حزب توده ایران در آینه تاریخ؛ مبارزه علیه بورژوازی تجاری

یکی از شرایطی که حزب توده ایران برای پیروزی انقلاب ملی- دموکراتیک مهم می دانست، کوتاه کردن دست بورژوازی تجاری از رهبری اقتصادی و سیاسی جامعه بوده است.
زمانی که حزب توده ایران با وجود همه ی فشارها هنوز روزنامه و فعالیت داشت، بخش بزرگی از وقت خود را برای فشار آوردن به رهبران جمهوری اسلامی برای اجرای اصل قانون اساسی ملی کردن بازرگانی خارجی به کار برد. ولی سرانجام به قول رفیق عمویی آقای خمینی آشکارا به حمایت از بورژوازی تجاری پرداخت.
عمویی می گوید:
وجود همین «هیئت مؤتلفه» که بسیار نزدیک به آقای خمینی بود یک مقدار هشدار بود! ما فکر میکردیم که بیشتر مؤتلفه است که دارد از توان آقای خمینی استفاده می کند.
در این باره می توان به رسانه های حزبی در گذشته نگاهی انداخت. پلنوم هفدهم حزب این چنین می نویسد: « هم اکنون عملکرد سرمایه داری تجاری و تا حد معینی سرمایه داری وابسته به زمین و مسکن این خطر را در مقابل چشم همه مردم قرارداده و ضرورت مبارزه همه جانبه برای ریشه کن کردن این تسلط غارتگرانه و محدود کردن فعالیت سرمایه در این زمینه ها را از طرف وسیع ترین اقشار جامعه ایران مطرح کرده است.»
« با کمال تأسف دولت جمهوری اسلامی تاکنون بیشتر به نصیحت و موعظه پرداخته است و فکر می کند از اینرو میتوان دزدان زالو صفت را تغییر ماهیت داد.»
حزب توده ایران چهل و دو سال پیش بورژوازی تجاری را “دزدان زالو صفت” می خواند. برخی از دوستان با اینکه می گویند که نقش بورژوازی تجاری در حاکمیت جمهوری اسلامی بسیار عمیق است، هنوز با “نصیحت و موعظه” می خواهند دولت های جمهوری اسلامی را به راه “راست” هدایت کنند. همان گونه که پلنوم هفدم به درستی می گوید امید داشتن به این گونه دگردیسی درست نیست.




نهادینه شدن فساد در حاکمیت جمهوری اسلامی به رهبری بوژوازی انگلی

پس از انقلاب حزب توده ایران برای جلوگیری از رشد فساد، همراه با دولتی کردن اقتصاد و همگانی کردن مالکیت، خواهان شفاف سازی و نظارت دموکراتیک بر کارکرد نهادهای دولتی بود.

حزب توده ایران باور داشت که با پیاده کردن اصل ۲۶ که به حقوق دموکراتیک و شرکت توده ها در سرپرستی جامعه می پردازد، می توان اقتصاد دولتی را بر پایه اصل ۴۴ قانون اساسی به سود توده ها رهبری کرد.

لایه های گوناگون بورژوازی انگلی در حاکمیت جمهوری اسلامی نشان داده اند که برای بده بستان میان جناحی خود به یک مدار بسته و غیر شفاف نیاز دارند تا با فراغت به دزدی از سرمایه مردم بپردازند.

نخستین فساد بزرگ از سوی زنجانی انجام شد که نزدیک به سه میلیارد دلار را به جیب زد. هیچ کس نمی داند  که او دقیقا چه میزان از پول‌هایی که از بابت فروش نفت در دوران تحریم دراختیار داشته را به خزانه دولت داد. با افشای فساد چای دبش نزدیک به چهار میلیارد دلار، بابک زنجانی به مقام دوم سقوط کرد.

به گزارش همشهری آنلاین: یک آقازاده سارق فرش‌های ارزشمند کاخ سعدآباد است. کاخ سعدآباد در اختیار نهاد ریاست‌جمهوری است و برای استقبال از مهمانان خارجی استفاده می شود. ارزش ۴۸ تخته فرش سرقت شده قابل قیمت گذاری نیست. محمد دهقان معاون حقوقی رئیس جمهوری تعداد متهمان پرونده سعدآباد را ۹ نفر عنوان کرد و به تشکیل پرونده قضایی تحت عنوان «اختلاس، خیانت در امانت، سرقت و تصرف غیرقانونی در اموال دولتی» اشاره کرد و گفت: یکی از اعضای ارشد دولت قبل و فرزند وی از متهمان اصلی مفقود شدن فرش‌های سعدآباد هستند. مظنون اصلی این پرونده شرایط خاصی دارد و اکنون پرونده اش به دادگاه ویژه روحانیت ارسال شده است.

نیاز به یادآوری است که دادگاه ویژه روحانیت تنها برای روحانیان برگزار می شود.




سخنان نغز

احسان طبری

دیالکتیک سیر خودبه خودی و سیر آگاهانه
قوائی که در جامعه به غلبه نو کمک می کند بر دو قسمند:

  1. قوای آگاه اجتماعی، عوامل ذهنی نهضت های انقلابی، و جهان بینی انقلابی آن؛
  2. قوای خودبه خودی اجتماعی، رشد قوای مولده، تراکم تضادهای حل نشدنی درنظام کهن، تجربه تدریجی مردم.

عامل آگاه رشد مبارزه نو را علیه کهن تسریع می کند، عامل خودبه خودی زمینه را برای غلبه نو بر کهن آماده می کند و بدان نضج می بخشد. تناسب بین «تسریع» و «نضج»، بین «آگاهانه» و«خودبه خودی» از اهم مسائل در پراتیک انقلابی است. عامل آگاه فقط تا حد معینی می تواند راه «خودبه خودی» را کوتاه کند نه بیش، ولی عامل آگاه حتماً باید راه را به حد اعلی کوتاه کند – این روح انقلابی، تاکتیک نبرد آگاهانه است.
تکیه فقط به سیر خودبه خودی، به پروسه نضج تدریجی، اپورتونیسم، رفورمیسم، تاکتیک پروسه، کرنش در مقابل خودبه خودی است. تکیهٔ فقط و یک جانبه بر روی عامل آگاه، بر روی تسریع آگاهانه، بر روی عامل ذهنی، حادثه جویی، بلانکیسم، اوانگاردیسم، پیش دویدن و اوانتوریسم سیاسی است.
تمام اهمیت در درک تناسب صحیح این زوج متضاد و یافتن عمده در میان آن زوج است. باید دید خود جامعه، خود محیط چه خواستهایی را مطرح می کند و جامعه را تنها از طریق مجرا و مسیر مشخص خود او به طرف هدف های آگاهانه سیرداد.
به گفته لنین:
«ما زمانی می توانیم اداره کنیم که آنچه را که مردم درک می کنند به درستی بیان داریم.»
باید عنصر تجریدی یعنی اصول تئوریک را با عنصر مشخص یعنی خواستها و نبردهای مردم در هم آمیخت. خواست، روح، آمادگی مردم معیار و میزانی برای اجراء شعارهای انقلابی است: نه دنباله روی نه جلو دویدن.




اسکاندیناوی در گردان امپریالیسم

نروژ و دانمارک در جنگهای امپریالیستی در لیبی، یوگسلاوی و افغانستان شرکت داشتند. دانمارک همراه با ارتش آمریکا و بریتانیا در حمله علیه مناطق تحت کنترل حوثی‌ها در یمن شرکت کرده است.

نخست وزیر سوئد کریسترسسون به تازگی گفت که در سال ۲۰۲۴، سوئد دستور ناتو مبنی بر صرف دو درصد از تولید ناخالص برای دفاع نظامی را اجرا خواهد کرد و هزینه های جنگی را  دو برابر خواهد کرد.

نروژ، دانمارک و سوئد به تازگی قراردادهای جنگی با امپریالیسم امریکا بستند که به گفته کارشناسان نشانگر سرسپردگی بورژوازی این کشورها به امپریالیسم امریکا هست. بر اساس این قردادها، امپریالیسم امریکا می تواند پایگاه های جنگی در منطقه های مختلف حتا با استقرار بمب اتمی در این کشورها داشته باشد.

نروژ متحد، شریک و دوست متعهد امپریالیسم ایالات متحده است. نروژ یکی از اعضای بنیانگذار پیمان جنگی ناتو است. نروژ همچنین شریک قابل اعتماد امپریالیسم امریکا برای حفاظت از زیرساخت های حیاتی زیر دریا است که برای شبکه های ارتباطی و امنیت انرژی امپریالیسم مهم است .

همه ی کشورهای اسکاندیناوی در کنار امپریالیسم امریکا در هیستری ضدروسی شرکت می کنند و نروژ نقشی حیاتی در کمک به اروپا برای کاهش وابستگی خود به انرژی روسیه ایفا می کند.

نروژ از فوریه ۲۰۲۰ بیش از ۲.۳ میلیارد دلار برای حمایت از اوکراین اختصاص داده است و ۷.۵ میلیارد دلار را برای حمایت در پنج سال آینده متعهد شده است.

دستگاه فرماندهی دیوان سالاری ناتو در ۱۷ سال گذشته در دست نخست وزیران پیشین دانمارک و نروژ بوده است و هم اکنون هم برخی ها از نخست وزیر دانمارک و یا نخست وزیر خوش روی پیشین فنلاند برای جانشینی ینس استولتنبرگ سخن می گویند. ناتو برای پنهان کردن خوی جنگ ستیزی خود به انگاره (Image ) و آوازه بره سپید اسکاندیناوی نیاز دارد.




امید داشتن به این که سوسیالیسم می تواند در درون شکم سرمایه داری زاییده شود، پندارگونه است.

سوسیال دموکراسی می گوید که باید با کمک دولت رفاه و تعاونی کردن اقتصاد، کشور را گام به گام به سوی یک دموکراسی مردمی شبه سوسیالیستی پیش برد. این چشم انداز یادآور روشی است که در آن شیوه تولید، شیوه اندیشه و شیوه رشد سرمایه داری در طول قرن ها در کنار فئودالیسم رشد کرده بود. نخبگان فئودال و بورژوازی رقیب بودند، ولی هم زمان در بهره کشی همکار هم بودند. بنیان های سوسیالیستی و سرمایه داری در یک تضاد بسیار آشتی ناپذیر با هم هستند. هم زیستی آشتی پذیر میان سرمایه داری و  سوسیالیسم در یک جامعه شدنی نیست.

از دید تاریخی، سیاست نظارت بر نظام سرمایه داری به بهبودی برگشت ناپذیر شرایط زندگی بیش تر مردم در این کشورها نینجامیده است. در زمانی که جنبش سوسیالیستی قوی بود، سرمایه داران توانسته اند با اتحادیه های کارگری، بخش عمومی، و تعاونی ها کنار بیایند. بورژوازی با جنبش های تعاونی تا زمانی که در چارچوب اقتصاد بازار سرمایه داری کار می کنند کنار آمد.

بنیادهای تعاونی و بانکی کارگری، نه تنها موجب برقراری یک سیستم شبهه سوسیالیستی نمی شوند، بلکه اصل رقابت در نظام سرمایه داری بنگاه های اقتصادی کارگران مانند بانک کارگری، شرکت بیمه کارگری، شرکت مسکن کارگری را مجبور کرد که در اقتصاد جهانی سرمایه داری برای سود و انباشت سرمایه به رقابت بپردازند. مجبور می شوند که قانون های بازی بازار سرمایه داری را بپذیرند. بسیاری از شرکت هایی که در دوران نیرومندی جنبش تعاونی ساخته شده بودند، اندک اندک به شرکت های سهام در بازار دگرگون شده اند.

تاریخ نشان داد که هر وقت که جنبش سوسیالیستی ضعیف می شود، همه ی دستاوردها پس گرفته می شود. تلاش سوسیال دموکراسی برای ساختن جزیره سوسیالیستی در دریای ویران گر سرمایه داری  شکست خورده است.




شرکت جنگ افزار سازی دانمارکی، تجهیزات نظامی به ارتش فاشیستی اسرائیل برای جنگ علیه خلق فلسطین می فروشد

در طول جنگ جاری در غزه، شرکت جنگی دانمارکی (مای دفنس) MyDefence تجهیزات جنگی برای ارتش اسرائیل (IDF) ارسال کرده است. این در حالی است که دانمارک متعهد شده است که تجهیزات نظامی به جنگ هایی که خطر نقض حقوق بشر با استفاده از این تجهیزات وجود دارد، صادر نکند. بعید به نظر می رسد که این شرکت بدون اطلاع مسولان اینکار را کرده باشد.

کارشناسان تخمین می زنند که تجهیزات دانمارک می تواند ظرفیت ارتش اسرائیل در غزه را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

تجهیزاتی که MyDefence به اسرائیل تحویل داده است (پیت بول و وینگمن) Pitbull and Wingman نام دارد. این تجهیزات می تواند از سربازان اسرائیلی و نیروهای ویژه در برابر حملات پهپادها هنگام عملیات در داخل غزه محافظت کند. این تجهیزات  در دست یا به لباس سربازان وصل می شود و به سربازان هشدار داد که در نزدیکی آنها هواپیماهای بدون سرنشین وجود دارد.

مدیر شرکت، دن هرمانسن، در مصاحبه ای با Danwatch می گوید: اندکی پس از حمله حماس در جنوب اسرائیل در 7 اکتبر 2023، ارتش اسرائیل با شرکت تماس گرفت تا حد امکان تجهیزات قابل حمل این شرکت را سفارش دهد.

شرکت دفاعی یوتلند شمالی پس از صادرات تجهیزات ضد پهپاد به سربازان اسرائیلی که در حال جنگ در غزه هستند، انتظار دارد که سود بی سابقه ای به دست آورد.  

بیش از ۱۰ هزار کودک از آغاز جنگ تا کنون کشته شده اند. سازمان های حقوق بشری معتقدند که می توانند ثابت کنند که ارتش اسرائیل با بمباران های گسترده خود در مناطق پرجمعیت مرتکب جنایات جنگی می شود، و آفریقای جنوبی در عالی ترین دادگاه سازمان ملل، اسرائیل را به نسل کشی متهم می کند. منتقدان ادعا می‌کنند که دانمارک با این صادرات خطر مشارکت در جنایات جنگی را دارد.




مهمترین عامل خودکشی یا ادامه مبارزه در طبقه کارگر چیست؟

قوانین کار در ایران جمهوری اسلامی یکی از عقب مانده‌ترین قوانین کار در سطح بین‌المللی است. با این وجود هر گاه پای منافع این یا آن شرکت‌های خودی به میان آید هیچ یک از بندهای همین قوانین عقب مانده نیز اجرا نمیشود. در چنین شرایطی منافع این یا آن شرک مشخص، تبدیل به قانون می‌گردد.

این را حتی دولتیان نیز اقرار می‌کنند. «نیروی کار در کشور کهگاه به اندازه گرفتن حداقلی‌ترین حقوق خود هم اعتبار و قدرت ندارد، آنجا که پای منافع به میان می‌آید، همه‌ی قوانین به حاشیه می‌روند و خواسته‌ی پرقدرت‌ها و پرنفوذها خود قانون می‌شود.» (ایلنا – دنیای اقتصاد – کد خبر: ۳۹۲۴۲۶۹)

پرنفوذها با استثمار بی حد کارگران و خروج ثروتی که آن‌ها تولید می‌کنند، این طبقه زحمتکش کشور را به فقری غیر قابل تحمل سوق میدهند

فرهاد احتشام‌زاده، رئیس هیأت‌ مدیره فدراسیون واردات ایران در ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ از فرار ۸۰۰ میلیارد دلار سرمایه کشور در طول مدت ۴۰ سال خبر میدهد. (گزارش شهروند) در واقع پرنفوذ‌ها سالی بیست میلیارد دلار عصاره جان کارگران را به بیرون از مرزهای ایران میپاشند.

فقط «در فاصله سال‌های۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، دست‌کم ۹۷ میلیارد دلار سرمایه از ایران خارج شده است.» (رادیو فردا – قرائت: ۲۶ دسامبر ۲۰۲۳)

حال ببینیم کارگران ایران که چنین ثروت‌های عظیمی را تولید می‌کنند خود در چه شرایطی به سر می‌برند:

حداقل  حقوق و دستمزد کارگران که توسط کمیته حقوق و دستمزد تعیین شده است
ماهیانه) ریال) شرح ردیف
۵۳,۰۸۲,۸۴۰ حداقل دستمزد با مبنای ۳۰ روز ۱
۱۱,۰۰۰,۰۰۰ بن کارگری ۲
۹,۰۰۰,۰۰۰ حق مسکن ۳
۵,۳۰۸,۲۸۴ حق اولاد) برای هر فرزند) ۴
۸۰۴۹۱۱۲٫۴ پایه سنوات) به شرط داشتن یک سال سابقه کار) ۵
۸۰۴۹۱۱۲٫۴ تومان حداقل مزد و مزایای ماهانه کارگران در ایران جمع
مأخذ: تا شماره ۵ از سایت استخدام – قرائت: ۲۵ دسامبر ۲۰۲۳

اگر قیمت دلار را ۴۹۸۰۰ تومان در نظر بگیریم (۵ دی ۱۴۰۲)، کل حداقل مزد و مزایای ماهانه هر کارگر مساویست با ۱۶۱٫۶۳ دلار در ماه. به بیان دیگر حداقل مزد یک کارگر ایرانی در هر ساعت ۵۴ سنت آمریکائی (۰٫۵۴ دلار) است. هجده سنت کمتر از یک کارگر پاکستانی و ۳۱ سنت کمتر از یک کارگر افغانستانی است.

به طور متوسط، حداقل مزد ماهانه یک کارگر افغانستانی ۲۶۳٫۲۰ دلار است. حدود ۱۰۰ دلار در ماه بیشتر از یک کارگر ایرانی. (اطلاعات پایه‌ای از سایت https://azhich.ir/business-in-afghanistan)

این در شرایطی است که بالاترین حداقل دستمزد ماهانه در لوکزامبوگ ۵۴۹۹ دلار میباشد، یعنی ۲۲٫۱۷ دلار در ساعت.

با این آمارها میشود تقریبا دقیق و قابل لمس ارزش نیروی کار، شرایط اجتماعی کار و شرایط کارگران صنعتی و غیر صنعتی کشورمان را در سطح بین‌المللی و داخلی دریافت.

دولت ایران آگاهانه و به صورت لایحه تصویب شده در مجلس شورای اسلامی، اخبار را جعل شده (که «ضد انقلاب» نتواند از آن «سوء استفاده کند») منتشر میکند. با این وجود از همین اطلاعات جعلی میتوان به طور نسبی واقعییات را دریافت.

بر مبنای گفتار آقای مهدی پازوکی اقتصاددان نرخ تورم بهمن ماه ۱۴۰۱،۴۷٫۷ درصد بوده است ولی نرخ تورم نقطه به نقطهبهمن ماه ۱۴۰۱ را ۵۳٫۴ درصد ارزیابی میکند.

تحت تأثیر چنین تورم بالائی، سفره کارگران و زحمتکشان کشور ما در عرض یک سال به بیش از ۱۰۰ درصد تقلیل یافته است: «در سالی که دولت سیزدهم روی کار آمد، نرخ دلار در بازار آزاد ۲۴ هزار و ۵۰۰ تومان بود، اما قیمت دلار هم‌اکنون بالای ۵۲ هزار تومان است. قیمت بهترین برنج کیلویی ۳۰ هزار تومان بوده، اما این عدد هم‌ اکنون در سفره خانوار ۱۳۰ هزار تومان شده است. روغن ۵ کیلویی ۵۰ هزار تومان بوده، اما این روغن بالای ۳۵۰ هزار تومان است. سکه ۱۲ میلیون تومان بوده که الان ۳۲ میلیون تومان شده است.» (خبر انلاین – ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲)

از جانب دیگر چنین تورم بالائی ارزش مزد کارگران را نیز بیش از ۱۰۰ درصد نقصان می‌دهد. با این نقصان باید مواد غذائی مورد احتیاج را با قیمت ۱۰۰ در صد گرانتر تهیه نمایند.

آنچه که در مورد تورم گفته شد فقط گریبان کارگران و زحمتکشان ایران را نمیگیرد بلکه بر سود کارخانجات کوچک و متوسط در ایران نیز تأثیر میگذارد. این کارخانجات برای نجات خود از تورم موجود تا میتوانند بر استثمار کارگران میافزایند و در عین حال از پرداخت همان دست مزد تعیین شده نیز سرباز می‌زنند.

این شرایط دردناک و ایدئولوژی و سیاست حاکم بر جنبش کارگری باعث گشته است پیش پای زحمتکشان ایران دو راه گشوده شود:

۱- خودکشی.

۲- مبارزه برای ادامه حیات.

۱- خودکشی:

خودکشی کارگران تابع شرایطی است که اگر همه جانبه بررسی نگردد، راه برون رفت از این معضل نیز خود را آشکار نمی‌سازد.

خودکشی، بدون در نظر گرفتن زمینه آن؛ شغلی، عشقی، اجتماعی و… ، در لحظه‌ای صورت میگیرد که فرد، همه راه‌ها را برای نجات از معضلی که بر دست و پایش پیچیده است بسته میبیند، تنها یک بی راهه میماند؛ پایان دادن به زندگی و راحت شدن همیشگی از آن معضل.

معمولاً کارگرانی خود کشی می‌کنند که دارای خانواده هستند. درد و رنج ناشی از فقر و سراشیب به سوی مرگ تدریجیاعضای خانواده، باعث می‌شود که پس از تلاشهای عظیم نان آور خانواده برای بهبود شرایط زندگی خانواده‌اش و شکست این تلاش‌ها، به مرگ روی آورد تا شاهد مرگ تدریجی عزیزانش نباشد.

«روز پنجشنبه سی آذر، دو تن از کارکنان پتروشیمی چوار ایلام به دلیل اخراج از محل کار از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زدند. وضعیت عمومی این شهروندان وخیم گزارش شده است … با احتساب این دو کارگر طی مدت کمتر از دو سال، شش کارگر این پتروشیمی دست به خودکشی زده اند.» (خبرگزاری هرانا – قرائت: ۲۶ دسامبر ۲۰۲۳)

اساس و بنیان تاریک دیدن آینده، مسدود دیدن همه راه ها و ایده فرار از جلوی مشکلات به جای مبارزه با آن‌ها، عمدتا در ایدئولوژی و سیاست حاکم بر جنبش کارگری نهفته است. فشار اقتصادی رژیم عامل خارجی درجه دوم است. اگر این ایدئولوژی و سیاست علیه رژیم و در دفاع از مبارزات کلیه اقشار مترقی جامعه سمت گیری نکند و گام به گام فقط با طرح خواست‌های معیشتی عقب نشینی کند و انرژی کارگران را برای دفاع از کل مبارزات مردم آزاد نسازد و راه رفاه و آزادی را در این سمت نشان ندهد، فقط فکر طبقه را روی خواست‌های معیشتی متمرکز سازد، چون فشار دائم‌التزاید رژیم فاشیستی ایران بر معیشت کارگران است و آن را هر لحظه تنگ‌تر میکند، ضعیف‌تری کارگران را در زندان نجات خود و خانواده محصور می‌کند و چون همه راه‌ها غیر از این بیراهه وجود ندارد، او را به سوی بی آیندگی و مرگ میکشاند، به سوی خودکشی، به فرار از معضل به جای مبارزه برای حل معضل و دادن هزینه در این راه.

لذا ایدئولوژی و سیاست حاکم بر جنبش کارگری در ایستادگی کارگران برای حل معضل و یا فرارشان به سوی مرگ نقش تعیین کننده‌ای دارد.

۲- مبارزه برای ادامه زندگی:

طبقه کارگر قادر به ادامه یک زندگی شایسته نخواهد بود، اگر به عنوان یک طبقه اجتماعی با دیگر طبقات مترقی در مبارزه علیه سرمایه‌داری و خواست‌های دمکراتیک‌ خودش و اقشار دیگر متحد نشود، اگر تنها بماند، اگر از دیگر طبقات مترقی جامعه منزوی گردد، انرژی بی نهایت‌اش آنچنان در خودش منجمد می‌شود که حتی قادر به مبارزه معیشتی نیز نخواهد شد.

طبقه کارگر ایران علاوه بر سنت مبارزه ۱۵۰ ساله، در جنبش ۱۴۰۱ آنچنان بالندگی و نوسازی ایدئولوژیک – سیاسی از خود نشان داد که در رأس مبارزات کارگران جهان قرار گرفت. در آن ماه‌ها، هر چه کارگران بیشتر با اقشار مترقی جامعه پیوند بر قرار می‌کردند، هر چه بیشتر از خواستهای دمکراتیک آن‌ها پشتیبانی می‌کردند، هر چقدر با مماشات و سازشکاری درون خود، مبارزه طبقاتی را بی رحمانه جلو میبردند، به دستاوردهای اقتصادی – سیاسی و اجتماعی بیشتری نائل می‌آمدند و رژیم را مجبور به عقب نشینی می‌کردند.

از آن روزی که بخش نه چندان اندک کارگران در مقابله با نفوذ اندیشه‌های خرده بورژوازی در درون طبقه خودش عقب نشینی کردند، انقلاب ژینائی را پذیرفتند، جلوی به اصطلاح شعار «زن، زندگی، آزادی» سرخم کردند و هر اندازه در بیانیه‌های خود از خواست‌های اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی کمتر پشتیبانی به عمل آوردند، عقب نشینی خود در مقابل رژیم را نیز تسریع کردند، کار تا به امروز رسیده است. مبارزه، مبارزه ولی فقط معیشتی، فقط گرفتن مزدی که بین کارگر و سرمایه‌دار تعیین شده است. این یک خط ایدئولوژیک – سیاسی است که عقب نشینی تا کنونی جنبش کارگری در مقابل رژیم فاشیستی ایران را باعث گردیده است.

مثلاً به درخواست‌های کارکنان رسمی شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری توجه کنیم:

اعتراض کارکنان رسمی وزارت نفت شاغل در مراکز عملیاتی نسبت به عدم رسیدگی به خواسته‌های زیر است:

– حذف کامل سقف‌ حقوق

– حذف محدودیت حق‌ سنوات بازنشستگی

– عودت کسورات مازاد مالیات

– اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت بک‌پی

– عدم دست‌‌درازی به صندوق بازنشستگی کارکنان نفت

این خواست‌ها هیچ انگیزه‌ای برای پشتیبانی همه جانبه و تمام و کمال اقشار غیر پرولتری ولی مترقی، از کارگران به وجود نمی‌آورد. رژیم محدودیت بیشتری اعمال میکند و کارگران در انفراد کامل رها میشوند. ایده نجات گروه به نجات فردی کشیده میشود و زمینه مادی و ذهنی خودکشی فراهم می‌آید

وقتی ما از عقب نشینی صحبت می‌کنیم، منظورمان عدم مبارزه بخش‌های مختلف این طبقه نیست، بلکه منظورمان عدم مبارزه سیاسی طبقاتی این طبقه و پشتیبانی بی چون و چرایش از مبارزات محقانه اقشار و گروه‌های مترقی، زندانیان سیاسی و… است. خطی است که خرده بورژوازی برای جلوگیری از اروج طبقه کارگر به عنوان طبقه و انقلابی‌ترین طبقه در مبارزه علیه رژیم فاشیستی ایران، در مقابل خط پرولتری لنینی، قرار می‌دهد. لنین این خط را اکونومیستی مینامد.

امروزه کارگران مبارزه اقتصادی خود را تشدید کرده‌اند. این امر خوبی است ولی مبارزات سیاسی عمومی و اجتماعی خود را کاسته‌اند. این امر بسیار بدی‌ست.

طبقه کارگر با پا نهادن در تمام میدان‌های مبارزه اعم از معیشتی، سیاسی، ایدئولوژیک و سازمانی در کل جامعه، در پشتیبانی بی چون و چرا و همه جانبه از خواست‌های دمکراتیک مردم مترقی و دخالتگری روشن و آشکار در پروسه مبارزات اقتصادی – سیاسی تمام اقشار مترقی جامعه و طرد اپوزیسیون ارتجاعی است که شادابی خود را باز می‌یابد، به عقب نشینی خود خاتمه میدهد و تهاجم آشکار و میلیونی خود را در پیش میگیرد. طبقه کارگر به تنهائی نه تنها به سوسیالیسم نمیرسد بلکه در همین نظام سرمایه‌داری نیز میماند و مجبور به تن دادن به شرایط دردناکتری میگردد. برای رسیدن به سوسیالیسم طبقه کارگر باید با متحدین خود متحد شود و برای این اتحاد باید در میدان مبارزه آن‌ها نیز پا گذارد، مبارزه ایدئولوژیک – سیاسی را برای تصفیه صفوف آنها با قاطعیت طبقاتی پرولتری پیش ببرد تا هوای مسموم به هوای تازه و لطیف تبدیل گردد و سرمایه‌داری را در اتحادی دیرپا با دیگر زحمتکشان و آزادیخواهان مترقی به خاک بسپارد و سوسیالیسم را بنا نهد.

خوشبختانه تعدادی از تشکلات کارگری، با ترمز عقب نشینی طولانی و برداشتن گامی تهاجمی علیه رژیم جمهوری اسلامی، امید تهاجم گسترده کل طبقه را در دل‌ها زنده ساخته است.

در «بیانیه تشکلهای کارگری و اجتماعی علیه اعدام ها و سرکوبگریهای حکومت»، چنین آمده است: «بکارگیری طناب دار این ابزار قتل عمد دولتی، سیاستی کثیف و خطرناک است که هدف مستقیمش مرعوب کردن ما مردم است. باید با قدرت اتحاد سراسری مبارزاتی مان جلوی حرکت این ماشین سرکوب و جنایت را بگیریم.

ما امضا کنندگان این بیانیه در کنار خانواده‌های دادخواه اعدام شدگان و جانباختگان انقلاب زن زندگی آزادی بر توقف فوری اعدام ها تاکید داریم.

علاوه بر اعدامها حکومت از دیگر ظرفیتهای سرکوبگرانه اش استفاده میکند و پاسخ هر اعتراضی با تهدید و زندان و اخراج داده میشود. از جمله ماشین پرونده سازی‌های امنیتی، احضار کردن‌ها و حکم دادن‌ها با سرعت در حرکت است و در این یکساله کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، خانواده های دادخواه و فعالین اجتماعی بسیاری بخاطر اعتراضاتشان احکام زندان، اخراج و تبعید گرفته‌اند. اما اتحاد و همبستگی ‌مردم در مقابل همه شیوه‌های سرکوب حتی یک لحظه متوقف نشده است.»

این بیانیه قدرت متحد کردن تمام مردمان ستم دیده و سرکوب شده را دارد. این بیانیه نه فقط از حقوق و مزد بلکه از آزادی زندانیان، از شنیع بودن شکنجه و اعدام، از مبارزه تا به آخر نیز صحبت میکند. این بیانیه گام مؤثری‌ست در تهاجم مجدد طبقه کارگر علیه رژیم فاشیستی – مذهبی جمهوری اسلامی ایران و درهم شکستن روحیه و ایدئولوژی خودکشی.

نظم کمونیستی

15.01.2024




کشتار خلق های خاورمیانه توسط امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم

رهبر اسرائیل می گوید دیوان بین المللی دادگستری نمی تواند کارزار او در غزه را متوقف کند.

نتانیاهو گفت که به آنتونی بلینکن گفته است که کارزار وحشیانه در غزه که منجر به کشته شدن نزدیک به ۲۴ هزار فلسطینی شده است، نه تنها یک جنگ اسرائیل، بلکه یک جنگ آمریکایی هم است. این فقط جنگ ما نیست، جنگ شما نیز هست. این جنگ علیه محور شرارت به رهبری ایران و سه گروه نیابتی آن یعنی حزب الله، حماس و حوثی ها است.

از منظر فلسطینی ها و بسیاری از اعراب در سراسر منطقه، کشتار غزه یک جنگ آمریکایی و همچنین اسرائیلی به دلیل حمایت نظامی بی قید و شرط و پوشش سیاسی ایالات متحده است. ایالات متحده همچنین مستقیماً از جانب اسرائیل برای بمباران حوثی‌ها در یمن به دلیل حملات آنها به کشتی‌های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ مداخله کرده است.

بورژوازی صهیونیسم آن چنان از پشتیبانی امپریالیسم دلگرم است که حتا از محکوم شدن برای قتل عام فلسطینی ها در  دیوان بین المللی دادگستری نیز نمی ترسد. نتانیاهو قول داده است که هر چه باشد، این حمله ادامه خواهد داشت.

نخست وزیر اسرائیل به روشنی از منافع مشترک امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم سخن می گوید و راه تامین آن را همکاری برای کشتار خلقهای خاورمیانه می داند. پیشتر، «اسحاق بریک» یکی از ژنرال‌های بازنشسته ارتش اسرائیل گفت که اسرائیل بدون جنگ افزارها و کمک اقتصادی آمریکایی نمی‌تواند بجنگد.

برخی از مقامات آمریکایی از این بیم دارند که حمایت بی قید و شرط بایدن نتانیاهو را جسور می کند و می تواند به جنگی بزرگ در لبنان منجر شود. امپریالیستهای امریکا و اروپا در بعضی از مورد با تاکتیک های اسرائیل مخالف هستند ولی در مجموع مسلح کردن بورژوازی صهیونیستم برای سرکوب مقاومت ضد امپریالیستی خلقهای خاورمیانه برای آن ها مهم است.