سیروس مددی: اعتصابات کارگری سال 57 در کارخانجات بزرگ تبریز- که با رهبری فدائیان صورت گرفت- با سازماندهی و نقش او بود. تظاهرات اول ماه مه در تبریز در سالهای 58 و 59 و … و همچنین “جلسات کارگری” مشهور تبریز در آن دوران نیز از یادگارهای اوست. صمد مسئول کمیته شهر تبریز و مسئول شعبه تشکیلات شاخه آذربایجان فدائیان بود. توجه ویژه او به جنبش کارگری، او را به رهبر محبوب کارگران پیشرو تبریز تبدیل کرد. صمد را پدر جنبش کارگری آذربایجان در آن سالها نامیده اند.
سیروس مددی
Kar-online
یادی از رفیق صمد اسلامی طاهری
در این اول ماه مه، یادی می کنیم از یک سازمانده بزرگ جنبش کارگری، از رزمنده ای خستگی ناپاپذیر، رفیق صمد اسلامی طاهری، که پس از عمری مبارزه در راه خوشبختی طبقه کارگر و توده زحمتکش تهیدست، در تابستان سال ۱۳۶۷ بدست جلادان رژیم اسلامی تیرباران شد.
صمد در سال ۱۳۳۲ در تبریز، در خانواده ای زحمتکش و در محله ای زحمتکش نشین بدنیا آمد، در دانشگاه علم و صنعت درس خواند. در جستجوی راه رهایی انسان از فقر و تهیدستی و جهل و … به ضرورت «سوسیالیسم» رسید به سازمان چریکهای فدائی خلق ایران پیوست و از مسئولان آن شد.
صمد در کنار فعالیتهای گسترده دیگرش، باقتضای محیطی که در آن پرورش یافته بود و با علم به نقش توده زحمتکش، توجه و دلبستگی ویژه ای به جنبشهای زحمتکشان و کارگران داشت و درین عرصه رنجها برد و کارها کرد.
…. یکی از فرازهای بزرگ زندگی صمد در سالهای پیش از انقلاب، نقش برجسته او در «جنبش خارج از محدوده» تهران است.. در سال ۵۶- که جنبش زحمتکشان مناطق خارج از محدوده تهرا ن آغاز شد، صمد در راس آن قرار داشت. بخش عمده کتاب «گزارشاتی از مبارزات مردم خارج از محدوده» که پس از انقلاب از سوی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران» انتشار بیرونی یافت، توسط صمد تهیه شده بود.
……. زمانی که در محله شمیران نو نارمک، چند تن از زحمتکشان برای مبارزه با عوامل شاه – که قصد تخریب خانه ها را داشتند- شبی در خانه ای هم قسم شده بودند، رهنمودها را با واسطه ای از صمد می گرفتند.
در جنبش محله های کاظم آباد، شمس آباد و محله مجیدیه، صمد شخصا در راس جنبش بود. تمام نامه هایی که زحمتکشان این محلات به شهرداری و شاه نوشته اند، توسط صمد اسلامی نوشته شده اند.
روزی که مردم محله کاظم آباد شمس آباد به کاخ نیاوران رفتند، پس از حدود ۲۰۰ متر پیاده روی در نزدیکی کاخ، مامورین رژیم اخطار کردند که اگر قدمی دیگر برداشته شود شلیک خواهند کرد، صمد آنجا جلوی صف بود. مردم از او خواستند که به عنوان نماینده شان با رژیم شاه مذاکره کند، ولی به توصیه او همه پذیرفتند که فردی را به عنوان نماینده معرفی نکنند
…. صمد که از مدتها پیش با سازمان چریکهای فدائی خلق ایران مربوط بود، هنگامی که در اوایل سال ۱۳۵۶، توسط رفیق زنده یاد رحیم اسداللهی (علی چریک) شخصا به یکی از رهبران سازمان معرفی شد، او قبلا شبکه وسیعی از فعالین دانشجوئی و کارگری از تهران و تبریز و تعداد دیگری از شهرها را سازمان داده بود.

رفیق صمد اسلامی طاهری
… در آن سالها، نخستین هسته های کارگری در کارخانجات تبریز را نیز او سازمان داد. اعتصابات کارگری سال ۵۷ در کارخانجات بزرگ تبریز- که با رهبری فدائیان صورت گرفت- با سازماندهی و نقش او بود. تظاهرات اول ماه مه در تبریز در سالهای ۵۸ و ۵۹ و … و همچنین “جلسات کارگری” مشهور تبریز در آن دوران نیز از یادگارهای اوست. صمد مسئول کمیته شهر تبریز و مسئول شعبه تشکیلات شاخه آذربایجان فدائیان بود. توجه ویژه او به جنبش کارگری، او را به رهبر محبوب کارگران پیشرو تبریز تبدیل کرد. صمد را پدر جنبش کارگری آذربایجان در آن سالها نامیده اند. این را بی سبب نگفته اند که “صمد براستی حود به تنهایی یک حزب بود”.
صمد اسلامی پس از ضربات سال ۶۲، برای حفظ سازمان و رفقایش از جان مایه گذاشت. پس از خروج اکثریت رهبری سازمان، از جمله چند رفیقی بود که در ایران ماند. صفاتی داشت که او را مبارز روزهای سخت کرده بود. او در این دوران. یکی از مسئولان تشکیلات مخفی سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت در داخل بود و علاوه بر وظایف دیگر، با همکاری رفیقی دیگر (طهماسب وزیری)، مسئول سازماندهی گروههای مخفی فدائیان در شهرستانها (ایالات غیر از تهران) را بعهده داشت. مرکز امنیتی رژیم به نقش او پی برده بود. صمد بارها از چنگ جلادان رژیم گریخت و سرانجام پس از مدتها تعقیب و گریز، در اثر تلاشهای بی وقفه مامورین رژیم و خیانت خائنی بنام کاوه ، در ۲۹ بهمن سال ۶۲ به چنگ جلادان افتاد. می دانستند اسیرشان شخصیت کلیدی در سازماندهی و رهبری سازمانهای مخفی فدائیان در ایران آنروزهاست. هر شکنجه ای را بر روی او آزمودند و صمد از آنهمه اسرار بسیار یکی را به دشمن نداد.
صمد اسلامی طاهری در زندانهای رِژیم از سرافرازان پابرجا و از سمبلهای مقاومت بود. او پیشتر – پس از آن مصاحبه های تلویزیونی و آن فضا – بارها و بارها گفته بود: باید به رژیم نشان دهیم که “افسانه پیچ اوین” پوچ است و شکنجه گران نخواهند توانست عزم و مقاومت ما فدائیان را درهم شکنند. او خود از مصادیق وفا به این عهد بود.
صمد می دانست که دشمن مدام در پی اوست. هرچند امکان خروج بسیاری از همرزمان در خطر را از کشور فراهم کرد، ولی خود آگاهانه و سرسختانه ماند. سرانجام دستگیر شد و در تابستان سال ۶۷، دوشادوش دلاوران دیگر، سرافرازانه در راه آزادی و عدالت، در راه توده زحمتکش و طبقه کارگر به خون غلتید. بسیاری از جان بدر بردگان از شکنجه و تیرباران، زندگی خود را مدیون جانفشانیهای صمد و چند رفیق مسئول دیگر در آن سالهای خونین اند. افسوس که درهمه این سالها کسی از او چیزی ننوشت. گویی هرگز نبوده است.
در این اول ماه مه، یاد این انسان کمونیست، سازمانگر خستگی ناپذیر، پرکار، شجاع، فروتن و مردمی فراموش شده را نیز گرامی بداریم!
****
پس از آنکه خبر تیرباران صمد نیز آمد، در کنار نوشته هایی دیگر درباره رفقای شهید، با تصمیم هیئت تحریریه کار، نوشته ای نیز در صفحه اول آن روزنامه با عنوان «قهرمان خلق، صمد اسلامی» منتشر شد. و دیگر درین چهل و اندی سال کسی «هیچ جا نگفت و هیچ جایی ننوشت که او جوان افتاد». نمی دانم! چه بسا آن موضوع «مرکز و حاشیه»، بطور خودکار درباره شهیدان نهضت آزادی و عدالتجویی نیز عمل می کند. با اینحال در طول این همه سال صمد هرگز از خاطر من نرفت. جمع آوری خاطرات همرزمان و دوستان صمد درباره او، دغدغه مدام من بوده است. اکنون پس از سالها، عزم نوشته ای مبسوط درباره صمد کرده ام. از همه رفقا خواهش می کنم با ارسال دانسته ها، تدقیق ها و خاطرات خود از او، مرا یاری کنند. نگذاریم یاد قهرمانان جان باخته راه آزادی و عدالت، راه بهروزی توده زحمتکش و طبقه کارگر ایران در گردباد زمانه از خاطره ها فراموش شود. چنین مباد که قهرمانانی چون صمد فراموش شوند.
زنده نگاهداشتن نام و یاد و تلاشهای این «فداکاران فراموش شده» وظیفه ماست. تجلیل از مبارزان آزادی و عدالت، تجلیل از آزادی و عدالت است…..و فراموش نکنیم که جانباختگان آزادی و عدالت- صرفنظر ازینکه عضو کدام سازمان و جریانی بوده اند،-رفقای ما و شهیدان راه خوشبختی مردم تهیدست زحمتکش رنجدیده، راه بهروزی همه مردم اند، آنها همه رفقای ما بودند. قدردانشان باشیم.