سازمانهای اطلاعاتی آمریکا می گویند که اسرائیل به هدف خود برای از بین بردن حماس نزدیک نیست

امپریالیسم امریکا و بورژوازی صهیونیست هرگز نفهمیده اند که اشغال و سرکوب مقاومت خلق ها را برمی انگیزد. خلق ها به هر صورت ممکن و با استفاده از امکانات موجود به مقاومت خواهند پرداخت. به قول رفیق طبری پشت سر سازمانهای مذهبی نیروهای بالنده خلقی ایستاده اند. این مقاومت خلق فلسطین است که سرباز و جنگجو به حماس در غزه می دهد و نه ایدولوژی ارتجاعی رهبران در قطر و ترکیه نشین حماس.

 گادی آیزنکوت، یکی از اعضای کابینه جنگی اسرائیل گفت: ایده “شکست مطلق” حماس غیر واقعی است. هر کس از شکست مطلق [حماس در غزه] صحبت می کند و از اینکه دیگر اراده یا توانایی [آسیب رساندن به اسرائیل] را ندارد، حقیقت را نمی گوید. امروز وضعیت در نوار غزه این است که اهداف جنگ هنوز محقق نشده است.

وال استریت ژورنال گزارش داد که مقامات اطلاعاتی تخمین می‌زنند که اسرائیل پس از بیش از سه ماه حملات بی‌امان هوایی و عملیات زمینی در غزه به هدف خود برای از بین بردن حماس نزدیک نشده است. این گروه حدود 25000 تا 30000 شبه نظامی و چند هزار پلیس دارد. گروه‌های شبه‌نظامی دیگری از جمله جهاد اسلامی فلسطین در داخل غزه حضور دارند.

در گزارش ژورنال آمده است که حماس در حال استقرار مجدد نیروی پلیس خود در برخی مناطق در شمال غزه است که ارتش اسرائیل با وجود ویرانی های گسترده نیروهای خود را از آنجا خارج کرده است.

رئیس ستاد مشترک ژنرال چارلز کیو، براون، امریکا می گوید که کشتن بسیاری از غیرنظامیان به حماس در جذب نیرو کمک می کند. حماس و دیگر جناح‌های شبه‌نظامی می‌توانند اعضای خود را افزایش دهند، زیرا اسرائیل بسیاری از غیرنظامیان را قتل عام کرده است و احتمال پیوستن اعضای خانواده‌های بازمانده به مقاومت در برابر تهاجم اسرائیل را افزایش داده است.




افشاگری و اعتراف به رانت خواری در واردات گوشت قرمز در سیستم فاسد

لایه های گوناگون بورژوازی انگلی که حاکمیت را در دست دارند، در حفظ و تحکیم نظام جمهوری اسلامی با هم منافع مشترک دارند. همه ی این لایه های انگلی به یک سیستم بسته، غیر شفاف نیاز دارند که بتوانند بدون پاسخ گویی به مردم به دزدی بپردازند. برای همین، سیستم اداری این رژیم بسیار فاسد و مملو از رانت خواری هست. در این حال، این لایه های برای تقسیم سرمایه مردم میهن ما با هم در جنگ هستند. برای همین، هنگام درگیری این لایه ها به افشاگری محدود در مورد دزدی های همدیگر می پردازند و خود را از لایه های دیگر پاک تر نشان می دهند.

دلیگانی، عضو کمیسیون برنامه، بودجه مجلس به  یونانیوز گفت: به منظور تامین کالاهای اساسی 15 میلیارد دلار، هر دلار به مبلغ 28 هزار و 500 تومان اختصاص داده می‌شود. همین رقم به واردکنندگان گوشت گرم نیز اختصاص پیدا می‌کند. با این نرخ دلار هر کیلو گوشت قرمز را باید حدود 250 هزار تومان به کشور وارد کنند، ولی حدود 400 هزار تومان وارد می‌شود. در برخی نقاط تا کیلویی حدود 700 هزار تومان و ما بارها به وزیر جهاد کشاورزی تذکر داده‌ایم. بنابراین در این میان رانت وجود دارد.

‌دلیگانی گفت: در توزیع گوشت قرمز نیز تبعیض هم وجود دارد. در تهران گوشت گرم وارداتی توزیع می‌شود اما در استان‌هایی مانند اصفهان و کرمانشاه این اتفاق نمی‌افتد. گوشت منجمدی که وارد می‌شود عمدتا به فروشگاه‌های زنجیره‌ای اختصاص می‌یابد و نقاط دوردست که در آنجا فروشگاه زنجیره‌ای وجود ندارد از این امکان بهره‌مند نیست.

سرانه مصرف گوشت قرمز به‌دلیل نرخی که دارد به شدت کاهش یافته و کاهش قدرت خرید مردم در حوزه کالاهای اساسی تبعات منفی از جمله سلامت جسم و روان را در پی خواهد داشت.

حاکمیت فاسد جمهوری اسلامی نه توان و نه خواست بهبودی زندگی مردم میهن را دارد.




احسان طبری از زبان آذر طبری؛ چنگالِ دَدان نداشتم. مِنقارِ کرکسان نداشتم. با نیشِ کینه نبودم. با خارایی در سینه نبودم. از ناوَرد، گریختن نخواستم. با نامَرد، آمیختن نجُستم. بَندِ حقیقت پایْ گیرم شد. صُورِ سرنوشت آژیرم شد

من لااقل به سبب چهل سال زندگانی روزان و شبان با احسان طبری می‌توانم با همه ایمان و صداقت خود به سربلندی سوگند یاد كنم كه او جز عشق پُرایثارش به دفاع از والاترین فضایل انسانی و نبرد بی‌امان و خستگی‌ناپذیرش با ستم‌گری و دیوخویی انسان‌نمایان هدفی نداشته ‌است و جز در راه حق و حقیقت گامی ‌نپوئیده ‌است، كه دل بزرگش همواره به‌خاطر مظلومان جهان تپیده‌ وبزرگ‌ترین درد زندگانی‌اش، كه قلب دردمندش را در تمام اوقات حیاتش رنجه می‌داشت، درد دوری از وطن بود و زیباترین عشق او شوق بی‌پایانش به آزادی و استقلال و حیثیت ایران و ایرانی بود وهمه توان خود را، از قلم و قدم و كلام، جز در این راه صرف نكرده‌است.

بر این ادعا چه گواهی زنده‌تر از كارنامه آثار و نوشته‌های او و چه شاهدی گویاتر از همه كسانی كه از دشمن و دوست او رادیده و شناخته‌اند. آری، سابقه مبارزه و پیكار او با اهریمن و اهریمنان به زمان ‌های بسی دور برمی‌گردد، به روزگاری كه حتی بسیاری از انقلابیون و انقلابی‌نمایان امروز شاید كودكان چشم و گوش وزبان بسته‌ای بیش نبودند.

من ایمان دارم كه قضاوت تاریخ سرانجام او را به مقام در خورش خواهد رسانید و آنچه را كه در طول زندگی پُربار و افتخارش از او دریغ كردند، نسل‌های آینده ایران سپاس مندانه به او تقدیم خواهند كرد. آفتاب حقیقت هرگز برای همیشه زیر ابر دروغ و تهمت پنهان نمی‌ماند. شوهر من نیز با همین امید و اعتقاد بود كه همه سرمایه ‌عمر و علمش را در طبق اخلاص نهاد و تقدیم خیر و صلاح انسان كرد. امروز ممكن است كه باجعل و دروغ جمع بی‌خبری را فریفت و بی‌گناهی را در اذهان جامعه گناهكار نمایاند. آن روز كه آفتاب حقیقت بر جان جهان تابنده شود، این خفاشان كوردل خود را در چه سردابه‌هایی پنهان خواهند كرد؟




ایستادگی طبقه کارگر در برابر اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی

قانون کار برایند نبرد طبقاتی سال های بیست و زیر رهبری حزب طبقه کارگر نوشته شده بود. ولی بورژوازی انگلی آرام آرام سرشت پیش رو این قانون را تهی کرد، تا دوزخی برای کارگران بسازد. آقای روحانی رییس جمهور پیشین قانون کار را بزرگ ترین جلوگیر پیشرفت کشور خواند و همه ی لایه های بورژوازی انگلی به بهانه ی کمونیستی بودن آن شرایط کاری کارگران را هر سال بدتر کردند، تا راه سودآوری ددمنشانه سرمایه داران را هموار سازند.
چگونه کارگران برای حق خود بدون داشتن سندیکاهای مستقل و آزاد نبرد کنند؟ پای کارگران را بستند و سگ های بورژوازی هار را رها کردند.
طبقه کارگر تنها طبقه ای است که با دل جان علیه اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی می رزمد. باز هم طبقه کارگر تنها طبقه ای است که فریاد پشتیبانی خود را از نبرد خلق فلسطین علیه بورژوازی صهیونیسم و امپریالیسم پشتیبان آن به گوش جهانیان رسانده است.
کارگران هر چند پراکنده و بدون سازمان دهی سراسری،در برابر اقتصاد نئولیبرالیستی به ایستادگی می پردازند.
کارکنان شرکت نفت فلات‌قاره در سکوی ابوذر، کارگران ارکان ثالث در پالایشگاه نفت آبادان، کارکنان شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری، کارکنان موقت وزارت نفت در اهواز، کارگران شاغل و بازنشسته شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب در اهواز، کارگران شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر، کارگران روزمزد واحد خدمات پتروشیمی جم در عسلویه در استان بوشهر، کارگران پتروشیمی آبادان، کارگران و پرسنل شرکت نفت «منطقه‌ی سیری»، کارکنان شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری، کارگران شرکت آرمه‌نو پتروشیمی چابهار، کارکنان رسمی وزارت نفت در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر، کارکنان شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب در اهواز، کارگران پروژه‌ای شرکت استیم در پتروشیمی اسلام آباد غرب، کارکنان شرکت نفت فلات قاره، کارکنان نفت در پایانه‌‌های نفتی خارک و ایلام، به شیوه های گوناگون به نمایش ناخوشنودی خود از سیاست های ضد کارگری رژیم پرداختند.




سخنان نغز

دکتر امیر حسین آریان پور

انسان که در میان نمودهاي واقعیت عینی به سر می برد، براي زنده ماندن، از دگرگون کردن نمودهاي واقعیت عینی ناگزیر است. از این رو به فعالیت هاي گوناگون می پردازد. فعالیتی ثمربخش است که با نظام واقعیت عینی سازگار باشد، و چنین فعالیتی بدون شناخت قانون هاي واقعیت عینی تحقق نمی پذیرد.

شناخت، نتیجه اندیشیدن است. اندیشیدن فعلی است انسانی. فاعل آن، انسان و موضوع آن، واقعیت است. چنان که روانشناسی نشان می دهد، بر اثر اندیشیدن، ویژگی هاي نمودهاي عینی در مرکز اورگانیسم انسانی یعنی دستگاه پی منعکس می شوند و به میانجی آن دستگاه، در همه فعالیت هاي انسانی تاثیر می گذارند. بنابراین باید اندیشیدن را فعالیتی دانست که با سایر فعالیت هاي انسانی ملازمت دارد و در همه آنها انعکاس می یابد.

می توان در هر یک از نمودهاي واقعیت، چه عینی و چه ذهنی، چه طبیعی و چه مصنوعی، صورت و محتوایی یافت. اگر بخواهیم از این دو مفهوم که در فلسفه و علم هاي متعدد به کار می آیند؛ تعریف هایی نسبتاً عام به دست دهیم؛ باید چنین بگوییم: صورت یا برونه، مجموع ویژگی هاي نسبتاً ایستا و آشکار یک نمود است که به عنوان نمایشگر آن نمود، مستقیماً تظاهر می کند. محتوا یا درونه مجموع ویژگی هاي نسبتا پویا و ناآشکار یک نمود است که به میانجی صورت، به طور نامستقیم تظاهر می کند. صورت نماینده ثبات نسبی، و مایه هویت نمود است و از این رو آن را از نمودهاي دیگر منفصل و تفکیک می کند. محتوا نماینده تغییر نسبی و مایه تحویل هویت نمود است و از این رو آن را به نمودهاي دیگر متصل و تبدیل می کند.

انسان در ضمن فعالیت، به حکم واقعیت، معمولاً در مرحله اول به صورت هاي نمودها و در مرحله دوم به محتواهاي آنها می اندیشد.




حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ راه رشد غیرسرمایه داری

پس از انقلاب حزب توده ایران تلاش کرد که سمت گیری اقتصادی کشور را از سرمایه داری به دور کند. بخش بزرگی از اصل های اقتصادی قانون اساسی پس از انقلاب از دیدگاه های حزب توده ایران الهام گرفته شده بود.

پلنوم هفدهم حزب خواهان یک خط اقتصادی غیر سرمایه داری بود و هشدار می دهد که دست یابی به استقلال اقتصادی بدون یک بخش دولتی و بخش تعاونی گسترده شدنی نیست.

«تنها سمت گیری در راه رشد غیر سرمایه داری، یعنی پایه ریزی اقتصاد مردمی، اقتصادی که هدفش برقراری عدالت اجتماعی، پایان بخشیدن به سلطه غارتگرانه بزرگ مالکان و کلان سرمایه داران و کارگزارانشان از یک سو و گسترش و پیشرفت همه جانبه ی اقتصاد کشور در جهت رسیدن به حداکثر خودکفایی و تامین رفاه اجتماعی از سوی دیگر است، میتواند تیره بختی های حاکم در جامعه کنونی مارا ریشه کن سازد».

«تنها با گسترش بخش دولتی و بخش تعاونی ممکن است اقتصاد را طبق برنامه رهبری کرد، چیزی که بدون آن تامین استقلال اقتصادی غیر قابل دسترسی خواهد بود».

آیا هم اکنون حتا در درون دستگاه فرمانروایی جمهوری اسلامی کسی هست که سخن از سمت گیری غیر سرمایه داری اقتصاد جمهوری اسلامی بگوید؟ 

«حزب توده ایران بر آن است که شکوفایی اقتصاد کشور و تامین عدالت اجتماعی تنها از راه رشد بدون وقفه بخش های دولتی و تعاونی در اقتصاد و محدود کردن بخش خصوصی به فعالیت در رشته های کمکی با سرمایه گذاری متوسط و کوچک تحت کنترل همه جانبه دولت امکان پذیر است». (پلنوم هفدهم)

روند روزگار ولی نشان داده است که جمهوری اسلامی از آغاز نخستین دولت رفسنجانی تا کنون چهار نعل به سوی خصوصی سازی دوانده است. این نگرانی حزب نه تنها درست بود بل که قانون مندی این سخنان نیز در روند اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی به روشنی دیده شده است.




سرنگونی با دست های توانای توده ها نه با کمک امپریالیسم

انقلاب ملی- دموکراتیک بزرگی که جهان را لرزاند و می توانست پایه های
یک زندگی انسانی را برای مردم ما بسازد، نه تنها به هدف های خود نرسید، بل که
بورژوازی انگلی فرمان روا، دست آوردهای به دست آمده را از میان برداشت
.

کارگران و دیگر رنج بران که انقلاب کنندگان راستین بودند، نه تنها در
دستگاه فرمان روایی جمهوری اسلامی راه نیافتند، بل که بورژوازی انگلی با در پیش
گرفتن سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی و ضد کارگری، بسیاری از دست اوردهای انقلاب
و حتا دست آوردهای پیش از انقلاب را نابود کرده‌است و به سرکوب طبقه کارگر می
پردازد.

دستگاه فرمان روایی بسیار آلوده جمهوری اسلامی نه توان و نه خواست
برپایی زندگی بهتر برای توده های میهن ما را دارد.
همان گونه که نشان داده ایم، سیاست رژیم بر پایه سرکوب سنگ دلانه در
درون کشور، گنده گویی در باره ی امریکا در خاورمیانه و آشتی و سازش پنهانی با
امپریالیسم سوار است.

نیروهای سیاسی راست درون و برون کشور با سیاست اقتصادی سرمایه داری و نئولیبرالیستی
حاکمیت جمهوری اسلامی ناسازگاری ندارند و در برابر یورش ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم
به خلق فلسطین یا خاموش مانده اند و یا با امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم هم کاری
می کنند. نیروهای راست هوادار امپریالیسم در این آشفته بازار با سودجویی از بی زاری
مردم ما از رژیم جمهوری اسلامی، شب روز در کار “خستگی ناپذیر” انگیز دادن
به امریکا و اسراییل برای یورش به ایران هستند.

نیروهای راست درون و برون کشور، برای این که خود خواهان نظام سرمایه
داری و چاکری امپریالیسم هستند، توان رهبری خیزش های مردمی برای برپایی عدالت
اجتماعی، آزادی و یک اقتصاد مستقل را ندارند. این وظیفه بزرگ بر دوش نیروهای
“چپ” سوسیالیستی هست که تنها با هم اندیشی، هم یاری، هم کاری و هم گامی
در راه نبرد شدنی است
.




جمهوری اسلامی، در سراشیبی فروپاشی

مقاله ۴۰/۱۴۰۲
۳۰ دی ۱۴۰۲، ۲۰ ژانویه ۲۰۲۴

پیش گفتار

همان گونه که ما بارها گفته ایم، سیاست رژیم در درون کشور گسترش اقتصاد نئولیبرالیستی به سود بورژوازی انگلی، سرکوب ایستادگی طبقه کارگر، زندان و شکنجه شرکت کنندگان در جنبش آزادی خواهی و در برون از کشور گنده گویی بی پشتوانه علیه امریکا و سازش پشت پرده با امپریالیسم است.

آن هایی که دل بسته به “نگاه به شرق” رژیم شده اند، فراموش می کنند که این کار نه برای دوری از اقتصاد سرمایه داری، بل که برای امتیاز گرفتن از امپریالیسم غرب و از سر ناچاری انجام می شود. هم اکنون هم رژیم با گنده گویی در باره ی امریکا و اسراییل می خواهد که اندیشه مردم را از بن بست اقتصادی که با تورم، گرانی، بی کاری، بی خانمانی، آلودگی دستگاه اداری روبرو است به دور کند.  با آغاز یورش ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم به مردم فلسطین، رژیم می خواهد با گنده گویی از احساسات ضدامپریالیستی لایه های پایینی و میانی میهن ما به سود خود بهره برداری کند و برای خود زمان بخرد.

بگذارید با کمک روی دادهایی که در خود رسانه های جمهوری اسلامی گزارش داده می شود، نشان دهیم که داوی ما بی پایه نیست.

در آغاز بگذارید نگاهی به شرایط ناگوار اقتصادی که پیامد پیاده سازی اقتصاد نئولیبرالیستی هست داشته باشیم. پس از آن به بررسی تازه ترین نشانه های آلودگی دستگاه دیوان سالاری جمهوری اسلامی می پردازیم. در دنباله آن نگاهی کوتاه از ترس رژیم برای شرکت نکردن مردم در انتخابات در پیش و ایستادگی قهرمانانه طبقه کارگر علیه اقتصاد نئولیبرالیستی خواهیم داشت. در پایان نشان خواهیم داد که سیاست برون مرزی جمهوری اسلامی هم چنان برپایه گنده گویی در باره ی امریکا در برابر مردم میهن ما و خلق های خاورمیانه و سازش پنهانی با امپریالیست ها سوار است.

اقتصاد نئولیبرالیستی

دولت های جمهوری اسلامی که همگان خود را انقلابی خوانده و می خوانند؛ همگان به پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی سفارش شده نهادهای امپریالیستی پرداخته و می پردازند. این دولت هم که از مهر بی پایان خود ولی فقیه برخوردار است، با پشتیبانی ولی فقیه و زیر نام “مولد سازی” اقتصاد نئولیبرالیستی را ژرف تر و گسترده تر کرده است و هم اکنون هم نشان داده است که با سرکوب کارگران و با بالا بردن سن بازنشستگی، یکی از دستورهای نهادهای امپریالیستی، مانند بانک جهانی برای اقتصاد نئولیبرالیستی، را پیاده کرده است. این دستور در همه ی کشورهایی که نسخه امپریالیستی اقتصاد نئولیبرالیستی را پذیرفته اند، بدون استثنا (مگرجویی) یا انجام شده است و یا در روند پیاده شدن است. 

این قانون، بازنشستگی را تا ۳۵ سال کنش در بازار کار افزایش داده است و ۵ سال دیگر به سال های کاری پیش از بازنشستگی افزوده است. کارگران و کارمندان هیچ نقشی در دزدی ها و دوست بازی های صندوق‌های بازنشستگی نداشته‌اند، ولی دولت نئولیبرالیستی و شورای نگهبان آن با این کار هزینه دوست بازی و رانت خواری رییس های آلوده بوروکرات جمهوری اسلامی را بر دوش آنها گذاشته شد.

 نیاز به یادآوری است که بی کاری میان جوانان بالا است و «۴۲ درصد»‌ از بی کاران کشور، دانش آموختگان دانشگاه های کشور هستند که با افزایش سن بازنشستگی به افسردگی دچار خواهند شد، زیرا که باید ۵ سال بیش تر چشم به راه کار روزگار را بگذرانند. بر پایه گزارش «مرکز آمار ایران»، «۲ میلیون و ۴۳ هزار» تن بی کار هستند که در این میان دست‌کم «۸۷۵ هزار» از بی کاران دانش اموختگان دانشگاهی هستند. «۷۰ درصد» بی کاران کشور جوانان «۱۸ تا ۳۵ ساله» هستند و در تابستان سال گذشته هم «یک میلیون و ۶۴۳ هزار» بی کار  «۱۸ تا ۳۵ ساله» پشت دروازه های بازار کار چشم به راه کار بوده اند.

ابراهیم رئیسی، رییس دولت جمهوری اسلامی و صولت مرتضوی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفته اند که دو میلیون کار برای مردم فراهم کرده اند که با واکنش تند سیاست مداران کم دروغ گو روبرو شد. خبرگزاری «ایلنا» و روزنامه «هم‌میهن» چاپ تهران نوشتند که آمار اداری وزارت کار «بی‌پایه و صوری و ساختگی» است. کارشناسان بارها گفته اند که دولت جمهوری اسلامی با دست کاری آمار به آمارسازی به سود خود می‌پردازد. سیاست‌های واپس گرا و «زن ستیز» جمهوری اسلامی، شمار زنان در بازار کار را کاهش داده است و زنان دانش آموخته هم اکنون بزرگ ترین گروه کوچ کننده از میهن ما به کانادا هستند. روزنامه «دنیای‌اقتصاد» هجدهم آذرماه در گزارشی نوشته بود: « در سال ۲۰۲۱ بالغ بر ۵۲ درصد اقامت‌های دائم صادر شده برای ایرانیان در کانادا، ۴۵ درصد در فنلاند و ۴۹ درصد در استرالیا، مربوط به زنان بوده است.»

مسعود نیلی، داوود سوری و زهرا کاویانی سه اقتصاددان شناخته شده در ایران با خرده گیری از شیوه رهبری اقتصادی در چهار دهه گذشته می گویند که در زمینه کاهش نداری و تهی دستی «دستاورد ویژه‌ای» نداشتیم و به جایی رسیده‌ایم که در سال ۱۴۰۲ «۳۰‌ درصد جمعیت ما زیر خط فقر هستند.»

علی‌اکبر بسطامی نماینده مجلس یکشنبه دهم دی‌ ماه در مجلس از شرایط اقتصادی کشور انتقاد و از «اتفاق شومی» در باره ی خودکشی جوانان در استان ایلام سخن گفت و خواهان برنامه ریزی برای روبرو شدن با این «این پدیده شوم» شد.این نماینده مجلس گفت که بی کاری میان نیروهای بومی در شهرستان‌های مهران، ایوان و… بیش تر است. حسین زاغفر، کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه، در گفتگو با وبسایت «دیده‌بان ایران»، سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی را ریشه خودکشی‌ها در ایران برشمرد.

روزنامه جمهوری اسلامی در شماره روز دوشنبه خود، نوشت که دلیل این خودکشی‌های روزانه جوانان، بی کاری آن ها است. روزنامه «جهان صنعت» نیز دهم دی ماه نوشت که میان بی کاری و خودکشی پیوند ناگسستنی است. «جهان صنعت» نوشت که در  سال گذشته صد هزار کارگر تلاش به خودکشی کردند که در پی آن بیش از ۶ هزار کارگر جان خود را از دست دادند. بر پایه آمار سازمان بهداشت جهانی خودکشی در یک دهه بیش از ۴۰درصد افزایش یافته است. آمارهای جهانی نشان می دهد که ایران در سال ۲۰۲۲ هشتمین کشور جهان با بالاترین نشانه های تیره روزی (فلاکت) بوده است که در کم تر از دو دهه، این نشانه ها در کشور به بیش از دو برابر رسیده است. نرخ تورم و بی کاری از نشانه های برجسته تیره روزی در هر کشوری هستند. تنها کشورهایی مانند زیمباوه، ونزوئلا، لبنان، سودان، ترکیه، آرژانتین و سورینام تیره روزتر از ایران هستند.

پاسخ سردمداران جمهوری اسلامی به این همه بدبختی و بی چارگی مانند همیشه دروغ و گنده گویی است. رئیسی در سخنرانی خود در فیروزکوه گفته است: جهان از پیشرفت‌های کشور با وجود تحریم در شگفت است!!! تا قله راهی نمانده است لذا خستگی و ناامیدی ممنوع است. عباس عبدی از بی برنامگی دولت سخن گفت و افزود که دولت می گوید که “ما ۷ هزار صفحه داریم”، مگر کسی در دنیا ۷هزار صفحه برنامه می دهد؟ ۷ خط بدهید کافی است تا معلوم شود که می خواهید چکار کنید.

آلودگی دستگاه دیوان سالاری جمهوری اسلامی

پس از انقلاب حزب توده ایران برای جلوگیری از آلودگی در دستگاه دیوان سالاری جمهوری اسلامی خواهان شفاف سازی و بازرسی دموکراتیک مردم بر کارکرد نهادهای دولتی بود. حزب توده ایران باور داشت که با پیاده کردن اصل ۲۶ که به حقوق دموکراتیک و شرکت توده ها در سرپرستی جامعه می پردازد، می توان اقتصاد دولتی را بر پایه اصل ۴۴ قانون اساسی به سود توده ها رهبری کرد.

لایه های گوناگون بورژوازی انگلی که دستگاه فرمان دهی جمهوری اسلامی (حاکمیت) را در دست گرفته اند، ولی نشان داده اند که برای بده و بستان میان لایه های خودی به یک دستگاه بسته، غیر شفاف و بدون پاسخ گویی نیاز دارند تا بتواند به آسانی به دزدی از سرمایه مردم بپردازند.

روزنامه های درون کشور به تازگی در باره ی دزدیده شدن ۴۸ تخته فرش ارزش مند از کاخ سعدآباد نوشته اند. به گزارش همشهری آنلاین در میان دست گیرشدگان نام یکی از دولت چی های پیشین و آقازاده اش نیز دیده می شود. ارزش این فرش ها به آن اندازه بالا هست که نمی توان آن ها را بهاگزاری کرد. این پرونده برای پژوهش به دادگاه ویژه روحانیت سپرده شد.

نخستین دزدی بزرگ آشکار شده از سوی زنجانی انجام شده بود که نزدیک به سه میلیارد دلار را به جیب زد. هیچ کس نمی داند  که او چه اندازه نفت در دوران تحریم فروخته است و چند میلیارد از آن را به حساب بانکی خود واریز کرد.

روزنامه اعتماد در گزارشی در باره ی پرونده بابک زنجانی می نویسد که؛«پس از ۱۰ سال روشن نشده چه کسی با او همکاری کرده است؟ روشن نشده زنجانی ویترین چه کسانی بوده است؟ روشن نشده چه کسانی به او مجوز نگهداری پول‌های حاصل از فروش نفت را در حساب شخصی‌اش داده‌ بودند؟ روشن نشده زنجانی را چه کسانی مامور فروش نفت کرده بودند؟ روشن نشده او به پشتوانه چه کسانی در زندان و دادگاه هم گردن‌کلفتی می‌کرد؟» در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد، کسانی برای دور زدن تحریم‌ها دست به کار شدند؛ آن ها بازرگانانی بودند که نفت را از دولت ایران می‌گرفتند و آن را در بازارهای جهانی به فروش می‌رساندند و بخش (حق‌الزحمه) خودشان را از روی پول فروش نفت برمی‌داشتند و پس مانده را به حساب‌های بانکی وزارت نفت در خارج از کشور واریز می‌کردند. هادی بیگی‌نژاد عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت که «اگر هر کسی را که در دور زدن تحریم حضور دارد لو بدهند همین مساله مشابه بابک زنجانی رخ می‌دهد.»

در چند ماه گذشته نیز روزنامه ها در باره ی دزدی دیگری، بزرگ تر از دزدی زنجانی به روشن گری پرداختند. شرکت چای دبش نزدیک به چهار میلیارد دلار، از ارزهای دولتی را به جیب دوستان خود فرستاد. دولت نه تنها گناه خود را نمی پذیرد و به دنبال به دادگاه کشیدن بزه کاران نیست، بل که وزیر اقتصاد دولت ابراهیم رئیسی با پررویی، گفت «شرکت چای دبش بابت ارزی که برای واردات چای دریافت کرده بود، پولش را پرداخته و اموال مردم به جایی نرفته است. به بانک مرکزی پول داده، ارز دریافت کرده و قرار بوده با آن کالا و تجهیزات وارد کند که نصف آن را وارد کرده و نصف دیگر را وارد نکرده است. پولی از کشور خارج نکرده، ساختمان‌ها و ماشین‌آلات مربوط به آن نیز در اختیار قوه قضاییه است».

هم زمان، ذبیح‌الله خداییان  رییس سازمان بازرسی  گفت که این گروه، «برای یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار از ارزهای دریافتی خود، رفع تعهد نداشته و کالایی وارد کشور نکرده است».

اژه‌ای که باید برای نقش خود در کشتار زنجیره‌ای در دههٔ ۱۳۷۰ به دادگاه کشانده شود، هم اکنون به بازپرسان بازپرسی دادگرایانه آموزش می دهد! به گزارش همشهری آنلاین، حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای، از دادسرای ناحیه ۱۶ در جنوب پایتخت بازدید کرد و از نزدیک به بازرسی رسیدگی به پرونده‌ها پرداخت. همشهری می نویسد که ایشان به پرسش های کارشناسی نیز پاسخ داده است. نیاز به یادآوری است که اژه ای تنها آموزش دینی دارد و هیچ حقوق دانشگاهی نخوانده است. در این گزارش آمده است که اژه ای با نگاهی موشکافانه و با پرسش های کارشناسانه از سه دزد، دروغ های آن ها را برای همگان آشکار کرد و خواهان زندان های سنگین برای آن ها شد. نیاز به یادآوری است که در دستگاه قضایی همین آقا، سرنوشت دزدی های بزرگی مانند دزدی زنجانی، چای دبش و هم اکنون فرش های کاخ سعداباد تا کنون روشن نیست.

ترس از سیلی خوردن از مردم

سران رژیم می دانند که با شکست اقتصادی سراسری و نداشتن توانایی فراهم کردن نخستین نیازهای انسانی برای توده ها، با یک دستگاه آلوده دیوان سالاری که تا ریشه ناپاک و پوسیده است و به جای کارشناسی به دوست بازی و رانت خواری می پردازد، مردم میهن ما هیچ دلبستگی و انگیزه شرکت در یک انتخابات نمایشی را ندارند. سران جمهوری اسلامی از شرکت نکردن مردم در انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی بسیار نگران هستند. تازه ترین دیدسنجی ها نشان می دهد که تنها ۳۴ درصد از مردم رای خواهند داد و در تهران تنها ۱۷ درصد.

رژیم برای دل گرمی مردم، برخی از سیاست مداران خود را به بازار انتخابات فرستاد. باهنر به شورای نگهبان گفت که با به کار بردن «عدم احراز صلاحیت» شرایط را بدتر نکنند. محمدصالح جوکار رئیس کمیسیون شوراهای مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم، گفت: انتخابات نمادی از اراده، باور، اختیار و انتخاب است. یکی از پایه‌‌های اساسی هر کشور مردم سالاری است که مبنی بر معیارهای و ارزش‌های آن کشور است.

رییس کارگزاران عطریانفر از رادیکالیسم میان اصلاح‌خواهان سخن گفت. او خواهان سرسپردگی سران سازش کار اصلاح خواهان است. با این همه، محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی گفت که ” بخش‌هایی از بدنه اصلاح‌طلبی در کشور ما این حس را دارند که موضوع انتخابات اساساً بلاموضوع شده است. حس برخی گروه‌های اصلاح طلب این است که با توجه به سیاست بسته‌ای که در بحث تایید صلاحیت‌ها در دستورکار حضرات است نامزدهای برگزیده آنها امکان تایید را ندارند لذا سوال‌شان این است که چرا باید ظرفیت‌های خود را برای رقیب فعال کنند. این دغدغه‌ای است که بنده هم رد نمی‌کنم.”

عباس عبدی، کارشناس سیاسی اصلاح خواه که چندی پیش مهمان «کافه خبر» بود با انتقاد از دولت گفت؛«در جناح حاکم جریان های دیگری هم هستند که به لحاظ اعتقادی شاید به این مساله جمهوریت معتقد نباشند، اما به لحاظ عملی خوب می فهمند که بدون حدی از صندوق رای، بقایشان در خطر قرار می گیرد. »

ایستادگی طبقه کارگر

قانون کار برایند نبرد طبقاتی سال های بیست و زیر رهبری حزب طبقه کارگر نوشته شده بود. ولی بورژوازی انگلی آرام آرام سرشت پیش رو این قانون را تهی کرد، تا دوزخی برای کارگران بسازد. آقای روحانی رییس جمهور پیشین قانون کار را بزرگ ترین جلوگیر پیشرفت کشور خواند و همه ی لایه های بورژوازی انگلی به بهانه ی کمونیستی بودن آن شرایط کاری کارگران را هر سال بدتر کردند، تا راه سودآوری ددمنشانه سرمایه داران را هم وار سازند.  پای کارگران را بستند و سگ های بورژوازی هار را رها کردند. چگونه کارگران برای حق خود بدون داشتن سندیکاهای مستقل و آزاد نبرد کنند؟

طبقه کارگر تنها طبقه ای است که با دل جان علیه اقتصاد سرمایه داری- نئولیبرالیستی می رزمد. باز هم طبقه کارگر تنها طبقه ای است که فریاد پشتیبانی خود را از نبرد خلق فلسطین علیه بورژوازی صهیونیسم و امپریالیسم پشتیبان آن به گوش جهانیان رسانده است.

کارگران هر چند پراکنده و بدون سازمان دهی سراسری،در برابر اقتصاد نئولیبرالیستی به ایستادگی می پردازند.

کارکنان شرکت نفت فلات‌قاره در سکوی ابوذر، کارگران ارکان ثالث در پالایشگاه نفت آبادان، کارکنان شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری، کارکنان قرارداد موقت وزارت نفت در اهواز، کارگران شاغل و بازنشسته شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب در اهواز، کارگران شرکت پایانه‌ها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر، کارگران روزمزد واحد خدمات پتروشیمی جم در عسلویه در استان بوشهر، کارگران پتروشیمی آبادان، کارگران و پرسنل شرکت نفت «منطقه‌ی سیری»، کارکنان رسمی وزارت نفت  در شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری، کارگران شرکت آرمه‌نو شاغل در پتروشیمی چابهار، کارکنان رسمی وزارت نفت در منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهر، کارکنان ستادی شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب واقع در اهواز، کارگران پروژه‌ای شرکت استیم در پتروشیمی اسلام آباد غرب، کارکنان رسمی شرکت نفت فلات قاره، کارکنان رسمی نفت شاغل در پایانه‌‌های نفتی خارک و ایلام، به شیوه های گوناگون به نمایش ناخوشنودی خود از سیاست های ضد کارگری رژیم پرداختند.

پرستاران و کادر درمانی بیمارستان امام خمینی در شهر ارومیه، بیمارستان شهدای تجریش تهران، شهر اراک، کاشان و آران و بیدگل، کرمانشاه، یزد، اسلام آباد غرب، گیلان، بیمارستان توحید و  بیمارستان بعثت سنندج، بیمارستان خمینی صومعه سرا، سنندج در برابر شرایط بد کاری ایستادگی کردند.

بازنشستگان برای همسان سازی در شهرهای تهران، یزد، سیستان و بلوچستان، اردبیل، آذربایجان غربی، اصفهان، ایلام، گیلان، خوزستان، لرستان، قزوین، مازندران، همدان، کرمانشاه، کرمان، ممسنی، اردبیل، ایلام، اهواز، کرمانشاه،  بروجرد، خرم آباد، شیراز، بیجار، تبریز، مریوان، بندرعباس، زاهدان، زنجان، اردبیل، اصفهان، اراک، دزفول، شوش، سنندج، ایلام، اهواز، همدان، قزوین، استان‌های فارس، زنجان، هرمزگان، کردستان، چهارمحال و بختیاری، آذربایجان‌شرقی نشست هفته‌ ای برگزار کردند.

سیاست برون مرزی جمهوری اسلامی

این درست است که سیاست برون مرزی جمهوری اسلامی بر ستون شیعه سازی خاورمیانه پایه گزاری شده است، ولی هم زمان تئوری “ام القری” جمهوری اسلامی، زنده ماندن نظام اسلامی در ایران را برجسته تر از هر چیز دیگر می داند. لاریجانی پس از شکست سیاست “صدور انقلاب اسلامی” قهرآمیز، نظریه “ ام القری” شیعه را آفرید. نظریه “ ام القری” برای پیاده کردن سیاست شیعه گرایی با کاربرد شیوه های نرم آفریده شده است. برای همین دستگاه فرمان دهی جمهوری اسلامی تا هفته پیش خویشتن دار بود و به دام جنگ نیفتد.

در هفته های گذشته کارکنان امنیتی بورژوازی صهیونیسم بی کار ننشسته بودند. آن ها در یک یورش هم آهنگ تروریستی فرمانده سپاه در سوریه، معاون حماس در بیروت و چندین تن سوگوار را در سال گرد کشته شدن قاسم سلیمانی کشتند. همه ی این یورش ها برای به دام انداختن جمهوری اسلامی در یک جنگ رو در رو با امپریالیسم امریکا است. امپریالیسم امریکا باز کردن یک جبهه نوین جنگی علیه جمهوری اسلامی را هم اکنون به سود خود نمی بیند، ولی دستگاه فاشیستی اسرائیل بسیار خواهان انگیزه دادن به امریکا برای یورش به ایران است و برای انجام این کار می خواهد به بهانه های گوناگون پای ایران را به جنگ بکشاند. اسراییل کوشش می‌کند که با کشاندن پای جمهوری اسلامی به جنگ به هدف اصلی خود برای انگیزه دادن به امریکا برای سرنگونی رژیم در ایران دست یابد.

شوربختانه، واپس گرایان با چند یورش نابخردانه به سوریه، عراق و پاکستان، اگرچه برای خوشنود کردن هواداران نومید خود، خطر کشانده شدن میهن ما به جنگ را افزایش داده اند. به ویژه پاسخ موشکی پاکستان می تواند با انگلک های سربازان گمنام بورژوازی صهیونیسم راه را برای یک جنگ بزرگ در خاورمیانه باز کند. در پاسخ یورش جمهوری اسلامی به روستایی در پاکستان، ارتش پاکستان می‌گوید با موشک و پهپاد به «هفت پایگاه تروریست‌ها و جدایی‌خواهان بلوچ» در ۵۰کیلومتری خاک ایران یورش برد.

حتا نخست وزیر عراق در واکنش به یورش سپاه به اربیل گفت که این یورش روند خطرناکی است که پیوند نیرومند میان عراق و ایران را کم توان می‌کند. با این همه، رسانه های جمهوری اسلامی این تنش آفرینی نابخردانه را پیروزی بزرگ می خوانند و مانند همیشه به گنده گویی می پردازند. گروه سیاست مثلث‌آنلاین می نویسد: حمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مواضع تروریست‌ها در خاک عراق و مقر موساد در سوریه پیام روشنی به صهیونیست‌ها و آمریکا داشت. ابوالفضل ظهره‌وند، کارشناس سیاست خارجی، درباره این باره به «مثلث‌آنلاین» گفت: «در ابتدا اقدام مقتدرانه سپاه را تبریک می‌گویم. به نظر من حمله به مقر موساد و تروریست‌ها معادله را به نفع محور مقاومت تغییر داد. اکنون هم می‌بینیم که کابینه نتانیاهو در حال فروپاشی است».به گزارش مشرق پس از یورش جمهوری اسلامی به پاکستان، حسین شریعتمداری نابخرد در  یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت که “انتظار آن است که دولت پاکستان از حمله سپاه به مقر تروریست‌ها و دفع شر آنها خشنود باشد“. این انسان تهی مغز واپس گرا خواهان سپاس گزاری پاکستان برای یورش به کشور خود است !

پاداش امپریالیسم به جمهوری اسلامی برای خوشتن داری

داده های فراوانی نشان گر این است که امپریالیسم امریکا و اروپا می خواهد ارمغانی به جمهوری اسلامی برای خویشتن داری در جنگ بورژوازی صهیونیسم علیه خلق فلسطین بدهد و برخی از تحریم ها را بر دارد.

«پت رایدر» سخن گوی وزارت جنگ آمریکا در کنفرانس خبری شامگاه چهارشنبه خود گفت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یورش موشکی و پهپادی به اربیل عراق، تاسیسات آمریکایی را هدف قرار نداد. کارشناس هوادار جمهوری اسلامی روابط بین‌الملل، آقای مرندی در گفت و گو با شبکه انگلیسی بی بی سی گفت که ایران و دوستانش به دنبال آتش بس در خاورمیانه بوده و هستند.

ایسنا می نویسد که دیپلمات‌های بلندپایه ایران و اتحادیه اروپا در دیداری در ژنو، درباره از میان برداشتن تحریم‌ها و جنگ خاورمیانه گفت‌وگو کردند.«علی باقری» دست یار سیاسی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران از دیدار و گفت‌وگو با «انریکه مورا»  دست یار سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ژنو سوئیس سخن گفت. امیرعبداللهیان در باره ی برجام گفت: ابتکار سلطان عمان همچنان روی میز است. وی بر پای بندی ایران به گفت و گو سخن گفت و پشتیبانی سیاسی سوئیس را در این روند برجسته خواند.

به نوشته سی‌ان‌بی‌سی، بلینکن روز چهارشنبه در مرکز کنگره در داووس گفت: «من فکر می‌کنم که پاره کردن توافق هسته‌ای ایران اشتباه بزرگی بود. ما برنامه هسته‌ای ایران را در یک جعبه محفوظ قرار داده بودیم. از زمانی که قرارداد پاره شد، [برنامه هسته‌ای] ازکنترل خارج شد. و ما اکنون در جایی هستیم که نمی‌خواستیم در آن باشیم زیرا توافقی در دست نداریم. بنابراین فکر می‌کنم که [این اقدام] عمیقاً تاسف‌برانگیز بود.»

همه ی این روی دادها نشان گر سازش پنهانی جمهوری اسلامی با “شیطان بزرگ” است. البته ما همیشه گفته ایم که تنش زدایی به سود خلق های خارومیانه است و باید به آن خوش آمد گفت. ولی هم زمان نباید از یاد برد که چرا جمهوری اسلامی به این خواری تن در می دهد. دلیلش آماده شدن برای سرکوب خیزش های مردمی و ایستادگی طبقه کارگر است. جمهوری اسلامی دشمن اصلی خود را خلق های میهن ما می داند و نه امریکا.

نقش نیروهای “چپ” و راست

شرایط عینی انقلاب در میهن ما به سود نیروهای “چپ” سوسیالیستی است. بزرگ ترین طبقه ای که به نبرد علیه اقتصاد نئولیبرالیستی می پردازد، طبقه کارگر است. تنها بخشی از طبقه کارگر پشتیبانی انترناسیونالیستی خود را به خلق فلسطین نشان داده اند. احساسات ضدامپریالیستی لایه های پایینی و میانی جامعه ما، نیز هم آهنگ با اندیشه ضدامپریالیستی نیروهای “چپ” است.

نیروهای سیاسی راست درون و برون کشور با سیاست اقتصادی سرمایه داری و نئولیبرالیستی حاکمیت جمهوری اسلامی ناسازگاری ندارند و در برابر یورش ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم به خلق فلسطین یا خاموش مانده اند و یا با امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم هم کاری می کنند. نیروهای راست هوادار امپریالیسم در این آشفته بازار با سودجویی از بی زاری مردم ما از رژیم جمهوری اسلامی، شب روز در کار “خستگی ناپذیر” انگیز دادن به امریکا و اسراییل برای یورش به ایران هستند.

آقای رضاپهلوی، تنها برای این که فرزند یک کودتاچی است که با دست های امپریالیست های امریکا و انگلیس بر تخت شاهی نشانده شده بود و به دستور آن ها و برای فراهم کردن سود برای آن ها به کشتار خلق های میهن ما پرداخت، خود را رهبر جنبش ضد جمهوری اسلامی می داند و خواهان حق ویژه رهبری برای خود است. رضاپهلوی و یک خانم مردم و میهن فروش، مسیح علی نژاد با بی شرمی می گویند که مردم ایران خواهان یورش اسراییل به جمهوری اسلامی هستند!.

آن ها بلندپروازی و نوکری خود را نشان داده ند و پیوسته به سیاست مداران آمریکایی می گویند که برای پاسبانی از بورژوازی صهیونیسم باید سرِ مار را در تهران کوبید.

پایان سخن

انقلاب ملی- دموکراتیک بزرگی که جهان را لرزاند و می توانست پایه های یک زندگی انسانی را برای مردم ما بسازد، نه تنها به هدف های خود نرسید، بل که بورژوازی انگلی فرمان روا، دست آوردهای به دست آمده را از میان برداشت.

کارگران و دیگر رنج بران که انقلاب کنندگان راستین بودند، نه تنها در دستگاه فرمان روایی جمهوری اسلامی راه نیافتند، بل که بورژوازی انگلی با در پیش گرفتن سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی و ضد کارگری، بسیاری از دست اوردهای انقلاب و حتا دست آوردهای پیش از انقلاب را نابود کرده‌است و به سرکوب طبقه کارگر می پردازد.

دستگاه فرمان روایی بسیار آلوده جمهوری اسلامی نه توان و نه خواست برپایی زندگی بهتر برای توده های میهن ما را دارد. همان گونه که نشان داده ایم، سیاست رژیم بر پایه سرکوب سنگ دلانه در درون کشور، گنده گویی در باره ی امریکا در خاورمیانه و آشتی و سازش پنهانی با امپریالیسم سوار است.

نیروهای راست درون و برون کشور، برای این که خود خواهان نظام سرمایه داری و چاکری امپریالیسم هستند، توان رهبری خیزش های مردمی برای برپایی عدالت اجتماعی، آزادی و یک اقتصاد مستقل را ندارند. این وظیفه بزرگ بر دوش نیروهای “چپ” سوسیالیستی هست که تنها با هم اندیشی، هم یاری، هم کاری و هم گامی در راه نبرد شدنی است.