دنیای در حال تغییر

پس از پیروزی گذرای امپریالیسم بر اردوگای سوسیالیسم و ویران‌سازی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، امپریالیسم امریکا مانند گاوچران هفت تیر به کمری، زمان را شایسته یافت، تا به چراگاه‌های دیگری دست یابد. امپریالیسم یوگوسلاوی را بمباران و پاره پاره کرد؛ افغانستان را صد سال به پس راند؛ فرزندان عراقی را کُشت و مادرانشان را بیوه ساخت؛ لیبی، که زمانی الماس سیاه نامیده می‌شد، را ویران و کویرستان کرد؛ سومالی را به گروه های لات و دزدان دریایی سپرد؛ سودان را دو نیمه کرد؛ ناتو، بازوی جنگی امپریالیسم امریکا در اروپا را سالانه به مرزهای روسیه نزدیک کرد. 

ولی هم اکنون کشتی را کشتی‌بان دیگری  آمده‌است. در هم‌سنجی با سال‌های نود و سال‌های نخستین دوهزار جهان امروز دست‌خوش دگرگونی‌های بزرگی شده‌است. خلق‌ها و دولت‌هایی که زمانی گوشه نشین بودند، به گرد هم آمده‌اند تا با هم‌کاری هم “فلک را بشکفاند و طرحی نو دراندازند”.

برای چندین دهه، روسیه مانند بره کوچکی در چنبره گرگ‌ها بود. رهبران روسیه سوسیالیسم را ویران کردند، تولید صنعت خود را بستند، اقتصاد نئولیبرالیستی  را به دستور بانک جهانی پیاده کردند، هم‌زمان ناتو به سوی مرزهای آن‌ها گسترش یافت. پوتین به دیدار ملکه انگلستان رفت؛ مهمان ملکه دانمارک بود؛ با بوش و همسرش در کرافورد، تگزاس دیدار کرد؛ می‌خواست به ناتو بپیوندد، باز هم ناتو به سوی مرزهای روسیه گسترش یافت.

اکنون روسیه، چین و بخش بزرگی از باشندگان (جمعیت) جهان از تحریم‌ها، دست‌یازی‌ها و پرخاش‌گری ها  ایالات متحده خسته شده‌اند. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در سخن‌رانی خود در نشست بریکس گفت که همه‌ی کشورها باید قانون‌های بین‌المللی را ارج بگذارند و نه با زور سخن گویند. چین خواهان جهانی چندقطبی است و روسیه را نزدیک‌ترین متحد خود می‌داند. به همین دلیل است که شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، از دوستی استراتژیک با روسیه سخن می‌گوید.




کار انسان را آفرید

«تمام افسانه ها با کمک تخیل و در خیال بر نیروی طبیعت غلبه می‌کنند و ان را شکل می‌دهند؛ بنابراین با ظهور آنها، تسلط واقعی بر نیروی طبیعت ناپدید می‌شود». (مارکس).

در گذشته گفته می شد که یکی از بزرگترین تفاوت انسان و حیوان، دین نداشتن حیوان است. اما در واقع باید گفت که شعور و آگاهی در سطح بالا فقط خاص انسان است.

انسان تافته جدا بافته ای از حیوانات نیست، بلکه محصول روند طبیعی تکامل آن ها است. بنابراین، یک خلقت خاص و منحصر به فرد نیست، بلکه انسان اجداد مشترکی با حیوانات دارد، و از بسیاری جهات مهم ، حیوان باقی می ماند. ما نه تنها عضوهای یک نوع با حیوانات دیگر در بدن داریم، بلکه تفاوت ژنتیکی بین انسان و شامپانزه کمتر از دو درصد است. این پاسخی خرد کننده به مزخرفات خلقت گرایانی است که تکامل را قبول ندارند.

تحقیقات اخیر با شامپانزه ثابت کرده است که این نزدیکترین پستاندار به انسان، قادر به انجام سطحی از فعالیت ذهنی هست که از برخی جهات شبیه به کودک انسان است. با وجود تمام تلاش های آزمایشگران، به روی شامپانزه در قفس، این حیوان نمی تواند صحبت کردن یاد بگیرد و یا ابزاری سنگی شبیه به ساده ترین ابزارهای انسان اولیه بسازد.

همان دو درصد که از نظر کمّی بسیار کوچک است، آنچنان تفاوتی ژنتیکی بین انسان و شامپانزه آفرید که جهش کیفی از حیوان به انسان را ممکن کرد. این کار نه توسط یک خالق انجام شد، بلکه با رشد مغز انسان از طریق کار یدی انجام شد.

افسانه های انسان فقط برای غلبه خیالی بر طبیعت در جامه دین آفریده نشده اند، بلکه از سوی استثمارگران و استعمارگران برای توجیه جامعه طبقاتی نیز خلق شده اند. مارکس می گوید “مردمان فقیر، خداوندان بس غنی دارند.”




پایین کشیدن شعله انتظارات اصلاح طلبان برای سازش به دیگر لایه های بورژوازی انگلی

آقای کرباسچی در “خبر آنلاین” آتش بس میان لایه های بورژوازی انگلی را اینگونه توجیه می کند:

«با همه چیز مخالفت و جنگیدن و دعوا داشته باشیم که در این ده سال بوده است و به جایی نرسیده است. در هر صورت سلیقه‌های مختلف هستند. باید به نقطه [..] برسیم که یک حالت معقولی  [..] وجود داشته باشد».

به زبان معمولی یعنی لایه های بورژوازی انگلی به منافع همدیگر احترام بگذارند. چرا الان زمان مناسبی برای اینکار هست؟

«نیروهای اصلاح طلب  [..]  دیدگاه‌شان نسبت به مسائل اجرایی و اداری بسیار تعدیل شده است».

به زبان دیگر، اصلاح طلبان مردم و مطالبات آنها را رها کرده اند و تصمیم گرفتند که به سهم خواهی راضی شوند.

هدفهای سیاسی و اجتماعی دولت چه باید باشد؟

« نباید اینترنت را محدود کند. شغل چهار میلیون نفر وابسه به اینترنت است. تحت عنوان لباس و حجاب و قیافه به مردم اعم از مرد و زن، متعرض نشوند. »

تردیدی نیست که دسترسی به اینترنت مهم است. ایشان حق آزادپوشی را هم تا سطح “به قیافه مردم اعم از مرد و زن، متعرض نشوند” تنزل داد. ولی صحبت بر این است که آیا برنامه های سیاسی و اجتماعی یک دولت که رئیس جمهور آن خود را اصلاح طلب مستقل می داند باید تا به این حد افت کند؟

آزادی زندانیان سیاسی چه؟ حق کارگران برای تشکیلات مستقل کارگری چه؟

رئیس جمهور چطور اینترنت را بهتر کند و متعرضین به “قیافه مردم” را کنترل کند؟

«حتما باید رئیس جمهور با رهبری و قوه قضاییه و مجلس و نهادهای دیگر از نظامی و غیر نظامی در هماهنگی باشد. »

یعنی همان نظامیانی که جان به لب مردم رسانده اند و همان قوه قضایی که مردم را زندانی کرده است، باید با کمک رئیس جمهور مردم را از این بلایا نجات دهد!!




دولت سرکوب  و “نفاق ملی” زیر لوای “دولت وفاق ملی”

مضحکه انتخابات ریاست جمهوری در ایران با مقاومت و تحریم بیش از ۸۰ درصد رأی دهندگان واجد شرایط روبرو شد. انفراد بی سابقه رژیم جمهوری اسلامی در جریان این “انتخابات” با شفافیت در مقابل چشمان مردم جهان قرار گرفت. وقتی پزشکیان سر از صندوقهای رأی درآورد، همه مردم ایران و اعظم مردمان جهان انتسابی بودن او را درک کردند.

سرانجام پزشکیان از طرف خامنه‌ای به عنوان رئیس جمهور بر کرسی ریاست جمهوری منصوب گردید.

این مقام والا که پیش از انتساب‌ اطاعت مطلق‌اش را به علی خامنه‌ای (رهبر) اعلام کرده بود، می‌بایست وزیران خود را انتخاب کند، وزیرانی که فرمان “مقام معظم رهبری” را چون غلاده‌ای بر گردن دارند. در واقع آنها نیز انتساب شده‌ و از دو جناح اصلاح طلب و اصول‌گرا دستچین گشته اند. در لیست ۱۹ نفری وزیران دولت چهاردهم «۵ نفر از اعضای عالی دولت روحانی و ۳ وزیر دولت شهید رئیسی به چشم می‌خورد» (تسنیم – ۲۴ مرداد ۱۴۰۳)

پزشکیان دولت خود را “وفاق ملی” می‌خواند و از مردمی بودن و با مردم بودند صحبت می‌کند. از نظر این پوپولیسم ارتجاعی عوامفریب، مردم همان کسانی هستند که در مراسم عاشورا و اربعین در بین‌شان در حسینیه سینه می‌زند.

حال به سوابق برخی از وزرای پیشنهادی پزشکیان به مجلس بپردازیم:

اسکندر مؤمنی وزیر کشور: او یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق، عضو سپاه پاسداران با سابقه سالیان طولانی در سرکوب اعتراضات و جنبش‌های مردمی‌ست.

سیدعباس صالحی وزیر ارشاد: وزیر ارشاد دولت دوم حسن روحانی بوده و دارای خصوصیات برجسته‌ایست «”اعتماد رهبر”، “مقبولیت از سوی حوزه‌های علمیه” و “اعتقاد به سانسور”» (بی بی سی – فارسی)

عباس عراقچی وزیر امور خارجه: برنامه‌های او عبارتند از: «حمایت از ساختارهای موجود برای خنثی‌سازی تحریم‌ها، «پیروی از تدابیر مقام معظم رهبری» و «حمایت همه جانبه از محور مقاومت» و موضع «غیرممکن بودن احیای برجام»

این برنامه به معنای ایجاد تنش در سطح بین‌المللی، سرسپردگی و اطاعت مطلق از “مقام معظم” و حمایت از تروریسم بین‌المللی، با سابقه عضویت در سپاه پاسداران. (Euro News)

علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش: او دارای  مدرک لیسانس اللهیات و معارف اسلامی و یک بسیجی خرافاتی واقعی‌ست. «همواره در پی پرورش دانش‌آموزان و کادر آموزشی “بسیجی” بوده است؛ بسیج را “معجزه انقلاب” و بسیجیان را “همراه‌ و همدل همیشگی معلمان” می‌داند و معتقد است که “آموزش و پرورش بالاترین وظیفه را در انتقال فرهنگ بسیجی دارد”. او به رسانه‌ها گفته است «آموزش و پرورش هرگز نباید مأموریت اصلی خود را که توسعه فرهنگ نماز و قرآن است فراموش کند و تلاوت، تدبیر و تفسیر این کتاب الهی از اهداف نظام تعلیم و تربیت است.» و برنامه‌اش برای دانش آموزان عبارت است از: “مسابقات دانش‌آموزی قرآن، عترت و نماز.”

عبدالناصر همتی وزیر امور اقتصادی و دارایی: او رئیس بانک مرکزی در دوره حسن روحانی بود. بیمه مرکزی جمهوری اسلامی را از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۵ برعهده داشت و یکی از پشتیبانان حقوق نجومی بگیران بود. اختلاس هزار و دویست میلیارد تومان از بانک مرکزی در زمان ریاست ایشان اتفاق افتاد.

همین چند نمونه کافی‌ است تا روشن شود سیاست وزیریابی پزشکیان چه سمت و سوئی دارد.

نوزده وزیر دولت پزشکیان همان طور که گفته شد به طور عمده از اصلاح طلبان و اصول‌گرایان هستند. عارف، معاون اول رئیس جمهور می‌گوید: «تعهد به نظام از معیارهای انتخاب مدیران دولت است.» (تسنیم – ۲۲ مرداد ۱۴۰۳) همین معیار برای نشان دادن جایگاه عمیقا ضد مردمی این دولت کافی‌ست. پزشکیان دو مسأله مهمی را که در انتخاب وزیران تعهد کرده بود آشکارا زیر پا نهاد.

۱- انتخاب وزیر از ملیت‌های مختلف ایران. در هیئت وزیران پزشکیان حتی یک وزیر از ملیت‌های مختلف ایران مثل کردها، بلوچ‌ها، آذریها و…. حضور ندارد.

۲- ۲۰ درصد وزیران از بانوان تشکیل گردد. در دولت چهاردهم فقط یک زن حضور دارد به نام فرزانه صادق، وزارت راه و شهرسازی

پزشکیان می‌خواهد این دو جناح و زیر جناح‌های هر کدام را گرد یک سفره جمع کند و هر کس دست‌اش درازتر و شکم‌اش گرسنه‌تر و زورش بیشتر بود، بیشتر بخورد. و اسم این دولت را هم “دولت وفاق ملی” گذاشته است که هدف‌اش را “خرد جمعی، هم فکری و تعامل با همه جریانات سیاسی” تعیین کرده است.

این دولت می‌تواند به طور واقعی در یک زمینه به “خرد جمعی، هم فکری و تعامل با همه جریانات سیاسی” دست یابد و این امر زمانی می‌تواند عملی گردد که تقابل با خواست‌های دمکراتیک مردم، سرکوب اعتراضات و اعتصابات کارگران، زنان، دانشجویان، بازنشستگان و کلیه نیروهای ناراضی و مترقی جامعه در میان باشد. در آن زمان همگونی و پیوستگی نسبی و خرد جمعی در هیأت وزیران آقای پزشکیان می‌تواند ظاهر شود.

ولی همه را گرد یک سفره نشاندن امکان ندارد. زیرا این وزیران نمایندگان قشرهای مختلف بورژوازی حاکم هستند. این اقشار، اقشار طبقاتی هستند که منافع‌ مادی و سیاسی‌شان ۱۸۰ درصد در تقابل با هم قرار دارد. هر کدام از این اقشار دارای سفره خود است که با تمام نیرو می‌خواهد سفره بغل دستی را خالی کند. دقیقا به همین دلیل نیز به طور دائم مبارزه بسیار شدیدی در همه دولت‌های بورژوازی حاکم جریان دارد. به همین دلیل نیز هست که در کلیه دولت‌های روی کار آمده در جمهوری اسلامی مرتب تصفیه‌های جناحی و گروهی و گاهاً بسیار خونینی صورت گرفته است.

علی خامنه‌ای با کمک پزشکیان می‌خواهد:

۱- دولت سرمایه‌داری – فاشیستی – مذهبی رئیسی را ادامه دهد: او در سخنان خود در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس گفت: « کسی را باید میداندار کرد که امین، صادق، متدیّن و از بن دندان معتقد به جمهوری اسلامی باشد»

۲- همه جناح‌های حاکمیت را زیر فرمان جناح خود و شخص خود، منسجم،  متمرکز و متحد کند. خامنه‌ای در نشست با رئیس و نمایندگان مجلس می‌گوید:

«باید همه به رئیس جمهور منتخب در ادای وظایف کمک کنیم و از بُن دندان باور کنیم که موفقیت ایشان، پیروزی همه ماست» (خبر آنلاین ۱۷ مرداد ۱۴۰۳).

انسجام و اتحاد همه جناح‌های متضاد بورژوازی حاکم به لحاظ اقتصادی و سیاسی بر مبنای قانونمندی حاکم بر جامعه سرمایه‌داری، کلاً غیر ممکن است. زیرا هر جناحی از جناح‌های بورژوازی حاکم ایران دارای منافع خاص خود است، برای ماندگاری خود در قدرت دارای تاکتیک و استراتژی خاص خود است، در اوضاع بین‌المللی دوستان و پشتیبانان خاص خود را دارد. لذا در مورد سرکوب مردم می‌توانند کاملا متحد  زیر فرمان خامنه‌ای عمل کنند ولی در مورد چگونگی حرکت سرمایه، نوع بهره‌وری از آن و وصل این سرمایه به سرمایه بین‌المللی، تضادهای شدید و گاهاً آشتی ناپذیری دارند. لذا این سیاست خامنه‌ای در آینده‌ای نه چندان دور محکوم به شکست است. این شکست از امروز خود را ظاهر کرده‌ است. در این مورد موضع آذر منصوری واقعیت از هم گسیختگی دولت چهاردهم را نشان می‌دهد:

آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات می‌گوید: «ترکیب کابینه با معدل مورد انتظار جبهه اصلاحات فاصله دارد». او معتقد است که این دولت فقط یک “دولت ائتلافی”‌ست. و در این دولت «بیش از ۸۰ درصد قدرت کشور در اختیار ارکان دیگر قدرت است … نباید انتظار معجزه از این دولت داشت».

۳- علی خامنه‌ای با گرد آوردن وزیران اصول‌گرا و اصلاح طلب می‌خواهد اولا پایه اجتماعی خود را قدری گسترش و بسط دهد و از ایزولاسیون مطلق بیرون آید. ولی از آنجائی که “اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمام ماجرا” ضد مردمی و ارتجاعی بودن هر دو جناح را با شفافیت بی نظیری به نمایش گذاشته است، مردم ایران حسابشان را سال‌هاست از این دو جناح سوا کرده و هر دو جناح را به انفراد کشانده است.

دولت‌های سرمایه‌داری و امپریالیستی نیز که اطلاعاتشان از ایران و نیروهای ایرانی بیشتر از خود رژیم جمهوری اسلامی‌ است، گول تبلیغات علی خامنه‌ای را نیز نخواهند خورد. در نتیجه این تاکتیک نیز از همین لحظه با شکست روبروست.

در نتیجه دولت پرشکیان – دولت چهاردهم – یا دولت “وفاق ملی” مثل دولت سیزدهم، یک دولت فاشیستی علیه زحمتکشان و یک دولت دغلکار، دزد و تروریست پرور در سطح بین‌المللی‌ست.

این دولت به علت اعمال سیاست سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام مخالفان، تضادهای واقعی بین جناح‌های مختلف درونی نه تنها نمی‌تواند باعث وفاق ملی [طبقاتی] گردد، بلکه تضادهای طبقاتی را به نهایت تشدید خواهد کرد. از شروع کار دولت چهاردهم تا کنون تعداد بسیاری از جوانان کشور ما اعدام شده‌اند. گشت ارشاد با شدت بیشتری بر زنان آزاده تهاجم می‌کند و خرافات در اشکال بسیار متنوع‌تر در جامعه تزریق می‌گردد. لذا می‌توان انتظار داشت که این دولت با خیزش بسیار گسترده‌تر مبارزات کارگران، دیگر زحمتکشان و نیروهای دمکرات و آزادیخواه رو به رو گردد،. کمونیست‌ها باید برای چنین شرایطی خود را آمده کنند. باید به لحاظ ایدئولوژیک – سیاسی و سبک کاری جهت وحدت و یکی شدن، گام‌های استوارتری بردارند.

نظم کمونیستی

15.9.2024




هر دو کاندیدای رییس جمهوری امریکا از نسل کشی اسرائیل در غزه حمایت می کنند

در جریان مناظره ریاست جمهوری، در حالی که جنگ اسرائیل علیه مردم غزه ادامه دارد، کامالا هریس، معاون رئیس جمهور و دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق، بر سر اینکه چه کسی بیشتر طرفدار اسرائیل است، با هم دعوا کردند.

در مورد اسرائیل، هریس در طول مناظره تعهد خود را برای کمک به اسرائیل برای “دفاع از خود” اعلام کرد، که به معنای ادامه چک سفید حمایت نظامی ایالات متحده از اسرائیل است. این موضع اکنون در وب سایت کمپین او گنجانده شده است، با این حرفهای هریس، امیدی را که بسیاری از رای دهندگان دموکرات برای پایان دادن به نسل کشی اسرائیل در غزه داشتند، از بین رفته است.

ترامپ سعی کرد با این ادعا که هریس “از اسرائیل متنفر” است، از هریس از سمت راست پیشی بگیرد. ترامپ گفت که: «اگرهریس  رئیس جمهور شود، اسرائیل ظرف دو سال نابود خواهد شد.» هریس با دو برابر کردن حسن نیت طرفداری خود از  اسرائیل پاسخ داد: “من در تمام  زندگی ام از اسرائیل و مردم اسرائیل حمایت کرده ام.”

هریس ولی در حرف با فلسطینی ها در غزه همدردی کرد، اما اگر سیاست اساسی هریس حفظ حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل باشد، چنین اظهاراتی یاوه ای بیش نیست. تا زمانی که هریس متعهد به مسلح کردن اسرائیل است، هیچ اهرمی برای پایان دادن به نسل کشی فلسطینی ها توسط اسرائیل ندارد.

   برای همین، مهم نیست چه کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، امپریالیسم امریکا عمیقا در ساختارهای خشونت و سرکوب در سراسر خاورمیانه سرمایه گذاری خواهد کرد و تا کشته شدن آخرین فلسطینی در کنار ارتش فاشیستی اسرائیل خواهد ایستاد.




دعوای بورژوازی تجاری با بورژوازی بورکراتیک بر سر واردات خودرو و صنعت خودروسازی

خبر آنلاین مصاحبه جالبی از آقای کرباسچی انتشار داده است.

ایشان با نقل و قول از بهزاد نبوی می گوید که مسائل اقتصادی از مهمترین هستند.

«آقای بهزاد نبوی، گفته بود که اولویت اکثریت مردم چیزی به جز مسائل اقتصادی نیست.»

این یک تفکر مارکسیستی است که مورد قبول چپها هم هست. آدم بلافاصله به این فکر می افتد که او میخواهد راجع به گرانی، تورم، بیکاری، کارتون خوابی، گور خوابی، فروش کلیه ووو صحبت کند. ولی کرباسچی نگران منافع طبقاتی خود و دوستانش است.  به نظر ایشان مسائل اقصادی چیست؟

«چه لزومی دارد دولت درگیر مسائل واردات خودرو شود و اینقدر ناسزا بشنود؟»

انگار ایشان دوست و یا خود از آن دسته از بورژوازی تجاری است که خودرو وارد می کند. تمام کشورهای جهان واردات خودرو را کنترل می کنند. ولی دلیل کرباسچی برای واردات خودرو چیست؟

«سوانح رانندگی ۲۰ هزار نفر در سال کشته و ۳۰۰ هزار نفر زخمی می‌شوند. نا معقول است ماشین ۱۰ هزار دلاری را به مردم ۱۰۰ هزار دلار بفروشیم.»

ایشان با زرنگی تنها نیمی از حقیقت را بیان می کند و حرفی از جاده های مرگ نمی زند!! اسم “مردم” را روی دوستان بورژوا خود می گذارد. چه کسی از مردم عادی صد هزار دلار پول خودرو را دارد؟

«دولت بهانه اش این است که دو دست کارخانه مهم پر از کارگر دارد که می‌خواهد این کارگرها بیکار نشود»

«حجم عظیم خسارتی که این دو اتومبیل سازی ورشکسته داخلی به کشور وارد می کنند، هم ضرر مادی برای دولت هم مردم دارند.»

این حقیقت است که بورژوازی بوروکراتیک کنترل کارخانه های دولتی را در دست دارد و آنها را به مدیریت غلط به مرز ورشکستگی کشانده است. ولی راه حل کرباسچی تعطیل این کارخانه ها و بیکار کردن کارگران با واردات خودرو توسط بورژوازی تجاری است.




جهانی شدن اقتصاد 

اقتصادهای سرمایه‌داری پیش‌رفته به بازارهای نو در کشورهای در حال رشد وابسته هستند. برای اقتصادهای سرمایه داری پیش‌رفته، بازار جهانی همیشه برجسته بوده‌است، ولی هم اکنون برجسته‌تر شده‌است. جهانی شدن برای نیاز تولید سرمایه‌داری برای دست‌یابی به سود بیش‌تر پدید آمده‌است. این هدف بازارهایی را پدید می‌آورد که نه تنها به سرچشمه‌ها و نیروی کار ارزان نیاز دارد، بل‌که برای گسترش بازار فروش برای فروش کالاهای تولید شده نیز تلاش می‌کند. 

پول در روند تولید سرمایه می‌شود. سرمایه‌داری براى آفرینش سود بايد بيش از سرمايه‌اى که در آغاز سرمایه‌گزاری کرده است پول به دست آورد. این مایه از میان برداشتن مرزها برای جنبش مردم، سرمایه و کالا در سراسر جهان می‌شود. اگر زمانی کشوری در دوران تولید فئودالیستی و یا با سرمایه داری پس مانده می‌توانست گوشه‌گیر باشد، هم اکنون با یک بازار جهانی به هم پیوسته‌ای روبرو است که نمی‌تواند از آن کناره‌گیری کند. روش‌های ناکارآمد تولید از میان می‌رود و کشورها به ناچار باید برای برآورده کردن نیازهای زندگی از رقیبان پیشی بگیرند و بازده نیروی کار را با کمک فن‌آوری بالا برند.

این یک پدیده‌ی تازه‌ای در تکامل سرمایه‌داری نیست، بل که مارکس و انگلس نیز در زمان خود این روند را دریافته بودند.

مارکس و انگلس در مانیفست می‌گویند که : «بورژوازی نمی‌تواند بدون دگرگون کردن پیوسته ابزار تولید و به هم‌راه آن روابط تولید، و با آن‌ها روابط سرتاسر جامعه زنده بماند. بورژوازی با بهره برداری خود از بازار جهانی، به تولید و مصرف در هر کشوری ویژگی  جهانی بخشیده‌است. »

گلوبالیزم چالش‌های فراوانی برای کشورهای در حال رشد پدید آورده‌است. روند جهانی شدن اقتصاد، تنها برای بورژوازی کشورهای پیش‌رفته سودبخش بوده‌است. این روند در کشورهای “جنوب”  تنها برای کشورهایی مانند جمهوری خلق چین و جمهوری سوسیالیستی ویتنام که در آن طبقه کارگر رهبری سیاسی جامعه را در دست دارد، مایه پیش‌رفت شده‌است.




جهان‌بینی لیبرالیسم طرفدار جهان یک‌قطبی

بورژوازی برای پشتیبانی از منافع خود دیدگاه لیبرالیستی را پدید آورد که دیدگاه و گرایش بنیانی سده هفدهم در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سیاسی غرب شد. در کتاب “پایان تاریخ و آخرین انسان” فرانسیس فوکویاما می گوید: « اگر اکنون به جایی رسیده‌ایم که نمی‌توانیم جهانی به‌تری از جهان خودمان را تصور کنیم، پس تاریخ به  پایان رسیده‌است. »

در این جا ما با یک دیدگاه طبقاتی روبرو هستیم و نه یک واکاوی عینی از شرایط. ان چه که برای  فوکویاما و هم طبقه‌های او خوب است برای بیش‌تر مردم جهان ناگوار است. همان‌گونه که می‌بینیم اندیشه لیبرال به دنبال درست‌انگاری یک جهان تک‌قطبی است.

باید به آقای فوکویاما و هم طبقه‌های او گفته طبری را یادآوری کرد: «شما به دنبال خوشبختی فردی خود، يا قشر ممتاز خودتان برويد. آن را در کاخ‌های مشعشع خود جست و جو کنيد، ولی مطمئن باشيد که کوخ‌نشين‌ها نيز خاموش نخواهند نشست. آنگاه اگر آوار عظيم انقلاب بر فراز کاخ‌ شما بگسلد، لطفاً گله‌مند نباشيد. خوارشدگان جهان حق دارند به شما موجودات ازخودراضی که انگبينِ سعادتِ انحصاری را می‌مکيد و چشم را بر رنج ديگران می‌بنديد و از اين رنج، گنج برای خويش می‌سازيد، درس تلخ بدهند».

هواداران لیبرالیسم، مانند خانم دلیری مانند نرگس محمدی نمی‌دانند که جان لاک، یکی از بنیان‌گذاران فلسفه لیبرالیستی منافع اقتصادی در گسترش استعمار و برده‌داری داشت. او سهام‌دار شرکت سلطنتی آفریقا (Royal African Company) و دبیر (۱۶۷۳-۱۶۷۴) شورای تجارت و مزارع  (Council of Trade and Plantations) بود. برای همین،   او  با دلیل‌های فلسفی خود برده‌داری و استعمار را درست می‌انگاشت. رساله دوم (Second Treatise ) جان لاک پر از دلیل‌هایی برای درست‌انگاشتن کشتار مردمی که “متمدن” نیستند، هست.

لیبرالیسم یک فلسفه انسان گرا نیست، بل‌که برای درست‌انگاری جهانی تک‌قطبی برای پیش‌رفت اقتصادی غرب «متمدن» ساخته شده است.