دولتِ بی‌برنامه؛ شرمندگی به‌جای مهار تورم

🔥
تورمی که فقط «دیده می‌شود» اما کنترل نمی‌شود
اظهارات اخیر محمدجعفر قائم‌پناه که در گفت‌وگوهایش بارها تأکید کرده «دولت تورم و گرانی دلار را می‌بیند»، بیش از آنکه نشانه وجود برنامه باشد، اعترافی تلخ به ناتوانی در مدیریت اقتصاد است. وقتی معاون اجرایی رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با اقتصادنیوز می‌گوید «شرمنده مردم هستیم»، این جمله عملاً جایگزین سیاست‌گذاری شده است. دولت به جای ارائه راهکار مشخص، تنها به توصیف شرایط و تکرار مشکلات بسنده می‌کند؛ مشکلاتی که مردم هر روز با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند.

📉 جهش دلار و نبود نقشه راه
در حالی که دلار آزاد طبق گزارش اقتصادنیوز به مرز ۱۳۴ هزار تومان رسیده، دولت همچنان از «مرحله توقف رشد قیمت» سخن می‌گوید؛ مرحله‌ای که نه تعریف مشخصی دارد و نه نشانه‌ای از تحقق آن دیده می‌شود. قائم‌پناه از ناترازی بانک‌ها، کسری بودجه، کاهش درآمد نفتی و مشکلات انرژی سخن می‌گوید، اما هیچ‌کدام از این موارد تبدیل به یک برنامه عملیاتی نشده‌اند. نتیجه آن است که تورم ۴۲ درصدی همچنان پابرجاست و حتی روند صعودی دارد.

🧩 اعتراف به ناتوانی، جایگزین سیاست اقتصادی
وقتی قائم‌پناه می‌گوید «ما شرمنده مردم هستیم که نتوانستیم تورم را کنترل کنیم»، این جمله بیش از هر چیز نشان می‌دهد دولت نه ابزار دارد، نه برنامه، و نه اراده‌ای برای اصلاح ساختارها. افزایش کالابرگ، یارانه یا آمارهای پراکنده درباره انرژی و مسکن، هیچ‌کدام جایگزین سیاست اقتصادی منسجم نیستند.

⚠️ آنچه از سخنان قائم‌پناه و گزارش‌های اقتصادنیوز برمی‌آید این است که دولت بیش از آنکه برنامه‌ای برای کنترل تورم داشته باشد، تنها به بیان مشکلات و ابراز شرمندگی بسنده می‌کند؛ رویکردی که تورم را مهار نمی‌کند. در مجموع، افزایش ثروت اقلیت مرفه، شکاف درآمدی فزاینده، آمارهای نابرابری تکان‌دهنده، رشد دارایی‌های سفته‌بازان، فشار تورمی بر طبقات پایین، و فاصله‌ای که هر روز عمیق‌تر و دردناک‌تر می‌شود.




تاجیکستان هم چنان با مشکل برق روبرو است

🎭

🗓️ در آستانه سال نو، رئیس‌جمهور تاجیکستان، امامعلی رحمان بار دیگر وعده داد که تا یک یا دو سال آینده، مردم کشورش بحران برق را به‌کلی فراموش خواهند کرد. وعده‌هایی که سال‌هاست شنیده می‌شوند، اما واقعیت هر زمستان سخت‌تر می‌شود.

💼 وعده‌های بزرگ، اعداد کوچک
رحمان از ایجاد ۱.۴ میلیون شغل در پنج سال سخن گفت؛ یعنی سالانه بیش از ۲۰۰ هزار شغل. اما آمار رسمی چیز دیگری می‌گوید: در ده سال گذشته، تعداد شاغلان فقط ۳۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. هر سال حدود ۱۰۰ هزار جوان وارد بازار کار می‌شوند، اما اقتصاد توان جذب آن‌ها را ندارد. نتیجه؟ موج پایان‌ناپذیر مهاجرت کاری.

⚡ برق؛ امیدی که مدام عقب می‌افتد
محور اصلی وعده‌ها، نیروگاه برق‌آبی روگون است. گفته می‌شود با نصب توربین سوم تا سال ۲۰۲۷، تاجیکستان به استقلال انرژی می‌رسد. اما همین وعده پیش‌تر برای سال ۲۰۲۵ داده شده بود. تازه، نیروگاه تنها با شش توربین و پر شدن کامل مخزن به ظرفیت نهایی می‌رسد؛ هدفی که زمانی ۲۰۳۲ اعلام شده بود و حالا باز هم عقب افتاده است.

💰 هزینه‌های سرسام‌آور و وابستگی خارجی
هزینه پروژه روگون از ۵ به ۶.۲ میلیارد دلار افزایش یافته و همچنان رو به رشد است. وام‌های خارجی هم راه‌حل نیستند؛ چرا که با شرط اصلاحات لیبرالی و حتی واگذاری کنترل پروژه همراه‌اند.

🔌 زندگی با محدودیت دولتی مصرف برق
قطع برق از پاییز آغاز شده: ولتاژ پایین وسایل را می‌سوزاند و پمپ‌های آب از کار می‌افتند. محدودیت مصرف ۴ کیلوواتی اعمال می‌شود.

🤔 چه کسی مقصر است؟
مردم متهم به «مصرف زیاد» می‌شوند، دعا برای باران جای برنامه‌ریزی را می‌گیرد و نظام حاکم مسئولیتی نمی‌پذیرد. در حالی که محدودیت دولتی مصرف برق ۳۰ ساله شده‌اند و ظاهراً قرار نیست این آخرین سالشان باشد. هم زمان رحمان و دوستانش به دزدی از اموال مردم ادامه می دهند.




پیامدهای روانی نئولیبرالیسم

🧠

سیستم آموزش و پرورش رقابتی شده است. انسان در بازار کار همواره با بیکاری، نگرانی از دست دادن شغل و ناتوانی در تأمین زندگی روبروست. در این دستگاه، انسان برای زنده ماندن پیوسته در جنگ با دیگران است:

  • کارگر همیشگی با کارگر گذرا
  • کارگر کشور با کارگر کوچ‌گر
  • کارگر مرد با کارگر زن
  • کارگر جوان با کارگر سال‌خورده

زیرساخت‌های نئولیبرالی به گونه‌ای ساخته شده‌اند که برای بقا باید گرگ دیگری شد.

💔 سرزنش خود و مصرف‌گرایی

بیکاران و تنگ‌دستان به جای شورش، خود را سرزنش می‌کنند، همان‌گونه که نئولیبرالیسم آموزش داده است.
مصرف‌گرایی جای حس بهروزی جمعی را گرفته و زندگی انسانی را محدود به خرید و فروش کرده است.
بنگاه‌های تبلیغاتی از گهواره تا گور، ذهن و انگیزه ما را برای خرید پر می‌کنند: بخر و بینداز، دوباره بخر.

🌊 تنهایی و بیماری‌های روانی

فرهنگ نئولیبرالیسم آن‌چنان من‌گرایی و درون‌گرایی را همه‌گیر کرده که بیماری‌های روانی مانند:

  • افسردگی؛ خودآسیبی؛ تنهایی

افزایش یافته‌اند. جوانان به جای همگرایی، در دریای تنهایی فرو می‌روند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تنهایی باعث اضطراب، بی‌خوابی، فشار خون بالا و مشکلات قلبی می‌شود.

نئولیبرالیسم حتی داروی تنهایی را نیز به بازار عرضه می‌کند تا بازار خرید رشد یابد.




«وقتی مدعی حل بحران، خود نسخه‌ساز بحران است»

📌
روایت یک درد آشنا
یحیی آل‌اسحاق در گفت‌وگوی امروز، دوم دی با اقتصاد نیوز، تصویری نسبتاً دقیق از فشار تورم بر زندگی مردم ارائه می‌دهد؛ فشاری که طبقات متوسط و فرودست را در پنج حوزه اساسی مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و آموزش به تنگنا کشانده است. او به‌درستی می‌گوید که شکاف میان درآمد و هزینه مردم دیگر پنهان‌کردنی نیست و شعار و کلی‌گویی درمان این زخم کهنه نخواهد بود.

🏛 اما گوینده این سخنان کیست؟
آل‌اسحاق فقط یک «تحلیلگر اقتصادی» نیست؛ او عضو حزب مؤتلفه اسلامی و نماینده سنتی بورژوازی تجاری در ساختار قدرت است. جریانی که دهه‌ها در سیاست‌گذاری اقتصادی کشور نقش داشته و امروز، در جایگاه منتقد، از همان مشکلاتی می‌گوید که بخش مهمی از آن‌ها محصول سیاست‌های مورد حمایت همین طیف بوده است.

💼 نسخه تکراری با نامی جدید
وقتی آل‌اسحاق از «دولتی‌بودن ۸۰ درصد اقتصاد» انتقاد می‌کند و راه‌حل را در استفاده از دارایی‌های دولت، واگذاری‌ها و اجرای اصل ۴۴ می‌بیند، در واقع همان سیاست نئولیبرالی خصوصی‌سازی را تجویز می‌کند؛ سیاستی که پس از تغییر تفسیر اصل ۴۴ توسط آیت‌الله خامنه‌ای، به واگذاری گسترده دارایی‌های عمومی انجامید، اما نه به نفع مردم، بلکه اغلب به سود شبه‌دولتی‌ها و شبکه‌های رانتی.

⚖ تناقض آشکار
تناقض دقیقاً همین‌جاست: کسی که از فشار معیشتی بر ۶۰ درصد جامعه می‌گوید، همان راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند که در عمل به تشدید نابرابری، تضعیف خدمات عمومی و ناامن‌تر شدن زندگی اقتصادی مردم انجامیده است. خصوصی‌سازی در ایران نه «رقابت» آورد و نه «کارآمدی»، بلکه دارایی‌های عمومی را از دسترس جامعه خارج کرد.

🔍 مسأله فقط هماهنگی نیست
مشکل اقتصاد ایران صرفاً «ناهماهنگی در باشگاه اقتصادی دولت» نیست؛ مسأله، جهت‌گیری کلان سیاست‌هاست. تنها راه حل فاصله گیری از اقتصاد نئولیبرالیستی و برکناری رژیم ولایت فقیه است.




«تمدن‌های بومیان شمال ایران»

🌲
پیش از ورود اقوام مهاجر، شمال ایران میزبان تمدن‌هایی بسیار پیشرفته بود که کمتر در روایت رسمی تاریخ بدان پرداخته شده است.

👥 آماردها، گیل‌ها، تپورها و کادوسیان نه تنها ساکنان اصلی شمال بودند، بلکه در مقاومت در برابر هجوم‌های بیگانه نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند. از همین‌رو بسیاری از نام‌های باستانی همچون گیل، تپور، دِیلم و کاسپین تا امروز باقی مانده‌اند.

🏺 کشفیات تپه مارلیک یکی از مهم‌ترین شواهد تمدن پیشرفته شمال ایران است. در این تپه آثار شگفت‌انگیزی مانند:

جام‌های طلا و نقره ⚔️سلاح‌های مفرغی 🧵 ابزارهای بافندگی و مهرهای استوانه‌ای 💍 پارچه‌ها و زیورآلات ظریف

کشف شده است؛ آثاری که نشان از صنعت پیشرفته، هنر چشمگیر و ساختار اجتماعی پیچیده دارد و مربوط به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش است.

🌞 در رودبار گردنبندی زرین با نقش برجسته گردونه خورشید مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش کشف شده؛ نشانه‌ای از باورهای مذهبی و نمادهای بومی ایرانیان پیش از ورود مهاجران.

🎉 بسیاری از آیین‌های امروز ما، از جمله نوروز، مهرگان، سده، یلدا و چهارشنبه‌سوری، ریشه در همین جوامع بومی دارد. ویژگی مشترک این آیین‌ها شادمانی، نور، زندگی و صلح است؛ خصلتی که در زندگی شبانی و جنگاورانه اقوام مهاجر کمتر دیده می‌شود.

نادیده گرفتن نقش بومیان شمال ایران در شکل‌گیری فرهنگ ایرانی، بخشی از ضعف روایت رسمی است. بازسازی هویت تاریخی بدون درک سهم این اقوام، تصویری ناقص و تحریف‌شده از ایران ارائه خواهد داد.

با الهام از «ما آريايی نيستيم» منبع: سایت روشنگری roshangari.info – نویسنده: ر. اشکوری




فشارهای سرمایه جهانی و اهمیت دولت‌های مترقی

💹

دولت‌های مترقی که سعی دارند از سلطه سرمایه جهانی و نهادهای مالی خارج شوند، با فشارهای عظیم مواجه‌اند. دولت‌هایی که به وعده‌های خود به مردم وفادار بمانند، ناگزیر باید جریان آزاد سرمایه را کنترل کنند. این اقدامات ممکن است باعث فرار سرمایه و فشار اقتصادی شوند، اما برای رفاه و امنیت اقتصادی مردم ضروری هستند.

🌾 توسعه بازار داخلی و خودکفایی اقتصادی

برای عبور از سرمایه‌داری جهانی، توسعه بازار داخلی و خودکفایی اقتصادی حیاتی است.

  • توزیع زمین به کشاورزان و حمایت از تولید محصولات برای مصرف شخصی و عرضه در بازارهای محلی
  • تأکید بر کشاورزی جمعی یا تعاونی با رضایت داوطلبانه کشاورزان

این استراتژی زمینه کاهش وابستگی به واردات را فراهم می‌کند.

⚖️ تضمین حقوق اقتصادی

انتقال به یک نظام عادلانه اقتصادی تنها با تضمین حقوق اقتصادی ممکن است. پنج حق اقتصادی حداقلی:

  1. حق اشتغال
  2. حق دسترسی به غذای ارزان
  3. حق آموزش رایگان و باکیفیت
  4. حق مراقبت‌های بهداشتی رایگان
  5. حق بازنشستگی کافی

پیاده‌سازی این حقوق تنها نیازمند حدود ۱۰٪ تولید ناخالص داخلی است و می‌تواند پایه‌ای برای عدالت اجتماعی فراهم کند.

🌍 ملی‌گرایی مترقی و ضدامپریالیستی

ملی‌گرایی مترقی و ضدامپریالیستی با ملی‌گرایی ناسیونالیستی و انحصارطلب متفاوت است.

  • باید فراگیر باشد و مردم را برای مقابله با سلطه خارجی بسیج کند.
  • برخلاف ملی‌گرایی انحصاری، به اقلیت‌ها حمله نمی‌کند.

چپ باید از ملی‌گرایی فراگیر حمایت کند و رفاه مردم را محور اصلی قرار دهد.




انقلاب چین و اهمیت درک واقعی

انقلاب چین یک فرآیند پیچیده و چندوجهی است. تجربه چین نشان می‌دهد که تحقق سوسیالیسم در یک کشور فقیر با دشواری‌های زیادی همراه است. افزایش نابرابری در دوره‌های مختلف نمونه‌ای از این چالش‌هاست.

🌱 مشارکت مردم در پروژه سوسیالیستی

تلاش‌های بعدی برای کاهش نابرابری از طریق:

  • کمپین‌های گسترده
  • توسعه مناطق روستایی
  • ایجاد نظام آموزش و سلامت همگانی

نشان‌دهنده اهمیت مشارکت مردم در تحقق پروژه سوسیالیستی است.

⚙️ اصلاحات اقتصادی دنگ شیاوپینگ

پس از سال ۱۹۷۸، چین با رکود اقتصادی روبه‌رو شد و دنگ شیاوپینگ مجبور شد بازار را به عنوان ابزاری برای افزایش نیروهای مولد بپذیرد.
این اصلاحات باعث شد که:

  • برخی افراد ثروتمند شوند
  • نابرابری افزایش یابد
  • امکان جلوگیری از فروپاشی اقتصادی فراهم شود

همزمان، این اقدامات زمینه‌ساز سیاست‌های بعدی چین در کاهش فقر و توسعه مناطق محروم شد.

چین طی چهار دهه گذشته توانسته بیش از ۸۰۰ میلیون نفر را از فقر شدید خارج کند و این دستاورد به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های توسعه بشری شناخته می‌شود

چین با ترکیبی از رشد اقتصادی پرشتاب، سیاست‌های هدفمند دولتی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها توانست فقر را به‌طور چشمگیر کاهش دهد. در داخل کشور، دولت محلی و مرکزی با برنامه‌های دقیق توانستند مناطق محروم را به شبکه‌های تولید و بازار متصل کنند. پروژه‌هایی مانند کمربند و جاده نیز به‌عنوان ابزاری برای توسعه بین‌المللی عمل کرده و به کاهش فقر در کشورهای دیگر، به‌ویژه در آفریقا و آسیای جنوب شرقی، کمک کرده‌اند

این رویکرد نه‌تنها بر بهبود معیشت داخلی تمرکز داشت، بلکه با انتقال دانش، همکاری‌های کشاورزی و مهارت‌آموزی، نقش چین را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی در فقرزدایی جهانی تثبیت کرد. به همین دلیل، تجربه چین امروز به‌عنوان الگویی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه مطرح است




هوش مصنوعی و سونامی بیکاری: نگاهی به تأثیرات اقتصادی-اجتماعی

🚨🤖

💰📈 در نظام سرمایه‌داری متأخر، بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی اساساً در خدمت یک هدف مرکزی قرار دارد: حداکثرسازی سود و انباشت سرمایه برای مالکان و سهامداران. این فناوری‌ها ابزارهایی قدرتمند برای افزایش بهره‌وری، بهینه‌سازی فرآیندها و کاهش هزینه‌های عملیاتی هستند، اما این پیشرفت‌ها اغلب به بهای حذف گسترده مشاغل انسانی 👷‍♂️➡️🤖 تمام می‌شود. بسیاری از کارهایی که زمانی توسط انسان انجام می‌شد، اکنون با سرعت بیشتر، خطای کمتر و هزینه پایین‌تر توسط ماشین‌ها و الگوریتم‌ها انجام می‌گیرد.

🔍 حذف شغل‌ها و تحول بازار کار

گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند در دهه‌های آینده موجب حذف ده‌ها میلیون شغل شود—به‌ویژه مشاغل تکراری و روتین.
✂️👩‍💼 برای نمونه، در سال ۲۰۲۳ شرکت IBM اعلام کرد که استخدام برای ۳۰٪ از نقش‌های اداری و پشتیبانی  را متوقف می‌کند زیرا این کارها طی پنج سال آینده با سیستم‌های هوش مصنوعی جایگزین می‌شوند. این تصمیم عملاً به معنای حذف دائمی هزاران شغل انسانی است.

📉 اخراج‌های ساختاری در صنایع فناوری

در آغاز ۲۰۲۴ شرکت دراپ‌باکس حدود ۱۶٪ از کارکنان خود را اخراج کرد. مدیریت شرکت توضیح داد که بسیاری از وظایف پیشین اکنون به صورت خودکار انجام می‌شود و دیگر «ضرورتی» برای نگه‌داشتن این نیروها وجود ندارد. این نمونه نشان‌دهنده روند فزاینده اتوماسیون و کاهش نیروی کار انسانی است.

⚠️ بحران نابرابری و تمرکز سود

در حالی که میلیون‌ها کارگر شغل خود را از دست می‌دهند، سودهای حاصل از اتوماسیون و هوش مصنوعی عمدتاً به جیب مدیران ارشد و سهامداران بزرگ می‌رود—نه به افزایش دستمزد، نه کاهش ساعت کار و نه بهبود امنیت شغلی. این وضعیت موجب گسترش نابرابری طبقاتی و بی‌ثباتی اجتماعی می‌شود.