آموزش و شناخت گروهی

🤝

شناخت جامعه و پیکار برای ساختاری برابر و آزاد یک کار گروهی است که نیاز به داد و ستد اندیشه‌ها و همکاری دارد. هیچ فردی نمی‌تواند دانش جامع از همه پدیده‌ها داشته باشد، اما این دانش از طریق روند تاریخی و اجتماعی و همکاری انسان‌ها شکل می‌گیرد.

🧠 پایه شناخت دیالکتیکی

شناخت بر پایه پیوند دیالکتیکی میان حس و تجربه و خرد منطقی شکل می‌گیرد.
نمای بیرونی پدیده‌ها باید کالبدشکافی شود تا به درون آن‌ها دست یافت.
شناخت منطقی شامل مفهوم، حکم و استنتاج است و هر سه با هم در پیوند هستند.
این شناخت تاریخی و گذرا است، زیرا جهان همواره در حال دگرگونی است.

🐘 داستان فیل نابینا

یک داستان از John Godfrey Saxe می‌تواند نماد وضعیت ما باشد:
شش مرد نابینا با یک فیل روبرو می‌شوند و هرکدام بخشی از فیل را لمس می‌کند و برداشت خود را می‌گوید. هرکدام بخشی از واقعیت را فهمیده‌اند، اما کل حقیقت هنوز ناشناخته است.

🌟 همکاری و تبادل داده‌ها

این داستان یادآور می‌شود که شناخت کامل تنها با همکاری، گفتگو و تبادل داده‌ها ممکن است. تنها از این طریق می‌توان به سرشت درونی پدیده‌ها نزدیک شد.




لنین و کمینترن: ریشهٔ نابرابری جهانی و استخراج مازاد

📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review
📜 تزهای تکمیلی دربارهٔ مسئلهٔ ملی و استعماری (۱۹۲۰)
این اسناد که توسط مارکسیست هندی، ام.ان. روی تهیه و همراه با تزهای لنین تصویب شد، نشان دادند که امپریالیسم توسعهٔ اقتصادی مستعمرات را تحریف می‌کند.

🔹 «سلطهٔ خارجی همواره مانع توسعهٔ آزاد زندگی اجتماعی می‌شود.»
✅ نتیجه: مبارزه ضدامپریالیستی برای رهایی پرولتاریای مستعمرات بسیار مهم است.
⚖️ تزهای مسئلهٔ شرقی (۱۹۲۲)
در کنگرهٔ چهارم، مفاهیمی شبیه به نظریهٔ وابستگی ارائه شد:

  • رقابت بین امپریالیست‌ها پس از جنگ، توسعهٔ سرمایه‌داری بومی در مستعمرات را محدوداً تسهیل کرده است.
  • اما این توسعه تضاد غیرقابل جبران با منافع امپریالیسم جهانی دارد و به بهره‌کشی از تفاوت سطح توسعه وابسته است.

🏭 تزهای جنبش انقلابی در مستعمرات و نیمه‌مستعمرات (۱۹۲۸)
در کنگرهٔ ششم، کمینترن تأکید کرد که:

  • سیاست اقتصادی امپریالیسم معطوف به حفظ وابستگی و استثمار است.
  • بخش اعظم ارزش مازاد از طریق نیروی کار ارزان از این کشورها استخراج می‌شود.
  • نتیجه: خونریزی ثروت ملی کشورهای تحت سلطه.
    🔍 جمع‌بندی
    این تحولات نشان می‌دهد که سنت لنینی مبنایی برای درک نظام‌مند نابرابری جهانی و استخراج مازاد از پیرامون فراهم آورده است.
    🌐 لنین و کمینترن یادآوری می‌کنند که مبارزه علیه امپریالیسم و حمایت از جنبش‌های ضداستعماری، ستون اساسی انقلاب جهانی است.



«زیر بار گرانی و بی‌آبی، وعده‌های نئولیبرالی!»«راه نجات: عبور از سرمایه‌داری-دینی»

✍️

🔥 امروز کمر مردم زیر بار گرانی، بیکاری، بی‌آبی، بی‌نانی و بی‌خانمَانی خرد شده است. در حالی که سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند و جوانان با بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دست‌اندرکاران همچنان مشغول بحث‌های بی‌پایان درباره «اقتصاد انگلی» و نسخه‌های نئولیبرالی هستند.

📈 یک تحلیلگر بازار سرمایه با افتخار از چشم‌انداز مثبت بورس سخن می‌گوید؛ می‌گوید شاخص می‌تواند به ۱۰ میلیون واحد برسد و سودآوری شرکت‌ها افزایش یافته است. اما واقعیت این است که بخش بزرگی از سهامداران هنوز زیان‌های سال ۱۳۹۹ را جبران نکرده‌اند. در حالی که مردم نان شب ندارند، سود شرکت‌های بزرگ و پالایشگاهی به‌عنوان «موفقیت اقتصادی» تبلیغ می‌شود.

👴 وزیر کار هم در همین شرایط از افزایش سن بازنشستگی به ۶۵ سال سخن می‌گوید. یعنی جوانان بیکار بمانند و کارگران فرسوده تا آخرین رمق کار کنند. وعده «کالابرگ» و «کوپن» هم تنها بازگشت به سیاست‌های شکست‌خورده گذشته است. این همان منطق نئولیبرالی است: فشار بر مردم، سود برای سرمایه‌داران.

💧 و از سوی دیگر، بحران آب تهران فریاد می‌زند. ذخیره سدها به ۱۶۵ میلیون مترمکعب سقوط کرده؛ در حالی که سال گذشته ۳۶۹ و میانگین بلندمدت ۵۰۰ میلیون مترمکعب بوده است. یعنی کاهش ۳۳۵ میلیون مترمکعب! بی‌آبی، بی‌نانی و بی‌خانمانی، سه‌گانه‌ای است که زندگی مردم را به مرز نابودی کشانده.

⚡️ این اخبار کنار هم تصویری روشن می‌سازند: حاکمیت سرمایه‌داری-دینی با نسخه‌های پوسیده و سیاست‌های ضد مردمی، آینده‌ای جز فقر و فلاکت برای مردم ندارد. تنها راه نجات، گذر از این نظام و ساختن جامعه‌ای آزاد و برابر است؛ جامعه‌ای که در آن ثروت و منابع به جای سود شرکت‌های بزرگ، صرف رفاه و زندگی مردم شود.

👉 تا زمانی که این حاکمیت پابرجاست، گرانی، بیکاری و بی‌آبی ادامه خواهد داشت. راه رهایی، عبور از سرمایه‌داری-دینی است.




خشک سالی۱۰ برابری در ایران؛نقش انسان جدی‌ تر ازهر زمان

🌍🔥

🌡️ گرمایش جهانی و آغاز بحران
یک مطالعه‌ی تازه نشان می‌دهد خشکسالی بی‌سابقه‌ای که طی پنج سال گذشته ایران، عراق و سوریه را در هم فشرده، بدون تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی هرگز به این میزان شدت نمی‌گرفت. افزایش دمای ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی، منطقه را وارد «وضعیت استثنایی خشکسالی» کرده است.

📉 خشکسالی در ایران؛ بدترین در تاریخ ثبت‌شده
ایران اکنون با شدیدترین خشکسالی ثبت‌شده مواجه است. دانشمندان می‌گویند تغییرات اقلیمی خطر این خشکسالی را بیش از ۱۰ برابر افزایش داده و روند توسعه در منطقه را تضعیف کرده است. بدون گرمایش جهانی، خشکسالی کنونی تنها دو یا سه بار در هر قرن رخ می‌داد و بسیار خفیف‌تر می‌بود.

🚱 نقش ساختارهای معیوب داخلی
در کنار گرمایش جهانی، مدیریت ناکارآمد آب، برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، چرای دام بیش از ظرفیت و کشاورزی آب‌بر، بحران را تشدید کرده‌اند. بیش از ۹۰ درصد آب ایران در بخش کشاورزی مصرف می‌شود؛ مسأله‌ای که فشار مضاعفی بر آبی که دیگر وجود ندارد ایجاد کرده است.

🏜️ بحران منطقه‌ای؛ ایران تنها نیست
عراق خشک‌ترین دوره‌ی خود از سال ۱۹۳۳ را می‌گذراند و سوریه با بدترین خشکسالی چهار دهه اخیر مواجه است. این منطقه اکنون طبق هشدار اقلیم‌شناسان، آسیب‌پذیرترین نقطه جهان در برابر تغییرات اقلیمی است.

🏗️ راه‌حل‌ها از نگاه دانشمندان
مطالعه‌ی WWA اعلام می‌کند که تاب‌آوری آبی نیازمند تنوع‌بخشی به منابع آب، اصلاح الگوهای مصرف، بهبود زیرساخت‌ها و ارتقای ظرفیت مدیریت آب است. در ایران، اقداماتی مانند بارورسازی ابرها یا محدودیت‌های شدید مصرف، به دلیل ریشه‌دار بودن مشکلات، تنها نقش مُسکن دارند.

🌧️ اعترافات داخلی؛ توسعه‌ی بدون فکر
مسعود پزشکیان گفته است: «نه زیر پایمان آب داریم و نه پشت سدها
رئیس دفتر او نیز تأکید کرده: «تمام سیاست‌گذاری‌های آبی قبل و بعد از انقلاب، وضعیت را بدتر کرده است




غارت اقتصادی: نابودی عمدی یک میراث

🔨

🏦 اسطوره «ورشکستگی DDR»
روایت رایج که DDR در آستانۀ وحدت «ورشکسته» و «فرسوده» بود، یک اسطوره سیاسی ساخته شده است. ارقام واقعی چیز دیگری نشان می‌دهند: در سال ۱۹۹۰، ارزش واقعی دارایی‌های مادی DDR—شامل صنعت سودآور، زمین‌های کشاورزی و جنگلی، منابع زیرزمینی، شبکه‌های عظیم مسکن و زیرساخت‌ها—حدود ۱.۴ تریلیون مارک آلمان برآورد می‌شد.

💼 تاراج اقتصاد ملی
با این حال، «آژانس تراست» (Treuhandanstalt)، که توسط دولت غربی برای خصوصی‌سازی اقتصاد DDR ایجاد شد، این ثروت عظیم ملی را به نفع شرکت‌های غربی و سرمایه‌داران سابق مصادره کرد. هزاران شرکت دولتی سودآور و زنده—که بسیاری از آنان «تراست‌های اجتماعی» (Kombinate) پیشرفته و یکپارچه بودند—، بدون هیچ تضمینی برای حفظ مشاغل اغلب به قیمت یک مارک نمادین فروخته شدند.

📉 فاجعه اجتماعی-اقتصادی
بیش از ۸۰ درصد این شرکت‌ها به سرمایه‌داران غربی فروخته شد. نتیجه، یک فاجعۀ اجتماعی-اقتصادی بود: دو سوم از تمام مشاغل—حدود ۴ میلیون شغل—در عرض چند سال از بین رفت. موج عظیم بیکاری، فقر و مهاجرت اجباری شرق آلمان را درنوردید و زندگی میلیون‌ها نفر را دگرگون کرد.

🏘️ شوک نئولیبرالی در عمل
آنچه صدراعظم غربی، هلموت کهل، وعده «چشم‌اندازهای شکوفا» داده بود، به منطقه‌ای دی‌صنعتی‌شده، حاشیه‌نشین و پر از نابرابری ساختاری پایدار تبدیل شد. این، یک شوک درمانی نئولیبرالی تمام عیار بود که نشان داد خصوصی‌سازی سریع و بدون برنامه‌ریزی اجتماعی چگونه می‌تواند به فاجعه انسانی و اقتصادی منجر شود.




هوش مصنوعی؛ نوآوری عصر دیجیتال و چالش‌های پنهان

🤖

🌍 هوش مصنوعی امروز یکی از برجسته‌ترین و تغییرآفرین‌ترین دستاوردهای انقلاب دیجیتال به شمار می‌رود. این فناوری ظرفیت آن را دارد که بهره‌وری صنعتی را دگرگون کند، مرزهای دانش را در علوم پایه و کاربردی جابه‌جا نماید و کیفیت خدمات عمومی را به طرز بی‌سابقه‌ای ارتقا دهد.
✨هوش مصنوعی قادر است به حل برخی از دشوارترین چالش‌های بشر—from تغییرات اقلیمی تا بیماری‌های پیچیده—کمک کند و به همین دلیل به ستون اصلی توسعه در جوامع مدرن و موتور محرک اقتصاد آینده تبدیل شده است.

🧠 هسته فنی و سازوکارهای کلیدی هوش مصنوعی

در بنیان این فناوری، شاخه‌ای میان‌رشته‌ای از علوم رایانه قرار دارد که هدف آن ساخت سیستم‌ها و عامل‌هایی است که بتوانند فرآیندهای شناختی انسان را شبیه‌سازی، تقلید و حتی توسعه دهند. این توانمندی از طریق پردازش سریع حجم عظیمی از داده‌ها و استفاده از نرم‌افزارهای خودآموز محقق می‌شود.
⚙️📊 مبنای هوش مصنوعی معاصر بر الگوریتم‌های پیچیده ریاضی، یادگیری ماشین و یادگیری عمیق است؛ روش‌هایی که به آن امکان تحلیل داده‌ها، تشخیص الگوهای پنهان و اتخاذ تصمیم‌های نیمه‌خودکار یا مستقل را می‌دهد.

📈 توانایی سازگاری و کاربردهای گسترده

یکی از ویژگی‌های برجسته هوش مصنوعی، قدرت آن در پردازش و بازیافت بی‌وقفه داده‌های تولیدشده توسط کاربران است. این جریان مداوم داده، ظرفیت بالایی برای سازگاری با شرایط جدید، یادگیری پیوسته و خودتوسعه‌دهی ایجاد می‌کند.
امروزه کاربردهای آن از پزشکی و سلامت (تشخیص بیماری و کشف دارو) تا آموزش، صنعت، اقتصاد، رسانه، حمل‌ونقل و حتی حوزه‌های امنیتی و نظامی گسترش یافته است.

⚠️ چالش‌های پنهان

با وجود همه این ظرفیت‌ها، هوش مصنوعی در خلأ عمل نمی‌کند. جهت‌گیری و استفاده از آن به‌شدت تحت تأثیر ارزش‌ها، منافع اقتصادی و اهداف سیاسی شرکت‌های بزرگ و دولت‌های توسعه‌دهنده قرار دارد.
این واقعیت پرسش‌هایی بنیادین درباره ماهیت واقعی، اهداف نهایی و ذی‌نفعان اصلی این فناوری برمی‌انگیزد—پرسش‌هایی که باید جدی گرفته شوند.




امریکا، اروپا را از شریک به رقیب تنزل داد

✍️

رقابت جهانی هر روز افزایش می یابد و منابع دزدی امپریالیست ها هر روز کاهش. کشورهای جنوب مثل گذشته حاضر به غارت منابع خود نیستند و این تغییر سیاست جایگاه اروپا را برای امریکا از شریک به رقبب پایین آورد.

🔍 پرده‌برداری از یک واقعیت پنهان
آنچه امروز در سیاست جهانی جریان دارد، نه یک تغییر ناگهانی، بلکه عیان‌شدن نظمی است که سال‌ها پشت واژگانی چون اخلاق، ارزش‌های مشترک و دیپلماسی پنهان شده بود. 🎭

🛡️ رقابت بی‌رحمانه و اولویت منافع
سطح رقابت جهانی امروز به‌قدری فشرده و سخت شده که هر قدرتی، پیش از هر چیز، به دنبال منافع مستقیم خود است. در چنین شرایطی، ایالات متحده بدون پرده‌پوشی، سیاست خود را بر اساس سود، قدرت و کارآمدی تنظیم می‌کند. اتحادها تا جایی معنا دارند که کارکرد داشته باشند و هیچ تضمین دائمی در این بازی وجود ندارد. هر بازیگری که نتواند وزن واقعی خود را تحمیل کند، به‌سادگی به حاشیه رانده می‌شود. 🔥

🧩 زبان جدید، سیاست قدیمی
منطق حاکم همواره بر پایه مالکیت، منفعت و کارکرد شکل گرفته، اما امروز دیگر نیازی به پوشاندن آن با نقاب اخلاقی دیده نمی‌شود. همین عریانی زبان است که اروپا را بیش از خود سیاست‌ها دچار شوک کرده است. 🗣️

🧨 کارت امپریالیستی اروپا و تعریف رقیب
اروپا اکنون تلاش می‌کند کارت امپریالیستی خود را دوباره به بازی بگیرد؛ اما این‌بار نه از موضع اطمینان، بلکه از سر اضطراب. در این مسیر، امریکا نه شریک، بلکه به‌عنوان رقیب تعریف می‌شود.. ♟️

📌
مسئله اصلی نه یک فرد خاص است و نه یک رویکرد مقطعی. امریکا به رهبری ترامپ نیازی برای زبان دیپلماسی برای پوشاندن منافع امپریالیستی خود نمی بیند. 🌐




درس‌هایی برای امروز: در جستجوی جایگزین‌ها

💡

🌱 درس‌های DDR برای امروز
امروز، در جهانی که بحران‌های چندگانۀ سرمایه‌داری نئولیبرال—نابرابری شدید، فقر، بحران مسکن، تخریب محیط زیست و بی‌ثباتی سیاسی—را تشدید کرده است، تاریخ و تجربۀ DDR بیش از هر زمان دیگری مرتبط و الهام‌بخش است. این تاریخ یادآوری می‌کند که جایگزین‌هایی برای سیستم سرمایه‌داری وجود داشته و دارد. DDR نشان داد که می‌توان اقتصاد را حول محور نیازهای اساسی مردم—حق مسکن، کار با معنا، آموزش رایگان و سلامت همگانی—سازمان داد، نه صرفاً حول سود.

🤝 همبستگی بین‌المللی واقعی
DDR همچنین نمونه‌ای از همبستگی بین‌المللی واقعی بود که بر اساس احترام متقابل و حمایت بی‌چشم‌داشت شکل گرفت. این در مقابل کمک‌های توسعه‌ای امپریالیستی قرار می‌گیرد که کشورهای دریافت‌کننده را در بند بدهی و وابستگی نگه می‌دارند. تجربه DDR نشان داد که حمایت مؤثر و انسانی می‌تواند کاملاً متفاوت از سیاست‌های استثمارگرایانه باشد.

📚 یادگیری از موفقیت‌ها و محدودیت‌ها
بازنگری در میراث DDR به این معنا نیست که نواقص، اشتباهات و محدودیت‌های آن را نادیده بگیریم. بلکه به این معناست که از موفقیت‌ها و شکست‌ها به عنوان یک گنجینۀ تجربی برای ساختن جنبش‌های اجتماعی مترقی‌تر، دموکراتیک‌تر و انسانی‌تر در قرن بیست و یکم بیاموزیم.

🌟 آینده و الهام از گذشته
آینده می‌تواند درس‌های ارزشمندی از گذشته بگیرد: اقتصاد و جامعه می‌توانند حول رفاه، عدالت و همبستگی واقعی سازماندهی شوند. DDR تجربه‌ای است که نشان می‌دهد تغییر امکان‌پذیر است و انسان می‌تواند جوامعی بسازد که در آن‌ها زندگی با معنا، امنیت و فرصت برای همه اولویت داشته باشد.