سرمایه داری شکست خورده است؛ یا سوسیالیسم و یا بربریت

جهان به شدت نابرابر است، ثروت زیاد با فقر شدید همراه هست.

به گفته طبری “اگر شما در آتش وجدان بشری می‌سوزيد، اگر اين آتش در قلب شما فروغی دارد، آنگاه نخواهيد توانست. وجدان شما، شما را در عين خوشبختیِ به اصطلاح خوشبختی‌تان بدبخت می‌کند. از درون بدبخت می‌کند. بايد لاقيد از کوه‌های فقر بگذريد، لاقيد از زندان‌های شکنجه، لاقيد از مجالس چاپلوسی و دروغ، از سنگرهای خون‌آلود، از دشت‌های جذاميان و مطرودها؛ بايد پای‌های مزيّن مغزهای پوک را ببوسيد.”

10 درصد از ثروتمندان جهان بیش از 50 درصد از کل درآمد را به دست می آورند.

50 درصد فقیر جمعیت جهان تنها 8 درصد از کل درآمد را دارند.

50 درصد مردم فقیر، تنها 2 درصد از ثروت جهان را در اختیار دارند.

1 درصد ثروتمندترین افراد، 63 درصد از کل ثروت جدید را به دست آورده اند.

ثروتمندترین 1٪ دو برابر بیشتر از 50٪ فقیر  ثروتمند دارند.

از هر دلار مالیات، تنها چهار سنت از مالیات بر ثروت به دست می آید.

نزدیک به  2 میلیارد کارگر در کشورهایی زندگی می کنند که تورم از افزایش دستمزدها پیشی گرفته است.

19.5 درصد از کودکان جهان (387 میلیون) در فقر شدید زندگی می کنند.

احتمال مرگ کودکان زیر پنج ساله در کشورهای جنوب صحرای آفریقا 10 برابر بیشتر از کودکان کشورهای پردرآمد است.

کشورهای جنوب صحرای آفریقا با 86.6 میلیون کودک بیشترین تعداد کودکان کار را دارند.

در 40 کشور ثروتمند جهان، از هر 5 کودک بیش از 1 کودک در فقر زندگی می کند.

57 درصد از پناهندگان امروز از سه کشور سوریه، افغانستان و سودان جنوبی هستند.

99 درصد از کل مرگ و میر مادران پس از زایمان در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد.

میانگین امید به زندگی در جمهوری آفریقای مرکزی کمتر از 55 سال در مقایسه با 85 سال در ژاپن است.




سخنان نغز
احسان طبری

چهار مرحله نبرد نو و کهن
نو ــ یعنی عنصر نوپدید و کیفیت نوظهور در رشته تکامل. کهنه یعنی عنصر منسوخ و کیفیت در حال زوال. نبرد نو و کهن از مراحل زیرین می‌گذرد:

۱. نطقه‌بندی گمنام و زایش پرآوا: نطفه نو گم‌نام و خموش در جایی در دهلیزهای تاریخ، در دهلیزهای تاریک کاخ کهن بسته می‌شود. سپس قدم به عرصه وجود می‌گذارد و با اعلان جنگ به کهن زایش خود را با بانگ و فریاد اعلام می‌دارد.

۲. رشد تدریجی نو و نبرد با کهن در حال تفوق نیروی اخیر: کهن در نبرد با نو عوامل مساعدی در اختیار دارد مانند سنت، تجربه و داشتن مواضع فرماندهی و این که هنوز پیمانه‌اش کاملاً پر نشده و دخلش ته نکشیده و نقش او به پایان نرسیده است.
این دوران دوران تراژیک نبرد نو و کهنه است زیرا دوران شکست‌های خونین نو، دوران جهش‌های قهقرایی و ارتجاعی، دوران غلبه کهن است. در این دوران نو به سیاست‌های جسارت‌آمیز، خرق عادت، قطع، قهرمانی‌ها و جان‌بازی‌های شگرف نیازمند است تا به‌تدریج در دیوار کهنه رخنه کند و شخصیت خود را اثبات نماید.

۳. نبرد نو و کهنه در حال تساوی قوای نو و کهن: نو در مبارزات و در شکست‌های خونین عبرت می‌آموزد، سنت و تجربه کسب می‌کند، به نقش خود پی می‌برد، شخصیت می‌یابد، مواضع به چنگ می‌آورد. نبرد پنهانی هم نو و هم کهن هر یک برای نیل به هدف خود: نو برای محو کهن، کهنه برای محو نو. این دوران دوران اوج سیاست‌های دورانی است.

۴. نبرد نو و کهنه با غلبه قوای نو برکهنه: نو مواضع خود را تحکیم می‌کند، سنت و تجربه فراوان کسب می‌نماید، کهنه نقش اجتماعی خود را به پایان می‌رساند و مواضع خود را از دست می‌دهد. این دوران تحول و جهش کیفی است. نو با پویه ظفر‌نمون عرصه کهن را تصرف می‌کند.




لایه های بورژوازی انگلی با حمایت ولی فقیه در اجرای اقتصاد نئولیبرالیستی باهم همگامند

بعضی ها ادعا می کنند که سپاه پاسداران مخالف برنامه های نئولیبرالیستی اقتصاد است! آقای سعید محمد یکی از بلندپایگان بورژوازی نظامی یکی از دلیلهای توقف همکاری با دولت رئیسی را قدرنشناسی دولت از اجرای برنامه های نئولیبرالیستی از سوی خود می داند. همزمان او اعتراف میکند که رئیسی اعضای کابینه دولت را انتخاب نکرد.

سعید محمد، فرمانده پیشین قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، دبیر پیشین شورای عالی مناطق آزاد گفت: در حوزه اقتصاد معاون محترم اول، وزیر اقتصاد، رییس بانک مرکزی، وزارت صمت، وزیر جهاد کشاورزی، وزیر نفت و وزیر راه و شهرسازی بر اساس شعار‌هایی که آقای رییسی داده بود حلقه اصلی هستند که باید با هم کاملا فهم مشترک از اقتصاد داشته باشند. من از همان روز‌های اول به ایشان گفتم آقای رئیسی دقت کنید وزارت خانه‌ها مثل جزایرند شما وزیر را که رها کردید رفت پشت میز نشست او دیگر در یک جزیره‌ای قرار گرفته و بیشتر سعی می‌کند منافع وزارتخانه خودش را تامین کند.

سعید محمد گفت: بعضا هر کدام از جایی به آقای رییسی معرفی شده بودند و اگر خودِ آقای رییسی بود شاید انتخاب نمی‌کرد، اما معرفی شده بودند و ایشان هم انتخاب کرد عملا آن خروجی مد نظر گرفته نشد.

در پاسخ به این سوال که آیا حاضر است بازهم با دولت همکاری کند، گفت: خیر، با این شرایط و این نوع مدیریت جای کار نیست. با آن که آن‌قدر خوب در مناطق آزاد کار پیش می‌رفت و هر سه ماه یک بار چندین هزار میلیارد تومان پروژه افتتاح می‌شد و سرمایه گذاران را امیدوارکرده بودیم، ولی به آن صورت برخورد شد عملا به این نتیجه رسیدم که آزموده را آزمودن خطاست.

واقعیت این استکه که لایه های بورژوازی انگلی با هم اختلاف دارند، ولی در سرکوب مردم و اجرای اقتصاد نئولیبرالیستی به رهبری ولی فقیه همیشه با هم همگام هستند




قانون امپریالیستی برای دوستان: هر کسی تا اثبات گناه بر طبق قانون در دادگاهی که هرگز برگزار نخواهد شد بیگناه محسوب می شود.

سال گذشته یک روز پس از آن که اوکرایین ادعا کرد که یک مدرسه مورد اصابت موشکهای روسی قرار گرفت، تمام رسانه های امپریالیستی خواهان مجازات پوتین شدند. چند هفته بعد نهادهای امپریالیستی دستور دستگیری پوتین را صادر کردند که بر اساس آن پوتین به کشورهای طرفدار امپریالیسم نمی تواند سفر کند.

پس از پیروزی آفریقای جنوبی برای محکومیت نسل کشی فلسطینها توسط ارتش فاشیستی اسراییل، رسانه های امپریالیستی دست به انتشار یک سناریو جدید زدند.

رسانه های امپریالیستی، در طول یک روز آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی «آنروا»، (UNRWA) که سابقه ۶۰ ساله دارد و به بیش از ۵ میلیون فلسطینی در داخل و خارج از فلسطین کمک می کند را یک سازمان تروریستی خواندند. به ادعای رسانه های امپریالیستی ۱۲ کارمند محلی «آنروا» در حمله حماس علیه اسراییل در هفت اکتبر شرکت داشتند.

آمریکا، انگلیس، آلمان، ایتالیا، کانادا، استرالیا، فنلاند و هلند که برای محکومیت اسراییل، ۲۵ هزار فلسطینی کشته شده را کافی نمی دانند و می گویند که مدارک مورد اثبات وجود ندارد، بدون اینکه ادعا تروریست بودن ۱۲ کارمند محلی «آنروا» در محاکم حقوقی ثابت شده باشد، کمک‌های مالی خود به «آنروا» را قطع کردند.

روزنامه ال‌پائیس اسپانیایی در این مورد نوشت: «نشان دهنده مجازات دسته جمعی ناموجه کل جمعیت غزه است». «این [..]، به معنای از دست رفتن بیش از نیمی از بودجه این آژانس است و این تنها شرایط غیرانسانی را که مردم غزه از زمان آغاز حمله نظامی اسرائیل با آن مواجه هستند، تشدید می‌کند».

یکبار دیگر ثابت شد که برای امپریالیستها دو جور قانون هست؛ یکی برای دوستان و یکی برای دشمنان. بورژوازی صهیونیسم می تواند ۲۵ هزار فلسطینی را بدون پیگرد قانونی و حقوقی بکشد، ولی ادعا شرکت ۱۲ نفر در حمله به اسراییل، برای مجازات ۵ میلیون فلسطینی کافی است.




ترس وحشتناک امپریالیسم از پیشرفت مدل سوسیالیستی جمهوری خلق چین

منبع: persian.cri.cn

دو نوع «چین» در جهان وجود دارد: یکی چین واقعی که با وجود دشواری‌ها و موانع پر از جنب و جوش و پیشرفت مستمر است؛ دیگری «چین مجازی» که در رسانه‌های غربی وجود دارد. این نوع چین در رسانه‌های غرب همواره به عنوان یک کشور شکست خورده به تصویر کشیده می‌شود که بحران زده است و در آستانه فروپاشی قرار دارد.

چین در حال رشد برای غرب «ترس برانگیز» است.  «لی های‌دونگ» استاد «دانشگاه امور خارجی چین» در مصاحبه با روزنامه «گلوبال تایمز» گفت: آنها نمی‌توانند بپذیرند یک کشور در حال توسعه با یک نظام سیاسی، ایدئولوژی و رنگ پوست متفاوت از غرب قادر به ایفای نقش و گرفتن جایگاه برابر در امور بین‌المللیِ قابل مقایسه با غرب باشد. آنها نمی‌توانند چنین چینی را بپذیرند، بخاطر همین آنها درگیر رقابت ژئوپلتیکی، جداسازی اقتصادی و سیاه‌نمایی ایدئولوژیک تمام دستاوردهای چین شده‌اند.
غرب هرگز نمی‌تواند واقعیت موفقیت چین را بپذیرد. با نگاهی به رسانه‌های غربی درباره چین می‌بینیم هر گاه چین در اقتصاد و دیپلماسی پیشرفتی داشته، تیتر این مقالات همیشه با «اما به چه قیمتی؟» پایان یافته است. اساسا غرب نمی‌تواند شکوفایی کشورهای غیرغربی را تحمل کند. سرکوب چین از جانب غرب تلاشی برای خفه کردن مدل‌های غیرغربی توسعه بشری است. پشت این ذهنیت هژمونیک قدرتمند و دید بیمارگونه و بدبینانه‌ای نهفته است که غرب به وسیله آن به کشورهای در حال توسعه غیرغربی نگاه می‌کند.  
آنچه غرب همواره نگران آن بوده ظهور یک مدل توسعه جایگزین در جهان است. وقتی این مدل به هدف یادگیری و تقلید از سوی کشورهای در حال توسعه قرار بگیرد، آرزوی غرب برای تسلط بر جهان از حالا تقریبا به فنا رفته است. هنگامی که کشورهای غربی توسعه یافته خودشان در یک بحران اقتصادی گیر می‌افتند، حتی جمعیت‌های غربی هم ممکن است جذب مدل‌های توسعه جایگزین جدید شوند. 




پیشروی جمهوری خلق چین به سوی سوسیالیسم مدرن

منبع: persian.cri.cn

شی جین پینگ، دبیر کل حزب کمونیست روز چهارشنبه هنگام ریاست جلسه مطالعه گروهی دفتر سیاسی کمیته مرکزی، تأکید کرد که توسعه با کیفیت یک اصل خدشه ناپذیر در عصر جدید است. شی گفت: «توسعه نیروهای مولد جدید یک نیاز ذاتی و یکی از تکیه‌گاه‌های توسعه با کیفیت است و لازم است تا از طریق نوآوری، به توسعه نیروهای مولد جدید سرعت بخشید».

روز پنج‌شنبه ۱ فوریه، «هو جون مینگ» مدیر بخش مدیریت دارایی وزارت امور دارایی چین اظهار داشت که در سال های اخیر، چین به یکی از کشورها با سریع ترین رشد اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شده است. تا پایان سال ۲۰۲۲، مقیاس اقتصاد دیجیتال چین به ۵۰.۲ تریلیون یوان رسید که ۴۱.۵ در صد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می داد.

رئیس اداره تجارت خدمات وزارت بازرگانی چین روز پنجشنبه 1 فوریه توسعه تجارت خدمات در سراسر سال 2023 را معرفی کرد. در سال 2023، تجارت خدمات چین به طور پیوسته رشد یافته و از نظر مقیاس به رکورد بالایی رسید. مبلغ کل واردات و صادرات خدمات چین در سال 2023 به 6575 میلیارد و 430 میلیون  یوان رسید که نسبت به یک سال قبل تر از آن 10 درصد افزایش داشت و در این میان مبلغ صادرات با کاهش 5.8 درصد به 2685.66 میلیارد یوان رسید و مبلغ واردات با رشد 24.4 درصد به 3889.77 میلیارد یوان رسید. کسری تجاری خدمات 1204.11 میلیارد یوان بود.

تجارت خدمات دانش بنیان به سرعت رشد کرده است. در سال 2023، واردات و صادرات خدمات دانش بنیان با رشد 8.5 درصد به 2719.37 میلیارد یوان رسید. خدمات مسافرتی سریع ترین رشد را دارد. سال 2023، خدمات مسافرتی رشد سریعی را حفظ کرده است. واردات و صادرات سالانه خدمات مسافرتی به 1485.62 میلیارد یوان رسیده است که نسبت به سال گذشته 73.6 درصد افزایش داشته است.




کشورهای اسکاندیناوی گرگ در لباس میش؛ در عمل شریک امپریالیسم و در حرف دوست کشورهای فقیر

دخالت اسکاندیناوی در امور کشورهای در حال رشد به اقدامات تهاجمی اقتصادی محدود نمی شود، بلکه بخشی از استثمار نظامی غرب هست. نروژ ۵۸۸ بمب بر روی لیبی پرتاب کرد، اما به عنوان بخشی از این عملیات امپریالیستی ذکرنمی شود. بمب های دانمارکی غیرنظامیان را در لیبی کشتند، ولی تا هفته پیش کسی از آن خبر نداشت. statoil نروژی به استخراج نفت در کشور ویران شده لیبی میپردازد.

سیاست خارجی سوئد بهتر از این نیست. شرکت‌های فناوری مانند Saab، BAE Systems، و Bofors با ایالات متحده و اسرائیل در فروش تسلیحات نظامی به ارزش میلیاردها دلار، رقابت می‌کنند. سوئد، مانند همسایه نروژی خود، فعالانه در نقض حقوق بشر میلیون ها نفر در سراسر جهان و به ویژه در کشورهای توسعه نیافته مشارکت دارد.

غول پوشاک سوئدی H&M می تواند محصولات خود را در کشورهای ثروتمند با سود بالا بفروشد، تنها به این دلیل که کارگران و کودکان کشورهای فقیر مانند بنگلادش را استثمار می کند. این شرکت در سال گذشته یک میلیارد دلار سود داشته است. به عبارت دیگر، اگرچه کارگران کشورهای فقیر کالاها را ساخته اند، سود هنگفت آن به جیب بورژوازی سوئد رفته است.

بزرگترین شرکت امنیتی جهان شرکت دانمارکی-بریتانیایی G4S به زندان‌ها و پست‌های بازرسی اسرائیل تجهیزات امنیتی میفروشد. این شرکت همچنین نقش بزرگی در حفاظت از منافع امپریالیستی غرب مانند پالایشگاه‌های نفت و قلمرو اطراف خط لوله داکوتا اکسس دارد، ولی کمتر کسی از نقش امپریالیستی دانمارک در این کارها آگاه هست.

شرکت داروسازی جهانی دانمارکی novo nordisk که بسیاری از کشورهای فقیر را برای کپی کردن دارو به دادگاه کشاند، در سال گذشته ۱۵ میلیارد دلار سود داشته است. شرکت کشتیرانی دانمارکیA.P. Møller-Mærsk که با نازیستها در گذشته و با امپریالیسم امریکا الان همکاری می کند در سال گذشته ۳۰ میلیارد دلار سود داشته است.   




بهاره هدایت مبارز شجاع ضد ولایت فقیه و لیبرال ضدکمونیست!

اخیرا زندانی سیاسی خانوم بهاره هدایت که باید او را برای مبارزه علیه دیکتاتوری ولی فقیه و آزادی زنان تحسین کرد، جزوه ای به نام “خطوط ایده لیبرال در ایران” انتشار داده است.

ایشان به درستی در باره سیاست خارجی رژیم می گوید که “این انتخاب چیزی جز جنگ تمدنی با غرب نیست.”  ولی همزمان به دنبال تسویه سیاسی با نیروهای چپ می رود و می گوید که “ضدیت با غرب در جهانی که غربی است، یعنی «انقلاب دائمی» تا نابودی غرب و «پیروزی انقلاب مهدی» یا «پیروزی انقلاب جهانی پرولتاریا».” ایشان ادعا می کند که “چپ رادیکال که برای نجات نوع بشر در خیال خام در هم کوفتن همه موجودیت‌های سیاسی-سرزمینی از جمله ایران است”.

یعنی نبرد ضدامپریالیستی چپهای جهان علیه امپریالیسم را مساوی با غرب ستیزی آقای خامنه ای میداند. ایشان باید بداند که امپریالیسم یک مقوله علمی و تعریف شده است که با دشمنی با غرب فرق دارد. آنچه به چپهای میهن ما برمی گردد این است که مارکسیستهایی مانند تقی ارانی و ایرج اسکندری ایدولوژی رهایی بخش مارکسیسم را که در غرب زاده شد، را در میهن ما ترویج داده اند. مارکسیستها، هم میهنان ما را با فرهنگ و هنر مترقی غربی آشنا ساختند.

علاوه بر این، در تاریخ صد سال گذشته میهن ما، این چپها بودند که جان خود را برای آزادی فدا کرده اند. در میان جانبازان راه آزادی حتا نام یک “لیبرال” هم دیده نمی شود. حتا بر عکس، زنده یاد آقای بزرگان که در لیبرال بودن معروف بود، با تکیه به قانون سیاه رضا شاهی حزب توده ی ایران را غیر قانونی می دانست و از دادن پاسپورت به مهاجران توده ای برای برگشت به وطن خودداری می کرد.  

جای تاسف است که این خانم شیفته آزادی، نبرد خلق فلسطین برای آزادی را جنگ علیه غرب می خواند.