادهای یک ساله پس از ازمون زبان پایه کرهای و آزمایش پزشکی به کارخانههایی که نیاز به کارگر داشتند میفرستاد. بر پایه این برنامه کارگران مهاجران زیر پوشش قانون کار بودند، ولی از روزی که دولتهای محافظهکار سر کار آمدهاند به خشنودی کارفرمایان و براوردن نیازهای آنها پرداختند و شرایط کاری کارگران مهاجر دوباره ددمنشانه شد.
کارگران مهاجر در اتاقهایی زندگی میکنند که برای دراز کشیدن کوچک است. هم اکنون بیش از نیم میلیون مهاجر در شرایط کاری بسیار غیرانسانی کار میکنند و از آنها بهرهکشی ددمنشانه میشود. بنگلادش، کامبوج، نپال، فیلیپین و اندونزی بیشترین مهاجر را به کرهجنوبی میفرستند. بیشتر این کارگران در تولید کار میکنند، جایی که کمبود نیروی کار بیشتر است. بخش تولیدی کرهجنوبی تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰۰ هزار کارگر دیگر نیاز دارد.
آموزشدیدگان دانشگاهی کشورهای تنگدست جنوب آسیا برای کار به کرهجنوبی می آیند. این کارشانسان در کرهجنوبی به کارگری می پردازند. برخی از آنها در کارخانههای ماشین الات کشاورزی، شش روز در هفته، ۱۲ ساعت روزانه کار میکنند. چون روادید کاری آنها به کارفرما وابسته هست، انها شرایط کاری بد را میپذیرند و پس از اندکی به بیماریهای گوناگون دچار میشوند.
دولت محافظه کار کنونی دوره آزمایشی کارگران مهاجر را از یک سال به سه سال افزایش داد. این دگرگونی به کارفرمایان کمک کرد تا کارگران را برای زمان درازی برای بهره کشی بیشتر پیش خود نگه دارند، زیرا روادید انها به کار گره خورده است، و جابجایی دشوارتر شد. وزارت کار و مهاجرت میگویند: روادید کار (EPS) را برای مهاجرانی تهیه میکند که در بخشهایی که کمبود نیروی کار دارند کار میکنند. بر پایه قانون انها باید در همان جا کار کنند و بمانند.
کارفرمایان بر این کارگران فرمانروایی خدایی دارند. کارگران مهاجر تنها زمانی می توانند کار دیگری بگیرند که کارفرمایان انها را از قراردادهای خود ازاد کنند – چیزی که این شرکتها از انجام آن خودداری میکنند. هیچ قانونی برای پشتیبانی از کارگران مهاجر نیست. کارفرمایان مانند یک بردهدار کارگران مهاجر را گروگان میگیرند. کارگران مهاجر نمیتوانند از روستاهایی، که در آن کمبود نیروی کار بیشتر است، و کار آن دشوار است به جای دیگر برای کار کردن بروند.
کارشناسان میگویند که بدرفتاری کارفرمایان، دستمزدهای پرداخت نشده، هوای آلوده را باید به بهرهکشی کارگران مهاجر افزود.
Ansung Industrial، شرکت تراکتورسازی، که ستایش دولت را هم به دست اورد، به کارگران مهاجری که همه ی روزهای هفته کار میکنند و اضافه کاری را می پذیرند تا ۲۵۰۰ دلار در ماه دستمزد میدهد که بیش از ده برابر دستمزدی است که این کارگران میتوانند در کشور خود به دست آورند. ولی این کارگران در ایستگاه کاری خود با دود، مه گرد و غبار فلزی که بینی را نیش میزند روبرو هستند و نه تنها دستگاه هواهکشی نیست، بلکه کارفرما به دادن یک ماسک کتانی به کارگران بسنده کردهاست. کارگران میگویند که همیشه بو و مزه ی فلز و رنگ را در بینی و دهان خود احساس میکنند. کارگران برای رفتن به پزشک باید از زمان آزاد کم خود سود جویند. برخیها دچار بیماریهای شش و بینی شدهاند که به گفته پزشک ریشه آن را باید در الاینده های صنعتی جستوجو کرد.
کارگران هزینه آزمایش های پزشکی را خود پرداخت میکنند. دردناک تر از هر چیزی این است که برخی از این کارگران همهی دستمزد ماهانه خود را برای آزمایش هزینه کردند. در ژانویه ۲۰۲۲، برخی از کارگران با کمک سفارت بنگلادش، برای پرداخت هزینه های پزشکی از سوی شرکت تلاش کردند. شرکت انسونگ در پاسخ گفت که همه کارگران ان با دستگاه تنفس صنعتی کار میکنند و بیماری بیماران ریشه در فراموشی کارگران در کاربرد آن دارد.
زمانی که اژانس کارگران پس از چند ماه گلایه کارگران، از Ansung Industrial دیدن و بازرسی کرد، کارخانه بازسازی شده بود و کارهای خطرناک – مواد شیمیایی، گرد و غبار- گذشته به شرکت دیگری برون سپاری شده بود. خوشبختانه، یک سال پیش از ان، یک کارگر بنگلادشی یک نمونه کوچک از گرد و غبار صنعتی را از ایستگاه کاری خود گرداوری کرد و به یک پزشک داد. بررسی ازمایشگاهی از پودری که او داد با نمونهبرداری از بافت شش نشان داد که هر دو به گرد و غبار سیلیس، یک آلاینده سرطان زا آغشته بود.
دادههای دولتی نشان میدهد که کارگران مهاجر ده درصد از نیروی کار تولیدی در سال ۲۰۲۱ بودند، ولی بیست درصد از ۱۸۴ مرگ و میر در سر کار از کارگران مهاجر بودند. در باره نرخ بالاتر مرگ و میر، وزارت کار گفت که کارگران مهاجر در شرکتهای تولیدی کوچکتر که خطرناکتر هستند کار میکنند که دشواریهای زبانی و نداشتن تجربه مایه مرگ آنها در سر کار میشود.
بیشتر کارگران مهاجر که بدون دلیل آشکاری میمیرند، به تندی سوزانده میشوند تا خاکستر انها به کشورشان فرستاده شود. در دسامبر ۲۰۲۰، تن بیجان یک کارگر جوان کامبوجی در خوابگاهی در پوچئون در شمال سئول پیدا شد. یک گروه که برای حقوق کارگران مهاجر سازماندهی شدهاند، کشتزاری را که او در ان درگذشت، پیدا کردند. کالبد شکافی نشان داد که مرگ او به دلیل یخ زدگی بود که مایه پارگی ناگهانی رگ های خونی شد. دولت پس از مرگ او گفت که دلیل مرگ او نداشتن گرما و سرمای تلخ بود. او در اتاقی چرکین و آلوده با پنجرههای شکسته زندگی میکرد. یاداوری شود که زمستانها هوای سئول به زیر منهای ۱۵ میرسد. برخی از کارگران که در آن کشتزار کاهو کار میکردند میگویند که هنگام نفهمیدن دستور کارفرما به زبان کرهای، او آنها را با شلنگ ابیاری کتک میزد.
هواداران حقوق کارگران مهاجر میگویند که بسیاری از کارگران بیسر و صدا از بیماریهای گوناگون سر کار میمیرند، و دلیل مرگ انها به سادگی “ناشناخته” نوشته میشود.
آمار مرگ ناگهانی سر کار در میان مردم کرهجنوبی که با مرگ ۱۹۴۲ کارگر در سال ۲۰۲۱ گرداوری شدهاست، نشان داد که ۶۳ درصد آن ها با بیماری هایی در پیوند با شرایط کاری بودهاست. ولی همین آمار پس از بررسی مرگ ۱۳۸ کارگر مهاجر میگوید که، ۲۰ درصد این مرگها در پیوند با شرایط کاری بد بودهاست. اندیشکده دولتی بهداشت و امور اجتماعی کره سال گذشته به این نتیجه رسید که این ناسازگاری آمار نشان میدهد که بیماری در میان کارگران مهاجر از سوی کارفرمایان گزارش نشدهاست.
دادههای گرد اوری شده از سوی سفارت تایلند در باره ی مرگ و میر کارگران تایلندی در کرهجنوبی نشان میدهد که بسیاری از آنها به بیماریهای گوناگون در سرکار خود دچار شده بودند که هرگز از سوی کارشناسان دولتی کرهجنوبی بررسی نشده بود. ۴۰ درصد از مرگ و میر ۵۳۳ کارگر از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ ” ناشناخته” خوانده شد. این درصد برای کره ای ها ۶.۵ درصد بود.
هواداران حقوق کارگران مهاجر میگویند که این کارگران مهاجر همه جوان و تندرست هستند و پیش از آمدن و پس از آمدن به کرهجنوبی آزمایش پزشکی میشوند. این که پس از چند ماه و یا سال کار در کره به ناگهان به دلیلهای “ناشناخته” میمیرند پرسش برانگیز هست.
با این همه، کارگران مهاجر دوست دارند که در کره بمانند، زیرا شرایط کاری و دستمزد در بنگلادش، تایلند و اندونزی بسیار بدتر است و مرگ یک کارگر در این کشورها یک فرایند بسیار دردناک است.
ایستادگی طبقه کارگر
پیشنهاد افزایش ساعت کار هفتگی واکنش جوانان، اتحادیهها و سیاستمداران مخالف را برانگیخت و دولت ناگزیر به پس گرفتن برنامه خود در این باره شد. سخنگوی حزب دموکرات، دولت یون را “بیشرمانه” خواند و گفت که کشور دارد به “تاریخ دوزخ کار” برگشت میکند.
بورژوازی کرهجنوبی با نسخهبرداری از بورژوازی ژاپن، در به جا انداختن فرهنگ کاری سخت و توانفرسا در میان مردم پیروز شد. نسل پیشین مُردن در سر کار را بخشی از فداکاری برای مردم و میهن میدانست. ولی نسل پیشین هم اکنون از فرزندان خود که از انجام کارهای سخت و هفتههای کاری دراز خودداری میکنند پشتیبانی میکند.
از جوانترها بیشتر بهرهکشی میشود و برخی از آن ها از غروب تا ساعت ۴ صبح کار میکنند. وظیفه های اجتماعی سر کار نیز به جوانان واگذار می شود. به جوانترها گفته میشود که بخشی از کارهای سنگین پیرترها را هم باید انجام دهند. در برابر فشار گسترده بورژوازی برای بهره کشی بیشتر از نیروی کار، یک جنبش گسترده در کرهجنوبی در میان نسلی از جوانان علیه چنگ خفه کننده فرهنگ کار سخت کشور شورش می کنند.
جوانان به تجربه اموختهاند که چگونه ساعتهای کاری دراز زیانبخش است. به گفته کیم جی هیون، رئیس سیاست در اتحادیه جامعه جوانان، یک گروه که برای شرایط کاری بهتر برای بزرگسالان جوان کنش میکند، جوانان دریافتند که حتی زمانی که انها با پشتکاری کار سخت میکنند، سود شرکت به جیب کارکنان نمیرود. کیم جی هیون، میگوید که این جوانان برخی از عضوهای خانواده، بستگان یا دوستانی را دیدهاند که حتا پس از بیمار شدن از کار بیش از اندازه، باید به تنهایی زنده بمانند.
جوانان کره ای در برابر فشارهای فرهنگی برای ماندن در یک شرکت تا زمان بازنشستگی نیز ایستادگی میکنند. برخی از جوانان دوست دارند که همچنان با پدر و مادرشان و یا با دوستانشان زندگی کنند و بیش از ۳۰ ساعت در هفته کار نکنند. حتا اندیشیدن در بارهی این که این جوانان باید تا پایان زندگی در یک شرکت کار کنند، آنها را افسرده میکند.
یک دیدسنجی که از سوی JobKorea، یک پورتال نیروی کار، نشان داد که ۵۵ درصد از کارکنان نسل نو نمیخواهند که از نردبان پیشرفت بالا بروند و رییس بشوند، و ۴۷ درصد گفتند که انها میخواند به شرکت دیگری به شرایط کاری بهتر بروند. یک دیدسنجی وزارت کار کرهجنوبی نشان داد که هفته کاری که جوانان خواهان آن هستند ۴۲ ساعت است. نیاز به یادآوری هست که ۴۲ ساعت کار ۵ ساعت بیشتر از کشورهای غربی هست. نیمی از پاسخدهندگان نسل جوانان حتا نمیخواهند که در برابر دریافت پول از ۴۲ ساعت در هفته بیشتر کار کنند.
خوشبختانه نیروی کار در کرهجنوبی از امریکا سازمان یافتهتر است. کرهجنوبی دارای سازمانهای اتحادیه چتری است. KCTU دومین سازمان اتحادیه چتری است که رادیکالتر از دو یا سه سازمان چتری بزرگ است. KCTU به تنهایی بیش از یک میلیون کارگر را نمایندگی می کند. از دید تاریخی، KCTU نه تنها برای خواستهای اقتصادی، بلکه برای خواستهای سیاسی، هم فشار اورده است.
جنبش اتحادیهای، جنبش کارگری در کنار جنبش دموکراتیک در کرهجنوبی در پایان سده بیستم گسترش یافت که به دموکراتیزه شدن رسمی در سال ۱۹۸۷ انجامید. پس از ان، هم چنان گسترش می یابد. جنبش کارگری همچنین یک نیروی سیاسی بود که علیه پس مانده های رژیم های فاشیستی گذشته که هنوز در دولت بودند، و رشتههای سیاست کشور را در دست داشتند، ایستادگی کرد. اتحادیههای کارگری کرهجنوبی تنها نگران نیازهای اقتصادی طبقه کارگر نیستند بل که خود را با جنبش صلح و اتحاد دو کره نیز پیوند داده اند.
در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۱، نیم میلیون کارگر در کرهجنوبی – از سراسر ساختمان و راه سازی، حمل و نقل، خدمات و سایر بخش ها – در یک اعتصاب عمومی یک روزه دست از کار کشیدند. این اعتصاب با تظاهرات گسترده در شهرها و روستاها دنبال شد که به بسیج ملی همه مردم در ژانویه ۲۰۲۲ دگرگون شد. کنفدراسیون اتحادیههای کارگری کره (KCTU)، بزرگترین چتر اتحادیههای کارگری این کشور با ۱.۱ میلیون عضو، این بسیجها را در یک جبهه گسترده با تنگدستان و کشاورزان شهری کرهجنوبی سازماندهی میکند.
نقش جنبش کارگری در پیکار سیاسی علیه رئیس جمهور کنونی کرهجنوبی، یون سوک یول و دولت برجسته است.
اعتصاب عمومی در کرهجنوبی به رهبری کنفدراسیون اتحادیههای کارگری کره که اتحادیه چتری است که دربرگیرنده اتحادیه کارگران ساختمانی و اتحادیه کارگران فلز کاران بود. این فدراسیونی اعتصاب عمومی، با شرکت یک چهارم میلیون را سازماندهی کرد. خواستههای اقتصادی در ان اعتصاب به پیش گذاشته شد. درخواست کارگران برکناری یون است و حزب کارگر هم پیشتر در این نبرد شرکت داشتهاست، ولی با ژرفش جنبش از آن کنار رفتهاست. در پایان ماه ژوئن سال گذشته، یک بسیج ۸۰ هزار نفری، به ویژه با شرکت کارگران پیمان کار که در کنگره خواستار افزایش کمینه (حداقل) دستمزد بودند برگزار شد. به دلیل بالا رفتن نرخ تورم دستمزدهای واقعی کارگران کرهجنوبی کاهش می یابد.
در سال گذشته کارگران جوان علیه سیاست غیرانسانی تظاهرات کردند و در رسانههای اجتماعی از این سیاست انتقاد فراوان شد. در دو سال گذشته، کرهجنوبی با تظاهرات کارگری فراوان روبرو بوده است. اعتصاب رانندگان کامیون در پاییز و زمستان گذشته رخ داد. کارگران اتحادیه کارگران ساختمانی کره به برگزاری یک سری تظاهرات دراز و شب زندهداری با شمع در تالار شهر که هفتهها و ماهها به درازا کشید پرداختند. جنبش کارگران ساختمانی به بخشهای دیگر کارگری انگیزه شرکت در نبرد سیاسی علیه دولت یون را بالا برد، به ویژه از اتحادیه کارگران فلزکاران.
اتحادیه کارکنان بهداشت پزشکی در این اعتصاب عمومی شرکت کرد. پس این دهها هزار کارمند بیمارستان و کارکنان مراقبت های بهداشتی با خواستههای ویژه بخش خود نیز شرکت داشتند. افزایش خواستهای سیاسی هم در باره ی شرایط کارگران و هم برکناری رئیس جمهور هم بود. عضوهای اتحادیه بهداشت و کارکنان پزشکی کره، وابسته به KCTU، در برابر وزارت بهداشت و رفاه در شهر سجونگ، کره جنوبی، در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۱ نشست کردند تا خواستار بهبود شرایط کاری و گسترش مراقبت های بهداشتی شوند.
آن ها خواستار پایان دادن به کمبودها در قانون کار شدند که به کارفرمایان اجازه میدهد دسترسی کارکنان را به حق سازماندهی، پرداخت بیمه هنگام بیماری و آسیب دیدن را دشوار کنند.
کارگران تنها از دولت نمیخواهند که شرایط کاری آنها را دگرگون کند، بلکه خود میخواهند که در روند این دگرگونی شرکت داشته باشند. انها همچنین خواستار سهم عادلانه خود از تولید هستند. کارگران خواهان ملی کردن بخشهایی که در بحران هستند و برای همین کارکنان خود را از کار بیرون می کنند مانند خطهای هوایی، تولید خودرو و صنعت کشتیسازی هستند. پس از دههها ریاضت اقتصادی، KCTU دولت را به چالش میکشد تا پیمان خود برای تهیه خانه، مراقبتهای بهداشتی، مراقبت از سالمندان، مراقبت از کودکان و اموزش برای همه را پیاده کند. خواستههای ان برای بهبودی اجتماعی دربرگیرنده ساختن خانههای دولتی از ۵ درصد به ۵۰ درصد، آموزشگاههای امادهسازی کالج رایگان برای همه، به کار گرفتن یک میلیون کارمند برای نگهداری از سالمندان و کودکان برای همه خانوادهها هستند.
خواسته های KCTU فراتر از بهبود شرایط عضوهای خود است – انها برای برجستگی نقش کارگران در جامعه نبرد میکنند و بخشی از ارزش اضافی را برای کارگران میخواهند.
کارگران اعتصاب کننده سه خواست بنیانی زیر داشتند:
یک- کنار گذاشتن “کار نامنظم” (کار پاره وقت، موقت یا قراردادی با مزایای کم یا بدون مزایای) و گسترش حمایت از کار به همه کارگران؛
دو- دادن ابزار رهبری به کارگران برای بازسازی اقتصادی در زمان بحران؛
سه- ملی کردن صنایع کلیدی و اجتماعی کردن خدمات بنیانی مانند اموزش و پرورش و خانه سازی.
چند سال پیش نیروهای راست توانستند که مردم را علیه اتحادیههای کارگری بشورانند و دولت یون نیز توانست اعتصاب رانندگان کامیون را با پشتیبانی پیشداوری مردم سرکوب کند. ولی در سال گذشته دیدسنجیها، نشان داد که افکار عمومی به سود اتحادیهها و به زیان دولت یون دگرگون شده است.
سیاست های سرکوب گرانه دولت و شکاف انداختن در میان طبقه کارگر
کارفرمایان شکاف بزرگی میان لایههای گوناگون طبقه کارگر انداختهاند. در بسیاری از کارخانهها کارگران پیمانی، بی قرارداد و با قرارداد در کنار هم کار یکسان، ولی با دست مزد و شرایط کاری گوناگون انجام میدهند. گردان بزرگ کارگران بدون قرارداد، نیروی چانه زنی همه کارگران را کاهش داده است، زیرا کارفرمایان با شیوههای گوناگون میان این بخشهای گوناگون کارگران شکاف میاندازند که همبستگی و یگانگی آنها را برای سرنگونی سیستم سرمایهداری کمتوان کنند.
همزمان امپریالیسم، تنشهای نظامی و ژئوپلیتیکی را در این منطقه گسترش دادهاست. کار سازمان یافته در اتحادیهها در کرهجنوبی زیر فشارهای امپریالیستی و سرمایهداری، به ویژه از سوی ایالات متحده، بسیار دشوار است.
صدها هزار کارگر در پاسخ به فراخوانهای برای اعتصاب عمومی بسیج شدهاند و دولت بورژوازی یون سوک یول با سرکوب پاسخ آنها را دادهاست. در ماه ژانویه، سرویس اطلاعات ملی، کره جنوبی، همانند اف بی ای و سیا، به دفترهای کنفدراسیون اتحادیههای کارگری کره یورش برد.
دولت کرهجنوبی یانگ کیونگ سو، رئیس KCTU و ۳۰ سازمان دهنده اتحادیه دیگر را زندانی کرده است. اعتصابکنندگان از کار خود برکنار میشوند، دولت و شرکتها، با زندانی کردن دیگر رهبران اتحادیهها و شکایت از کارگران برای کنشهای صنفی روند نبرد را کند میکنند.
مرگ یانگ هو دونگ است که رهبر اتحادیه ملی کارگران ساختمانی بود، همه را شگفت انگیز کرد. او در اعتراض به تهمت آلوده بودن خود را به اتش کشید. این بخشی از جنگ روانی رئیس جمهور یون با اتحادیهها است که رهبران آنها را به بهانههای غیرسیاسی به دادگاه میبرد.
رسانه های کرهای، فیلمهایی از افسران پلیس که رهبران اتحادیهها را از کتک می زنند و یا به جا ناشناخته ای می برند پخش کردند. در یکی از این فیلم ها، پلیس سوار جرثقیل شد، تا کارگران اتحادیهای را کتک بزند.
سال گذشته، کارکنان نظافت برجهای دوقلو ال جی (دفتر مرکزی اسمان خراش این شرکت) در سردترین ماههای زمستان ۱۳۶ روز در بیرون از ساختمان شرکت اردو زدند تا به اخراج و شرایط بهرهکشی خود اعتراض کنند. ال جی ادمکشها را فرستاد تا در چادرهای کارگران در خواب اب بریزند.
نیروهای ناشناسی به دفترهای KCTU یورش بردند. هم چنین پلیس به دستگیریها در گروههای صلح، کمیته ۱۵ ژوئن، که سازمانی در شمال و جنوب است، و همچنین در میان کرهای های برون از کشور که برای اتحاد کار میکنند و دستگیری عضوهای لیگ دهقانان کره نیز پرداخت. بسیاری از این دستگیریها به این بهانه بود که گویا آنها برای کره شمالی جاسوسی کردهاند. اکنون این مهم است زیرا جنبش کارگری در زمان ریاست جمهوری یون سوک یول، مخالفت سیاسی سازمان یافته اصلی را با دولت یون سوک یول فراهم کردهاست. جنبش کارگری نه تنها برای نگرانیهای اقتصادی نیروی کار خود را سازماندهی میکند، بلکه خواستههای سیاسیی که به نگرانیهای جهانی نیز پیوند می خورد دارد.
یون سوک یول به دنبال این اتحادیهها می رود و تهمتهایی جاسوسی را افزایش میدهد تا جنبش اتحادیهای و گروههای صلح و رهبران آنها را میان مردم لکه دار کند. برخی از رهبران اتحادیهها جاسوس کره شمالی خوانده میشوند. دولت بزه کاریهای ساختگی برای رهبران اتحادیهها میآفریند تا آنها را پیگرد قانونی کند. در کره جنوبی، هنوز چیزی به نام قانون امنیت ملی هست که به پیش از جنگ کره باز میگردد. بر پایه این قانون، هر گونه پشتیبانی از کره شمالی یک کنش “ضد دولتی” خوانده می شود که یک کار غیرقانونی هست. دولت به این بهانه میتواند که به پیگرد قانونی بسیاری از مردم بپردازد و آنها را برای سالها به زندان بیندازد. برای همین جنبش کارگری سازمان یافته برای مخالفت با تمرینات نظامی پیشرفته در شبه جزیره خیلی گستاخانه و دلاورانه بود.
رهبران دست راستی کرهجنوبی از تهمت جاسوسی کره شمالی برای درهم شکستن جنبش کارگری بهرهبرداری میکنند. همه کسانی که برای بهبود شرایط کاری، در سر کار خود با اتحادیهها همکاری میکنند و در برابر بهرهکشی کارفرمایان میایستند، انگ کمونیست بودن و جاسوسی برای کره شمالی میخورند.
این نشان میدهد که چگونه در کره جنوبی، جنبش کارگری و عدالت اجتماعی برای کارگران با چالش اتحاد با جمهوری دموکراتیک کره در هم تنیده است. زیرا تا زمانی که جنگ هست، طبقه سرمایهدار از چماق کمونیسم و جاسوس کره شمالی بودن علیه کارگران سود خواهد جست.
پایان سخن
شرایطی که کارگران کرهجنوبی امروز با ان روبرو هستند، نتیجه بیش از ۷۰ سال سرمایهداری در سایه هژمونی نظامی و مالی ایالات متحده است. ایالات متحده میخواهد با افزایش آمادگی سیاسی و نظامی خود در شرق اسیا، رویاروی چین بایستد.
جامعه کره جنوبی بی اندازه هرمی، با شکاف بزرگ طبقاتی است. اقتصاد کره جنوبی وابسته، انگلی و شکننده است. ۹۰ درصد نیروی کار در بخشهایی کار میکنند که به خواست انحصارها، هوسهای بازار جهانی و فراز و نشیبهای سرمایهداری جهانی وابسته هستند.
به گزارش سال ۲۰۲۴ statista، در سال ۲۰۲۱، نرخ تنگدستی در کرهجنوبی بالای ۱۵ درصد بود. به گزارش koreatimes در سال ۲۰۲۴ ، نیمی از خانواده های یک نفره در کره زیر خط تهی دستی (فقر) زندگی می کنند.
آمار که در گاردین در سال ۲۰۱۷ چاپ شد نشان میدهد که نزدیک به ۵۰ درصد از سالمندان کره جنوبی تنگدست هستند که بالاترین سطح در میان ۳۴ کشور OECD است.
یک چهارم سالمندان تنها زندگی میکنند و سطح بالای افسردگی مایه افزایش چشمگیر خودکشی سالمندان شده است. به گزارش سال ۲۰۲۳ globalissues، در سال ۲۰۰۰ از هر ۱۰۰ هزار تن سالمند ۳۴ تن خودکشی می کردند، ولی در سال ۲۰۲۱ خودکشی میان سالمندان بیشتر از دو برابر شد. پیران برای این که هنگام تنگدستی سر بار خانواده خود نشوند خودکشی می کنند.
نیمی از شهروندان پیر کرهای در تنگدستی زندگی می کند. پرسش ولی این است که چگونه کشوری که دستاوردهای چشمگیر در زمینه فنآوری و بهداشتی به دست آورده است، این همه تنگدست پیر دارد؟ دلیل آن آزمندی بورژوازی وابسته به امپریالیسم کره جنوبی است.
بورژوازی به دلیل وابستگی امپریالیستی خود، می خواهد با بهره کشی بیشتر از طبقه کارگر کره و مهاجر پول هزینه های جنگی خود را فراهم کند. دولت تنها برای خشنودی بورژوازی میخواست که زمان کار هفتگی را به ۶۹ ساعت افزایش دهد، زیرا انجمنهای کارفرمایان از ۵۲ ساعت کار در هفته گله کردند، زیرا ۵۲ ساعت کار در هفته را برای پایان رساندن سفارشها بس نمی دانند.
کارفرمایان از مردم بهرهکشی میکنند. این کارفرمایان هستند که راههایی برای دور زدن پروتکل های ایمنی و دزدی از دستمزد پیدا می کنند. کارگران و کارمندان وارونه کارفرمایان ساعت کاری بالا را برای رقابت در جهان درست نمیدانند. آنها خواهان یک فرهنگ کاری کارامدتر با زمان آزاد بیشتر هستند. اعتصاب مایه افزایش آگاهی طبقاتی جنبش کارگری کره و جهان است و طبقه کارگر را برای نبرد طبقاتی علیه بهرهکشی آماده میکند. در همه جا، تودههای کارگر تاریخ را میسازند و خواستار نظامی نوین هستند.
اعتراضهای صدهزاری و نسل جوان کشور رئیس جمهور، یون سوک یول، را واداشت تا هم اکنون به سازمانهای دولتی دستور دهد تا یک برنامه نوین تهیه کنند. دولت با این که از سیاست پیشین خود پسنشینی کرد و کیم یون هی، دبیر رسانهای یون، گفت که دولت در اینده، به ویژه نسل جوان و به کارگران گوش خواهد داد. بدین گونه، با این که دولت زیر فشار سنگین جنبش کارگری و جوانان به ناگزیر هم اکنون پیشنهاد خود را پس گرفت، ولی این نگرانی هست که دولت با دستکاری برخی از بندها، پیشنهاد ۶۹ ساعت کار را به گونهای دیگر بازگرداند. در ماه نوامبر ۲۰۲۳، رییس جمهوری گفت که باید برنامهای ریخت که کارگران در صنعت تولیدی بتوانند ۶۰ ساعت در هفته کار کنند.
نرخ نمو اقتصادی پایین، کسری موازنه تجاری و کاهش بهای ارز ملی از پیامدهای ناگوار سیاست این دولت است. چشم انداز دستیابی به سود و نمو پیوسته در کرهجنوبی به همان اندازه هر جای دیگر بد است. بسیاری از کارهایی که امریکا برای کشاندن کرهجنوبی به پیمانهای خود انجام می دهد، کار را بدتر می کند، زیرا کرهجنوبی همسایه روسیه و همسایه چین است. این کشور پیوند بازرگانی و دادوستد بسیار مهمی با این کشورها داشت، ولی زیر فشار فزاینده ایالات متحده برای کم کردن و یا از میان بردن این دادوستدها هست.
در کره جنوبی، چالشهای جنبش کارگری و عدالت اجتماعی برای کارگران بسیار نزدیک با چالش اتحاد دوباره دو کره در هم تنیده است. استراتژی KCTU، کنفدراسیون اتحادیههای کارگری کره، گرد هم اوردن به حاشیه رانده شدهترین و سرکوب شدهترین لایههای تودههای کارگر، دربرگیرنده کارگران نامنظم، دهقانان تنگدست در کره جنوبی، سازمانهایی برای تنگ دستهای شهری و همچنین اتحادیههایی که برای کارگران پیمان کار است.
نبرد طبقاتی طبقه کارگر کرهجنوبی با ژئوپلیتیک دیوانهوار امپریالیسم پیوند ناگسستنی دارد. سیاست شگفتانگیز ضدکره شمالی دولت نئولیبرالیست کنونی نشانگر این است که جنبش کارگری باید با جنبش ضدجنگ در این کشور پیوند بخورد و با آن هم گام شود. جنگ خواست طبقه کارگر نیست. بسیاری از جنبشهای کارگری مخالفت های سیاسی با تنش جنگی دارند. اپوزیسیون در خیابانها از جنبش کارگری سازمان یافته بود که حتی تا انجا پیش رفت که بیانیه مشترک با اتحادیههای کارگری در کره شمالی پخش کرد.
هم زمان روشن شد که پیروزی نبرد طبقاتی کارگران در کشور، بدون نبرد ضدامپریالیستی و تلاش برای صلح با برادران شمالی خود شدنی نیست. جنگ میان نیروی کار و سرمایه در کرهجنوبی که امروز ژرفش بیشتری گرفته است، فصل دیگری از تاریخ خونین طبقه کارگر است.
سرچشمه های کمکی
- 23 Things They Don’t Tell You About Capitalism – 2011 by Ha-Joon Chang
- http://fktu.or.kr
- https://nodong.org/english
- Jia Hong & Ju-Hyun Park, Truthout / The Real News Network, “Half a Million South Korean Workers Walk Off Jobs in General Strike“
- Dongmin Yang, The Real News Network, “’The President Forced Our Comrade to Die’ — South Korea’s Workers Confront Yoon Seok Yeol’s Labor Crackdown“
- Joonseok, Left Voice, “South Korea: Building a Powerful General Strike Is Urgent to Fight Against the Right-Wing Government’s Attacks“
- Tim Shorrock, The Shorrock Files / The Real News Network, “South Korea’s Yoon Launches Vicious Attack on Unions, Peace Groups“
- Ju-Hyun Park, The Real News Network, “Biden Needs to Accept That the US Can’t Intimidate North Korea“
- Kap Seol, Labor Notes, “South Korea: Intelligence Agency Raids Top Union Confederation“
- Sam Yang, The Real News Network, “Squid Game and the Long Shadow of American Empire“
- https://www.theguardian.com/inequality/2017/aug/02/south-koreas-inequality-paradox-long-life-good-health-and-poverty
- https://www.statista.com/statistics/1225832/south-korea-realative-poverty-rate
- https://www.koreatimes.co.kr/www/nation/2023/06/113_348711.html
- https://www.globalissues.org/news/2023/10/13/35047