افشای گاردین: دموکراسی بورژوازی دانمارک گزارش در باره کشتار غیرنظامیان در لیبی توسط  F-16 های دانمارک را مخفی نگه داشت

در جریان تجاوز ناتو به  لیبی در سال ۲۰۱۱، جت‌های جنگنده دانمارکی بمب‌هایی را در چندین حمله هوایی پرتاب کردند، که طبق گفته سازمان ملل و سازمان‌های غیر دولتی،  14 غیرنظامی را کشت.

مجلس دانمارک متفق القول، حتا با رای حزب باصطلاح سوسیالیستی “جبهه متحد” در سال 2011 رای به همکاری با ناتو و بمباران لیبی توسط هواپیماهای جنگی دانمارکی F-16 داد که همان موقع برخی ها حتا در مجلس گفتند که این حمله می تواند غیرنظامیان را بکشد.

نیاز به یادآوری است که دلیل یورش ناتو به کشور مستقل لیبی، توقف کشتار غیرنظامیان از سوی قذافی خوانده شده بود!!!

وزارت جنگ دانمارک این گزارش ها را مخفی نگه داشت. سالها تلاش سازمان ملل، رسانه ها و سازمان های غیردولتی برای دریافت پاسخ در مورد اینکه آیا دانمارک غیرنظامیان را در مأموریت ناتو کشته است یا خیر، بی پاسخ ماند.

وزارت جنگ دانمارک نه تنها جوابی به سازمان ملل نداد، بلکه پارلمان دانمارک هم برای یک دهه در تاریکی نگه داشته شد.

مارک گارلاسکو که در رأس تحقیقات سازمان ملل در مورد کشتار غیرنظامیان توسط حملات هوایی ناتو در لیبی بود، می گوید: «دانمارک غیرنظامیان را کشته و آن را از ما پنهان کرده است». گارلاسکو و تیمش بارها از ناتو و کشورهای عضو در مورد این حملات سؤالاتی کردند، اما هرگز اطلاعاتی در این مورد دریافت نکردند.

یک بار دیگر ثابت شد که بورژوازی دانمارک برای دفاع از منافع مشترک خود با امپریالیسم، حتا در کشتار غیرنظامیان شرکت می کند. یک بار دیگر دیدگاه نژادپرستانه ناتو هم ثابت شد، زیرا ناتو هرگز نمی توانست کشتار غیرنظامیان را در یک کشور اروپایی پنهان کند، ولی مردم آفریقایی لیبی که جزو انسان به حساب آورده نمی شوند!!

یک بار دیگر ثابت شد که دموکراسی بورژوازی فقط برای منافع بورژوازی است و حتا جواب گوی مجلس نیز نیست.




غیرت کن و اندیشهٔ ایامِ بتر کن —- اندر جلو تیرِ عدو، سینه سپر کن

اگر کسی از یاد برده باشد که چرخ ماشین حکومتی با خون جوانان وطن می گردد، این روزها دوباره حقیقت آن را درک کرده است. جمهوری اسلامی می داند که فقط با قساوت و سرکوب بی امان در داخل می تواند زنده بماند. برای همین، هر از چند گاهی به اعدام بی گناهان و یا قتل آزادی خواهان در خیابانها می پردازد، تا جو رعب و وحشت در جامعه برقرار سازد.
بورژوازی انگلی با روبنای ولایت فقیه ی خود فقط در چهار ماه گذشته حدود ۴۰۰ زندانی را، برای ایجاد جو ترور و ارعاب، به دار آویخته است.
جمهوری اسلامی دو جوان دیگر را به دار آویخت تا انتقام خود را از جنبش «زن، زندگی، آزادی» بگیرد. مثل همیشه اعترافات زیرشکنجه مبنای محکومیت این جوانان به مرگ بود.
رژیمی که نیمی از جامعه ما را از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم کرده است، ادعا می کند که جنبش زنان، تلاش غرب برای یک “انقلاب مخملی” است، ولی معلوم نیست که چرا برای مبارزه با یک “انقلاب مخملی” که هیچ پایگاهی در میان مردم ما ندارد، رژیم باید این همه جوان را به دار بیاویزد!!
در این میان نیروهای راست طرفدار امپریالیسم این جنایت ولی فقیه و رژیم ضد بشری را بهانه ای برای تحریک امریکا و اسرائیل به حمله به میهن ما ساخته اند. بدبختی مردم ما در این است که کسانی می خواهند جنایت امپریالیستی را جانشین قساوت جمهوری اسلامی کنند و گروهی دیگر هم می گوید که ما باید به خاطر مبارزه با امپریالیسم چشم به روی جنایت حاکمیت جمهوری اسلامی ببندیم.
هم امپریالیسم و هم جمهوری اسلامی دشمن مردم میهن ما هستند.
جانشین مترقی رژیم مردم کش جمهوری اسلامی، تنها با مبارزه شکیبانه و سازماندهی خشم توده ها و به دست توانای مردم ما ممکن است.




دژخیم با قاتل، باز با باز   تسلیت می دهد دیکتاتور به حقه باز

آقای خامنه‌ای در پیامی، درگذشت برادر آقای حسین شریعتمداری را تسلیت گفت.

جناب آقای حسین شریعتمداری دامت‌توفیقاته

در گذشت آن مرحوم تسلیت عرض میکنم.

رئیس جمهور درگذشت برادر آقای حسین شریعتمداری را تسلیت گفت. از درگاه خداوند منان برای ایشان رحمت و مغفرت الهی مسئلت دارم.

همدردی ولی فقیه و رییس جمهوری با یک شکنجه گر تصادفی نیست. شریعتمداری شکنجه می داد و رئیسی زیر حکم قتل را امضا می کرد و بعدها هر دو همدیگر را زیر عبای ولایت فقیه یافتند.

شریعتمداری یکی از مکارترین، حقه بازترین و دروغ گوترین فرد در تاریخ مطبوعات ایران است. این فرد که با شکنجه زندانیان وفاداری خود به ولی فقیه را اثبات کرد، به لقب “نماینده ولی‌فقیه و سرپرست موسسه کیهان” مفتخر شد.

اين بد سگال مردمي آزار، ژاژخاي دشمن كار، كه انديشه اش از پر مگس فراتر نمي رود و اوج عظمت را در شكوه حشرات مى بيند ادعا کرده است که فیلسوف بزرگ کمونیست، احسان طبری را به اسلام هدایت کرده است.

گوشه ای از یاوه های او در باره ی طبری در هنگام مرگ؛

سلام کردم‌، از دیدنم با شادی کودکانه‌ای ابراز خرسندی کرد.‌

گفت: «دلم می‌خواهد در میان شما باشم».

گفت: «من درختی بودم که در ظلمت روئیدم و در تاریکی ریشه دوانیدم‌، تازه شاخه‌ای به سوی نور کشیده بودم‌، پرسید: «راستی؛ فکر می‌کنی خداوند توبه مرا پذیرفته است؟»

درحالیکه، آقای سروش پس از سال ها خاموشی گفت.

«یک بار دیگر احسان طبری را دیدم– سال۶۳؟–  بود که وی را از زندان به خانه مرحوم محّمدتقی جعفری آوردند و مرا هم بدان مجلس فراخواندند. حال و روز خوشی نداشت و دهان و فک‌اش گویا شکسته یا کج شده بود. جعفری می‌خواست ‌با وی محاجه کند. یک‌بار که آقای جعفری سخنی در نقد شوروی (سابق) گفت، احسان تکانی خورد و دفاعی غیورانه کرد.» (زیتون ۱۲ دی ۱۳۹۵)




بدون حمایت امپریالیسم امریکا، بورژوازی صهیونیسم قادر به ادامه جنگ نیست!

بایدن گفت که ایجاد یک کشور مستقل برای فلسطینی ها هنوز امکان پذیر است. او گفت که می توان به صورتهای مختلف استقلال داشت، مثلا بدون ارتش و سرباز. پس از فشار فراوان از داخل و خارج، امپریالیسم امریکا برای خاموش کردن صدای اعتراض جهانیان می خواهد یک کشور دست نشانده و بدون ارتش و قدرت نظامی در کناره بورژوازی صهیونیسم مسلح به بمب اتمی برای فلسطینی ها بسازد.
ولی همین حرف را نیز نتانیاهو قبول نکرد و گفت که اسرائیل خواهان هیچ نوع کشور مستقل فلسطینی نیست و هیچ چیز جنگ را متوقف نخواهد کرد.
بعد از آن Axios رسانه اینترنتی آمریکایی با استناد به کارمندان ناشناس کاخ سفید نوشت که “صبر بایدن از نتانیاهو سر آمد”. کیتلین جانستون روزنامه نگار مترقی استرالیایی می نویسد که بایدن مکار است، او اگر می خواست می توانست به این کشتار پایان دهد.
جانستون می نویسد که غزه مدت ها است که به یک ازمایشگاه زنده برای مجتمع صنعتی نظامی غربی تبدیل شده است. این شرکت ها سلاح های جدید را بر روی بدن انسان ازمایش می کنند تا سلاحهای بعدی موثرتر ساخته شوند.

به نظر می رسد “اسرائیل حق دفاع از خود را دارد” به معنی “اسرائیل حق نسل کشی دارد و هیچ کشور دیگری حق ندارد ان را متوقف کند.” ترجمه کرده است.
اسرائیل و حامیانش با بستن راه های خبررسانی دیجیتالی و میدانی به شدت واقعیت انچه را که از 7 اکتبر به بعد در غزه اتفاق افتاده است، انکار کرده اند. مطبوعات غربی به شدت به نفع اسرائیل و علیه فلسطینی ها در مورد قبل از هفت اکتبر ۲۰۲۳ نمی نویسند. آنها می نویسند که حماس به اسرائیل حمله کرد، زیرا انها شیطان هستند و از یهودیان متنفرند. پوتین به اوکراین حمله کرد، زیرا او شیطان است و از دموکراسی متنفر است.




منافع مشترک بورژوازی اسکاندیناوی با امپریالیسم، دلیل جنگ طلبی کنونی دانمارک، نروژ، سوئد و فنلاند

تصورات غلط زیادی در مورد سرمایه داری اسکاندیناوی وجود دارد که گویا توانست، بدون این که هیچ مستعمره ای، یک سرمایه داری غیرامپریالیستی با دولتهای “رفاه” بسازد. جنگ طلبی کنونی کشورهای “رفاه” اسکاندیناوی ولی، این دوستان را به کلی گیج کرده است.

اولن در عصر کنونی نئولیبرالیسم امتیازاتی که سوسیال دموکراسی اسکاندیناوی از سرمایه داری به دست آورد، در معرض تهدید هستند و یا اصلا از بین رفته اند.

دوم این که توسعه سرمایه داری لزوماً مستلزم به داشتن کشورهای مستعمره زیر سلطه مستقیم خود نیست.

خود کشورهای اسکاندیناوی ممکن است مستعمره نداشته باشند، اما شریک غارت خلق های “جهان سوم” از سوی دیگر قدرت های امپریالیستی، چه قبل و چه بعد از جنگ جهانی دوم بوده و هستند. بگذریم از این که دانمارک هند غربی، ایسلند را داشت و هنوز گرینلند و جزایر فارو را در دست خود دارد و در طول قرن های 17 و 18 مستعمرات سوئدی در آمریکای شمالی و در آفریقا برای تجارت برده تأسیس شدند و تا سال 1878 قانونی باقی ماندند.

هر کشور سرمایه داری موفق نیازی به امپریالیست شدن ندارد. یک نظام امپریالیستی کلی وجود دارد که کشورهای مختلف سرمایه داری پیشرفته از این سیستم بهره مند می شوند، حتی زمانی که خود هیچ مستعمره مستقیمی ندارند. به عنوان مثال، در دوران اوج امپریالیسم بریتانیا، بازار بریتانیا به روی کالاهای دیگر کشورهای اروپا باز بود. این کشورها مجبور نبودند بازارهای انحصاری خود را بیابند، زیرا می توانستند آزادانه برای فروش کالاهای خود وارد بازار بریتانیا شوند.

به دین ترتیب، مواد خام استخراج شده توسط امپریالیسم بریتانیا از مستعمرات خود در دسترسی سایر کشورهای سرمایه داری در حال توسعه بود، بدون آن که این کشورهای مجبور باشند خود از خلق های دیگر دزدی کنند. برای همین، بورژوازی اسکاندیناوی ضرورت انباشت سرمایه خود را در بودن در گردان امپریالیسم می بیند




حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ نبرد با بزرگ مالکان

حزب توده ایران یکی از شرطهای پیروزی انقلاب ملی- دموکراتیک را در اجرای اصلاحات ارضی مترقی به سود دهقانان بی زمین و روزمزد می دانست. حزب توده ایران که به خوبی می دانست که بزرگ مالکان یکی از طبقه های انگلی و پایگاه اصلی امپریالیسم در میهن هستند، خواهان ضربه زدن به منافع آنها و ضعیف کردن پایگاه امپریالیسم بود.  با الهام گیری از حزب توده ایران بندهای ج و د قانون اصلاحات ارضی نوشته شد. ولی آقای خمینی با پشت کردن به هدفهای والای نخستین انقلاب و به سود کلان زمینداران به بهانه جنگ دستور توقف پیاده کردن بند ج و د را داد.  

پیش از برگزاری پلنوم هفدهم کلان سرمایه داران و بزرگ زمین داران جلوی اصلاحات ارضی پیش رو را گرفته بودند.

«تصمیم انقلابی شورای انقلاب درباره اصلاحات ارضی که پس از برکناری دولت بورژوازی لیبرال گرفته شد،  گام مهمی برای ریشه کن ساختن این پایگاه ضد انقلاب به شمار می آمد . با کمال تأسف ارتجاع در وجود بزرگ مالکان کلان سرمایه داران و بخشی از روحانیت وابسته به آنان (یعنی وعاظ السلاطین ) توانسته است با توسل به انواع تحرکات و به ویژه استفاده از دشواری های ناشی از جنگ تحمیلی آمریکا- صدام از انجام این تصمیم مردمی و خلقی به سود محرومان روستایی جلوگیری کند». (پلنوم هفدهم)

آیا کسی است که بگوید که زمین های بزرگ کشاورزی میان دهقانان بی زمین و کم زمین بخش و پخش شده است؟ در این زمینه هم تاریخ زندگی جمهوری اسلامی نشان می دهد که پدید آمدن یک بورژوازی زمین خوار آزمند برایند خط اقتصادی کلان بوده است. هم اکنون این طبقه انگلی با خرید و فروش زمین های شهرهای بزرگ که با همدستی با بورژوازی بوروکراتیک در دست خود گرفته است از گذشته هم بزرگتر و نیرومندتر شده است.




منطق پیمان جنگی- امپریالیستی ناتو برای صلح؛ مسلح شدن و جنگجویی بهترین راه برای جلوگیری از جنگ است!

پیمان جنگی و امپریالیستی ناتو قراردادی را برای خرید مهمات توپخانه ای به ارزش ۱،۲ میلیارد دلار امضا کرد. شرکتهای امپریالیستی تسلیحاتی Nexter فرانسوی و Junghans آلمان این مهمات را تولید خواهند کرد.

استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، که یک ضد کمونیست قهار است می گوید که افزایش تولید مهمات برای ادامه حمایت از اوکراین در جنگ علیه روسیه یک «ضرورت مطلق» است.

استولتنبرگ تاکید می کند که هیچ تهدید نظامی فوری از سوی روسیه علیه هیچ یک از کشورهای عضو ناتو وجود ندارد. با این حال، این پیمان جنگی خرید مهمات را برای یک تمرین نظامی غیرمعمول گسترده و برنامه ریزی شده با شرکت ۹۰ هزار سرباز در ماه فوریه و برای کمک به اوکراین خریده است.

– ما همه این کارها را انجام می دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که نیروها آماده هستند، تا مسکو آمادگی ما را در رابطه با توانایی محافظت از هر وجب از خاک ناتو ببیند و اشتباه محاسبه یا درک اشتباه از ما نداشته باشد. تا زمانی که ما این کار را انجام دهیم، هیچ حمله ای علیه خاک ناتو انجام نخواهد شد.

استدلالی که امپریالیسم به زبان رییس ناتو برای توضیح جنگ طلبی در باره تهدید ناشی از «توسعه طلبی روسیه» می کند،  استدلال درستی نیست. حتی با این فرض که روسیه مشتاق «توسعه‌طلب» است، «توسعه‌طلبی» آن شامل بخشی از اوکراین که زمانی بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود شد، اما سوئد، فنلاند و یا کشور دیگر عضو ناتو در این دسته قرار نمی‌گیرند. در اوج جنگ سرد، زمانی که قدرت های اروپایی به شدت فریاد تهدید شوروی می زدند و مردم اروپا را هر روز از بمباران شوروی می ترساندند، این کشورها عضو ناتو نشدند. پس چرا باید اکنون که اتحاد جماهیر شوروی نیست و مبارزه ضدکمونیستی امپریالیسم هم معنا نباید داشته باشد، این کشورها به عضویت ناتو در آیند؟




حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ نبرد بی امان برای آزادی

یکی از دروغ های بزرگ راست ها متهم کردن چپ ها به مهم نداستن آزادی است. این ادعا کاملا مخالف حقیقت تاریخی میهن ما است. از سال ۱۳۲۰ تا به امروز چپ ها در نبرد علیه دیکتاتوری های مختلف بیشترین کشته را در راه آزادی داده اند. چه نامی از لیبرالیستهای مدعی آزادی در تاریخ ایران ثبت شده است؟ ارانی، روزبه، جزنی، گل سرخی، حمید اشراف، تیزابی، کتیرایی، حتا برادران رضایی و حنیف نژاد با ایدولوژی چپ برای آزادی جنگیدند و نه با ایدولوژی راست.  دستهای جمهوری اسلامی به خون چپهایی مانند کی منش، مهرگان، انوشیروان لطفی، همه مجاهدانی که با اعتقاد به جامعه بی طبقه توحیدی کشته شده اند، آلوده است.

مردم شماره ۳۳ ۱۳۵۸

سیاست حزب در مورد آزادی های دموکراتیک چیست؟

جواب: دفاع از حقوق و آزادی های دموکراتیک و مبارزه پیگیر و مستمر برای آن یکی از اصول برنامه ای حزب ما و خط مشی سیاسی آن است. حزب ما همواره طی دورانهای مختلف حیات خود مدافع سرسخت حقوق و آزادی های مردم بوده و هیچگاه از این وظیفه سر باز نزده است. یک مراجعه حتی سطحی به اسناد و مدارک رسمی حزب ما به مقالات و جزوه های متعددی که از جانب حزب ما انتشار یافته و به گفتار های رادیو پیک ایران به روشنی تمام این حقیقت را نشان می دهد.

میان مبارزه علیه امپریالیست و مبارزه برای حقوق و آزادی های دموکراتیک پیوندی ناگسستنی وجود دارد. در واقع در عین اینکه مبارزه علیه امپریالیسم بدون برخورداری مردم از حقوق و آزادی های دموکراتیک نمیتواند به نتیجه فطعی برسد، نفس مبارزه ضد امپرالیستی خود ماهیتا مبارزه در راه حقوق و آزادی های دموکراتیک است زیرا تا امپریالیست بر کشور حاکم باشد نیل به آزادی واقعی مقدورنیست. این دو مبارز دو روی یک مدال هستند و نمیتوان یکی را بدون دیگری به نتیجه رساند.